به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امیتازات : 3.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

آواز شناسی

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 1,737
اعتبار: 3
سپاس کرده: 1,803
سپاس شده: 1,804 در 897 موضوع

امتياز: -583.00

ارسال: #1
آواز شناسی
آواز ابوعطا

آواز ابوعطا، یکی از آوازهای چهار گانهٔ متعلق به شور در موسیقی امروز (به همراه افشاری، دشتی و بیات ترک) است. ابوعطا با القاب دیگری مانند سارنج (صلحی) و دستان عرب نیز شناخته می‌شود.انسان با گوش دادن به ابوعطا کمی به فکر فرو می رود و به مسائل فلسفی پیرامونش می اندیشد.

گام آن با گام شور یکی است و تنها اختلاف آن با شور در توقّف مکرّر ابوعطا روی درجهٔ چهارم (نت شاهد) و درجهٔ دوم (نت ایست) می‌باشد و درجهٔ پنجم ثابت است. در نغمهٔ ابوعطا، نت متغییر وجود ندارد.

در ردیف موسیقی موسی معروفی گوشه‌های ابوعطا بعد از شش درآمد، عبارت‌اند از: محمد صادق خانی، کرشمه، سیخی، تک مقدم (که نوعی تحریر است)، حزین، حجاز (که در سه قسمت ذکر گردیده و مهم‌ترین گوشهٔ ابوعطاست)، بسته نگار، بغدادی (که شبیه حجاز است)، دوبیتی، شمالی، چهار باغ، گبری، رامکلی، فرود و مثنوی.

در ردیف منقول ابوالحسن صبا، گوشهٔ خسروشیرین نیز در ابوعطا ذکر شده‌است. آواز ابوعطا در میان مقام‌های قدیم به چشم نمی‌خورد اما از مقام‌های قدیم، فواصل جان فزا، بوستان و حسینی با ابوعطا مطابقت دارند. این آواز چند گوشه هم که نامهای بخصوص دارد نواخته می‌شود که از همه مهمتر حجاز است که نخست روی درجه پنجم گام شور می ایستد و سپس بدرجه اول گام شور فرود می آید, ابوعطا در محدودهٔ حجاز دارای نغمه‌هایی نزدیک به الحان عربی است. اما آواز ابوعطا خود مورد پسند و به ذوق ایرانیان است.

یکی از آثار معروف در این دستگاه، آلبوم عشق داند اثر محمدرضا شجریان و محمدرضا لطفی است

امضا كاربر
هزار بار پیاده طواف کعبه کنی
قبول حق نشود گر دلی بیازاری

تشكر يادتون نره :c (14):
يك شنبه ۲۳ آبا ۱۳۸۹ ۱۳:۳۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از shadi-1010 سپاسگزاری کرده است. مهدی پایا
*
ارسال ها: 11,059
اعتبار: 255
سپاس کرده: 4,919
سپاس شده: 9,018 در 4,910 موضوع

امتياز: 118,842.10

ارسال: #2
RE: آواز شناسی
آواز: عبارت است از به کار بردن صدا بنا بر قوانین و اصول موسیقی و مناسب ترین وسیله برای بیان احساسات و هیجانات است . زیبنده ترین صدای برآمده از حنجره و تار های صوتی انسان آواز است ، عده ای آواز را برای احساس لذت و مطبوعیت آن و عده ای برای فراموش کردن خستگی و عدم توجه به گذشت زمان و برخی دیگر برای تخفیف یا زائل کردن یک حالت روحی به کار می برند . عده ای نیز برای برانگیختن قوه تخیل و تصور شنوندگان خود از آواز کمک می گیرند . در موسیقی ایرانی لطف و دلربایی به ساز و آواز بستگی دارد . آواز های ایرانی نمودار حالات درونی انسان می باشند خواه شاد یا غمگین نهفته های درونی را آشکار و پستی و بلندی را برای تفکر و اندیشه هموار می سازند . آواز ایرانی در اکثر موارد ضرب به خصوصی ندارد ، نوازنده و خواننده در حین اجرا به تناسب ذوق خود چیزی بدان می افزایند یا از آن می کاهند به این کاستن و افزودن که در چهار چوب و قالبی مشخص به نام ردیف انجام می گیرد بداهه خوانی و بداهه نوازی می گویند .
آواز سنتی ایران چهارچوبی دارد که آن را ردیف آوازی می گویند و هر آوازی که خوانده می شود همیشه بر دستگاهی از هفت دستگاه ردیف منطبق است . کسی که با ردیف آوازی آشنایی داشته باشد پس از شنیدن یک قطعه ی آوازی می تواند دستگاه و گوشه ی مربوط به آن قطعه را تشخیص دهد .


