به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

پيرامون اختلافات زن و شوهر

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 7,119
اعتبار: 23
سپاس کرده: 665
سپاس شده: 3,046 در 1,515 موضوع

امتياز: 1,261.27

ارسال: #1
پيرامون اختلافات زن و شوهر
پيرامون اختلافات زن و شوهر، سرد مزاجي زن و ابراز ناخرسندي از ديدار شوهر يا بودن با شوهر راهنمايي بفرماييد.


در پاسخ به نامه ی شخصی که با همسرش مشکل داشت:
نامه ي سركار خيلي خلاصه است، از اين رو، بسياري از نكات را در آن نيافتيم. مثلاً اين كه همسرتان چند سال دارد و از تولد آخرين فرزندتان چه مدت مي گذرد. هم چنين وضعيت تحصيلي همسرتان و نوع فعاليت هايي كه دارند، وضعيت روحي شان در جواني و در خانواده ي پدر، ميزان تقيدشان به امور ديني و... . آيا همسرتان قبلاً قصد ازدواج با شخص ديگري را داشته است؟ آيا ازدواج او تحميلي بود؟ آيا از آغاز ازدواجاز شما بدش مي آمد؟ از نامه ي شما فهميده مي شود كه در آغاز، زندگي گرمي داشته ايد چه شده كه دگر گون شده است؟! آيا نمي پرسيد براي چه از شما بدش مي آيد و از چه چيزهايي متنفّر است؟ خيلي از مسايل مبهم و پيچيده است.



زن موجودي ظريف است كه اگر چه درصد مقاومتش در برابر مسائل، از مردان بيشتر است، اما درصد تأثير پذيري و آسيب پذيري اش بالاتر است. در واقعه ي مرگ يك عزيز، زن ها علي رغم گريه و شوري كه به پا مي كنند، مقاومت بيشتري از مردها دارند، ولي تأثيرات سوگ تا مدت ها در آن ها باقي مي ماند.






تأثير پذيري سبب مي گردد كه مشكلات و ناهنجاري ها اثر پايدارتري در زن داشته باشد. اين اثر پايدار كم كم به تغيير وضعيت رواني، سپس تغيير خُلق و خوي آنان مي شود. به همين دليل، نوعاً در مورد مشكلات روحي - رواني زنان، سابقه ي فشارها و استرس هاي روحي و وضعيت بارداري شان مدنظر قرار گرفته و احتمال تأثير آن ها بررسي مي شود. مهم ترين عوامل محيطي تأثير گذار بر زنان را مي توان در موارد زير خلاصه كرد:



1) وضعيت فرهنگي خانواده ي پدري، خانواده ي شوهر و خود شوهر.



2) وضعيت اقتصادي و موقعيت اجتماعي خانواده ي مشترك (زن و شوهر).



3) شرايط بارداري و نه ماهه ي انتظار، زايمان و به خصوص شرايط پس از زايمان و زمان تولد فرزند.



4) بيماري هاي جسمي و عوامل پدي آورنده، به ويژه بيماري هاي مخصوص زنان.



5) گرفتاري هاي خاص زنان در منزل يا اداره و نوع ارتباط با فرزندان و نقش شوهر در كاهش گرفتاري ها.



6) نوع برخورد زن و مرد با مسئله ي جنسيت و روابط زناشويي.



7) بافت موقعيت خانواده: حضور مرد در زندگي، برنامه ريزي براي فرزندان، برنامه ريزي براي تفريح و استراحت و ... .



عدم تأمين سلامت زن در هر يك از اين موارد و يا گاه همه ي آن ها سبب بروز ناراحتي هاي فكري - رفتاري بي شماري در زنان مي گردد كه به صورت بيماري هاي جسمي يا رواني بروز مي كند.



متأسفانه عدم توجه به نقش مسائل رواني در بروز بيماري هاي جسمي سبب شده است كه زنان در خانواده ها تبديل به "انسان هايي هميشه مريض" گردند كه يا "دارند از شوهر و بچه هايشان به خدا گِله مي كنند" يا " از زيادي كار منزل شكوا مي نمايند" و يا "در حال ناله كردن و غرغر كردن" هستند و يا ...!



به همين دليل نوعاً پس از چند سال از آغاز اولين بيماري، زنان به موجوداتي بدخو، بيراه گو، عصباني، تلخ گفتار، تلخ رفتار و آماده ي انفجار تبديل مي شوند كه در همه كاري ناتمامند!



برخورد مردان در اين وهله از دو حال خارج نيست: يا پس از مدتي شور و غوغا به صبر روي مي آورند يا آن كه به جديت و بدون در نظر گرفتن موقعيت ويژه اي كه همسرانشان دارند به مقابله مي پردازند. اين نوع برخوردها نوعاً به طلاق يا قهر هايي پياپي و نزاع هاي لفظي و فيزيكي و ... منجر مي گردد كه در هر دو صورت، آنچه مورد خطر واقع مي شود اولاً نظام خانواده و آرامش رواني زن و شوهر است، سپس فرزنداني هستند كه ناقل اين شيوه ي ناهنجار و غلط به نسل هاي بعد هستند.



