به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید

تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان / تالار عمومی / انجمن فرهنگ / تالار شعر و ادبیات / داستانهای بلند v / نگاهی گذرا به زندگینامه نویسی

نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

نگاهی گذرا به زندگینامه نویسی

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 947
اعتبار: 24
سپاس کرده: 2,123
سپاس شده: 1,792 در 913 موضوع

امتياز: 202.50

ارسال: #1
نگاهی گذرا به زندگینامه نویسی
آنچه امروز "زندگینامه" یا "سرگذشت" یا "شرح حال" می‌نامیم، در گذشته‌ی اسلامی "ترجمه‌ی حال" و در گذشته‌ی ایرانی "کارنامه" نامیده می‌شد. می‌دانیم که پیشینه‌ی زندگینامه نویسی را می‌شود در "خداینامه" و "کارنامه‌ی اردشیر بابکان" دوره ساسانی پی گرفت. از این دورتر هم البته می‌شود رفت تا درسنگ‌نبشته‌های هیروگلیفی پرستشگاه‌ها و آرامگاه‌های مصری، یا سنگ‌نبشته‌های میخی کاخ‌های آشور، و یا کتیبه‌های بیستون سررشته‌ی این نوع از نوشتار را یافت. پرپیداست که در آن دوره‌های باستانی هدف آن نوشته‌ها، بیش و کم، بزرگ‌انگاری هرچه تمام‌تر فرمانروایان و بزرگان می‌بود. بر پایه‌ی چنین هدفی عیار واقعیت این نخستین زندگینا‌مه‌ها چندان بالا نبوده است.

در پهنه‌ی اسلام ردیابی زندگینامه ما را به "کتب سیر" می‌رساند که ریشه در صدراسلام دارند و بر پایه‌ی اخبار جاهلیت و احادیث صحابه و تابعین رسول الله شکل گرفته‌اند. در این کتاب‌ها که در سیر تاریخی به مناقب و مقامات عرفا و اولیا (نمونه‌‌های برجسته‌اش: "اسرار التوحید" در شرح ابو سعید ابوالخیر به فارسی و نیز "تذکره الاولیا"ی عطار به فارسی) و سیره‌ی سلاطین می‌رسند، بنا به حال و هوای زمانه، چه زندگی انبیا و اولیا و عرفا محور می‌بود و چه زندگی خلفا و حاکمان، نگارندگان روی واقعیت را به بزک افسانه می‌آراستند. در میان زندگینامه‌های فرمانروایان کتاب "تذکره‌ی شاه طهماسب" (یا "تاریخ شاه طهماسب") به روایت خودش به زبان فارسی نام‌آور است. برخی از اندیشمندان و دانشمندان مسلمان ایرانی نیز به نگارش شرح حال خود پرداخته‌اند. برای نمونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌شود از "المنقذ من الضلال" محمد غزالی‌ نام برد که از جنس اعتراف و خویشتن‌نگاری‌ به شمار می‌آید*. همچنین ابوعبید جوزجانی رساله‌ای در باره‌ی ابن سینا دارد که بخش نخست آن را از قول خود ابن سینا نقل می‌کند.

در زندگینامه‌های یونانی قدیم، به پیروی از باورهای یونانیان، این سرنوشت است که کانون می‌شود و نه فرد؛ با این همه، در آن‌ها هم می‌بینیم که واقعیت و خیال درهم آمیخته‌اند. رد زندگینامه‌ را در کارهای ایسوکراتس و گزنفون در سده‌ی پنجم پیش از میلاد می‌توان گرفت و رنگ و لعاب مدیحه را در آن‌ها دید. از زمره‌ی نخستین زندگینامه‌های مردم عادی می‌شود از "گفتگوهای افلاطون" در سده‌ی چهار پیش از میلاد و "انجیل‌های عهد جدید" در دو سده‌ی اول میلادی نام برد که گرچه به نیت شکوه‌بخشی نوشته نشده‌اند، از هم‌ترازی نقادانه، چندان که باید،‌ بهره‌ نبرده‌اند.

