به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید

تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان / تالار عمومی / انجمن فرهنگ / تالار شعر و ادبیات / داستانهای بلند v / 
اهالی ينگه دنيا در گذر تاريخ کوتاه خود به شماری از ويژگي ها و دست

نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5


اهالی ينگه دنيا در گذر تاريخ کوتاه خود به شماری از ويژگي ها و دست

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 947
اعتبار: 24
سپاس کرده: 2,123
سپاس شده: 1,792 در 913 موضوع

امتياز: 202.50

ارسال: #1

اهالی ينگه دنيا در گذر تاريخ کوتاه خود به شماری از ويژگي ها و دست
در میان ترانه‌های آلبوم خیال من ترانه‌ای‌ست که بارها، با هوار شدنش بر ذهن، مرا به چالش خوانده؛ با این همه پرداختن به آن را بیهوده و سخت یافته‌ام. پرداختن به یک کار هنری را می‌شود در گام‌های گوناگون، از ساده تا پیچیده و از آسان تا سخت، پی گرفت. یعنی می‌توان به بیان برداشت از آن بسنده کرد، یا پیشتر رفت و به تفسیر و تحلیل و نقد آن کوشید. در هر حال و گام، این کار نوعی پاسخگویی به آن اثر است. روشن است که پاسخ به کار هنری هم به توان پاسخگو برمی‌گردد، هم به گنجایش اثر. سوای این اما، تا حال و هوایی زمینه‌ساز فراهم نشود، این پاسخگویی‌ روی نمی‌دهد.

ترانه‌ای که تا به امروز گفتن از آن را بیهوده یا سخت می‌دیدم، ترانه‌ای‌ست از نیک دریک (Nick Drake) به نام Day Is Done که می‌شود آن را "روز به سر می‌رسد" یا "روز تمومه" ترجمه کرد. این ترانه، به‌رغم افسون انکارنشدنی‌اش، سرشتی بسته و ساده دارد که راه بر تفسیر و تعبیر می‌بندد. می‌شود بارها و بارها به آن گوش داد و به سحر اندوه آن گرفتار شد؛ اما نمی‌شود چیزی به آن افزود یا چیزی جز آن‌چه خود به یک‌باره به شما می‌دهد، از آن گرفت. با چنین گمانی جز گوش دادن به آن کاری از دست من ساخته نبود. اما حالا آن حال و هوای زمینه‌ساز گفتن از این ترانه با از راه رسیدن خردادی فراهم شده که من و ما را به یاد خردادی فراموش نشدنی می‌اندازد: خردادی که در آن، روز جوان‌هایی -- بی‌نام یا با نام -- بی‌گاه و بی‌جا به سر رسید و ناتمامی آوازشان خشم و حیرت و سوگی را هوار سینه‌ی در شب‌ماندگان کرد. سالی سپری شده و از آن بختک سه‌‌تیغه‌ تنها تیغه‌ی اندوه است که هنوز زخم می‌زند.

گمان نمی‌رود نام نیک دریک به گوش همه‌ی ترانه‌دوستان امروزی آشنا باشد. با این که او از نسل من است، تا همین ده سال پیش او را نمی‌شناختم. نه نیک دریک در زندگی کوتاه خود، چه بسا به سبب گریزش از اجرای زنده و گفتگو، به آوازه‌ای رسید، و نه من ترانه‌شناس بودم. اما دریک موسیقی‌دان و نوازنده و ترانه‌سرا‌خوان (پیشنهاد من برای "ترانه‌سرای ترانه‌خوان" یا singer song writer)، به‌رغم افسردگی و سرخوردگی، در زمانی به کوتاهی پنج شش سال توانست یادگاری درخور از خود بر جای بگذارد. از این گذشته، سال‌ها بعد، یعنی 26 سال پس از مرگ دریک در 26 سالگی در سال1974، بخت خودسر در هیئت یک آگهی بازرگانی برای فولکس واگن به سراغ ترانه‌ی "ماه صورتی" او رفت. به این ترتیب به یمن یادگاری ارزشمند و به یاری بختی دیرآمده‌، این هنرمند جوان موسیقی راک بومی انگلستان چندان نام‌‌‌آور شد که در میان خواننده‌های ترانه‌سرای انگلیسی جایگاهی برجسته یافت.

آشنایی من با موسیقی و ترانه و صدای نیک دریک از راه همین "روز تمومه" بود که در همان بار نخست شنیدن، بی آن که چیزی از خواننده بدانم، مرا شیفته کرد. این ترانه در نخستین آلبوم از میان سه آلبوم او، "پنج برگ برجامانده"، آمده؛ و این نخستین آلبوم ترانه‌ی "رودمرد" را هم در بردارد. هم گفته می‌شود که خود دریک "رود مرد" را کار محوری این آلبوم می‌دانست، و هم برخی آن را بهترین کار او می‌دانند. "ماه صورتی" و "زمان به من گفته" هم از زمره‌ی ترانه‌های پرآوازه‌ی او به شمار می‌آیند.

ترانه برآیند هم‌کناری و هم‌‌خوانی سه گوهر بنیادی آن، ملودی و صدا و کلام، است. به پسند من، گرچه برتری کلام "رودمرد" بر کلام "روز تمومه" آشکار است، و گرچه برخی از دیگر ترانه‌های او بیش از "روز تمومه" بر سر زبانند، مهر و نشان دریک را در این ترانه روشن‌تر می‌توان یافت. این ترانه سوای دربرداشتن ویژگی‌ کار نیک دریک، یعنی ترکیب ملودی ساده، صدای گیرا، و کلام کم‌گو برای بیان رمانتیسمی دلنشین با زیبایی دلگیر و اندوهی گزنده، با جان و جهان و نیز تقدیر او همخوانی‌ غریبی دارد. به بیان دیگر هر وقت به این ترانه گوش می‌دهم، به خیالم می‌رسد که ورای این حدیث ساده و مکرر نومیدی و سوگ، ترانه‌سراخوان پیشاپیش از پایان کار خود خبر می‌دهد.

به یاد همه‌ی آن‌هایی که به سر رسیدن ناگهانی روز آوازشان را ناتمام گذاشته، برگردان این ترانه را در اینجا می‌آورم تا وقت گوش دادن به آن از حکایت غم او بی‌بهره نمانیم.



روز تمومه



وقتی که روز تمومه

خورشید می‌ره زیر زمین

همه‌ی برد و باخت‌هام به‌همراش

وقتی که روز تمومه.



وقتی که روز تمومه

هنوز تو فکر بردنی

اما می‌بینی تند رفتی

باید سر خط برگردی

وقتی که روز تمومه.



اون‌وقتی که شب سرده

یکی طاقت میاره

یکی از پا در میاد

تا نشون بده که زندگی سرابه.



وقتی پرنده پریده

کسی رو نداری یار تو باشه

جایی‌ رو نداری خونه‌ت باشه

دیگه پرنده پریده.



وقتی بازی به سر رسیده

روزنامه‌ها رو باد این‌ور اون‌ور می‌بره

زودتر از وقت، باخت به سراغت اومده

حالا بازی به سر رسیده.



وقتی نوبتت تمومه

غم به دلت می‌شینه

چه‌کارها که ‌می‌خواستی و نکردی

حیف که وقتی نمونده

دیگه نوبتت تمومه.



وقتی که روز تمومه

خورشید می‌ره زیر زمین

همه‌ی برد و باخت‌هام به‌همراش

وقتی که روز تمومه.
:b (47)::b (47)::b (47):
سه شنبه ۹ شهر ۱۳۸۹ ۰۷:۴۷ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.