در اين گونه شرايط، زن ها به واسطه ي حضور بيشتر در منزل و عدم ارتباط با جامعه و داشتن زندگي تكراري كه تقريباً از صبح تا شب به يك گونه است، هم چنين حساسيت و ظرافت طبيعي، بيشتر مورد آزار قرار گرفته و درصد ابتلائشان به انواع بيماري هاي جسمي و روحي افزايش مي يابد.



اولين و شايع ترين مورد، ابتلا به بيماري "خستگي" است. اين بيماري نوعاً با احساس خستگي جسماني و فرسودگي در پاها آغاز مي شود و كم كم به دست ها و رباط هاي كتف و شانه سرايت مي كند و شخص احساس گرفتگي در عضلات دارد. گاهي اين حالت ها توأم با دردهاي مختلف و عمومي مي باشد كه شخص نمي تواند نوع و محل آن را تشخيص دهد، گاهي تپش قلب و تنگي نفس هم به صورت حمله هاي موقت و گاه دائمي افزون مي گردد. در خستگي جسماني روان شخص هم اغلب شركت مي كند و انسان خسته، فراموشكار مي شود، حافظه اش خوب كار نمي كند، نمي تواند دقت و توجه كامل داشته باشد. اين افراد جسارت خود را از دست مي دهند و از وظايف و مسئوليت هاي خود فراري هستند و همه چيز مخصوصاً تحمل شوهر، فرزند يا هر كه مورد حساسيت او قرار گرفته، برايش مشكل مي شود.



به طور كلي دو نوع خستگي وجود دارد: خستگي بدون علامت كه كوچك ترين اثر در دو بيماري ندارد و خستگي توأم با عوارض و درهاي مختلف.



دلايل زيادي براي خستگي بر شمرده اند كه مهم ترين آن افراط در كار است كه سبب به هم خوردن مكانيسم طبيعي حيات مي شود: بي خوابي، كارهاي زياد دِماغي، حضور در محيط پر استرس و تحت فشار، زندگي پر عجله، حضور در محيط پر سر و صدا، مشلغه ي زياد، افراط در روابط جنسي و بيماري هاي نهفته ي جسمي كه در حال پيشرفت هستند از عوامل مهم ديگر خستگي هستند. در مورد زنان تعدد بارداري ها و مرارت هاي دوران زايمان و پس از آن هم منجر به خستگي و افسردگي مي گردد كه نوعاً به صورت پايا و مزمن باقي مي ماند. اين عوامل اگر در كنار عوامل محيطي ديگر مثل فوت نزديكان و بستگان، بحران هاي اقتصادي خانواده، بي توجهي شوهر(مثل اقدام به ازدواج مجدد، اصرار بر روابط زناشويي به ويژه در سال هايي كه زن بالاي 40 يا 50 سال سن دارد و ...) مي تواند به افسردگي شديد (ملانكولي) منجر گردد. بنابراين بايد دانست كه چه عواملي سبب بروز اين حالت ها شده اند.



حال لازم است به توصيه هاي زير توجه كرده و آن ها را جدي بگيريد:



1) اين باور را در خودتان ايجاد كنيد كه "همسرتان با يك بيماري" مواجه است. قبول اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه وظيفه ي ديگري را در قبال همسرتان براي شما ايجاد مي كند و توقع شما را از ايشان معقول و منطقي مي نمايد.



2) به خودتان بقبولانيد كه "ناراحتي هاي همسر شما" در منزل شما و در طي "مدت زندگاني با شما" رشد كرده و بروز يافته است. توجه به اين نكته، نيز لزوم توجه و سپاسگزاري از كسي كه عمر خويش را در زندگي ما صرف كرده، سبب مي شود كه بر مرارت ها و زحمات ناشي از خستگي و دلتنگي همسرانمان صبر كنيم و سخنان تند و رفتارهاي غير اختياري آنان را تحمل نماييم. اين معامله اي است كه انسان با خدا انجام مي دهد، زيرا زن در خانواده ي مرد، به فرمايش نبي مكرم اسلام همچون "اسير" است كه قيموميتش را مرد بر عهده دارد.1 هم ايشان فرمود: "كسي كه بر اخلاق ناپسند همسر خويش صبر كند، خداوند پاداش صبر ايوب پيامبر بر بلاهايش را به او عطا خواهد كرد".2



3) صبر به دو صورت امكان دارد:



الف) صبر به معناي خودخوري و بروز ندادن ناراحتي. اين صبر از روي ناچاري است، نه رضا. فايده ي آن از عدم تحمل بيشتر است ولي در نهايت به آسيب هاي رواني منتهي مي گردد.