((اجزای آواز سنتی))
((درآمد)) : در اجرای هر آوازی معمولاًدر ابتدا درآمد خوانده می شود ، درآمد اولین گوشه ی هر دستگاه و یا آواز می باشد و شنونده با شنیدن درآمد بلافاصله تشخیص می دهد که خواننده قصد اجرای چه دستگاه یا آوازی را دارد .
در شروع درآمد کشش صدا زیاد است . هر دستگاه یا آوازی یک یا چند درآمد دارد و گوشه های هر دستگاه یا آواز نیز به نوبه ی خود دارای درآمدی کوتاه هستند . چنانکه در قدیم رسم بود که استاد به شاگرد می گفت : سلمک را درآمد کن .
در اجرای درآمد خواننده ، شنونده را آماده شنیدن قطعات اصلی دستگاه می کند و در ابتدا به او می فهماند که حال و هوای دستگاه چگونه است و در چه حالتی باید دنباله رو داستان موسیقی باشد .
((فرود)) : فرود نیز مانند درآمد در اجرای آواز اهمیت ویژه ای دارد ، همانگونه که شنونده از درآمد یک آواز تشخیص می دهد که چه دستگاه یا آوازی قرار است خوانده شود از فرو نیز درمی یابد که چه دستگاه یا آوازی اجرا شده است . لیکن فرود به عنوان یک گوشه مطرح نمی شود بلکه برای خاتمه دادن به یک گوشه مورد استفاده قرار می گیرد .
هر دستگاه یا آوازی فرود منحصر به فرد خود را دارد و چنانچه فرود صحیح اجرا نشود آواز دلنشین و مطبوع نخواهد بود . زمانی که خواننده مثلاً در آغاز اجرای آواز خود درآمد ماهور را می خواند باید در انتها نیز فرود ماهور را اجرا کند در اجرای آواز مرکب یا در مرکب خوانی ممکن است خواننده در دستگاه ها یا آواز های مختلف گوشه هایی را بخواند و اصطلاحا

ً مدگردی کند ولیکن در انتها به همان دستگاهی فرود می آید که از آن شروع به خواندن کرده است .
((مثنوی )) : در برخی دستگاه ها و آواز ها گوشه ای تحت عنوان مثنوی دیده می شود ، مثنوی در حقیقت گل چینی از گوشه های دستگاه یا آواز مربوطه است و دارای درآمد و فرود نیز می باشد . در اجرا ی مثنوی معمولاً کشش صدا بیشتر است .

امضا كاربر


جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۱ ۰۳:۰۷ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 11,059
اعتبار: 255
سپاس کرده: 4,919
سپاس شده: 9,018 در 4,910 موضوع

