به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید

تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان / تالار عمومی / انجمن فرهنگ / تالار شعر و ادبیات / دیوان اشعار v / اشعار ایرج دهقان از کتاب پلهای شکسته

نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اشعار ایرج دهقان از کتاب پلهای شکسته

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 3,161
اعتبار: 0
سپاس کرده: 1,710
سپاس شده: 1,040 در 613 موضوع

امتياز: -1,216.50

ارسال: #1
اشعار ایرج دهقان از کتاب پلهای شکسته
درود
من یه کتاب شعر قدیمی دارم به نام پلهای شکسته از ایرج دهقان که حاوی اشعار عاشقانه زیباییه و هر جا می گردم می بینم نه کتابش تجدید چاپ شده و نه اثری از اون توی نت هست حالا میخوام از این به بعد هر وقت حوصله شو داشتم یه شعرشو براتون تایپ کنم


پلهای شکسته ، ایرج دهقان ، ناشر امیر کبیر ، 1336


زندگی نامه مختصر ایرج دهقان

دکتر ایرج دهقان به سال 1304 ه . ش ، در ملایر چشم به جهان گشود . دوره ی ابتدایی را نیز در همان شهر به پایان رسانید و برای گذراندن دوره ی دبیرستان به همدان رفت و پس از اخذ دیپلم به استخدام فرهنگ درآمد و به آموزگاری پرداخت و در زمان تدریس جهت ادامه تحصیل به دانشگاه رفت و دکترای خود را در زبان و ادبیات فارسی دریافت کرد .
او تا سال 1334 دبیر دبیرستان ها از جمله دارالفنون بود و در همان سال بنا به دعوت دولت آمریکا برای تدریس زبان و ادبیات فارسی بدان سرزمین رفت و هم اکنون هم در آمریکاست . آثار دهقان بدین قرار است:
- پلهای شکسته " مجموعه شعر " .
- دستور زبان فارسی .
- انشاء و نگارش برای دبیرستان ها .
- شعر فارسی در قرن نهم .
آوازه ی شاعری دهقان با غزلی شروع شد که مطلعش این است :
" شکسته عهد من گفت هرچه بود گذشت "

امضا كاربر
من از یاد عزیزانم دمی غافل نمی مانم / نمیدانم عزیزانم ز من یادی کنند یا نه

:c (14): تشکر یادت نره :c (14): :c (5):





دو شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ۱۸:۵۴ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از tina55 سپاسگزاری کرده است. مهدی-همراه دل
*
ارسال ها: 3,161
اعتبار: 0
سپاس کرده: 1,710
سپاس شده: 1,040 در 613 موضوع

امتياز: -1,216.50

ارسال: #2
RE : اشعار ایرج دهقان از کتاب پلهای شکسته
پلهای شکسته ))


خبر داری در این خاموشی سرد
چه توفانی ، چه غوغایی نهفته ست !

خبر داری درین یک قطره ی اشگ
به چشم من چه دریایی نهفته ست؟

زبانم گرچه راز دل نمی گفت
نگاهم با تو گرم گفت و گو بود

مرا – ای هم چو عمر رفته از دست!
گل رویت بهار آرزو بود

چو دانستی که بخت از من رمیده است
تو هم – ای جان شیرین ! رو نهفتی

نگفتی از من بیدل چه دیدی
نگفتی – جان شیرینم ! نگفتی!

امید من ! نمی خواهی بدانی
که پلها در قفای ما شکسته ست

رهی گرهست ، پیش روست ، زیرا
ره برگشت ما ، دیریست بسته ست




----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

امضا كاربر
من از یاد عزیزانم دمی غافل نمی مانم / نمیدانم عزیزانم ز من یادی کنند یا نه

:c (14): تشکر یادت نره :c (14): :c (5):





دو شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ۱۸:۵۴ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از tina55 سپاسگزاری کرده است. مهدی-همراه دل
*
ارسال ها: 3,161
اعتبار: 0
سپاس کرده: 1,710
سپاس شده: 1,040 در 613 موضوع

امتياز: -1,216.50

ارسال: #3
RE : اشعار ایرج دهقان از کتاب پلهای شکسته
(( هرچه بود گذشت ))


شکست عهد من و گفت هرچه بود گذشت !
بگریه گفتمش آری : ولی چه زود گذشت !

بهار بود و تو بودیّ و عشق بود و امید ،
بهار رفت و تو رفتیّ و هرچه بود گذشت

شبی به عمر ، گرم خوش گذشت آن شب بود ،
که در کنار تو با نغمه و سرود گذشت

چه خاطرات خوشی در دلم بجای گذاشت ،
شبی که با تو مرا در کنار رود گذشت !

