به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید

تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان / تالار عمومی / انجمن خانه و خانواده / تالار خانه و خانواده / نکته های همسر داری v / چطوردر زندگي مشترک خود موفق باشيم

نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

چطوردر زندگي مشترک خود موفق باشيم

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 1,443
سپاس کرده: 3,076
سپاس شده: 1,642 در 914 موضوع

امتياز: 251.50

ارسال: #1
چطوردر زندگي مشترک خود موفق باشيم
نيمي از ازدواج هايي که امروزه صورت مي گيرد به طلاق مي انجامد. در نسل هاي پيشين تعجب آورنبود اگر مي شنيديم که زوجي بيست و پنجمين، سي امين و يا حتي پنجاهمين سالگرد ازدواجشان را جشن مي گيرند. ولي آيا نسل هاي امروز خواهند توانست اين مدت زمان با هم زندگي کنند؟ افراد چه کاري بايد انجام دهند تا عمر يک رابطه زناشويي رضايتبخش بيشتر شود؟
امروزه ازدواج بسيار پيچيده تر است. در دهه 1950 و حتي پيشتر، وظايف زن و مرد بطور واضح تعريف مي شد. هريک از زوجين مي دانست که چه چيزي از وي انتظار مي رود و مردم آنها را کارهاي مرد و کارهاي زن مي ناميدند. اگر هر يک از زوجين از پس اين امور مشخص بر مي آمد، مشکلي نداشتند و زندگيشان بخوبي ادامه پيدا مي کرد. حتي نوع شخصيت مرد و زن نيز از قبل تعريف شده بود. شخصيت مرد، قوي، کم حرف، با لياقت، بي احساس، مشکل گشا، خرجي بده، هميشه در دسترس و محافظ خانواده تعريف شده بود، در حاليکه زن مي بايست يک آشپز خوب، خانه دار شايسته و مربي فرزندان بوده و درعين حال اجتماعي و مذهبي مي بود. به اين ترتيب انتظار زوجين ازيکديگر در ديگر زمينه ها بسيار کم مي شد؛ همين قدر که آنها وظايف از پيش تعيين شده و نقش هاي تعريف شده خود را انجام مي دادند کافي بود. با پيشرفت فناوري، تغيير در فعاليت هاي زنان و بالا رفتن انتظارات، يک دگرگوني اساسي در اين وظايف ايستا و سنتي ايجاد شد.
مردم شروع به پرسيدن از خود کردند که قصدشان از ازدواج چه بوده است. خانواده ها ديگر امور خانگي خود را به خدمتکار، پرستار ويا يک سرپرست مي سپردند تا کارهاي روزانه خود را انجام دهند. کم کم ازدواج معني ديگري پيدا کرد و اهداف آن نسبت به آن چه که در گذشته بود تغيير کرد. و اگر اين موضوع را هم به آن اضافه کنيم که به واقع ما بيشتر از نسل هاي پيشين عمر مي کنيم، پس مشخصا بايد زمان بيشتري- بيش از هر زمان ديگري در تاريخ- به وظايف تعيين شده مان عمل کنيم. براي مثال آنهايي که در دهه 80 سالگي خود به سر مي برند و در دهه 20 سالگي خود نيز ازدواج کرده اند، نزديک 60 سال است که در حال انجام اين وظايف هستند. بنا بر اين مردم روابط بلند مدت مختلفي را در طول زندگيشان اتخاذ مي کنند؛ مي توانند نوعي از رابطه را براي دوران رشد فرزندان و نوعي ديگر را براي سالهاي پس از آن در نظر بگيرند. آنها حتي مي توانند بيش از يک خانواده داشته باشند يعني فرزندان را با بيش از يک همسر بزرگ کنند.

