به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید

تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان / آرشیو کلی سایت / آرشیو کلی سایت / ویژه محرم 93 / مقالات محرم و مطالب مربوط v / سوگواری ائمه اطهار(علیهم السلام) بر امام حسین علیه‏السلام

نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

سوگواری ائمه اطهار(علیهم السلام) بر امام حسین علیه‏السلام

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 965
اعتبار: 35
سپاس کرده: 2,956
سپاس شده: 7,681 در 4,756 موضوع

امتياز: 17,546.78

ارسال: #1
Icon13 سوگواری ائمه اطهار(علیهم السلام) بر امام حسین علیه‏السلام
اشک پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم


پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بارها به مناسبت‏هایی مصایب امام حسین علیه‏السلام را بیان می‏کردند و می‏گریستند، هنگامی که حسین علیه‏السلام به محضر پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم می‏رسید، آن حضرت او را در آغوش می‏گرفت و به علی علیه‏السلام می‏گفت که وی را نگاه دارد. سپس او را می‏بوسید و گریه می‏کرد. چون امام حسین علیه‏السلام علت گریه آن حضرت را جویا شد، فرمود: «محل ضربه‏های شمشیر را می‏بوسم و می‏گریم». امام حسین علیه‏السلام عرضه داشت: «آیا من کشته می‏شوم؟» پیامبر فرمود: «آری. به خدا سوگند! تو و پدرت و برادرت کشته می‏شوید». امام حسین علیه‏السلام گفت: «محل کشته شدن و مدفن ما متعدّد است؟» حضرت پاسخ داد: «آری، فرزندم». پس امام حسین علیه‏السلام پرسید: «چه کسی به زیارت ما می‏آید؟» پیامبر فرمود: «زائران من، پدر، برادرت و تو، راست‏گویان و حق جویان امت من هستند».

نفرین پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم


دو سال از ولادت حسین علیه‏السلام می‏گذشت که پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم عزم سفر کرد. پس در نقطه‏ای از مسیرش ایستاد و همچنان که می‏فرمود: «اناللّه‏ و اناالیه راجعون»، اشک از دیدگانش سرازیر شد. هنگامی که مردم از علت این حال پرسیدند؛ حضرت فرمود: «اکنون جبرئیل مرا از منطقه‏ای خبر داد که در کنار شطّ فرات واقع شده و کربلا نام دارد و فرزند من حسین ـ پسر فاطمه ـ در آن سرزمین کشته می‏شود». عرض شد: «یا رسول اللّه‏! چه کسی او را می‏کشد؟» فرمود: «مردی به نام یزید که خدایش لعنت کند! گویا می‏بینم جایی را که حسین در آن جان می‏دهد و محلی که در آن دفن می‏شود».

خبر جبرئیل


پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم پس از بازگشت از سفری، بر بالای منبر رفت و مردم را پند داد. در پایان دست راستش را بر سر حسن علیه‏السلام و دست چپش را بر سر حسین علیه‏السلام نهاد و سر به سوی آسمان برداشت و فرمود: «پروردگارا! به یقین، محمد بنده تو و پیغمبر توست و این دو پاک‏ترین افراد خاندان من و برگزیده فرزندان و خانواده من هستند که پس از خود، این دو را در میان امّتم به جای می‏گذارم. جبرئیل مرا خبر داد که این پسرم (با اشاره به امام حسین علیه‏السلام ) غریبانه و مظلومانه کشته خواهد شد. بارالها! شهادت را بر او مبارک فرما و او را از سروران شهیدان قرار بده. خداوندا! آنان که او را تنها می‏گذارند و کسانی که به کشتن او اقدام می‏کنند، از برکات دنیا و آخرت محروم گردان».

میوه دل پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم


زمانی که پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم مصایب امام حسین علیه‏السلام را برای مردم نقل می‏کرد، آنان می‏گریستند. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم به آنان فرمود: «آیا بر حسینم گریه می‏کنید و او را یاری نمی‏کنید؟» سپس با رنگی برافروخته و چهره‏ای سرخ، در حالی که به شدت از چشمانش اشک فرو می‏ریخت، خطبه کوتاه دیگری خواند. سپس فرمود: «ای مردم! من دو یادگار نفیس را در میان شما به جای گذاشتم و آن دو کتاب خدا و عترت و خاندان من است و آنان با آب و گل من آمیخته‏اند و میوه دل من و جگر گوشه من هستند. این دو هرگز از هم جدا نگردند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند. هان که من در انتظار دیدار با آنان هستم و من درباره این دو، از شما چیزی نمی‏خواهم، جز آنچه پروردگارم به من دستور داده است. پروردگارم به من امر فرموده که من دوستیِ خویشان و نزدیکان خود را از شما بخواهم. مبادا فردای قیامت که در کنار حوض با من دیدار می‏کنید، خاندانم را دشمن داشته و بر آنان ستم نموده باشید!»

