به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید

تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان / تالار عمومی / انجمن فرهنگ / تالار شعر و ادبیات / داستانهای بلند v / نكته ای در باب سه جنبش

نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

نكته ای در باب سه جنبش

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 947
اعتبار: 24
سپاس کرده: 2,123
سپاس شده: 1,792 در 913 موضوع

امتياز: 202.50

ارسال: #1
نكته ای در باب سه جنبش
پرداختن به بحث وضعيت كنونی قدرت حاكم بر ايران و پيشينه يا آينده آن و همچنين وضعيت نيروهای مخالف با آن نه در صلاحيت و توان من است و نه در محدوده مجالی كوتاه می گنجد. آنچه اينجا گفته می شود، اشاره به نكته ای بر مبنای برداشت شخصی است. دليل اين اشاره مختصر هم این است كه گاهی بديهيات نان بياتی می شوند كه سق زدنشان به كام خوش نمی آيد.



بيست و اندی از نزول بلايی كه به نام بركت آسمانی، از طريق خروج از اعماق پنهانی و پوشيده ملتی خو گرفته به تجاوز و تهاجم، و دخول در فيها خالدون آحاد آن، پديدار شده می گذرد. بلايی كه در قياس با تالی های برجسته اش -- هجوم اعراب، حمله مغول، و يورشهای مكرر تركان -- با اين مشخصه متمايز می شود كه نه از بيرون كه از درون، و نه از سوی غير كه از خودی برمی خيزد. در گذر اين زمان كه گرچه از زاويه تاريخی كوتاه می نمايد، با متر شخصی نسل های درگير درازايی جانكاه دارد، كشمكش ميان دو نيروی غالب و مغلوب افت و خيز فراوان داشته است. ويژگی اين زمانی تقابل و ستيز حكومت مذهبی با نيروهای مخالف خود در آن است كه اكنون بخشی از مجموعه نيروی مخالف را افراد و گروه هايی تشكيل می دهند كه تا زمانی نه چندان دور جزيی از نيروی حاكم خودكامه و دست كم هوادار و حامی آن بودند. استبداد مذهبی از زمانی كه شروع به از دست دادن و دفع پاره هايی از خود كرده است، در سرازيری سقوط افتاده است. كنده شدن اجزايی از يك كل كه نه قدرت نوزايی و نوجذبی و نه توان نگهداری عناصر خود را دارد، به معني تلاشی تدريجی آن است كه هر آن ممكن است بر اثر عاملي بيرونی يا درونی به نابودی آنی بيانجامد.



تقابل و تخالف جنبش دمكراتيك با نيروی غالب و حاكم خودكامه و يا حكومت توتاليتر در يك جامعه معين در گذر زمان به تناسب توان بالقوه و بالفعل دو نيرو در هر برهه و نيز آرايش قوا و يا استراتژی مخاصمه و مبارزه و ميزان بهره گيری از عوامل بيرونی در سطوح گوناگون صورت می گيرد. در اين ميدان نبرد گسترده پاره های كوچك و بزرگ وابسته به دو نيرو، چه زمانی كه از سازماندهی سنجيده و كارآمد مركز فرماندهی و رهبری خود برخوردارند، و چه آنگاه كه در فقدان آن به شيوه ای خود به خودی درگير مي شوند، در محدوده ای خاص و با تاكتيكی مختص آن محدوده در كار غلبه بر حريف می كوشند. به اين ترتيب هر حزب سياسی يا گروه اجتماعی و حتا فردی كه در حيطه عمل اجتماعي تفرد خود راحفظ می كند، برخوردار يا بی بهره از سياست و رهبری كلی و فراگير نيرويی كه سرسپرده آن و يا متعلق و يا متمايل به آن است در گستره ای محدود و مشخص امكان مبارزه می يابد.



