به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

احتیاط بیش از حد

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 1,950
اعتبار: 24
سپاس کرده: 1,421
سپاس شده: 1,479 در 647 موضوع

امتياز: 1,373.81

ارسال: #1
احتیاط بیش از حد

متن زیر به قلم کریستوفر کیل یکی از هنر جویان قدیمی کیوکوشین کاراته نگاشته شده که سالها قبل این رشته را به همراه شیهان نا کا مورا نزد سوسای اویاما آموخته است.نکته ای که او به آن اشاره میکند،همان است که سوسای بسیار بر آن تاکید داشت و آن رامشخصه اصلی در کیوکوشین می دانست. از این رو مطالعه ی آن برای علاقه مندان خالی از فایده نخواهد بود.
به عنوان یک هنر جو تا زمانی که در هنر های رزمیآماتور هستیم می بایست هنگام تمرین با حریف خود مراقب تکنیکهایمان باشیم تا باعث صدمه رساندن به او نشویم.با این همه پس از رسیدن به یک درجه مشخص احتیاط بیش از حد میتواند نتیجه منفی داشته باشد.
سال 1961 که من در توکیو زندگی می کردم کاراته رانزد سوسای اویاما فرا گرفتم. در آن زمان سازمان کیوکوشین کاراته کوچک بود سالن تمرینات اصلی تمرینات در یک ساختمان چوبی قدیمی در منطقه ((ایکی بوکورو))در توکیو واقع شده بود.ما 30 نفر هنرجو بودیم که هقته ای سه بار برای تمرین بعد ظهرها به آنجا می رفتیم.
تمرین سخت و سنگین بود و گاه خشونت آمیز،به خصوص هنگام مبارزه دستان برهنه بدون هیچ پوشش یا محافظ و حتی بدون محافظ پا مبارزه می کردیم و من همیشه صدمه میدیدم چرا که بعضی از کمربندهای مشکی خیلی سخت ضربات را به حریف وارد می کردند.
روز اول سوسای اویاما مرا به کناری برد و به هنر جوی ژاپنی جوانی معرفی کرد.نام او تاداشی ناکامورا بود.خیلی زود با یکدیگر دوست شدیم وهمدیگر را قبل از تمرین ملاقات می کردیم.هیچ یک از ما زبان زبان یکدیگر را به خوبی صحبت نمیکردیم به همین دلیل از دستهایمان برای برقراری ارتباط استفاده میکردیم.هر کدام از حرکات مبین معنی خاصی بود.
ناکامرا به هنگام به تمرین بسیار جدی بود(وی در آن زمان دان 2 بود)و هنگامی که سوسای حضور نداشت او کلاس را اداره می کرد. ناکامورا در زمان مبارزه هیج گاه آرام نمیگرفت بسیاری اوقات ضربه ی مواشی گری او به بدن من آن قدر سنگین بود که درد آن تا مغز استخوانم نفوذ میکرد.اوبه لحاظ تکنیک یکی از بهترینها بود و به نظر میرسید هیچ گاه نمیتوانم از ضربات دست و پایش در امان باشم.
چند ماه بعد،یک روز قبل از تمرین با او او نشسته بودیم و سوبا (نوعی سوپ رقیق ماکارونی ژاپنی)میخوردیماز او پرسیدم چرا همیشه به من خیلی سنگین ضدبه میزند او جواب داد:چون من دوست تو هستم.
زمان زیادی طول کشید تا فهمیدم منظور او چه بود.اما به تدریج متوجه شدم که ضرباتی که وی هنگام تمرین به من میزد حساب شده میباشد.ممکن بود در اثر آن ضربات زمین بخورمیا گیج شوم اما هیچ گاه صدمه جدی ندیدم.در حالی که دیگران به دفعات سعی می کردند به من صدمه برسانند این کار را هم انجام میدادند.
علاوه بر این با گذشت زمان متوجه شدم که حق با او بود .اگر شما یک هنرجوی رزمی هستید بعد از یک درجه معین اگر قدرت حملات شما بیش از حد ضعیف باشد کمک به حریف تمرینی خود نمی کند(این اصلاً به نفع او نیست)آنچه می خواهم بگویم این است که تقریباً در هر هنر رزمی که دو کمربند سیاه در تمرین رو به روی یکدیگر قرار می گیرند،چناچه از یکی از آنها خواسته شود یک مشت یا هر تکنیک تهاجمی
دیگری را اجرا کند اگر ضربه آرام،ضعیف یا نا درست اجرا شود به نفر مقابل صدمه یا ضرر خواهد رساند.
من مدارس رزمی بی شماری دیده ام،در کاراته،آیکیدو،جودو،کونگ فو و...که حریف تمرینی حمله ای انجام می دهد که چیزی شبیه به تای چی نه به نظر می آید ،آرام و دور از هدف.اغلب اوقات اگر ضربه تمرینی مشت مستقیم به صورت باشد،ضربه به کنار سر تشانه گیری و نواخته می شود.چنین ضربه ای چیزی به حریف تمرینی نمی آموزد.با وجود این که شما هیچ گاه نباید عمداً حریف تمرینی خود را با خطر مواجه نمایید.قدرت،سرعت،تکنیک مورد استفاده می بایستی بر اساس درجه و توانایی های حریف تمرینی تنظیم شود.از این رو است که توانایی او بهبود می یابد و می آموزد که چگونه با حملات قوی تر بر خورد کند.
به هر حال اگر یک هنرجو به کار کردن سست و غیر واقعی عادت کند برای مبارزه واقعی آماده نخواهد شد،جایی که که حریف تمرینی همکاری نمی کند بر حریف مقابل هم اثر معکوس می گذارد زیرا اگردائماً حملات اوآرام و بی اثرباشد حریف نیز عادت می کند تکنیکها را این گونه اجرا کند. آن ضرب المثل که می گوید:شما همان کسی می شوید که تمرین می کنید.
یکی از دوستان خوب من اغلب داستان یک مرد آمریکایی را که کمربند مشکی آیکیدو داشت نقل می کرد: شبی بعد از تمرین مرد برای سوا شدن خودرواش که یک وانت سر پوشیده بود و در کنار کنار خیابان پارک شده بود و شخصی ولگردی را در حال جستوجو داخل ماشین اش ما یابد. مرد داخل قسمت بار ماشین با دزد رو به رو می شود.دزد در حالی که جاقویی در دستش بود از ماشین بیرون می آید و با کارد ضربه ای به سینه ی وی می زند و موجب مرگ آیکیدو کار میشود.وی قادر نبود یک حمله ساده با چاقو را از جلو دفاع نماید جیزی که احتمالاً هزاران بار قبلاً در دوجو تمرین کرده بود.پس زمانی که با یک حریف کمربند سیاه روبرو می شوید حریف تمرینی خود را به واکنش و دفاع واقعی وادار کنید این یعنی یک دوست واقعی بودن.

امضا كاربر
وقتی بخوای کسی رو به زور تو زندگیت نگه داری
مثل این می مونه که
یه آدم برفی رو تو زمستون با طناب تو حیاط خونتون ببندی
که واسه همیشه همونجا بمونه !
.......
اونی که بخواد بره میره .... بالاخره بهونشم پیدا می کنه !



چهار شنبه ۱۰ فرو ۱۳۹۰ ۲۳:۴۹ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.