اشک امام حسین علیه‏السلام


امام حسین علیه‏السلام در واپسین ساعت‏های عمر امام حسن علیه‏السلام به حضورش شرفیاب شد و بسیار گریست. امام حسن علیه‏السلام فرمود: «چرا گریه می‏کنی؟» حضرت پاسخ داد: «به دلیل حال شما». امام حسن علیه‏السلام فرمود: «من به وسیله زهر کشته می‏شوم، ولی روزی مانند روز تو نیست که سی هزار نفر به ظاهر مسلمان ـ و در باطن کافر ـ گرد تو جمع می‏شوند تا خون تو را ریخته، به حرم و خاندانت بی‏احترامی کنند. سپس آنان را به اسارت برده، لوازم خیمه‏های تو را غارت کنند. در این هنگام، خداوند لعنتش را بر بنی‏امیه فرو می‏فرستد و آسمان به سبب این مصیبت هولناک خون می‏گرید. نه تنها آسمان، بلکه همه زمین و زمان بر تو می‏گریند؛ حتی حیوانات وحشی و ماهیان دریا».

آگاهی بخشی امام سجاد علیه‏السلام به مردم


روزی امام سجاد علیه‏السلام از بازار عبور می‏کرد. قصابی را دید که قصد ذبح گوسفندی را دارد، ایستاد و گریست. قصّاب و مردم کوچه و بازار گرد او جمع شدند. قصاب که بیم آن داشت از او خطایی سر زده باشد، از حضرت پوزش طلبید. امام سجاد علیه‏السلام پس از آن‏که همه دیدگان مردم را به سوی خود جلب کرد، فرمود: «آیا به این حیوان که قصد سر بریدنش را داری، آب داده‏ای؟» وی گفت: «یابن رسول اللّه‏! روش مسلمانی چنین است». آن‏گاه حضرت فرمود: «من به چشمان خود دیدم که پدر و برادرانم و یارانش را در کنار آب گوارای فرات، با لب تشنه شهید کردند». بدین ترتیب، آن حضرت در میان بازار، مجلس عزاداری برای سالار شهیدان تشکیل داده، مصایب او را یادآور شد.

سوز امام سجاد علیه‏السلام


امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید: پس از حادثه عاشورا، امام سجاد علیه‏السلام بیست سال پیوسته گریست. هنگامی که غذا پیش او می‏آوردند، گریه می‏کرد؛ تا اینکه یکی از غلامان عرض کرد: «فدایت گردم! می‏ترسم که بر اثر این رفتار، جانتان به خطر افتد». حضرت فرمود: «من غم و غصه خودم را به خدا عرضه می‏کنم (یعنی شما توان ادراک واقعیت را ندارید تا بازگو کنم) و چیزی می‏دانم که شما بدان آگاه نیستید. هنگامی که به یاد قتلگاه فرزندان فاطمه علیهاالسلام می‏افتم، ناخودآگاه چشمانم پر از اشک می‏شود».

روزی پر از غم


روزی امام سجاد علیه‏السلام به عبیداللّه‏ ـ فرزند عمویش عباس ـ نگریست و چشمانش اشک آلود شد. سپس فرمود: «روزی سخت‏تر از روز جنگ احد برای پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم نبود؛ زیرا در آن روز عمویش که شیر خدا و رسولش بود، به شهادت رسید. پس از آن، روز نبرد موته بود که پسرعمویش جعفر طیار شهید شد، ولی برای ما روزی به سختی روز عاشورا نیست که سی هزار نفر گرد هم آمدند تا پدرم، سیدالشهدا علیه‏السلام را به شهادت برسانند و با این عمل ننگین خویش به خدا تقرب جویند؛ در حالی‏که آن حضرت ایشان را نصیحت و موعظه کرد و خدا را بر آنان یادآور شد، ولی آنان از روی ستم و عدوان پدرم را کشتند».

زائر امام حسین علیه‏السلام ، همنشین اهل بیت علیهم‏السلام


امام باقر علیه‏السلام فرمود: «چنان‏چه کسی دوست دارد که جایگاهش بهشت برین باشد، زیارت مظلوم را ترک نکند». از آن حضرت پرسیده شد: «مظلوم چه کسی است؟» فرمود: «حسین پسر علی علیهماالسلام است که آفریننده حماسه پرشور کربلاست. هر آنکه با عشق او و محبت به خاندان رسالت به زیارتش بشتابد، پیش از دیگر مردم در بهشت وارد شده، همنشین اهل بیت نبوی خواهد شد».

روز عاشورا


عبداللّه‏ بن سنان، یکی از یاران امام صادق علیه‏السلام می‏گوید: «روز عاشورا به محضر امام صادق علیه‏السلام مشرف شدم. اشک‏های امام چون دانه‏های مروارید از چشمانش سرازیر بود. عرض کردم: «چرا گریه می‏کنید؟» آن حضرت فرمودند: «چگونه غافلی؟ آیا نمی‏دانی که در چنین روزی جنایت بی‏نظیر کربلا اتفاق افتاد؟» عرضه داشتم: «نظر شما درباره روزه گرفتن در این روز چیست؟» در پاسخ فرمودند: «روزه کامل نگیر و از شب پیش نیّت روزه مکن و هنگام عصر با مقداری آب افطار کن؛ زیرا در چنین ساعتی بود که جنگی سخت و نابرابر که بر خاندان رسالت تحمیل شده بود، پایان یافت، در حالی که سی نفر از آنان بر زمین افتاده بودند. بر پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بسیار سخت بود که آنان را در آن حالت ببیند و اگر در آن روز، حضرت رسول صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم زنده بود، به یقین ایشان صاحب عزا بود و باید که به ایشان تسلیت گفته می‏شد».

