به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید

تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان / تالار عمومی / انجمن فرهنگ / تالار شعر و ادبیات / ادبیات جهان v / نخستین حضور اشک در پشت پلکها

نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

نخستین حضور اشک در پشت پلکها

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 685
اعتبار: 6
سپاس کرده: 77
سپاس شده: 334 در 242 موضوع

امتياز: 24.20

ارسال: #1
نخستین حضور اشک در پشت پلکها
این که در میان تمامی روزهای قدسی، عاشورا نقطه ی عطف قرار گرفته، شاید به این دلیل باشد که عاشورا نمایشی عظیم بوده است از تمامی اصول و فروع اسلام. و کسی که بتواند این همه را در یک روز و نه در کلام و سخنرانی که در قالب هنرمندانه ترین و ظریف ترین حرکات و اعمال بنمایاند تنها حسین است. سلام الله علیه.
امام علیه السلام حتی اگر در عاشورا سخنی از توحید نگفته باشد و اگرپرنده ی «الهی رضاً برضائک صبراً علی قضائک، لا معبود سواک» از بام حنجره درد آلوده اش به سوی ملکوت اعلا پر نکشیده باشد؛ حضورش در عاشورا توحید محض است.
حنجره اش، دهان و خونش تسبیح می شوند، پاسخ می گردند، لبیک می گویند، به آسمان می پاشند و بر زمین جاری می شوند. حسین بارها و بارها با کردار و گفتار خویش اعلام می کند که برای تداوم اصل نبوت است که به میدان فتوت آمده است «خرجت لطلب الإصلاح فی امه جدّی». برای استمرار حکومت رسول است که پا نهادن به دشت آتش را عاشقانه قبول کرده است.
سروش عشق از نای آلوده ی او سرود: «لیرغب المومن فی لقاء ربه محقاً» سر می دهد و سر بریده اش حتی در زیر ضربات چوب های خیزران برای دشمن تداعی معاد می کند.
امام علیه السلام مفسر و مبین عدل خداوند است. درد جانگداز حسین «إن الحقّ لا یعمل به» است و غم جگر سوز او «إن الباطل لا یتناهی عنه».
زمان و حرکت حسین به کربلا زمانی است که مردم به طواف بیت الله مشغولند و اگر پیشاپیش مردم هم چنان برگرد کعبه می گشت امامت را مطرح نکرده بود.
او زمانی مردم را به میدان کارزار می خواند که خیل مردمان به طواف کعبه مشغولند و او زمانی فریاد «هل من ناصر ینصرنی» سر می دهد که هنوز عده ای در حرم خداونداند و این بدان معناست که:…
سروش عشق از نای آلوده ی او سرود: «لیرغب المومن فی لقاء ربه محقاً» سر می دهد و سر بریده اش حتی در زیر ضربات چوب های خیزران برای دشمن تداعی معاد می کند.
غم شگرف مصیبت امام حسین علیه السلام

این چه خبر حزنی است نهفته در نام تو که بی اختیار، دل ها را می شکند و اشک را در پشت پلک ها بی قرار می کند؟
این چه غم شگرفی است که تداعی خاطره ی جانگداز تو بر قلب ها می نشاند و جگرها را خواه و ناخواه به آتش می کشاند؟
آدم که برای پذیرش توبه ی خویش، خدا را به اسمای حسنای او سوگند می داد وقتی به نام تو رسید یا قدم الاحسان بحق الحسین بی اختیار دلش شکست و برای اول بار حضور اشک را در چشم ها تجربه کرد، از جبرئیل پرسید که چه سری است در این نام که فرق دل را می شکافد و آسمان چشم را بارانی می کند؟

آن گاه جبرئیل علیه السلام مصیبت عاشورای تو را بیان کرد. آدم سیر گریست و تازه به راز « إنی اعلم ما لا تعلمون» خداوند پی برد:…چگونه می شود که تو بر فراز قله ی حقیقت بایستی و فریاد بزنی: «هل من ناصر ینصرنی» آیا کسی هست مرا یاری کند؟ و ما در حسرت این چهارده قرن دیرتر شنیدن فریاد استمداد تو، در خویش مچاله نشویم؟
مصیبت بی همتا

دل ما چگونه خون نباشد از این مصیبت جانسوز؟
چگونه می شود که تو بر فراز قله ی حقیقت بایستی و فریاد بزنی: «هل من ناصر ینصرنی» آیا کسی هست مرا یاری کند؟ و ما در حسرت این چهارده قرن دیرتر شنیدن فریاد استمداد تو، در خویش مچاله نشویم؟
تو در پاسخ زینب که در آخرین لحظات وداع عرضه داشت: «أعزمت للموت» گفته باشی: « چگونه عزم مرگ نکند آن کس که میان خیل کفار بی یاور و معین مانده است؟» و ما آتش نگیریم از این کلام؟
تو به قمر بنی هاشم گفته باشی: «الآن انکسر ظهری و قلت حیلتی» اکنون پشتم شکست و راه چاره ام اندک شد و پشت آسمان نشکند و قلب اضطرارا از هم ندرد؟
چگونه ممکن است تو به سکینه گفته باشی:«لا تحرقی قلبی» تک حروف این کلام خاکستر نشود؟
سجاد تو این معنای آیه ی فاستقم این آمیزه ی جهانسوز زنجیر و استقامت و صبر، بر دروازه ی شام گفته باشد:« یا لیت أمی لم تلدنی» کاش مادرم مرا نزاییده بود و ما از شرم زنده بودن خویش نمیریم؟
اما در آن همه مصیبت بی همتا که بر تو و زینب گذشته است. یک التیام هست و آن التیام برای رهروان اکنون توست، آن این که هر کسی که عزیز یا عزیزان را از دست می دهد، به اوج مصایب عاشورای تو به زینب و بازماندگان عاشورای تو و می نگرد و می رسد به این واقعیت که « لا یوم کیومک یا ابا عبدالله» التیام می یابد.

امضا كاربر
در دنیا فقط از یک چیز باید ترسید و آن خود ترس است
نایاب ترین چیزها در جهان دوست صمیمی است
یک روز زندگی پر غوغا و در شهرت و افتخار بهتر از صد سال گمنامی است
عشق گوهری است گرانبها ، اگر با عفت توام باشد

آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد،آزادی خود ماه است که او را پایبند می کند

الماس را جز در قعر زمين نمي توان يافت و حقايق را جز در اعماق فکر نمي توان کشف کرد.

پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آنست که بعد از هر زمین خوردنی برخیزی.

استعداد در فضاي آرام رشد ميكند و شخصيت در جريان كامل زندگي

مرد بزرگ دير وعده مي دهدو زود انجام مي دهد.
:c (14)::c (14):
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۸۹ ۰۰:۴۴ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.