امتياز: 118,842.10

ارسال: #3
RE: آواز شناسی
آوازهاى ناشناخته و زيبا

يادداشتی از فريبرز نجاري

يادداشتی از فريبرز نجاري
امروزه بخش وسيعى از رديف و موسيقى دستگاهى ما ، شامل گوشه ها و نغمه هايى است كه از طريق موسيقى محلى ما ، در ا ين جايگاه راه يافته ا ند. بسيارى از آوازهاى ناشناخته و زيبا در دل اين نوع از موسيقى قرار دارند و با يك نگاه اجمالى مى توان گستردگى و زيبايى موسيقى محلى را درك كرد. اغلب فرهنگ هاى پيشرفته علاوه بر موسيقى به اصطلاح سنتى خود ، داراى موسيقى ديگرى نيز هستند كه به آن موسيقى محلى گفته مى شود. موسيقى همه احتياجات مردم را در خود منعكس مى كرده است و به تمام شئون فردى و اجتماعى تعلق داشته است. موسيقى محلى در قلمرو شاخه ا ى يا گونه ا ى از فرهنگ و هنر قرار مى گيرد كه به آن فرهنگ عامه مى گويند. از ويژگى هاى موسيقى بومى ، سادگى و بى پيرايه بودن آن است. در موسيقى بومى يا محلى ا يران از يك سو نقش هنرهاى اوليه ، باورها ،ا حساسات و به طور كلى زندگى گذشتگان را مى توان بازيافت و از سوى ديگر جلوه هاى طبيعت را.جزء اصلى موسيقى محلى ايران را ، ترانه ها تشكيل مى دهند. در بسيارى از اين ترانه ها يادى از افسانه ها و داستان هاى آشناى محلى شده است. در روزگاران گذشته بين شعر و موسيقى پيوندى بسيار عميق وا ستوار وجود داشته است.از ويژگى هاى موسيقى محلى كار آيى آن در مراسم مذهبى است. بنابر آنچه در تاريخ آمده مغ ها در دوره هخامنشى نيايش هاى خود را با آهنگ مى خوانده اند. موسيقى سازى به قدر موسيقى آوازى محلى ، نتوانسته رشد كند. چون موسيقى آوازى از لحاظ تاريخى مقدم بوده و بشر به آسانى توانسته در هر شرايطى و يا در هر مكانى آواز بخواند.ا ما سازها در مراحل پيشرفته تر تمدن و به تدريج ساخته شده اند و سپس مورد استفاده قرار گرفته اند. سازه اى بومى و محلى به دليل باقى ماندن ساختارا وليه وا صيل آنها و يا لااقل مقدار زيادى از آن ويژگى ها در حد خود به شناخت ساز سازى و در نتيجه تاريخ موسيقى ايران كمك مى كند.موسيقى جنوب با وجود زيبايى ها و توانايى هايش متاسفانه همچنان ناشناخته باقى ماندها ست. تصور مخاطبان عام موسيقى ا ز موسيقى جنوب چنان به بيراهه مى رود كه گاه موسيقى جنوب را ، يك موسيقى مثلا با ريتمى تند و ملودى هاى يكنواخت و ترانه هايى بى معنى مى شناسند . چرا اصل موسيقى جنوب همچنان ناشناخته مانده سوالى است كه پاسخش زمان زيادى مى برد . آيا اين نوع موسيقى مخاطبى ندارد ؟ با هم بخش هاى مختلف موسيقى بوشهر را مرور مى كنيم. بخش مهمى از موسيقى منطقه بوشهر را نوحه ها و آوازهاى مراسم عزادارى تشكيل مى دهد. سين هزنى در بوشهر هميشه با آواز توأم است. اجرا ى سنج و دمام براى خبر كردن مردم براى انجام مراسم سين هزنى انجام مى گيرد. بوق وظيفه هماهنگى را ميان دو دسته مختلف به عهده دارد. شروع نواختن با بوق است و ختم مراسم دمام نيز با بوق انجام مى گيرد. محلات مختلف بوشهر در ارتباط با مراس مسنج و دمام تعصب زيادى دارند و اجازه نمى دهند فرد غريب هاى در نواخت نسنج و دمام شركت كند. بررسى و گوش دادن به اين نوع از موسيقى ، خواهيم ديد كه موسيقى بوشهرى هم داراى آهنگ هاى شاد و هم داراى آهنگ هاى غمگين و با حزن و ا ندوه است. به نظر من علت اصلى فراموشى مخاطب از موسيقى نواحى ، عدم شناخت كافى و عدم اجراى آنها توسط خواننده هاى برتر كشور است.

امضا كاربر


شنبه ۳ فرو ۱۳۹۲ ۲۰:۴۲ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 11,059
اعتبار: 255
سپاس کرده: 4,919
سپاس شده: 9,018 در 4,910 موضوع

امتياز: 118,842.10

ارسال: #4
RE: آواز شناسی

آواز شوشتری+شهر شوشتر

در میان آواز و گوشه های ردیف دستگاهی ایران ، بسیاری از گوشه ها دارای اصالتی کهن و دیرینه می باشند که ساختار آنها تا به امروز حفظ شده و شامل ملودی هایی قدیمی از شهر ها و اقوام محلی ایرانی هستند ... یکی از این گوشه ها ، آواز شوشتری است.
شوشتری گوشه ای از دستگاه همایون است. دستگاه همایون یکی از بزرگترین دستگاه ها می باشد و بسیار زیبا و دلنشین می باشد. استاد خالقی درباره دستگاه همایون می گوید : گاه فریادی سخت از دل داغدار برمی کشد و با هر ناله ای اشک از دیده می فشاند ولی به زودی طرز کلام را عوض می کند و پند صبوری می دهد و سرشک از رخ مستمعین خود می شوید و قلوب افسرده و پریش را تسلیت و آرامش می بخشد ... (نظری به موسیقی_جلد دوم). همایون دارای گوشه های متنوع و در بسیار مهم در موسیقی اصیل ایرانی است از جمله : درآمد - چکاوک - بیداد - موالیان - بختیاری - شوشتری و ...
مایه شوشتری با نوازندگی سه تار استاد سعید هرمزی

گوشه شوشتری در دانگ بالای دستگاه همایون قرار دارد و گوشه بختیاری نیز ، ترکیبی از مشخصه های مقامی شوشتری با همایون می باشد و به طور کلی سه گوشه شوشتری ، بختیاری و منصوری در فضای اوج دستگاه همایون قرار دارند. استاد وزیری در کتاب آواز شناسی خود آورده است که : شوشتری عینا مثل ابوعطا است ولی با این تفاوت که به جای سی بمل در آواز ابوعطا ، از سی بکار استفاده می شود و اغلب از تاثیر غم روی سی بکار ناله خفیفی داده می شود.
آواز شوشتری با صدای استاد حسین طاهرزاده و نوازندگی استاد برومند