پاشنه آشيل، يا به بيانی ملی، چشم اسفنديار حكومت مذهبی در ماهيت و يا به بيان دقيقتر در منشاء و منبع آن است. بحث در باب حقانيت يك حكومت و يا مشروعيت آن، نيازمند پرداختن به فلسفه وجودی آن و كنكاش در چرايی آن و پی جويی سرچشمه قدرت آن است. حكومت اسلامی در برهه ای خاص بدون داشتن زمينه نظری و فلسفی لازم با سودجويی از عوامل بيرونی از جمله پوسيدگی و انحطاط حكومت سلطنتی و ضعف ديگر نيروهای مخالف با نظام شاهنشاهی، و نه متكی بر توان درونی خود تكيه بر اريكه قدرت زد. از همان آغاز حكمفرمايی و در واقع پيش از آن، و نيز بعد از آن مهره های اصلی اين حكومت چنان بی بهره از معرفت و حكمت و حتا سياست و كياست بوده اند كه هرگز نه تنها به صرافت پي ريزی شالوده ای نظری برای تبيين و يا دست كم توجيه قدرتمداری خود نيفتاده اند، بلكه آن انگشت شمار متفكران دينی را هم كه به هر دليل و يا شبهه ای چشم اميد به برقراری حكومتی متفاوت داشتند، به جبهه مخالفت با خود راندند. به همين سبب است كه اكنون با فرو ريختن پوسته های توهم از پيكره اين حكومت و عريان شدن آنچه كه بيست سال پيش در پوششی فريبكار به چشم امت اسلام و هواخواهان حكومت بنيادگرای اسلامی بس دلفريب و به چشم نيروهای سكولار جامعه ايران به نوعی چاره ناچار می آمد، طرح مسائل فلسفی و ماهوی حكومت دينی و بازنگری در اصول ضرورتی مبرم يافته است.



تاريخ بی اعتنا به نظرهای منصفانه و مغرضانه افراد و گروه های اجتماعی به راه خود می رود و هيچكس را يارای زدودن مهر متفكران و مصلحان بر تن زمانه نيست. به اين ترتيب همچنان كه مثلا شريعتی -- صرف نظر از درجه اعتبار افكارش-- در يك دوره خاص در گستره تفكری خاص برجسته می شود، در اين زمان نيز كسانی چون سروش، نوری، اشكوری، كديور، و ديگران با به زير سوال بردن پاره هايی منتسب به مجموعه اعتقادی خود به تناسب توانمندی ذهنی و نظری و ميزان دليری، نه فقط در عرصه عمل اجتماعی كه بيشتر در گستره باورشكنی هايی كه مستلزم فراتر رفتن از خود و متعلقات خود است، در روند تاريخ معاصر جايگاه و نشانی می يابند.



جنبش اصلاح طلبی دينی در محدوده تاريخ ايران كم افت و خيز نداشته است. خيزش ديگر باره اين جنبش، خواه در تحقق خواست های اين زمانی خود پيروز شود خواه نه، اكنون چندان چشمگير است كه جز متحجران كورزاد، ديگر نيروهای اجتماعی، از جمله طيف گسترده جنبش دمكراتيك را گريز و گزيری از به ديده گرفتن آن نيست. اين كه جنبش دمكراتيك تا چه اندازه می تواند از توان و نيروی اصلاح طلبی دينی بهره بگيرد را آينده روشن خواهد كرد. حركت، پيشروی، وموفقيت جنبش اصلاح طلبی دينی در گروی نظام پذيری و هماهنگی مجموعه عناصری است كه سردمداران آن برای پيشبرد جنبش پيش روی خود قرار می دهند. معيار اصلی تعيين و تبيين اين عناصر و نحوه كاركرد آن ها تا ميزان زيادی بستگی به انتخاب حوزه يا حوزه هايی دارد كه به مثابه هدف اصلی نشانه قرار می گيرند. آماج نهايی اين جنبش منطقا جز ركن بنيادی استبداد مذهبی، يعنی اصل ولايت فقيه، چيز ديگری نمی تواند باشد. تحقق واقعی اصلاح دينی در گروی فراتر رفتن از نفی ولايت فقيه و زدودن شبهه و شائبه سياست از پيكره دين است.



هدف نهايی جنبش دمكراتيك، اما، استقرار حكومتی دمكراتيك است. با اين همه، در يك برهه زماني مشخص، يعنی اكنون، اگر به اهميت نقش ولايت فقيه بی اعتنا بماند و در نفی و فسخ آن، به اصلاح طلبان مذهبی ياری نرساند، به آرمان خود آسيب رسانده است.

