به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

شهیار قنبری

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 3,161
اعتبار: 0
سپاس کرده: 1,710
سپاس شده: 1,040 در 613 موضوع

امتياز: -1,216.50

ارسال: #1
شهیار قنبری
زندگی نامه شهیار قنبری از زبان خودش :
"در تهران به دنیا آمدم. هزار سال زیسته ام اما همچنان هفده ساله ام.
حرف که نه، زندگی ام شعر است و واژه بازی؛ از پانزده سالگی.
در دهه شصت میلادی به بریتانیای نه چندان کبیر می روم.
اوج ترانه ی بیدار را شهادت می دهم.
همه را می بینم ویاد می گیرم. سال1965است. نوجوانی من در موسیقی پاپ گره می خورد. سال1968. سال اعتراض به جنگ ویتنام. در تظاهرات بزرگ لندن شرکت می کنم.همه را می بینم. همه را می خوانم. همه را می شنوم. دیگر تردید ندارم که شاعر خواهم شد. ترانه خواهم نوشت. به ایران بر می گردم و درنشریه های هفتگی می نویسم. برای رادیو تهران، صبح های جمعه برنامه هایی به نام«آوای موسیقی» می سازم. در تلویزیون، گوینده و ترانه نویس برنامه«زنگوله ها» می شوم.
جایی برای کشف استعدادها. صداهای نو.
در هجده سالگی با «ستاره آی ستاره» و «دیگه اشکم واسه من ناز می کنه» به ردای ترانه می رسم.
ترانه، شناسنامه ی من می شود.
نوزده سالگی من،ترانه ی «قصه دو ماهی» است. سرآغاز ترانه نوین ایران زمین.
و از آن پس: اگه بمونی... قصه بره و گرگ... حرف... ننفس... هجرت... جمعه... مردتنها... هفته ی خاکستری... کودکانه... آوار... نجواها... بوی خوب گندم... نفرین نامه... همیشه غایب... نیاز... سقوط... وچند صد ترانه!
در بیست و پنج سالگی فیلم سینمایی «شام آخر» را با بازی «پرویز فنی زاده» می نویسم و کارگردانی می کنم. پیش از آن هم در فیلم«خانه خراب» کار نصرت کریمی بازی کردم.
پیش از هجرت هم فیلم موزیکالی به نام «پاییز، ایستگاه آخر» برای تلویزیون ساختم که هرگز پخش نشد.
در کنار سیمین بهبهانی، فریدون مشیری، ید الله رویایی، و عماد خراسانی؛ عضو شورای ترانه های روز رادیو ایران شدم.
پیش از ترک وطن، یک مجموعه شعر خوانی به نام «یک دهان آواز سرخ» منتشر کردم.
یک مجموعه شعر و ترانه هم به نام «پیشمرگانه» یا «اگر همه شاعر بودند» با صدای خودم در تهران ضبط کردم و در پاریس به بازار فرستادم.
در این سالها دو کتاب منتشر کردم:
- درخت بی زمین –دریا در من
و شش آلبوم دیگر با صدای خودم: قدغن – سفر نامه – برهنگی – صدای درخت – بی زمین – در مهرآباد
بیش از شش سال است که یک برنامه رادیویی به نام «قدغن ها» دارم.
سفری تا بلندای زیبایی آفرینان ایران و جهان.
بیش از همه ترانه نوشته ام؛ نمایش های رادیویی و تلویزیونی ساخته ام.
کاری به عنوان غزلنمایش روی صحنه برده ام. سیزده آگوست 1999 هم به عنوان شاعر-ترانه خوان ایرانی در جشنواره ی جاز «سن خوزه»San Jose Jazz Festival که از مهمترین جشنواره های موسیقی آمریکاست حضور یافتم و چند ترانه به زبانهای فارسی، انگلیسی و فرانسه خواندم که تجربه ی درخشانی ست و پنجره یی دیگر بر منظره های تماشایی تر.
و هنوز همچنان:
-شعر خوردن. شعر نفس کشیدن. شعر بوییدن. شعر نوشیدن. شعر گریستن. شعر خندیدن و شعر خوابیدن، تنها کار من است.
شهیار قنبری-سال 2000"

امضا كاربر
من از یاد عزیزانم دمی غافل نمی مانم / نمیدانم عزیزانم ز من یادی کنند یا نه