پلوتارک یونانی در سده‌ی دوم میلادی با کتابش به نام "زندگی‌های هم‌رو" -- یا به بیان دایره‌المعارف مصاحب: "زندگی‌های مقایسه شده" -- معیار تعادل را به کار می‌آورد. او در این کتاب (گزیده‌ی آن به فارسی به نام "حیات مردان نامی" در 1336 تا 1338 در تهران چاپ شده) به روشی قیاسی به شرح حال بزرگان یونان و روم می‌پردازد و رابطه‌ی میان معیار‌‌های اخلاقی و دستاوردهای دنیوی را به سنجش می‌گیرد تا سر آخر به نتیجه‌ای اخلاقی و آموزنده برسد. دو سده بعد قدیس آوگوستینوس در "اعترافات" خود، با سنجش رفتار و کردار خود پیش از گرویدن به مسیحیت و پس از آن، به داوری باریک بینانه‌ی خویش می‌نشیند.

در اروپای سده‌های میانی نوشتن زندگینامه‌ی شهیدان و قدیسان رونق می‌گیرد؛ اما همچنان ساده لوحی و زودباوری مبناست و اصل باورپذیری نادیده انگاشته می‌شود. در این حال کژی‌های انسانی و رویدادهای واقعی ناگفته می‌مانند تا صحنه دربست دراختیار محاسن و معجزات قدیسان باشد. با این همه در این دوران تک و توک شرح حال‌های نا‌مذهبی (مثل "زندگی شارلمانی" اثر آینهارد در سده‌ی نهم) یافت می‌شوند که با بیان زنده از شخصیت‌ها و رویدادها به کالبد این نوع از نوشتار جان می‌بخشند. در سال‌های پایانی سده‌های میانی زندگینامه‌ها‌ی شاهان و سلحشوران و جباران هم بازاری می‌یابند. از زمر‌ه‌ی این کارها می‌توان به "شهسواران میز گرد" اثر تامس مالوری اشاره کرد.

رنسانس (کم و بیش از سده چهارده تا شانزده یا هفده) با خود دلبستگی به قدرت دنیوی و میل به ابراز وجود را به ارمغان می‌آورد. نوشتن در باره‌ی شاعران و هنرمندان باب می‌شود و جورجو وازاری، نقاش ایتالیایی، "زندگی هنرمندان" (1550) را می‌نویسد. در همین دوره "خود زندگینامه"ی بن‌ونوتو چلینی، Benvenuto Cellini، پیکرساز و فلزکار و نویسنده‌ی سده‌ی شانزده فلورانس، نمونه‌ای بارز از بیان و نمایش خویشتن به شمار می‌آید. "خاطرات سن سیمون" با پرداختن به دربار لویی چهاردهم در ورسای در سده‌ی هفدهم بیانگر تاًثیر قدرت مطلق سلطنت بر زندگی مردم می‌شود. در همین سده‌ی هفده در انگلستان نیز آثار نویسندگانی چون سمیوئل پیپس (Samuel Pepys) و جان اولین (Evelyn) و آیزک والتن (Izaak Walton) بیان نارسمی و خودمانی را در شرح حال نویسی به کار می‌بندند.

به این ترتیب با فرارسیدن سده‌ی هفده و هژده و دمیدن سپیده‌ی عصر روشنفکری یا روشنگری که سنجه‌ها‌ی دقت و درستی را به کار می‌آورد، کار زندگینامه نویسی دگرگونی چشمگیری به خود می‌بیند. این دگرگونی در کارهای برتر آن زمان، چون "زندگی سمیوئل جانسن" (1791 میلادی) اثر جیمز بازول (Boswell) که نخستین زندگینامه‌‌‌‌ی مدرن به شمارمی‌آید ، یا در خودزندگینامه‌ی بنجمین فرانکلین امریکایی که واقع بینی آن چشمگیراست، و یا "اعترافات" ژان ژاک روسوی فرانسوی (برگردان فارسی در 1328) که رک‌ گویی آن زبانزد است، به چشم می‌آید.

