به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 4 رأی - میانگین امیتازات : 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

شفا بخش و مشکل گشا

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 7,918
اعتبار: 24
سپاس کرده: 1,576
سپاس شده: 2,164 در 940 موضوع

امتياز: 1,301.66

ارسال: #1
شفا بخش و مشکل گشا
شفا بخش و مشکل گشا:
مولف و تاليف او
باب يكم : دعا و آداب آن
بخش اول : بهره هاى دعا
بخش دوم - آداب دعا
كوتاه ، ملتمسانه
بخش سوم : اجابت دعاى صادقان عليهم السلام
باب دوم : سلامتى و بهداشت
بخش اول - بى نيازى از طبيب
بخش دوم : سلامتى با ذكر دعا و نماز
222. نمازهاى پيامبر و امامان
تسبيح پيامبر و امامان
نمازهاى هفته
تعويذهاى هفته
اعمال ماه نو
آن چه در طول زمان عمل مى شود؛
بخش سوم : سلامتى و شكر آن
بخش چهارم : خوردن و آشاميدن
باب سوم : بيمارى و بهره هاى آن
بخش يكم : نماز بيمار، ادب بيمارى ، و دعا به هنگام بيمارى
بخش دوم : دعا و صدقه و درمان با تربت سيدالشهداء عليه السلام
بخش سوم - يك درد يك دعا
بخش چهارم : واجب و مستحب بيمار.
بخش پنجم - عيادت بيمار و وصيت او
باب چهارم : مرگ و هراسهاى آن
بخش اول - غم و شادى مرگ
بخش دوم - آداب محتضر
بخش سوم - دفن و تلقين و زيارت ميت
بازيافته ها
نشانى بازيافته ها
مولف و تاليف او
قطب الدين سعيد بن هبة الله راوندى معروف به قطب راوندى ، فقيهى دانشور و موثق و متكلمى بصير و شاعرى خوش ذوق و محدثى آگاه و مفسرى دانا بود.
ميرزا عبدالله افندى شاگرد علامه مجلسى در سخنى كوتاه او را چنين وصف كرده است :
او برتر از همه تعريفها و تمجيدهائى است كه از او كرده اند .
و ابن حجر عسقلانى ، عالم سنى ، در لسان الميزان او را چنين ستوده است :
او در هر دانشى فاضل بود و در رشته هاى گوناگون تاليفاتى از خود به جاى گذاشت .
زندگينامه نويسان رجال برجسته اى چون ، محمد بن على بن شهر آشوب سروى و احمد بن على بن عبدالجبار طوسى و على بن محمد مدائنى و محمد بن عبدالحميد بن محمود دعويدار و محمد بن حسن علوى بغدادى ، و دو تن از فرزندان قطب به نامهاى سعيد و حسين را، در زمراه شاگردان و راويان اجازت يافته از سوى او برشمرده اند. و فقه اقرآن ، الخرائج و الجرائح ، قصص الانبياء، لب اللباب و الدعوات از مشهورترين تاليفهاى او هستند .
چنان كه از مجموعه جبعى به نقل از خط شهيد اول بر مى آيد، او كه رضوان خدا بر او باد، در چاشتگاه روز چهارشنبه چهاردهم ماه شوال سال 573 هجرى وفات يافت و در قم ، پائين پاى مرقد مطهر دخت امام هفتم ، فاطمه معصومه عليه السلام ، دفن شد .
كتاب سلوة الحزين او كه به الدعوات شهرت يافته است و اكنون ترجمه آن را پيش روى داريد، روايتهاى نادر و لطيف و سودمند در موضوعهاى گوناگون از دعا و آداب و آثار آن گرفته و تا حفظ بهداشت و سلامتى تن و روان و آرامش دل و جان و سپاس بر نعمتهاى بيكران ، و آداب خوردن و آشاميدن ، و بيمارى و عيادت از بيماران ، و مرگ و بشارتها و بيمهاى پس از آن ، و آداب كفن و دفن ، كه مومنان را از دانستن آنها گريزى نيست ) را در بر دارد .
اميد كه اين نوشتار در زيستن خداپسندانه و زنده نگاه داشتن ياد خدا در دلها و توجه دادن به آخرت مفيد و موثر باشد .
باب يكم : دعا و آداب آن
بخش اول : بهره هاى دعا
1. امام جعفر صادق عليه السلام فرمود:
دعا سرنوشت ثابت را پس از آن كه سخت استوار شده است باز مى گرداند .
پس بسيار دعا كنيد كه دعا كليد رحمت و مايه روا گشتن هر حاجت است ، و به آن چه نزد خداست ، جز با دعا نتوان رسيد . هر درى را كه بسيار بكوبند زود باشد كه به روى كوبنده باز شود.
2. و فرمود:
خداى تبارك و تعالى مى داند بنده به هنگام دعا چه مى خواهد ولى دوست دارد كه حاجتها فاش به درگاهش اظهار شود؛ پس چون دعا كردى حاجتت را نام ببر. در نزد خداى سبحان چيزى دوست داشتنى تر از اين نيست كه از او درخواست شود.
3. و فرمود:
دعا كنيد كه دعا درمان هر درد است ، و چون دعا كردى چنين پندار كه حاجتت پشت در است .
4. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
پروردگارتان را شب و روز مى خوانيد؟ بدانيد كه سلاح مومن دعاست .
5. امام على بن موسى الرضا عليه السلام فرمود:
سلاح پيامبران را به همراه داشته باشيد .
گفته شد: اى فرزند رسول خدا، سلاح پيامبران چه بود؟
فرمود: دعا .
6. امام محمد باقر عليه السلام فرمود:
در تورات نوشته شده است كه موسى عليه السلام پرودرگارش را جل و علا را خواند و گفت : ناگزيرم در مكانهائى بنشينم كه تو را والاتر و بالاتر از آنى كه در آنجا يادت كنم .
خداوند: فرمود: اى موسى ، در هر حال و هر دم مرا ياد كن .
7. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
يك دعا و در خلوت با هفتاد دعا در آشكار برابر است .
8. و او فرمود:
دعا مغز عبادت است و عبادت خالص است ، و هر كس دعا كند هلاك نشود .
9- و فرمود:
هر كس مى خواهد خداى سبحان در سختى هاى و غمها دعايش را اجابت كند، هنگامى رفاه و فراخى بسيار دعا كند .
10. و او، كه برترين درودها بر او آل او باد، فرمود:
برترين ، عبادت امت من پس از قرائت قرآن دعاست ، آنگاه اين آيه را خواند:
ادعونى استجب لكم ان الذين يستكبرون عن عبادتى سيدخلون جهنم داخرين (1) مرا بخوانيد تا دعايتان را اجابت كنم ، كسانى كه از پرستش من كبر مى ورزند ديرى نپايد كه با خوارى به دوزخ مى آيند .
نمى بينى كه دعا همان پرستش است .
11 . و فرمود:
اى على ! نيايشگر بى عمل چون تيرانداز بى كمان است .
12 . همو فرمود:
از دعا عاجز نباشد كه نيايشگران هلاك نشوند . و سزاست كه هر كس از شما پروردگارش را بخواند و از او بخواهد، حتى بند كفش گسسته خود را از او بخواهد . و از فضل خدا درخواست كنيد كه خداوند دوست دارد از او درخواست شود.
هر مسلمانى كه دعايى كند و در دعايش گناه و بريدن از خويشان نباشد، خداى تعالى يكى از سه چيز را به او عطا مى كند:
يا دعايش را زود اجابت كند،
و يا براى آخرتش بيندوزد،
و يا اين كه شرى مانند آن را از او باز دارد.
گفتند: اى رسول خدا، اگر چنين است ما بيشتر دعا مى كنيم .
فرمود: خدا نيز بيشتر عطا مى كند .
13 . امام صادق عليه السلام فرمود:
خدا مى فرمايد: هر كس به جاى درخواست از من به ياد من باشد و ذكر من او را به خود مشغول دارد من به او بيش از درخواست كننده ام عطا مى دهم .
14. و فرمود:
هر كس در نهان خدا را ياد كند ، خدا را بسيار ياد كرده است . منافقان خدا را در آشكار ياد مى كنند و در نهان ياد نمى كنند يراءون الناس ولا يذكرون الله الا قليلا (2)عبادت خود را به مردم نشان مى دهند و خدا را جز اندكى ياد نمى كنند .
15. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
خداى تعالى كسانى را كه در دعا پافشارى مى كنند دوست دارد .
16. و فرمود: چون بنده به ثناى من مشغول شود، من حاجتهاى او را برآورده كنم .
17. و فرمود:
هيچ ذكرى برتر از قول لا اله الا الله نيست ، و هيچ دعايى برتر از استغفار نيست .
آن گاه اين آيه را تلاوت فرمود: فاعلم انه لا اله الا الله و استغفر لذنبك (3) بدان كه معبودى جز الله نيست و براى گناهت آمرزش ‍ طلب
18. و از اوست كه فرمود:
پروردگارا، كاش مى دانستم كه از بندگانت كدامين را دوست مى دارى كه تا دوستش بدارم .
خطاب آمد كه هر گاه بنده ام را ديدى كه مرا بسيار ياد مى كند، بدان كه من او را توفيق و اجازت داده ام و من دوستش دارم . و چون بنده ام را ديدى كه مرا ياد نمى كند، من او را باز داشته ام و من دشمنش دارم .
19. و فرمود: دعا كه كم شد بلا نازل شد .
20. و فرمود: چيزى نزد خداوند گرامى تر از دعا نيست .
21 . همو فرمود: در وقت رفاه و راحتى ، با دعا نزد خدا آشنائى نما تا در سختى تو را بشناسد .
22. و او صلى الله عليه و آله فرمود: براى بلا، دعا مهيا كنيد كه سرنوشت را جز دعا باز نمى گرداند؛ و چيزى جز نيكوكارى عمر را نمى افزايد.
23 . اميرالمومنين عليه السلام ، فرمود:
موجهاى بلا را با دعا بازگردانيد؛ كه بلا ذره گرفتار از سالم امان نايافته از بلا، به دعا نيازمندتر نيست .
بخش دوم - آداب دعا
24. پيامبر صلى الله عليه و آله هنگام دعا و زارى دستهايش را بالا مى برد و دعا مى كرد، چنان كه مسكين طعام مى طلبد.
25. امام صادق عليه السلام فرمود: بنده به درگاه خدا حاجتى دارد، به ثناى خدا و درود و دعاى محمد مى پردازد و حاجتش را از ياد مى برد، و خداوند بدون درخواست ، آن را برآورده مى كند.
و قول لا اله الا الله مهتر سخنان ذكرها است .
26. و اميرالمومنين عليه السلام فرمود:
چون حاجتى به درگاه خدا داشتى آن را با دعا و درود بر پيامبر و آل او عليه السلام آغاز كن آن گاه حاجتت را بخواه ، خداى تعالى كريم تر از آن است كه از او دو حاجت درخواست شود؛ يكى را برآورد و ديگرى را وانهد
27. امام صادق عليه السلام فرمود:
مباد كسى از شما از پروردگارش چيزى از حاجتهاى دنيوى و اخروى را بخواهد مگر اين كه در آغاز خداى عزوجل را ثنا گويد و ستايش كند و بر پيامبر و آل او، دعا و درود بفرستد و به گناه خويش اعتراف كند، آن گاه نياز آورد .
28. و فرمود:
چون خواستى دعا كنى كه خداى عزوجل را به مجد و عظمت بستا و حمد و تسبيح و تهليل (لا اله الا الله ) او گو و ثنا و ستايشش كن و بر پيامبر و آل او دعا و درود بفرست . آن گاه آنچه را مى خواستى كن ، مى دهندت .
29. روايت است كه ، چون بنده پيش از دعا ثنا آغاز كند، دعايش به اجابت رسيده است ، و اگر پيش از ثنا دعا آغاز كند، اميدى دارد .
رسول خدا صلى الله عليه و آله با اين سخن ما را ادب فرمود، كه سلام پيش ‍ از كلام است .
30. امام صادق عليه السلام فرمود: خداى تبارك و تعالى به موسى بن عمران عليه السلام وحى كرد كه ، هر گاه در پيشگاه م مى ايستى ، ذليلانه و فقيرانه بايست ، و چون تورات مى خوانى با آوايى حزين صدايت را به من برسان .
قرائت موسى عليه السلام حزن انگيز بود، چنان بود كه گويا انسانى را خطاب مى كند.
31. امام حسن عليه السلام فرمود:
هر كه قرآن خواند، دعايى مستجاب دارد، زود يا دير در دنيا يا در آخرت .
32. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: قرآن را با صوت و آهنگ عرب بخوانيد و از آهنگهاى هرزگان و گناهكاران يا هرزگان يهودى و نصارى بپرهيزيد، كه پس از من مردمى مى آيند كه قرآن را به آواز غنا و شيوه راهبان و نوحه سرايان در گلو مى گردانند؛ دلهاى اينان و دلهاى كسانى كه كار ايشان را بزرگ مى دانند مفتون و گمراه است .
33. روايت است كه مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله ، آمد و گفت : اى رسول خدا، از خدا بخواه تا دعايم را بپذيرد و روا كند .
فرمود: اگر اين را مى خواهى كسبت را پاكيزه كن .
34. روايت است كه موسى عليه السلام مردى را ديد كه گريه و زارى بسيار مى كرد و دستهايش را سوى آسمان آورده بود و لابه و التماس مى كرد . خدا به موسى وحى كرد كه اين مرد هر چه كند دعايش به اجابت نرسد چرا كه در شكم حرام دارد و بر پشت حرام دارد و در خانه حرام دارد .
35. و او صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كس حلال بخورد فرشته اى بر فراز او بايستد و برايش استغفار كند تا از خوردن آن طعام حلال فارغ آيد .
36. و فرمود:
بازگرداندن دانگى از حرام نزد خداى سبحان با هفتاد حج مقبول برابر است .
37. و فرمود: چون لقمه اى از حرام در اندرون بنده جاى گيرد فرشتگانى كه در آسمانها و زمينند او را نفرين كنند.
38. در تورات است كه ، خداى عزوجل به بنده مى گويد: آن گاه كه تو، مرا عليه بنده اى از بندگانم به خاطر ستمى كه به تو كرده است مى خوانى از بندگانم نيز كسى هست كه تو را نفرين مى كند، چرا كه ستمى به او روا داشته اى ، اگر خواهى دعاى تو و دعاى او، هر دو را اجابت كنم ، و اگر خواهى اجابت هر دو شما را به روز رستاخيز افكنم .
39. امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند مى فرمايد: به عزت و جلالم سوگند كه من دعاى ستمديده اى را كه بى دادى بر او رفته است روا نكنم در حالى كه او به يكى از بندگانم ستمى مانند آن را روا داشته است .
40. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
چون كسى از شما دعا كند، فراگير دعا كند كه به اجابت نزديكتر است . و هر كس ، پيش از آن كه براى خود دعا كند چهل مرد از برادرانش را مقدم بدارد، دعاى او در حق ايشان و خود اجابت مى شود.
41. و امام ابوالحسن كاظم عليه السلام فرمود: هر كس براى برادران مومن خود دعا كند خدا به جاى هر مومن فرشته اى را مى گمارد تا براى او دعا كند.
و هر مومنى كه براى زنده و مرده مردان و زنان مومن و مسلمان دعا كند خداونند به شما هر مرد و زن مومن از بعثت آدم تا قيمت قيامت ، حسنه اى
به او دهد .
42. هر گاه دشوارى و بلايى بر مرد فرود آمد و روزه بدارد كه خداى سبحان مى فرمايد: استعينوا بالصبر والصلاة (4) از صبر و نماز مدد بجوئيد و صبر همان روزه است .
43. و فرمود:: دعاى روزه دار به گاه افطار اجابت مى شود.
44. و فرمود: هر روزه دار دعايى مستجاب دارد.
45. همو فرمود: خواب روزه دار عبادت و خاموشى او تسبيح و دعاى او مستجاب و عملش دو چندان است .
46. و فرمود: روزه دار هنگام افطار دعايى ردناشدنى دارد .
47. اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: شنيدم رسول خدا صلى الله عليه و آله مى فرمود: هر كس نماز واجبى را براى خدا به جا آورد در پى آن دعايى مستجاب دارد .
راوى اين روايت ، فحام گفت : به خدا سوگند، من اميرالمؤ منين عليه السلام را در خواب ديدم و از او درباره اين خبر پرسيدم ، فرمود: درست است ، از نماز واجب كه فارغ شدى در حال سجده بگو: اللهم بحق من رواه و بحق من روى عنه ، صل على جماعتهم وافعل بى كيت و كيت بار خدايا به حق آن كس كه اين خبر را روايت كرد و به حق ان كس كه اين خبر از او روايت شده است ، بر جمله ايشان درود فرست و با من چنين و چنان كن .
48. معاوية بن وهب از امام صادق عليه السلام پرسيد برترين چيزى كه بندگان بدان بر پروردگارشان تقرب مى جويند چيست ؟ او فرمود: من چيزى را پس از معرفت ، برتر از نماز نمى دانم ؛ نمى بينى كه بنده صالح عيسى بن مريم عليه السلام ، فرمود: و اوصانى بالصلوة .... (5) و مرا به نياز سفارش ‍ كرد ....
49. از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيدند: كه برترين ، كارها چيست ؟
فرمود: نمازگزاردن در اول وقت .
50 . روايت است از كه خداى تعالى به موسى عليه السلام فرمود:
تا كنون كارى براى من كرده اى ؟
گفت : برايت نماز گزارده ام و روزه داشته ام و صدقه داده ام و به ياد تو بوده ام
خداى تبارك و تعالى گفت نماز برهان توست و روزه حفاظ توست و ذكر نور توست ، براى من چه كرده اى ؟
موسى عليه السلام گفت : مرا به ياد كارى كه از آن توست راه بنما.
گفت : اى موسى ، هيچ گاه براى من با كسى كه دوستى كرده اى و براى من با كسى دشمنى كرده اى ؟
اين بود كه موسى دانست برترين كارها دوست داشتن و دشمن داشتن به خاطر خداست .
51. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
محكم ترين دستگيره هاى ايمان ، دوست داشتن ، و دشمن داشتن براى خداست .
52. و امام رضا عليه السلام در مكتوب خود به همين نكته اشاره فرمود: كه دوستدار آل محمد صلى الله عليه و آله باش كه اگر چه فاسق باشى و دوستدار دوستدارانش باش اگر چه فاسق باشند .
در خور ذكر است كه اين مكتوب اكنون نزد يكى از اهالى كرمند كه روستايى بين راوند و اصفهان است ، مى باشد، و قصه آن چنين است كه مردى از اهالى روستا كه هنگام رفتن مولايمان امام رضا عليه السلام به خراسان بربر ايشان بود، هنگام بازگشت به امام عليه السلام مى گويد: اى فرزند رسول خدا، دست نوشته اى از خود را به من دهيد تا بدان تبرك جويم . و امام عليه السلام ، اين مكتوب را به آن مرد سنى داد.
53. و در دعاى ايشان عليه السلام چنين آمده است :
اللهم انى اتوجه اليك بمحمد و آل محمد واتقرب بهم اليك واقدمهمم بين يدى حوائجى . اللهم ابرا اليك من اعدا آل محمد واتقرب اليك اللعنته عليهم بار خدايا من با توسل به محمد و آل محمد به تو روى مى كنم ، و بديشان ، سوى تو تقرب مى جويم ، و ايشان را براى حاجتهايم پيش ‍ مى آوريم . بار خدايا من نزد تو از دشمنان آل محمد بيزارى مى جويم و با نفرين بر ايشان ، نزد تو تقرب مى جويم .
54. و امام صادق عليه السلام فرمود:
چون چيزى پدرم را اندوهگين مى كرد، زنان و كودكان را گرد مى آورد و دعا مى كرد و آنان آمين مى گفتند .
55. و فرمود:
نشد كه چهار نفر را بر يك امر گرد آيند و خدا را بخوانند و مگر اين كه با اجابت پراكنده شوند .
56. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: چهل نفر بر يك امر گرد نيايند مگر اين كه خداى تعالى دعاى ايشان را بپذيرد و روا كند، تا بدانجا كه اگر به از ميان برداشتن كوهى دعا كنند، آن را از جا بركنند.
57. و فرمود:
زود اجابت شونده ترين دعاها، دعاى غائب براى غائب است .
58. و فرمود:
سه دعا مستجاب است ، دعاى حج گذار براى خانواده به جامانده خود، و دعاى بيمار، پس او را آزار ندهيد و به ستوه نياوريد و دعاى ستمديده .
59. همو فرمود: سه دعاست كه مستجاب است ، و در آن شكى نيست ؛ دعاى ستمديده ، و دعاى مسافر، و دعاى پدر بر فرزند-
60. و فرمود:
به هنگام رقت دعا را غنيمت شماريد كه رقت ، رحمت است .
61 . و از اوست كه فرمود:
خداى سبحان را آن گونه بخوانيد كه به اجابت يقين داريد، و بدانيد كه خداوند دعايى را كه از دل غافل برآيد اجابت نكنيد .
62 . و در دعاى ايشان عليه السلام ، چنين آمده است :
اللهم ان كانت ذنوبى قد اخلقت وجهى عندك وحجت دعائى عنك فصل على محمد واستجب لى يارب دعائى بارخدايا، اگر گناهانم آبرويم را نزد تو برده است و دعايم را از تو در پرده داشته است ، تو بر محمد و آل محمد درود فرست و بديشان دعايم را روا كن ، اى پروردگارم .
63. و امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كس دو ركعت نماز بگذارد و بداند كه در آن دو ركعت چه مى گويد، از نماز كه فارغ آيد، هر گناهى كه بين او و خداى تعالى است ، آمرزيده است .
64. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
زبانهايتان را به استغفار خود دهيد، كه خداى تعالى استغفار را براى آمرزيدن شما، به شما آموخت .
65. و اميرالمومنين عليه السلام فرمود:
شگفتا از كسى كه هلاك مى شود و يا نجات با اوست .
گفته شد: آن چيست ؟
فرمود: استغفار .
66. رسول خدا صلى الله عليه و آله ، فرمود:
خداى تبارك و تعالى فرمود: اى فرزند آدم ، مرا نخواندى و به من اميد نداشتى تا آنچه را از تو سر زده بود بيامرزم . اگر با گناهانى برابر با سطح زمنين نزدم بيايى و به من شرك نورزى ، من آمرزشى برابر با آن بياورم ، و اگر چندان گناه كنى كه گناهانت به پهنه آسمان برسد و پس از آن من آمرزش ‍ طلبى ، تو را بيامرزم .
67 . امام صادق عليه السلام فرمود:
دعا از آسمان ، در پرده مى ماند و بالا نمى رود و تا اين كه نيايشگر بر پيامبر و آل او درود فرستد .
68. محمد بن حسين بن كثير خزاز از پدرش نقل كرد كه او گفت :
امام صادق عليه السلام را ديدم كه زير جامه هايش زير جامعه اى زير و ستيز پوشيده بود و روى آن جامه اى پشمين و روى آن جامه ، پيرآهنى ستبر در بر كرده بود . گفتم : مردم جامه پشمين را خوش ندارند.
فرمود: چنين نيست ، پدرم محمد بن على امام باقر عليه السلام چنين جامه اى مى پوشيد، و جدم على بن حسين عليه السلام نيز آن را مى پوشيد؛ آنان وقتى نماز مى ايستادند زيرترين جامه هايش را مى پوشيدند .
و او عليه السلام هنگامى كه مى خواست نماز بگزارد به مكانى سخت مى رفت و در آنجا نماز مى گزارد و بر زمين سجده مى كرد . روزى به جبان كه كوهى در مدينه است ، رفت و بر تخته سنگى سخت و سوخته ايستاد و شروع به نماز كرد و بسيار گريست . چندان كه چون سر از سجده برداشت از كثرت اشك ، گويى در آب فرو رفته است .
69. زهرى گفت :
به او عليه السلام گفتم : برترين اعمال كدام است ؟
فرمود: آن كه به آن درآيند و از آن بگذرند .
گفتم آن چيست ؟
فرمود: گشودن قرآن و ختم آن ؛ هر زمان كه قارى ، قرائت آن را آغاز كند؛ تا به آخر پيش رود .
70. و فرمود:
نهايت پرستش بنى آدم سجده كردن است .
و برترين اوقات تلاوت قرآن ماه رمضان است . و آنچه از اخبار برمى آيد اين است كه قرائت قرآن با فضيلت تر از همه دعاهاست .
71. كه او عليه السلام فرمود:
خداى سبحان مى فرمايد: هر كس به قرائت قرآن پردازد و از خواهش و مسئلتم باز ماند، من ثواب شاكران را به او عطا كنم .
72 . و در شرع است ، دعا پس از نمازهايى واجب مستجاب است .
73 . روايت است كه ، دستى كه در آن انگشترى باشد بازگردانده نمى شود.
74 .اميرالمومنين عليه السلام فرمود:
انگشترى عقيق به دست كنيد كه براى شما فرخنده است و از بلا ايمن مى مانيد .
75. و امام صادق عليه السلام فرمود:
دعاى چهار كس اجابت نمى شود:
دعاى مردى كه در خانه اش نشسته است و مى گويد، پروردگارا، روزيم ده . خداوند به او مى گويد: مگر تو را به طلب او نكردم ؟
و مردى كه زنى دارد و به او نفرين مى كند. به او مى گويد: مگر كار او را به دست تو نسپردم ؟
و مردى كه مالى داشته و آن را تباه كرده است و مى گويد، پروردگارا، روزيم رسان . به او مى گويد: مگر تو را به ميانه روى و سامان دهى مال امر نكردم ؟
آن گاه اين آيه را قرائت فرمود: والذين اذا انفقوالم يسرفوا ولم يتقروا و كان بين ذلك قواما (6) و كسانى كه چون انفاق كنند به گزاف زياده ، روى نكنند، و تنگ نگيرند و ميان اين دو روش را برگزينند
و مردى كه مالى داشته و بى گرفتن شاهدى ، آن را وام داده است . به او مى گويد: مگر تو را به گرفتن شاهد امر نكردم ؟
76. آن وقت كه دعا در آن رد نشود، بين ظهر تا عصر شماست .
77. و اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
هنگام برگشتن سايه ها و وزيدن بادها، حاجتهاى خود را از خدا بخواهيد كه آن گاه ، گاه توبه كنندگان است .
78. و امام محمد باقر عليه السلام فرمود:
خداى تعالى از بندگان مومنش بسيار نياز آوران و نيايش كنان را دوست دارد؛ پس از، هنگام سحر تا دميدن خورشيد دعا كنيد كه آن ساعتى كه در آن درهاى آسمان گشوده مى شوند و بادها مى وزند و روزى هاى قسمت مى دهند و حاجتهاى بزرگ برآورده مى گردند .
79. و امام حسين عليه السلام فرمود: آنچه اين امت كنند، هر بامداد به خداى عزوجل عرضه مى شود .

امضا كاربر
خدايا ظهر امام زمان را نزديك بفرما
اللهم عجل لوليك الفرج
شنبه ۱۳ شهر ۱۳۸۹ ۰۱:۳۲ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از حسن ضیغم تبار سپاسگزاری کرده است. فاطمه دستجردی
*
ارسال ها: 7,918
اعتبار: 24
سپاس کرده: 1,576
سپاس شده: 2,164 در 940 موضوع