:c (14): تشکر یادت نره :c (14): :c (5):





دو شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ۱۹:۰۶ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 3,161
اعتبار: 0
سپاس کرده: 1,710
سپاس شده: 1,040 در 613 موضوع

امتياز: -1,216.50

ارسال: #2
RE : شهیار قنبری
دیگران از شهیار می گویند 1

--------------------------------------------------------------------------------

دیگران از شهیار می گویند:
پس از «ابواقاسم عارف» اولین بار شهیار قنبری ترانه ای گفت که با ترانه های قبلی فرق داشت و تفاوتش این بود که مضمون اجتماعی داشت. اولین باری که ترانه از شکل معمولی و به زعم من مبتذلش که اساسا چیزی نمی گفت خارج شده، اولین باری که ترانه مضمون اجتماعی داشت. به جرعت می توانم بگویم که این نوع ترانه کار شهیار قنبری بود.
«فرهاد» مهرداد- هفته نامه جوانان- چاپ لس آنجلس، آمریکا هفدهم ژانویه 1997


این نوع موسیقی در همان سال ها جوان مرگ شد و تداومی نیافت.البته کسانی به قصد تداوم آن بر خاستند، اما چون تقلید را جایگزین خلاقیت کردند، نتوانستند کاری تازه در این زمینه ارائه دهند.
مثلث شهیار قنبری، فرهاد و منفرد زاده از هم پاشید و دیگر هیچ کس نتوانست آنها را تکرار کند و این خط را استمرار بخشد.
کیارش فتاحی – هفته نامه مهر – چاپ تهران سال1997


موج نوی ترانه سرایی در ایران با ترانه های «جمعه» و «قصه های دو ماهی» شهیار قنبری آغاز شد. این یک موج تازه در ترانه سرایی بود.
اردلان سرفراز- شاعر، ترانه سرا – هفته نامه جوانان – لس آنجلس1990



موفق ترین ترانه سرایان نوآور به ترتیب ظهور عبارتند از: شهیار قنبری، اردلان سرفراز، ایرج جنتی عطایی و زویا زاکاریان، که مورد بحث این گفتارند. شهیار قنبری هر چند جوان ترین، یا یکی از جوان ترین ترانه سرایان نوپرداز است. با این حالسر مکتب آنان به شمار می آید. آو کار هنری خود را از هجده سالگی شروع کرد و و ترانه ی « قصه دو ماهی» را که آغاز کار نو در ترانه سرایی به معنای اخص کلمه است در بیست سالگی ساخت.
ایرج خادمی – نویسنده و شاعر – متن سخنرانی در کلاب روتاری. لس آنجلس ... ماه مه 1991


ترانه سرایی با چند ترانه سرا که در خارج از کشور هستند شکل منسجم خود را پیدا کرده است. شهیار قنبری مقیم لس آنجلس ، جنتی عطایی مقیم لندن ، اردلان سرفراز مقیم آلمان و تعدادی دیگر. آنان کوشش می کنند و در گذشته هم کوشش داشتند که این ترانه و موسیقی پاپ را وسیله ای قرار دهند برای حرف های جدی و به عنوان حربه ای برای مبارزه با ناهنجاری های اجتماعی از آن استفاده می کنند. قبلا هم همین کار را می کردند.
دکتر محمد خوشنام – نشریه اندیشه – چاپ سان فرانسیسکو 1997


ملاقات من و شهیار قنبری برای من یک رویداد و یک آغاز بود. در آن زمان ایرج جنتی عطایی نیز شروع کرده بود به ترانه سرایی و یک آب و هوای دیگر در ترانه به وجود آمده بود. چرا که آن زمان مصادف بود با حضور «شهیار» در ترانه سرایی ایران.
من در تهران دانشجو بودمکهشهیار قنبری ترانه «قصه دو ماهی» اش گل کرده بود. من آن زمان در رادیو کار می کردم. من در آن زمان برخوردی داشتم با شهیار و این برخورد رو ی من تاثیر گذاشت.
شهیار گفت که ترانه می تواند یک هنر متعهد باشد. در شرایطی که سانسور (زیر عنوان اداره نگارش) به تمام هنر های ما چنگ انداخته، می تواند تنها روزن نفس کشیدن باشد.
اردلان سرفراز – شاعر، ترانه سرا – هفته نامه جوانان – لس آنجلس – 19 آذر 1375