در گستره اصلاح طلبی دينی، در مقياس با هدف اصلی، يعنی نفی و رد ولايت فقيه، ديگر نشانه ها، از جمله حركت هايی كه از سوی زنان وابسته به گروه های مذهبی در جهت ايجاد تغيير و تحول صورت می گيرد، فرعی و حاشيه ای به شمار می آيند. در واقع توجه به مسائل مربوط به زنان در چارچوب مذهب در نهايت از حد تغييرهای صوری و كم دوام و توجيه های سست و خلل پذير فراتر نمی رود. سرانجام تلاش و كوشش آن دسته از زنان وابسته به حكومت خواهان تغيير و تعديل، از نمايندگان مجلس و ديگر مهره های دولتی گرفته تا پرچمدار پوشالی پرهياهوی شان ـ فائزه هاشمي ـ از آنجا كه در خدمت سرپوش گذاشتن بر گاف های هولناك استيلای مذهب و آيين عصر جاهليت بر زندگی زنان آستانه هزاره سوم ميلادی است، حاصلی جز مثلاً توجيه شلوار جين امريكايی نداشته است، و حتا در همين حد هم به مشروعيت شلوار جين نيانجاميده است. در سوی ديگر هم همه نيرويی كه در تبيين فمينيسم اسلامی صرف می شود، در حد ابتدايی برقراری پايه های نظری گير مانده است. از يك سو فمينيسم اسلامي در قياس با بديل هايش از پيشينه تاريخی و پشتوانه تحقيقی و پايه های نظری مثلا فمينيسم مسيحی برخوردار نيست، و از سوی ديگر ظرفيت اسلام مجال توانمند شدن را از آن دريغ مي دارد.



بی ترديد جنبش اصلاح طلبی دينی در روند مستمر بازنگری های ناگزير خود در سطوح نظری و عملی اسلام چاره ای جز برخورد با گره گاه های بازدارنده نخواهد داشت. علت وجود اپيدمی اين جنبش ايجاد رفرم در دين به منظور حفظ حيات آن است. فرآيند اصلاح نيز در بستر همخوان سازی نظام اعتقادی با مقتضيات زمانه جريان می يابد. اگردرصدر اسلام دينی كه منادی برابری بندگان خدا بود، می توانست در چارچوب فرهنگ عصر جاهليت به زنان از منظر پدرسالاری قبيله ای بنگرد، اكنون چنين نگاهی معقول و ممكن نمی نمايد. در اين كه يكی از گره گاه های برجسته پيش روی اصلاح طلبان مذهبی مسئله زنان -- موقعيت، نقش، و حقوق آنان -- است، نمی شود ترديد كرد. با اين همه، در مقطع كنونی به دلايلی از جمله تشديد تقابل و تخاصم ميان خواست های مردم و مرجع خودكامگی، به درستی و به جا خاستگاه استبداد دينی، يعنی ولايت فقيه، از سوی جنبش نشانه گرفته شده است. اين نشانه گيری در بسياری موارد نمود آشكار و صريح ندارد. به بيانی ديگر نقد نظری هسته استبداد دينی يكسره عريان نمی نمايد و گاه در پس نفی و رد عواقب آن پوشيده می ماند. با وجود اين خط سير تير حمله روشن است، و اوج گيری مجدد سبعيت متحجران نيز از همين روست. در اين حال اگر همه نيروهای منفرد و گروهی، متفكران و مصلحان دينی، فعاليت های فردی يا جمعی و نيز نظری ياعملی خود را در راستای زير ضرب بردن ولايت فقيه متمركز نكنند، به پيشبرد جنبش اصلاح طلبي دينی ياری نخواهند رساند. برپايه چنين نگرشی اصلاح طلبی دينی، در اين برهه از زمان، از حواشی اهداف خاص، چون مسئله زنان، فاصله می گيرد تا مجموعه توان خود را صرف از ميان برداشتن مانع اصلی كند.



جنبش دمكراتيك اما، به دليل اهميت خود، فرصتی فراخ را برای حركت های پيشبرنده گوناگون در گستره زنان فراهم می آورد. بخش عمده اين فرصت به مبارزه با عوامل بازدارنده زنان ايران از دستيابی به حقوق مدنی خود برمی گردد. حقوق زنان كه عمدتاً در مبحث مربوط به خانواده، يعنی يكی از سه مبحث اصلی حقوق مدنی، بازتاب می يابد، در دو مبحث ديگر آن يعنی اشخاص و اموال نيز منعكس می شود. منبع عمده حقوق مدنی قانون مدنی است.