امتياز: 1,301.66

ارسال: #2
RE: شفا بخش و مشکل گشا:
80
و پيامبر عليه السلام فرمود:
خداوند مى فرمايد اى فرزند آدم ، پس از بامداد ساعتى مرا ياد كن و پس از عصر ساعتى ، تا من آنچه را نگران و انديشناك كرده است برايت كفايت كنم .
81. و فرمود: ساعتى در شب است كه هر بنده مسلمانى به آن برخورد و آن را دريابد و در آن ساعت از خدا خير دنيا و آخرت را بخواهد، خداى سبحان و به او عطا مى كند. و آن ساعت در همه شبهاست .
82 . و امام صادق عليه السلام فرمود:
سه وقت است كه دعا در آن از خداى تعالى پوشيده نمى ماند:
پس از نماز واجب ، و هنگام بارش باران ، و هنگام ظهور معجزه اى از جانب خداى تعالى در زمين .
83. و فرمود: بنده دعايى مى كند و خداوند بر آوردن حاجت او را تا روز جمعه پس مى اندازد .
84. همو فرمود:
روز جمعه بهتر روزهاست و نزد خداوند از روز فطر و قربان والاتر است ، و در آن ساعتى است كه كسى در آن از خداى عزوجل چيزى نخواهد مگر اين كه به او عطا كند و به شرط آن كه حرام نخواهد .
85. اميرالمومنين عليه السلام ، در خطبه روز جمعه خود فرمود:
آگاه باشيد كه خدا اين روز را براى شما عيد كرده است ، و آن مهتر روزهاى شما و برترين عيدهاى شماست ، و خداى تعالى شما را امر كرده است كه در آن به سوى ذكر او نماز جمعه برويد. و پس رغبت شما در آن بسيار و نيتتان خالص باشد . و در آن روز بسيار به درگاه خداى سبحان گريه و زارى كنيد و رحمت و غفران او را درخواست كنيد؛ كه خداى تعالى در آن روز دعاى هر مومن را اجابت كند و هر كه را از عبادتش كبر ورزد به آتش ‍ درآورد. خداى تعالى فرمود: ادعونى استجب لكم الذين يستكبرون عن عبادتى سيدخلون جهنم داخرين (7) مرا بخوانيد تا دعاى شما را اجابت كنم ، كسانى كه از پرستش من كبر مى ورزند زود باشد كه با خوارى در آتش دوزخ روند.
و بدانيد كه خداى سبحان در آن روز ساعتى فرخنده دارد كه بنده مومن در آن ساعت ، هر چه از خدا خواهد به او عطا كند .
86. عبدالله بن سنان گفت :
از امام صادق عليه السلام از آن ساعت روز جمعه كه دعا در آن اجابت مى شود، پرسيدم ، فرمود:
از آن هنگام كه امام از خطبه اش فارغ مى شود تا هنگامى كه صفها راست مى شود . و ساعت ديگر، از آخر روز تا غروب خورشيد است .
87 . روايت است كه ، آن ساعت ، وقتى كه نيمى از قرص خورشيد ناپديد شده ، و نيم ديگر باقى باشد .
و فاطمه زهرا عليه السلام ، در اين وقت دعا مى كردم ، پس دعا در اين هنگام اجابت مى شود .
88. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: دعاى بين اذان و اقامه رد نمى شود.
89. معلى بن خنيس از امام صادق عليه السلام چنين روايت كرد كه ، هر كس ‍ كه روز جمعه را دريافت در آن روز چيزى جز عبادت نپردازد، كه در آن روز بندگان آمرزيده مى شوند، و رحمت بر آنان نازل مى شود.
90 . و فرمود: جمعه حقى واجب دارد، پس مباد كه در آن چيزى از عبادت خداى تعالى و تقرب به او، با عمل صالح ، و ترك جمله حرامها را ضايع كنى ، يا در آنها كوتاهى كنى ، كه خداى تعالى حسنات را در آن دو چندان مى كند و گناهان را پاك مى كند و درجات را بالا مى برد، و شب آن مثل روز آن است . اگر توانستى شب آن را با دعا و نماز زنده نگاه دارى چنين كن ! كه خداى تعالى حسنات در آن دو چندان مى كند و گناهان را پاك مى كند . و رحمت و مغفرت فراگير است و او كريم است .
91. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: (نماز) جمعه ، حج مسكينان است . 92. و از كعب است كه ، خداى تعالى از ساعتها، ساعتهاى نماز را برگزيد، و از روزها جمعه را برگزيد، و از شبها شب قدر را برگزيد، و از ماهها ماه رمضان را برگزيد.
نماز آن چه را بين نمازى تا نماز ديگر است پاك مى كند، و (نماز) جمعه آن چه را بين جمعه اى تا جمعه ديگر است پاك مى كند (و حسنات ) سه برابر مى كند، و (روزه ) ماه رمضان آن چه را بين رمضانى و رمضان ديگر است پاك مى كند، و حج نيز به همچنين . پس بنده مى ميرد در حالى كه بين دو حسنه است . حسنه اى كه در انتظار آن است و حسنه اى كه آن را به جا آورده است . و در نزد خداى تعالى عمل كردن در هيچ يك از روزها دوست داشتنى تر از دهه ذى الحجة نيست و هيچ شبى با فضيلت تر از شبهاى آن نيست .
93. روايت است كه خداى تعالى در زمانهاى پيشين ، به پيامبرى از پيامبران وحى كرد كه هر فردى از امت تو سه دعاى مستجاب دارد. مردى اين وحى خبر يافت و به خانه رفت و با همسرش در ميان گذاشت . زن پاى فشرد كه يك دعا برابر من بگذار، و مرد پذيرفت .
زن گفت : از خدا بخواه كه مرا زيباترين زنان اين زمان كند.
مرد دعا كرد و چنين شد. و زن چون ديد كه شاهان و جوانان پرناز و نعمت و برخوردار به او رغبت فراوان دارند به شوى خود كه پيرمردى تهيدست بود، بى ميل شد و به بدرفتارى و درشتى با او پرداخت ، و مرد با او مدارا مى كرد ولى تاب نافرمانى و ناسازگارى او را نداشت ، از خدا خواست تا او را به سگى بدل كند. زن سگ شد. فرزندان گرد آمدند و گفتند: پدر، مردم از اين كه مادر ما سگ شده است ، نكوهشمان مى كنند و گريه سر دادند و از پدر خواستند كه دعا كند تا او را آن چنان كه بود، برگرداند. مرد خداى تعالى را خواند و خداوند او را به حالت نخست بازگرداند، و هر سه دعا اين گونه به هدر رفت .
94. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
مؤ من زيرك اس ، هوشيار است ، دورانديش و محكم كار است .
95. ربيعة بن كعب گفت :
روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله به من فرمود: هفت سال مرا خدمت كردى ، حاجتى از من نمى طلبى ؟
گفتم ، اى رسول خدا، مرا مهلتى ده تا فكر كنم . بامداد كه شد نزد او آمدم . به من فرمود: ربيعة ، حاجتت را بخواه .
گفتم : از خدا بخواه تا مرا با تو به بهشت برد.
فرمود: چه كسى اين را به تو آموخت ؟
گفتم ، اى رسول خدا، كسى به من نياموخت ليك با خود انديشيدم و گفتم ، اگر مالى از او بخواهم به زوال مى انجامد و اگر عمرى دراز و فرزندانى بخواهم ، سرانجام آنها مرگ است .
ربيعة گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله زمانى سر به زير افكند، سپس فرمود: چنين مى كنم ، تو نيز مرا (در اين كار) با سجده بسيار، يارى كن .
96. ربيعه گفت : شنيدم او مى فرمود: بنده اى نيست كه هر روز هفت بار بگويد:
اسال الله الجنة واعوذ به من النار . از خدا بهشت مى خواهم و از آتش به او پناه مى بريم . مگر اين كه آتش مى گويد: پروردگارا، از من پناهش ده .
97. و شنيدم او مى فرمود:
به هر كس پنج چيز داده شد عذرى در ترك كار آخرت ندارد: زنى درستكار كه او را در كار دنيا و آخرتش يارى دهد، و پسرانى نيكوكار، و معيشتى در شهر خود، و حسن خلقى كه بدان با مردم مدارا كند و محبت اهل بيت من .
98. گفت : و شنيدم كه مى فرمود: بر تو باد كه از آن چه در دست مردم است نوميد باشى كه اين غنايى حاضر است ، و به آن مردم دارند آزمند نباشى كه آن فقرى حاضر است . و چون نمازگزاردى چونان كسى گزار كه نماز بدرود مى گزارد . و از هر آن چه كه از آن پوزش بخواهى دورى كن .
99. و شنيدم كه مى فرمود: ديرى نپاييد كه پس از من فتنه اى درگيرد، چون درگرفت ، ملازم على بن ابيطالب عليه السلام باشيد و او را رها كنيد .
100. اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
هنگامى كه از پيامبر عليه السلام ، چيزى درخواست مى شد اگر مى خواست بكند، مى فرمود: آرى . و اگر نمى خواست ، سكوت مى كرد و نه ، نمى گفت .
عربى نزد او آمد و چيزى خواست ، باز خواست ، بار ديگر خواست ، سكوت كرد . بار سوم خواست و او همچنان خاموش ماند . آن گاه با رويى گشاده و لحنى خودمانى فرمود: اعرابى چه مى خواهى ؟
ما به او غبطه مى خوريم و گفتيم ، اكنون است كه او بهشت بخواهد .
اعرابى گفت : شترى راهوار با جهاز و بار و توشه آن مى خواهم .
او فرمود: ارزانيت باد.
آن گاه فرمود: بين خواسته اين اعرابى با خواسته آن پيرزن بنى اسرائيل چه قادر فاصله است !! وقتى به موسى عليه السلام امر شد كه از دريا بگذرد، او رفت تا به انتهايى دريا رسيد، ولى هر چه اسبها را مى راندند و مى زدند باز مى گشتند . موسى گفت : پروردگارا! لنگى كار از چيست ؟
فرمود: موسى ، تو اكنون نزديك قبر يوسف هستى ، استخوانهاى او را با خود ببر . و اين در حالى بود كه قبر با خاك يكسان شده بود .
موسى از قوم خود پرسيد: كسى از شما داند كه قبر يوسف كجاست ؟
گفتند: شايد پيرزن فرتوت بنى اسرائيل بداند .
موسى به او فرمود: مى دانى ؟
گفت : آرى .
فرمود: نشانم بده .
گفت : نه به خدا سوگند، تا خواسته را ندهى ، نشانت ندهم .
فرمود: باشد .
زن گفت : از تو مى خواهم كه در آن پايه اى كه در بهشتت دارى با تو باشم .
فرمود: بهشت بخواه .
گفت : نه به خدا سوگند، تنها با تو بودن را مى خواهم .
موسى همچنان خواسته او را رد كرد، تا اين كه خدا به او وحى كرد كه اى موسى ، خواسته اش را به او عطا كن . موسى به او عطا كرد و زن قبر را به او نشان داد و موسى استخوانها را بيرون آورد و از دريا گذشت .
101. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
با شكيبايى انتظار گشايش دشواريها را كشيدن عبادت است .
102 . و اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
اى بسا كه اجابت دعاى بنده به دنبال افتد تا اجر درخواستگر بيشتر شود و عطاى آرزومند فراوان تر گردد.
103. و امام صادق عليه السلام فرمود: زمستان بود و ابراهيم عليه السلام در پى يافتن جايى براى گاوها و گوسفندهايش بيرون رفت . آواى شهادت لا اله الا الله را شنيد و به دنبال صدا رفت تا به صاحب آن رسيد . گفت : اى بنده خدا تو كيستى ؟ من مدتهاست كه در اين سرزمينم و كسى را جز تو نديدم كه خدا را به يكتايى ستايد .
گفت : كشتى ما غرق شد و من با تخته اى نجات يافت و اكنون در جزيره اى ساكنم .
فرمود: معاشت از چيست ؟
گفت : در تابستان ميوه ها را براى زمستان جمع مى كنم .
فرمود: برويم تا جايت را نشانم دهى .
گفت : تو نتوانى ، كه بين ما و آنجا آب درياست .
فرمود: تو چه مى كنى ؟
گفت : روى آب مى روم تا برسم .
فرمود: اميد دارم آن كس كه تو را يارى داد مرا نيز يارى دهد .
گفت : پس راه بيفت .
مرد مى رفت و ابراهيم در پى او، تا به آب رسيدند و پا بر سطح آب گذاردند . مرد هر دم با شگفتى به ابراهيم مى نگريست و ابراهيم نيز از او در شگفت بود، تا از آب گذشتند و مرد ابراهيم را به غارى برد و گفت : جاى من اينجاست .
فرمود: چه خوب است تو دعا كنى و من آمين بگويم .
گفت : من از پروردگارم شرم دارم . تو دعا كن من آمين مى گويم .
فرمود: شرم از چه ؟
گفت : زمانى من به آن جا كه مرا ديدى رفته بودم ، جوانى ديدم ، زيباترين انسانها، دو سوى رخسارش دو ورق طلا را مى ماند، با گيسوانى افشان و گاوها و گوسفندهايى روشن و چشم نواز چنان كه گويى روغن مال شده اند . به او گفتم : كيستى ؟
گفت : اسماعيل پسر ابراهيم خليل الرحمانم .
اكنون سه ماه است كه از خدا خواسته ام ابراهيم را به من بنمايد و تاكنون او را به من نشان نداده است .
فرمود: من ابراهيم خليل الرحمان هستم . و يكديگر را در آغوش گرفتند .
امام صادق عليه السلام فرمود: اين دو نخستين كسان در روى زمين بودند كه دست در گردن هم انداختند و يكديگر را در آغوش گرفتند . 104 . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
سه نفر از مردمان كه پيش از شما مى زيستند، در پى يافتن جايى براى خانواده خود بيرون رفتند، در راه گرفتار باران شدند و به درون كوهى پناه بردند . سنگى بر در غار افتاد و راه را بر آنان بست . به يكديگر گفتند: جاى پاى ما از بين رفته و سنگ راه را بر ما بسته است و كسى جز خداى تعالى از مكان ما با خبر نيست . بياييد خداى سبحان را به خالص ترين كارهايى كه كرده ايم و بدانها اميد داريم ، بخوانيم .
يكى گفت : بارخدايا، تو مى دانى كه من زنى را خوش داشتم و او را به خود خواندم ، زن سرباز زد . وعده اجرتى به او دادم ، پذيرفت . وقتى مى خواستم با او جمع شوم ، او از خشيت تو به سختى لرزيد و گفت : من از بيچارگى به خواسته تو تن دادم . و من او را رها كردم ، اگر مى دانى كه من اين كار را به اميد رحمت و بيم از عذاب تو كردم . راه را بر ما بگشا.
يك سوم سنگ كنار رفت .
ديگرى گفت : بارخدايا تو مى دانى كه من و پدر و مادرى داشتم و براى ايشان شير مى دوشيم ، شبى شير آوردم . خواب بودند . ايستادم تا سپيده دميد و خود بيدار شد و شير را نوشيد بار خدايا، اگر تو مى دانى كه اين كار را اميد رحمت تو كردم ، بر ما گشايشى فرما.
يك سوم ديگر گفت سنگ كنار رفت .
سومى گفت : بارخدايا، تو مى دانى كه من روزى كارگرى را به خدمت گرفتم و او تا نيمه روز كار كرد و من مزد او را دادم . او خشمگين شد و اجرت را نگرفت و، و من آن آن اجرت را در كار تجارت گاو و گوسفند و جز آن به كار بستم و چون بار ديگر در طلب اجرت بازگشت ، گفتم ، همه اينها مال توست ، بگير . اگر مى خواستم جز اجرتش چيزى به او نمى دادم . بارخدايا، اگر، تو مى دانى كه من اين كار را به اميد رحمت و بيم از عذاب تو كردم ، راه راه ما را بگشا.
و سنگ به كلى كنار رفت و آن سه بيرون آمدند و رفتند.
پيامبر صلى الله عليه و آله با بيان اين خبر چنين رساند كه عمل صالح ، علاوه بر اين كه براى آخرت ثوابى اندوخته است ، صاحب آن در دنيا نيز از آن بهره مند است ، همچنين اين فايده را رساند كه كسى كه در دفع ضررها و آسيبها به پروردگارش پناه مى برد، سزاوار است كه به ذكر كارهاى نيكش ‍ توسل جويد . كه اميد اجابت در آن نزديك تر است .
كوتاه ، ملتمسانه
105. امام صادق عليه السلام فرمود:
بيمار شدم ، پدرم نزد من آمد و فرمود: پسرم ، ده بار بگو ياالله بنده اى اين را نگويد مگر اين كه كه خدا بگويد.لبيك صدايت را شنيدم ، چه مى خواهى ؟ و هر كسى بگويد يا ربى يا الله تا از نفس بماند، جواب آيد كه ، لبيك حاجتت چيست ؟ و هر كس ده بار بگويد: يا رب يا رب .... به او گفته مى شود كه لبيك ، چه مى خواهى ؟
106 . اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
روز بدر رسول خدا صلى الله عليه و آله را در سجده ديدم كه مى فرمود: يا حى يا قيوم و در اين حال بود تا خداى تعالى پيروزى را نصيب او كرد .
107. و صلى الله عليه و آله فرمود:
ذكر يا ذاالجلال و الاكرام را همواره بگوييد.
108. و بر مردى گذر كرد كه مى گفت يا ارحم الراحمين
فرمود: آن چه مى خواهى طلب كن ، كه خداى سبحان سوى تو نظر كرده است .
109. امام صادق عليه السلام فرمود:
خداوند فرشته اى اسماعيل نام دارد كه در آسمان دنيا ساكن است ، هر گاه بنده هفت بار بگويد يا ارحم الراحمين اسماعيل به او مى گويد: ارحم الراحمين صدايت را شنيد، حاجتت را بخواه .
110. و اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
هر كس صد آيه از قرآن را، از هر جاى قرآن كه باشد، بخواند، آن گاه هفت بار بگويد يا الله اگر بر شكافتن صخره اى دعا كند، آن را بشكافد، گر خداى خواهد .
111. امام رضا عليه السلام فرمود:
برخى امور اندوه مرا برانگيخته بود، ابوجعفر، امام باقر عليه السلام ، به خوابم آمد و فرمود: فرزندم ، خدا را بخوان و يا روؤ ف يا رحيم را بسيار بگو.
112. و امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كسى سه بار بگويد يا من يفعل ما يشاء و لا يفعل ما يشاء احد غيره دعايش اجابت شود . و اين دعايى رد ناشدنى است .
و از كوتاه ترين و رساترين دعاها اين است كه بگويد يا من يفعل يشآء و لا يفعل ما يشاء احد غيره دعايش اجابت مى شود . و اين دعايى رد ناشدنى است .
و از كوتاهترين و رساترين دعاها اين است كه بگويى يا الله الذى ليس ‍ كمثله شى ء صل على محمد و اهل بيته و افعل بى كذا و كذا و به جاى وكذا خواسته ات را مى طلبى .
پدرم صلى الله عليه و آله اين دعا را كه نهان مى داشت و كسى را از آن آگاه نمى كرد . دعا اين است اعوذ بدرع الله الحصينة التى لا ترام واعوذ بجمع الله من كذا وكذا و كلمات فرج را بگوييد . كلمات فرج : لا اله الا الله الحليم الكريم لا اله الا الله العلى العظيم ، سبحان الله رب السماوات السبع و رب الارضين السبع و ما فيهن ما بينهن و رب العرش العظيم والحمدلله رب العالمين
113. در قصه معراج پيامبر صلى الله عليه و آله چنين آمده است كه ،
او براو ابراهيم خليل الرحمان عليه السلام گذر كرد. ابراهيم از پشت سر او را آواز داد و گفت : اى محمد، امتت را از جانب من سلام رسان و به ايشان خبر ده كه آب بهشت گواراست و خاك آن پاكيزه و همواره سپيد است . و كاشته هاى آن سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اكبر و لا حول و لا قوة الا بالله است ، پس امتت را امر كن تا اين نهالها را بسيار بكارند.
114. و امام رضا عليه السلام فرمود:
مردى ورقى يافت و آن را نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آورد . پيامبر ندا داد: نماز جماعت برپا ميشود . هيچ مرد و زنى از آمدن تخلف نكرد و او بالاى منبر رفت و آن نوشته را خواند. مكتوبى از يوشع بن نون ، جانشين موسى عليه السلام بود ، و در آن نوشته بود:
بسم الله الرحمن الرحيم ، پروردگار شما به شما رئوف و مهربان است ، آگاه باشيد كه بهترين بندگان خدا كسى است كه پرهيزكار و پاكيزه و ناشناخته باشد، و بدترين بندگان خدا كسى است كه انگشت نما باشد. پس هر كه دوست دارد با پيمانه پر ثواب بردارد و حقوقى را كه خداى سبحان به او بخشيده است به تمام دريابد، هر روز بگويد سبحان الله كما ينبغى لله و لا حول و لا قوة الا بالله كما ينبغى لله ، و صلى الله محمد النبى و اهل بيته و جميع المرسلين و النبين حتى يرضى الله
و از منبر به زير آمد .مردم پاى فشردند تا فايده هاى بيشترى از اين دعا بدانند. او اندكى درنگ كرد، آن گاه بر منبر رفت و فرمود: هر كس دوست دارد كه ثناى او از ثناگويان كوشا بالاتر باشد، اين دعا را هر روز بخواند؛ اگر حاجتى دارد برآورده شود، و گر دشمن دارد سرنگون مى شود و اگر قرضى دارد ادا مى گردد و اگر اندوهى دارد زدوده مى شود و كلام او در آسمانهاى هفتگانه را مى شكافد تا در لوح محفوظ نگاشته شود.
115. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
جبرائيل عليه السلام مرا از جانب پروردگارم امر كرد كه قرآن را در قيام بخوانم و در ركوع حمدش كنم و در سجود تسبيحش گويم و نشسته بخوانمش .
116. سويد بن غفله گفت :
اميرالمؤ منين عليه السلام در تنگى و فشار زندگى افتاده بود، فاطمه عليه السلام شبانه نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و در كوبيد .
فرمود: ام ايمن برخيز و بگو كه نفس محبوبم را مى شنوم . ام ايمن در را گشود و فاطمه عليه السلام وارد شد . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: وقت ما نزد ما آمده اى كه پيش از اين نمى آمدى ؟
فاطمه عليه السلام گفت : اى رسول خدا، طعام فرشتگان نزد پروردگارشان چيست ؟
فرمود: حمد گفتن .
گفت : طعام ما چيست ؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: سوگند به آن كس كه جان من در دست اوست ، يك ماه است كه آتشى براى طبخ در خانه آل محمد افروخته نشده است . برگزين ، بگويم تا پنج ماده بز به تو بدهند يا پنج سخن به تو بياموزم كه جبرئيل مرا آموخت ؟
گفت : اى رسول خدا، آن پنج سخن را مى خوانم ، چيست ؟
فرمود؟ يا رب الاولين و الآخرين و يا خير الاولين والآخرين و يا ذا القوة المتين ، و يا راحم السالكين و يا ارحم الراحمين
و فاطمه بازگشت . اميرالمؤ منين على عليه السلام چون او را ديد فرمود:
پدر و مادرم به فدايت اى فاطمه ، چه خبر دارى ؟
گفت : براى دنيا رفتم ، با آخرت بازگشتم .
على عليه السلام فرمود: روزهايت همه خير است ، روزهايت همه خير است . (خير ايامك ) و اگر عبارت ، (خير امامك ) باشد ترجمه آن مى شود: هميشه با خير رو به رو مى شوى و به استقبال خير مى روى )
117 . امام حسن مجتبى عليه السلام از پيامبر صلى الله عليه و آله ، نقل كرد كه او فرمود:
جبرائيل عليه السلام هفت سخن براى من آورد، همان سخنها كه خداى تعالى فرمود: اذا اتبلى ابراهيم ربه بكلمات فاتهمن (8)و چون ابراهيم را پروردگارش با سخنانى آزمود و او آنها را به انجام رسانيد .
آن سخنان اينهاست : يا الله ، يا رب ، يا ذالجلال و الاكرام ، يا نور السموات و الارض ، يا قريب ، يا مجيب
118. اميرالمؤ منين عليه السلام به براء بن عازب فرمود:
تو را به چيزى راهنمايى كنم كه اگر به كارش بندى به حق ولى الله باشى ؟
گفت : آرى ، اى ولى خدا .
فرمود: پس از هر نماز خدا را ده بار تسبيح و ده بار تمحيد و ده با تكبير مى گويى ، و ده بار مى گويى لا اله الا الله . خداوند هزار بلا را از تو مى گرداند كه كمترين آنها بلاى برگشتن از دين است ، و هزار منزلت را براى آخرت تو ذخيره مى كند كه كمترين آنها مجاورت با پيامبر محمد صلى الله عليه و آله است .
119. و امام صادق عليه السلام فرمود:
از ملتمسانه ترين دعاها آن است كه بنده بگويد ما شاء الله و از فراگيرترين دعاها آن است كه بنده استغفار كند .
120. محمد بن ريان گفت :
به امام هادى عليه السلام نامه اى نوشتم و در آن ، از او خواستم تا براى سختى ها و بلاها و دشوارى ها و نگرانى ها و برآورده شدن حاجتهاى دنيوى و اخروى ، دعايى به من بياموزد و سفارش ويژه كند، چنان كه پدران او، خصوص به دوستانشان سفارش مى كردند .
او برايم نوشت ناز استغفار دست برمدار.
121 . اسماعيل بن سهل گفت :
به امام رضا عليه السلام نوشتم : دعايى به من بياموز كه چون آن را بگويم در دنيا و آخرت با شما باشم .
نوشت : انا انزلناه را بسيار تلاوت كن و لبهايت را با استغفار تر و تازه كن (همواره استغفار بر زبانت باشد) .
122. مردى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت :
اى رسول خدا، دعايى هست كه رد نشود؟
فرمود : آرى ، اللهم انى اسالك باسمك الاعلى الاجل الاعظم را تكرار كن ، آنگاه حاجتت را بخواه .
123. و فرمود:
بنده اى نيست كه دستهايش را پس از نماز ب و بگويد: اللهم الهى و اله ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و يوسف ، و اله جبرئيل و ميكائيل و اسرافييل ، اسالك ان تستجيب لى دعوتى ، فانى مضطر، و تعصمنى فى دينى ، فانى مبتلى ، و تنالنى برحمتك ، فانى مذنب و تنفى عنى الفقر فانى مسكين مگر اين كه بر خدا حق است كه دستهايش را نوميد بازنگرداند.
124. و امام هادى عليه السلام فرمود:
من بسيارى از اوقات با اين دعا خداى تعالى را مى خوانم و از خداى عزوجل خواسته ام كسى را كه در مزار من بدان دعا كند، نوميد كند . دعا اين است :
يا عدنى عند العدد و يا رجائى والمعتمد و يا كهفى والسند و يا واحد و يا احد و يا قل هو الله احد، اسالك بحق من خلقته من خلقك ولم تجعل فى خلقك احدا مثلهم ، صل على جماعتهم وافعل بى كيت كيت و به جاى كيت كيت حاجتش را بخواهد .
125. و رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كس به انديشه اى غم انگيز يا مشقتى ، يا بلا و اندوهى مبتلا شد، بگويد: الله الله ربى لا اشرك به شيئا، توكلت على الحى الذى لاينام ولا يموت .
126. و اين دعا از جمله دعاهاى فرج است :
يا من يكفى من كل شى ء و لا يكفى منه شى ء اكفنى ما اهمنى . اى كه از همه چيز بسنده اى و چيزى از تو بسنده نباشد، تو خود، آن چه را انديشناكم كرده است به عهده گير و بسنده باش .
127. سماعة بن مهران گفت :
امام كاظم عليه السلام فرمود: هرگاه حاجتى به درگاه خدا داشتى بگو: اللهم انى اسالك بحق محمد و على ، فان لهما عندك شانا من الشان وقدرا من القدر فبحق ذلك الشان و حق ذلك القدر، ان تصلى على محمد و آل محمد وان تفعل بى كذا و كذا و به جاى كذا و كذا حاجتت را به زبان مى آورى . فانه اذا كان يوم القيامة لم يبق ملك مقرب و لا نبى مرسل ولا مومن ممتحن الا و هو محتاج اليهما فى ذلك اليوم
128 . و امام صادق عليه السلام فرمود:
چون امرى تو را پريشان كرد و تاب و قرار از كفت ربود، بر زمين سجده كن و بگو:
يا مدل كل جبار، معز كل ذليل ، قد و حقك بلغ بى مجهودى ، وصل على محمد و آل محمد و فرج عنى
129 . رسول خدا صلى الله عليه و آله به اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
چون به گرداب گرفتارى افتادى بگو: بسم الله الرحمن الرحيم ، و لا حول و لا قوة الا بالله كه خداوند هر بلايى را كه بخواهد، بدان واپس ‍ زند.
130. و فرمود:
درهاى معصيت را با استعاذه اعوذ بالله شيطان رجيم ببنديد، و درهاى اطاعت را با تسميه بسم الله الرحمن الرحيم بگشاييد.
131. و فرمود:
دعايى كه آغاز آن بسم الله الرحمن الرحيم باشد، رد نمى شود .
132. همو فرمود:
چون كسى خشم آورد، بگويد اعوذ بالله من الشيطان الرجيم خشم از او برود .
133. مردى گفت :
اى رسول خدا، مرا سفارشى فرما .
فرمود: سفارشت مى كنم كه خشمگين مشوى . و فرمود هر گاه خشمگين شديد، وضو بسازيد.
134. امام باقر عليه السلام فرمود:
حزن يعقوب عليه السلام ، شدت يافت دستهايش را به آسمان بلند كرد و گفت : يا حسن الصحبة ، يا كريم المعونة ، يا خيرا كله ؛ ائتنى بروح منك و فرج من عندك جبرائيل فرود آمد و گفت : يعقوب ، تو را دعايى آموزم كه خداوند بينايى و دو فرزندت را به تو بازگرداند؟
گفت : آرى .
فرمود: بگو يا من لا يعلم احد كيف هو وحيث هو، و قدرته ، الا هو، يا من سد الهواء بالسماء و كبس الارض على الماء واختار لنفسه احسن الاسماء؛ ائتنى بروح منك و فرج من عندك
135. عبدالله بن موسى بن جعفر گفت :
وقتى كه برادران يوسف آن ناروا را در حق او كردند، و يوسف عزيز مصر شد، يعقوب در حالى كه نمى دانست او يوسف است ، به او اين نامه را نوشت :
بسم الله الرحمن الرحيم ، از يعقوب اسرائيل الله ، فرزند اسحاق ذبيح الله فرزند ابراهيم خليل الله ، به عزيز آل فرعون .
سلام عليك . در آغاز نامه ام خدايى را مى ستايم . كه معبودى جز او نيست و پس از آن مى گويم كه ، اسباب بلاها بر ما شوريده اند و آزمند گشته اند؛ جدم ابراهيم خليل در راه طاعت پروردگارش به آتش افكنده شد؛ خدا آتش را براى او سرود و سلامت كرد . و به او فرمان داد تا پدرم را ذبح كند؛ به جاى ذبح او، فديه اى فرستاد . و من پسرى داشتم كه او را از جمله مردمان دوست تر مى داشتم ، از كفم رفت ، و حزن من بر او، نور ديدگانم را برد . او برادرى مادرى داشت كه هر گاه به يادش مى افتادم او را در آغوش ‍ مى فشردم و غمم اندكى فرو مى نشست ، اينك او نزد شما در بند است . به شما مى گويم كه من دزدى نكرده ام و فرزند دزد دنيا نياورده ام .
چون يوسف نامه را خواند، گريست و به او نوشت :
بسم الله الرحمن الرحيم ، شكيبايى كن چنان كه آنان كردند، ظفر مى يابى چنان كه آنان يافتند .
نامه كه به دست يعقوب رسيد گفت : به خدا سوگند، اين سخن شاهان و فرعونان نيست بلكه اين سخن پيامبران و پيامبرزادگان است .
و اينجا بود كه گفت : يا بنى اذهبوا فتحسسوا من يوسف واخيه (9)پسرانم ، برويد و يوسف و برادرش را بجوييد .
تسبيح نصف ميزان است و حمد، آن را پر مى كند و تكبير ميان آسمان و زمين را پر مى كند.
137. و امام زين العابدين عليه السلام فرمود:
پدرم در روز شهادتش و هنگامى كه خونها در جوش بود، مرا به سينه فشرد و فرمود: پسرم ، دعايى را كه فاطمه عليه السلام به من آموخت و رسول خدا صلى الله عليه و آله به او آموخت و جبرائيل به رسول خدا آموخت ، تا در حاجتها و امور مهم و انديشه برانگيز و غمها و پيشامدهاى سخت بخواند، از من به خاطر بسپار . فرمود: دعا كن بحق يس والقرآن الحكيم وبحق طه والقرآن العظيم ؛ يا من على حوائج السائلين ، يا من يعلم ما فى الضمير، يا منفس عن المكروبين ، يا مفرج المغمومين ، يا راحم الشيخ الكبير، يا رزاق الطفل الصغير، يا من لا يحتاج الى التفسير؛ صل على محمد و آل محمد وافعل بى كذا و كذا ... (و به جاى كذا و كذا آنچه را مى خواهى به زبان آور.)
138 . روايت است كه امام زين العابدين عليه السلام مردى را ديد كه بر خانه كسى نشسته است . به او فرمود:
تو را چه بر در خانه اين مرد خوشگذران متكبر نشانده است ؟
گفت : گرفتارى .
فرمود: برخيز تا تو را به درى بهتر از در او و پروردگارى كه براى تو بهتر از اوست . راهنمايى كنم . و دست او را گرفت تا به مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيدند . فرمودند: رو به قبله كن و دو ركعت نماز بگزار، آن گاه دستهايت را به درگاه خداى عزوجل بگشا و خدا را ثناگو و به رسول او صلى الله عليه و آله درود فرست و پس از آن با آيات آخر سوره حشر و شش آيه از اول سوره حديد و دو آيه كه در آل عمران است ، خدا را بخوان و از خداى سبحان درخواست كن كه هر چه بخواهى عطايت كند .
آيات آخر سوره حشر: (10)
139. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
جبرائيل عليه السلام مرا گفت : آن كلمات را كه موسى عليه السلام هنگام شكفته شدن دريا گفت به تو بياموزم ؟
گفتم : آرى .
گفت : بگو: اللهم لك الحمد واليك المشتكى وبك المستغاث وانت المستعان ، و لا حول ولا قوة الا بالله العلى العظيم
140. و فرمود:
هر گاه به كسى غم و اندوهى رسد و بگويد: اللهم انى عبدك و انب عبدك و ابن امتك ، ناصيتى بيدك ، ماض فى حكمك ، عدل فى قضاوك ، اسالك بكل اسم سميت به نفسك ، او انزلته فى كتابك او علمتد احدا من خلقك او استاثرت به فى علم الغيب عندك ، ان تجعل اقرآن ربيع قلبى و نور بصرى و جلاء حزنى و ذهاب همى خداوند غم او را ببرد و به جاى آن گشايشى نازل كند .
141. و فرمود:
گناهانى هستند كه هيچ نماز و روزه اى آنها را پاك و جبران نمى كند .
گفته شد: اى رسول خدا، پس همه چيز آنها را پاك نمى كند؟
فرمود: غمهايى كه در طلب معيشت مى خورند .
142. روايت است كه :
داود عليه السلام گفت : معبود من ، مرا امر كردى كه روى و بدن و پايم را با آب پاكيزه كنم ، قلبم را با چه پاك كنم ؟
فرمود: با غمها و غصه ها .
143. و امام زين العابدين عليه السلام فرمود:
رسول خدا صلى الله عليه و آله در جمع گروهى از خويشان خود حاضر شد و فرمود سخنى به شما بگويم كه برايتان از دنيا و آخرت نيكوتر باشد، و هر گاه غمين و اندوهگين شديد خداى عزوجل را بدان بخوانيد تا براى شما گشايشى پديد آورد؟
گفتند: آرى ، اى رسول خدا!!
فرمود: بگوييد: الله الله الله ربنا لاتشرك به شيئا آن گاه او را بخوانيد و هر چه در نظر داريد، بخواهيد.
124. ثمالى گفت :
به امام على بن الحسين عليه السلام گفتم : دعايى به من آموز .
فرمود: اى ثابت ، بگو: اللهم انى اسالك بان لك الحمد لا اله الا انت المنان بديع السموات والارض ذوالجلال ولاكرام ، ان تفعل بى كذا و كذا آن گاه فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: اين دعايى است كه چون خدا را بدان خوانند، اجابت كند و چون بدان درخواست شود، عطا كند .
145. امام حسن عسكرى عليه السلام از پدرش نقل كرد كه او فرمود:
مردى نزد محمد بن على بن موسى امام جواد عليه السلام آمد و گفت : اى فرزند رسول خدا، پدرم مالى داشت و از دنيا رفت و من نمى دانم مال او كجاست . نانخور بسيار دارم و از دوستان شمايم ، ياريم ده .
امام عليه السلام فرمود نماز عشاء را كه خواندى صد بار بر محمد و آل محمد درود فرست ، پدر به خوابت مى آيد و جاى مال را نشانت مى دهد . مرد چنين كرد، پدر به خوابش آمد و به او خبر داد، و مرد رفت و مال را برداشت .
146. و از امامان عليه السلام روايت است كه فرمودند:
چون امرى تو را محزون كرد دو ركعت نماز بگزار، در ركعت نخست حمد و آية الكرسى و در ركعت دوم حمد و انا انزلناه ، بخوان ، آن گاه قرآن را بردار و اللهم انى اسالك بحق ما ارسلتد الى خلقك و بحق كل آية هى فى القرآن و بحق كل مومن و مونته مدحتهما فى القرآن و بحقك عليك ولا احدى اعرف بحقك منك و ده بار بگو يا سيدى ، يا الله و ده بار بگو بحق محمد و آل محمد صلى الله عليه و آله و ده بار بگو و بحق على اميرالمؤ منين عليه السلام آن گاه مى گويى اللهم انى اسالك بحقنبيك المصطفى و بحق وليك و وصى رسولك المرتضى ، و بحق الزهرا، مريم الكبرى سيدة نساء العالمين ، و بحق الحسن والحسين سبطى نبى الهدى و رضيعى ثدى التقى ، و بحق زين العابدين و قرة عين الناظرين ، و بحق باقر علم الاولين والخلف من آل ، يس ، و بحق الصادق من الصديقين ، و بحق الصالح من الصالحين ، و بحق الراضى من المرضيين ، و بحق الخير من الخيرين و بحق الصابر من الصابرين و بحق النقى والسجاد الاصغر و ببكائه ليلة المقام بالسهر و بحق النفس الزكيه والروح الطيبة سمى نبيك والمظهر لدينك ؛ اللهم انى اسالك بحقهم و حرمتهم عليك ، الا قضيت بهم حوائجى . و آن چه را مى خواهى بيان كن .
147. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
جبرائيل عليه السلام ، اين مناجات را براى طلب حاجت ، از جانب خداى تبارك و تعالى به من داد: اللهم جدير من امرته بالدعاء ان يدعوك و من وعدته بالاستجابة ان يرجوك ، ولى اللهم حاجة قد عجرت عنها حيلتى و كلت منها طاقتى و ضعفت عن مرامها قدرتى و سولت لى نفسى الامارة بالسؤ و عدوى الغرور الذى انا منه ومنها مبلو؛ ان ارغب الى ضعيف مثلى و من هو فى النكول شكلى حتى تداركتنى رحمتك وبادرتنى بالتوفيق رافتك و رددت على عقلى بتطولك والهمتنى رشدى بتفضلك فى التامل فكرى و شرحت بالرجاء لاسعافك صدرى و صورت لى الفوز ببلوغ ما رجوته والوصول الى ما املته ؛ فوقفت اللهم رب بين يديك سائلا لك ضارعا اليك واثقا بك متوكلا عليك فى قضاء حاجتى و تحقيق امنيتى و تصديق رغبتى ، فاعدنى اللهم رب بكرمك من الخيبة و القنوط و الاناة و التثبيط بهنى و سابغ موهبتك ؛ انك ولى و بالمنائح الجزيلة ملى و انت على كل شى ء قدير و بكل شى ء محيط
148. و اين دعا از پيامبر صلى الله عليه و آله است كه فرمود: يا من اظهر الجميل و ستر القبيح ، يا من لم يهتك الستر و لم يواخذ بالجزيرة يا عظيم العفو، يا حسن التجاوز، و يا واسع المغفرة ، يا باسط اليدين بالرحمة ، يا صاحب كل نجوى و منتهاى كل شكوى ، يا مقيل العثرات ، يا كريم الصحف ، يا عظيم المن ، يا مبتدئا بالنعم قبل استحقاقها يا رباه ، سيداه يا املاه ، يا غاية رغبتاه ، اسالك بك يا الله ، الا تشوه خلقى بالنار و ان تقضى لى حوائج آخرتى و دنياى و تفعل بى كذا و كذا و بر محمد و آل محمد درود مى فرستى و آن چه در نظر دارى مى خواهى .
149. روايت است كه ،
هر بنده پيكرى در عرش دارد، چون به عبادت پردازد، فرشتگان پيكر او را مى بينند، و چون به معصيت پردازد، خداوند برخى از فرشتگانش را امر مى كند كه با بالهايشان او را بپوشاند تا فرشتگان نبينند . و معناى سخن پيامبر صلى الله عليه و آله كه خطاب به خدا عرضه مى داشت : يا من اظهر الجميل و ستر القبيح .... اى كسى كه زيبايى را نماياندى و زشتى را را پوشاندى همين است .
150. اميرالمؤ منين عليه السلام وقتى آن چه را در بيت المال بود قسمت مى كرد، مى فرمود تا آن جا را برويند، سپس در آن نماز مى گزارد و دعا مى كرد كه دعايش مى فرمود: اللهم انى عوذ بك من ذنب يحيط العمل ، و اعوذ بك من ذنب يعجل النقم ، و اعوذ بك من ذنب يغير النعم ، و اعوذ بك من ذنب يمنع الرزق و اعوذ بك من ذنب يمنع الدعاء و اعوذ بك كن ذنب يمنع التوبة ، و اعوذ بك من ذنب يهتك العصمة ، و اعوذ بك من ذنب يورث الندم و اعوذ بك من ذنب يحبس القسم
151. ابن كوا گفت :
شنيدم كه اميرالمؤ منين عليه السلام مى گويد: اعوذ بالله من الذنوب التى تعجل الفناء ... به خدا پناه مى برم از گناهانى كه نيستى را شتاب مى بخشند
گفتم : اى اميرمومنان ، مگر گناهانى هستند كه نيستى را شتاب بخشند؟
فرمود: آرى ، قطع رحم ؛ بسا خويشان پرهيزكارى كه از يكديگر ببرند و خداوند ايشان را محروم كند، و خويشان بدكارى كه به يارى و غمخوارى هم برخيزند و خداوند روزيشان دهد .
152. روايت است كه ،
وقتى امام على بن الحسين عليه السلام را نزد يزيد عليه اللعنة بردند، خواست گردن او را بزند . او را در برابر خود ايستاد و با او به سخن پرداخت تا پاسخى دهد و سخنى گويد كه بدان قتلش را روا دارد . و على بن حسين عليه السلام پاسخ مناسب به او مى داد و در حال سخن گفتن تسبيح كوچكى را كه در دست داشت با انگشتانش مى گرداند .
يزيد، كه آنچه سزاى اوست بر او باد، گفت : من با تو سخن مى گويم ، و با تو پاسخم را مى دهى ، و با انگشتهايت تسبيح مى گردانى ، چگونه اين روا باشد؟! فرمود: پدرم از جدم صلى الله عليه و آله برايم حديث كرد، كه او چون نماز صبح را مى گزارد و از آن فارغ مى شد، سخن نمى گفت تا تسبيحى در دست بگيرد و بگويد: اللهم انى اصبحت اسبحك و احمدك و اهلك و اكبرك و امجدك بعدد ما ادير به سبحتى . بار خدايا در اين بامداد تو را به شمار تسبيحى كه مى گردانم ، تسبيح و تحميد و تهليل و تكبير مى گويم و تسبيح را در دست مى گرفت و آن را مى گردانند و سخنى را كه مى خواست ، مى گفت ، بى آن كه زبان به تسبيح گشايد . و مى فرمود: انى گرداندن برايم ذكر به حساب مى آيد، و نگاهدارنده و دور كننده بلا از من باشد، تا به بستر روم . و چون در بستر مى آرميد، همان كلام را مى گفت و تسبيح را زير سر مى گذارد . و آن ذكر، از آن ساعت ، تا وقت ديگر برايش به حساب مى آمد . من با اقتدا به جدم صلى الله عليه و آله چنين كردم .
يزيد كه نفرين بر او باد گفت : با هيچ يك از شما سخنى نمى گويم مگر اينكه پاسخى ظفرمندانه به من مى دهد . و از اودرگذشت و صله اى داد و گفت آزادش كنند.
153. امام باقر عليه السلام فرمود:
دانشورى كه از دانش خود بهره مند است از هفتاد هزار عابد برتر است .
1543. و فرمود:
فقيه پژوهشگر و داناى اين دين ، بر شيطان ، سخت تر از عبادت هفتاد هزار عابد است .
155. و فرمود: سخن ما دلها را زنده مى كند .
156. و امام صادق عليه السلام فرمود:
سخن ما را تقليد كنيد، مانعى نيست ، خدا رحمت كند كسى را كه امر ما را زنده نگه دارد .
157. و فرمود:
عالمان ، وارثان پيامبرانند، و پيامبران درهم و دينارى از خود به جاى نگذاشتند، بلكه تنها سخنانى به جا گذاشتند كسى كه اندكى از آنها را فراگيرد و بدان ملتزم شود بهره فراوان برده است ، پس به دانش خود بنگريد و كه آن را از چه كسى فرا مى گيريد.
158 . و اين سفارش از ذوالقرنين است كه ،
دانش را از كسى كه خود از آن سودى نبرده است نياموز، زيرا كسى كه از علم خود بهره مند نيست ، تو را نيز بهره اى نرساند .
بخش سوم : اجابت دعاى صادقان عليهم السلام
159. از اميرالمؤ منين روايت است كه فرمود:
من از وقتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله روز خيبر آب دهان در چشمم ريخت ، به چشم درد مبتلا نشدم .
160. ابن عمر گفت :
رسول خدا صلى الله عليه و آله روز خيبر، پرچم را به يكى از ياران خود داد، شكست خورده بازگشت . به ديگرى داد، او ياران خود را به هراس ‍ افكند و گريخت و پرچم را بازگرداند . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: فردا پرچم را به مردى مى دهم كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول نيز او را دوست دارند، تا خداوند فتح و فيروزى به او ندهد، باز نگردد .
بامداد شد، پيامبر فرمود: على را فراخوانيد .
گفتند: چشم او رنجور است .
فرمود: او را بخوانيد .
او آمد، و رسول خدا صلى الله عليه و آله آب دهانى به چشمان او زد و فرمود اللهم ادفع عنه الحر والبرد . بارخدايا گرما و سرما را از او دور كن . آن گاه پرچم را به او داد . على عليه السلام رفت و تا خيبر را نگشود بازنگشت . هنگامى كه به دژ بالاى كوه نزديك شد، يهوديان پيش آمدند و او را هدف تير و سنگ كردند على عليه السلام بر آنان تاخت تا به دژ رسيد، پا خم كرد و خشمگين در آستانه در فرود آمد و آن را از جا بركند و چهل ذراع به پس پشت خود پرتاب كرد . پس از آن چهل مرد كوشيدند تا آن را حمل كنند، نتوانستند

