به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

وقتي چمدانش را به قصد رفتن بست

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 1,443
سپاس کرده: 3,076
سپاس شده: 1,642 در 914 موضوع

امتياز: 251.50

ارسال: #1
وقتي چمدانش را به قصد رفتن بست

وقتي چمدانش را به قصد رفتن بست..

نگفتم:عزيزم اينکارو نکن..

نگفتم:برگرد..

و يک بار ديگر به من فرصت بده..

وقتي پرسيد دوستش دارم يا نه..

رويم را برگرداندم..

حالا او رفته و من..

تمام چيزهايي که نگفتم مي شنوم..

نگفتم عزيزم متاسفم چون من هم مقصر بودم..

نگفتم اختلاف را کنار بگذاريم..

چون تمام انچه مي خواهيم عشق و وفاداري و مهلت است..

گفتم:اگر راهت را انتخاب کرده اي..

من انرا سد نخواهم کرد..

حالا او رفته و من..

تمام چيزهايي را که نگفتم مي شنوم..

او را در اغوش نگرفتم و اشک هايش را پاک نکردم..

نگفتم:اگر تو نباشي زندگي ام بي معني خواهد بود..

فکر ميکردم از تمامي ان بازي ها خلاص خواهم شد..

اما حالا تنها کاري که ميکنم..

گوش دادن به چيزهايي ست که نگفتم..

نگفتم:بارانيت را بردار..

قهوه درست ميکنم و با هم حرف ميزنيم..

نگفتم:جاده ي بيرون خانه طولاني و خلوت و بي انتهاست..

فقط فقط گفتم:خدانگهدار..

او رفت و مرا تنها گذاشت..

تا با تمام چيزهايي که نگفتم زندگي کنم..
جمعه ۱۲ فرو ۱۳۹۰ ۱۷:۲۱ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.