به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید

تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان / تالار عمومی / انجمن فرهنگ / تالار شعر و ادبیات / شعر و مشاعره v / بــه دنــيــا خــــوش اومــــدي

نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

بــه دنــيــا خــــوش اومــــدي

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 965
اعتبار: 35
سپاس کرده: 2,956
سپاس شده: 7,681 در 4,756 موضوع

امتياز: 17,546.78

ارسال: #1
بــه دنــيــا خــــوش اومــــدي
يکي دو روزيه که چشمات به آفتاب

باز شدن ، حالا ديگه شروع داستان توئه

مادر و پدرت مثل پاسدار

ديگه دور و بر تو ان و چشم به آسمان



نـيـا به خــــدا



ميگن اينو که بچه سالمه

تو دورش کن از هرچي ظالمه

گريه ميکني ميدونم من شير بهونه ست

اشک تو واسه ورود به اين زمونه ست

تو 9 ماه رو تو تاريکي سر ميکردي

بدوني کجايي ، همين الان برميگردي

تو فردا ، درياي دردا رو درياب

تنهاي تنها هستي تو



بدون اينو پـــس



تو وقتي رفتي ، به سمت سختي

يا درگير هستي ، تو دست تقدير و ، بعد ميفهمي

فردي " زخمي ، غمگين ، تسليم " هستـــي





بخواب با صداي من تا بنويسم

از فرداهاي دور دست زندگي

بيا تا بخونه ، اين دل بي صبر

از فرداهاي دور دست زندگي





اگه پسري ، بابا ميگه اين عصاي دسته

اگه دختري ، ميموني توي فضاي بسته

حرف ياس ، حالا به حقايق وصله

تولد تو ، فقط واسه بقاي نسله

پس بهت ، همينو ميگم و ميرم

که اينه رسم زمين بي رگ و بي رحم

يه چيزي داري مي بيني و ميگي عاليه

اينجا عصر آدماي ديجيتاليه

هرکي مياد واسه کمکت دست بگيره ،

فردا ميخواد چند برابرشو پس بگيره

گريه ها واسه ت همه واسه رياست

دوستي که ، قبل گريه داشت پياز پوست ميکرد

ما ميخوايم گلوي همو با حرص ، بدريم

انگار از همديگه طلب داريم ارث پدري

تو نمي توني چيزي بگي بابايي بدونه

گريه کن تا مامان واسه ت لالايي بخونه





بخواب با صداي من تا بنويسم

از فرداهاي دور دست زندگي

بيا تا بخونه ، اين دل بي صبر

از فرداهاي دور دست زندگي





منو ببين ، ديگه پر ِ حرفه چهره م

گلوم ميسوزه از مزه ي تلخ شعرم

گوش بده ، حالا که توي اوج حرفيم

به خدا نميخوام بدم به تو موج منفي

ولي ، بدون خيلي زود پير ميشي

توجه کن که خيلي زود دير ميشه

عاقبت تولد تو اجله ، ميدوني ؟

چرا واسه بزرگ شدن عجله ميکني ؟

معصوم و زيبايي ، با دل پاک داري اميد

مثل ماهي قشنگي تو آکواريومي

تو کاش بدوني ، که پاک بموني

وجود خودتو ذره هاي خاک بدوني

چه تو روز روشن و چه آسمان تاريک

به دنيا اومدي حالا شناسنامه داري

توي دنياي پر ِ درد و خشونتي

ولي حالا که اومدي پس :

خـــوش اومــــدي





بخواب با صداي من تا بنويسم

از فرداهاي دور دست زندگي

بيا تا بخونه ، اين دل بي صبر

از فرداهاي دور دست زندگي



بخواب با صداي من تا بنويسم

از فرداهاي دور دست زندگي

بيا تا بخونه ، اين دل بي صبر

از فرداهاي دور دست زندگي

امضا كاربر


وفادارى؟ ... خدا بيامرزدش ...صداقت؟ .... يادش گرامى...غيرت؟..... به احترامش يك لحظه سكوت... معرفت؟ ..... يابنده پاداش ميگيرد ......عشق؟ ..... از دم قسط... .
واقــعـا به کـــجــاچــــنــيــــن شـــــتـــابـــــا ن؟؟؟
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۸۹ ۱۹:۴۸ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.