امضا كاربر
خدايا ظهر امام زمان را نزديك بفرما
اللهم عجل لوليك الفرج
شنبه ۱۳ شهر ۱۳۸۹ ۰۱:۳۴ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از حسن ضیغم تبار سپاسگزاری کرده است. فاطمه دستجردی
*
ارسال ها: 7,918
اعتبار: 24
سپاس کرده: 1,576
سپاس شده: 2,164 در 940 موضوع

امتياز: 1,301.66

ارسال: #3
RE: شفا بخش و مشکل گشا:
161. در
زمان عمر مردى بود كه در ناحيه آذربايجان كره اسبهايى داشت كه سركشى مى كردند و سوارى نمى دادند . او شكايت اين دشوارى به عمر آورد. عمر گفت : برو و خدا را به فريادرسى بخوان . و بر پاره ورقى نوشت : از عمر به شيطانها و جنيان سركش . اين چهارپايان را براى او رام كنيد . مرد ورق را گرفت و رفت . و من براى او بسيار غمين شدم . اميرالمؤ منين عليه السلام را ديدم و به او خبر دادم . فرمود: بى شك او نامراد بازمى گردد . تشويش من فرو نشست . آن سال براى من دير پا شده بود، كه مرد را پيشانى شكسته ديدم . شكستگى چنان عميق بود كه دست در آن جاى مى گرفت . پيش دستى كردم و گفتم : چه خبر؟
گفت : من آن جا رفتم و ورق را انداختم ، گروهى از جنيان به من حمله ور شدند و يكى از آنان با نيزه به صورتم زد و من بر زمين افتائدم و برادرم كه همراهم بود مرا با خود برد و من مدام در كار درمان بودم تا اكنون بهبود يافته ام . و نزد عمر رفت و او را از آن چه روى داده بود با خبر كرد . عمر با درشتى بر او بانگ زد و گفت : دروغ مى گويى ، نامه ام را نبرده اى .
با او نزد اميرالمؤ منين عليه السلام رفتيم ، او تبسمى كرد و فرمود: نگفتم ؟! آن گاه رو به مرد كرد و فرمود: چون بازگشتى به محل نگهدارى آنها برو و بگو: اللهم انى اتوجه اليك بنبيك نبى الرحمة واهل بيته الذين اخترتهم على علم على العالمين ؛ اللهم فذلل لى صعوبتها و حزونتها واكفنى شرها؛ فانك الكافى المعافى والغالبى القاهر
مرد رفت و سال بعد با مقدارى از بهاى آنها بازگشت . خداوند مال او را فزونى بخشيد و اكنون سه ساله به حج مى رود .
ابن عباس گفت : اى اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: هر كس چيزى ، چون مال يا همسر و فرزند يا پادشاهى از پادشاهان برايش رميده و دشوار شد، با اين دعا به درگاه خدا گريه و زارى كند، به خواست خدا از آن چه بيم دارد كفايتش مى كند.
162. ابن بابويه ، خداوند از خوشنود باد، با اسناد خود از صالح بن مثيم اسدى روايت كرده است ، كه او گفت :
به ديدار زنى از بنى واليه رفتم كه پيشانيش از سجده بسيار سوخته و در هم رفته بود . گفت : برادرزاده ، دمى گوش فرا ده تا داستان خود را برايت بگويم . من بسيار به ديدار ابوعبدالله امام حسين عليه السلام مى رفتم ، تا اين كه بين دو چشمم پيسى اى پيدا شد و اين بر من گران آمد و ديگر از خانه بيرون نرفتم .
امام عليه السلام از حال من پرسيد، كه حبابه واليه چه شد؟ گفتند: در پيشانيش سپيدى ظاهر گشته . او بر خاسته و نزد من آمد و فرمود: حبابه ، تو را چه از ديدارم بازداشته است ؟
گفتم : اى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله اين چنين گشتم . و روبند از رويم برداشتم امام عليه السلام آب دهانى روى آن زد و فرمود: اى حبابه ، خدا را شكرى تازه كن كه آن را از تو زدود . و من به سجده افتادم و بر سر خاك ساييدم . فرمود: حبابه ، سر بردار و در آينه بنگر . من سر برداشتم و در آينه نگريستم ، از آن سپيدى هيچ نديدم و خدا را ستودم و سپاس گفتم .
او به من نظر كرد و فرمود: حبابه ، ما و شيعيان ما بر فطرت (يكتا پرستى و پاكى هستيم ) و ديگر مردمان از آن بى بهره اند .
163. و مناسب مقام اين حديث ابن بابويه است كه گفت :
محمد بن ابراهيم بن اسحاق طالقانى برايم گفت كه من با جماعتى كه على بن عيسى نيز در ميان آنان بود، در محضر شيخ ابوالقاسم بن روح ، كه خداوند از او خوشنود باد، بودم ، كه مردى برخاست و به او گفت : مى خواهم چيزى از تو بپرسم .
گفت : هر چه در انديشه دارى بپرس .
مرد گفت : به من بگو، آيا حسين بن على عليه السلام دوست خدا بود؟
گفت : آرى .
پرسيد: آيا قاتل او دشمن خدا بود؟
گفت : آرى .
مرد گفت : رواست كه خدا دشمن خود را بر دوستش چيره كند؟!
شيخ ابوالقاسم گفت : آن چه را به تو مى گويم به درستى بفهم . بدان كه خداى تعالى با مردم به گونه اى كه مشاهده چشمها در آيد، نمى آميزد و با ايشان لب به سخن نمى گشايد، بلكه او كه قدر و عظمتش والاست ، پيامبرانى از جنس و صنف انسان و بشرى همانند آنان برايشان مى فرستد، و اگر پيامبرانى جز از صنف و شكل خودشان مى فرستاد از او مى رميدند و چيزى از او نمى پذيرفتند .
پس چون پيامبرانى از جنس خود مردم به ميانشان آمدند و مانند ايشان طعام مى خوردند و در بازارها مى رفتند، به ايشان گفتند: شما كه مانند مائيد؟ چيزى از شما نمى پذيريم تا معجزه اى آوريد كه ما از مانند آن ناتوان باشيم ، تا بدانيم كه آن ويژه شماست و ما از آن ناتوانيم .
پس خداى عزوجل براى ايشان معجزاتى قرار دارد كه خلق از آنها ناتوان بودند، برخى از ايشان پس از عذر آوردن و راه بهانه بر مردم بستن و بيم دادن طوفانى آورد تا همه سركشان و طاغيان را غرق كرد . و برخى ديگر را در آتش انداختند، آتش براى او سرد و بى گزند شد . و ديگرى از سنگ صاف و سخت شترى ماده بيرون آورد و از پستانش شير جارى ساخت . و دريا براى يكى از ايشان شكافته شد و از درون سنگ چشمه ها برايش جارى گرديد و عصاى خشك او براى او اژدهايى شد كه تا آن چه را به دروغ ساخته بودند، ببلعد و از ايشان يكى مرمان گنگ و پيسى گرفته را شفا مى داد و مردگان را به اذن خدا زنده مى كرد و به آنان خبر مى داد كه چه مى خورند و خانه هايشان چه اندوخته اند . و براى ديگرى از ايشان ماه شكافته شد و حيوانهاى زبان بسته اى چون شتر و گرگ و جز آنها، با او سخن گفتند .
ولى با وجود چنين معجزاتى كه مردم امتهاى ايشان از مثل آنها ناتوان بودند، تقدير خداى ، جل جلاله ، و لطف او به بندگانش و حكمت او چنين اقتضا مى كرد كه پيامبران را با وجود اين معجزات ، زمانى غالب و زمانى مغلوب و مقهور گذارد . اگر همواره ايشان را قاهر و غالب مى گرداند و گرفتار بلا و محنت نمى كرد و نمى آزمود، مردم آنان را به جاى خداى عزوجل معبود خود مى گرفتند، و صبر ايشان بر بلا و محنت و آزمونهاى سخت معلوم نمى گرديد .
از اين رو خداوند احوال ايشان را در اين امور چون احوال ديگران قرار داد، تا در اين حال بلا و محنت صابر باشند و در حال سلامتى و چيرگى بر دشمنان شاكر باشند و در همه حال فروتن باشند و در شك و حيرت نباشند، تا او را بپرستند و پيامبران او را فرمان برند، و حجت خدا را بر كسانى كه درباره ايشان زياده گويى و دعوى پروردگارى دارند، يا بر كسانى كه با آنان دشمنى و ناسازگارى و سر كشى مى كنند و آن چه را پيامبران و رسولان عليهم الصلاه و السلام آورده اند، نمى پذيرند ، ثابت باشد؛ تا هر كس هلاك مى شود با وجود برهان روشن و سرتافتن از آن هلاك شود و هر كس زنده و رستگار مى شود با برهان روشن و گردن نهادن بدان زنده شود .
آنگاه ابوالقاسم ، كه خداوند از او خوشنود باد، گفت : اين سخنان كه گفتم از شخص من نيست ، بلكه ريشه دار است و از امام حجت عليه السلام شنيده شده است . و من در اينجا گفتم تا اگر كسى خواست نسبت به آن چه در گذشته رخ داده يا در آينده رخ مى دهد، عيبت و ايرادى بگيرد، ايرادرش را دفع كنم و راه نارواگويى را بر او ببندم .
164. از امام باقر عليه السلام روايت است كه فرمود:
مادرم پاى ديوارى نشسته بود كه ديوار شكاف برداشت و ما صدايى از آن شنيديم . مادرم با دست اشاره اى كرد كه نه . به حق مصطفى سوگند خداوند به تو اجازه سقوط نداده است . و ديوار معلق ماند تا مادرم درگذشت . و پدرم براى صد دينار براى او صدقه داد.
امام صادق عليه السلام روزى از او ياد كرد و فرمود:
او زنى صديقه بود، و در خاندان امام حسين عليه السلام چنين زنى نظير نداشت .
165. جميل بن دراج گفت :
نزد امام صادق عليه السلام بودم كه زنى وارد شد و گفت : پسرم را مرده در خانه ترك كردم و به اينجا آمدم و تا به به فريادم برسى .
امام عليه السلام به او فرمود: شايد نمرده باشد . به خانه ات برو و غسل كن و دو ركعت نماز بگزار و خدا را بخوان و بگو: يا من وهبة لى و لم يك شيئا جددا لى هبته . اى كسى كه اين فرزند را در حالى كه هيچ نبوده به من بخشيدى ، او را از نو به من ببخش . آنگاه او را بجنبان ، و به كسى مگو . زن رفت و چنان كرد، پسر را جنباند و پسر يك باره گريه سر داد.
166. عبدالله بن مغيره گفت :
عبد صالح امام موسى بن جعفر عليه السلام زنى را در منا ديد كه مى گريست ، و كودكانش گرد او مى گريستند، چرا كه ماده گاوشان مرده بود .
امام نزديك رفت و فرمود: اى كنيز خدا، چرا مى گويى ؟
زن گفت : اى بنده خدا، كودكان يتيمى دارم ، ماده گاوى داشتيم كه گذران زندگى من و كودكانم از آن بود كه مرد و از دست ما رفت و اكنون بى چاره مانده ايم .
فرمود: كنيزك خدا، مى خواهى آن را برايت زنده كنم ؟
به زن الهام شد كه بگويد آرى . و امام عليه السلام به كنارى رفت و دو ركعت نماز گزارد، و پس از آن دستهايش را بالا آورد و دست راستش را گرداند و لبهايش را به نجوايى جنباند . آن گاه برخاست و كنار گاوى رفت و سيخكى يا نوك پايى ، به گاو زد . گاو برخاست و سر پا ايستاد . زن كه مردن گاو را ديده بود . فرياد برآورد و گفت : به پروردگار كعبه سوگند، كه او عيسى بن مريم است .
مردم در آن ميان گرد آمدند، و امام عليه السلام راه خود را پيش گرفت و رفت .
167. امام ابوالحسن كاظم عليه السلام در عرفات ايستاده بود و دعا مى كرد كه يك باره سر خم كرد، چنان كه نزديك بود پيشانى او به پيش پايش برسد . سبب را پرسيدند . فرمودند: مدتى بود كه من بر اينان (برمكيان ) نفرين . مى كردم كه با پدرم چه ها كردند . نفرينم كارساز شد و خداوند امروز امروز آن ، را پذيرفت و به هدف رساند .
چون بازگشتيم ، ديرى نپاييد كه احوال برمكيان دگرگون شد .
168. ابن بابويه از احمد بن اسحاق ، وكيل قمى ، كه خداوند از هر دوشان خوشنود باد، روايت كرده كه او گفت :
به محضر امام ابومحمد حسن عسكرى عليه السلام درآمدم و گفتم : فدايت شوم ، چيزى از درون غمگينم مى كند و من مى خواستم سبب آن را از پدرتان بپرسم موفق نشدم .
فرمود: چيست ؟
گفتم : سرورم ، براى ما از پدران شما عليه السلام روايت كرده اند كه خواب پيامبران عليه السلام بر قفاست و خواب مومنان بر پهلوى راست و خواب منافقان به پهلوى چپ و خواب شيطان به روست .
فرمود: اين چنين است .
گفتم : سرورم ، من هر چه مى كوشم به پهلوى راست بخوابم نمى توانم ، و بر اين دست خوابم نمى برد.
او اندكى خاموش ماند، آنگاه فرمود: به من نزديك شو، و من نزديك رفتم .
فرمود: احمد دستت را زير پيراهنت ببر . و من بردم . او نيز دستش را از زير جامه بيرون آورد و به زير جامه من آورد و سه بار با دست راست ، پهلوى چپ و با دست چپ ، پهلوى راستم را دست كشيد.
احمد گفت : از آن زمان ، ديگر نمى توانم به پهلوى چپ بخوابم .
169. از پيامبر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود:
جبرائيل عليه السلام از جانب خدا، اين مناجات را براى شكرگزارى از خداوند به من داد:
اللهم لك الحمد على مرد نوازل البلاء وملمات الصراء و كشف نوائب اللاواء و توالى سبوغ االنعماء و لك الحمد على هنى ء عطائك و محمود بلائك و جليل آلانك ، و لك الحمد على احسانك الكثير و خيرك الغزير و تكليفك العسير و دفعك العسير، و لك الحمد على تثميرك قليل الشكر واعطانك وافر الاجر و حطك مثقل الوزر و قبولك ضيق العذر و وضعك فادح الامر و تسهيلك موضع الوعر و منعك مفظع الامر، و لك الحمد رب على البلاء امصروف و وافر المعروف و دفع المخوف و ادلال العسوف ، و لك الحمد على قلة التكليف و كثرة التخويف و تقوية اضعيف و اغاثة اللهيف ، و لك الحمد ر ب على سعة امهالك و دوام افاضلك و صرف محالك و حميد فعالك و توالى نوالك ، و الك الحمد رب على تاخير معامجلة و ترك مغافصة العذاب و تسهيل طرق المآب وانزال غيث السحاب
170. و امام زين العابدين عليه السلام هنگام اجابت دعايش ، اين دعاها را مى خواند:
اللهم قد اكدى الطلب و اعيت الا عندك ، و ضاقت المذاهب و امتنعت المطالب و عسرت الرغائب و انقطعت الطرق الا اليك ، و تصرمت الامال وانقطع الرجاء الا منك ، و خابت الثقة و اخلف الظن الا بك ، اللهم انى اجد سبل المطالب اليك منهجة و مناهل الرجاء اليك مفتحة ، و اعلم انك لمن دعاك بموضع اجابة و للصارخ اليك بمرصد اغثاثة ، و ان القاصد اليك لقريب المسافة منك و مناجاة العبد اياك غير محجوبة عن استماعك و ان فى اللهف الى جودك و الرضا بعدتك والاستراحة الى ضمانك عوضا منع الباخلين و مندوحة عما قبل المستاثرين و دركاآمن خير الوارثين ؛ فاغفر بلا اله الا انت ما مضى من ذنوبى و اعصمنى فيما بقى من عمرى و افتح لى ابواب رحمتك وجودك التى لا تغلقها عن احبابك و اصفيائك يا ارحم الراحمين
171. و از ايشان عليه السلام ، روايت است كه ، همچنين مستحب است هنگام اجابت دعا، نماز شكر خوانده شود، كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: چون خداوند نعمتى به تو داد، دو ركعت نماز بگزار، در ركعت نخست فاتحة الكتاب و قل هو الله احد، و در ركعت دوم فاتحة الكتاب و قل يا ايها الكافرون را بخوان ، و در ركوع و سجود ركعت نخست هفت بار مى گويى : الحمدلله شكرا شكرا و حمدا حمدا و در ركوع و سجود ركعت دوم مى گويى : الحمدلله الذى استجاب دعائى و اعطانى مسالتى و روايتى ... و قضيى حاجتى


باب دوم : سلامتى و بهداشت
بخش اول - بى نيازى از طبيب
172. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
از پرخورى بپرهيزيد كه بدن را تباه مى كند (11) و بيمارى مى آورد و مايه سستى و تنبلى در عبادت است .
173. اصبغ بن نباته گفت :
شنيدم اميرالمؤ منين عليه السلام به فرزندش حسن عليه السلام مى فرمود:
پسرم : چهار سخن به تو بياموزم كه با آن از طب بى نياز شوى ؟ گفت : آرى اى پدر .
فرمود: بر طعام ننشين مگر اين كه گرسنه باشى ، و از طعام برنخيز مگر اين كه هنوز اشتهاى آن داشته باشى ، و غذا را نيك بجو، و چون خواستى بخوابى به آبريز رو . اگر اين سخنان را به كار بندى از طب بى نياز شوى .
174. به او عليه السلام گفته شد:
گويا در قرآن جز طب هر گونه علمى هست ؟
فرمود: بدانيد كه در قرآن آيه اى است كه همه طب را در خور گرد آورده است كلوا و اشربوا و لا تسرفوا (12)بخوريد و بياشاميد ولى اسراف نكنيد .
175. زر بن حبيش ، كه خداوند از پدر و فرزند، هر دو خشنود باد، گفت : اميرالمومنين عليه السلام فرمود: چهار سخن در طب است كه اگر بقراط يا جالينوس مى خواستند آنها را بگويند پيش از آن صد برگ مقدمه مى چيدند، آن گاه با آن سخنان زينتش مى بخشيدند . آن سخنان عبارتند از:
- از آغاز سرما بپرهيزيد و در پايان با آن رو به رو شويد؛
- كه سرما، كارى را كه با درختان مى كند، با بدنها مى كند؛
- اول آن مى سوزاند .
- و آخر آن مى روياند .
176 . و فرمود:
بقايى كه در كار نيست . ولى هر كس بقا مى خواهد، صبحانه را زود و شام را دير بخورد، و با زنان كم همبستر شود، و جامه را سبك كند .
گفته شد: اى ولى خدا، سبك كردن جامه چيست ؟
فرمود: وام . وام دار نباشد، و اگر دارد آن را سبك كند .
177. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كس در آغاز سال بيست و يك بار در آب فرو رود، بيماريى در آن سال به او نرسد و مگر اين كه بيمارى مرگ باشد .
178. و فرمود:
طعام خود را با ذكر خدا و نماز هضم كنيد، و پس از آن نخوابيد كه دلهايتان سخت مى شود .
179 . و فرمود: روزه بگيريد تا تندرست شويد .
180 . و فرمود: به علاوه به سفر برويد تا تندرست شويد و غنيمت يابيد.
181 . و امام زين العابدين عليه السلام فرمود:
حج و عمره گزاريد تا تندرست شويد و روزى هايتان فراخ گردد و ايمانتان درست شود و بار و خرجى مردم و نانخوران خود را كفايت كنيد .
182. و اميرالمؤ منين عليه السلام ، فرمود:
شب خيزى يا نماز شب تندرستى بخش است .
183 . و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
به شب خيزى نماز شب پايبند باشيد كه آن شيوه صالحان پيش از شما بوده است . و برخاستن در شب تقرب جستن به خداوند است ، و گناهان را پاك مى كند، و از بديها و زشتى ها باز مى دارد، و درد و رنجورى را از بدن مى راند .
184. و امام صادق عليه السلام فرمود:
نماز شب روى را زيبا و خلق را نيكو و بوى را خوش مى سازد، و روزى را فراوان و ريزان مى كند و دين را ادا مى كند، و غم را مى برد، و ديدگان را جلا مى بخشد . و به نماز شب پايبند باشيد كه آن سنت پيامبر شماست و دور كننده بيمارى از تن هاى شماست .
185. روايت است كه ،
مرد چون برخيزد و به نماز شب ايستد، خوش نفس به صبح درآيد، و اگر تا صبح بخوابد، سنگين و سست به صبح درآيد .
186. اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
معده ، خانه بيمارى هاست و پرهيز كردن ، اصل هر دوا و نخستين آنهاس و هر بدن را آن ده كه بدان خو كرده است . با پرخورى سلامتى در ميان نيست ، و هيچ مرضى رنج آورتر از كم خردى نيست .
187. روايت است كه ، هر كس طعامش اندك شود، تندرست شود و قلبش ‍ صفا يابد، و هر كس طعامش بسيار شود، بدنش رنجور گردد و قلبش سخت شود .
188. و امام صادق عليه السلام فرمود:
خداى تعالى به موسى بن عمران عليه السلام وحى كرد كه ، مى دانى براى چه تو را از ميان خلقم برگزيدم و براى سخن گفتن ويژه كردم ؟
گفت : نه پروردگارا.
خداى عزوجل به او وحى كرد: من زمين را نگريستم كسى را در فروتنى برتر از تو نيافتم . موسى به سجده افتاده و گونه هايش را به تذلل و خوارى براى پروردگارش به خاك ساييد .
خداى تعالى به او وحى كرد كه ، سر بردار و دستهايت را به سجده گاهت ساى و روى و هر جاى ديگر بدنت كه مى رسد مال ، كه من تو را از هر درد و بيمارى در امان داشتم .
189. و از ايشان عليه السلام روايت است كه فرمودند:
ناخنهايت را بچين و از انگشت كوچك دست چپ شروع به انگشت كوچك دست راست ختم كن . و آبخور سبيلت را هر زمانى كه خواستى بگير و بگو: ععع بسم الله و بالله و على ملة رسول الله صلى الله عليه و آله عععع كه هر كس چنين كند، خداوند در ازاى هر ناخن چيده و هر موى بريده ثواب آزاد كردن بنده اى را بنويسد، بيمار نشود مگر بيماريى كه در آن بميرد.
190. و امام صادق عليه السلام فرمود:
چيدن ناخنها روز جمعه ، از جذام و برص و كورى ايمنى مى بخشد، و اگر ناخنها به چيدن نرسيده اند، آنها را اندكى بساى .
191. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
هر مسلمانى كه چهل سال در اسلام عمر كند، خداوند سه گونه بلا را كه جذام و پيسى و جنون باشند، از او بگرداند .
192. و امام صادق عليه السلام فرمود: سرمه كشيدن به هنگام خواب امان از آب چشم است .
193. و فرمود:
مرد چون روزه بگيرد و چشمهايش از جا بروند و چون با شيرينى روزه گشايد و به جاى خود بازگردند .
194. و فرمود: روزه گشودن ، با آب ، گناهان دل را مى شويد .
195. و فرمود: روزه دارى كه در آغاز روزه خود را با بوى خوش ، خوشبو كند، عقلش را از دست ندهد .
196. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
اگر پنج چيز را ديديد از آنها به خدا پناه ببريد:
اگر زشتكارى ، آن گونه كه مرتكب آن شوند، در ميان مردمى آشكار گرديد، و در ميان آنها طاعون و دردهايى را كه در گذشتگان ايشان نبود، آشكار مى شود . و اگر پيمانه و ترازو را كم و سبك گيرند، به خشكسالى و تنگى معيشت و ستم سلطان گرفتار شوند .
و چون زكات ندهند، از باران آسمان محروم گردند، و اگر چهارپايان نبودند براى ايشان هرگز بارانى نمى باريد .
و اگر پيمان خدا و پيمان رسولش صلى الله عليه و آله را شكنند، خداوند دشمنشان را بر ايشان سلطه دهد و برخى نعمتها را كه دارند از آنان گرفته شود .
و اگر به غير آن چه خداى سبحان نازل كرده است حكم كنند، خداوند درشتى و درگيرى را ميان خودشان درافكند .
197 . و فرمود:
وقتى چهار چيز براى طعام جمع شد و كامل مى شود:
حلال باشد، دستهاى زيادى در آن برود، با نام خدا شروع شود و با حمد خدا پايان يابد .
198. اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
هيچ گاه طعام براى من سنگين و ناگوار نشد . گفته شد: چگونه اى ولى خدا؟
فرمود: هر لقمه كه به سوى دهانم بردم با آن نام خداى سبحان آوردم .
199 . و امام صادق عليه السلام فرمود:
دراز كشيدن پس از سيرى ، بدن را فربه و غذا را هضم مى كند و بيمارى را بيرون مى برد . (13)
200. و فرمود:
شستن سر با ختمى امان از سر درد و دورى از فقر است ، و سر را از شوره پاك مى كند .
201. روايت است كه ، چيزى را كه زيانش را مى دانى مخور .
و هوى و هوست را بر راحتى بدنت رجحان مده .
پرهيز كردن ، ميانه روى در همه چيز است .
و اصل طب خوددارى كردن است ؛ و آن نگاه داشتن لبها و مدارا كردن با دستهاست .
و درد ماندگار و بى درمان ، خوردن طعام پس از طعام است .
تا تندرستى ، دارو مخور، و چون جنبش بيمارى را حس كردى پيش از آنكه در تو شتاب گيرد با بازدارنده اى از آن پيش گيرى كن .
202. و امام محمد باقر عليه السلام فرمود:
شگفتا از كسى كه از بيم بيمارى ، از غذا پرهيز مى كند، و چگونه از بيم آتش ‍ از گناه پرهيز نمى كند .
بخش دوم : سلامتى با ذكر دعا و نماز
203 . اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هر كس به صبح درآيد و چهار چيز را به ياد نياورد، بيم دارد كه نعمت از كفش برود:
نخست آن كه بگويد: الحمد لله الذى عرفنى نفسه ولم يتركنى عميان القلب . ستايش خداى را كه به من شناساند و كوردل رهايم نكرد.
و دوم آن كه بگويد: الحمد لله الذى جعلنى من امة محمد صلى الله عليه و آله ، ستايش خداى را كه امت محمد صلى الله عليه و آله قرار داد .
و سوم آن كه بگويد: الحمدلله الذى ستر ذنوبى و عيوبى و لم يفضحنى بين الناس ستايش خداى را كه عيبها و گناهانم را پوشاند و ميان مردم رسوايم نكرد .
204. و او صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كس ، هنگام بامداد بگويد: بسم الله الذى لا يضر مع اسمه شى ء فى الارض و لا فى اسماء و هو سميع العليم به نام خداوندى كه با نام او چيزى در زمين و آسمان آسيب نرساند و او شنوا و داناست . تا شامگاه ، هيچ بلايى به او نرسد، هر كس شامگاه آن را بگويد، تا بامداد هيچ بلايى ناگهانى به او نرسد .
205. و او صلى الله عليه و آله چون نماز صبح را مى گزارد و مى فرمود:
جبرائيل از جانب خداى تبارك و تعالى اين مناجات را در استعاذه (پناه جستن ) به من داد:
اللهم متعنى بسمعى و بصرى واجعلهما الوارثين منى وارنى ثارى فى عدوى بار خدايا مرا از شنوايى و بيناييم بهره مند گردان . و آن دو را وارث و بهره مند از من ساز، و كين كشى از دشمنم را به من بنما .
206. از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت است كه فرمود:
اللهم انى اعوذ بك من ملمات نوازل البلاء و اهوال عظائم الضراء فادعنى رب من صرعة الباساء و احجبنى عن سطوات ابلاء و نجنى من مفاجاة النقم واحرسنى من زوال النعم و من زلل القدم ، اجعلنى اللهم رب فى حمى عزك و حياطة حرزك من مباغتة الدوائر و معاجلة البوائر . اللهم رب ، و ارض البلاء فاخسفها و جبال السؤ فانسفها و كرب الدهر فاكشفها و عوائق الامور فاصرفها، واوردنى حياض السلامة واحملنى ، على مطايا، الكرامة و اصحبنى اقالة العثرة و اشملنى ستر العورة ، و جد على رب بالائك و كشف بلائك و دفع ضرائك ، و ادفع عنى كلاكل عذابك و اصرف عنى اليم عقابك و اعذنى من بوائق الدهور واندقذنى من سؤ عواقب الامور واحرسنى منن جميع المخذور، و اصدع صفاة البلاء عن امرى و اشلل يده عنى مدى عمرى انك الرب المجيد، المبدى ، المعيد، الفعال ، الفعال ، لما يريد .
207 . روايت است كه :
رسول خدا صلى الله عليه و آله ، به قبيصه هلالى آموخت كه پس از نماز صبح ده بار بگويد سبحان الله العظيم وبحمده ولا حول ولا قوة الا بالله العلى العظيم . پاك و منزه است خداى بزرگ و او را مى ستايم ، و هيچ اراده و نيرويى نيست كه از معصيت بازدارد و بر طاعت توانا كند مگر به نيرو و خواست خداوند .
(كه هر كس اين را بگويد) خداوند شر دنيا را از او بازگرداند .
و به او فرمود: براى آخرت بگو: اللهم اهدنى ممن عندك و افض على من فضلك وانشر على من رحمتك وانزل على من بركاتك . بار خدايا مرا از بر خود راه بنما و از فضل و عنايت بهره مند گردان و رحمتت را بر من گسترده ساز و بركاتت را بر من فرود آر.
208 . و امام كاظم عليه السلام فرمود:
گفتن لا حول و لا قوة الا بالله بلاهاى گوناگون را دفع مى كند .
209. و امام صادق عليه السلام فرمود:
چون غمها پياپى به تو روى آورد، بگو: لا حول و لا قوة الا بالله .
210. داود بن رزين گفت :
شنيدم كه امام ابوالحسن كاظم عليه السلام مى فرمود:
اللهم اين اسالك العافية و اسالك جميل العافيه و اسالك شكر العافية و اسالك شكر شكر العافية ؛ بار خدايا من از تو عافيت مى خواهم و زيبا عافيتى مى خواهم و شكر عافيت را مى خواهم و شكر شكرگزارى عافيت مى خواهم .
211 . و پيامبر صلى الله عليه و آله دعا مى كرد و مى فرمود:
اسالك تمام العافية . تمام عافيت را از تو مى خواهم . آن گاه فرمود:
تمام عافيت ، رسيدن به بهشت و رهايى از آتش است .
212. كسى كه هنگام خواب آية الكرسى را بخواند از فلج فروهشته شدن نيمه اى از بدن بيم ندارد .
213. اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا خواند و فرمود: اى على ، چون به بستر رفتى از استغفار كن و بر من درود فرست و بگو: سبحان الله والحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم و قل هو الله احد را بسيار بخوان كه آن نور قرآن است و آية الكرسى را بخوان كه در هر حرف آن هزار بركت و هزار رحمت است .
214. و فرمود:
هر كس آية الكرسى را پس از هر نماز واجب بخواند نمازش پذيرفته شود و در امان خدا باشد و خدا حفظش كند .
215. از پيرمردى كهن سال روايت است كه گفت :
براى پدرم فرزندى زنده نمى ماند تا در سنين پيرى او، من به دنيا آمدم و او شادمان شد . هفت ساله بودم كه از دنيا رفت و عمويم سرپرستى مرا به عهده گرفت . روزى عمويم مرا با خود نزد پيامبر صلى الله عليه و آله برد و به او گفت : اى رسول خدا، برادرم از دنيا رفته است و اين پسر از او مانده است ، شما به من تعويذى دعاى حفظ بياموزيد كه با آن در پناهش دارم . فرمود: چرا به سراغ سوره هاى قل دار نمى روى : قل يا ايها الكافرون .... قل هو الله احد قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس ... و در روايتى قل اوحى الى ... سوره جن .
پير كهنسال گفت : من تا به امروز بدان سوره ها پناه مى جويم و تاكنون آسيبى به مال و فرزندم نرسيده است و بيمار و فقير نگشته ام و به سنى رسيده ام كه مى بينيد .

