به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید

تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان / تالار عمومی / انجمن فرهنگ / تالار شعر و ادبیات / داستانهای بلند v / جنگ بزرگ برای تمدن، فتح خاورمیانه

نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

جنگ بزرگ برای تمدن، فتح خاورمیانه

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 947
اعتبار: 24
سپاس کرده: 2,123
سپاس شده: 1,792 در 913 موضوع

امتياز: 202.50

ارسال: #1
جنگ بزرگ برای تمدن، فتح خاورمیانه
از زمان انتشار کتاب 1366 صفحه ای رابرت فیسک در سال 2005، "جنگ بزرگ برای تمدن، فتح خاورمیانه"[1]، بی صبرانه در انتظارم که مترجمی توانا همت کند و این کتاب ارزشمند و خواندنی را به فارسی برگرداند. کتاب گزارش های تکان دهنده این خبرنگار، روزنامه نگار، و نویسنده نام آور انگلیسی را از رنج و درد انسان های گرفتار در خطه های گرفتار جنگ خاور میانه در دوره ای سی ساله در بر می گیرد و بر پایه بیش از 350000 سند و دفترچه و پرونده نوشته شده است. شهادت رابرت فیسک بر جنگ های هولناک زمانه ما با شک و خشمی پرشور علیه دروغ و فریبی است که سربازان را روانه قتلگاه می کند و هزاران هزار مرد و زن و کودک بی گناه مسیحی و مسلمان و یهودی را به کشتن داده و می دهد.

رابرت فیسک که سالیان دراز عمر خود را در خاورمیانه به سر برده و خبرنگار جنگی "ایندیپندنت"[2] است با کسانی چون یاسر عرفات، حسن نصرالله، اسامه بن لادن، و میخائیل کالاشنیکوف، مخترع کالاشنیکوف، گفتگو کرده است. نویسنده عنوان اصلی کتاب، "جنگ بزرگ برای تمدن"، را از عبارتی حک شده بر یکی از مدال های جنگی پدرش در جنگ جهانی اول گرفته است. او کتاب را با روایت خاطره هایش از جبهه های جنگ ایران و عراق در دهه 1980 آغاز می کند و با تجربه پدرش، ستوان دوم بیل فیسک در سنگرهای سوم[3] در انگلستان در 1918 به پایان می رساند. کتاب دیگر فیسک، "وای بر ملت"[4]، روایت و گزارش او از جنگ داخلی لبنان و دو یورش اسراییل است.

برای آشنایی بیشتر با رابرت فیسک و کتابش چهار تکه کوتاه از دیباچه کتاب را به فارسی بر گردانده ام که چنین اند:

1

در افغانستان شاهد بودم که روس ها برای انجام "وظيفه بين المللی" خود عليه "ترور بين المللی" می جنگيدند؛ حريفان افغانی آنها، البته، عليه "تجاوز کمونيستها" و در راه الله می جنگيدند. از جبهه های ايرانيان در جنگی که آن را "جنگ تحميلی" عليه صدام حسين می ناميدند گزارش کردم – همان جنگی که صدام در 1980 به هنگام يورش به ايران به آن لقب "جنگ گردباد" داد. دو يورش اسرائيل به لبنان، و سپس يورش دو باره به ساحل غربی فلسطين را که با ادعای "پاکسازی خطه تروريسم" انجام گرفت ديده ام. شاهد جنگ نظاميان الجزاير با اسلام گرا ها به همين بهانه، و نيز شکنجه و اعدام زندانيان خصم بوده ام. بعد در 1990 صدام به کويت يورش برد و ارتش امريکا نيرو روانه گلف کرد تا شيخ نشين را آزاد کند و "نظم جهانی نو" را تحميل کند. از بعد از اين جنگ 1990 هميشه عبارت "نظم جهانی نو" را در دفترچه ام همراه با نشانه سوال نوشته ام.

2

نيازی نيست به يکی از دفترچه های گزارشم رجوع کنم تا آن سربازان ايرانی شيميايی شده قطار جنگی رو به تهران را به ياد بياورم که حوله به دست و دهان قران می خواندند و خون و ليزابه بالا می آوردند. به هيچ بريده روزنامه ای هم نيازی نيست تا آن پدری را به ياد بياورم که بعد از حمله امريکا با بمب خوشه ای به عراق در 2003 چيزی را به طرف من گرفت و نشان داد که به نيمه ای از قرص نانی له شده می نمود اما در واقع نيمه ای از بچه ای له شده بود.

3

آن ها(حکومت ها) دوست دارند مردمشان جنگ را نمايش ضدين ببينند، خير و شر، "ما" و" آن ها"، پيروزی يا شکست. اما جنگ بيش و پيش از هرچيز نه در باره پيروزی يا شکست، که در باره مرگ و کيفر مرگ است. جنگ شکست تمام عيار روح آدمی را عيان می کند.

4

به گمانم، در نهايت، ما روزنامه نگاران می کوشيم – يا بايد بکوشيم – نخستين شاهدان بی طرف تاريخ باشيم. کمترين دليل هستی ما بايد توانايی ما در گزارش تاريخ چندان که روی می دهد باشد تا کسی نتواند بگويد: "ما که نمی دانستيم – کسی که به ما نگفت." اميره هس[5]، روزنامه نگار برجسته اسرائيلی از روزنامه هاآرتس[6] ، که گزارش هايش از مناطق اشغال شده فلسطين برتر از هر آنچه غير اسرائيلی ها نوشته اند است، در سال پيش در اين باره با من گفتگويی داشت. من اصرار می ورزيدم که کار ما نوشتن نخستين صفحه های تاريخ است، اما او حرفم را بريد و گفت، "نه، رابرت، تو اشتباه می کنی، کار ما زير نظر گرفتن مراکز قدرت است." و حالا ، من فکر می کنم که اين بهترين تعريف از روزنامه نگاری است که تا به حال شنيده ام؛ به چالش طلبيدن صاحبان قدرت – هرگونه قدرت – به ويژه زمانی که حکومت ها و سياستمداران ما را به جنگ می کشانند، وقتی که برآن شده اند که بکشند و بر آن شده اند که ديگران بميرند.
سه شنبه ۹ شهر ۱۳۸۹ ۰۸:۰۲ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.