سیری در ترانه سرایی ایران، ترانه سرایی از اوج تا ابتذال.
از عازف تا رهی معیری و از رهی معیری تا پرویز وکیلی و از پرویز وکیلی تا شهیار قنبری و از شهیار قنبری تا...
... این شیوه ی کار اگر چه بعد ها رنگ وبوی ابتذال پیدا کرد، اما چهره های معتبر دیگری نیز عرضه کرد که برجسته ترین آنها عبارتند از: شهیار قنبری، جنتی عطایی، و اردلان سرفراز و البته کار شهیار قنبری دراین میان خود یک نقطه تحول و تکامل بود، و دید و برداشت او در ساختن ترانه، خود به تنهایی به کار ترانه سرایی عمق و معنایی دیگر بخشید و به این هنر شان و اعتبار دیگری داد و کسانی که ادعای ترانه سرایی دارند در حقیقت مقلد و دنباله روی شهیار قنبری بودند که به ترانه سرایی حالو هوا و هدایتی دیگر بخشیده بود.

امضا كاربر
من از یاد عزیزانم دمی غافل نمی مانم / نمیدانم عزیزانم ز من یادی کنند یا نه

:c (14): تشکر یادت نره :c (14): :c (5):





دو شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ۱۹:۰۷ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 3,161
اعتبار: 0
سپاس کرده: 1,710
سپاس شده: 1,040 در 613 موضوع

امتياز: -1,216.50

ارسال: #3
RE : شهیار قنبری
دیگران از شهیار می گویند 2

--------------------------------------------------------------------------------

هجده سال هم نداشت که ترانه ی «دو ماهی» را نوشت. ترانه ای که رنگارنگی تصاویر اعجاب آورش در تاریخ ترانه بی جانشین ماند و یادم هست که رنجه ی آن قلم ظریف چگونه در آهنی باغ رو به پاییز ترانه را به روی عطری ترین چشم اندازهای طراوت و جوانی باز کرد. چه فصلی بود. پس کوچه های تنگ تخیل شهر، پر شد از سرسبزی «حرف»، گرمی «نفس» ، بالندگی «بوی خوب گندم» لطافت «نماز» و تا اینکه فصل «هجرت» رسید.
همان ترانه ای که بی نیاز از همراه شدن با تم سوگواری و بی استفاده از موسیقی نشسته ی مرسوم آن روزگار، هر جمله اش را مثل بغضی زلال در گلوی عاشق ها می شکست.
این از آن سوی اقیانوس هم که هنوز دخل بسیاری از بزرگان در جیب «سابقه» است خرجشان اعتبار «گذشته». شهیار قنبری خودش را از این دخل و خرج بی نیاز نگه داشته و با میلاد مدام و مستمرش توانست فانوسش روش ترانه های تازه اش را در پچ پچ این شب بد هنگام و طولانی تا دورترین فردای غربت ما بیاویزد.
این تعریف کوتاه برای دادن خلعت یا سفارش گرفتن جایزه! یا گرفتن بزرگداشت برای شهیار نبود، بلکه برای آن بود که دل نشریه یی را از دل شوره و نگرانی آینده ی این ترانه سرای بزرگ خالی کنم و بگویم...

دوباره اطمینان می دهم که هیچ خطری در آینده متوجه نام و اعتبار این شاعر نیست... پشت این هنرمند در ****و ترانه محکم است. آن قدر محکم که اگر زیر پایش را هم خالی کنند، «نشست» نمی کند...
شاعر داناست. شاعر روشن است. آن قدر روشن که چشم تاریکی را از دورترین فاصله هم می زند. این را اگر من و تو نمی دانیم، جوان امروز و مرد و زن فردا می داند!...
... جوان امروز و مرد و زن فردا می داند که دست این شاعر از آستین بیدار بیرون می آید. زن و مرد فردا بر خلاف ما، این را به درستی تحقیق خواهد کرد و تشخیص خواهد داد که شاعری که امروز ترانه ی «دو مسافر » را نوشته، هنوز در تنهایی خود، صد سال دیگر برای نوشتن از زیبایی عشق چنته ی پر دارد.
نسل فردا به فرزندانش خواهد گفت که این شاعر کوزه های عطش ما را در کمیابی باران، با طراوت گریه ی «بی بی آبی» پر می کرد نه با زهر گزش های طنز آلود.
نسل فردا در بازار الماس را به روی شیشه خواهد بست.
... کسی که یک بیت ترانه اش می ارزد به آسمان خراشی از آثار تقلبی، می تواند و حق دارد هر وقت لازم دید، بی اجازه« مرغ ماهی خوار» بازهم «توک» بزند به «حباب های درشت»!
چه اشکالی دارد؟
ما در این بحر چیزی که فراوان داریم حباب است؛ حباب های درشت!