ب) صبر با سياست. اين نوع صبر، علاوه بر تحمل با برنامه اي جامع و منظم همراه است كه در نهايت به خوشي و شادي ختم مي گردد. بنابراين به راه دوم تن دهيد.



4) اولين و مهم ترين كار عملي شما اين است كه از هر گونه صحبت پيرامون بيماري رواني ايشان، لزوم رفتن به روان پزشك يا مصرف داروهاي شيميايي پرهيز كنيد. مصرف دارو را به شما توصيه نمي كنيم؛ اوّلاً به اين خاطر كه اين داروها مسكّن هستند و نوعي آرامش مصنوعي ايجاد مي كنند كه به معناي درمان نيست، ثانياً اثر آن ها در صورت استفاده ي منظم از بين مي رود، بنابراين يا بايد مقدار آن را اضافه كرد يا بايد نوعي ديگر از دارو را استفاده نمود؛ ثالثاً به خاطر اعتيادي است كه بيمار به مصرف دارو پيدا مي كند. رابعاً به واسطه ي تأثيرات رواني اي كه مصرف دارو در بيمار به جاي مي گذارد؛ مثل سستي اراده، سير در توهمات، شرطي شدن نسبت به دارو، خود را آسيب پذير يافتن و ... .



5) لازم است با دقت در زندگي همسرتان نقش عوامل تأثير گذار در خستگي و افسردگي ايشان را باز يابيد. مسلّماً در اين راه ايجاد محيطي آرام و سالم كه همسرتان در آن احساس امنيّت و آسايش نمايد و امكان استراحت و تقويت روح و جسم خويش را داشته باشد، بسيار مفيد خواهد بود. چنانچه امكان دارد و سبب دغدغه ي ديگري نمي شود، از خدمتكار استفاده كنيد. مي توانيد از فرزندانتان بخواهيد مادرشان را شاد كنند و موقعيت هاي متنوعي را براي ايشان پديد آورند، مثل سينما رفتن، گردش در پارك و ... . از سن و سال فرزندان شما اطلاعي نداريم وگرنه بيشتر در اين زمينه سخن مي گفتيم.



6) لازم است احتمال وجود بيماري هاي جسمي را نيز جدي بگيريد. بيماري هايي از قبيل سل اوليه، سل ريوي، بيماري عفوني مخصوصاً در اعضاي زنانه مانند ورم زهدان، ورم ضمائم زهدان و ... قبل از هر چيز از عدم وجود بيماري در همسر خود مطمئن باشيد. در اين ميان، نقش بيماري هاي زنانه را نبايد فراموش كرد، به خصوص با وضعيت ويژه اي كه همسرتان در مورد روابط زناشويي پيدا كرده است كه احتمال مي دهيم به سبب يك بيماري خيلي معمولي (مثل قارچ اندام زنانگي) باشد.



7) از برخوردهاي نابهنجار همسرتان با خويش ناراحت نشويد، زيرا از تبعات بيماري است. اصولاث وجه مشترك بيماري هاي عصبي (از جمله افسردگي) شكست مكانيسم دفاعي شخص است. يكي از اين مكانيسم ها، قدرت توجيه فرد مي باشد. بسياري از اوقات شخص يا اشخاصي را گناهكار مي شناسيم و آن ها را مسبب ناراحتي هاي خود مي دانيم، اما آن را بروز نمي دهيم، حتي گاه با توجيه اعمال آن ها از آن مي گذريم. اما در بحران هاي خستگي و افسردگي، اين توانايي از انسان زايل شده و حتي با پندار، افراد بي گناه را گناهكار تلقي مي كند.



مكانيسم دفاعي ديگر تكنيك انتقال است. از آن جا كه شخص تحمل فشارهاي رواني را ندارد، احساساتي را كه ديگران موجب برانگيخته شدن آن ها شده اند، به ديگران منتقل مي كنند. بسيار اتفاق افتاده كه انسان عصبانيت خود از همكار اداري اش را به منزل آورده و با اوقات تلخي با همسر، خود را تسكين بخشيده است.



روش هاي ديگري براي دفاع در برابر اضطراب و تشويش وجود دارد؛ مانند انكار و نفي، ردّ كوركورانه درپذيرفتن يك مسئله و ... .



تمامي اين ها سبب مي شود كه شخص تعادل عصبي خود را از دست داده و رفتارش در اختيار خودش نباشد.



اين مسئله، در زندگي شما روز داده كه طبيعي است. زن ها در حالت عدم تعادل روحي، مردها را انسان هايي نابكار، شهوت پرست و تجاوز كار مي دانند كه زندگي آن ها را نابوده كرده، از آنان بيگاري كشيده و به عنوان ابزار هوسراني استفاده كرده اند. اين مسئله به ويژه در صورت ابراز تمايلات جنسي از سوي مرد، دغدغه فكري و فشار روحي بيشتري را سبب مي شود.



