به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید

تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان / تالار عمومی / انجمن فرهنگ / تالار شعر و ادبیات / ادبیات جهان v / کفشداری یازده روبروی گنبد سبز

نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

کفشداری یازده روبروی گنبد سبز

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 685
اعتبار: 6
سپاس کرده: 77
سپاس شده: 334 در 242 موضوع

امتياز: 24.20

ارسال: #1
کفشداری یازده روبروی گنبد سبز



همه‌ی برنامه‌های این رسانه‌ی تصویری را هم نمی‌شود از آن بالا تماشا کرد، گاهی انگار بی‌اختیار باید روی زمین نشست،‌ حساب سه چهار قدم فاصله را هم نکرد،‌ باید آنقدر نزدیک این شیشه‌ی مسطح ِ‌ نمی‌دانم چند ده اینچی شد که هُرم گرم نفس‌هایت لابلای نم اشک، روی شیشه بخار کند و با دستهایی که از شانه می‌لرزند هی پاک کنی بخار را ولی بگذاری خیسی صورتت بماند…

امسال انصاف را تمام کرده‌اند و زنده نشانت می‌دهند: المباشر. مبادا ساعتی عقب بمانی از اینهایی که بین مشعر و منی و عرفات و غیره در راهند. که پا به پای‌شان مناسک ادا کنی از همین دور. که دلت بخواهد از پای همین شیشه‌ی مسطح نمی‌دانم چند ده اینچی، سنگ برداری و رمی کنی حتی! …

امسال مستقیم نشانت می‌دهند که قشنگ و سیر از حسرت و بغضِ‌ آنجا نبودنت بمیری.
ولی من عرفات و مشعر نمی‌دانم. وقوف و رمی و باقی اینها سرم نمی‌شود. من همان صخره‌ی سنگی مسعی را می‌خواهم و نباء ِ‌ نیمه خواندن را. من هوای مستجار کرده‌ام. هوس حجر اسماعیل دارم. مقام ابراهیم. من همان پله‌های سنگی دور تا دور خانه را دلتنگم. تمام دلم خرّمی ِ‌ شجره را می‌طلبد. باید کمی آنطرف‌تر از اینها،‌ تکیه داده باشی به ستونی که صاف روبروی گنبد سبز است که بفهمی چقدر تنم تشنه‌ی تکیه دادن به تنها همان ستون است و بس.
من پای منبر پیامبر و ستون‌های هر یک به نامی‌اش را می‌خواهم. روی فرش سبز… چه خوب که زنده زنده روضه‌ی نبی را نشان نمی‌دهند…
مشهدگمانم این خط آهن ِ‌ تا سرخس را برای مشهد رفتن فقرا با رفقایشان کشیده‌اند و بس. مشهد را باید فقط با همین صدای قطار رسید‌. دلم هوای نشستن دارد،‌ بین دو لنگه‌ی در چوبی مسجد گوهرشاد،‌ پایینِ‌ دو سه پله‌ی آهنی،‌ روبروی کفشداری یازده. که بشود از لابلای داربست‌های سایبان صحن، گنبد زرد را دید. که جمعی بیایند کنج راهروی مسجد بنشینند و یکی بخواند و صدایش لای معماری سقف و دالان‌ها بپیچد…

امضا كاربر
در دنیا فقط از یک چیز باید ترسید و آن خود ترس است
نایاب ترین چیزها در جهان دوست صمیمی است
یک روز زندگی پر غوغا و در شهرت و افتخار بهتر از صد سال گمنامی است
عشق گوهری است گرانبها ، اگر با عفت توام باشد

آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد،آزادی خود ماه است که او را پایبند می کند

الماس را جز در قعر زمين نمي توان يافت و حقايق را جز در اعماق فکر نمي توان کشف کرد.

پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آنست که بعد از هر زمین خوردنی برخیزی.

استعداد در فضاي آرام رشد ميكند و شخصيت در جريان كامل زندگي

مرد بزرگ دير وعده مي دهدو زود انجام مي دهد.
:c (14)::c (14):
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۸۹ ۲۲:۵۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.