گشود بس گره آن شب از کارهای بسته ی ما
صبا چو از برِ آن زلف مشک سود گذشت

مراست عکس تو یادآور سفر ، آری
چسان توانم ازین طرفه یادبود گذشت

غمین مباش و میندیش ازین سفر که ترا ،
اگرچه بر دل نازک غمی فزود گذشت




----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

امضا كاربر
من از یاد عزیزانم دمی غافل نمی مانم / نمیدانم عزیزانم ز من یادی کنند یا نه

:c (14): تشکر یادت نره :c (14): :c (5):





دو شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ۱۸:۵۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 3,161
اعتبار: 0
سپاس کرده: 1,710
سپاس شده: 1,040 در 613 موضوع

امتياز: -1,216.50

ارسال: #4
RE : اشعار ایرج دهقان از کتاب پلهای شکسته
(( بخند ایدوست ))


(( بسکه می ترسم از جداییها ... می گریزم ز آشناییها))



اگر از آشنایی می گریزم
ز بیم درد جانسوز جدایی
چنانم رنج بی عشقی کشد نیز ،
که می جویم علاج از آشنایی

تو هم _ ای آنکه از بیم جدایی ،
نشاط مستی ات از سر پریده است _
بکام دل بخند امروز را خوش
بخند ایدوست ، فردا را که دیده ست ؟

بخوان زان نغمه های آسمانی
کز آنها بانگ عشق آید بگوشم
بخوان ، بگذار جام آخرین را
بیاد لعل جانبخش تو نوشم .

امضا كاربر
من از یاد عزیزانم دمی غافل نمی مانم / نمیدانم عزیزانم ز من یادی کنند یا نه

:c (14): تشکر یادت نره :c (14): :c (5):





دو شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ۱۸:۵۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 3,161
اعتبار: 0
سپاس کرده: 1,710
سپاس شده: 1,040 در 613 موضوع

امتياز: -1,216.50

ارسال: #5
RE : اشعار ایرج دهقان از کتاب پلهای شکسته
حسرت ))



ترا تا ای گل نورسته چیدند
مرا در دیده خاری جانگزا رفت

ز رنگ و بوی تو گلشن صفا داشت
تو رفتی وانهمه لطف و صفا رفت

چرا خندیدی ای گل بامدادان ؟
چو می دیدی که گلچین در کمین بود

چه بد کردی که یاد از من نکردی !
سزای باغبان آخر نه این بود ...




----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

امضا كاربر
من از یاد عزیزانم دمی غافل نمی مانم / نمیدانم عزیزانم ز من یادی کنند یا نه

:c (14): تشکر یادت نره :c (14): :c (5):





دو شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ۱۸:۵۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 3,161
اعتبار: 0
سپاس کرده: 1,710
سپاس شده: 1,040 در 613 موضوع

امتياز: -1,216.50

ارسال: #6
RE : اشعار ایرج دهقان از کتاب پلهای شکسته
(( از خاطرات گذشته ))



اول دلم را صفا داد ، آیینه ام را جلا داد
آخر به باد فنا داد ، عشق تو خاکستر من

بوی غم و درد خیزد ، امشب ز بام و در من
طوفان اندوه ریزد ، باران غم بر سر من

اکنون در این شام تاری ، از گونه من به یاری
کس زنگ اندوه نشوید ، جز اشگ چشم تر من

شام غمم را سحر نیست ، آه دلم را اثر نیست
او را ز حالم خبر نیست ، ای واژگون اختر من

من کیستم ؟ دردمندی ، افسرده ای ، پایبندی
آری ز شاخ محبت ، این بود بار و بر من

افسونگری ، خوب چهری ، سنگین دلی ، سست مهری
زهر غم و نامرادی ، سر داده در ساغر من

با دلبری ها که کردی ، افسونگری ها که کردی
دل بردی از من بیغما ، ای عشق غارتگر من

از هر که جز تو گسستم ، عهد دو عالم شکستم
یکباره دل بر تو بستم ، عشق تو شد رهبر من

تا شد دل من سر انجام ، با آنهمه توسنی رام
آتش زدی بر من خام ، رفتی بقهر از بر من

اکنون به پیش من ای یار ، خالیست جای تو بسیار
دردی است هجر تو دشوار ، بر این تن لاغر من

کو آنهمه بیقراری ؟ کو آنهمه آه و زاری ؟
کو آنهمه عشق و یاری ؟ ای نازنین دلبر من !

از خود مرا طرد کردی ، جفت غم و درد کردی
از غم رخم زرد کردی ، خوش سوختی پیکر من

آه از جفای تو صیاد ، کاینسان مرا بردی از یاد
در خون کشیدی زبیداد ، یکباره بال و پر من

هر چند در آتشم من ، با ناخوشیها خوشم من
با من بکن هر چه خواهی ، اینست اگر کیفر من

امضا كاربر
من از یاد عزیزانم دمی غافل نمی مانم / نمیدانم عزیزانم ز من یادی کنند یا نه

:c (14): تشکر یادت نره :c (14): :c (5):





دو شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ۱۸:۵۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 3,161
اعتبار: 0
سپاس کرده: 1,710
سپاس شده: 1,040 در 613 موضوع

امتياز: -1,216.50

ارسال: #7
RE : اشعار ایرج دهقان از کتاب پلهای شکسته
(( نا آشنا پرست ))



غم نیست گر تو هم هوس این و آن کنی
با من چه کرده ای تو که با دیگران کنی!