امضا كاربر
خدايا ظهر امام زمان را نزديك بفرما
اللهم عجل لوليك الفرج
شنبه ۱۳ شهر ۱۳۸۹ ۰۱:۳۶ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 7,918
اعتبار: 24
سپاس کرده: 1,576
سپاس شده: 2,164 در 940 موضوع

امتياز: 1,301.66

ارسال: #4
RE: شفا بخش و مشکل گشا:
216. رسول خدا صلى الله عليه و آله براى حسن و حسين عليه السلام دعاى حفظ مى خواند و
مى فرمود: اعيذ كما بكلمات الله التامة من كل شيطان و هامة و من كل عين لامة
217. و امام صادق عليه السلام فرمود:
گفتن : بسم الله و بالله را در هر بامداد و شامگاه ، فرو مگذار كه اين ذكر هر شر و بدى را باز مى گرداند . و هر بامداد و شامگاه بگو: اللهم انى اصحبت فى نعمة منك و عافية وستر، فصل على محمد و آل محمد واتمم على نعمتك وعافيتك و سترك
218. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كس پيوسته استغفار كند براى هر غم او گشايشى آورد و از هر تنگنايى راه خروجى براى او گذارد، و از جايى كه به گمانش نرسد، روزيش رساند .
219 . و على بن نصر جهضمى گفت :
خليل بن احمد، كحه خداوند از او خشنود باد، را در خواب ديدم . در خواب گفتم من كسى را داناتر از خليل نمى دانم . و به او گفتم : خدا با تو چه كرد؟
گفت : آن چه را بدان پايبند بوديم ، چيزى نبود و يافت نشد كه برتر از
سبحان الله والحمدالله و لا اله الا الله و الله اكبر، و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم باشد .
220 روايت است كه ،
هر كس مى خواهد دعايش اجابت شود
قل اللهم مالك الملك تؤ تى الملك من تشاء و تنزع الملك ممن تشاء و تعز من تشاء و تذل من تشاء بيدك الخير انك على كل شى ء قدير . (14)را بخواند .
221. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
پس از فراغت از نماز واجب بگو: سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر . كه اين ذكرها مرگ ناگوارى و بلايى را كه در آن روز از آسمان بر بنده مى رسد، مى رانند، و باقيات اينها هستند .
222. نمازهاى پيامبر و امامان
نماز پيامبر صلى الله عليه و آله ،
دو ركعت است ، در هر ركعت يك بار حمد و پانزده بار انا انزلناه (سوره قدر) در قيام ، و پانزده بار در ركوع ، و پانزده بار پس از راست شدن از ركوع و پانزده بار در سجود، و پانزده بار پس از سر برداشتن از سجده ، و پانزده بار در سجده دوم و پانزده بار پس از سر برداشتن از سجده دوم ، مى خوانى و ركعت دوم را مانند ركعت نخست مى خوانى .
نماز اميرالمؤ منين عليه السلام :
چهار ركعت است ، در هر ركعت يك بار حمد و پنجاه بار قل هو الله احدسوره توحيد خوانده مى شود .
نماز فاطمه زهرا عليه السلام :
دو ركعت است ، در ركعت نخست يك بار حمد و صد بار انا انزلناه و در ركعت دوم يك بار حمد و صد بار قل هو الله احد خوانده مى شود .
نماز امام حسن و امام حسين عليه السلام :
دو ركعت است ، در هر ركعت يك بار حمد و بيست و پنج بار قل هو الله احد، خوانده مى شود .
نماز امام زين العابدين عليه السلام :
دو ركعت است ، در هر ركعت يك بار حمد و صد بار آية الكرسى خوانده مى شود .
نماز امام باقر عليه السلام : دو ركعت است ، در هر ركعت يك بار فاتحة الكتاب و صد بار شهدالله انه لا اله الا هو والملائكة و اولو العلم و قائما بالقسط لا اله الا هو العزيز الحكيم (15)خوانده مى شود .
نماز امام صادق عليه السلام :
چهار ركعت است ، در هر ركعت يك بار حمد و صد بار سبحان الله والحمد الله و لا الا الله و الله اكبر خوانده مى شود .
نماز امام كاظم عليه السلام ،:
دو ركعت است ، در هر ركعت يك بار حمدو دوازده بار قل هو الله احد خوانده مى شود .
نماز امام رضا عليه السلام :
شش ركعت است ، در هر ركعت يك بار حمد و ده بار هل اتى على الانسان ... (سوره انسان ) خوانده مى شود .
نماز امام محمد تقى عليه السلام :
چهار ركعت است ، در هر ركعت يك بار حمد و چهار بار قل هو الله احد خوانده مى شود .
نماز امام على تقى عليه السلام :
دو ركعت است ، در هر ركعت يك بار حمد و هفتاد بار قل هو الله احد خوانده مى شود .
نماز امام حسن عسكرى عليه السلام :
دو ركعت است ، در هر ركعت يك بار حمد و صد بار قل هو الله احد خوانده مى شود .
نماز امام مهدى عليه السلام :
دو ركعت است ؛ در هر ركعت يك بار حمد و صد بار اياك نعبد و اياك نستعين خوانده مى شود .
و نمازگزار پس از هر يك از اين نمازها صد بار بر پيامبر صلى الله عليه و آله درود مى فرستد و آن گاه حاجتش را از خدا مى خواهد .
223. از امام صادق عليه السلام روايت است كه هر كس كه يك بار، با نيت پاك و قلب صاف و بر پيامبر و آل پيامبر صلى الله عليه و آله درود فرستد، خداى سبحان صد حاجت او را برآورده كند؛ سى حاجت دنيوى و هفتاد حاجت اخروى .
224. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كس از سر حب و شوق من در هر روز سه بار و در هر شب سه بار، بر من درود فرستد، و بر خداى عزوجل حق است كه گناهان او را در آن شب و روز ببخشايد .
225. ابن عباس گفت :
پيامبر صلى الله عليه و آله به من فرمود: در خواب عمويم حمزة بن عبدالمطلب و برادرم جعفر بن ابيطالب را ديدم كه در برابرشان سينى اى از ميوه سدر بود، لختى از آن خوردند، ميوه سدر به انگور بدل گشت ، از آن نيز زمانى خوردند، انگور برايشان رطب شد و چندى از آن خوردند . من نزد آن دو رفتم و گفتم : پدرم به فدايتان باد از اعمال كدام را برتر يافتيد؟
گفتند: پدران و مادران ما به فدايت باد، ما برترين اعمال را درود بر تو و سيراب كردن تشنگان و حب على بن ابيطالب عليه السلام يافتيم .
تسبيح پيامبر و امامان
تسبيح پيامبر و امامان
226. تسبيح محمد صلى الله عليه و آله در آغازين روز هر ماه :
سبحان الله عدد رضاه ، سبحان الله عدد كلماته ، سبحان الله عدد خلقه ، سبحان الله زنة عرشه ، سبحان الله مل ء سماواته ، سبحان الله مل ء ارضه سبحان الله مثل ذلك والحمد لله مثل ذلك و لا اله الا الله مثل ذلك والله اكبرررسول خدا مثل ذلك
227. تسبيح على عليه السلام در دومين روز هر ماه :
سبحان الله من تعالى جده وتقدست اسماؤ ه ، سبحان من هو الى غير غاية يدوم بقاوه ، سبحان من استتار بنور حجابه دون سمائه ، سبحان من قامت له السماوات بلا عمد، سبحان من تعظم بالكبرياء والنور سناؤ ه ، سبحان من توحد بالوحدانية فلا اله سواه ، سبحان من ليس البهاء، و الفخر، رداؤ ه ، سبحان من استوى على عرشه بوحدانيته
228. تسبيح فاطمه عليه السلام در سومين روز هر ماه : سبحان ممن استتار بالحول والقوة ، سبحان من احتجب فى سبع سماوات ، فلا عين تراه تت سبحان من اذل الخلائق بالموت و اعز نفسه بالحياة ، سبحان من يبقى و يفنى كل شى ء سواه ، سبحان من استخلص الحمد لنفسه و ارتضاه ، سبحان الحى العليم ، سبحان الحليم الكريم ، سبحان الملك القدوس ، سبحان العلى العظيم ، سبحان الله وبحمده
229. تسبيح حسن بن على عليه السلام در چهارمين روز هر ماه :
سبحان من هو مطلع على خوازن القلوب ، سبحان من ، هو محصى عدد الذنوب ، سبحان ممن لا يخفى عليه خافية فى السماوات والارض ، سبحان المطلع على السرائر، عالم الخفيات ، سبحان من لا يعزب عنه مثقال ذرة فى الارض و لا فى السماء سبحان من السرائر عنده علانية والبواطن عنده ظواهر، سبحان الله و بحمده
230. تسبيح حسين بن على عليه السلام در روز پنجم :
سبحان الرفيع الاعلى ، سبحان العظيم الاعظم ، سبحان من هو هكذا و لا يكون هكذا غيره و لا يقدر احد قدرته ، سبحان من اوله علم لا يوصف و آخره علم لا يبيد، سبحان من علا فوق البريات ، بالالهية فلا عين تدركه و لا عقل يمثله و لا و هم يصوره ولا لسان يصفه بغاية ماله من الوصف ، سبحان من علا فى الهواء، سبحان من قضى الموت على العباد، سبحان الملك المقتدر، سبحان الملك القدوس ، سبحان الباقى الدائم .
231 . تسبيح على بن الحسين عليه السلام در روز ششم :
سبحان من اشرق نوره كل ظلمة ، سبحان القادر المقتدر، سبحان الباعث الوارث ، سبحان من خصعت له الاشياء، سبحان من يسبح الرعد بحمده و الملائكة من خيفته ، سبحان له العظيم و بحمده
233. تسبيح جعفر بن محمد امام صادق عليه السلام در روز هشتم :
سبحان هو عظيم لا يرام ، سبحان من هو قائم لا يلهو، سبحان من هو حافظ لا ينسى ، سبحان من هو عالم لا يسهو، سبحان من هو محيط بخلقه لا يغيب ، سبحان من هو محتجب لا يرى سبحان من استتر بالضياء فلا شى ء يدركه ، سبحان من النور مناره ، والضياء بهاؤ ه والبهجة جماله والجلال عزه والعزة قدرته والقدرة صفته ، سبحان الله وبحمده
234. تسبيح موسى بن جعفر امام كاظم عليه السلام در روز نهم :
سبحان من ملاء الدهر قدسه ، سبحان من لا يغشى الامد نوره تت سبحان من اشرق كل ظلمة بضوئه ، سبحان مممن يدين لدينه كل دين ولا يدان لغير دينه دين ، سبحان من قدر كل شى ء بقدرته ، سبحان من ليس لخالقيته حد ولا لقادريته نفاذ، سبحان الله العظيم و بحمده
235 . تسبيح على بن موسى امام رضا عليه السلام در روز دهم و يازدهم :
سبحان خالق النور، سبحان خالق الظلمة ، سبحان خالق المياه ، سبحان خالق السماوات ، سبحان خالق الارضين ، سبحان خالق الرياح و النبات ، سبحان خالق الحياة و الموت ، سبحان خالق الثرى و الفلوات ، سبحان الله و بحمده .
236. تسبيح محمد بن على امام جواد عليه السلام در روزه دوازدهم و سيزدهم :
سبحان من لا يعتدى على اهل مملكته ، سبحان من لا يؤ اخذ اهل الارض بالوان العذاب ، سبحان الله و بحمده
237. تسبيح على بن محمد النقى امام هادى عليه السلام در روزه چهاردهم و پانزدهم :
سبحان من هو دائم لا يسهو، سبحان من هو قائم لا يلهو، سبحان من هو غنى لا يفتقر، سبحان الله و بحمده
238. تسبيح حسن بن على امام عسكرى عليه السلام در روز شانزدهم و هفدهم :
سبحان من هو فى علوه دان و فى دنوه عال و فى اشراقه منير و فى سلطانه قوى ، سبحان الله و بحمده
239. تسبيح صاحب الزمان امام مهدى عليه السلام در روز هجدهم تا آخر ماه :
سبحان الله عدد خلقة ، سبحان الله رضى نفسه ، سبحان الله مداد كلماته ، سبحان الله زنه عرشه ، و الحمدلله مثل ذلك .
نمازهاى هفته
240. از پيامبرصلى الله عليه و آله :
نماز شب شنبه :
چهار ركعت است ، در هر ركعت يك بار حمد و سه بار آية الكرسى و يك بار قل هو الله احد مى خواند و چون سلام داد سه بار آية الكرسى را مى خواند .
نماز شب يكشنبه :
چهار ركعت است ، در هر ركعت يك بار فاتحة الكتاب و يك بار آية الكرسى و يك بار سبح اسم ربك سوره اعلى و يك بار قل هو الله احد را مى خواند .
نماز شب دوشنبه :
چهار ركعت است ،؛ در هر ركعت هفت بار فاتحة الكتاب و يك بار انا انزلناه ... را مى خواند و پس از هر ركعت آن سلام مى دهد، و دو ركعت ديگر را آغاز مى كند و چون از نماز فارغ شد صد بار مى گويد: اللهم صل على محمد و آل محمد و صد بار هم مى گويد: اللهم صل على جبرئيل .
نماز شب سه شنبه :
دو ركعت است ، در هر ركعت هر يك از فاتحة الكتاب و آية الكرسى و قل هوالله احد و شهد الله انه ... را يك بار مى خواند .
نماز شب چهارشنبه :
دو ركعت است ، در هر ركعت فاتحة الكتاب و آية الكرسى و قل هو الله احد و انا انزلناه را يك به يك مى خواند .
نماز شب پنجشنبه :
دو ركعت است كه بين نماز مغرب و عشاء خوانده مى شود، در هر ركعت يك بار فاتحة الكتاب ، و هر يك از آية الكرسى و قل يا ايهاالذين الكافرون ( سوره كافرون ) و قل هو الله احد ( سوره توحيد) و قل اعوذ برب الفلق ( سوره فلق ) و قل اعوذ برب الناس ( سوره ناس ) را پنج بار بخواند و چون سلام داد پانزده بار از خدا آمرزش بخواهد استغفر الله ربى و / اليه بگويد .
نماز شب جمعه :
يازده ركعت با يك سلام است ، فاتحة الكتاب و قل هو الله احد و قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس ، را يك به يك بخواند و چون از نماز فارغ آمد به سجده رود و هفت بار بگويد: لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم .
مرحوم مجلسى در بحارالانوار اين نماز را ده ركعت با يك سلام ذكر كرده است .
نماز روز شنبه :
چهار ركعت است ، در هر ركعت يك بار فاتحة الكتاب و سه بار قل يا ايها الكافرون مى خواند و چون از آن فارغ شد آية الكرسى را يك بار مى خواند.
نماز روز يكشنبه :
چهار ركعت است ، در هر ركعت آن فاتحة الكتاب و آخر سوره بقره لله ما فى السماوات و ما فى الارض ... (16) را بخواند و چون از نماز فارغ شد آية الكرسى را بخواند و بر محمد و آل محمد درود بفرستد و صد بار سه گانه پرستان را لعن كند .
نماز روز دوشنبه :
دو ركعت است ، در هر ركعت فاتحة الكتاب ، و آية الكرسى و قل هو الله احد و قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق ، هر كدام را يك بار بخواند و چون از نماز فارغ شد ده بار از پروردگارش آمرزش طلبد (استغفرالله و اتوب اليه بگويد) و ده بار بر پيامبر و آل او درود فرستد .
نماز روز سه شنبه :
ده ركعت پس از نيم روز است ، در هر ركعت آن حمد و آية الكرسى ، هر كدام را يك بار و قل هوالله احد را سه بار بخواند .
نماز روز چهارشنبه :
دوازده ركعت است ، در هر ركعت آن يك بار فاتحة الكتاب و هر يك از قل هوالله احد و قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس را، سه بار بخواند .
نماز روز پنجشنبه :
دو ركعت بين نماز ظهر و عصر است ، در ركعت نخست فاتحة الكتاب و آية الكرسى را صد بار بخواند و در ركعت دوم فاتحة الكتاب را يك بار و قل هوالله احد را صد بار بخواند و چون از نماز فارغ آمد صد بار استغفار كند و صد بار بر پيامبر و آل او درود فرستد .
نماز روز جمعه :
چهار ركعت پيش از نماز جمعه يا ظهر است ، در هر ركعت آن ده بار فاتحة الكتاب و هر يك از قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس و قل هو الله احد و قل يا ايهاالكافرون و آية الكرسى و انا انزلناه و شهدالله انه ... در ده بار بخواند و چون از نماز فارغ آمد صد بار استغفار كند، پس از آن صد بار بگويد: سبحان الله والحمدلله ولا اله الا الله و الله اكبر و لا حول و ل قوة الا بالله العظيم و صد بار بر پيامبر و آل او درود فرستد .
اين نماز، نماز كامل نام گرفته است و ثوابى بسيار دارد .
241 . از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت است كه فرمود:
هر مسلمان بايد در هر روز صدقه اى بدهد .
مردى گفت : چه كسى توان اين را دارد؟
فرمود: مانع از راه زدودنت صدقه است ، به عيادتت بيمار رفتنت صدقه است ، نهى از منكر كردنت صدقه است ، جواب سلام دادنت صدقه است .
242. اسود بن اصرم گفت :
گفتم : اى رسول خدا، مرا سفارشى فرما .
فرمود: مالك دست خود هستى ؟
گفتم : آرى .
فرمود: مالك زبان خود هستى ؟
گفتم : آرى .
فرمود: دست خود را جز به خير نگشا، و جز سخن صواب بر زبان نياور .
تعويذهاى هفته
243. تعويذ روز شنبه :
بسم الله الرحمن الرحيم . لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم ، اللهم رب الملائكة و الروح و النبين و المرسلين و قاهر من فى السماوات و الارضين ؛ كف عنى باس الاسرار و اعم ابصارهم و قلوبهم و اجعل بينى و بينهم حجابا، انك انت ربنا، و لا قوة الا بالله توكلت على الله توكل عائذ به من شر كل دابة ربى آخذ بناصيتها و من شر ما سكن فى اليل و النهار و من شر كل سؤ و صلى الله على محمد و آله و سلم .
244 . تعويذ روز يكشنبه :
بسم الله الرحمن الرحيم . الله اكبر، الله اكبر، استوى الرب على العرش ‍ و قامت السماوات والارض بحكمته و مدت البحور و زهرت النجوم بامره و رست الجبال باذنه ، لا يجاوز اسمه من فى السماوات والارض ، الذى دانت له الجبال و هى طائعة و انبعثت له الاجساد و هى بالية . و به احتجب عن كل باغ و طاغ و عاد و جبار و حاسد . و بسم الله الذى جعل بين البحرين حاجزا، و احتجب بالله الذى جعل فى السماء بروجا و جعل فيها سراجا و قمار منيرا و زينها للناظرين و حفظا من كل شيطان رجيم ، و جعل فى الارض ‍ رواسى جبالا اوتادا ان يوصل الى سوء او فاحشة او بلية حم حم حم ، تنزيل من الرحمن الرحيم (17) حم حم حم عسق كذلك يوحى اليك و الى الذين من قبلك الله العزيز الحكيم (18)و صلى الله على محمد و آله .
245. تعويذ روز دوشنبه :
بسم الله الرحمن الرحيم . اعيذ نفسى بربى الاكبر مما يخفى و ما يظهر، و من شر كل و ذكرت و من شر ما ورات الشمس و القمر، قدوس قدوس ، رب الملائكه و الروح ادعوكم ايها الجن ان كنتم سامعين مطيعين ، و ادعوكم ايها الانس الى اللطيف الخبير، ادعوكم ايها الجن و الانس الى الذى ختمته بخاتم رب العالمين و خاتم جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و خاتم سليمان بن داود و خاتم محمد سيد المرسلين و النبين ، صلى الله على محمد و آله و عليهم ، اجر فلان بن فلان كل ما يغدو و يروح من ذى حى او عقرب او ساحراو شيطان رجيم او شيطان عنيد اخذت عنه ما يرى و ما لا يرى و ما رات عين نائم او يقظان باذن الله اللطيف الخيبير، لا سلطان لكم على الله لا شريك له ، و صلى على رسوله سيدنا محمد النبى و آله الطاهرين و سلم تسليما .
246. تعويذ روز سه شنبه :
بسم الله الرحمن الرحيم . اعيذ نفسى بالله الاكبر رب السماوات القائمات بلا عمد، و بالذى خلقها فى يومين و قضى فى كل سماء امرها و خلق الارض فى يومين و قدر فيها اقواتها و جعل فيها جعل فيها جبالا اوتادا و جعلها فجاجا سبلا و انشا السحاب و سخره و اجرى الفلك و سخر البحر و جعل فى الارض رواسى وانهارا فى اربعة ايام سواءللسائلين ، و من شر ما يكون فى الليل و النهار و تعقد عليه القلوب و تراه العيون من الجن و الانس ؛ كفانا الله ، كفانا الله ، كفانا الله ، لا اله الا الله ، محمد رسول الله صلى اللاه على محمد و آله الطاهرين و سلم تسليما.
247. تعويذ روز چهارشنبه :
بسم الله الرحمن الرحيم . اعيذ نفسى بالله الاحد الصمد، من شر النفاثات فى العقد و من شر ابن قترة و ما ولد . استعيذ بالله الواحد الفرد الكبير الاعلى من شر ما رات عينى و ما لم تر، استعيذ بالله الواحد الفرد من شر ارادنى بامر عسير. اللهم صل على محمد و آل محمد و اجعلنى فى جوارك و حصنك الحصين ، العزيز الجبار الملك القدوس القهار اسلام المومن المهيمن الغفار، عالم الغيب والشهادة الكبير المتعال ، هوالله ، هوالله ، هوالله لا شريك له ، محمد رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم كثيرا دائما .
248. تعويذ روز پنجشنبه :
بسم الله الرحمن الرحيم . اعيذ نفسى رب المشارق و المغارب من كل شيطان مارد و قائم و قاعد و عدو حاسد و معاند و ينزل عليكم من السمائ ماء ليطهركم به و يذهب عنكم و رجز الشيطان و ليربط على قلوبكم و يثبت به الاقدام (19) اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب (20)و انزلنا من السماء ما طهورا لنحيى به بلدة ميتا و نسقيه مما خلقنا انعاما و انا سى كثيرا (21) الان خفف الله عنكم (22) ذلك تخفيف من ربكم و رحمة (23) يريد الله ان يخفف عنكم (24) فسيكفيكهم الله و هو السميع العليم لا اله الا الله و لا غالب الا الله ، لا اله الا الله محمد رسول الله صلى الله على عليه و آله و سلم و تسليما.
249. تعويذ روز جمعه :
بسم الله الرحمن الرحيم . لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم ، اللهم رب الملائكة و الروح و النبين و المرسلين و قاهر من فى السماوات و الارضين و خالق كل شى ء و مالكه ، كف عنا باس اعدائنا و من ارادنا بسؤ من الجن و الانس و اعم ابصارهم و قلوبهم و اجعل بيننا و بينهم حجابا و حرسا و مدفعا، انك ربنا؛ لا حول ولا قوة الا بالله عليه توكلنا و اليه انبنا و هو العزيز الحكيم . ربنا عافنا من شر كل سؤ و من شر كل دابة انت آخذ بناصيتها و من شر ما يكن فى اليل و النهار و من شر كل سؤ و من شر كل ذى شر، رب العالمين و اله مرسلين و صلى الله على محمد و آله اجمعين و صل على اوليائك و خص محمدا و آله باتم ذلك ، و لا حول ولا قوة الا بالله العلى العظيم .
بسم الله و بالله ، اءمن بالله و بالله اعوذ و بالله اعتصم و بالله استجير و بعزة الله و منعة الله امتنع من شياطين الانس و الجن رجلهم و خيلهم و ركضهم و عطفهم و رجعهم و كيدهم و شرهم و شر ما ياتون به تحت الليل و تحت النهار من القرب و البعد و من شر الغائب و الحاضر و الشاهد و الزائر احياء و امواتا و اعمى و بصيرا و من شر العامة و الخاصة و من نفسى و وسوستها و من شر الدناهش و الحس و اللمس و اللبس و من عين الجن و الانس و بالاسم الذى اهتز له عرش بلقيس . و اعيذ دينى و نفسى و جميع ما تحوطه عنايتى و من شر كل صورة و خيال و بياض او سواد او مثال او معاهد او غير معاهد ممن يسكن الهواء و اسحاب و الظلمات و النور و الظل و الحرور و البر و البحور و السهل و الوعور و الخراب و العمران و الاكام و الاجام و المغائض و الكنائس و النواويس و الفلوات و الجبانات ، من الصادرين و الواردين ممن يبدو بالليل و ينتشر بالنهار وبالعشى و الابكار و الغدو و الاصال و المريبين و الاسامرة و الافاتنة و الفراعنة و الاباسة و من جنودهم و ازواجهم وعشائرهم و قبائلهم و من همزهم و لمزهم و نفثهم و وقاعهم و اخذهم و سحرهم و ضربهم و عبثهم و لمحهم و احتيالهم و اختلافهم و اخلاقهم و من كل ذى شر من السحرة و الغيلان و ام الصبيان و ما ولدوا وما وردنا و من شر كل ذى شر داخل و خارج و عارض و معترض و ساكن و متحرك و ضربان عرق و صداع و شقيقة و ام ملدم و الحمى و المثلثة و الربع و الغب و النافضة و الصالبة و الداخلة و الخارجة و من شر كل دابة انت آخذ بناصيتها، ان ربى على صراط مستقيم ، و صلى الله على محمد و آله و سلم تسليما .
اين حرز را عبدالعظيم حسنى ، كه درودش باد، از امام ابوجعفر محمد بن على امام جواد عليه السلام روايت كرده است . عبدالعظيم گفت : امام عليه السلام ، اين حرز را براى فرزندش ، ابوالحسن هادى عليه السلام ، كه كودكى در گهواره بود، نوشته بود و با آن در پناهش مى داشت
اعمال ماه نو
250. اميرالمؤ منين عليه السلام ماه نو را كه مى ديد مى فرمود:
اللهم ان الناس اذا نظروا الى الهلال نظر بعضهم فى وجوه بعض ورجا بعضهم بركة بعض ؛ اللهم انى انظر الى وجهك ، جل ثناؤ ك ، و وجه نبيك و وجه اوليائكت اهل بيت نبيك صلى الله عليهم ؛ فصل على محمد و آل محمد و اعطنى ما احب ان تعطييه فى الدنيا و الآخرة و، اصرف عنى ما احب ان تصرفه فى الدنيا و الآخرة ، و احينا على طاعتك و طاعته اوليائك و وليك ، صلواتك و رحمتك عليهم ، و التسليم لامرك ، و توفنا عليه و لا تسلبناه و تفضل علينا برحمتك
آنگاه ده بار مى فرمود: ما شاء الله لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم و ده بار مى فرمود: اللهم صل على محمد و آل محمد .
سپس پشت به هلال مى كرد و مى فرمود: ربى و ربك الله رب العالمين ، اللهم ثبتنا على السلام و الاسلام والامن و الايمان و دفع الاسقام و المسارعة فيما تحب و ترضى من طاعتنا لك
251. و امام ابوجعفر جواد عليه السلام در نخستين روز ماه نو دو ركعت نماز مى گزارد، در ركعت نخست يك بار حمد، و براى هر روز تا آخر ماه ، يك بار قل هو الله احد مى خواند، و در ركعت دوم حمد و انا انزلناه را مانند ركعت نخست مى خواند و هر چه ميسورش بود صدقه مى داد و با اين كار سلامتى آن ماه را مى خريد .
252 . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
زبانت را نگه دار كه آن صدقه اى است كه با زبانت مى دهى .
253. حواريون به عيسى عليه السلام گفتند:
ما را سفارشى كن .
فرمود: موسى عليه السلام به قوم خود گفت : به خداوند سوگند دروغ ياد نكنيد، و من به شما امر مى كنم به خدا سوگند ياد نكنيد، راست باشد يا دروغ .
254. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
صدقه ، هفتاد در شر را مى بندد.
255. از امام صادق عليه السلام پرسيدند: كدام صدقه فضيلت بيشتر دارد؟
فرمود: اين كه تو در حال تندرستى و آزمندى و آرزومندى به بقا و بيم از فقر صدقه مى دهى ،؛ آن قدر درنگ مكن كه جانت به حلقوم برسد تا آنگاه كه بگويى ، به فلانى چه بدهيد و به فلانى چه قدر بدهيد، آن فلان در حال تندرستى بود و اين مال همان دم از آن او بود .
256. و رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كار خوبى صدقه است و هر چه كه انسان با آن آبرويش را نگه دارد، براى او صدقه به حساب مى آيد .
257. و امام صادق عليه السلام فرمود:
برداشتن خاشاكى از روى برادرت ده ثواب دارد، و لبخند تو به روى او ثواب دارد . و نيكوكاران نخستين كسانى اند كه به بهشت مى روند .
258. و فرمود:
خداى عزوجل در ميان خلقتش بندگانى دارد كه ديگر بندگان به وقت نياز به ايشان پناه مى برند، اينان ، امان يافتگان روز رستاخيزند .
259. حنان بن سدير از پدرش نقل كرد كه او گفت :
امام محمد باقر عليه السلام فرمود: هر روز بنده اى آزاد توانى كرد؟
گفتم : مالم به اين كار نمى رسد .
فرمود: هر روز مومنى را سير كنى ؛ كه طعام دادن به مومن از آزاد كردن بنده با فضليت تر است .
آن چه در طول زمان عمل مى شود؛
260 . و ايشان عليه السلام فرمودند:
بنده در روز جمعه هشت ركعت نماز مى گزارد، چهار ركعت آن به رسول خدا صلى الله عليه و آله . چهار ركعت ديگر را به فاطمه زهرا عليه السلام هديه مى كند .
و روز شنبه چهار ركعت نماز مى گزارد و آن را به اميرالمؤ منين عليه السلام هديه مى فرستد .
و روز يكشنبه ، چهار ركعت به امام حسن عليه السلام .
و روز دوشنبه ، چهار ركعت به امام حسين عليه السلام .
و روز سه شنبه ، چهار ركعت به امام زين العابدين عليه السلام .
و روز چهارشنبه ، چهار ركعت به امام باقر عليه السلام .
و روز پنجشنبه ، چهار ركعت به امام صادق عليه السلام .
و روز جمعه هشت ركعت به امام موسى بن جعفر عليه السلام .
و روز يكشنبه ، چهار ركعت به امام على بن موسى الرضا عليه السلام .
و روز دوشنبه ، چهار ركعت به امام هادى عليه السلام .
و روز چهارشنبه ، چهار ركعت به امام حسن عسكرى عليه السلام .
و روز پنجشنبه چهار ركعت به صاحب الزمان عليه السلام هديه مى كند . و پس از هر دو ركعت از آن نمازهات اين دعا را مى خواند: اللهم انت اسلام و منك اسلام و اليك يعود السلام ، حينا ربنا منك بالسلام . اللهم ان هذه الركعات هدية منى الى وليك ، فلان بن فلان ، فصل على محمد و آل محمد و بلغه اياها و اعطنى افضل املى و رجائى فيك و فى رسولك و فيه ... و هر چه خواهى مى طلبى .
261. ابوالحسن عبدى گفت :
امام صادق عليه السلام فرمود: هر كس قل هوالله احد و انا انزلناه و آية الكرسى را در هر ركعت از نماز مستحب خود بخواند، خداوند او را هب بزرگترين اعمال آدميان فيروزى داده است و درب آن را به رويش گشوده است .
262. و امام كاظم عليه السلام فرمود:
يكى از اجداد شنيد كه مردى ام القرآن سوره حمد را مى خواند: فرمود: شكر كرد و اجر يافت . پس از آن شنيد كه قل هو الله احد مى خودند . فرمود: ايمان آورد و ايمن شد . و در پى آن شنيد . انا انزلناه مى خواند . فرمود: راست گفت و آمرزيده شد .
سپس شنيد كه آية الكرسى مى خواند . فرمود: به به ! دورى و رهاييش از آتش نازل شد .
263. و امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كسى در هر روز، پيش از زوال ، چهار ركعت نماز بگزارد، و در هر ركعت آن فاتحة الكتاب و بيست و پنج بار انا انزلناه بخواند، بيمار نشود مگر بيمارى مرگ .
264. و امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كس در هر روز، پيش از زوال ، چهار ركعت نماز بگزارد، و در هر ركعت آن فاتحة الكتاب و بيست و پنج بار انا انزلناه بخواند، بيمار نشود مگر بيمارى مرگ .
264. و اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
هر كس هنگام زوال خورشيد چهار ركعت نماز بگزارد، و در هر ركعت آن فاتحة الكتاب و آية الكرسى را بخواند، خداوند او و خانواده و مال ، و آخرت و دنياى او را حفظ مى كند .
265. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كس همسر يا مال يا فرزندى در نظرش جلوه كرد و گفت : ما شاء الله لا قوة الا بالله . از آن برخوردار شد . و به اين سخن كه خداى تعالى نمى نگرى كه فرمود: ولو اذ دخلت جنتك قلت ما شاء الله لا قوة الا بالله (25) چرا آن گاه كه به باغت رفتى ، نگفتى همه چيز به خواست خداست و نيرويى جز به خواست خدا نيست .
266. ابن مسكان گفت :
امام صادق عليه السلام فرمود: اموال و نواميس خود را با تلاوت سوره نور حفظ كنيد . و زنانتان را با آن ، در دژ عفت قرار دهيد؛ كه هر كس هر روز يا هر شب به خواندن آن مداومت كند، كسى از خانواده اش مرتكب زنا نشود تا بميرد، و چون مرد هفتاد هزار فرشته او را تا قبرش همراهى كنند و براى او دعا كنند و از خدا آمرزش خواهند تا در قبر نهاده شود .
267. عبدالله بن سنان گفت :
امام صادق عليه السلام فرمود: وقتى عمر حكومت را به دست گرفت و در منبر مكه به سخن پرداخت و گفت : دو كار حلال خدا و رسول اند ولى اگر شما سر زند كيفرتان مى دهم و از آن كار بازتان مى دارم ؛ يكى متعه زنان و ديگرى متعه حج . و از منبر فرود آمد . گروهى گرد او آمدند و زبان به اعتراض گشودند . گفت : من در اين كار، جانب شما را داشتم ؛ به مكه نگريستم و ديدم كه خشك و بى آب و علف است و گذران زندگى در آن سخت است ، گفتم اگر مردى با عمره تمتع به حج شود، در سال تنها يك بار بازار براى ايشان برپا مى شود و ليكن اگر يك بار براى عمره بيايند و يك بار حج ، در سال دو بازار برپا مى شود و اين مايه معيشت مردم است .
اما متعه زنان ، چه كسى دلش رضا مى دهد كه خواهر يا دختر يا عمه و خاله او را مرد ناشناسى كه اصل و نسبش نامعلوم است ، سه روزه به همسرى بگيرد و پس از سه روز راه خود را پيش بگيرد و برود، زن و فرزندى بزايد كه نمى دانند منسوب به كيست !؟ مردم كف زنان مى رفتند و مى گفتند: او سخن درستى مى گويد.
امام صادق عليه السلام : اگر نهى او نبود؛ جز تيره دلان نگونبخت كسى زنا نمى كرد .
268. امام صادق عليه السلام فرمود:
پدرم با مردى زمينى به شراكت داشت و خواست آن را قسمت كند . مرد ستاره نگر بود، ساعتى را در نظر گرفت كه در آن خجستگى باشد . ليك چون زمين را قسمت كردند، قطعه بهتر نصيب پدرم شد، و مرد ستاره شناس در شگفت ماند .
پدرم به او گفت : از چه در شگفتى ؟
گفت : شگفتيم از اين است كه با در نظر داشتن ساعت سعد نصيبم اين شد . پدرم فرمود: من عملى به تو نشان دهم كه از آن چه كردى نكوتر باشد؛ هر بامداد صدقه اى بده تا نحوست آن روز از تو برود و هر شامگاه صدقه اى بده تا نحوست آن شب از تو برود .
269. او عليه السلام درباره علم نجوم فرمود:
ما دانش باز شناختن مومن از كافر را داريم .