ما در مورد اين گونه مسائل پيشنهاد قاطعي نمي توانيم بنماييم، زيرا خيلي چيزها در اين ميانه مهم است كه اولين آن ها روحيه و شخصيت فرد مقابل است. به گمان ما چنانچه تحمل زيستن، بي همسرتان را داشته باشيد و اين قدر حوصله داشته باشيد كه زندگي زناشويي را به پس از بهبودي همسرتان موكول كنيد، خيلي بهتر است، ولي اگر اين در توان شما نيست - كه البته عيب محسوب نمي شود - چنانچه شرايطش را داشته باشيد مي توانيد ازدواج مجدد نماييد و زني را به عقد موقت در آوريد. البته به شرط آن كه ازدواج شما سبب افزايش تشويش هاي همسرتان نگردد.



8) پيشنهاد ديگر ما اين است كه صبغه معنوي منزل را كاملاً حفظ كنيد. در رفع خستگي و افسردگي رواني، نماز (اوّل وقت) با آرامش بسيار مفيد است، زيرا نماز به غير از آثار روحي، آثار جسمي فراواني دارد.



تلاوت چند آيه يا خواندن زيارت عاشورا (حداقل قسمت سلام) در رقت قلب و رفع غصه ها بسيار نافع است.



حركات بدني ملايم و تنفس در هواي آزاد، مسافرت و استراحت فكري و جنسي بسيار تأثير دارد.



يادتان باشد از پافشاري بر هر كاري كه ايشان ميل به انجام آن را ندارد پرهيز كنيد، مثلاً اگر مايل نيست با شما قدم بزند يا به مسافرت برود و ... مي توانيد با بچه ها يا آشنايان نزديك كه موجب ناراحتي ايشان نمي شوند، اين برنامه ها را اجرا كنيد. در مورد مسائل زناشويي، سخني مطرح نكنيد و با استغناي كامل و بي اعتنايي برخورد كنيد تا كم كم حساسيت ها فرو نشيند.



9) نكته ي مهم ديگر اين است كه مواظب خواب و استراحت همسر خود باشيد. احتمالاً همسر شما مدتي از خواب بدون دغدغه و راحت محروم بوده است. سعي كنيد محيط منزل را طوري تنظيم كنيد كه خواب ايشان دچار خدشه نگردد. در صورتي كه اين امر به هيچ وجه ميسر نگرديد، با اجازه و مشورت پزشك معالج، از داروي خواب در غذا يا چاي ايشان استفاده كنيد.



10) براي درمان هر بيماري پنج شرط اساسي وجود دارد:



1_ طبيب حاذق (كه تشخيص درستي از مرض داشته باشد)؛



2_ داروي مفيد؛



3_ زمان كافي (گاه بيماري نيازمند چند ماه يا چند سال مراقبت است. هم چنين زمان كافي مرتبط با دير نشدن آغاز معالجه نيز هست)؛



4_ مريض مطيع (كه علاقمند به بهبودي باشد و اميد به زندگي را از دست نداده باشد)؛



5_ پرستار شفيق. دراين ميان، آخرين شرط، حائز اهميّت اساسي است. امروز براي همسرتان بايد نقش پرستار شفيق را داشته باشيد. همسر شما بايد از امروز برايتان حكم دوستي قديمي و رفيقي چند ساله را داشته باشد كه بيمار شده و به حمايت و پشتگرمي شما نياز دارد. تا مي توانيد از محبت به ايشان كوتاهي نكنيد. بدانيد اجر چنين اعمالي در دادگاه خداوند گم و نابود نمي شود.



توكل داشته باشيد و به تقدير الهي اطمينان كنيد و از او بخواهيد كه شما را در اين راه مددكار باشد.



از خداوند براي شما آرزوي توفيق و صبر و سلامتي داريم. در انتظار نامه ي بعدي شما هستيم!



در پايان سفارش مي كنيم به جاي رجوع به روان پزشك، به روان شناس حاذق رجوع كنيد تا در چند جلسه با همسرتان صحبت نمايد. قطعاً مؤثر خواهد بود.



1 "عيال الرجان اُسراؤه واحب العباد إلي الله عزّوجلّ أحسنهم صيغاً إلي اسراءه"، مكارم الاخلاق، باب: في آداب النكاح، فصل پنجم، ص 217، نيز آيه ي 38 طلاق: "الرجال قوامون علي النّساء".



2 "من صبر علي سوء خُلق امْرأته أعطاه الله من الأجر ما أعطي أيوب(ع) علي بلائه"، همان، ص 213.

امضا كاربر
جمعه ۱ مرد ۱۳۸۹ ۰۶:۱۸ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1396.