امضا كاربر
من از یاد عزیزانم دمی غافل نمی مانم / نمیدانم عزیزانم ز من یادی کنند یا نه

:c (14): تشکر یادت نره :c (14): :c (5):





دو شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ۱۹:۰۷ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 3,161
اعتبار: 0
سپاس کرده: 1,710
سپاس شده: 1,040 در 613 موضوع

امتياز: -1,216.50

ارسال: #4
RE : شهیار قنبری
شهیار قنبری و تلویزون های 24 ساعته ::..

--------------------------------------------------------------------------------

۱۳ پیشکش به تمام دوستداران شهیار قنبری نازنین :


امتحان کن... کافی است یک روزت را حرام این امتحان غیر الهی کنی.باگام های به ظاهر کند از توی پیاده روها٬ جلوی دکه ها و گیشه های سینما و موسیقی کشور بگذر - هوووم!!! بوی تعفن فغان می کشد... کجایند تهیه کنندگان و کارگردانان بزرگ٬ فیلمسازان شجاع که به ارزش هایی غیر از تضمین گیشه می اندیشیدند؟ غیر از تعدادی انگشت شمار٬ سایرین یا مرده اند یا به ظاهر سگ ها دلشان را ...

کمی پرواز هم لازم نیست٬ از آنجایی که به لطف دوستان هنرمند!!! سقف موسیقی و ترانه ی کشور رو به ریزش است٬ به جای پرواز مدام باید فرود آیی و بعد می رسی به کاست های نایاب!!! ... جانوران کار نابلدی مثل حامد هاکان٬ شهاب تیام٬ منصور و ... را به فروشندگان خیلی محترم سفارش می دهی و بعد هم حتما خواهی دید جوانی را که از کنارت رد می شود و زیر لب در اوج احساس " از اون بالا کفتر می آید " را زمزمه می کند...

نه / هنوز به این زودی نباید توی سرخودت بزنی ... ... ادامه اش را گوش کن:

مرگ زود رس هنر حبیب... / من مرد تنهای شبم / به خاطر داری؟ امروز به تماشایش بنشین و ببین در کنار پسر دوست داشتنی اش!!! از بارون و دل صاحب مرده ! می خواند و سیاوش قمیشی؟ تمام شد.

کمی نا امید که شدی بزن شبکه های معتبر اروپایی و امریکایی ... وووه آرش!!! ... اوست معرف و نماینده ی موسیقی و ترانه ی ایران زمین ... دقت کن : ایران ... ایران زمین.

شهیار قنبری از میان شبکه های ۲۴ ساعته کنار رفت؟ دیگر ضیافت صدا و تصویرش را نخواهیم داشت؟ چه بد!!! یعنی چه خوب!!! خب این خیلی خوب است ... ما برنامه های متنوع دکتر مرتن مظاهری و فیلم های ایرانی عهد قلقلک میرزایش را هفته ای فقط هزار بار!!! خواهیم داشت و دکتر اصلا گور پدر شعور مخاطب...!

محکم توی سر خودمان می زنیم٬ طوری که که مغزمان بیاید توی دهانمان / نه اشتباه نکنید ... نه به خاطر اینکه دیگر نمی توانیم شهیار قنبری عزیز را ملاقات کنیم٬ نه به خاطر آلبوم جدید حبیب اسطوره ی دیروزمان٬ نه به خاطر فحش های حامد هاکانِ عزیز در متن ترانه های نابش٬ نه برای سینمای رو به پیشرفت و آگاه کننده مملکت عزیزمان با اکران نمایش هایی نظیر دست چپ٬ زن بدلی و ... توی سرمان می زنیم به خاطر هیجان فیلم های بی تکراری که تا به حال نه از شبکه دکتر دیدیم و نه دیگر فرصت پخش دوباره اش را در لابلای برنامه های منظم و آموزنده اشان خواهیم داشت ...