قانون مدنی ايران كه در آغاز برپايه فقه شيعه و قانون نامه ناپلئون (1314 ـ 1306 ش) تدوين شد، پس از استقرار جمهوری اسلامی با تردستی تمام عياری چرخشی در جهت تطبيق هر چه بيشتر با احكام فقهی پيدا كرد. به اين ترتيب كژی ها و كاستی های انكارناپذير احكام فقهی از زاويه ميزان كارآيی شان در زمان حاضر به نقائص پيشين آن افزوده شد و نتيجه وضعيت اسفبار و تحمل ناپذيری بوده كه تاكنون نيز دوام آورده است. ناديده گرفتن حقوق زنان، و در واقع پايمال كردن آن در مجموعه قانون مدنی ايران به ويژه در مبحث خانواده، چندان گسترده و عميق است كه جنبش دمكراتيك نمی تواند آن را حاشيه ای به شمار آورد. جنبشی كه تحقق دمكراسی را كانون خود می داند، در هيچ مقطعی و به هيچ دليلی نمی تواند خواسته و اراده و اختيار و نيز مصلحت و منفعت نيمی از آحاد جامعه را فرعی تلقی كند. در واقع جنبش زنان پاره تفكيك ناپذير جنبش دمكراتيك است. نه جنبش زنان می تواند در خارج از حيطه جنبش دمكراتيك حركت كند، و نه جنبش دمكراتيك ممكن است بی اعتنا به جنبش زنان راه به جايی ببرد. بر اين اساس حقوق زنان و كوشش در تغيير قوانينی كه به جای تضمين اين حقوق زمينه تضييق آن را فراهم می آورند، نه مختص جنبش زنان كه نيز مسئله اساسی جنبش دمكراتيك است.



براندازی حكومتی خودكامه مترادف و مساوی با استقرار حكومتی دمكراتيك نيست. از اين گذشته، گستره جنبش دمكراتيك بسيار فراتر از محدوده احزاب و گروه های سياسی است كه خود را به آن منتسب می دانند. نكته آن است كه برپايه چنين بديهياتی نيروهای جنبش دمكراتيك بتوانند در رفتار با كانون های توجه خود توازنی مطلوب ايجاد كنند تا جنبش بتواند استقلال خود را بر مبنای علت وجودی خود حفظ كند. در اين صورت در فضای سرشار از توجه افراد خاص به قانون مداری و جامعه مدنی، تاكيد بر پرداختن به قانون اساسی در كنارطرح و نقد و بررسی قانون مدنی امكان پذير می شود. جنبش دمكراتيك از يك سو بر محور نفی ولايت فقيه امكان همصدايی با جنبش اصلاح طلبی دينی را می يابد تا از اين رهگذر با جلب توجه عموم به قانون اساسی راه بر طرح و اشاعه مباحث بنيادی قانون مداری، جامعه مدنی، و مردم سالاری بگشايد، و از سوی ديگر می تواند با به زير ضرب بردن قوانين مربوط به حقوق زنان و ياری رساندن به جنبش زنان در راستای تقويت نيروی جنبش و گسترش همه جانبه آن گام بردارد. روشن است كه هرگونه ميان كنشی در تعامل و تقابل سه جنبش نامبرده بر مبنای تعريف علت وجودی آن ها تحقق می يابد و در چارچوب تعيين و تفكيك حد و مرزهايشان تفسيرپذير می شود. آنچه به صورت آشكار می نمايد آن است كه به رغم فراوانی گره گاه ها در عرصه تقابل و تعامل جنبش ها، تعاريف كلی روشن و بديهی است و توافق و همصدايی بر سر آن دشوار نمی تواند باشد. نكته، اما، آن است كه چنين نمودی از خصلتی غلط انداز برخوردار است. در واقع هر گاه جزييات مسئله ساز می شوند و مبهمات وفور می يابند، می شود درنگی كرد و بار ديگر با نگاهی ديگر به كليات و بديهيات نظر افكند تا شايد رمز دوام اشكال و ابهام در كار را در جايی كه انتظار نمی رود، نهفته يافت.
:c (18)::c (18)::c (18)::c (18):
سه شنبه ۹ شهر ۱۳۸۹ ۰۷:۴۳ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.