در سده‌ی نوزده روند زندگینامه نویسی شتاب می‌گیرد و نوشتن زندگینامه‌های گروهی هم رواج می‌یابد. از میان انبوه کارهای این سده می‌توان به "شعر و حقیقت" گوته، یا کارهای تامس کارلایل انگلیسی، و یا "زندگی عیسا"ی ارنست رنان اشاره کرد. بد نیست یادآوری شود که کارلایل زندگینامه را بخشی از تاریخ می‌انگاشت و نگرش او بر کار نخستین زندگینامه نویسان امریکایی تاثیرگذار بوده است. در آغاز سده‌ی بیست به برکت حضور فروید که بحث ناخودآگاه را پیش کشید، روانکاوی به زندگینامه نویسی راه می‌یابد. کار خود فروید به نام "لئوناردو داوینچی" (1910) و نیز "روزنوشت‌ها"ی آنائیس نین، Anais Nin، (1944-1931) از همین مقوله به شمار می‌آیند. در این حال لیتن استریچی (Lytton Strachey) با نوشتن آثاری جنجال برانگیز چون "ویکتوریایی‌های برجسته" (1918) و "ملکه ویکتوریا" (1921) انقلابی در کار زندگینامه ‌نویسی تاریخی پدید می‌آورد و آن را از قید مدیحه گویی و شلخته گری می‌رهاند. گفتنی‌ست که در این سده شمار شاعران و نویسندگانی که به نوشتن زندگی دیگران و یا خود پرداخته‌اند، بسیار است -- برای نمونه: کارل سندبرگ، لوئیس آنترمایر (Louis Untermeyer، یکی از کتاب‌هایش به نام "آفرینندگان جهان نو" در 1372 در تهران چاپ شده)، آندره موروا، اشتفن تسوایگ، امیل لودویگ، ایروینگ استون، رومن رولان، سیمون دوبوار، آندره مالرو، و رولان بارت.

توان دگرگون‌ سازی سده‌ی بیست، روشن است که، در ایران هم به کار می‌افتد و تکانی به سنت زندگینامه نویسی می‌دهد. همراه با وزش نسیم بیداری از خواب غفلت و آگاهی یافتن از دستاوردهای جهان مدرن، سال‌های پایانی دوره‌ی قاجار و دوره‌ی مشروطه‌ خواهی شاهد روی آوردن فرهیختگان و دست به قلمان ایرانی به تاریخ و تاریخ نگاری و ثبت رویدادهای اجتماعی سیاسی‌ست**. روشن است که این توجه از اقتضای زمانه و نیاز به کوشش در بازشناسی خود به انگیزه‌ی دستیابی به هویت اجتماعی و ملی آب می‌خورد. جلوه‌ای از این گرایش آشکار و تازه در فزونی سرگذشت نویسی و یاد نگاری بازمی‌تابد و کتاب‌های بسیاری به قلم دولتمردان و اندیشمندان در قالب زندگینامه و یا یاد نگاشت (خاطره) نوشته می‌شوند***. برخی از پرآوازه‌ترین این کتاب‌ها چنین‌اند: "خاطرات اعتماد السلطنه"، "خاطرات تاج السلطنه"، "شرح زندگانی من" به قلم عبدالله مستوفی (1255-1329 ش)، و " زندگانی من" از احمد کسروی (1324 ش). سپس نیز، چنان که افتد و دانید، زمینه و انگیزه برای گرایش به یاد نگاری زندان و جنگ جریانی را به راه می‌اندازد که همچنان رو به گسترش دارد. اما سوای انگیزه‌های اجتماعی سیاسی که مایه‌ی رونق بازار زندگینامه و یاد نوشت می‌شوند، بی‌تردید سوکسه‌ی جهانی زندگی‌ نگاری و به ویژه شاخه‌ی یاد نگاری آن نیز در رواج این گونه کتاب‌ها در بازار کتاب‌های فارسی سهمی به سزا دارد. بر این روال شمار کتاب‌هایی که برچسب زندگینامه، خود زندگینامه، و یاد نوشت می‌خورند -- چه آن‌ها که در ایران منتشر شده‌اند و چه آن‌ها که در بیرون از ایران -- بسیار است و بسیارتر نیز می‌شود. روشن است که کیفیت این آثار یکسان و یکدست نیست. در حالی که بسیاری از آن‌ها از هرگونه‌ ارزش ادبی بی بهره‌اند، برخی نیز بر پایه‌ی اصول مدرن زندگی‌ نویسی نوشته شده‌اند و در میان آثار معتبر پژوهشی و یا حلقه‌ی آثار ناداستانی آفرینشگر جایگاهی یافته‌اند. از زمره‌ی پرآوازه‌ترین کتاب‌ها در این زمینه می‌شود از "خاطرات علم"، "معمای هویدا" (عباس میلانی) ، "لولیتاخوانی در تهران" (آذر نفیسی)، "داد بیداد" (ویدا حاجبی)، "پرسپولیس" (مرجان ساتراپی)، "زندانی تهران" (مارینا نمت)، و "دا" (خاطرات سیده زهرا حسینی به قلم سیده اعظم حسینی) نام برد.