ای گل که دل به صحبت هر خار و خس دهی
از نیش خنده خون بدل باغبان کنی

گویند روزگار تو با دیگران خوش است
تنها بما چو می گذری سر گران کنی

باور نیایدم که تو نا آشنا پرست
تنها مرا به تیر غم خود نشان کنی

هر گز نکرده ای تو ستمگر بکس وفا
تا با من شکسته دل خسته جان کنی

جز خون دل بساغر من عاشق چه کرده ای
تا در پیاله ی دگران هم از آن کنی




----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

امضا كاربر
من از یاد عزیزانم دمی غافل نمی مانم / نمیدانم عزیزانم ز من یادی کنند یا نه

:c (14): تشکر یادت نره :c (14): :c (5):





دو شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ۱۸:۵۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 3,161
اعتبار: 0
سپاس کرده: 1,710
سپاس شده: 1,040 در 613 موضوع

امتياز: -1,216.50

ارسال: #8
RE : اشعار ایرج دهقان از کتاب پلهای شکسته
(( سنگ و سبو ))


عمری دلم بسینه خروشید و ناله کرد
در حسرت شکفتن گلزار آرزو

هر سو امید رفت و تهی دست بازگشت
آویخت تا نگاه من آخر به چشم او

در آن سکوت مبهم و شیرین ; نگاه او
لغزید روی توده ی خاکستر امید

یعنی : از آن نگاه که فرستادمش ز دور ،
او آنچه مانده بود از آن عشق مرده ، دید

گفتم بدل که : (( گلبن امید من شکفت
وینست آنکه بود ترا عمری آرزو . ))

غافل که باز از پس یک عمر سوز و ساز
اینک همان حکایت سنگ است با سبو !

عمری درون سینه دلم نغمه ساز کرد
تنها و دردمند و کسش همنوا نبود

مرغ بهشت بود و یکی همزبان نداشت
گوش کسی به نغمه ی او آشنا نبود




----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

امضا كاربر
من از یاد عزیزانم دمی غافل نمی مانم / نمیدانم عزیزانم ز من یادی کنند یا نه

:c (14): تشکر یادت نره :c (14): :c (5):





دو شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ۱۸:۵۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 3,161
اعتبار: 0
سپاس کرده: 1,710
سپاس شده: 1,040 در 613 موضوع

امتياز: -1,216.50

ارسال: #9
RE : اشعار ایرج دهقان از کتاب پلهای شکسته
(( خاموشی ))



در آسمان دیده ی او دیریست
کان مهر تابناک نمی تابد

در چشم او هنوز نگاه من
میجوید آنچه را که نمی یابد

دیگر در آن بازوی عشق آموز
آن گرمی ملایم پیشین نیست

دیگر در آن لبان هوس پرور
آن نغمه های دلکش شیرین نیست

در چشم او ، دریغ ! فرو مرده است
آن تابناک شعله مهر آمیز

چون جام باده ای که تهی ماند
زآن آتشین شراب خیال انگیز

آن خاطرات مبهم شیرین را
داده است تا بباد فراموشی

آن به که گم کنم غم دیرین را
در انزوای خلوت خاموشی




----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

امضا كاربر
من از یاد عزیزانم دمی غافل نمی مانم / نمیدانم عزیزانم ز من یادی کنند یا نه

:c (14): تشکر یادت نره :c (14): :c (5):





دو شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ۱۸:۵۶ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 3,161
اعتبار: 0
سپاس کرده: 1,710
سپاس شده: 1,040 در 613 موضوع

امتياز: -1,216.50

ارسال: #10
RE : اشعار ایرج دهقان از کتاب پلهای شکسته
فراموشی ))



پای آن کوه سهمگین ، کاجی است
سر بر آورده تا سپهر کبود
دارد آن کاج سالخورده بیاد
قصه ای دردناک و خون آلود

قصه ای از من و دل و دلدار
قصه ای بازبان خاموشی
قصه ای از دیار یاد بدور
خفته در سایه فراموشی

روزگاری دل شکسته من
ذوق و حالی ز عشق یاری داشت
هر کجا سبزه ای و آبی بود
از من و یار ، یادگاری داشت

یار بود و بهار بود و مرا
در دل از عشق ، هایهویی بود
زیر آن کاج سالخورده شبی
با وی از عشق ، گفتگویی بود

دست زد ، شاخه ای ز کاج گرفت
تاری از موی خویش بر آن بست
گفت : (( یعنی که تا جهان باقیست
نشکنم عهد خویش )) ، لیک شکست !

سالها رفته زان شب ، اما باز
یاد آن طرفه ماجرا مانده ست
یار ، چون عمر رفته ، رفته ولیک
کاج و آن تار موبجا مانده ست

تا مگر << یاد >> او رود از یاد
گم شدم در دیار خاموشی
پی درمان درد خویش زدم
چنگ در دامن فراموشی ... !




----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

امضا كاربر
من از یاد عزیزانم دمی غافل نمی مانم / نمیدانم عزیزانم ز من یادی کنند یا نه

:c (14): تشکر یادت نره :c (14): :c (5):





دو شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ۱۸:۵۶ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.