به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

به روی گونه تابیدی و رفتی

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 6,283
اعتبار: 194
سپاس کرده: 9,674
سپاس شده: 11,238 در 5,794 موضوع

امتياز: 5,927.81

ارسال: #1
به روی گونه تابیدی و رفتی
به روی گونه تابیدی و رفتی

مرا با عشق سنجیدی و رفتی

تمام هستی ام نیلوفری بود

تو هستی مرا چیدی و رفی

کنار انتظارت تا سحرگاه

شبی همپای پیچک ها نشستم

تو از راه آمدی با ناز و آن وقت

تمنای من و دیدی و رفتی

چه باید کرد این هم سرنوشتیست

ولی دل را به چشمت هدیه کردم

سر راهت که می رفتی تو آنرا

به یک پروانه بخشیدی و رفتی

تو را بجان گل سوگند دادم

فقط یک شب نیازم را ببینی

ولی در پاسخ این خواهش من

تو مثل غنچه خندیدی و رفتی

کنار من نشستی تا سپیده

ولی چشمان تو جای دیگری بود

و من می دانم آن شب تا سحرگاه

نگارت را پرستیدی و رفتی

نمی دانم چه می گویند گل ها

خدا می داند و نیلوفر و عشق

به من گفتند گل ها تا همیشه

تو از این شهر کوچیدی و رفتی

شبی گفتی نداری دوست من را

نمیدانی که من آن شب چه کردم

خوشا بر حال آن چشمی که آن را

به زیبایی پسندیدی و رفتی

کنار دیدگانت چشمه ای بود

و من در پای چشمه تشنه ماندم

تو بی آنکه بپرسی این عطش چیست

ز آب چشمه نوشیدی و رفتی
شنبه ۷ اسف ۱۳۸۹ ۲۲:۵۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1396.