امضا كاربر
من از یاد عزیزانم دمی غافل نمی مانم / نمیدانم عزیزانم ز من یادی کنند یا نه

:c (14): تشکر یادت نره :c (14): :c (5):





دو شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ۱۹:۰۷ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 3,161
اعتبار: 0
سپاس کرده: 1,710
سپاس شده: 1,040 در 613 موضوع

امتياز: -1,216.50

ارسال: #5
RE : شهیار قنبری
تصویر آخر

--------------------------------------------------------------------------------


باز هم یه شب، یه دریچه
دو چشم قشنگ
نامه یی خیس از ستاره
من و تو چه بی رنگ
عکسی از دیروز دور
بادی از فصل غرور
پشت سر درد شبانه
بغضی از جنس ترانه
ساز نا کوک زمانه

این همه شعر و سرود از تو، از عطر تو بودن
حلقه های بی رنگین تو قایق بی سرنشین، تو
راه و خورجین، اسب و زین، تو
بدترین و بهترین، تو
سهم من فقط همین، تو

ای چراغ و هرچه جادو شعله های دست تو کو؟
تو دروغی بی فروغی ای چراغ پست کم سو !
حیف از اشک عاشق من حیف از این بیهوده بودن
بی دریغ و بی نهایت
حیف از این من، حیف از این تن
حیف از این آه
خواب کوتاه

امضا كاربر
من از یاد عزیزانم دمی غافل نمی مانم / نمیدانم عزیزانم ز من یادی کنند یا نه

:c (14): تشکر یادت نره :c (14): :c (5):





دو شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ۱۹:۰۷ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 3,161
اعتبار: 0
سپاس کرده: 1,710
سپاس شده: 1,040 در 613 موضوع

امتياز: -1,216.50

ارسال: #6
RE : شهیار قنبری
با من باش

--------------------------------------------------------------------------------


گلکم، نازکم
گله کم کن، کمکم کن، کمکم کن
باش تا عطر تو با من باشه
فصل هم، فصل سرودن باشه
باش تا سهم من از این بودن
جنگ نه، عشق تن به تن باشه
باش تا هق هق من بند بیاد
باش که چشم من آفتاب می خواد
باش تا بهتر و بهتر باشم
باش تا از این همه سر باشم
چون که از همیشه دیوونه ترم، با من باش
چون که آبروی عشق رو می خرم، با من باش
چون که بدجوری سزاوار تو ام، با من باش
حالا که حوصلتو سر می برم، با من باش

امضا كاربر
من از یاد عزیزانم دمی غافل نمی مانم / نمیدانم عزیزانم ز من یادی کنند یا نه

:c (14): تشکر یادت نره :c (14): :c (5):





دو شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ۱۹:۰۸ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 3,161
اعتبار: 0
سپاس کرده: 1,710
سپاس شده: 1,040 در 613 موضوع

امتياز: -1,216.50

ارسال: #7
RE : شهیار قنبری
عطر تو

--------------------------------------------------------------------------------



همین امشب فقط، امشب فقط هم بغض من باش
همین یک شب فقط،مثل خود عاشق شدن باش
در آوار همه آیینه ها، تصور من باش
همین امشب کلید قفل این زندون تن باش

رو گلدون رفاقت
بریز عطر سخاوت
بپاش رنگ طراوت
ای جان جانان
ای درد و درمان
ای سخت و آسان
آغاز و پایان

ببار ای ابرکم، بر من ببار و ساده تر شو
ببار و قطره قطره، نم نمک آزاده تر شو
تو ای باغ پر از برگ و پر از خواب ستاره
اگه پر میوه ای، پر سایه ای، افتاده تر شو

امشب ببین که دست من
عطر تو رو کم می آره
امشب همین ترانه هم
نفس نفس دوستت داره

صدا صدا صدای من
به وسعت یکی شدن
بیا بیا شکن شکن
بیا به جنگ تن به تن

امضا كاربر
من از یاد عزیزانم دمی غافل نمی مانم / نمیدانم عزیزانم ز من یادی کنند یا نه

:c (14): تشکر یادت نره :c (14): :c (5):





دو شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ۱۹:۰۸ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 3,161
اعتبار: 0
سپاس کرده: 1,710
سپاس شده: 1,040 در 613 موضوع