امضا كاربر
خدايا ظهر امام زمان را نزديك بفرما
اللهم عجل لوليك الفرج
شنبه ۱۳ شهر ۱۳۸۹ ۰۱:۳۸ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از حسن ضیغم تبار سپاسگزاری کرده است. فاطمه دستجردی
*
ارسال ها: 7,918
اعتبار: 24
سپاس کرده: 1,576
سپاس شده: 2,164 در 940 موضوع

امتياز: 1,301.66

ارسال: #5
RE: شفا بخش و مشکل گشا:
270. عبدالملك بن اعين گفت :

به امام صادق عليه السلام گفتم : من به اين علم نظر به سعد و نحس ستارگان كردن مبتلا شده ام و هر گاه بخواهم در پى كارى و حاجتى بروم به طالع مى نگرم ، اگر شر ديدم مى نشينم و نمى روم و اگر طالع خير را ديدم در پى آن حجت مى روم .
امام عليه السلام به من فرمود: از تو درخواستى دارم به جاى مى آورى ؟
گفتم : آرى .
فرمود: كتابهايت را بسوزان .
بخش سوم : سلامتى و شكر آن
271 . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
دو نعمت است كه بسيارى از مردم غافل از آنند و به جاى بهره ، از آن در زيانند: سلامتى و آسايش .
مقصود او صلى الله عليه و آله اين است كه برترين نعمت ها عافيت و رفاه است ، زيرا انسان تا در رفاه نباشد آسوده نيست . و عافيت همان سلامتى است . و كسى كه سالم و مرفه باشد نعمتى بس عظيم دارد .و هشدارمان داد كه اين دو نعمت از جانب خداوند نعمت بخش ، جل جلاله ، بايد شكرگزارى به درگاه او را در پى داشته باشد، نه اين كه موجب لجاجت و پافشارى در معصيت او شود . پس خدا را بر اين نعمتها شاكر باشيد و از كسانى باشيد كه نعمت منعم را ناسپاسى مى كنند و هنگام سلامتى و رفاه سر به سركشى برمى دارند.
272. اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
سلامتى سرمايه است و سستى تلف كردن آن سرمايه است . آگاه باشيد كه فراخى مال از جمله نعمتهاست و برتر از فراخى مال تندرستى است و برتر از تندرستى تقواى قلب است .
273. و فرمود: سلامتى با رستگارى است سلامتى در رستكارى و درستكارى است .
274. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
پنج چيز را پيش از پنج چيز غنيمت شمار، جوانيت را پيش از پيرى ، و سلامتى ات را پيش از بيمارى ، و بى نيازيت را پيش از نيازمندى ، و آسودگيت را پيش از گرفتارى ؛ و زندگيت را پيش از مرگ .
275. و فرمود:
بهين چيزى كه بنده از خدا خواهد همان عافيت است .
276. و عيسى عليه السلام فرمود:
مردم دو دسته اند و به دو حالند، گروهى كه در عافيت و گروهى گرفتارند ؛ پس به گرفتار رحم كنيد و خدا را بر عافيت حمد كنيد .
277. در حكمت آل داود چنين آمده است :
عافيت داراى پنهان است .
278. و امام رضا عليه السلام فرمود:
امام على بن حسين عليه السلام مردى را ديد كه گرد كعبه مى گردد و مى گويد: خدايا از تو صبر مى طلبم . على بن حسين عليه السلام دست بر شانه او زد و فرمود: بلا خواستى ؛ بگو: خدايا، از تو عافيت و شكر عافيت مى طلبم .
279. روايت است كه ،
پيامبر به عيادت بيمارى رفت و به او فرمود: چه شده است و قصه ات چيست ؟
گفت : نماز مغرب را با شما قامت بسته بودم و شما سوره قارعه را خواندى ، و من گفتم ، بار خدايا، اگر گناهى نزد تو دارم كه مى خواهى در آخرت مرا بدان كيفر دهى ، كيفرم را در اين دنيا پيش انداز . و پس از آن كه اين گونه شدم كه مى بينى .
فرمود: چه بد گفتى . چرا نگفتى : ربنا آتنا فى الدنيا حسنة و فى الاخرة حسنة و قنا عذاب النار (26) پروردگارا به ما در دنيا حسنه اى بى نيازى . سلامتى عطا فرماى و در آخرت حسنه اى آمرزش و رحمت بخشاى ، و ما را از عذاب آتش نگه دار .
آن گاه پيامبر او را دعا كرد و تا سلامتيش را باز يافت .
280. و فرمود:
حسنه در دنيا بى نيازى و عافيت است و در آخرت آمرزش و رحمت .
281. روايت است كه ،
سليمان عليه السلام روزى بر ساحل دريايى نشسته بود، مورچه اى را مى ديد كه دانه گندمى را به طرف دريا مى برد . سليمان چشم از مورچه برنداشت كه تا به آب رسيد. در اين هنگام قورباغه اى سر از آب بيرون كرد و دهان گشود و مورچه در دهانش رفت و قورباغه در دريا فرو رفت و مدتى مديد زير دريا بود و سليمان عليه السلام با شگفتى در اين كار مى انديشيد، كه قورباغه سر از آب بيرون كرد و دهان گشود و مورچه بيرون آمد، بى دانه گندم . سليمان مورچه را فراخواند و از حال و كار او پرسيد و پرسيد، كجا بودى ؟
گفت : اى پيامبر خدا، در ته اين دريا سنگى ميان تهى است و درون آن كرمى كور است كه خداى تعالى او را در آن جا آفريده است . كرم توان بيرون آمدن و غذا جستن را ندارد . خداوند مرا براى روزيش گمارده است ، و من قوت و غذاى او را با خود مى برم ، و خداى پاك و بلند مرتبه اين قورباغه را در اختيارم گذارده است تا مرا در دهان خود گذارد وببرد آب آسيبى به من نرساند؛ قورباغه دهانش را بر روزنه ريز سنگ مى گذارد و من به درون سنگ مى روم و چون روزيش را رساندم از روزنه به دهان قورباغه باز مى گردم تا از دريا بيرونم آورد.
سليمان گفت : از آن كرم تسبيحى شنيدى ؟
گفت : آرى . مى گفت : اى كسى كه مرا در درون صخره ، زير اين درياى آب از ياد نبردى و از روزى خود محروم نساختى ، بندگان مؤ منت را به فضل خود از ياد مبر.
282. و امام صادق عليه السلام فرمود:
خداوند روزى مؤ منان را از جايى كه به گمانشان نرسد، قرار داد و اين ، از آن روست كه بنده چون جهت روزيش را نداند دعايش بسيار شود.
283. اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
خانه هايتان را از تار عنكبوت پاك كنيد، كه واگذاردن آن در خانه فقر مى آورد.
284. مردى نزد امام صادق عليه السلام از فقر شكايت كرد.
او فرمود: هر گاه بانگ اذان را شنيدى به آهنگ مؤ ذنان اذان بگو.
285. و او از يكى از اجداد خود نقل مى كرد كه فرمود:
هر كس از خدا فضل و عطايش را نطلبد فقير شود.
286. و اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
خدا را ياد كنيد كه او به ياد كسى است كه يادش كند، و از او فضل و رحمتش را بخواهيد كه او دعاى هيچ مؤ من نيايشگرى را نوميد و ناكام نگذارد.
287. دعايى براى طلب روزى : اللهم انى اسالك من فضلك الواسع الفاضل رزقا واسعا حلالا طيبا بلاغا و الدنى هنيئا مريئا صبا صبا من غير من من احد الا سعة من فضلك و طيبا من رزقك و حلالا من واسعك تغنينى به ؛ من فضلك اسال ؛ من عطيتك اسال ، و من يدك الملاى اسال ، و من خيرتك اسال ، يا من بيده ، الخير و هو على كل شى ء قدير.
288. و امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كس در هر روز صد بار لا اله الا الله الملك الحق المبين بگويد، خداوند او را از فقر نگه دارد و از وحشت و تنهايى قبر انس دهد و جلب غنا كند و در بهشت كوبد.
289. و فرمود:
مرد دروغى مى گويد و به واسطه آن از نماز شب مى ماند و با محروم ماندن از نماز شب از روزى محروم مى شود.
290. مردى به اميرالمؤ منين عليه السلام گفت :
من از نماز شب محروم مانده ام .
فرمود: گناهانت تو را در بند كرده است .
291. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
بالاترين رياء دروغ گفتن است .
292. عبدالله بن حوراء گفت :
به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتم : مؤ من زنا مى كند؟
فرمود: گاهى چنين مى شود.
گفتم : مؤ من دزدى مى كند؟
فرمود: گاهى چنين مى شود.
گفتم اى رسول خدا، مومن دروغ مى گويد؟
فرمود: نه ، خداى تعالى فرمود: انما يفترى الكذب لا يؤ منون . تنها كسانى دروغ پردازى مى كنند كه ايمان ندارند.(27)
293. و امام صادق عليه السلام فرمود:
غمها، بيمارى دلها هستند، چنان كه دردها و مرضها بيمارى تن ها هستند، پس هر كه را حزن و بلايى رسيد؛ بگويد: اللهم انى اسالك يا مفجر الانهار و مطعم الثمار و يا من سبح له ظلمة الليل وضوء النهار و ما على ظهر الارض و ما فى قعر البحر؛ افتح لنا فى هذه الساعة الباب و سهل لنا صالح الاسباب و يسر لنا التوبة يا تواب و صل على محمد و آله يا سميع يا وهاب
294. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كس درويش نمايى كند، درويش شود.
295. از امام رضا عليه السلام درباره مال بنى اميه پرسيدند:
فرمود: مگر بنى اميه مالى داشت ؟!
296.و امام صادق عليه السلام فرمود:
از انسان بى بخت و نصيب برايم چيزى نخريد كه در معاشرت و داد و ستدش بركتى نيست ، و جز با كسى كه در خير و بركت نشو و نما كرده است با ديگرى معاشرت و داد و ستد مكنيد.
297. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
زمانهايى بر كسانى از شما بگذرد كه در آن گناهى برايتان نوشته نشود، و آن هنگامى است كه گرفتار و در انديشه گذران زندگى هستيد.
298. و فرمود:
خداوند هر قلب حزينى را دوست دارد.
299. از او پرسيدند: خدا كجاست ؟
فرمود: نزد شكسته دلان .
300. رسول خدا را غم گرفته بود، جبرئيل او را به شستن سر با سدر امر كرد.
301. و امام صادق عليه السلام فرمود:
وقتى غمها بر تو شوريده و فرود آمدند، لا حول و لا قوة الا بالله بگو.
302. و فرمود:
هر كسى غمى در خود يافت و ندانست كه از چيست ، سر خود را بشويد.
303. و فرمود:
غم ، گناهان مسلمانان را از بين مى برد.
304. و اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
هيچ مردى سرمه اى چون سرمه حزن و غم در پيدا در چهره نكشيده است .
305. و فرمود:
من از آن گناه كه پس از آن مهلتى يابم تا دو ركعت نماز گزارم ، انديشه ندارم .
306. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
وقتى گناهان مؤ من زياد شد و براى او عملى نبود تا جبرانش كند، خداوند او را به حزن مبتلا مى كند، تا گناهانش را بدان پاك كند
307. و فرمود:
سه چيز است كه اگر روزى كسى شود خداوند خير دنيا و آخرت را براى او گرد آورده است : رضا دادن به قضا، و صبر بر بلا، دعا در سختى و رفاه .
308. به اميرالمؤ منين عليه السلام گفته شد:
چگونه ايد اى اميرمومنان ؟
فرمود: چگونه است حال كسى كه بقايش رو به فناست و در پى سلامتى اش ‍ بيمارى است و جان او از جان پناهش گرفته مى شود.
309. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
سلامتى خود دردى بسنده است . كافى است كه سلامتى خود دردى باشد.
310. و اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
در هر جرعه اى نفس گير شدن آبى است و در هر لقمه اى گلوگير شدن نانى است .
311. و فرمود: مردمى اجلى دارند كه به كاستى مى رود و عملى دارند كه نگاه داشته مى شود.
312. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
از چهار چيز بدتان نيايد كه براى چهار چيز مفيد است :
زكام را بد نداريد كه امان از جذام است .
و دمل را بد نداريد كه امان از پيسى است .
و قى و درد چشم را بر نداريد كه امان از كورى است .
و سرفه را بر نداريد كه امان از فلج است .
313. و فرمود:
هر انسانى در سرش رگى از جذام دارد و خداوند زكام را بر مى انگيزد تا آن را ذوب كنند، پس چون كسى آن را در خود يافت واگذاردش و درمانش نكند و تا خداوند خود درمانش كند.
314. او فرمود:
كسى از شما به واسطه سختى و فشارى كه به او رسيده است آرزوى مرگ نكند.
315. و فرمود:
آرزوى مرگ نكنيد، كه هراس آگاه شدن و ديدن عالم پس از مرگ سخت است . و از سعادت مرد است كه عمرش دراز باشد و خداوند بازگشت به سراى جاويد بهشت را روزيش كند.
316. و اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
براى باقى مانده عمر مومن بهايى نتوان گذارد؛ با آن آنچه را از دست رفته است مى يابد و آنچه را مرده است زنده مى كند.
317. و درباره اين كلام خداى تعالى ....ولا تنس نصيبك من الدنيا (28) و نصيبت را از دنيا فراموش مكن . فرمود:
يعنى سلامتى و نيرو و فرصت و جوانى و نشاط و ثروتت را از ياد مبر كه با آنها آخرت را بجويى .
318. به امام زين العابدين عليه السلام گفته شد:
بهترين كار و بهترين حالى كه نيكوست بنده در آن حال بميرد چيست ؟
فرمود: اين كه از ساختمان ها و خانه ها و قصرهاى بهشتيش فارغ آمده باشد. پرسيدند: چگونه ؟
فرمود: از گناهانش توبه كرده باشد و به كارهاى خير برپا و پابر جا باشد، اگر چنين بود آن گاه محبوب گرامى به ديدار خدا مى رود.
319. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كه بميرد و درهم و دينارى از خود بجا نگذارد، بى نيازتر از او كسى نباشد كه به بهشت درآيد.
320. و امام صادق عليه السلام فرمود:
به بستر رفتى بينديش كه به اندرونت چه راه داده اى و در آن روز چه كسب كرده اى ، و به يادآور كه تو مى ميرى و معادى دارى .
321. و فرمود:
راس هر طاعت خدا رضا دادن به آن چيزى است كه خدا با بنده كرده است ، پسند او باشد يا نباشد.
322. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: خداى عزوجل به ايوب عليه السلام وحى كرد: مى دانى هنگامى كه بلاگير شدى نزد من چه گناهى داشتى ؟
گفت : نه .
فرمود: نزد فرعون رفتى و با او دو كلمه چاپلوسى كردى .
323. از بزرگى درباره يوسف عليه السلام پرسيدند، كه برادران او را در چاه انداختند و فروختند، و هيچ بلايى به آنان نرسيد و هر چه بلا بود به يوسف رسيد؛ به زندان افتاد و به بلاهاى ديگر دچار شد، حكمت چه بود؟ گفت : آنان شايسته بلا نبودند و يوسف شايستگى آن را داشت ، هر بدنى لايق بلاى او نيست . 324. ابن عباس گفت :
يوسف سه ساله در منزل پادشاه و زليخا ماند تا بالغ شد و زليخا او را به كامجويى خواند. به ما چنين خبر رسيده است ، و خداوند به درستى و نادرستى اين خبر آگاه تر است ، كه زليخا هفت سال سرپا به خدمتكارى او پرداخت و يوسف سر به زير داشت و از بيم پرودرگارش گوشه چشم به او نمى نگريست .
روزى زليخا به او گفت : چشم بگشا و به من بنگر.
گفت : بيم دارم كور شوم .
-: چقدر چشمانت زيباست !
- چشمانم نخستين عضوهاى منند كه در قبر از صورتم مى افتند.
- چه خوشبويى !
- اگر مرا سه روز پس از مرگم ببوئى ، از من مى گريزى .
- چرا به من نزديك نمى شوى ؟
- به اميد نزديك شدن به پروردگارم .
- برخيز و در اين بستر پرنيان ، كامم را روا كن .
- مى ترسم نصيب بهشتم از دست برود.
- تو را به دست شكنجه گران مى سپارم .
- چه باك كه پروردگارم مرا بسنده است .
325. روايت است كه :
روزى امام كاظم عليه السلام نزد رشيد، كه آن چه سزاى اوست بر او باد، آمد. هارون گفت : به خدا سوگند تو را مى كشم .
فرمود: چنين مكن كه صلاح تو در اين كار نيست . كه من از پدرم و او از پدرانش ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيد كه فرمود: بنده صله رحم مى كند و در حالى كه بيش از سه سال از عمر او باقى نمانده است ، خداوند آن سه سال را سى سال مى كند؛ و ديگرى از خويشان مى برد و در حالى كه سى سال از عمرش باقى است ، خداوند آن سى سال را سه سال مى كند.
رشيد گفت : شما را به خدا سوگند، اين را از پدرت شنيدى ؟
فرمود: آرى .
هارون دستور داد صد هزار درهم به امام عليه السلام بدهند و او را به منزلش ‍ بازگرداند.
326. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
صله رحم عمر را زياد مى كند.
327. حنان بن سدير، خداوند از او خوشنود باد، گفت :
نزد امام صادق عليه السلام بوديم ، ميسر نيز با ما بود و سخن از صله خويشاوندان شد.
امام عليه السلام فرمود: ميسر، نه يك بار و دو بار و بارها اجل تو فرا رسيد و هر بار خداوند اجل تو را به واسطه اين كه با خويشانت پيوند دارى ، پس ‍ انداخت . اگر مى خواهى عمرت زياد شود به پدر و مادرت نيكى كن .
328. و امام زين العابدين عليه السلام فرمود:
مردى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت : هيچ ناروا و زشتى نمانده است كه من نكرده باشم ، مرا توبه اى هست ؟
فرمود: از پدر و مادرت كسى زنده است ؟
گفت : پدرم .
فرمود: به او نيكى كن . اميد بخشودنت هست .
مرد بازگشت . و رسول صلى الله عليه و آله فرمود: كاش مادرش زنده بود.
329. و امام صادق عليه السلام فرمود:
اى بسا مرد در حيات پدر و مادر، عاق ايشان باشد نافرمانيشان كند و رانده ايشان گردد. و پس از مرگ پدر و مادر، براى آنان كارهاى خير كند و نماز بخواند و قرضشان را ادا كند، و پيوسته در اين كارها باشد تا نيكوكار نوشته شود. و بسا فرزندى كه در حيات پدر و مادر در حق آنان نيكوكار باشد و چون مردند قرضشان را ادا نكند و به هيچ راه خيرى بديشان نيكويى نكند و پيوسته در چنين حال باشد تا عاق نوشته شود.
330. و فرمود:
صله رحم حساب روز قيامت را آسان مى كند و عمر را دراز مى كند و جلو مرگ هاى ناگوار را مى گيرد. و صدقه شب غضب پرودگار را خاموش ‍ مى كند.
331. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كه از درازى عمر و فراخى روزيش شادمان مى شود و به پدر و مادر خود رسيدگى كند كه رسيدگى به پدر و مادر طاعت خداست . و با خويشاوند خود پيوند داشته باشد و به ايشان رسيدگى كند.
332. و فرمود:
نيكى به پدر و مادر و صله رحم حساب را آسان مى كنند. آن گاه اين آيه را تلاوت فرمود: و الذين يصلون ما امر الله به ان يوصل و يخشون ربهم و يخافون سؤ الحساب (29) و آنان كه آن چه را خدا به پيوستنش فرمان داده ، مى پيوندند و از پروردگارش مى ترسند و از سختى حساب بيم دارند ( اين خردمندانند كه سراى ستوده آخرت از آن ايشان است .)
آنگاه فرمود: با خويشان خود پيوند كنيد اگر چه با سلام دادنى باشد.
333. و امام باقر عليه السلام فرمود:
سه چيز است كه با داشتن ثواب اخروى اين آثار دنيوى را داراست .)
حج ، فقر را دور مى كند.
و صدقه ، بلا را مى راند.
و نيكوكارى ، عمر را زياد مى كند.
334. و امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كس زبانش را راستگو باشد عملش پاك شود، و هر كس نيشت نيكو باشد، عمرش زياد شود، و هر كس با خانواده اش خوشرفتار باشد، روزيش ‍ زياد شود.
335. به امام زين العابدين عليه السلام گفته شد
چگونه به بامداد درآمدى ؟
فرمود: در بامداد با هشت جوينده و خواهنده :
خداى تعالى ، واجبات را از من مى خواهد، و پيامبر صلى الله عليه و آله ، سنت را، و خانواده ، قوت و غذا را، و نفس ، شهوت را، و شيطان ، معصيت را، و دو فرشته نگاهبان ، نوشت و نگاهداشت كردار و گفتار را، و ملك الموت عليه السلام ، روح را تو قبر، جسد را؛ من بين اين امورم و جملگى مرا مى جويند.
336. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
آدم عليه السلام سخت بيمار شد و در آن بيمارى وحشتى به او دست داد تبه جبرائيل عليه السلام شكايت برد.
گفت : چوبى از بادام تلخ ببر و آن را به سينه ات بچسبان .
او چنين كرد و وحشت از او رفت .
337. اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
هر كس سفرى رود و عصايى از بادام تلخ همراه داشته باشد و اين آيه ها و لما توجه تلقاء مدين ... تا والله على ما نقول وكيل ... را تلاوت كند، خداوند او را از هر حيوان درنده و دزد تجاوز كننده و جانور گزنده ، ايمن مى دارد.
338. اسحاق بن عمار، خداوند از او خوشنود باد، گفت :
به امام صادق عليه السلام گفتم : من از عقرب مى ترسم .
فرمود: به بنات نعش ، ستارگان سه گانه اش نگاه كن ، در كنار ستاره ميانى آن ستاره كوچكى است ، كه عرب آن را سها مى خواند و ما اسلم مى ناميم . به آن چشم بدوز و سه بار بگو: اللهم رب اسلم ، صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم و سلمنا
اسحاق گفت : در مدت عمرم جز يك بار آن را ترك نكردم ، همان يك بار عقرب گزيدم .
339. و اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
عقربى پيامبر را در قيام نماز گزيد. او فرمود: نفرين خدا بر عقرب باد، اگر بنا بود كسى را واگذارد اين نمازگزار را وامى داشت . آن گاه آبى خواست و بر آن حمد و قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس را خواند و چند جرعه از آن نوشيد، سپس نمكى خواست و با آب آميخت و محل گزيدن را با آن ماليد تا آرام گرفت .
340. نوح عليه السلام هنگامى كه به كشتى نشست از بردن عقرب سرباز زد؛. عقرب گفت : با تو عهد مى بندم كه هر كس بگويد: سلام على محمد و آل محمد و على نوح فى العالمين او را نگزم .
341. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
هنگام آسودگى ، با خدا آشنا شو تا در سختى تو را بشناسد.
و اگر چيزى خواستى از خدا بخواه ، و اگر يارى مى طلبى از خدا طلب .
342. و ثمالى گفت :
شنيدم امام زين العابدين عليه السلام به فرزندش مى فرمود:
هر گاه به كسى از ما مصيبتى رسد يا بلايى بر او نازل شود، وضويى كامل بسازد و دو ركعت يا چهار ركعت نماز بگزارد و در آخر آن بگويد: يا موضع كل شكوى و يا سامع كل نجوى و يا شاهد كل ملاوى و يا عالم كل خفية و يا دافع ما يشاء من بلية ، يا خليل ابراهيم ، و يا نجى موسى و يا صفى آدم و يا مصطفى محمد، و ادعوك دعاء من اشتدت فاقته و قلت حيلته و ضعفت قوته ، و دعا الغريب الغريق المضطر الذى لا يجد لكشف ما هو فيه الا اياك يا ارحم الراحمين
كسى با اين دعا خدا را نخواند مگر اين كه خداوند گرفتارى او را به خواست خود يكسو كند.
343. و هنگامى كه چيزى او را اندوهگين مى كرد، دو جامه از زبرترين و ستبرترين جامه هايش را مى پوشيد، و در آخر شب دو ركعت نماز مى گزارد و در سجده آخر نماز، صد بار تسبيح و صد بار تحميد و صد بار تهليل و صد بار تكبير خدا را مى گفت و در همان حال ، به گناهان اعتراف مى كرد، سپس ‍ دعا مى كرد. و در سجودش دو زانو را به زمين مى رساند.
344. از امام جواد عليه السلام درباره اين كلام خداى تعالى و ثيابك فطهر (30) و جامه ات را پاك كن پرسيدند. فرمود: يعنى آن را بالا بزن . آنگاه فرمود: جامه ات از قوزك پايت نگذرد، كه فروهشتن جامه شيوه بنى اميه است .
345. و اميرالمؤ منين عليه السلام خود، جامه فرودين و پيراهن برين را بالا مى زد. مردى را ديد كه جامه اش بر زمين كشيده مى شد. فرمود: فلانى ، كوتاهش كن ، كه اين كار براى نگهدارى جامه نيكوتر است و دوامش را بيشتر مى كند و پاكيزه اش مى دارد.
346. و ابوحمزه ثمالى گفت :
امام زين العابدين عليه السلام فرمود: از خانه بيرون آمدم و بر اين ديوار تكيه داشتم كه ديدم كه مردى سراسر سفيد پوش به من مى نگرد.
گفت : اى على بن حسين ، چرا گرفته و حزينى ؟ اگر براى دنياست كه آن روزيى مهياست كه خوب و بد از آن مى خورند.
گفتم : سخن آن است كه تو مى گويى ولى حزن من براى دنيا نيست .
- اگر حزن تو براى آخرت است ، آن وعده اى است كه پادشاهى چيره در آن حكم مى راند.
- حزن من براى آخرت نيست ، اما سخن چنان است كه تو مى گويى .
- پس حزن تو بر چيست اى على بن حسين ؟
- از فتنه ابن زبير بيم دارم .
- خنديد و گفت : على بن حسين ، آيا كسى را ديده اى كه از خدا بترسد و او نجاتش ندهد؟
- نه .
- كسى را ديده اى كه از خدا درخواست كند و او عطايش ندهد؟
- نه .
- اى على بن حسين ، كسى را ديده اى كه بر خدا توكل كند و او كفايتش ‍ نكند؟
- نه .
گفت و گو به اين جا كه رسيد نظر كردم ، كسى را نديدم .
347. و او عليه السلام فرمود:
كلماتى است كه با گفتن آنها از هيچ شيطان و سلطان و حيوان درنده و دزد و بلاى نابهنگام شبانه ، بيم ندارم : آية الكرسى و آية سخره كه در سوره اعراف است ان ربكم الله الذى خلق السماوات و الارض فى ستة ايام ثم ...(31) و ده آيه از اول صافات و سه آيه از الرحمن يا معشر الجن و الانس ان .. فلا تنصران .. و آخر سوره حشر، و سبحان ربك رب العزة عما يصفون . و سلام على المرسلين . والحمدلله رب العالمين . (32)
348. و اين دعا از اوست :
يا من ذكره شرف للذاكرين و يا من شكره فوز للشاكرين و يا من طاعته نجاة للمطيعين . اشغل قلوبنا بذكرك عن كل ذكر و السنتنا بشكرك عن كل شكرو جوارحنا بطاعتك عن كل طاعة ، فان قدرت لنا فراغا عن شغل فجعله فراغ سلامة لا تدركنا فيه تبعة و لاتلحقنا معه سيئة حتى ينصرف كتاب السيئات عنا بصفح خالية من ذكر سيئاتنا و يتولى كتاب الحسنات عنا مسرورين بما كتبوا من حسناتنا، فاذا انقضت ايام حياتنا و تصرمت مدد اعمارنا و استحضرتنا دعوتك التى لابد من اجابتنها، فاجعل ختام ما تحصى علينا كتبة اعمالنا توبة مقبولد لا نوقف بعدها على ذنب اجرتحناه و لا معصية اقترفناها، ولا تكشف عنا سترا سترته على روؤ س الاشهاد يوم تبلى اخبار العباد؛ انك رحيم بمن دعاك ؛ مستجيب لمن ناداك
349. و اين دعا از اميرالمؤ منين عليه السلام است :
اللهم صن وجهى باليسار و لا تبذل جاهى بالاقتار فاسترزق طالبى رزقك و استعطق شرار خلقك ، فابتلى بحمد من اعطانى و افتتن بذم من منعنى ، و انت من وراء ذلك ولى الاعطاء والمنع ، انك على كل شى ء قدير. اللهم اجعل نفسى اول كريمة تنتزعها من كرائمى و اول وديعة ترتجعها من ودائع نعمك عندى
350. و امام صادق عليه السلام اين دعا را فرمود:
اعوذ بدرعك الحصينة التى لا ترام ان تميتنى غما او هما او مترديا او هدما او ردما او غرقا او حرقا او عطشا او شرقا او صبرا او ترديا او اكيل سبع او فى ارض غربة او ميتة سوء و امتنى على فراشى فى عافية او فى الصف الذى نعت اهله فى كتابك فقلت كانهم بنيان مرصوص (33) على طاعتك و طاعة رسولك
351. و اين دعا از ايشان عليه السلام نقل است : اللهم صل على محمد و آل محمد، اللهم ان الصادق المصدق محمدا صلى الله عليه و آل قال : انك قلت ما ترددت فى شى ء انا فاعله كترددى فى قبض روح عبدى المؤ من يكره الموت و اكره مساءته . اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل لوليك الفرج و العافية و النصر، و لا تسؤ نى فى نفسى ولا فى احد من احبتى ، برحمتك يا ارحم الراحمين
فرمودند: هر كس اين دعا را پس از هر نماز بخواند، چندان بزيد كه از زيستن ملول گردد.
352. داود عليه السلام چون شامگاه مى شد سه بار مى گفت : اللهم خلصنى من كل مصيبة نزلت الليلة من السماء و بامداد كه مى شد نيز آن را سه باز مى گفت : البته در بامداد به جاى اليلة امشب . اليوم امروز مى گفت .
353. و او فرمود:
اللهم لا مرض يضنينى ولا صحة تنسينى ولكن بين ذلك بار خدايا نه چنان بيمار شوم كه به بسترم اندازد و نه چندان در سلامتى بزيم كه غافلم كند، بلكه مرا در حالتى بين اين دو نگه دار.
354. ابوجارود گفت :
به امام باقر عليه السلام گفتم : مردى نابينا و كهنسالم و راهى دراز تا رسيدن به محضر شما دارم ، دستورالعملى خواهم تا بدان خداى را پرستم و بدان بگروم و حجت آورم و تمسك جويم و آن را به مردم قوم خود رسانم .
سخنم امام را خوش آمد. جا به جا شد و راست بنشست و فرمود:
ابوجارود، آنچه گفتى ، بار ديگر بگو.
و من بار ديگر گفتم .
فرمود: آرى اى ابوجارود، گواهى دادن به اين كه معبودى جز خداى يكتا نيست ، و محمد بنده و فرستاده اوست ، و به پاى داشتن نماز و دادن زكات و روزه ماه رمضان و حج خانه خدا، و دوستى با دوست ما و دشمنى با دشمن .، و فرمانبرى از فرمان ما، و انتظار كشيدن براى قائم ما، و پرهيزكارى و كوشش در اين راه .
355. زيد بن اسلم روايت كرد كه :
عابدى در بنى اسرائيل از خداى تبارك و تعالى درخواستى كرد و گفت : پروردگارا نزد تو چه حالى دارم ؟ اگر خير است به حياتم بيفزا و اگر شر است پيش از مرگم رضايتت را مى طلبم .
پيام آورى آمد و گفت : تو را خيرى نزد خدا نيست .
گفت : پروردگارا، پس عملم چه شد؟
گفت : هر زمان كه تو عملى براى من كردى خبرش را به مردم دادى ، و از آن كردارها ثمرى جز خوشنود كردن خويش برايت نماند.
اين امر بر او دشوار امد و غنيمتش كرد. خداوند بار ديگر آن فرستاده را نزد او فرستاد و گفت : خداى تبارك و تعالى مى گويد: از هم اكنون ، براى آينده ات ، خويشتن را با صدقه اى كه از هر رگت بيرون مى كشى از من باز خر؛ كه آدمى زاده سيصد و شصت رگ در بدن دارد؛ از هر رگت ، هر روز صدقه اى بيرون كش .
گفت : پروردگارا، چه كس توان چنين كارى را دارد؟
خداى تعالى گفت : من جز آن چه توانى به تو تكليف نكنم .
- پروردگارا چه كنم ؟
- هر روز سيصد و شصت بار بگو سبحان الله والحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر و لا حول ولا قوة الا بالله هر كلمه آن ، صدقه اى است از هر يك از رگهايت .
او چون اين بشارت را شنيد، گفت : پروردگارا، بيشترم ده .
گفت : تو عمل و اخلاص عمل بيشتر كن ، بيشترت دهم .
بخش چهارم : خوردن و آشاميدن
356. پيامبر صلى الله عليه و آله چون غذا مى خورد از پيش روى خود مى خورد، و چون مى نوشيد از سمت راستش مى نوشيد.
357. و امام صادق عليه السلام فرمود:
تكيه داده غذا مخور و به روى افتادن و خوردن از تكيه دادن بتر است .
358. امام حسن عليه السلام فرمود:
سفره دوازده آداب دارد كه دانستن آنها بر هر مسلمان بايسته است :
چهار واجب و چهار مستحب و چهار ديگر ادب است .
واجب آن شناختن رازق ، و رضا دادن به روزى او، و بسم الله گفتن ، و شكرگزاردن است .
و مستحب آن : وضو ساختن پيش از غذا و نشستن بر جانب چپ ، و با سه انگشت خوردن ، و ليسيدن انگشتهايت است .
و مستحب آن : وضو ساختن پيش از غذا، و نشستن بر جانب چپ ، و با سه انگشت خوردن ، و ليسيدن انگشتهايت .
و آن چه ادب است : خوردن از نزديك خود، و كوچك گرفتن لقمه ، و نيك جويدن ، و كم نگريستن به روى مردم است .
359. اميرالمؤ منين عليه السلام قدرى خرماى دقل (پست ترين گونه خرما) خورد و روى آن آب نوشيد و دست بر شكم زد و فرمود: هر كه را شكم در آتش اندازد، خداوند از رحمت خود دورش كند. آن گاه اين شعر را مثل آورد:
تو هر چه خواسته هاى شكم و شهوتت را برآورى سير نشوند و فزونتر خواهند و تا نهايت پستى پيش روند و به غايت نكوهش رسند.
360. نشد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله پشت به پشتى دهد و غذا خورد، جز يك بار كه پس از آن نشست و فرمود: خدايا من بنده و رسول توام .
361. و فرمود:
هر كس لقمه افتاده اى را بيابد و بردارد و دستى بر آن بكشد، و اگر شستنى است آن را بشويد و بخورد؛ در درونش جاى نگيرد مگر اين كه خداوند از آتش رهائيش بخشد.
362. پيامبر صلى الله عليه و آله ابوايوب انصارى ، را ديد كه ريزه هاى سفره را برميچيند. فرمود: مباركت باد، بر تو مبارك باد، در تو مبارك باد.
ابوايوب گفت : اى رسول خدا، براى ديگران چگونه است ؟
فرمود : آرى ، هر كس آن چه تو خوردى بخورد، مبارك باد، تو را دارد. آن گاه فرمود: هر كه چنين كند، از جنون و جذام و پيسى و آب زرد شكم و ابلهى نگهش دارد.
363. و فرمود:
آن چه از سفره مى ريزد مهريه حوالعين است .
364. و فرمود:
خوردن در بازار فرومايگى است .
365. و امام صادق عليه السلام فرمود:
در حال قدم زدن غذا نخور جز به ناچارى .
366. و فرمود:
خداوند زياد خوردن را خوش ندارد و دشمن دارد.
367. و فرمود:
زياد خوردن مكروه است .
368. و فرمود:
با شكم پر غذا و خوردن پيسى مى آورد.
369. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
گرده هاى نان را كوچك بگيريد كه با هر گرده بركتى است .
370. و فرمود:
هر كس تكه نانى را بيابد و آن را بخورد، هفتصد حسنه دارد، و هر كس آن را در جاى آلوده اى بيابد و بشويد و بردارد، هفتاد هزار حسنه دارد.
371. و امام صادق عليه السلام فرمود:
هر گاه خواستى در پى حاجتى روى و دست به كارى زنى تكه نانى با نمك بخور، كه براى تو نيروبخش تر است و حاجت را زودتر بر آورده مى كند. و اگر حاجتى خواهى به آن روى آر و سوى آن رو و به آن پشت مكن .
372. و فرمود:
نماز صبح را كه گزاردى پاره نانى خور تا بوى دهانت خوش شود و حرارتت آرام گيرد و دندانهايت پابرجا ماند و لثه ات محكم شود و روزيت را بدان جلب كنى و خلق و خويت را نيكو سازى .
373. و امام رضا عليه السلام به غلام خود فرمود:
براى ما گوشت جلو (دست و سينه و گردن ) را بخر و گوشت عقب ران را نخر؛ كه به چراگاه نزديك تر و از پليدى و فضولات دورتر است .
374. و امام صادق عليه السلام فرمود:
هر گاه به منزل رسول خدا صلى الله عليه و آله گوشت مى آوردند، مى فرمود: پاره هاى گوشت را كوچك بگيريد و آبش را زياد كنيد و ميان همسايگان قسمت كنيد كه اين كار پخت آن را زودتر و بركت آن را بيشتر مى كند.
375. و او صلى الله عليه و آله فرمود:
چون تريد آب گوشت خورديد از كناره هاى آن بخوريد كه بركت در بالاى آن است .
376. و او صلى الله عليه و آله رطب را با دست راست مى خورد و هسته آن را در دست چپ مى گذارد و روى زمين نمى انداخت . گوسفندى آمد و او، هسته ها را جلويش گرفت ، گوسفند هسته را از دست چپ خورد و او رطب را با دست راست مى خورد تا تمام شد.
377. و فرمود:
خدايا، در باران نرم و تريد، براى امتم بركت نه .
378. و فرمود:
هر كس دعوتى را نپذيرد خدا و رسولش را نافرمانى كرده است . و او پذيرفتن دعوت كسى را كه ثروتمندان در ميهمانيش حاضر بودند و فقيران نبودند، خوش نداشت .
379. و فرمود:
هر كس طعام شيرينى به برادرش بدهد خداوند تلخى موقف قيامت را از او ببرد.
380. و او فرمود:
هر گاه كسى از شما به ميهمانى اى خوانده شد، فرزند خود را به دنبال نبرد، كه اگر چنين كند حرام خورده است و غاصبانه رفته است .

