به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید

تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان / انجمن تفریح و سرگرمی / تالار تفریح و سرگرمی / دانستنيها v / مطبوعات و نازيسم

نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

مطبوعات و نازيسم

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 7,119
اعتبار: 23
سپاس کرده: 665
سپاس شده: 3,047 در 1,516 موضوع

امتياز: 1,262.27

ارسال: #1
مطبوعات و نازيسم
انحصار مطلق دستگاه هاي تبليغاتي و مهار و مميزي و كنترل شبكه هاي خبررساني, يكي از اركان نظام هاي تماميت خواه توتاليتر است تا به وسيله آن به شعور و آگاهي توده ها و تصور آنان از دوست و دشمن شكل دهد و در مسيري دلخواه هدايت كند.
نمونه بارز اعمال چنين سياستي را به خوبي در سياست مطبوعاتي نازي هاي آلمان در دوران سلطه رايش سوم و اظهارات صريح و بي پرده هيتلر در اين مورد مي توان پيگيري كرد. اين مسئله به حدي براي نازي ها مهم و حياتي بود كه هيتلر شخصا هفته اي يكبار بعد از خوردن شام به بازبيني و نظارت گزارش ها و فيلم هاي خبري مي پرداخت و دستوراتي را كه لازم مي دانست به مسئولان مي داد. اين گزارش ها كه هر هفته زير عنوان «اخبار هفتگي آلمان» از راديو پخش و در سينماها پيش از شروع اصلي به معرض نمايش گذاشته مي شد, در واقع مهمترين ابزار تبليغاتي نازي ها محسوب مي شد كه با آن تقريبا سرتاسر سرزمين هاي تحت تسلط خود را زير پوشش تبليغاتي داشتند. در آن دوران با فقدان تلويزيون و نبود سازماني چون راديو و تلويزيون, تنها راه دسترسي گسترده به توده هاي مردم, راديو و پرده سينما بود.
مهار و مميزي مطبوعاتي نيز وضع مشابهي داشت. هيتلر بي پرده مي گفت: «كاركرد دستگاه هاي ارتباط جمعي و مطبوعات ما بسيار عالي است. قانون مطبوعات ما به گونه اي تهيه و تنظيم شده است كه ملت نتواند از اختلافات هيات حاكمه باخبر شود. اصولات مطبوعات به اين منظور به وجود نيامده اند كه گزارش اختلاف نظرها و دعواهاي دولتمردان را به گوش مردم برسانند. ما بساط كساني را كه تصور مي كردند هر چه دلشان مي خواهد مي توانند بگويند و بنويسند جمع كرديم.» او در جاي ديگري درباره آزادي مطبوعات مي گويد: مفهوم «آزادي مطبوعات» براي هر دولتي و هر كشوري خطري مهلك و مرگ آور محسوب مي شود؛ زيرا آزادي مطبوعات در واقع به هيچ وجه به معناي آزاد بودن مطبوعات نيست, بلكه فقط آزادي عناصر ياوه گويي است كه هر كاري دلشان مي خواهد و به سودشان است انجام مي دهند؛ ولو اعمالشان ضد منافع كشور باشد. البته در آغاز دشوار است كه اين موضوع را به روزنامه نگاران و ژورناليست ها فهماند و متقاعدشان كرد كه روزنامه نگار نيز عضوي از كل جامعه است. لاجرم بايد همواره اين امر را به آنان گوشزد كرد كه آزادي مطبوعات نهايتا ضد مطبوعات است و به آن لطمه مي زند. براي مثال تصور كنيد كه در شهري دوازده روزنامه و مجله منتشر مي شود حال اگر قرار باشد كه هر يك درباره رويدادي و يا موضوعي واحد, مطالب و گزارش هاي مختلفي بنويسند, خواننده ناگزير چنين نتيجه مي گيرد كه اينها همه مزخرف و حرف هاي بيهوده است. مطبوعات نبايد با طرح و بررسي همه جانبه مسائل و مشكلاتي كه مردان مهم مملكت براي حل و رفع آنها دچار اشكال شده اند و موضوع هنوز برايشان كاملا روشن نشده است آنها را به ميان مردم ببرند. بلكه بايد منتظر بمانند تا تصميمات اتخاذ شود. پيش از عمليات نظامي نيز, فرمانده دستوراتش را به گروهان ابلاغ نمي كند تا بيش از اجراي فرمان, به بحث و گفتگو گذاشته شود و پس از نظرخواهي از سربازان احتمالا آن را به اجرا گذارد.»
هيتلر بر اين اعتقاد بود كه مطبوعات نيز همچون مدارس ابزار تاديب و تربيت ملت است؛ از اين رو نظارت و هدايت آنها بايد كلا در دست دولت باشد و به هيچ وجه نبايد در تملك افراد خصوصي قرار گيرد. مي بينيم كه هيتلر چگونه با خلط مبحث و قياس مع الفارق فرآيند «تصميم گيري هاي اجتماعي» را در كنار اجراي «دستورات نظامي » و همچنين «عملكرد مطبوعات» را در كنار «وظيفه مدارس» قرار مي دهد و از اين طريق و با اين ترفند, تلاش در گمراه نمودن و اغفال مخاطبانش دارد.
اصولا تبليغات در جنبش ها و نظام هاي تماميت خواه به طور اعم و در فاشيسم, نازيسم, كمونيسم و به طور اخص در عين فريبندگي و برانگيختگي صريح و بي پرده صورت مي گيرد و رهبران اين جنبش ها و نظام ها, عموما كار خود را با بيان ساده و صريح هدف هايشان آغاز مي كردند و حتي بي محابا به سلطه طلبي و عقل ستيزي و افكار و تصورات خلاف عرف و اخلاق كه قصد عملي كردن آن را داشتند, مي باليدند. اين اصل, به ويژه در مورد هيتلر بيش از ساير توتاليترهاي قرن بيستم صدق مي كند.
تبليغات در جنبش ها و نظام هاي تماميت خواه به طور كلي به منظور تحقير, تضعيف و سرانجام از ميان برداشتن هويت فردي و تبديل كردن افراد به توده صورت مي گيرد و هدف از به كارگيري آن در نهايت, تحريك و تحريص و ترغيب توده ها به رفتاري معين است. در واقع تماميت خواهي در بستر جامعه توده وار قادر به نضج و نمو است و مي تواند به حيات خود ادامه دهد. به همي ن سبب نظام توتاليتري همواره در تقابل و تعارض با جامعه مدني قرار داد كه فرديت, آزادي هاي فردي و قانونمندي بنياد آن را تشكيل مي دهد, در دولت مبتني بر قانون, دولت قانونمند (برخورداري شهروندان از حقوق قانوني منع زور و اجبار از ناحيه دولت اساس كار است. در حالي كه در نظام هاي تماميت خواه, اين فرض معكوس مي شود به اين صورت كه ديگر فرض بر وجود حق و منع الزام و اجبار نيست. «شهروند» و «حقوق شهروندي» به مفهوم واقعي كلمه در چنين نظام هايي وجود ندارد و بارها از زبان طرفداران اقتدارگرايان شنيده ايم كه با گسترش اختيارات و استحكام اقتدار, مسائل و مشكلات حل شدني است. به گفته يكي از نظريه پردازان نازيسم, «قانون چيزي نيست جز فرمان»

امضا كاربر
سه شنبه ۲۹ تير ۱۳۸۹ ۰۵:۳۵ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.