به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

بچه فضول

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 834
اعتبار: 0
سپاس کرده: 1,221
سپاس شده: 924 در 576 موضوع

امتياز: -832.00

ارسال: #1
بچه فضول
«بابا جون؟»

«جونم بابا جون؟»

«اين خانمه چرا با مانتو خوابيده؟»

«خب... خب... خب حتما اينجوري راحتتره دخترم.»


«يعني با لباس راحتي سختشه؟»


«آره ديگه، بعضيها با لباس راحتي سختشونه!»


«پس چرا اسمشو گذاشتن لباس راحتي؟»


«.......هيس بابايي، دارم فيلم ميبينم.»


« باباجون، كم آوردي؟!»

«نه عزيزم، من كم بيارم؟ اصلا هر سوالي داري بپرس تا جواب بدم.»


«خب راستشو بگو چرا اين خانمه با مانتو خوابيده بود.»

«چون خانم خوبيه و حجابشو رعايت ميكنه.»


«آهان، پس يعني مامان من خانم بديه؟»

«نه دخترم، مامان تو هم خانم خوبيه.»

پس چرا بدون مانتو ميخوابه؟»

«خب مامانت اينجوري راحتتره.»

«اون آقاهه هم چون ميخواسته حجابشو رعايت كنه با كت و شلوار خوابيده بود؟»

«نه عزيزم، اون چون خسته بود با لباس خوابش برد.»

«پس چرا خانمش كه خيلي هم خانم خوبيه بهش كمك نكرد لباسشو در بياره؟!»

«چون ميخواست شوهرش روي پاهاي خودش بايسته.»

«واسه همينه كه شما نميتونيد روي پاهاي خودتون بايستيد؟»


«عزيزم مگه تو فردا مدرسه نداري؟»

«داري ميپيچوني؟»

«نه قربونت برم عزيزم، اما يه بچه خوب كه وسط فيلم اينقدر سوال نميپرسه؛ باشه عسل بابا؟»
«اما من هنوز قانع نشدم.»

«توي اين يك مورد به مامانت رفتي؛ خب بپرس عزيزم.»

«چرا باباها توي تلويزيون هميشه روي مبل ميخوابن؟»

«واسه اينكه تختخوابشون كوچيكه، دو نفري جا نميشن.»

«خب چرا يه تخت بزرگتر نميخرن؟»

«لابد پول ندارن ديگه.»

«پس چرا اينا دوتا ماشين دارن، ما ماشين نداريم؟»

«چون ماشين باعث آلودگي هوا ميشه، ما نخريديم عزيزم.»

«آهان،

يعني آدما نميتونن همزمان دوتا كار خوب رو با هم انجام بدن؛ اون آقاهه و
خانومه كه حجابشون رو رعايت ميكنن، باعث آلودگي هوا ميشن، شما و مامان

كه باعث آلودگي هوا نميشين حجابتون رو رعايت نميكنين؛ درست گفتم بابايي؟»

«آره دخترم، اصلا همين چيزيه كه تو ميگي، حالا ميشه من فيلم ببينم؟»

«باشه،
ببين بابايي اما تحت تاثير اين فيلمها قرار نگيري بري ماشين بخريها، به

جاش برو به مامان ياد بده حجابشو موقع خواب رعايت كنه كه تو اينقدر موقع

جواب دادن به سوالاتم خجالت نكشي!»

امضا كاربر
[b]زندگي سه چيز است: اشکي که خشک ميشود، لبخندي که محو ميشود، يادي که ميماند و فراموش نميشود [/i]
چهار شنبه ۱۰ فرو ۱۳۹۰ ۱۶:۱۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از پسر مهربون سپاسگزاری کرده است. ahmad erfani
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.