به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید

تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان / تالار عمومی / انجمن فرهنگ / تالار شعر و ادبیات / داستانهای بلند v / نگاهی به بنيان نظری روزنامه‌نگاری در غرب 


نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

نگاهی به بنيان نظری روزنامه‌نگاری در غرب 


نویسنده پیام
*
ارسال ها: 947
اعتبار: 24
سپاس کرده: 2,123
سپاس شده: 1,792 در 913 موضوع

امتياز: 202.50

ارسال: #1
نگاهی به بنيان نظری روزنامه‌نگاری در غرب 


اهالی ينگه دنيا در گذر تاريخ کوتاه خود به شماری از ويژگي ها و دستاوردهايشان باليده‌اند، و در زمان حاضر نيز، البته، به يمن سلطه سياسی-اقتصادی-فرهنگی بر گستره عالم خاکی به سادگی تمام خود را «افتخار همه آفاق» می‌پندارند. بحث در چند و چون اين تفاخر و تحقيق در صحت و سقم ̃̃آن مجالی ديگر می‌طلبد. اما، بی‌ترديد اين برتر بينی نمی‌تواند بر يک برتری‌جويی سخت و جدی استوار نباشد، و پس، ساده و آسان دست نداده است. مردم امريکا، به هر حال، گذشته از بختياری در برخورداری از مقتضييات پيشرفت، به ياری پاره‌ای از خصوصيت ها و خصلت های خود به مرحله و مرتبه‌ای رسيده‌اند که بجا و نابجا کعبه آمال بسيار کسان از هر گوشه و کنار جهان است. از زمره اين مشخصه‌ها آنچه اکنون و اينجا موردنظرست، «شهادت و جسارت خطر کردن»، «ميل به ̃زادی و رهايی از قيود»، و «نوجويی» است که ميراث و ره‌آورد اسلاف مهاجرشان بوده است. چنين صفاتی، بی‌گمان، از جمله پيش شرط های لازم برای تحقق مهاجرت به شمار می‌آيند؛ و هرگاه زمينه مساعد برای دوام و بقا بيابند، می‌توانند ياری‌رسان مهاجران در دستيابی به پيشرفت های برجسته باشند.



شايد بتوان گفت که روشن‌ترين تجلی آزادیخواهی و شهامت و نوجويی ملت امريکا در قانون اساسی آن يافت می‌شود. اين قانون که نقطه عطفی در جهان غرب پنداشته می‌شود، نخست‌بار در ساخت ۱۷۸۷ مدون شد و در سال ۱۷۸۹ متمم‌هايی به آن افزوده شد. دغدغه اصلی تدوينگران قانون اساسی ايالات متحده محدود کردن قدرت حکومت و تضمين آزادی شهروندان بوده؛ و جدايی قوای سه گانه مقننه، مجريه، و قضائيه ، نظارت هر يک از قوا بر ديگری، و نيز تضمين آشکار و صريح آزادی های فردی، همه، به قصد ايجاد توازن ميان اقتدار و آزادی -- يعنی هدف اصلی قانونگزاری -- صورت گرفته است. به اين ترتيب حکومت فدرال بر پايه مفاد و مندرجات قانون اساسی ملزم به رعايت حقوق اساسی شهروندان است. مهمترين تحديد قدرت حکومت بر افراد با طرح لايحه حقوق انجام گرفت. متمم اول که مشهورترين متمم قانون اساسی امريکاست، تضمين کننده حقوق شهروندان در زمينه «خودآگاهی» است و بنابر آن کنگره نمی‌تواند در جهت تثبيت دين، يا منع پيروی از آن يا تحديد آزادی کلام، يا مطبوعات، يا حق اجتماع صلح‌آميز مردم، يا حق دادخواست عليه حکومت قانونی بگذراند.