شوشتری دارای گستردگی وسیعی از لحاظ مقامی است و تصنیف ها و آوازهای بسیاری در پرده شوشتری ساخته شده است. استاد عباس کاظمی خاطره ای را از استاد یاوری برای یکی از شاگردان خود نقل کرده اند که : روزی استاد یاوری در باغ خویش ، با ساز " نی " برای یکی از اساتید همدوره خود ، چندین و چند گوشه مختلف و متفاوت را در مقام شوشتری اجرا نمودند که متاسفانه بسیاری از آنها در دسترس ما نیست.
تکنوازی نی و آواز استاد حسین یاوری در مایه شوشتری


شوشتری برگرفته از ملودی های محلی شوشتر و نواحی اطراف آن است. شوشتر بنا به گفته تاریخ نویسان از جمله حمزه اصفهانی، عربی‌شده شوشتر، تشتر (تستر) به معنی خوبتر است و چون شهر شوش رو به ویرانی می‌رفت، در شش فرسنگی بنا شد که خوش‌آب‌وهواتر و حاصلخیز از شوش بود و آن را شوشتر یعنی از شوش بهتر نامیدند. مستوفی در نزهت القلوب می‌گوید: که شوشتر را شش دروازه‌است ازاینرو برخی اصل واژه شوشتر را ششدر احتمال دادند. از شوش به شوشتر و از خوب به خوبترمیرسیم. شوشتر از شهرستانهای استان خوزستان و از طرف مشرق به مسجد سلیمان و از طرف مغرب به دزفول و شوش واز طرف جنوب به اهوازوازطرف شمال به دزفول وکوههای بختیاری محدوداست.این شهرازقرن ششم هجری که اهواز رو به انحطاط رفت مرکزخوزستان شدوتااواخردوره ی قاجاریه مرکزیت خودراحفظ کرد. شوشتر در گویش و اصطلاحات محلی به شهر «چهل پیر» معروف است. زیرا در آن بقاع متبرکه، امامزاده‌ها و مساجد و تکیه‌های بسیار به چشم می‌خورد. شوشتر را هیدالو نیز نامیده اند.

« " شوشتر " فشرده اي است از ايران بزرگ، شهري در ميان ابرهاي اسطوره و نيز در روشناي تاريخ، با صبحدمي كه شهره آفاق است. تاريخ اين سرزمين را بايد از لابلاي كتابهاي كهن، سفالهاي شكسته و بنا هاي ويران گشته فراهم آورد و آن را از ابهام اساطير بيرون كشيد. شوشتر با كوچه هاي چندين هزار ساله اش هر كدام برگي زرين است از تاريخ كهن ايران، كه بي شك توجه به اين ديار فراموش شده در ايضاح زواياي تاريك تاريخ ميهن ما تأثيري شگرف دارد. اين كوچه ها خاطره سهل ابن عبدالله تستري، قاضي نورالله شوشتري، ملا فتح الله وفايي، علامه شيخ شوشتري را به ياد دارند. همچنان كه پيروزي ايران در جنگ با روم، حملات مشعشعيان، ظهور مهديت كاذب، خدعه صفي ميرزاي دروغين، ظلم نادر و لگد كوب شدن توسط سم ستوران ظالمين را هرگز از ياد نخواهند برد. شوشتر زبان گوياي تاريخي كهن و سخنگوي بازمانده هاي گرانبهايي است كه از دل خاك بيرون كشيده مي شوند، يا در دل سنگها و كوهها يافت مي گردند، و در شمار پرمعناترين آثار بجاي مانده از ايران كهن هستند. »

تصنیف شوشتری :

هر چه داُرم سى (برای) تُو دارُم دِگه (ديگر) نمبرم گمون (گمان)

هَمنَه (همه را) خرج تُو کُردم (کردم) سرِ قِباله حمُوم (حمام)

هر چه دارم سى تو دارم عزيز خونمى (خانه منی)

از گلالت (سر زلفت) کل بچينم تو بِنى (بنه) روزونمى (گل رازیانه منی)

قربوِن جيبت مو بايم (من باشم) اشرفى بِمنش (ميانش هست)

اشرفى گوشه نداره ريگشون (روگشای) زونت (زنت است)

http://www.hazin.blogfa.com


امضا كاربر


شنبه ۱۶ شهر ۱۳۹۲ ۰۰:۳۴ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1396.