تشویق شاعر


امام صادق علیه‏السلام به جعفر پسر عفّان طایی فرمود: «شنیده‏ام درباره حسین بن علی علیهماالسلام شعر و مرثیه می‏گویی و خوب هم می‏سرایی». او گفت: «آری» و سپس برخی از اشعارش را در محضر امام صادق علیه‏السلام خواند. آن حضرت و حاضران به شدت گریستند و اشک‏هایشان بر صورت‏ها جاری شد. امام فرمود: «ای جعفر! سوگند به خدا در این لحظه که مرثیه حسین علیه‏السلام را می‏خواندی، فرشتگان خدا شاهد و شنوای سخن تو بودند. آنان نیز همچون ما گریستند. خداوند بهشت را بر تو لازم کرد و تو را آمرزید».

تدبیر امام کاظم علیه‏السلام برای یادآوری عاشورا


امام کاظم علیه‏السلام در شرایطی می‏زیست که هرگونه امکان برگزاری مراسم عزاداری امام حسین علیه‏السلام از او سلب شده بود. ولی حضرت در موقعیت مناسبی دیده‏ها را به سوی کربلا جلب کرد. در نوروز یکی از سال‏ها، هارون الرشید به حضرت پیشنهاد داد که سران کشوری و لشکری به دیدن امام بیایند. آن حضرت خواسته هارون را نپذیرفت، ولی مخالفت ایشان سودی نبخشید و ناگزیر به دستور هارون تن داد. همه شخصیت‏های سیاسی و نظامی به دیدار امام شرفیاب شدند و هر کدام هدیه‏ای تقدیم کردند. در این میان، پیرمردی حاضر شد و گفت: «من مالی ندارم که اهدا کنم، ولی اشعاری را که پدرم در رثای جدت سیدالشهدا علیه‏السلام سروده است، به شما تقدیم می‏کنم». حضرت وی را بسیار گرامی داشت و در کنارش نشانید. پس از پایان مراسم، امام علیه‏السلام به مأموری که هارون برای کنترل اوضاع گماشته بود، فرمود: «نزد هارون برو و درباره این هدیه‏ها کسب تکلیف کن». وی پس از مراجعت از نزد هارون، گفت: «شما در تصرف این هدیه‏ها مختارید». بدین ترتیب، حضرت، تمام هدایا را به شاعر مرثیه سرای حسینی هدیه کرد و در پاسداری حماسه حسینی نقش آفرینی فرمود.

امام رضا علیه‏السلام در رثای امام حسین علیه‏السلام


امام رضا علیه‏السلام در موقعیت‏های مناسب، مصایب امام حسین علیه‏السلام را یادآور می‏شد و در رثای سالار شهیدان می‏گریست. آن حضرت خطاب به پسر شبیب می‏فرماید: «ای پسر شبیب! اگر بر چیزی گریه می‏کنی، بر حسین پسر علی گریه کن؛ زیرا او را مثل گوسفند سر بریدند و هجده نفر از مردان خاندانش را که مردان بی‏مانند عصر خویش بودند، شهید کردند و در سوگ شهادت او، آسمان‏ها و زمین‏ها گریستند».

حرم حسینی


امام هادی علیه‏السلام در اوضاع خفقان‏بار زمان خویش، آشکارا نمی‏توانست به عزاداری جد بزرگوارش، امام حسین علیه‏السلام بپردازد، ولی از هر فرصتی برای تبلیغ و نشر فرهنگ عاشورا بهره می‏برد. ایشان به شخصی که به زیارت سیدالشهداء مشرف می‏شد، فرمود: «برای من در آن مکان شریف دعا کن؛ زیرا من دوست دارم در مکانی برای من دعا کنی که خداوند دعا کردن در آن را دوست دارد، و حرم حسینی از آن مکان‏هاست».

نجوای امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)


امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در رثای سالار شهیدان می‏فرماید: «اگر روزگاران مرا به تأخیر انداخت و تقدیر الهی مرا از یاری تو باز داشت و نتوانستم در رکاب تو با دشمنانت بجنگم، همواره در این مصیبت ناله می‏کنم و به جای اشک چشم، خون دل می‏گریم، تا از سوزش این مصیبت و غصه رنج و محنت آن جانْ به جان‏بخش تسلیم کنم».

امضا كاربر


وفادارى؟ ... خدا بيامرزدش ...صداقت؟ .... يادش گرامى...غيرت؟..... به احترامش يك لحظه سكوت... معرفت؟ ..... يابنده پاداش ميگيرد ......عشق؟ ..... از دم قسط... .
واقــعـا به کـــجــاچــــنــيــــن شـــــتـــابـــــا ن؟؟؟
دو شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ۱۸:۵۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.