به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

قصه‌ را كه‌ می‌دانی؟

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 12
اعتبار: 35
سپاس کرده: 174
سپاس شده: 542 در 376 موضوع

امتياز: 2,968.75

ارسال: #1
قصه‌ را كه‌ می‌دانی؟
قصه‌ را كه‌ می‌دانی؟

قصه‌ مرغان‌ و كوه‌ قاف‌ را،

قصه‌ رفتن‌ و آن‌ هفت‌ وادی‌ صعب‌ را،

قصه‌ سیمرغ‌ و آینه‌ را؟

قصه‌ نیست؛

حكایت‌ تقدیر است‌ كه‌ بر پیشانی‌ام‌ نوشته‌اند.

هزار سال‌ است‌ كه‌ تقدیر را تأ‌خیر می‌كنم.

اما چه‌ كنم‌ با هدهد،

هدهدی‌ كه‌ از عهد سلیمان‌ تا امروز

هر بامداد صدایم‌ می‌زند،

و من‌ همان‌ گنجشك‌ كوچك‌ عذرخواهم‌

كه‌ هر روز بهانه‌ای‌ می‌آورد،

بهانه‌های‌ كوچك ‌ بی‌مقدار.

تنم‌ نازك‌ است‌ و بال‌هایم‌ نحیف

من‌ از راه‌ سخت‌ و سنگ‌ و سنگلاخ‌ می‌ترسم.

من‌ از گم‌ شدن، من‌ از تشنگی،

من‌ از تاریك‌ و دور واهمه‌ دارم .

گفتی‌ قرار است‌ بال‌هایمان‌ را

توی‌ حوض‌ داغ‌ خورشید بشوییم؟

گفتی‌ كه‌ این‌ تازه‌ اول ‌ قصه‌ است؟

گفتی‌ كه‌ بعد نوبت‌ معرفت‌ است‌ و توحید؟

گفتی‌ كه‌ حیرت، بار درخت ‌ توحید است؟

گفتی‌ بی‌ نیازی...؟

گفتی‌ كه‌ فقر...؟

گفتی‌ كه‌ آخرش‌ محو است‌ و عدم...؟

آی‌ هدهد! آی‌ هدهد!

بایست؛

نه، من‌ طاقتش‌ را ندارم...

بهار كه‌ بیاید، دیگر رفته‌ام.

بهار، بهانه‌ رفتن‌ است.

حق‌ با هدهد است‌ كه‌ می‌گفت:

رفتن‌ زیباتر است،

ماندن‌ شكوهی‌ ندارد؛

آن‌ هم‌ پشت‌ این‌ سنگریزه‌های‌ طلب.

گیرم‌ كه‌ ماندم‌ و باز بال‌بال‌ زدم،

توی‌ خاك‌ و خاطره،

توی‌ گذشته‌ و گل.

گیرم‌ كه‌ بالم‌ را هزار سال‌ دیگر هم‌ بسته‌ نگه‌ داشتم،

بال‌های‌ بسته‌ اما طعم‌ اوج‌ را كی‌ خواهد چشید؟

می‌روم، باید رفت؛

در خون‌ تپیده‌ و پرپر.

سیمرغ، مرغان‌ را در خون‌ تپیده‌ دوست‌تر دارد.

هدهد بود كه‌ این‌ را به‌ من‌ گفت.

راستی، اگر دیگر نیامدم،

یعنی‌ كه‌ آتش‌ گرفته‌ام؛

یعنی‌ كه‌ شعله‌ورم!

یعنی‌ سوختم؛

یعنی‌ خاكسترم‌ را هم‌ باد برده‌ است.

می‌روم‌ اما هر جا كه‌ رسیدم،

پری‌ به‌ یادگار برایت‌ خواهم‌ گذاشت.

می‌دانم،

این‌ كمترین‌ شرط‌ جوانمردی‌ است

. بدرود، رفیق‌ روزهای‌ بی‌قراری‌ام!

قرارمان‌ اما در حوالی‌ كوه قاف،

پشت‌ آشیانه‌ سیمرغ،

آنجا كه‌ جز بال‌ و پر سوخته، نشانی‌ ندارد...

امضا كاربر

یعــــنی می رسـَد روزی
کـــه رویِ همـین صفـحـه بنوـیسم:
"آمـــد.... کـــه بمــــآند"
يك شنبه ۸ اسف ۱۳۸۹ ۰۵:۵۰ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  داری به چی فکر می کنی؟هر لحظه آماده ای که خداحافظی کنی و بری؟ @RMIT@ 0 172 پنج شنبه ۲۹ تير ۱۳۹۱ ۱۶:۱۵ عصر
آخرین ارسال: @RMIT@
lovee داری به چی فکر می کنی؟هر لحظه آماده ای که خداحافظی کنی و بری؟ Sanam 2012 0 206 پنج شنبه ۱۱ خرد ۱۳۹۱ ۱۳:۱۶ عصر
آخرین ارسال: Sanam 2012
fly خدايا كمكم كن fidelity 0 257 شنبه ۱ بهم ۱۳۹۰ ۰۱:۰۳ صبح
آخرین ارسال: fidelity
  بی وفا ، رفتی؟ ( متن عاشقانه ) tanha1 0 255 يك شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۰ ۰۹:۱۹ صبح
آخرین ارسال: tanha1
  تا حالا عاشق شدی که بفهمی؟.. غــزل 5 1,028 شنبه ۱۴ آبا ۱۳۹۰ ۲۰:۱۱ عصر
آخرین ارسال: غــزل
  تا کجا میخواهی بروی؟ ariaie 0 188 چهار شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۰ ۲۰:۱۴ عصر
آخرین ارسال: ariaie
  چی شد که سیگاری شدی؟ ariaie 0 212 پنج شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۰ ۱۲:۱۳ عصر
آخرین ارسال: ariaie





تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1396.