به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

شعری برای تو

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 1,950
اعتبار: 24
سپاس کرده: 1,421
سپاس شده: 1,479 در 647 موضوع

امتياز: 1,373.81

ارسال: #1
شعری برای تو

گاهي پر از نيازم، گاهي بت صبوري

گاهي خداي احساس، گاهي به فكر دوري

روزي پرنده اي با حال و هواي پرواز

يك روز دلشكسته، دلگير ِ روز آغاز

دلگرم ساز باران، گاهي گل بهارم

پاييز مبتلا را گاهي به سينه دارم

گاهي دلم هواي يك شعر و يك ترانه

روزي نگفتن از تو، زيباترين بهانه

گاهي در آسمانم صدها ستاره دارم

برخي شبان تاريك، تنها و بيقرارم

گاهي خداي عشقم از بس كه پُراميدم

گاهي در آرزوي يك لحظه ي سپيدم

گاهي بهار احساس، سرزنده از نگاهي

گاهي اسير ترديد، همخانه ي سياهي

گاهي رسيده بر من صدها گل بهانه

گاهي اسير كينه از هرچه عاشقانه

گاهي به پاي اين دل تا انتها نشينم

گاهي غرور محضم، تشويش آتشينم

اين روزگار صدرنگ، صدها ترانه دارد

گاهي هواي سازش، گاهي بهانه دارد

هر قصه اي سراسر درگير تلخ و شيرين

از چشم من نبين تو، تقدير گشته تعيين!

امضا كاربر
وقتی بخوای کسی رو به زور تو زندگیت نگه داری
مثل این می مونه که
یه آدم برفی رو تو زمستون با طناب تو حیاط خونتون ببندی
که واسه همیشه همونجا بمونه !
.......
اونی که بخواد بره میره .... بالاخره بهونشم پیدا می کنه !



پنج شنبه ۱۱ فرو ۱۳۹۰ ۰۰:۰۵ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 1,950
اعتبار: 24
سپاس کرده: 1,421
سپاس شده: 1,479 در 647 موضوع

امتياز: 1,373.81

ارسال: #2
RE : شعری برای تو
دیده ام سوی تو و در کف تو
از تو دگر نه پیامی نه نشانی
نه به ره پرتو مهتاب امیدی
نه به دل سایه ای از راز نهانی
دشت تف کرده و بر خویش ندیده
نم نم بوسه باران بهاران
جاده ای گم شده در دامن ظلمت
خالی از ضربه پا های سواران
تو به کس مهر نبندی مگر اندم
که زخود رفته در اغوش تو باشد
لیک چون حلقه بازو بگشایی
نیک دانم که فراموش تو باشد
کیست ان کس که تو را برق نگاهش
می کشد سوخته لب در خم راهی ؟
یا در ان خلوت جادویی خاموش
دستش افروخته فانوس نگاهی
تو به من دل نسپردی که چو اتش
پیکرت را ز عطش سوخته بودم
من که در مکتب رویایی زهره
رسم افسونگری اموخته بودم
بر تو چون ساحل اغوش گشودم
در دلم بود که دلدار تو باشم
وای بر من که ندانستم از اول
روزی اید که دل ازار تو باشم
بعد از این از تو دگر هیچ نخواهم
نه درودی نه پیامی نه نشانی
ره خود گیرم و ره بر تو گشایم
ز انکه دگر تو نه انی تو نه آنی

امضا كاربر
وقتی بخوای کسی رو به زور تو زندگیت نگه داری
مثل این می مونه که
یه آدم برفی رو تو زمستون با طناب تو حیاط خونتون ببندی
که واسه همیشه همونجا بمونه !
.......
اونی که بخواد بره میره .... بالاخره بهونشم پیدا می کنه !



پنج شنبه ۱۱ فرو ۱۳۹۰ ۰۰:۰۶ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.