مقايسه اين متمم که بيانگر روحيه و شيوه برخورد ملت امريکاست با اقدام اروپائيان در زمينه مشابه حکايت از تفاوت نگرش ها به موضوعی واحد دارد. شورای اروپا در سال ۱۹۵۰ در رم به «پيمان حمايت از حقوق بشر و آزادی های اساسی» موادی را افزود که ماده ۱۰ آن ضمن تصريح به برخورداری همگان از حق آزادی بيان، آن را مشروط به مقررات، اوضاع و احوال، محدوديت ها و کيفرهای تعيين شده توسط قانون می‌کند. ماده ۱۰ اظهار می‌دارد که اين مجموعه شروط قانونی در جامعه‌ای دموکراتيک در راستای منافع امنيت ملی، وحدت ارضی يا امنيت عمومی، و جهت پيشگيری از بی‌نظمی و جنايت يا افشای اطلاعات محرمانه، حفظ اصول اخلاقی و سلامت و آبرو و حقوق ديگران، و نيز تأمين اقتدار و بی‌طرفی قوه قضائيه ضروری محسوب می‌شوند. از سوی ديگر، می‌بينيم که نخستين متمم قانون اساسی امريکا با تضمين آزادی مطبوعات در دو سطح فدرال و ايالتی به رسانه‌های خبری ملت خود چنان آزادی بی‌همتايی می‌بخشد که به پشتوانه آن می‌توانند بر اعمال حکومت نظارت کنند و هيچ‌گونه قيدی -- از جمله حتا قانونی در زمينه پيشگيری از افشای اطلاعات محرمانه دولتی -- نمی‌تواند بازدارنده آنان از خرده‌گيری بر اعمال حکومت، اعتراض به اين اعمال، و به زير سوال بردن عملکرد آن باشد. نمونه‌هايی از قدرت بی‌مانند و فراگير مطبوعات امريکا را می‌توان در نقش گزارش های روزنامه‌نگاران از واقعيت های جنگ ويتنام در اعتراض و مخالفت با سياست امريکا و تغيير آن و سرانجام پايان گرفتن جنگ، سهم‌شان در درخشش و افول عوام‌فريبان و ديگر چهره‌های سياسی، و واداشتن ريچارد نيکسون به استعفا از مقام رياست جمهوری در سال ۱۹۷۴ در پی افشای رسوايی واترگيت به عيان ديد.



بر مبنای حقوق قانونی مطبوعات در امريکا «انجمن سردبيران روزنامه‌های امريکا» American Society of Newspaper Editors در سال ۱۹۲۲ بيانيه‌ای را به نام «اصول روزنامه‌نگاری» به تصويب رساند که بعدها در سال ۱۹۷۵ مورد تجديدنظر قرار گرفت و عنوان «اساسنامه» يافت. اين اساسنامه در مقدمه خود به متمم اول استناد کرده است و اظهار می‌دارد که چون اين متمم با مصون داشتن آزادی‌بيان از تحديد قانونی، متضمن حقوق مشروطه مردم از طريق مطبوعات است، ارباب جرايد مسئوليت سنگينی بر دوش دارند. به اين سبب، حرفه روزنامه‌نگاری از روزنامه‌نگاران افزون بر دانش و سختکوشی، حفظ حرمت و رعايت شأن و مقامی معيار و متناسب با چنين تعهد و وظيفه خطيری را طلب می‌کند. اساسنامه انجمن نامبرده به قصد ارائه ملاک و ميزان شايسته‌ترين عملکرد حرفه‌ای و اخلاقی در ۶ بند بر ۶ اصل تأکيد دارد.



از آنجايی که مفاد اين اساسنامه به شيوه‌ای مختصر و مفيد نکات اصلی تعهدات و وظايف روزنامه‌نگاران را از ديدگاهی حرفه‌ای مطرح کرده و از همين رو نيز مورد استناد ديگر انجمن های حرفه‌ای روزنامه‌نگاری در تهيه و تدوين اساسنامه‌هاشان قرار گرفته است، جای آن دارد که شرح داده شوند. ۶ اصل موردنظر عبارتند از:

بند ۱) مسئوليت: هدف اصلی گردآوری و پخش اخبار و آرا خدمت به بهبودی و بهزيستی مردم از طريق آگاه کردن و توانمند کردن آنان در امر قضاوت درباره مسائل زمانه خود است. روزنامه‌ نگارانی که از قدرت نقش حرفه‌ای خود در راه رسيدن به اهداف بی‌ارزش و پاسخگويی به انگيزه‌های شخصی خويش سود می‌جويند، اعتماد عمومی را نقض می‌کنند. آزادی مطبوعات امريکا فقط به قصد آگاهانيدن مردم يا فراهم آوردن تريبون آزاد مباحثه حاصل نشده است، بلکه افزون بر اين دو هدف، هدف بررسی و موشکافی در عملکرد قدرتمدار جامعه، از جمله قوای رسمی در همه سطوح حکومتی، را به گونه‌ای مستقل دنبال می‌کند.

بند ۲) ̃آزادی مطبوعات: آزادی مطبوعات به مردم تعلق دارد و بايد از تجاوز و تعدی از هر سو، چه عمومی چه خصوصی، مصون بماند.

بند ۳) استقلال: روزنامه‌نگاران بايد از رفتار ناپسند و بروز آن و نيز هرگونه منفعت‌جويی يا بروز آن بپرهيزند و از هرگونه رفتار و کرداری که تشخص و منزلت حرفه‌ای‌شان را به خطر بيندازد دوری گزينند.

بند ۴) حقيقت و صحت: صادق بودن با خواننده شالوده روزنامه‌نگاری راستين است. روزنامه‌نگاران بايد برای تضمين درستی اخبار، بی‌غرضی در ارائه خبر و محتوای کلام، و رعايت انصاف همه جانبه نهايت کوشش خود را به عمل آورند. سرمقاله‌ها و مقاله‌های تحليلی و تفسيری نيز بايد در رابطه با وقايع مندرج در اخبار و گزارش ها از معيار درستی و صحت پيروی کنند. خطاهای چشمگير در ارائه واقعيات، و نيز در حذف واقعيات، بايد بی‌درنگ و به گونه‌ای بارز اصلاح شوند.