ناگفته پیداست که در پی دگرگونی‌های بنیادی سده‌ی بیست در زمینه‌های گوناگون، سنت زندگینامه ‌نویسی نیز چند و چونی بس دیگرگون یافته است. سوای افزایش پرشتاب شمار زندگینامه‌ها، می‌‌بایست به رواج زندگینامه‌های مردم پسند و بی ‌بهره از ارزش ادبی اشاره کرد. این دسته از زندگینامه‌ها، برآمده از زمانه‌ی تولید انبوه کالا و فراگیرشدن خواندن، به نیت پاسخگویی به کنجکاوی عوامانه‌ی خوانندگان نوشته و روانه‌ی بازار می‌شوند تا در کتابفروشی‌ها و کتابخانه‌ها در کنار زندگینامه‌هایی که ارزش ادبی دارند، خودنمایی کنند. دگرگونی چشمگیردیگر روی آوردن زنان به زندگینامه‌نویسی و نیز حضور پررنگ آنان در زندگینامه‌‌ها‌ست که بی تردید با گسترش و رشد فمینیسم پیوند دارد. همچنین از ویژگی‌های برجسته‌ی زندگینامه ‌نویسی این زمان تحول و تنوع شکل و قالب ارائه‌ی آن است که به یمن پیشرفت‌های فن‌آورانه صورت می‌گیرد و امکان زندگینامه‌ی چندرسانه‌ای را فراهم می‌آورد. سینما و تلویزیون با عرضه‌ی فیلم‌های مستند و نیمه ‌مستند در باره‌ی شخصیت‌های نامدار تاریخ و ادب و هنر و یا حتا بت‌های مردمی چهره‌ی تازه‌ای به زندگینامه بخشیده‌اند. چه بسا بشود گفت که پیدایی و پرهواخواهی شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای "کانال سرگذشت" و "کانال تاریخ" نشانه‌ی پیش افتادن زندگینامه‌ی چندرسانه‌ای از زندگینامه‌ی کتابی‌ست. بازار فیلم‌های سودآور و پرفروش پیرامون زندگی نام‌آوران نیز پیداست که گرم است. شکل دیگری که رایج است و بیشتر در قالب گفتگو یا مصاحبه صورت می‌گیرد، به جای پرداختن به واقعیت‌های زندگی فرد، بر ارائه‌ی تصویری از سرشت و شخصیت و آثار او تکیه می‌کند. گسترش پروژه‌های تاریخ شفاهی نیز نوع دیگری از زندگینامه‌ی مدرن را رقم می‌زند. تازه‌ترین فرم زندگینامه را هم در این زمانه‌ی چندرسانه‌ای در دیسک‌های فشرده و در شبکه‌ی جهانی به صورت مجموعه‌ای از متن و تصویر و نماهنگ (= نماآهنگ) می‌توان یافت.