امضا كاربر
خدايا ظهر امام زمان را نزديك بفرما
اللهم عجل لوليك الفرج
شنبه ۱۳ شهر ۱۳۸۹ ۰۱:۴۰ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 7,918
اعتبار: 24
سپاس کرده: 1,576
سپاس شده: 2,164 در 940 موضوع

امتياز: 1,301.66

ارسال: #6
RE: شفا بخش و مشکل گشا:
381. و اميرالمومنين عليه السلام فرمود:

طعام خوردن ، غذاى بدن و طعام دادن ، غذاى روح است .
382. و امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كس گرسنه اى را سير كند و خداوند براى او رودى در بهشت جارى كند.
383. و فرمود:
سليمان عليه السلام به ميهمانان خود گوشت با آرد سپيد مى داد و به خانواده خود آرد سبوس دار و خود، آرد جو نبيخته مى خورد.
384. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
وضو، پيش از غذا فقر را مى برد و پس از غذا جنون را مى راند.
385. و اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
شستن دستها پيش از غذا و پيش از آن ، روزى را زياد مى كند و چشم را جلا مى دهد و فقر را مى برد.
386. و فرمود:
هر كس پيش از غذا وضو بگيرد در فراخى بزيد و از بلاى تن در در عافيت باشد.
387. و فرمود:
هر كس دستش را پيش از غذا و پس از بشويد، اول و تا آخر غذا برايش با بركت شود.
388. و او فرمود:
هر كس از فزونى يافتن خبر خانه اش شادمان مى شود، وقت غذا وضو بسازد.
389. و امام صادق عليه السلام فرمود:
چون دستهايت را از غذا شستى ، پيش از آن كه از آنها با دستمال خشك كنى ، به صورتت بكش و بگو اللهم انى اسالك الرتبة و المحبة . و اعوذ بك من المقت و المغضبة
390. و فرمود: شستن ظروف و رفتن جلوى خانه جلب روزى مى كند.
391. پيرمردى از اهل مدينه گفت :
به امام صادق عليه السلام گفتم : با يك نفس آب نوشيدن رواست ؟
فرمود: مگر لذت جز اين است ؟
گفتم : مى گويند اين ، نوشيدن شتران تشنه است .
فرمود: نوشيدن شتران ، نوشيدن كسى است كه نام خدا را بر آن نبرد.
392. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كه ايستاده آب بنوشد و مرضى بدو رسد، هرگز شفا نمى يابد.
393. مردى ايستاده آب مى نوشيدت رسول خدا صلى الله عليه و آله او را ديد و فرمود: خوش دارى كه گربه با تو بنوشد؟
گفت : نه .
فرمود: بسا بتر از آن با تو بنوشد و آن شيطان است .
سنت است كه ، آب نوش ، از جاى شكسته آب ننوشد.
و با سه نفس بنوشد.
و نوشيدن را با نام خدا آغاز كند.
و چون فارغ شد حمد خدا گويد.
و در جام آب نفس نكشد.)
394. و امام صادق عليه السلام فرمود:
آروغ (باد گلو) نعمتى از نعمتهاى خداست ، چون يكى از شما آروغ زد خدا را حمد كند و صداى آروغش را بلند نكند.
395. و امام حسن عليه السلام فرمود:
شگفتا از كسى كه در خوراك خود مى انديشيد و در دانش خود نمى انديشيد، شكم خود را از آن چه آزارش مى دهد دور نگه مى دارد و در سينه اش مايه هلاكت خود را مى نهد.
396. امام حسين عليه السلام فرمود:
با برادرم حسن و برادرم محمد بن حنفيه و عبدالله بن عباس و قثم و فضل ، بر يك سفره بوديم كه ملخى روى سفره نشست ، ابن عباس آنرا گرفت و به حسن عليه السلام گفت : آقا، مى دانى روى بال اين ملخ چه نوشته است ؟
فرمود: پدرم از جدم صلى الله عليه و آله شنيد كه او فرمود:
بر بال ملخ نوشته است انا الله لا اله الا انا رب الجرادة و رازقها، اذا شئت بعثها رزقا لقوم و اذا شئت بعثها بلاء على قوم . من آن خدايم كه معبودى جز من نيست ، پروردگار ملخ و روزى ده اويم ، اگر بخواهم آن را روزى مردمى كنم يا براى قومى بلا فرستم .
ابن عباس برخاست و سر امام حسن عليه السلام را بوسيد و گفت :
اين از علم مكنون (سر به مهر) است .
397. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
قدر نمك را بدانيد كه شفاى هفتاد بيمارى در آن است ، كه نخستين آنها جذام و پيسى و جنون اند.
398. و اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
هر كس خوردن طعام را با نمك آغاز كند خداوند هفتاد بيمارى را از او ببرد.
399. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
اى على ، خوردن غذا را، با نمك آغاز كن و با نمك پايان ده كه در آن شفاى هفتاد بيمارى است .
400. و فرمود: خدا و فرشتگان بر سفره اى كه روى آن نمك و سركه باشد درود مى فرستند.
401. بزيع بن عمر بن بزيع گفت :
به محضر امام باقر عليه السلام رسيدم ، ديدم او در كاسه اى سياه ، كه در وسط آن با رنگى زرد قل هو الله احد نوشته بود، سركه و روغن زيتون مى خورد .
فرمود: بزيع بيا، و من نزديك رفتم ، و با او خوردم وقتى نان تمام شد سه جرعه از آن آب مايع سركه و روغن سر كشيد، سپس آن را به من داد و من بقيه را سر كشيدم .
402. و امام صادق عليه السلام فرمود:
سركه زيتون از طعام پيامبران است .
403. و فرمود:
نان خورش كردن سركه ، شهوت زنا را مى برد.
405. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
سركه انگور بخوريد كه كرمها را مى كشد و از روغن زيتون استفاده كنيد، آن را بخوريد و بر تن بماليد، كه هر كس آن را بخورد و بر تن مالد شيطان تا چهل روز به او نزديك نشود.
406. و فرمود:
روغن زيتون بخوريد كه آن صفرا را يك سو كند و بلغم را ببرد و عصب را سخت سازد و خلق را نيكو و نفس را خوشبو كند و غم را بزدايد.
407. ابوعمرو قاضى گفت :
پدرم ، يوسف بيمار شد. شبى گفت : در خواب شنيدم كسى مى گويد لا بخور و لا بنوش ، خوب مى شوى . كسى را در پى ابوعلى خياط فرستاديم و تعبير از او خواستيم . او گفت : شگفت تر از اين نشنيدم ، خوابها با قرآن و حديث تعبير مى شوند، مهلتم دهيد تا بينديشم .
فردا كه شد آمد و گفت : ديشب به اين آيه گذشتم شجرة مباركة زيتونة لا شرقية ولا غربية (34) نگرستم ، ديدم كه لا در آن دو بار آمده است . آن ، درخت زيتون است ، به او روغن زيتون بنوشانيد و طعام زيتون بخورانيد.
و ما چنين كرديم ، همين سلامتيش را سبب شد.
408. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
انگور را دانه دانه بخور، لذيذتر و گواراتر است .
409. و فرمود:
خرما را ناشتا بخوريد، كرمهاى شكم را مى كشد.
410. و فرمود:
وقتى غذا مى پزيد كدو (ى حلوايى ) در آن زياد بريزيد كه قلب محزون را شاد مى كند.
411. و او فرمود:
كدو بخوريد؛ كه مغز افزاست .
412. و فرمود:
عدس بخوريد كه مبارك و پاكيزه است و نازك دلى مى آورد و اشك را بسيار مى كند، و هفتاد هزار پيامبر از جمله عيسى عليه السلام براى آن بركت خواسته اند.
413. و فرمود:
هر كس كدو با عدس بخورد، قلبش به هنگام ذكر خدا رقيق شود و در مغزش افزوده گردد.
414. و امام صادق عليه السلام فرمود:
گياه شيرين بيان هفتاد گونه از گونه هاى بلا را دور مى كند.
415.مفضل بن عمر گفت :
بامدادى بود كه به محضر امام صادق عليه السلام آمدم و او بر سفره طعام بود.
فرمود: مفضل ، پيش بيا و صبحانه بخور.
گفتم : آقا، صبحانه خورده ام .
فرمود: برنج است .
گفتم : سرورم ، من خورده ام .
فرمود: بيا تا حديثى برايت روايت كنم . پيش رفتم و نشستم . فرمود: پدرم از پدرانش ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله برايم حديث كرد كه او فرمود: نخستين دانه اى كه به يگانگى خداى سبحان و نبوت من و واصيت برادرم على ، به بهشتى بودن امت يكتاپرست من اعتراف كرد، برنج بود.
آن گاه فرمود: بيشتر بخور، تا آگاه ترت كنم و من بيشتر خوردم .
فرمود: هر چه از زمين برويد در آن درد و درمان است جز برنج كه در آن درمان است و دردى نيست .
آن گاه فرمود: تو بيشتر بخور تا بيشتر آگاهت كنم . و من بيشتر خوردم .
فرمود: پدرم از پدرانش از پيامبر صلى الله عليه و آله برايم حديث كرده كه فرمود: برنج گرسنه را سير مى كنند و سير را گواراست .
416. و عليه السلام فرمود:
خوش ترين طعام نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آش انار بود.
417. و فرمود: تريد (نان خيس شده در آبگوشت ) طعام عرب است .
418. و رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
روزى به كسى كه طعام مى دهد از كارد در كوهان شتر زودتر مى رسد.
419. و امام صادق عليه السلام فرمود:
به مسكينان برس و سيرشان كن ، كه خداى تعالى فرمايد: و ما يبدى ء الباطل و ما يعيد (35) با آمدن حق كه قرآن است باطل نه تازه كارى تواند كند و نه كار گذشته خود را تواند از سر گيرد.(36)
420. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
اگر در چيزى شفا باشد در نيشتر حجامتگر يا در نوشيدن عسل است .
421. و فرمود:
چون خون كسى جوشان شد و بر او غلبه كرد، حجامت كند.
422. و اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
سه چيز حافظه را زياد مى كند و بلغم را مى برد: خواندن قرآن ، و عسل ، و كندر. 423. و او عليه السلام فرمود:
بوى خوش ، شادى بخش و افسون بر است ، مركب ، نشاط آور و، افسون بر است ، سبزه ، فرح انگيز و افسون بر است .
424. و فرمود:
طلحه به محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد. رسول خدا بهى در دست داشت ، آن را به سوى او اندخت و فرمود: بگير اى ابومحمد، كه قلب را نيرو و آرامش مى بخشد.
425. و او صلى الله عليه و آله فرمود:
به زنان باردارتان به بخورانيد كه اخلاق فرزندانتان را نيكو مى كند.
426. و فرمود:
در عسل بركت نهاده شده است ، و در آن شفاى دردهاست و هفتاد پيامبر براى آن بركت خواسته اند.
427. ريان گفت :
به امام صادق عليه السلام گفت : برايتان حلوا درست كنم ؟
فرمود: اگر براى من درست مى كنيد با روغن درست كنيد.
428. و فرمود:
روغن تابستان بهتر از روغن زمستان است .
430. فرمود:
پنير خوب لقمه اى است ، دهان را خوشبو و غذاى پيش از خود را هضم مى كند، و گواراگر غذاى بعد است .
431. و فرمود:
شير گاو دواست .
432. روايت است :
شير شتر، درمان هر بيمارى و آفت است .
433. عبدالله بن سنان گفت :
امام صادق عليه السلام فرمود: پيامبرى از پيامبران از ضعف به خداوند شكايت كرد. جواب آمد كه ، گوشت را با شير بپز. فرمود: اين دو بدن را سخت و نيرومند مى كنند.
گفتم : اين ، همان آش دوغ است ؟
فرمود: نه ، گوشت با شير دوشيده .
434. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
گوشت بخوريد كه گوشت مى روياند، و هر كس چهل روز ترك گوشت كند، بد خلق شود.
435. و اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
نزد پيامبر صلى الله عليه و آله سخن از گوشت و پيه به ميان آمد. و فرمود: پاره اى از آن در اندرون جا نگيرد مگر اين كه جاى خود شفا روياند و مرضى را از جاى خود ببرد.
436. لذيذترين گوشت ، گوشت جوجه اى است كه بال گشوده يا نزديك به بال گشودن باشد.
437. و امام صادق عليه السلام فرمود:
آتش كينه ها را با گوشت و تريد خاموش كنيد.
438. رسول خدا صلى الله عليه و آله مردى فربه را ديد، به او فرمود:
چه مى خورى ؟
گفت : در سرزمين من گندم نيست و من گوشت و شير مى خورم .
فرمود: دو گوشت را با هم جمع كردى .
439. و او صلى الله عليه و آله به اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
كدو بخور، كه هر كس كدو بخورد خلقش نيكو شود و رويش شكفته و شاداب گردد. و آن طعام من و طعام پيامبران پيش از من بوده است .
الف ) گوشت را سر سفره با كارد نبر كه اين كار عجمهاست ، آن را به دندان بگير كه گواراتر و لذيذتر است .
ب ) ريزه هاى سفره ات را بخور كه فقر را از تو دور مى كند، و آن ، مهريه حوالعين است ، و كسى كه آن را بخورد قلبش از علم و حلم و ايمان و نور پر شود.
ج ) و خلال كن كه با دشنام (باد سرخ و زشت گونه ها و سر انگشتان ) را مى برد.
د) با، نى و چوب درخت مورد و چوب درخت انار خلال نكن .
440 . و امام صادق عليه السلام فرمود:
در چوبك دهان شويه تان سعد بگذاريد.(و دهانتان را با آن بشويد) كه دهان را خوشبو و نيروى جماع را افزون مى كند.
(در متن ((اشناكم : چوبك دهان شويه تان )) آمده است ، و ظاهر آن است كه ((اءسنانكم : دندانهايتان )) باشد، و بنابر اين ترجمه آن چنين مى شود: دندانهايتان را با سعد بشويد كه ...
441 - و پيامبر صلى الله عليه و آله در خود حرارتى يافت ، خرفه اى را دندان زد و از آن راحتى يافت و فرمود: بار خدايا، بركتش ده . در آن شفاى نود و نه بيمارى است ، هر كجا كه خواهى بروى .
442. و فاطمه زهرا عليه السلام اين سبزى را دوست داشت ، از اين رو به او نسبت دادند و گفتند بقلة الزهرا سبزى زهرا چنان كه شقايق را به نعمان نسبت دادند پس از آن بنى اميه نامش را ديگر كردند و گفتند بقلة الحمقاء سبزى نادان سپس برخى از دانشوران ايشان از اين نام دفاع كردند و گفتند: حمقاء صفت اين سبزى است چرا كه در گذرگاه مردم و جاى سم ستوران مى رويد و لگدمال مى شود و نشو و نما مى كند.
443. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كس سداب (37)بخورد از درد و دمل و سينه پهلو ايمن به خواب مى رود. و هر كس كاسنى بخورد و پس از آن بخوابد، سحر و اندوه در او اثر نكند و تا با صبح هيچ جنبنده اى ، مار و عقربى ، به او نزديك نشود؛ كاسنى بخوريد و آن را نتكانيد زيرا هر روز روى آن قطره هاى از بهشت مى چكد.
444. از صالح مردى روايت است كه گفت :
زمانى برخاستن براى نماز شب مرا دشوار شد و اين ، اندوهگين كرد. امام زمان عليه السلام را در خواب ديدم ، به من فرمود: آب كاسنى بنوش ، خداوند برخاستن را آسانت مى كند. و من از آن دو بسيار نوشيدم ، آسانم شد.
445. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
روغن بنفشه به خود بماليد كه در تابستان خنك و در زمستان گرم است .
446. و فرمود:
برترى روغن بنفشه بر روغنهاى ديگر مانند برترى اسلام بر دينهاى ديگر است .
447. و امام صادق عليه السلام فرمود:
چون خواستى روغنى را براى ماليدن به خود برگيرى ، اللهم انى اسالك الرتبة (الزينة ) و الدين ، و اعوذ بك من الشين و الشنآن
448. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
انار بخوريد، هر دانه از آن كه در معده افتد، قلب را روشن كند و زبان شيطان را تا چهل روز بند آورد.
(و اگر به جاى اءخرست : زبانش را بند آورد اءخرجت باشد، ترجمه اش اين مى شود: و شيطان را تا چهل روز بيرون مى كند.)
449. و اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
انار با پيه اش بخوريد، معده را مى پيرايد.
450. و امام زين العابدين عليه السلام فرمود:
ابن عباس هر گاه انار مى خورد كسى را در آن با خود شريك نمى كرد و مى گفت : هر انارى دانه اياز دانه هاى بهشت دارد.
451. اميرالمؤ منين عليه السلام را، تب گرفته بود. رسول خدا صلى الله عليه و آله به بالينش آمد و او را به خوردن سنجد امر كرد.
452. رسول خداصلى الله عليه و آله در خانه جابر، خدايش از او خوشنود باد، بود. خوراك بادنجان براى ايشان آوردند، و او شروع به خوردن كرد.
جابر گفت : بادنجان حرارت دارد.
فرمود: جابر چنين نيست . اين نخستين گياهى است كه به خدا ايمان آورد. بريانش كنيد و بپزيد و به آن روغن زيتون و ماست بزنيد كه حكمت افزاست .
453. از اميرالمؤ منين عليه السلام درباره اين كلام خداى تعالى و لتسئلن يومئذ عن النعيم (38)و به يقين در آن روز از نعيم مى پرسندتان پرسيدند.
فرمود: آن نعمتت خرماى تازه و آب خنك است .
454. روايت است كه ابوحنفيه از امام صادق عليه السلام درباره اين آيه و لتسئلن يومئذ عن النعيم .. و آنچه در تفسيرش گذشت (خرماى تازه و آب خنك ). پرسيد.
امام عليه السلام فرمود: اگر خداوند روز قيامت تو را در برابر خود، سرپا نگه دارد تا از هر لقمه اى كه خورده اى و هر جرعه اى كه نوشيدن بپرسد، وقوف تو در پيشگاه خداوند به درازا مى كشد.
گفت : پس شما آن نعيم را چه مى دانى ؟
فرمود: آن نعيم ما اهل بيت هستيم كه خداوند به بندگان داده است ، كه اگر پس از آن پراكندگى به واسطه ما همبستگى يافتند، به خداوند دلهاى ناسازگارشان را به وجود ما با يكديگر انس و الفت داد، و هم به واسطه ما آنان را از شرك و گناهان رهانيد، و با هم برادرشان كرد، و به وسيله ما هدايتشان ، اين ، آن نعمتى است كه گسسته نمى شود، و خداوند از حق اين نعمت كه به ايشان داده است پرسش مى كند؛ و آن پيامبر و خاندان او هستند.
455. در روايت است كه :
گوشت پخته بره فربه را بخور، نه گوشت كه نمك سود و نه گوشت شتر و گاو.
456. ميوه را به هنگام آمدن فصلش بخور. و بهترين ميوه ها، انار و بالنگ است . و خوش ترين گلها، گل سرخ و بنفشه است ، و بهترين سبزى ها، كاسنى و كاهوست و، بهترين و گواراترين ، آبها، آب رودهاى بزرگ است ؛ خنك ترين و زلالترين آنها.
457. ابن عباس ، خداوند از او خوشنود باد، گفت :
خداوند آبهاى شيرين را پيش از روز قيامت بالا مى برد، جز زمزم كه آب آن تب و سر درد را از بين مى برد؛ و نگاه كردن در آن ، چشم را جلا مى دهد. و هر كس آن را براى شفا بنوشد، شفايش دهد. و هر كس براى گرسنگى بنوشد. خداوند سيرش كند.
458. و امام صادق عليه السلام فرمود:
تگرگ خوردنى نيست ، چرا كه خداوند فرمود: يصيب به من يشاء (39) هر كس را بخواهد بدان گزند رساند.
459. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: هر كس اين سبزى هاى بودار، سير و پياز را بخورد، در مجلس ما حاضر نشود، كه فرشتگان از آنچه مسلمانان را مى آزارد، آزرده مى شوند.
460. و هر كس تره صحرايى بخورد و بخوابد، دو فرشته همراهش از او كناره گيرند تا به صبح درآيد. (40)
461. و فرمود:
هر كس تره تيزك سبزى شاهى بخورد و بخوابد. رگ جذام در بينى اش با او در ستيز باشد. (41)
462. و او صلى الله عليه و آله فرمود:
اى على ، نه چيز فراموشى مى آورد: خوردن سير ترش و گشنيز و پنير و پس ‍ مانده موش ، و بول كردن در آب راكد، و خواندن سنگ قبر، و راه رفتن از بين دو زن ، و شپش افكندن ، و در گودى پشت زير گردن حجامت كردن .
على ، از سه چيز بيم جنون مى رود : غائط كردن ميان قبرها، و راه رفتن در يك كفش ، و تنها خفتن مرد.
على ، هر كس شكمش آب زرد آورد، آية الكرسى را بنويسد و آبش را بنوشد و به خواست خدا خوب شود. على ، قل اعوا الله الرحمن (ايا ما تدعوا فله الاسماء الحسنى ولا تجهز لا تخافت بها و ابتغ بين ذلك سبيلا. و قل الحمدلله الذى لم يتخذ ولدا و لم يكن له شريك فى الملك و لم يكن له ولى من الذل و كبره تكبيرا) (42) و لقد جاءكم رسول من انفسكم ( عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤ منين رؤ وف رحيم . فان تولوا فقل حسبى الله لا اله الا هو عليه توكلت و هو رب العرش العظيم (43) براى امان از سرقت است .
على ، مسواك زدن ، ده فايده دارد: سنت است ، و ثواب دارد، دهان را پاكيزه مى كند و چشم را جلا مى دهد و پروردگار تبارك و تعالى را خوشنود مى كند، و بينى شيطان را به خاك مى مالد، و اشتهاى غذا مى آورد، و بلغم را مى برد، و حافظه را زياد مى كند، و حسنات را دو چندان مى كند، و فرشتگان شاد مى شوند.
463. و فرمود:
راه قرآن را پاكيزه كنيد.
گفته شد: اى رسول خدا، راه قرآن كدام است ؟
فرمود: دهانهايتان .
گفتند: با چه پاكيزه كنيم ؟
فرمود: با مسواك زدن .
464. و فرمود:
مسواك را به پهنا بزنيد و به درازا نكشيد.
465. و فرمودند:
شستن دندانها را با انگشت شست و انگشت اشاره هنگام وضو، ( نيز) مسواك زدن است .
دعاى مسواك زدن :
اللهم ارزقنى حلاوة نعمتك و اذقنى برد روحك و اطلق لسانى بمناجاتك و قربنى منك مجلسا و ارفع ذكرى فى الاولين . اللهم يا خير من سئل و يا اجود من اعطى ، حولنا مما تكره الى ما تحب و ترضى و ان كانت القلوب قاسية و ان كانت الاعين جامدة و ان كنا اولى بالعذاب ، فانت اولى بالمغفرة . اللهم احينى فى عافية و امتنى فى عافية .
466. فضل بن شاذان ، خدايش از او خوشنود باد، گفت :
شنيدم امام رضا عليه السلام مى فرمود وقتى سر امام حسين عليه السلام را به ششام بردند، يزيد كه نفرين خدا بر او باد دستور داد تا آن سر مقدس را آوردند. و در تشتى پائين تخت گذاردند و صفحه شطرنج را گستردند و يزيد نفرين شده ، به بازى شطرنج نشست و به حسين و پدر و جدش صلوات الله عليهم اجمعينت بدو ناروا مى گفت و ريشخندشان مى كرد. و چون قمار را از همبازى خود برد، جام آبجو را به دست گرفت و سه بار سر كشيد و باقيمانده را كنار تشت ريخت . پس هر كس شيعه ماست ، آبجو ننوشد و بازى شطرنج نكند، و چون نگاهش به آبجو و شطرنج افتاد، حسين عليه السلام را به ياد آورد و يزيد و آل زياد را لعن كند. خداى عزوجل بدين كار، گناهان او را پاك كند، اگر چه به شمار ستارگان باشد.
467. امام زين العابدين عليه السلام نماز صبح را كه مى گزارد آن قدر در مصلاى خود مى نشست تا خورشيد بدمد، آن گاه برمى خاست و نمازى طولانى مى گزارد و پس از آن در خواب كوتاهى مى كرد و بيدار مى شد و مسواك مى زد، پس از آن مى فرمود تا صبحانه بياورند.
468. مختار، سر عمر بن سعد را براى امام زين العابدين عليه السلام فرستاد و پيغام داد: به كسى نگو چه دارى تا سفره را بگستراند.
چون سفره را نهادند، امام عليه السلام داخل شد و به سجده افتاد و بسيار گريست ، آنگاه نشست و فرمود: ستايش آن خداى را كه پيش از وفاتم ، انتقامم را گرفت .
باب سوم : بيمارى و بهره هاى آن
بخش يكم : نماز بيمار، ادب بيمارى ، و دعا به هنگام بيمارى
469. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
بيمار، چهار بهره از بيمارى مى برد قلم تكليف از او برداشته شود. خداوند فرشته اى را امر كند تا هر عملى را كه هنگام سلامتى كرده است برايش ‍ بنويسد. هر عضوى از عضوهاى بيمار از آن بهره مند گردد و گناهان از آن عضوها بيرون شوند. اگر بميرد آمرزيده ميرد و اگر زنده بماند آمرزيده بزيد.
470. و فرمود:
مسلمان وقتى از پيرى سست و ناتوان شد، خداوند فرشته اى را امر مى كند تا آنچه را در جوانى و نشاط و نيرومنديش مى كرده است در اين حال براى او بنويسد. و چنين است زمانى كه بيمار شود؛ خداوند فرشته اى را امر مى كند تا در بيمارى او، او هر عمل خيرى را كه هنگام سلامتى اش مى كرده است برايش بنويسد.
471. و فرمود:
چهار چيز از گنجهاى بهشتند: پنهان داشتن فقر و پنهان داشتن صدقه و پنهان داشتن مصيبت و پنهان داشتن درد.
472. روايت است كه موسى عليه السلام گفت :
پروردگارا مرا عملى نما كه چون آن كنم رضاى تو به دست آرم .
خداوند به او وحى كرد: اى پسر عمران ، رضاى من در چيزى است كه ناپسند توست ، و تو تاب آن نياورى .
موسى عليه السلام به سجده افتاد و گريست و گفت : تو مرا ويژه سخن خود كردى و پيش از من با هيچ بشرى سخن نگفتى ، حال مرا عملى نشان ندهى كه بدان رضاى تو جويم ؟!
وحى آمد كه ، رضاى من در رضاى تو به قضاى من است .
473. امام زين العابدين عليه السلام را از زهد پرسيدند:
فرمود: زهد ده جزء است : برترين درجات زهد پائين ترين درجات پرهيزكارى است و بالاترين پرهيزكارى است و بالاترين درجات يقين است و برترين درجات يقين كمترين درجات رضاست ؛ بدان كه زهد كامل در آيه اى از كتاب خدا آمده است لكيلا تاسوا على مافاتكم ولا تفرحوا بما آتاكم (44) تا هرگز بر آنچه از دستتان رفته است افسوس نخوريد و به آنچه شما را داده است دلشاد نگرديد.
مرد گفت : لا اله الا الله .
فرمود: و من مى گويم لا اله الا الله و الحمد لله رب العالمين . هر گاه كسى از شما لا اله الا الله گفت ، الحمدلله رب العالمين بگويد، چرا كه خداى تبارك و تعالى فرمود: فادعوه مخلصين له الدين الحمدلله رب العالمين (45) پس او را با اخلاص بخوانيد، كه جزا دادن ويژه اوست . و ستايش خدايى راست كه پروردگار عالميان است .
474. امام باقر عليه السلام فرمود:
مردم در گذشته بى سبب مى مردند. زمان ابراهيم عليه السلام كه رسيد، گفت : پروردگارا مرگ را سببى گذار تا مرده بدان اجر يابد.
475. ابن عباس ، خدايش از او خوشنود باد، گفت :
روزى ايوب عليه السلام به او گفت : چه خوب است كه خدا را بخوانى و تا شفايت دهد.
فرمود: هفتاد سال در نعمت بوديم ، بيا تا به مانند آن در بلا شكيبا باشيم . از اين گفت و گو اندكى بيش نگذشت كه ايوب عافيت يافت .
476. ابن مبارك گفت :
به مردى مجوس گفتم : ايمان نمى آورى ؟
گفت : نه .
گفتم : چرا؟
گفت : زيرا مومنان چهار خوى و مرام دارند كه من خوش ندارم ؛ سخن مى گويند و عمل نمى كنند.
گفتم : آن خويها چيست ؟
گفت : جملگى مى گويند، فقيران امت محمد صلى الله عليه و آله پانصد سال پيش از اغنيا به بهشت مى روند، و من هيچ يك از آنان را نديدم كه فقر خواهد، بلكه از آن مى گريزند.
و مى گويند، گناهان بيمار پاك و آمرزيده مى شود، و من كسى را از آنان را نديدم كه بيمارى خواهد، بلكه از آن شكوه مى كنند و مى گريزند.
و پندارند كه خداوند روزى ده بندگاه است ، و شب و روز در پى روزيند و آرام نمى گيرند.
و چنين دانند كه مرگ حق و عدل است ، و چون يكى از آنان بميرند ناله شان به آسمان مى رود.
روايت است كه گفت و گوى اين مرد مجوسى با امام صادق عليه السلام بود و به دست او اسلام آورد و وفات يافت .
477. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
در شگفتم از مومن و ناشكيبى او از بيمارى ؛ اگر او بداند كه در بيمارى چه دارد، دوست مى دارد كه پيوسته در بيمارى سر كند تا پروردگارش عزوجل را ديدار كند.
478. و ابن عباس خداوند از او خوشنود باد گفت :
چون خداوند مى دانست كه كردارهاى نيك بندگان با گناهانشان برابرى نكند و آنها را فرانگيرد، و بيمارى را براى آنان آفريد و تا گناهانيشان را بدان پاك كند.
479. از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيدند:
كدامين مردم در بلاى سخت ترند؟
فرمود: پيامبران و پس از ايشان ، صالحان و پس از ايشان هر كس كه بديشان ماند و مانندتر باشد.
480. و فرمود:
چون خداوند بنده اى را دوست بدارد. گرفتارش كند، و اگر بسيار دوست بدارد، او را ويژه كند.
گفتند: چگونه ويژه خود كند؟
فرمود: برايش مال و فرزندى نگذارد.
481. و فرمود:
از نيكويى هاى نهفته و ارزشمند، نهان داشتن مصيبتها و بيماريها و صدقه هاست .
482. و فرمود:
ما زندگى صبورانه را بهترين شيوه زندگى يافتيم .
483. و اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
بى تابى ، رنج آورتر از شكيبايى است .
484. و فرمود:
به شما بگويم كه برترين و اميد بخش ترين آيه در كتاب خداى عزوجل كدام است ؟ رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را براى ما فرمود: و ما اصابكم من مصيبة فبما كسبت ايديكم و يعفو عن كثير (46) هر مصيبتى شما را رسد سببش كردارهاى خودتان است ، و خدا از بسيارى از آنها گذرد. اى على ، اكنون برايت تفسيرش كنم ، هر بيمارى و عذاب و بلا كه در دنيا به مردم رسد، دستاورد خودشان است ، و خداى عزوجل كريم تر از آن است كه در آخرت بار ديگر آنان را عذاب كند. و آنچه را در دنيا از آن چشم پوشيده است ، خداى تبارك و تعالى حليم تر و كريم تر از آن است كه در عفو باز نگرد و در آخرت از آن نگذرد.
485. خداى عزوجل مى فرمايد: من اگر بنده اى از بندگان مومنم را در بستر به بلايى دچار كنم و او به عيادت كنندگانش شكايت نكند، گوشتى بهتر از آن گوشت كه دارد و خونى بهتر از آن خون كه دارد برايش جايگزين كنم . و اگر جان او را بگيرم به سوى رحمت من رهسپار است و اگر به او عافيت دهم ، عافيت دهم در حالى كه گناهى ندارد.
گفتند: اى رسول خدا، چه گوشتى بهتر از گوشت خود اوست ؟
فرمود: گوشتى كه گناهى ندارد و خونى بهتر از آن خون كه گناهى ندارد.
486. ابوذر بيمار شد و من نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله رفتم و گفتم : اى رسول خدا، ابوذر بيمار است . فرمود: به عيادتش مى رويم . و ما جملگى به عيادتش رفتيم . چون نشستيم رسول خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود: ابوذر، شب را چگونه به صبح آوردى ؟
گفت : در آتش و سوزش تب به صبح آوردم .
فرمود: در گلزارى از گلزارهاى بهشت به صبح درآمدى . در آب حيات فرو رفتى و خداوند گناهان گذشته ات را بخشود. پس مژده باد تو را اى ابوذر.
487. امام باقر عليه السلام فرمود:
امام على بن حسين عليه السلام فرمود: سخت بيمار شده بودم ، پدرم به من فرمود: چه ميل دارى ؟
گفتم : ميل دارم از كسانى باشم كه به پروردگارم جز آنچه او برايم تدبير كند، سفارشى نكنم .
فرمود: آفرين ! ابراهيم خليل عليه السلام را مانستى آنجا كه جبرائيل عليه السلام به او گفت : حاجتى دارى ؟ گفت : من به پروردگارم سفارشى نكنم ، خدايم مرا بسنده است ، و چه خوب وكيلى است .
488. و امام صادق عليه السلام فرمود:
اميرالمومنين عليه السلام بيمار شد. گروهى به عيادت او رفتند و از او پرسيدند:
اى اميرمومنان ، چگونه به صبح درآمدى ؟
فرمود: با شر به صبح درآمدم .
گفتند: سبحان الله ! شما و چنين سخنى ؟!
فرمود: خداى تعالى مى فرمايد: و نبلوكم بالشر والخير فتنه و الينا ترجعون (47) و شما را از راه آزمايش به شر و خير بيازماييم و به سوى ما بازگردانده مى شويد.
خير، سلامتى و بى نيازى است و شر و بيمارى و نيازمندى است كه براى آزمايش است .
489. و امام رضا عليه السلام فرمود:
هشت چيز است كه جز به قضا و قدر خدا نباشد: خواب و بيدارى ، و قوت و ضعف ، و صحت و بيمارى ، و مرگ و زندگى .
490. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
خداى عز و جل مى فرمايد: هر كس از قضاى من راضى نيست و نعمت مرا آورده است . و هر كس از مصيبتى كه به او رسيده است شكوه كند، از خداى عز و جل شكوه كرده است . خداى عز و جل به عزيز وحى كرد: اى عزيز، چون در معصيتى افتادى به كوچكى آن منكر، بنگر كه چه كس را نافرمانى كرده اى . و چون روزيى از سوى من به تو رسيد به اندك بودنش منگر، بنگر چه كس آن را به تو بخشيده است . و چون بلايى بر تو فرود آمد به خلق من شكايت مبر، چنان كه من وقتى بديها و رسوايى هايت به سويم مى آيد، از تو، به فرشتگانم ، شكايت نكنم .
491. و اميرالمومنين عليه السلام فرمود:
هر كس مصيبتهاى كوچك را بزرگ شمارد خداوند به مصيبتهاى بزرگ مبتلايش كند.
492. و فرمود:
تا بيماريت با تو سر سازش و مدارا دارد و با آن مدارا كن .
493. به ابودردا گفتند:
از چه بيمارى ، نالانى ؟
- گناهانم .
- چه ميل دارى ؟
- بهشت .
- طبيب بر بالينت بخوانيم ؟
- طبيب بيمارم كرد.
494. ابوعبيده گفت :
عمر نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : ما سخنانى از يهود مى شنويم كه به شگفتمان مى آورد و آنها را نيكو مى شماريم . اجازه مى دهيد كه برخى از آنها را بنويسم ؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: آيا شما نيز چون يهود و نصارى سرگشته گشته ايد؟! من براى شما دين و آينى روشن و پاك آوردم ، اگر موسى زنده بود جز پيروى از من راهى نداشت .
ابوعبيده گفت : معنى سخن او اين است كه ، آيا شما در اسلام حيرانيد و دين خود را نمى شناسيد كه از يهود و نصارى آن را فراگيريد؟ گويا از سخن عمر ناخرسند بود.
495. دانشورى اسلام شناس نزد فضل بن يحيى آمد و فضل تب دار بود و بختيشوع طبيب بر بالينش حاضر بود و مى گفت : سزاوار است كه از تب يك روزه ، يا يك شبه يك سال پرهيز شود.
مرد دانشور گفت : اين مرد سخن درستى مى گويد.
فضل گفت : چه زود تصديقش كردى !
گفت : من چنين نكردم بلكه شنيدم رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: يك روز تب ، كفاره گناهان يك سال است اگر اثر در بدن تا يك سال نمى ماند كفاره گناهان يك سال نمى شد.
فضل از اين رو به آن عالم خرده گرفت كه عالمان اسلام ، خليفه و وزيران او را كه مسيحيان را به جهت تبحر در پزشكى مى داشتند، نكوهش مى كردند.
496. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
تب بهره هر مومن از آتش است . تب از جوشش شعله هاى آتش دوزخ است . تب پيشاهنگ مرگ است .
497. از امام زين العابدين عليه السلام درباره طاعون پرسيدند، كه آيا از مبتلاى به آن بيزارى جوييم و او معذب است ؟
فرمود: اگر خداى را نافرمان است طاعون زده باشد يا نباشد از او بيزارى جو، و اگر فرمانبردار خداى عزوجل است طاعون از آن چيزهاست كه بدان گناهانش پاك مى شود. خداى عزوجل قومى را بدان عذاب و قومى را ديگر را رحمت مى كند، و قدرت او براى آنچه بخواهد شامل و فراگير است ، نمى بينيد كه او خورشيد را براى بندگانش روشنايى و پزاننده ميوه ها و رساننده روزى ها قرار داد، و قومى رآ بدان عذاب مى كند و در روز قيامت به سبب گناهانش به حرارت آن گرفتار مى كند و در دنيا به سبب بدكرداريشان بدان گزند مى رساند.
498. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
اگر سه چيز در اين آدمى زاده نبود، هيچ چيزى سر او را به زير نمى آورد: بيمارى و مرگ و فقر، و با اين كه جمله اينها در اوست ، او بسيار جفتك انداز است .
499. و فرمود: مومن به هيچ رنجورى و ناخوشى و گزند و غم و اندوه و انديشه پريشانگر مبتلا نشود مگر اين كه خداوند گناهانش را بدان پاك كند. از دنيا چه چشم داريد؟! جز ثروتى كه سركشى آورد و يا فقرى كه فراموشى زايد و يا بيمارى كه تباه گردد و يا پيرى اى كه سستى آورد و يا مرگى كه آدمى را دريابد و نابود كند.
500. و فرمود:
هر آن بنده كه بينايى دو چشم را از دست بدهد و بر آن بشكيبد و به حساب و رضاى خدا گذارد، بهشتى باشد.
501. و فرمود:
خداوند هر انسان پليد و سخت و سركشى كه گزندى به جسم و مال او نرسيده است را دشمن مى دارد.
502. و او فرمود:
بسا مردى كه مرتبتى نزد خداوند دارد كه به دانش خود بدان نرسد تا اين كه به بلائى در جسمش مبتلا شود و بدان مرتبت رسد.
503. و فرمود:
خداى عزوجل مى فرمايد: من چون به بنده اى از بندگانم مصيبتى در بدن يا مال يا فرزندانش رسانم و او با صبرى و ستودنى با آن روبرو شود، روز قيامت از او شرم كنم كه ميزانى برايش گذارم تا نيك و بد عملش را بسنجم يا دفتر عملى برايش گشايم .
504. و فرمود:
مومن چون بيمار شود خداوند او را از گناهانش پاك كند چنان كه كوره آهنگرى آهن را پاك كند.
505. و فرمود:
چهار كس عمل از سر گيرند: بيمار چون بهبودى يابد، و مشرك چون اسلام آورد، و حج گذار چون از مناسك فارغ آيد، و نمازگزار جمعه چون با ايمان و به قصد كسب رضاى خدا، از نماز بازگردد.
506. و او صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كس يك روز در مكه بيمار شود: خداوند به قدرى كه او شصت سال عبادت كند، برايش عمل صالح بنويسد. و هر كس ساعتى بر گرماى مكه صبر كند، خداوند آتش را به مسافت صد سال از او دور كند و بهشت را به مسافت صد سال به او نزديك كند .
دعاى بيمار
750. از امام صادق عليه السلام :
اللهم انى ادعوك دعاء العليل الفقير، دعاء من اشتدت فاقنه وقلت حيلته وضعف عمله والح عليه ، دعاء مكروب ان لم تدركه هلك و ان لم تسعده فلا حيلة له ؛ فلا تحط بى مكرك و لا تثبت على غضبك و لا تضطرنى الى الياس من روحك و القنوط من رحمتك . اللهم انه لا طاقة لى ببلائك و لا غنى بى عن رحمتك ، و هذا اميرالمؤ منين اخو نبيك و وصى نبيك اتوجه به اليك ، فانك جعلته مفزعا لخلقك و استودعته علم ما سبق و ما هو كائن ، فاكشف به ضرى و خلصنى من هذه البلية الى ما عودتنى من رحمتك ، يا هو يا هو يا هو، انقطع الرجاء الا منك
508. و او عليه السلام مى فرمود:
اللهم اجعله ادبا و لا تجعله غضبا. بار خدايا اين (بيمارى را) براى ادب كردن و صيقل دادن نفس من ) قرار ده و غضب قرار مده .
509. و امام زين العابدين عليه السلام هر گاه بيمار مى شد اين دعا را مى خواند:
اللهم لك الحمد على ما لم ازل اتصرف فيه من سلامتة بدنى ، و لك الحمد على ما احدثت لى من علة فى جسدى ، فما ادرى يا الهى ، اى الحالين احق بالشكر لك و اى الوقتين اولى بالحمد اليك ! اوقت الصحة التى هناتنى فيها طيبات رزقك و انشطتنى بها لا بتغاء مرضاتك و فضلك و قويتنى على ما وفقتنى له من طاعتك ، ام وقت العلة التى محصتنى بها و النعم التى اتحفتنى بها، تخفيفا لما ثقل على ظهرى من الخطيئات و تطهيرا لما انغمست فيه من السيئات و تنبيها لتناول التوبه و تذ*****ا لمحو الحوبة بقديم فكر فيه ولا لسان نطق به ولا جارحة تكلفته ؛ افضالا منك على و احسانا من صنيعك الى . اللهم صل على محمد و آله و حبب الى ما رضيت لى و يسر على ما احللت بى و طهرنى من ذميم ما اسلفت و امح عنى سى ء ما قدمت و اوجدنى حلاوة العافية و اذقنى برد السلامة و اجعل مخرجى عين علتى الى عفوك و متحولى عن مصرعى الى تجاوزك و خلاصى من كربى الى روحك و سلامتى من هذه الشدة الى فرجك ؛ انك المتفضل بالاحسان المتطول بالامتنان الوهاب الكريم خير معين و مستعان .
510. دعايى ديگر از او عليه السلام :
رب انك قد حسنت خلقى و عظمت عافيتى و وسعت على فى رزقك ولم تزل تنفلنى من نعمة الى كرامة و من كرامة الى رضى ، تجدد لى ذلك فى ليلى و نهارى ، لا اعرف غير ما انا فيه من عافيتك يا مولاى ، حتى ظننت ان ذلك واجب عليك لى و انه لا ينبغى لى ان اكون فى غير مرتبيتى لانى لم اذق طعم البلاء فاجد لذة الرضا و لم يذللنى الفقر فاعرف لذة الغنى ، و لم يهلنى الخوف فاعرف فضل الامن ؛ يا الهى ؛ فاصحبت و امسيت فى غفلة مما فيه غيرى ممن هو دونى ، نكرت آلاءك ولم اشكر نعماءك و لم اشك فى ان الذى انا فيه دائم غير زائل عنى و لا احدث نفسى بانتقال عافية و لا حلول فقر و لا خوف و لا حزن فى عاجل ناى و فى آجل آخرتى ؛ فحال ذلك بينى و بين التضرع اليك فى دوام ذلك لى مع ما امرتنى به من شكرك و وعدتنى عليه من المزيد من لديك فسهوت و لهوت و غفلت و اشرت و بطرت و تهاونت حتى جاء التغيير مكان العافية بحلول البلاء و نزل الضر منزل الصحة بانواع الاذى و اقبل الفقر بازالة الغنى فعرفت ما كنت فيه للذى صرت اليه فسالتك مسالة من لا يستوجب ان تسمع له دعوة ، لعظيم ما كنت من الغفلة و طلبت طلبة من لا يستحق نجاح الطلبة للذى كنت فيه من اللهو و الغرد و تضرعت تضرع من لا يستوجب الرحمة للذى كنت فيه من الزهو و الاستطالة ، فر كنت الى ما اليه صيرتنى و ان كان الضر قد مسنى و الفقر قد اذلنى و البلاء قد جاءنى . فان يك ذلك يا الهى من سخطك على فاعوذ بحملك من سخطك يا مولاى ، و ان كنت اردت ان تبلونى فقد عرفت ضعفى و قلة حيلتى اذ قلت ان الانسان خلق هلوعا. اذا مسه الشر جزوعا. و اذا مسه الخير منوعا. (48) و قلت فاما الانسان اذا ما ابتلاه ربه فاكرمه و نعمه فيقول ربى اكرمن . و اما اذا ما ابتلاه فقدر عليه رزقه فيقول ربى اهانن (49)و قلت ان الانسان لطغى ان ارآه استغنى و قلت واذا مس ‍ الانسان الضر دعانا لجنبه او قائما فلما كشفنا عنه ضره مر كان لم يدعنا الى ضر مسه (50)و قلت و اذا مس الانسان ضر دعا ربه منيبا اليه ثم اذا خوله نعمتة منه نسى ما كان يدعو اليه من قبل (51)و قلت و يدع الانسان بالشر دعاءه بالخير و كان الانسان عجولا و قلت اذا اذقنا الانسان منا رحمة فرح بها (52)صدقت و بررت يا مولاى ، فهذه صفاتى التى اعرفها من نفسى قد مضت بقدرتك فى غير ان وعدتنى منك وعدا حسنا ان دعوك فتسجب لى فانا ادعوك كما امرتنى فاستجب لى كما وعدتنى واردد على نعمتك و انقلنى مما انا فيه الى ما هو اكبر منه حتى ابلغ منه رضاك وانال به ما ععندك فيما اعددته به الاوليائك الصالحين انك سميع الدعاء قريب مجيب و صلى الله على محمد و آله الطيبين الطاهرين الاخيار.
511. و از جمله دعاهاى او عليه السلام به هنگام ياد كردن مرگ :
اللهم صل على محمد و آله و اكفنا طول الامل وقصره عنا بصدق العمل حتى لا نامل استتمام ساعة بعد ساعة ولا استيفاء يوم بعد يوم ولا اتصال نفس بنفس ولا لحوق قدم بقدم ، سلمنا من غرورره و آمنا من شروره و انصب الموت بين اعينا نصبا و لا تعجل و لا تعجل ذكرنا اياه غبا واجعل لنا من صالح الاعمال عملا نستبطى معه المصير اليك و نحرص له على و شك اللحاق بك حتى يكون الموت مانسنا الذى نانس به و ما لفنا الذى نشتاق اليه و حمتنا اليت نحب الدنو منها فاذا اوردته علينا و انزلته بنا فاسعدنا به زائرا وآنسنا به قادما ولا تشقنا بضيافته و لا تحزنا بزيارته و اجعله بابا من ابواب مغفرتك و مفتاحا من مفاتيح رحمتك ، امتنا مهتدين غير ضالين طائعين غير مستكبرين تائبين غير مصرين ، يا ضامن جزاء المحسنين و مصلح عمل المفسدين و يا قابل توبة التوابين .
512. و از جمله دعاهاى بيمار:
اللهم اجعل الموت خير غائب ننتظره والقبر خير منزل نعمره واجعل ما بعده خيرا لنا منه ، اللهم اصلحنى قبل الموت و ارحمنى عند الموت و اغفرلى بعد الموت .
بار خدايا مرگ را خوبترين غايبى قرار ده كه چشم به راه آنيم و قبر را نيكوترين منزلى ساز كه آبادش مى كنيم و آنچه را پس از آن است براى ما بهتر از آن ساز. بارخدايا پيش از مرگ درستم كن و هنگام مرگ رحمتم كن و پس از مرگ ببخشايم .
513. روايت است كه ،
على بن سالم جعفى به امام باقر عليه السلام گفت : برايم دعا كن .
فرمود اللهم احيه محيانا و امته مما و اسلك به سلبيلنا. بار خدايا، حياتى چون حيات ما به او ببخش و چون مرگ ما بميرانش و او را رونده راه ما گردان . و او به شهادت رسيد.
514. و امام موسى بن جعفر عليه السلام اين دعا را در سجده خود بسيار مى خواند و پياپى مى گفت اللهم انى اسالك الراحة عند الموت والعفو عند الحساب . بار خدايا از تو هنگام مرگ خيالى آسوده مى خواهم و هنگام حسابرسى عفو تو را مى طلبم .
515. و از جمله دعاهاى امام زين العابدين عليه السلام اين دعاست :
الهى و سيدى ، ارحمنى مصروعا على الفراش تقلبنى ايدى احبتى و ارحمنى مطروحا على المغتسل يغسلنى صالح جيرانى وارحمنى محمولا قد تنال الاقربا اطراف جنازتى وارحم فى ذلك البيت المظلم وحشتى و وحدتى و غربتى . معبود و سرور من ، آن گاه كه در بستر افتاده ام و دستهاى دوستدارانم مرا مى گردانند، به من رحم كن . و آن گاه كه مرا در جاى شست و شو افكنده اند و همسايه اى درستكار از همسايگانم ، مرا مى شويد، به من رحم كن . و آن گاه كه نزديكانم چهار سوى تابوتم را گرفته اند و مرا مى ريزند به من رحم كن . و در آن خانه تاريك ، به وحشت و تنهايى و غربتم رحم كن .
516. و مناجاتى از اميرالمؤ منين عليه السلام :
الهى كانى بنفسى قد اضجعت فى حفرتها وانصرف عنها المشيعون من جيرتها وبكى الغريب عليها لغربتها و جاد بالدموع عليها المشفقون من عشريتها و ناداها من شفير القبر ذو مودتها و رحمها المعادى لها فى الحياة عند صرعتها و لم يخف على الناظرين ضر فاقتها و لا على من رآها قد توسدت الثرى عجز حيلتها؛ فقلت : ملائكتى ، فريد ناى عنه الاقربون وبعيد جفاه الاهلون نزل بى قريبا واصبح فى اللحد غريبا، و قد كان لى فى دار الدنيا داعيا و لنظرى له فى هذا اليوم راجيا؛ فتحسن عند ذلك ضيافتى و تكون اشفق على من اهلى و قرابتى .
بخش دوم : دعا و صدقه و درمان با تربت سيدالشهداء عليه السلام
517. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
درمان كنيد، آن كس كه بيمارى دارد همو دارو دارد.
518. و فرمود:
خداوند بيماريى نفرستاد مگر اين كه براى آن درمانى فرستاد.
519. و فرمود:
خداى بى انباز با صدقه ، هر بيمارى ، و طاعون زدگى يا غده و دمل كشنده و سوختن و غرق شدن و ويرانى و جنون و تا هفتاد گونه شر را برشمرد را دور مى كند.
520. و اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
صدقه دارويى كارگر است .
521. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
خداوند با صدقه هفتاد مرگ بد و ناگوار را پس مى زند.
522. بياع هروى ، معاذ بن مسلم گفت :
نزد امام صادق عليه السلام بودم ، سخن از درد به ميان آمد، فرمود: بيمارانتان را با صدقه درمان كنيد، چه مى شود كه هر كس از شما غذاى يك روزش را صدقه دهد؟ به فرشته مرگ دستور نامه اى داده شود تا جان بنده اى را بگيرد، و او صدقه اى مى دهد، به فرشته مرگ پيغام مى رسد، كه دستور را بازگردان .
523. داود بن زربى گفت :
در مدينه سخت بيمار شدم و خبر بيماريم به امام صادق عليه السلام رسيد، به من نوشت : خبر بيماريت را دريافت كردم ، صاعى (چهار مد، برابر با سه كيلوگرم ) گندم بخر و بر قفا دراز بكش و روى سينه ات بپاش ، هر گونه كه پخش شد و بگو اللهم اين اسالك باسمك الذى اذا سالك به المضطر كشفت ما به من ضر و مكنت له فى الارض و جعلته خليفتك على خلقك ؛ ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تعافينى من علتى هذه آن گاه بر خيز و بنشين و گندمها را از پيرامون خود جمع كن و همان دعا را بخوان و آن را به چهار مد ( هر مد به اندازه پرى دو كف است است ، نزديك به ده سير) قسمت كن ، هر مد براى يك مسكين و آن دعا را بخوان .
داود گفت : اين كار را كردم چنان شد كه گويا از پايبند رسته ام .
524. عكرمه گفت :
پادشاهى از بنى اسرائيل در ميان مردم خود آواز داد كه ، هر كسى از هر شهرى از شهرهاى اين سرزمين ، صدقه دهد، دستش را مى برد و او را از سرزمينش مى راند. زنى دو گرده نان صدقه داد .پادشاه شنيد و دستش را بريد و از شهر بيرونش كرد. زن به همراه كودك خردسال خود بيرون رفت تا به رودى رسيد، كنار آن رود رفت تا آبى بنوشد، كودك در آب افتاد و زن سرگشته مانده كه ناگاه مرد را ديد. مردان به او گفتند: چه مى گويى ( و چه حالى مى شوى ) اگر خداى دست و فرزندت را به تو بازگرداند؟
گفت : مگر اين كار ممكن است ؟!
مردان دست به دعا برداشتند و برايش دعا كردند و خداست دست و فرزندش را به او بازگرداند.
زن گفت : شما را به خدا سوگند، شما كيستيد؟
گفتند: ما آن دو گرده نان توايم .
525. روايت است كه سائلى از زنى كمك خواست و زن لقمه اى كه در دهان داشت چيزى مهيا نداشت . آن را بيرون آورد و به سائل داد. او را كودكى در گهواره بود، اندكى بيش نگذشت كه گرگى آمد و كودك را ربود. زن اندكى گرگ را پى كرد. گرگ بى هيچ گزندى كودك را رها كرد. و در اين زن آوازى شنيد كه مى گفت : لقمه اى به لقمه اى .
526. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
دعايى به شما بياموزم تا با آن به هيچ طبيب و دارو نيازمند نشويد؟
گفتند: آرى اى رسول خدا.
فرمود: هر كس آب باران را بگيرد و هفتاد بار فاتحة الكتاب و هفتاد بار قل اعوذ برب الفلق و هفتاد بار قل اعوذ برب الناس بر آن بخواند و هفتاد بار بر پيامبر و آل او درود فرستد و هفتاد بار تسبيح بگويد و از آن آب هفت روز پياپى صبح و شام بنوشد، ( به هيچ طبيب و دارو نيازمند نشود).
527. و اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
آب باران را بنوشيد كه بدن را پاكيزه مى كند و بيمارى ها را مى راند؛ خداى تعالى فرمود و ينزل عليكم من السماء ماء يطهركم به يذهب عنكم رجز الشيطان و ليربط على قلوبكمو يثبت به الاقدام (53) و از آسمان بر شما آبى ريزاند تا شما را بدان پاك كند و پليدى به شيطان جنابت را از شما بزدايد و دلهايتان را محكم سازد و گامهايتان را بدان استوار دارد.
528. مرد نزد اميرالمؤ منين عليه السلام آمد و گفت :
درد شكم است .
فرمود: همسر دارى ؟
گفت : آرى .
فرمود: از او بخواه تا يك درم از مال مهريه اش را با خرسندى به تو ببخشد و با آن عسلى بخر و آب باران روى آن بريز و بياشام .
مرد چنين كرد، شفا يافت ، و از اميرالمؤ منين عليه السلام پرسيد:
از رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين باره چي