بند ۵) بی‌طرفی: مفهوم رعايت اصل بی‌طرفی آن نيست که روزنامه ‌نگاران از چون و چرا کردن و يا نظردهی خودداری کنند، بلکه بايد چنان قلم بزنند که خواننده به روشنی تمايز ميان گزارش های خبری و عقيده و نظر نويسنده را دريابد. به اين ترتيب مقالات در بردارنده‌ آرا يا تفاسير شخصی بايد آشکارا مشخص شوند.

بند ۶) انصاف: روزنامه‌نگاران بايد به حقوق افراد موضوع اخبار احترام بگذارند، ضوابط اخلاقی را رعايت کنند و پاسخگوی درستی و انصاف گزارش های خبری خود به مردم باشند. کسانی که علنا مورد اتهام قرار می‌گيرند، بايد بی‌درنگ فرصت پاسخگويی بيابند. التزام به رازداری در مورد منابع اخبار امری ضروری است و نبايد ناديده گرفته شود. در صورتی که نيازی مبرم و آشکار به رازداری در ميان نباشد، منابع اطلاعات بايد مشخص شوند.



چنانکه گفته شد اصول نامبرده روی هم رفته ساختار و چارچوب حرفه روزنامه‌نگاری را در غرب بنا می‌نهند؛ به گونه‌ای که برای نمونه، «انجمن روزنامه‌نگاران حرفه‌ای» با استناد بر اساسنامه مورد بحث و با تأکيد بر اين امر که روشنگری عمومی پيش درآمد عدالت و بنيان دموکراسی است، اصولی چون «حقيقت‌جويی و گزارش واقعيات»، «استقلال عمل»، «پرهيز از آسيب‌رسانی به ديگران»، و «مسئوليت‌پذيری و پاسخگويی» را سرلوحه فعاليت روزنامه‌نگاران حرفه‌ای قرار می‌دهد و پيروی از اين اصول را ضامن حفظ منزلت و اعتبار حرفه‌ای آنان می‌داند.



پايان اساسنامه انجمن نيز بيانگر هدف آن مبنی بر حفظ، حمايت، و تقويت پيوند اعتماد و احترام ميان روزنامه‌نگاران امريکايی و مردم امريکاست، اين پيوند نگهدارنده وديعه آزادی است که بنيانگزاران ملت به دست امريکاييان و روزنامه‌نگاران امريکايی سپرده‌اند.



نگاهی به «منشور وظايف حرفه‌ای روزنامه‌نگاران فرانسوی» - که در سال ۱۹۱۸ به تصويب سنديکای ملی روزنامه‌نگاران فرانسوی رسيد و در سال ۱۹۳۸ تکميل شد - نيز آشکار می‌گرداند که برای روزنامه‌نگاران اروپايی نيز کم و بيش همان اصول خدشه‌ناپذير «مسئوليت‌پذيری»، «حقيقت‌جويی و درستی اخبار و گزارش‌ها»، «رفتار پسنديده فراخور منزلت حرفه‌ای»، «احترام به عدالت»، «پرهيز از سوء‌استفاده از آزادی مطبوعات» و... مطرح است.



کوتاه سخن آن که به اقتضای زمانه مردمان غيرغربی نيز در حين تأثيرپذيری از الگوهای اقتصادی- سياسی غرب با همه پيامدهای مثبت و منفی‌شان، از سرمشق های اجتماعی- فرهنگی آن نيز متأثر می‌شوند. پس، هرگاه در برگرفتن از توشه پربار تمدن غرب هشياری و درايتی نشان دهند، چه بسا بتوانند با پرهيز از خطاهای آزموده و کوشش در بازشناسی تنگناهای بيرونی و درونی خود از راه‌های هموار شده توسط ديگران گذر کنند تا در نهايت راه خود را دنبال گيرند. از اين منظر گمان می‌رود بررسی دستاوردهای نظری و عملی غرب، به ويژه امريکا، در زمينه آزادی انديشه و بيان - که سنگ بنای آزادی مطبوعات و تعيين‌کننده گستره‌ عمل آن است- می‌تواند در روشن‌تر کردن افق ديد روزنامه‌نگاران ايران در وضعيت کنونی سهمی درخور داشته باشد. اگر، از ياد نبريم که هر کوشش و جنبشی در اين ميدان از انگيزه روشنگری اذهان عمومی و تحقق بهزيستی همگان و برائت از تعلقات، تمايلات، و مصالح فردی و گروهی مشروعيت می‌يابد.
:b (47)::b (47)::b (47)::b (47):
سه شنبه ۹ شهر ۱۳۸۹ ۰۷:۴۴ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.