به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید

تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان / تالار عمومی / انجمن فرهنگ / تالار شعر و ادبیات / شعر و مشاعره v / پــــــــــــــــدر

نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

پــــــــــــــــدر

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 965
اعتبار: 35
سپاس کرده: 2,956
سپاس شده: 7,681 در 4,756 موضوع

امتياز: 17,546.78

ارسال: #1
پــــــــــــــــدر
کسي چي مي دونه از فردا

پس الان ، هدفونتو بردار

افکار ، اشعار ، بگم از دردام

الان

از خواب ، برپا

درياب اشکام ، حرفام

سنگ صبورم آهنگ

من از درد درونم با غم خوانم

درد دلم با تو بشنو

چند جمله بگم با تو :



بگم چه روزاي سختي رفت و سخت تر اومد

پدر وقتي رفت ، غم از در اومد

قبل فوت پدر من اوضاع همين بود

مشکلات ما هميشه در کمين بود

در هر قدم يک دشمن

من از ترس اعتماد رو در خودم کشتم

با خشونت به من مي گفتن خوش اومد

منم از اون رفتارها خونم به جوش اومد

ما ديگه همه چي رو از دست داده بوديم

سرمون کلاه رفت ، ما چه ساده بوديم

به ياد روز مي افتم که با دستبند

باباي خوبم رو مي گرفتن از من

پس من رسما تنها شدم

از غم خلوت کردم با خودم

چيزي که در د آورد اون روزا قلب ماها رو

که اونا آوردن حکم جلب بابا رو

هر چي ازشون ، وقت خواستم من

مي گفتن : " نه " ، ناز کردن

ورشکسته شديم ، آره

کار خدا بود اون همه چک رو پاس کردن





بگم چه روزاي سختي رفت و سخت تر اومد

پدر وقتي رفت غم از در اومد

قبل فوت پدر من اوضاع همين بود

مشکلات ما هميشه در کمين بود



بگم چه روزاي سختي رفت و سخت تر اومد

پدر وقتي رفت غم از در اومد

قبل فوت پدر من اوضاع همين بود

مشکلات ما هميشه در کمين بود





بقيه رو ادامه ميدم من الان صريح

يه پاي ما خونه بود و يه پا کلانتري

ما هم ساکت نبوديم آره بنابراين

فکر نکنين که ما پسر پيامبريم

يکي از طلب کارا رو که خيلي لجنه تو خلوت

رفتم بالا سرش مثل اجل معلق

فکر نکني ياس هست مولکولي بيرحم

بچه هاي شما ازم الگو ميگيرن

قاضي گفت چقدره طلبت ؟

گفت : هفت هشت تومن

خواستم با دستام بگيرم و خفه ش کنم

آره حرص ، بغض ، حس يه عقده ، يه نقطه تو قلبم ، نقطه ي سوخته

14 – 15 ساله بودم آره تو همين مرزا

با طلب کارا حساب کردم تومني پنج زار

يکمي اعصاب ، راحت شد قرضا

رو داديم و از چکا پاره کردي امضاها رو

فکر نکن بدبختيا رو من پيچيدمشون

از اون دور من سختيا رو ميديدمشون

و پيشرفت دور شد چقدر طنابش

بابا گفت دست بالا ببر پناه بهش





بگم چه روزاي سختي رفت و سخت تر اومد

پدر وقتي رفت غم از در اومد

قبل فوت پدر من اوضاع همين بود

مشکلات ما هميشه در کمين بود



بگم چه روزاي سختي رفت و سخت تر اومد

پدر وقتي رفت غم از در اومد

قبل فوت پدر من اوضاع همين بود

مشکلات ما هميشه در کمين بود





جيبامون پاک تر بود از قلب نوزاد

که پولي نمونده بود حتي دو زار

يه ماشين داشتيم از دار دنيا

که اونم رفت و شد مال دزدا

به صاب خونه با ترس گفتيم اجازه بشينيم ؟

چه سخت بود دوران اجاره نشيني

خودمو کشيدم بيرون حالا از ته گل

دارم مي خونم براي شما از ته دل

وقتي همه سرمستن با عرق و ودکا

من در دستمه ورق و خودکار

رشد نکردم مثل علف هرز

پشت نکردم من به هدف سبز

انتظار کمک ندارم من از قرض الحسنه

کمک ؟ هه ، کمک يه ضرب المثله

از گفتن حرف " بله قربان " بيزارم

پس از الان دستمو رو قرآن ميذارم

که به دست هيچ احدي آتو ندم

اگه تو بدي بلدي ، منم با تو بدم

اين مشکل برا من يه تجربه بود

که به زبون hip-hop ترجمه شد





بگم چه روزاي سختي رفت و سخت تر اومد

پدر وقتي رفت غم از در اومد

قبل فوت پدر من اوضاع همين بود

مشکلات ما هميشه در کمين بود



بگم چه روزاي سختي رفت و سخت تر اومد

پدر وقتي رفت غم از در اومد

قبل فوت پدر من اوضاع همين بود

مشکلات ما هميشه در کمين بود

امضا كاربر


وفادارى؟ ... خدا بيامرزدش ...صداقت؟ .... يادش گرامى...غيرت؟..... به احترامش يك لحظه سكوت... معرفت؟ ..... يابنده پاداش ميگيرد ......عشق؟ ..... از دم قسط... .
واقــعـا به کـــجــاچــــنــيــــن شـــــتـــابـــــا ن؟؟؟
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۸۹ ۱۹:۴۷ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.