امضا كاربر
خدايا ظهر امام زمان را نزديك بفرما
اللهم عجل لوليك الفرج
شنبه ۱۳ شهر ۱۳۸۹ ۰۱:۴۲ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از حسن ضیغم تبار سپاسگزاری کرده است. فاطمه دستجردی
*
ارسال ها: 7,918
اعتبار: 24
سپاس کرده: 1,576
سپاس شده: 2,164 در 940 موضوع

امتياز: 1,301.66

ارسال: #7
RE: شفا بخش و مشکل گشا:
551. اميرالمؤ منين عليه السلام بيمار شد، رسول خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود: على ،
بگو اللهم انى اسالك تعجيل عافيتك او صبرا على بليتك او خروجا الى رحمتك
552. و امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كس بگويد لا حول و لا قوة الا بالله ، توكلت على الحى الذى لا يموت والحمدلله الذى لم يتخذ (صاحبة ولا) ولدا ولم يكن له شريك فى الملك و لم يكن له ولى من الذل و كبره تكبيرا خداوند بيمارى و فقر را از او ببرد.
553. سلمة بن ابى سلمة گفت :
اميرالمؤ منين عليه السلام بيمار شد. سلمان و پيامبر صلى الله عليه و آله به عيادت او آمدند. پيامبر به او فرمود: اى على ، بلاكش ترين مردم پيامبران و كسانى اند كه به ايشان مانندتر و نزديك ترند. مژده باد تو را اى على ، كه افزون بر ثوابى كه دارى ، تب ، بهره تو از عذاب خداست ، مى خواهى خداوند بيماريت را ببرد؟
گفت : آرى اى رسول خدا.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: بگو رب ارحم جلدى الرقيق و عظمى الدقيق و اعوذ بك من فورة الحريق ؛ يا ام ملدم ؛ ان كنت آمنت بالله واليوم الآخر فلا تاكلى اللحم و لا تشربى الدم و لا تمررى الفلم و انتقلى الى من زعم ان مع الله الها آخر، لا اله الا الله وحده لا شريك له ، شهدت بها و ان محمدا عبده و رسوله
اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: من گفتم و سلامتى ام را باز يافتم .
بخش سوم - يك درد يك دعا
554. معاوية بن عمار گفت :
نزد امام صادق عليه السلام از درد نيمه سر شكايت كردم . فرمود: نماز واجب را كه گزاردى ، انگشت اشاره راستت را بين دو چشم بگذار و هفت بار بگو يا حنايا منان اشفنى و آن را نخست بر ابروى راست و سپس ‍ بر ابروى چپ بساى و بگو يا منان اشفنى آن گاه كف دست راستت را روى سر بگذار و بگو يا من سكن له ما فى اليل والنهار و ما فى السماوات و الارض ، صل على محمد و آل محمد و سكن ما بى
555. و امام باقر عليه السلام فرمود:
هر گاه به سردرد دچار شدى دستت را بر فرق سر بگذار و بگو لو كان معه آلهة ، كما يقولون اذا لابتغوا الى ذى العرض سبيلا (59) و اذا ذكر الله وحده (60) رايت الذين كفروا (يصدون عنك صدودا )(61)
556. امام باقر عليه السلام فرمود:
نابينائى به مجلس امام باقر عليه السلام گذر كرد. پيامبر به او فرمود: مى خواهى خداوند بيناييت را به تو بازگرداند؟
گفت : در دنيا چيزى براى من دوست تر از اين نيست كه خدا بينايى ام را به من بازگرداند.
رسول خدا به او فرمود: وضويى كامل بساز و دو ركعت نماز بگزار و بگو اللهم انى اسالك وادعوك وارغب اليك بنبيك واتوجه اليك بمحمد نبى الرحمة ، صلواتك عليه و آله ، يا محمد، انى اتوجه بك الى الله سبحانه ربك و ربى ليرد بك على بصرى
هنوز پيامبر صلى الله عليه و آله از جاى خود برنخواسته بود و جامه از تن نگشوده بود كه مرد نابينا با چشمانى كه خدا بينايش كرده بود، بازگشت .
557. اعمش گفت :
به حج بيرون شدم ، در بيابان مردى نابيناى عربى را ديدم كه مى گفت : بار خدايا، تو را مى خوانم به آن گنبدى كه فضايى گسترده و ساقه هاى بلند و شاخه هاى آويزان و ميوه اى شيرين و بالايى گرد هم و برگهايى فراگير و رستنگاهى پاك دارد.
گريه گلويم را گرفت ، و نزد او رفتم و گفتم : اى اعرابى ، نيكو دعا كردى بگو آن گنبد كه فضايى گسترده دارد كدام است ؟
گفت : محمد صلى الله عليه و آله .
مقصود تو از ساقه هاى بلند كيست ؟
مقصودم فاطمه عليه السلام است .
و آن كه شاخه هايش آويزان است ؟
على ، وصى رسول خداست .
و ميوه اش شيرين است ؟
حسن و حسين عليه السلام است .
و بالايش گرد هم و بسامان است است ؟
خداوند نسل و فرزندان فاطمه عليه السلام را بر آتش حرام كرده است .
و برگش فراگير است ؟
به بركت اميرالمؤ منين على بن ابيطالب عليه السلام چنين است .
اعمش گفت : دو دينار به او دادم و به راه خودم رفتم و حج گزاردم و بازگشتم . وقتى به آن بيابان رسيدم ، او را با چشمانى گشوده و بينا يافتم ، چنان كه گويى هيچ گاه نابينا نبوده است .
گفتم : اعرابى ، بر تو چه گذشت ؟
گفت : من پيوسته آن دعا را مى خواندم تا آوازدهنده اى چنين آوازم داد: اگر در دوستى پيامبر و اهل بيتت پيامبرت صادقى ، دست روى چشمت بگذار. من دست روى چشمانم گذاردم و برداشتم ، خداوند بيناييم را به من بازگرداند. به راست و چپ خود نگريستم ، كسى را نديدم . فرياد برآوردم : اى آوازدهنده ، تو را به خدا سوگند، بگو تو كيستى ؟
و شنيدم كه او مى گفت : من خضرم ، على بن ابيطالب عليه السلام را دوست دارم ، دوستى او خير دنيا و آخرت است .
558. محمد بن خثعمى از پدرش چنين نقل كرد:
بسيارى اوقات از چشم درد در رنج بودم . به امام صادق عليه السلام شكوه بردم . به من فرمود: دعايى براى دنيا و آخرت و چشم دردت به تو بياموزم ؟
گفتم : آرى .
فرمود: پس از نماز صبح و نماز مغرب بگو: اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد عليك ، ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تجعل النور فى بصرى والبصيرة فى دينى واليقين فى قلبى والاخلاص فثى عملى و اسلامة فى نفسى والسعة فى رزقى والشكر لك ما ابقتنى .
559. و فرمود:
هر كس قرآن را از روى مصحف بخواند از بينائيش بهره مند گردد، و بر پدر و مادرش آسان گرفته شود. چيزى بر شيطان سخت تر از قرائت قرآن با نظر در مصحف نيست .
560. يكى از ياران امام صادق عليه السلام گفت :
نزد او شكوه از سنگينى گوش كردم فرمود: تو را به تسبيح فاطمه عليه السلام سفارش مى كنم .
561. و امام رضا عليه السلام فرمود:
در گردن كنيزى از ما، غده هايى سخت و چركين برآمد، ناشناسى نزدم آمد و گفت : اى على ، به او بگو تا يا روؤ ف يا رحيم ، يا رب سيدى را بگويد تو بارها بگويد. كنيز اين را گفت و غده ها از بين رفت .
562. و ايشان عليه السلام فرمودند:
هر كس عطسه كند و بگويد الحمدلله رب العالمين على كل حال وصلى الله على محمد النبى و آل محمد از درد دندان و گوش ، هرگز ننالد.
563. و امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كس عطسه كند سپس دست روى استخوان نى بينى گذارد و بگويد الحمدلله رب العالمين كثيرا كما هو اهله وصى الله على محمد النبى وآله وسلم
پرنده اى زير عرش تا روز قيامت از خدا براى او آمرزش طلبد.
564. و فرمود:
هر گاه كسى از شما در آبريز عطسه كرد، پيش خود خدا را حمد گويد، و عطسه زننده تا هفت روز از مرگ ايمن است .
565. در روايتى از صاحب الزمان عليه السلام است كه ، عطسه زننده تا سه روز از مرگ در امان است .
566. امام صادق عليه السلام بد مى داشت كه مرد ايستاده شلوار بپوشد و مى فرمود: اين كار غم و غصه و ترس و آب زرد مى آورد. و خودت نشسته شلوار مى پوشيد و مى فرمود اللهم استر عورتى و آمن روعتى . خدايا آنچه را از آن شرم دارم بپوشان ، و هراسم را آرام بخش .
567. ابوحمزه گفت :
زانويم را درد گرفت : به امام باقر عليه السلام شكايت بردم ، فرمود: نماز كه گزاردى بگو يا اجود من اعطى و يا خير من سئل و يا ارحم من استرحم ، ارحم ضعفى وقلة حيلتى واعفنى من وجعى .
من گفتم و عافيت يافتم .
568. عثمان بن عيسى گفت :
مردى به امام ابوالحسن كاظم عليه السلام شكوه آورد و گفت : اسهال خون گرفته ام و آرام نمى گيرد. نماز شب را كه گزاردى بگو اللهم ما عملت من خير فهو منك لا حمد لى فيه و ما عملت من سؤ فقد حذرتينه لا عذر لى فيه ؛ اللهم انى اعوذ بك ان اتكل على ما لا حمد لى عليه و آمن مما لا عذر لى فيه
569. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
هر گاه كسى از شما دردى در پهلوى خود يافت ، دستش را سه بار بر آن بكشد و هر بار بگويد: اعوذ بعزة الله و قدرته على ما يشاء من شر ما اجد فى خاصرتى
570. على بن نعمان گفت :
به امام رضا عليه السلام گفتم ، پسرى دارم كه زگيل دانه هاى آن برآمده و سفت و بى درد است دارد و اين مرا غمگين كرده است .
فرمود: براى هر زگيل ، هفت دانه جو برگير و بر هر دانه جو هفت بار اول سوره واقعه تا هباء منبثا (62) و يسالونك عن الجبال .... تا ولا امتا (63) را بخوان ، آن گاه جوها را دانه دانه بردار و بر زگيل بمال و در پارچهاى نو بگذار و سنگى به پارچه بيند و در مستراح انداز.
او گفت : من چنين كردم ، به خدا سوگند روز هفتم يا هشتم نگريستم ، چون كف دستم ، صاف شده بود.
خوب اين درمان در آخر ماه قمرى باشد، به خواست خدا از بين مى رود.
571. روايت است چون زايمان بر زنى سخت شد (اين آيات ) را روى كاغذى بنويسند و به شكم او ببندند:
فان مع العسر يسرا ان مع العسر يسرا
سيجعل الله بعد عسر يسرا.
كانهم يوم يرون ما يوعدون لم يلبثوا الا ساعة من نهار بلاغ فهل يهلك الا القوم الفاسقون (64)
كانهم يوم يرونها لم يلبثوا الا عشية او ضحها (65)
ويهى ء لكم من امركم مرفقا (66)
و من يتقل الله يجعل له مخرجا (67)
572. و روايت است كه :
وقتى زايمان بر زنى سخت شد، سوره انا انزلناه را نزد او بسيار بخوانند، اگر شتاب نيافت ، مرد پايش را بين دو كتف زن بگذارد و سوره مريم عليه السلام را بخواند.
573. حكيمه گفت :
شب ميلاد مهدى صاحب الزمان عليه السلام كه شد مادرش هنگام دميدن سپيده وحشت زده از جا پريد، من او را در آغوش گرفتم و بسم الله بر او گفتم . ابو محمد عليه السلام با صداى بلند فرمود: انا انزلناء - بر او بخوان .
574. روايت است
براى درد دندان بر تكه اى نان نوشته شد بسم الله الرحمن الرحيم ، بسم الله الباقى ، بسم الله الواقى ، بسم الله الراقى و روى ديگر آن نوشته شود بسم الله الرحمن الرحيم ، حسبى الله و كفى ، سمع الله لمن دعا، ليس وراء الله منتهى
575. كسى به امام حسن عسكرى عليه السلام نامه اى نوشت و از بادى ام صبيانى كه كودكش را رنجه كرده بود و شكوه كرد. او پاسخ نوشت : اين حرز را در كاغذى بنويس و بر او بياويز بسم الله العلى العظيم الحليم الكريم القديم الذى لا يزول ، اعوذ بعزة الحى الذى لا يموت من شر كل حى يموت
576. على بن ابراهيم بن محمد طالقانى گفت :
متوكل دملى درآورد و از آن بيمار و مشرف به مرگ شد، و كسى جرات كشيدن آهن گداخته بر او نداشت . مادرش نذر كرد كه اگر او تندرست شود، مال كلانى از اموال خود را براى امام هادى عليه السلام بفرستد. فتح بن خاقان به متوكل گفت : خوب است كسى را در پى اين مرد (امام عليه السلام ) فرستى و پرسشى كنى ، شايد او خاصيت چيزى را بداند كه خداوند بدان ، تو را فرجى پديد آورد.
گفت : بفرستيد.
فرستاده بازگشت و گفت : امام ابوالحسن عليه السلام فرمود: پشكلهاى خشكيده و به هم چسبيده گوسفند را بگيريد و با گلاب درآميزيد و بر دمل گذاريد، و به اذن خدا سودمند است .
حاضران اين سخن را به سخره گرفتند. فتح به آنان گفت : تجربه اين سخن چه زيانى دارد، به خدا سوگند من اميد اثر دارم . پشكلها را آوردند و با گلاب آميختند و روى دمل گذارند، دمل سرگشود و هر چه در آن بود بيرون ريخت . و به مادر متوكل مژده سلامتيش را دادند، او ده هزار دينار با مهرر خود براى امام عليه السلام فرستاد، و متوكل از بيماريش برخاست . مدتى گذشت ، بطحانى ، از امام ابوالحسن عليه السلام نزد متوكل سعايت كرد و گفت : او در منزل مال و سلاح دارد. متوكل به سعيد حاجب گفت : كه شبانگاه بى خبر به منزل امام درآيد و هر چه دارد با خود نزد او آورد. ابراهيم بن محمد گفت : سعيد حاجب به من گفت : من شبانگاه به خانه امام رفتم . نردبانى داشتم ، با آن به بام شدم . مى خواستم در تاريكى شب از پله ها فرود آيم ، در تاريكى ماندم و ندانستم چگونه به درون خانه برسم كه يك باره امام عليه السلام مرا از خانه آواز داد: همانجا بايست تا برايت شمع بياورند. شمعى برايم آوردند. و من فرود آمدم . او را ديدم كه جبه اى پشمين بر دوش ‍ و كلاهى بر سر داشت . و در برابرش جانمازى بر حصير گسترده بودم . و او رو سوى قبله داشت . به من فرمود: درون اتاقها شو. و من رفتم و جست و جو كردم ، جز كيسه اى كه مهر مادر متوكل را داشت به كيسه مهر شده اى ، ديگر چيزى نيافتم . امام عليه السلام به من فرمود: جانمازم را بگرد. رفتم و سجاده را بالا زدم ، شمشيرى در نيام يافتم ، آن را نيز داشتم و نزد متوكل بردم . متوكل چون مهر مادر را بر كيسه ديد كسى را در پى او فرستاد. مادر آمد، و از كيسه پرسيد. خدمتگزارى كه آنجا بود برايم گفت : مادر متوكل گفت : وقتى بيمار بودى نذر كردم كه اگر سلامتيت را بازيافتى ده هزار دينار از مالم را خدمت او ببرم و بردم . متوكل دستور داد، كيسه ده هزار دينارى ديگرى به آن ضميمه كنند و به من گفت : اينها را نزد امام ابوالحسن عليه السلام ببر. من بردم و از او شرم كردم و گفتم : آقاى من ، برايم بس دشوار بود كه بى اجازه شما به منزلتان درآيم ، ليك من مامور بودم . او فرمود: و سيعلم الذين ظلموا اى منقلب ينقلبون (68) و كسانى كه ستم كردند به زودى خواهند دانست كه به چه جايى بازخواهند گشت .
577. امام محمد باقر عليه السلام فرمودند:
هر بنده كه در بنده اى بلائى ببند و سه بار بى آن كه او بشنود، بگويد الحمدلله الذى عافانى مما ابتلاك به ، ولو شاء فعل ، و فضلنى على كثير ممن خلق . ستايش خداى را كه مرا از بلائى كه دچارت كرد، تندرست داشت كه اگر مى خواست نيز مبتلا مى كرد و مرا بر بسيارى از آفريدگانش ‍ برترى دارد. آن بلا به او نرسد.
578. امام صادق عليه السلام با جماعتى زير ناودان (خانه كعبه ) بود و كه پيرمردى آمد و سلام كرد و گفت : اى پسر رسول خدا، من ، شما اهل بيت را دوست دارم و از دشمن شما بيزارم و به بلائى سخت گرفتارم و از آن به اين خانه پناه آورم و به پرده هاى آن آويختم و اكنون به شما روى آوردم و اميد دارم كه اين ، موجب عافيتم شود. آن گاه گريست و پيش آمد و سرخم كرد تا سر و پاى امام را بوسه دهد. امام صادق عليه السلام از او كناره گرفت و بر او رقت آورد و گريست و به ياران فرمود: او برادر شماست و به شما پناه آورده است دستهايتان را به دعا برداريد. و امام عليه السلام خود دستهايتان را بالا آورده ، ما نيز بالا برديم . آن گاه فرمود: اللهم انك هذه النفس من طينة اخلصتها وجعلت منها اوليائك و اولياء اوليائك ، و ان شئت ان تنحى عنها الافات فعلت ؛ اللهم و قد تعودنا بيتك الحرام الذى يامن به كل شى ء. اللهم وقد تعوذ بن ، وانا اسالك يامن احتجب بنوره عن خلقه . اسالك بحق محمد و على و فاطمة والحسن و الحسين ، يا غاية كل محزون و ملهوف و مكروب و مضطر مبتلى ، ان تؤ منه باماننا مما يجد، و ان تمحو من طينته ما قدر عليها من البلاء و ان تفرج كربته يا ارحم الراحمين . چون از دعا فارغ آمد، مرد رفت ، و هنوز به درب مسجد نرسيده بود كه بازگشت و گريه سر داد و گفت : الله اعلم حيث يجعل رسالته (69) خدا داناتر است كه رسالت خود را كجا گذارد. به خدا سوگند، هنوز به در مسجد نرسيده بودم كه از آن درد و بيمارى هيچ در خود نيافتم . اين سخن را گفت و به راه خود رفت .
579. شيخ ابوجعفر نيشابورى ، خدايش از او خشنود باد، برايم گفت :
يك سال براى زيارت مولايمان ابوعبدالله حسين عليه السلام همراه جماعتى بيرون شديم . ده ، سه فرسنگ به شهادتگاه مانده مردى از همراهان ما فلج شد و چون پاره گوشتى از پا افتاد. او ملتمسانه ما را به خدا سبحان سوگند مى داد كه در آنجا رهايش نكنيم و او را به مزار ببريم . ما او را به اسبى بستيم و به مراقبت و نگاهدارى او پرداختيم . به شهادتگاه ، بر ساكنانش سلام و درود باد، كه رسيديم او را روى جامه اى گذارديم و دو مرد، دو سوى جامه را گرفتند و او را روى قبر گذاردند. مرد دعا و زارى مى كرد و خدا را به حق حسين عليه السلام سوگند مى داد كه سلامتيش را بدو باز بخشد. جامه كه روى زمين نهاده شده مرد نشست و برخاست و به راه افتاد، چنان كه گويا از بند رسته است .
580. هر گاه رسول خدا صلى الله عليه و آله به سر درد يا دردى جز آن مبتلا مى شد، دست مى گشود و فاتحة الكتاب و قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس را مى خواند و دستهايش را به صورت مى كشيد، درد از او مى رفت .
581. زراره گفت :
امام صادق عليه السلام فرمود: قرآن را در سه شب از ماه رمضان برمى دارى و مى گشائى و پيش رويت مى گذارى و مى گويى : اللهم انى اسالك بكتابك المنزل و ما فيه و فيه اسمك الاكبر و اسماؤ ك الحسنى و ما يخاف و يرجى ، ان تجعلنى من عتاقئك من النار . آن گاه براى حاجتى كه دارى دعا مى كنى .
582. و امام صادق عليه السلام فرمود:
شب بيست و سوم ماه رمضان ، همان ليله جهنى (70)است . و در آن شب است كه هر امر حتم و استوارى جدا و ممتاز و بيان مى گردد (71)در آن شب بلاها و مرگها و اجلها و روزى ها و سرنوشتها و هر آنچه كه خداى عزوجل در آن شب تا مثل آن شب از سال بعد پيش مى آورد، ثبت مى شود. پس خوشا به حال آن بنده كه شب را به ركوع و سجود زنده نگه مى دارد و گناهانش را پيش چشمانش مجسم كند، و بر آنها بگريد؛ اگر چنين كند اميد دارم كه به خواست خدا نوميد و ناكام نماند. خداوند فرشته اى را در هر روز از ماه رمضان امر مى كند تا در آسمان آواز دهد؛ بندگانم ، مژده باد شما را، من گناهان گذشته تان را بخشيدم و در شب قدر برخى از شما را شفيع برخى ديگر كردم ، جز آن كس كه به مسكرى (مستى آورى ) روزه گشايد، يا نسبت به برادر مسلمان خود در سينه كينه نهفته دارد.
583. روايت است كه ،
خداى عزوجل در شب بيست و پنجم ماه رمضان هر بدى و زشتى و هر گونه بلا را از روزه داران ماه رمضان باز مى گرداند، و به گوشها و چشمهايتان نور مى بخشد، و بهشت در روز و شب آن زينت مى شود.
584. ابن بابويه ، خداوند از او خوشنود باد، با اسناد خود از طريف ، ابونصر خادم روايت كرد كه او گفت : به حضور صاحب الزمان عليه السلام رسيدم ، فرمود: من خاتم اوصياء هستم ، خداوند به واسطه بلا را از خاندان و شيعيانممم دور مى كند.
585. روايت است كه ،
فاطمه زهرا عليه السلام اين كلمات را به سلمان فارسى ، خداوند از او خوشنود باد، آموخت و فرمود: هر كس به دعا كردن با اين كلمات مواظبت كند تب نگيردش : بسم الله النور، بسم الله نور على نور، بسم الله الذى هو مدربر الامور بسم الله خالق النور على النور، والحمدلله الذى خلق النور و انزل النور على الطور فى كتاب مسطور، بقدر مقدور على نبى محبور، الحمد لله الذى هو بالعز مذكور وبالفخر مشهور و على السراء والضراء مشكور، و صلى الله على سيدنا خير خلقه و آله الطاهرين الميامين المباركين الاطهار و سلم تسليما دائما كثيرا.
586. و رسول خدا صلى الله عليه و آله از تب و انواع درد به خدا پناه مى برد و مى فرمود: اللهم انى اعوذ من شر عرق نعار و من شر حر النار .
587. يحيى بن بكر حضرمى روايت مى كرد كه ،
امام موسى كاظم عليه السلام براى فرونشستن تب چهار روز يك بار تب مالاريا فرمود كه ، تا روى دست راست تب گرفته بسم الله جبرئيل و روى دست چپ او بسم الله ميكائيل و بر پاى راست او بسم الله اسرافيل و بر پاى چپ او بسم الله ، لا يرون فيها شمسا ولا زمهريرا (72) و بين دو كتف اوبسم الله العزيز الجبار نوشته شود.
588. حسن بن طريف گفت :
به امام ابومحمد حسن عسكرى عليه السلام نامه اى نوشتم تا درباره حضرت قائم عليه السلام از او بپرسم كه وقتى قيام كند، بين مردم به چه حكم مى كند،؟ و مى خواستم چيزى براى زدودن تب چهار روز يك بار بپرسم ، از ياد بردم . پاسخ آمد كه ، از امام پرسيدى ، وقتى امام قيام كند، به علم خود حكم مى كند، چنان كه داود عليه السلام كرد، و از شاهد و بينه نمى پرسد. و مى خواستى از تب چهار روز يك بار، بپرسى ، فراموش كردى . روى ورقى اين را بنويس و بر تب دار بياويز يا نار كونى بردا و سلاما على ابراهيم . (73)من اين نوشتم و بر بيمار تب دار آويختم ، خوب و تندرست شد.
589. روايت است كه ،
ابوحنيفه از امام صادق عليه السلام پرسيد: چگونه سليمان از ميان پرندگان جوياى هدهد شد؟ فرمود: هدهد، آب را در دل زمين مى بيند، چنان كه شما روغن را در ظرف بلورين مى بينيد.
ابوحنيفه خنديد و گفت : آب را در دل زمين مى بيند و دام را روى زمين نمى بيند، تا گردنش را بگيرد؟!
فرمود: نمى دانى كه وقتى سرنوشت رقم خورد و فرود آيد، ديده پوشيده مى ماند .
590. و امام زين العابدين عليه السلام فرمود:
عيب ها و آفت ها در فقرا نهاده شد تا آنها را نپوشاند، اگر در اغنيا بود پوشيده مى ماند.
591. محمد بن فهم گفت :
با مامون در سرزمين روم بودم ، و او در آستانه دژى بود تا آن را بگشايد. جنگ بين دو سپاه در گرفته بود كه مامون دچار درد شد و دستور داد تا دست از جنگ بكشند. اسقف بزرگ مسيحيان از اين امر آگاه شد و گفت : چه شد كه دست از جنگ كشيديد؟ گفتند: سر دردى مامون را گرفته است . او كلاهى سوى ما انداخت و گفت : به او بگوييد اين كلاه را سر كند، سر دردش آرام مى گيرد. مامون كلاه را بر سر گذارد. سرش آرام گرفت و گفت تا كلاه را بگشايند.
چون گشودند، در آن قطعه پوستى نازك يافتند كه روى آن نوشته بود سبحان من لا ينسى من نسيه ولا ينسى من ذكره ، كم من نعمة الله على عبد شاكر و غير شاكر فى عرق ساكن و غير ساكن (74)
592. روايت است كه نجاشى از پدرانش كلاهى از چهار سد سال پيش از خود به ارث برده بود كه روى هر دردى مى گذارند، آرام مى گرفت ، كلاه را گشودند، در آن اين دعا بود: بسم الله الملك الحق المبين ، شهد الله انه لا اله الا هو و الملائكة واولو العلم قائما بالقسط لا اله الا هو العزيز الحكيم (75)الله نور و حكمة و حول وقوة وسلطان وبرهان ، لا اله الا الله ، آدم صفى الله ، لا اله الا الله نوح نجى الله ، لا اله الا الله ابراهيم خليل الله ، لا اله ال الله موسى كليم الله ، لا اله الا الله عيسى روح الله ، لا اله الا الله محمد العربى رسول الله و حبيبه و خيرته من خلقه ، لا اله الا الله على ولى الله و وصى رسول الله صلى الله عليه و آله ؛ اسكن يا جميع الاوجاع والاسقام والامراض وجميع العلل وجميع الحميات ، سكنتك بالذى سكن له ما فى اليل والنهار وهو السميع العليم ، و صلى الله على خير خلقه محمد و آله اجمعين .
593. و براى تب دعا را روى كاغذى بنويسند و به بازو ببندند.
براءة من الله العزيز الحكيم و من محمد رسول الله رب العالمين الى ام ملدم التى تمص الدم و تنهش العظم و تررق الجلد و تاكل اللحم ، ان كونى على صاحب كتاب هذا بردا و سلاما كما كانت النار على ابراهيم و ارادوا به كيدا فجعلناهم الاخسرين (76) و ذاالنون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر عليه فنادى فى الظلمات ان لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين . (77) و صلى الله على محمد و آله اجمعين .
594. همچنين براى تب اين آيات رويسه حبه قند نوشته شود:
يريد الله يخفف عنك و خلق الانسان ضعيفا (78)
الآن خفف الله عنكم و علم ان فيكم ضعفا (79)
ذلك تخفيف من ربكم و رحمة (80)
595. و امام زين العابدين عليه السلام فرمود:
خداوند در ميان خلقش بندگان خالصى دارد كه او را با سر نابش پرستيدند و او، آنان را به سر خود رساند. ايشان كسانى اند كه فرشتگان دفتر اعمالشان را نانبشته مى برند، و چون به او رسيد، از آن سر نابى كه در نهان با او داشته اند، پر مى كند و به آنان مى گويد.
دوستانم اگر بيمارى از بندگان ناتوانم نزد شما آمد، درمانش كنيد. و اگر نعمت از ياد برده اى به ديدارتان آمد، و به يادش آوريد. اگر كسى سوى من بار سفر بسته است ، زاد راهش دهيد. و چون كسى از سر انكار و ناباورى از شما دور شد، به او بفهمانيد و هر كس به شما نزديك شد، با او انس ‍ بگيريد.
اى دوستانم ، خطاب و عتابم براى شماست ، و از شما وفا طلبيدم . دوست ندارم جباران را به خدمت بگيرم و با رنگ به رنگان دوستى خالصانه كنم . هر كس با شما دشمنى كند، او را در هم شكنم . و هر كس كينه شما را در سينه گيرد، بر او خشم گيرم .
بخش چهارم : واجب و مستحب بيمار.
596. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
بيمار اگر توانست ايستاده نماز مى گزارد و اگر نتوانست نشسته مى گذارد. و اگر نتوانست به سجده رود، با سر اشاره مى كند و رو به قبله مى نشيند. و اگر نتوانست نشسته نماز گزارد به پهلوى راست ، مى گزارد و اگر به پهلوى راست نتوانست ، به قفا دراز مى كشد. و پا رو به قبله مى كند.
597. و از ايشان عليه السلام روايت است كه فرمودند:
بيمار تا عقلش به جاست ، نماز بر او واجب است ،
598. احكامى برگرفته از اخبار:
اگر نماز گزار به نيروى خود نتوانست بايستد به ديوار يا عصايى تيكه مى دهد و ايستاده نماز مى گزارد. و اگر نتوانست ، نشسته نماز مى گزارد و هنگام ركوع مى ايستد و به ركوع مى رود و اگر نتوانست ، نشسته به ركوع مى رود.
نماز گزار هنگامى كه نشسته نماز مى گزارد اگر نتوانست به سجده رود، سجاده اش را بالا مى آورد، سر بر آن مى سايد. و اگر نتوانست نماز گزارد به پهلوى راست مى گزارد و به سجده مى رود، و اگر نتوانست به سجده رود اشاره اى مى كند. و اگر نتوانست پهلوى راست را به زمين گذارد، به قفا دراز مى كشد و با اشاره نماز مى گزارد؛ نماز را با تكبير آغاز كند و قرائت نماز را بخواند و چون خواست به ركوع رود چشمانش را ببندد و به جاى سر برداشتن از ركوع چشمانش را بگشايد، و چون خواست سجده كند به جاى سر بر زمين نهادن چشمانش را ببندد و بر اى سر برداشتن از سجده ، چشمانش را بگشايد، و چون خواست سجده دوم را گزارد، چشمانش را ببندد و با گشودن چشمانش سر از سجده بردارد. و بر اين روش است نماز او.. و بيمار وقتى نشسته نماز مى گزارد، در حال قرائت متربع (چهارزانو) بنشيند و چون خواست به ركوع رود، دو زانو نشيند، و اگر نتوانست ، هر گونه كه مى تواند بنشيند.
و آن كس كه شكم روش دارد، هنگام نماز اگر حدثى باطل كننده نماز از او سر زد، بار ديگر وضو بسازد، و باقيمانده نمازش را بخواند. و كسى كه بولش ‍ بى اراده روان است پس از آن كه استبراء كرد، به همين روش نماز گزارد.
و حد آن بيمارى كه نماز نشسته را روا مى كند آن است كه انسان از حال خويش دريابد كه نمى تواند ايستاده نماز بگزارد.
و بيمارى كه روزه براى او زيان دارد، خوردن بر او واجب است و اگر روزه بگيرد، به حساب نيايد و كفايت نكند.
نمازگزار در هيچ حالى نبايد براى وضويش كمك بگيرد، ولى اگر براى او ممكن نباشد، براى او آب ريخته مى شود، و اگر نتوانست خود وضو بگيرد، ديگرى او را وضو مى دهد.
مجروح و دمل دار و شكسته استخوان و آبله دار، اگر از ريختن آب بر خود بيمناك هستند، واجب است كه هنگام حاضر شدن براى نماز تيمم كنند. و اگر تيمم دار، از نيسان حدثى طهارت شكن آورد، واجب است در همان وقت ، تيمم تازه كند و به هر نماز كه رسيده بود، دنباله اش را پى گيرد؛ در صورتى كه سخن نگفته باشد و پشت به قبله نكرده باشد.
و مستحب است كه انسان در سلامتى و بيمارى ، با وضو باشد؛ چرا كه وضودار اگر مرگش برسد، شهيد است .
599. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كس با وضو بخوابد اگر آن شب مرگ او را دريابد؛ نزد خداوند شهيد به حساب مى آيد.
600. و امام صادق ع فرمود:
هر كس يس را بخواند و در آن روز بميرد؛ خداوند او را به بهشت درآورد، و براى غسل او سى هزار فرشته حاضر شوند و برايش استغفار كنند و با طلب آمرزش براى او تا قبر همراهيش كنند، و چون او را در گودى قبر گذارند، در درون قبرش باشند و خدا را عبادت كنند و ثواب عبادتشان براى اوست ، و تا جايى كه ديدش رسد قبر او را بگسترند و از فشار قبر ايمن گردد.
601. اى على ، يس بخوان كه در خواندششش ده بركت است : هر گرسنه كه آن را بخواند سير شود. و هر تشنه بخواند، سيراب گردد. و هر برهنه بخواند پوشانده شود. و هر بيمار بخواند، تندرست شود. و چون بى زنى بخواند همسر يابد. و اگر بيمناكى بخوابد، آرامش يابد. و هر محبوسى بخواند آزاد شود. و هر مسافرى بخواند. در سفر يارى شود. و هر كه گمشده اى دارد و آن را بخواند، خداوند گمشده اش را به او باز گرداند. و هر وامدارى آن را بخواند، وامش ادا شود. و نزد هر مرده كه بخوانند در آن ساعت خداوند بيمهاى پس از مرگ را بر او سبك گرداند.
602. و امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كس هفتاد بار بگويد يا اسمع السامعين و يا ابصر المبصرين ويا اسرع الحاسبين و يا احكم الحاكمين . من در دنيا و آخرتش ضامنم كه هنگام مرگ خداوند را با بشارتى ديدار كند، و در برابر هر كلمه آن خانه اى در بهشت دارد.
603. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
مرا بسيار درود فرستيد، كه درود بر من در قبر نور است ، و بر صراط نور است ، و در بهشت نور است .
604. و امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كه را بيمارى يا پيشامدى ناگوار رسد، و در آن بيمارى يا پياشمد، قل هو الله احد، نخواند و در آن گرفتارى كه به او رسيده است بميرد، از دوزخيان است .
605. و فرمود:
هر كس به خدا و روز آخرت ايمان دارد، پس از نماز واجب ، خواندن قل هو الله احد، را فرو نگذارد؛ كه هر كس آن را بخواند خداوند بر اى خير دنيا و آخرت را گرد آورد و او و پدر و مادر و فرزندانشان آمرزيده شوند.
606. و او از پدرانش عليه السلام روايت كرد كه ،
پيامبر صلى الله عليه و آله بر سعد بن معاذ، خداوند از او خوشنود باد، نماز گزارد و فرمود: هفتاد هزار فرشته كه جبرائيل نيز در ميانشان بود، آمدند و بر او نماز گزاردند. گفتم اى جبرئيل ، به چه كار او سزاوار آن شد تا شما بر او نماز گزاريد؟
گفت : به خدا خواندن قل هو الله احد، ايستاده و نشسته و سواره و پياده و در آمد و شد.
607. و امام صادق عليه السلام فرمود:
پدرم عليه السلام مى فرمود: قل هو الله احد ثلث قرآن است و قل يا ايها الكافرون ربع قرآن است .
608. و روايت است كهت هر چيز اوجى دارد و اوج قرآن آية الكرسى است .
609. و امام باقر عليه السلام فرمود:
من از آن (آية الكرسى ) براى بر شدن مرتبت مدد مى گيرم .
610. و فرمود:
هر كس قرآن را ايستاده در نماز بخواند، در برابر هر حرف صد ثواب برايش نوشته شود. و هر كس نشسته در نماز بخواند، در برابر هر حرف پنجاه ثواب برايش نوشته شود. و هر كس در غير نماز بخواند، در برابر هر حرف ، ده ثواب برايش نوشته شود.
611. و اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
هر كس هنگام خواب آية الكرسى را بخواند از فلج بيم ندارد، و هر كس آن را پس از هر نماز بخواند، هيچ گزنده زهر دارى به او آسيب نرساند.
612. و فرمود:
چون از چيزى بيم داشتى ، صد آيه از قرآن ، از هر جا كه خواستى ، بخوان . آن گاه سه بار بگو اللهم اكشف عنى البلاء. بار خدايا، اين بلا را از من بزدا.
613. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كس الهكم التكاثير.... را هنگام خواب بخواند از عذاب قبر در امان ماند و خداوند شر ن***** و منكر را از او بسنده كند.
614. و فرمود:
جبرائيل نزد من آمد وگفت : اى محمد، امتت را به فضيلت هاى الهكم التكاثر.. .. مژده بده ؛ هر كس از امت تو آن را هنگام خواب با نيت راست بخواند، هفتاد هزار ثواب برايش نوشته شود، و هفتاد هزار گناه از و پاك شود. و هفتاد هزار درجه براى او بالا برده شود، و در ميان خانواده و همسايگان و آشنايانش شفاعت داده شود، و خداوند شر ن***** و منك ر از او بسنده كند.
615. و اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
هر كس هر يك از قل هو الله احد.... و انا انزلناه فى ليلة القدر را در شب يا روز، صد بار بخواند آن دو سوره در قبر او نورى بتابند و آن را روشن كنند و از قبر بيرون آيد در حالى كه اين دو سوره پيشاروى او و ديگرى پشت سرش باشد، تا به عطا و رحمت خداوندى ، او را به بهشت رسانند.
616. و فرمود:
اگر سخن نمى گفتيد و ناباورانه با ثواب اين سوره ها رو به رو نمى شديد. يا اگر بر اين بشارت تكيه نمى كرديد و دست از عمل نمى شستيد. ثواب خدا را در اين سوره ، كه پانصد آيه است ، برايتان گفتم :
تنزيل سوره سجده و يس و حم دخان ، و اقتربت الساعة و واقعه ، و تبارك الذى بيده الملك ، و مرسلات و عم يتساءلون و اذا الشمس كورت ، و فجر.
617. و از ايشان عليه السلام روايت است كه :
هر كس از نماز شب غافل ماند، ده ركعت نماز با اين ده سوره بگزارد؛ در هر ركعت حمد و يكى از اين سوره ها را بخواند؛ كه هر كسى نمازى چنين گزارد؛ از نماز شب غافل نشود.
618. و امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كس سوره الرحمن را بخواند و هر بارى كه به فباى آلائ ربكما تكذبان (81) رسيد، بگويد لا بشى ء من آلائك رب اكذب . اگر شب بخواند و بميرد شهيد مرده است ، و اگر روزه بخواند و بميرد، شهيد مرده است .
619. و رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كس با مدارا و نرمى بزيد و با اين خلق بميرد، شهيد مرده است .
620. لقمان عليه السلام به فرزندش فرمود:
پسرم در توشه دان راهت ، دارو، نيز بگذار تا هم خود از آن بهره مند گردى و هم همراهانت ، و با همسفران سازگار باش مگر در معصيت خدا.
621. و امام صادق عليه السلام فرمود:
حق مسافر آن است كه چون بيمار شد، همراهانش تا سه روز براى او بايستند.
622. و فرمود:
شايسته است مومن نميرد تا كه قرآن را بياموزد يا در آموختن آن باشد.
623. و فرمود:
دين خدا را، پيش از آن كه دستگيره هايش گسسته شود، با رغبت در انس ‍ گرفتن با دانش و دانشوران ، نگاهدارى كنيد.
عبدالرحمن بن حجاج گفت : اى فرزند رسول خدا، چگونه دستاويزهاى علم گسسته مى شوند؟
فرمود: چون عالم بميرد، دستگيرهايش از هم گسيخته مى گردد و مردم چون گوسفندى بى چوپان مى شوند كه چراگاهش را گم كرده است و راه به منزلگاه خود نمى برد.
624. و فرمود:
دانش ، گنج پيامبران است .
625. و او فرمود:
بسيار نگريستن و انديشيدن در علم ، خرد را شكوفا مى كند.
626. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
نيكو مردى است آن كس كه در دين فقيه و دانا باشد، اگر به او نياز شد، بهره رساند، و اگر نياز نشد، خود بهره مند گردد.
627. مفضل بن عمر گفت :
به امام صادق عليه السلام گفتم : انسان رستگار با چه نشان شناخته مى شود؟
فرمود: آن كس كه كردار او با گفتارش همساز باشد، و كسى كه كردار و گفتارش همساز نباشد، تنها امانتگاه دانش است .
بخش پنجم - عيادت بيمار و وصيت او
628. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كس بيمارى را عيادت كند، گويى كه بر نخل بهشت است و ثواب مى چيند.
629. و امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كس بيمارى را براى خوشنودى خدا عيادت كند، آنچه بيمار براى عيادت كننده ، درخواست كند، خداوند برآورده كند.
630. و از مناجاتهاى موسى عليه السلام با خداوند اين بود كه گفت :
پروردگارا، ثواب عيادت كننده بيمار چه باشد؟
فرمود: فرشته اى را بر او گمارم در قبر تا روز رستخيزش او را عيادت كند.
631. حسن بن محبوب گفت :
شنيدم امام صادق عليه السلام مى فرمود: هر مؤ منى كه بامدادان برادر مومن خود را در بيماريش عيادت كند، هفتاد هزار فرشته او را همراهى كنند و چون نزدش نشيند، رحمت او را فراگيرد و فرشتگان براى او استغفار كنند. و چون شامگاهان او را عيادت كند همين ثواب را دارد تا به صبح درآيد.
632. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
مؤ من از جانب خداى تعالى هفت حق واجب بر مومن دارد:
- درحضورش او را بزرگ دارد.
- مهر او را در سينه دارد.
- در مال خود او را سهيم داند .
- غيبتش را حرام شمرد.
- در بيماريش به عيادت او رود.
- جنازه اش را تا گورستان همراهى كند .
- و پس از مرگش جيز خير درباره او نگويد.
633. ابودرداء به سلمان فارسى ، خداوند از هر دوشان خوشنود باد، گفت : چون مرگ كسى از شما فرا رسد، به او مژده دهيد تا خوش گمان به خداوند، پروردگارش را ديدار كند، و در حال تندرستى او را بيم دهيد.
634. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كس نزد بيمارى آمد و هفت بار بگويد اسال الله العظيم ، رب العرش ‍ العظيم ان يشفيك . از خداى عظيم ، همان پروردگار عرش عظيم ، مى خواهم كه شفايت دهد. اگر اجل او نرسيده باشد شفا مى يابد. 635. اميرالمؤ منين عليه السلام به يكى از ياران خود كه بيمار شده بود، فرمود: خداوند اين درد و رنجت را سبب ريختن گناهانت كند؛ چرا كه در بيمارى اجرى نيست ، ليك گناهان را چون برگ ريز درختان ، به زير مى ريزد. اجر در سخن گفتن با زبان و كار كردن با دستها و پاهاست . خداى سبحان با نيت راست و باطن درست هر كس از بندگانش را كه خواهد به بهشت مى برد.
636. و او عليه السلام فرمود:
از جمله كارهائى كه گناهان بزرگ را پاك مى كند، فرياد رسى دلسوختگان و اندوه زدائى از غمزدگان است .
637. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
اى سلمان ، در بيماريت سه ويژگى است : به ياد خدا هستى ، و دعايت در آن متسجاب است ، و بيمارى ، جمله گناهانت را به زير مى ريزد.
638.و فرمود:
اى على ، ناله بيمار تسبيح است ، و فرياد او تهليل (لا اله الا الله ) است ، و خواب او در بستر عيادت است و پهلو به پهلو شدن ، چنان است كه گويا با دشمن خدا مى جنگد، و به ميان مردم كه رفت ، بى گناه مى رود.
639. و او فرمودد:
بيمارى كه بهبود مى يابد و تندرست مى شود، در صفا و خوش رنگى چون تگرگى است كه از آسمان مى افتد.
640. و فرمود:
اى على ، بر زنان نماز جمعه و عيادت بيمار و همراهى جنازه نيست .
641. و به ابوذر، خداوند از او خوشنود باد، فرمود:
با مسكينان همنشين ، و بيمار كه شدند به عيادتشان رو، و چون مردند بر آنان نماز گزار. و با اخلاص چنين كن .
642. و فرمود:
چون كسى عطسه برادرش را بى پاسخ گذارد ( و او را يرحمك الله ، نگويد) روز قيامت آن جواب را از او بخواهد.
643. مفضل گفت :
امام باقر عليه السلام ما را بدرود گفت و فرمود:
اى خثيمه ، سلام ما را به دوستانمان برسان و به ايشان بگو، من آنان را به ترس از خدا سفارش مى كنم . و به اين كه ، غنى ايشان به فقيرشان و تواناى ايشان به ناتوانشان و شكيباى ايشان به نادان (ناشكيبايشان ) يارى مى كند. و زنده ايشان به جنازه مرده شان حاضر شود، و در خانه هايشان به ديدار هم روند، كه ديدار آنان با هم ، مايه حيات امر ماست ،؛ و خدا رحمت كند كسى را كه امر ما اهل بيت را زنده كند.
644. و امام صادق عليه السلام فرمود:
خداى تبارك و تعالى فرمود:
اى بندگان صادق من ، از عبادت من بهره مند گرديد كه شما با عبادتم از نعمتهاى بهشتى بهره مند مى شويد.
645. و فرمود:
صاعى (سه كيلوگرم ) رطب براى رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد. او به زن خدمتكار فرمود: بنگر در خانه ، كاسه بزرگ يا سينى اى هست . زن به اندوخته رفت و باز آمد و گفت : كاسه و سينى نيافتم . فرمود: زمين را بروب و در آنجا بريز، سوگند به آن كس كه جانم در دست اوست ، اگر دنيا نزد خدا به بال پشه اى مى ارزيد، از آن هيچ به كافر نمى داد.
646. معلى بن خنيس گفت :
از امام صادق عليه السلام پرسيدمم : حق مومن بر مومن چيست ؟
فرمود: من دلسوز توام ، ترسم كه بدانى و به كار نبندى و هدر دهى و پاس ‍ ندارى .
گفتم : لا حول و لا قوة الا بالله . هيچ قدرتى و نيرويى جز به خدا نيست .
فرمود: مؤ من هفت حق واجب بر مومن دارد، و هر حقى كه بر عهده اوست بر برادر او نيز واجب است ، و اگر حقى از اين حقوق را تباه كند، از ولايت خدا بيرون رفته است و طاعت او را ترك كرده است و نصيبى از آن ولايت ندارد .
آسان ترين حق از آن حقوق اين است كه آنچه را براى خود مى پسندى براى او بپسندى و آنچه را براى خود نمى پسندى براى او نپسندى .
دوم آن كه ، با جان و مال و زبان و دست و پايت او را يارى كن .
و سوم آن كه (خوشنودى و خشم او را در نظر دارى ). و در پى خوشنودى او باشى و از خشم او دورى كنى .
و چهارم آن كه ، چشم و رهنما و آيينه او باشى .
و پنجم آن كه ، تو سير نباشى و او گرسنه باشد، و سيراب نباشى و او تشنه باشد، و پوشيده نباشى و او برهنه باشد.
و ششم آن كه ، اگر تو خادمى دارى و او ندارد، و زنى دارد كه به كار تو مى پردازد و او زنى ندارد كه به كارش بپردازد، خادمت را بفرستى تا لباسهاى او را بشويد و براى او غذا درست كند و بسترش را بگسترد.
و هفتم آن كه ، سوگندش را بپذيرى و در بيماريش او را عيادت كنى و جنازه اش حاضر شوى و اگر حاجتى دارد براى برآوردنش بشتابى و وادارش ‍ نكنى تا از تو درخواست كند.
اگر چنين كردى دوستى خود را به دوستى او و دوستى او را به دوستى خود پيوند داده اى (82)
647. و او فرمود:
مومن براى مومن بركت است .
648. و فرمود:
همه چيز در برابر مومن فرو تن است و همه چيز او را بزرگ مى دارد و از او مى هراسد.
649. آن گاه فرمود:
اگر مومن ، مخلص باشد، خداوند همه چيز را حتى جانوران و خزندگان زمين و درندگان ، و پرندگان آسمان را از او مى ترساند.
650. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
براى عيادت بيمار تا يك ميل (83) راه بپيما، و براى تشييع جنازه تا دو ميل راه بپيما، و شش ميل راه بپيما تا به فرياد دلسوخته اى برسى . و استغفار كن . كه نجات بخش است .
651. و او فرمود:
پنج ويژگى است كه اگر مسلمان بر يكى از آنها بميردت همان نزد خداى عزوجل ضامن است كه او را به بهشت برد:
- مردى كه براى جهاد بيرون رود و در راه بميرد، نزد خداى عزوجل ضامن است .
- مردى كه جنازه اى را همراهى كند، اگر در راه بميرد، نزد خداوند ضامن است .
- و مردى كه وضويى كامل بسازد و براى نماز به سوى مسجد رود، اگر در راه بميرد نزد خداوند ضامن است .
- و مردى كه براى يارى و بزرگداشت ، امام ، سوى او رهسپرد و در اين راه بميرد، نزد خداوند ضامن است .
- و مردى كه نيت آن دارد كه غيبت مسلمانى را نكند، اگر بر اين نيت بميرد، نزد خداى عزوجل ضامن است .
652. و فرمود:
هر كس سه نفر را افطار دهد، آمرزيده شود. و هر كس بميرد و سه همسايه داشته باشد كه جملگى از او راضى باشند، آمرزيده شود .
653. و اميرالمؤ منين عليه السلام چون بيمارى را مى ديد كه بهبود يافته است مى فرمود:
پاكى از گناهانت مباركت باد.
654. و امام صادق عليه السلام فرمود:
مستحب است كه بيمار با دست خود به سائل صدقه دهد و از او بخواهد تا برايش دعا كند؟
655. و رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
بيماران را عيادت كنيد و به دنبال جنازه ها رويد، شما را به ياد آخرت مى اندازند. و بيمار را دعا كن و بگو: اللهم اشفه بشفائك و داوه بدوائك و عافه من بلائك
656. همچنين بيمار را دعا مى كنى و مى گويى :
اعيذك بالرسول الحق الناطق بكلمة الصدق من عند الخالق من كل داء تراه ورايت و من كل عرق ساكن وضارب و من كل جاء و ذاهب ؛ اسكن اسكنتك بالله العظيم . اصبحت فى حمى الله الذى لا يستباح و فى كنف الله الذى لا يرام و فى جوار الله الذى لا يستضام و فى نعمة الله التى لا تزول وفى سلامة الله التى لا تحول و فى ذمة الله التى لا تخفر و فى منع الله الذى لا يرام و فى حرز الله لا يدرك و فى عطائه الذى لا يحد و فى قضائه الذى لا يررد و فى منعه الذى لا يعد و فى جند الله الذى لا يهزم و فى عون الله الذى لا يخذل
657. جابر، خداوند از او خوشنود باد، گفت :
بيمار شدم ، و اميرالمؤ منين على عليه السلام به عيادتم آمد و چون نشست فرمود:
جابر، اين دنيا به چهار كس برپاست :
به عالمى كه علمش را به كار گيرد،
و به جاهلى كه از آموختن سرباز نزنت
و به توانگررى كه به مال خود سخى باشد،
و به فقيرى كه آخرتش را به دنيايش نفروشد؛
اگر عالم ، علمش را به كار نگيرد، و جاهل از آموختن سرباز زند، و توانگر به مال خود بخل ورزد، و فقير آخرتش را به دنيايش بفروشد، پس واى بر آنان ، و هلاك باشند ايشان .
جابر، كسى نعمتهاى خدا بر او بسيار شد نيازهاى مردم نيز به او بسيار شود، پس اگر به آنچه خدا بر او واجب كرده است عمل كند، دوام و بقاى آن نعمت را پيوسته و پايدار كرده است ، و اگر حق آن نعمت را نگزارد، آن را در معرض زوال و نيستى گذارده است .
658. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كس به بيمار طعامى را كه ميل دارد بدهد، خداوند از ميوه هاى بهشتى به او خوراند.
659. و امام باقر عليه السلام به جابر، خداوند از او خوشنود باد، فرمود:
از دشمن ما در هيچ حاجتى يارى مجو، و از او طعام مخواه ، و جرعه آبى از او مطلب .
660. و امام صادق عليه السلام فرمود:
بنده اى را روز قيامت بياورند و به او بگويند: به ياد آور، تو را هيچ حسنه هست ؟
او گويد: حسنه اى ندارم ، جز اين كه بنده تو فلانى ، گذارش به من افتاد و از من آبى خواست تا بدان وضو سازد و نماز گزارد، و من به او دادم . پس آن بنده مؤ من را فراخوانندهو از او بپرسند. او گويد: آرى اى پروردگارم . و پروردگار، جل ثناوه ، مى گويد: تو را آمرزيدم ، بنده ام را به بهشت بريد.
661. و عليه السلام فرمود:
هر كسى در پى حاجت برادر مؤ من خود برود و حاجت او را برآورده كند و با اين كار رضاى خدا را طلب كند، خداوند بدين كار برايش ثوابى برابر با ثواب حج و عمره مقبول و روزه دو ماه از ماههاى حرام و اعتكاف آن ماهها در مسجدالحرام را بنويسد. و هر كسى در پى حاجت او رود و بر آورده نشود، خداوند بدين كار براى او ثواب حجى مقبول نويسد، پس در كار خير رغبت كنيد.
662. و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كس با وصيتى نيكو بميرد شهيد مرده است .
663. روايت است كه ، شايسته است كه انسان نخوابد مگر اين كه وصيت او زير سرش باشد، و در حال بيمارى به اين كار سفارش بيشتر شده است .
664. از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت است كه فرمود:
هر كس به هنگام مرگ وصيتى درست نكند، اين ، كاستى در عقل و مروت اوست .
گفتند: اى رسول خدا، وصيت چگونه است ؟
فرمود: چون وقت ، وفات او رسد و مردم نزد او گرد آيند، بگويد:
اللهم فاطر السموات و الارض ، عالم الغيب و الشهادة ، الرحمن الرحيم ؛ انى اعهد اليك انى اشهد ان لا اله الا الله انت ، وحدك لا شريك لك ، و ان محمدا صلى الله عليه و آله عبدك و رسولك ، و ان عليا وليك ، و ان الساعة آتية لا ريب فيها و انك تبعث من فى القبور، و ان الحساب حق و ان الجنة حق ، و ان ما وعدت فيها من النعيم ، من الماكل و المشرب والنكاح حق ، و ان النار حق ، و ان الايمان حق ، و ان الدين كما وصفت ، و ان الاسلام كما شرعت تو ان القول كما قلت ، و ان القرآن كما انزلت ، و انك ا

امضا كاربر
خدايا ظهر امام زمان را نزديك بفرما
اللهم عجل لوليك الفرج
شنبه ۱۳ شهر ۱۳۸۹ ۰۱:۴۷ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.