یادداشت‌ها:

* احمد اشرف در مقاله‌های پژوهشی خود در این زمینه (منتشر شده در نشریه‌ی ایراننامه) به تفاوت میان خودزندگینامه‌های اعترافی غربیان با حدیث نفس در فرهنگ اسلامی-ایرانی می‌پردازد و آن را در رویکرد اولی به اعتراف به گناهان و رویکرد دومی به "سیر و سلوک عرفانی و یا گذار از شریعت به طریقت و حقیقت" می‌بیند. همچنین، دوایت رینولدز (ِDwight F. Reynolds)، استاد مطالعات دینی دانشگاه کالیفرنیا، در پیشگفتار کتابش ("ترجمه‌ی خود: خودزندگینامه در سنت ادبی زبان عربی")، بر پایه‌ی آنچه جلال الدین سیوطی در مقدمه‌ی خودزندگینامه‌اش ("التحدث بنعمه الله"، سده‌ی پانزده میلادی) می‌گوید، از تفاوت نگرش سیوطی و پیروان روش او با نگرش نویسندگان غربی به خودزندگینامه‌نویسی سخن به‌ میان می‌آورد. رینولدز می‌گوید در حالی که برخی از خودزندگینامه‌های اروپایی سده‌های میانی و دوره‌ی پیش مدرن بیانگر رویکردی اعترافی به نیت افشای گناه و خطای نگارنده در برابر دیدگان دیگرانند، جریانی از سنت زندگینامه‌نویسی در زبان عربی که سیوطی نمونه‌ی آن است، هدف از نگارش را شکر نعمت‌های الاهی و ارائه‌ی سرمشقی ازیک زندگی متعالی می‌داند. به بیان روشن‌تر در جایی که گروه اول شرمسار کژی‌ها و کاستی‌‌‌های نگارنده‌ی خودزندگینامه‌ است، گروه دوم حکایت از سربلندی نگارنده از برخورداری از زندگی نمونه‌ای دارد که می‌بایستی از سوی آیندگان تقلید شود -- همان‌گونه که هدف از نقل و روایت احادیث نیز به دست دادن الگویی از زندگی رسول الله بود.



**یک نمونه‌ی درخور اشاره از این کتاب‌ها کتاب "تاریخ معاصر" یا "حیات یحیی" است که در چهار جلد منتشر شده و نگارنده‌ی آن، یحیا دولت آبادی، در جلد نخست از دوره‌ی نوجوانی و تحصیل خود نیز سخن می‌گوید.



*** رینولدز در کتاب نامبرده (در نخستین یادداشت)، با تاکید بر تفاوت سرچشمه‌‌های خودزندگینامه‌نویسی اروپایی با حدیث نفس‌های عربی، یادآور می‌شود که تاروپود سنت خودزندگینامه‌ نویسی به زبان عربی در پیش از سده‌ی بیست از جنس پرس‌وجویی تاریخی‌ست. این در حالی‌ست که در غرب خودزندگینامه پس از تالی داستانی خود، یعنی رمان، است که در مقام یک ژانر ادبی جا می‌افتد و خواستار فراوان می‌یابد. به بیان دیگر رینولدز بر این باور است که در غرب نوشتارهای داستانی در شکل‌گیری مفهوم‌های "خود" ادبی پیشگام بوده‌اند.
سه شنبه ۹ شهر ۱۳۸۹ ۰۸:۴۰ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.