امتياز: -1,216.50

ارسال: #8
RE : شهیار قنبری
حریق دریا

--------------------------------------------------------------------------------



حریق دریا رو ببین
ماهی های سوخته رو آب
از تاول پوست زمین
گُر می گیره مخمل خواب
شاعر بی چشم و دهان گم شده در وزن زمان
شاپرک هـای بی غزل مرثیه گـوی عاشـقـان
هفت شهر عشثت رو بذار
قدم به قدم گریه کنم
در این هوای بی کسی
با دلکم گریه کنم

بذار از این دنیای بد، دنیای کور و نا بلد، سفر کنم تا خواب تو
به اعتماد شونه هات، تکیه کنم تکیه کنم، بذار بشم خراب تو

دنیا یه روز شبیه تو
شبیه خواب تو میشه
این همه آبادی بد
یه روز خراب تو میشه
حریق دریا می گذره
حریر شبنم می رسه
به زخم کوچه های شب
نسیم مرحم می رسه
بذار از این دنیای بد...
پشت غزل گریه ی من
رنگین کمون سر می زنه
می چکه رنگ هاش رو زمین
طلسم ظلمت می شکنه...
بذار از این دنیای بد...

بذار توپ مروارید، سنگرها رو پر کنه از، ترانه های ناب تو
بذار پلنگ زخمی هم، برای یک بار که شده، قاب بگیره مهتاب تو
بذار بشه خراب تو

امضا كاربر
من از یاد عزیزانم دمی غافل نمی مانم / نمیدانم عزیزانم ز من یادی کنند یا نه

:c (14): تشکر یادت نره :c (14): :c (5):





دو شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ۱۹:۰۸ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 3,161
اعتبار: 0
سپاس کرده: 1,710
سپاس شده: 1,040 در 613 موضوع

امتياز: -1,216.50

ارسال: #9
RE : شهیار قنبری
شهر بی فرشته

--------------------------------------------------------------------------------


شب منم، حسرت سپیده منم
شعر ناگفته، ناشنیده منم
ماه ِ در خواب ِ من نشسته، تویی
بغض ِ در کوچه ها دویده منم
خواب ِ خواب ِ پر از ترانه تویی
ساکتی از فقس پرنده منم
دل منم، نبض هر پرنده منم
آن غریب سفر چشیده منم
نی منم، این نی بریده منم
این گلوی شفا ندیده منم
باغ سبز خزان ندیده تویی
یک سبد میوه ی نچیده منم
اوج شعر سکوت خلوت تو
این سقوط به خود رسیده منم
نی منم، من صدای هق هق تو
شبنمی از غزل چکیده منم
بال این شهر بی فرشته منم
این چلیپای قد کشیده منم

امضا كاربر
من از یاد عزیزانم دمی غافل نمی مانم / نمیدانم عزیزانم ز من یادی کنند یا نه

:c (14): تشکر یادت نره :c (14): :c (5):





دو شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ۱۹:۰۸ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 3,161
اعتبار: 0
سپاس کرده: 1,710
سپاس شده: 1,040 در 613 موضوع

امتياز: -1,216.50

ارسال: #10
RE : شهیار قنبری
مشق من

--------------------------------------------------------------------------------


چه با شکوهه کودکی
زندگی عروسکی
خنده های یواشکی
گریه های دروغکی

سرمشق من، اسم تو بود
اسمی مث جادوی شب
یک اسم از بر کردنی
شعر تماس دست و لب
حادثه ی ساده شدن
شکفتن تو پیش من
دفتر تب کرده ی ما
کاغذ مرد و شعر زن
تخته سیاه بی صدا
پر از ترانه های ما
اسم تو شکل قلب من
پای همه جریمه ها
هنوز می خوام از تو بگم
با این دو دست جوهری
بگم که دل، خط خطیه
از اون نگاه سرسری
می خوام نترسم سر صف
هنوز می خوام خطر کنم
مثل شب های امتحان
فقط تو رو از بر کنم
چه با شکوهه کودکی

امضا كاربر
من از یاد عزیزانم دمی غافل نمی مانم / نمیدانم عزیزانم ز من یادی کنند یا نه

:c (14): تشکر یادت نره :c (14): :c (5):





دو شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ۱۹:۰۹ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.