با وجود اين تغييرات، بيشتر مردم با همان عقايد سنتي اي که مناسب نسل هاي گذشته است وارد زندگي زناشويي مي شوند و نمي توانند با واقعيت گذشت زمان کنار بيايند. از اين رو وقتي ازدواج مي کنند، به بي اثري عقايد سنتي خود پي مي برند، زيرا که اين عقايد، آنها را با يک راهنمايي کلي درباره اينکه چطور بايد در زندگي مشترک رفتار کنند رها مي کنند. ازدواج هاي امروز بيشتر وبيشتر از هر زمان ديگري به ارتباط صحيح، صميميت، سازش، صحبت و گفتگو و درک متقابل وابسته است. ما بايد بتوانيم به راحتي با همسرمان گفتگو کرده و رابطه جنسي برقرار کنيم و بايد در هر دوي اين امور مهارت يابيم. البته انتظارات نيز دررابطه عشقي به همان اندازه تغيير کرده اند. از آنجايي که رابطه جنسي ديگر فقط به منظور توليد مثل، يا تنها براي لذت مرد صورت نمي گيرد و ديگر انتظار نمي رود که مرد، دانا تر و با تجربه تر از زن باشد، بنابراين زوجين انتظار بيشتري از يکديگر دارند که اين امر مستلزم گفتگوهاي بيشتري ميان آنهاست.
از آنجايي که زن ومرد هردو تقريبا به يک اندازه قادر به انجام تمامي وظايف در زندگي مشترک هستند، هيچگونه وابستگي در اين امور به هم ندارند. حتي داشتن بچه نيز لزوما نيازمند ازدواج نيست. مردم مي توانند داشتن يا نداشتن بچه را خود تعيين کنند. حتي فرزند خواندگي براي افراد مجرد هم امکان پذير است. بنا براين، اساس ازدواج از انجام وظايفي مشخص به تامين نياز هاي احساسي و رواني تغيير نقش داده است. به منظور يادگيري اين نکته که مردم چطور زندگي خود را براي زمانهاي طولاني حفظ مي کنند و اينکه چه موانعي بر سر راه آنهاست، روان شناسان توصيه هايي را متذکر شده اند.


جوديث س. والرستين، دکتر روانشناس و مولف مشترک اثر " ازدواج موفق: چرا و چطور يک عشق طولاني مي شود"، با 50 زوجي که دست کم 9 سال از ازدواجشان گذشته بود، فرزند داشته و هريک جداگانه از ازدواجشان راضي بودند يک مصاحبه کامل به عمل آورد. دکتر والرستين 9 "وظيفه رواني" را به عنوان پايه هاي ازدواج معرفي کرد. در زير به اين 9 وظيفه اشاره مي کنيم:

•سعي کنيد از نظر احساسي از دوران کودکي خود جدا شويد تا بتوانيد بطور کامل به زندگي امروز خود بپردازيد. در ضمن در روابط با خانواده ي خود و همسرتان تجديد نظر کنيد.
•بر حسب شناخت متقابل، خصوصيات مشترک و اطمينان خاطري که از هم داريد، پيوندتان را محکم تر کنيد و در عين حال مرزهايي براي حفظ استقلال خود تعيين کنيد.
•يک رابطه جنسي کامل و لذت بخش ايجاد کنيد و آن را از تهديداتي نظير مشغله هاي کاري و خانوادگي مصون نگه داريد. اين، قسمت دوم اين وظيفه است که نبايد عادي به نظر آمده و يا از آن غافل شد.
•(براي زوج هايي که فرزند دارند) وظايف دشوار پدر و مادر بودن را بپذيريد و از تاثيرات مثبت ورود فرزند به زندگي بهره مند شويد و در عين حال حريم شخصي خود را حفظ کنيد.
•با بحرانهاي غير قابل اجتناب زندگي مبارزه کرده و بر آنها تسلط يابيد؛ استحکام زندگي خود را در مواجهه با سختي ها از دست ندهيد؛ و(جايي) مأمني براي اختلافات، عصبانيت ها و کشمکش ها در زندگيتان در نظر بگيريد.
•از بذله گويي و خنده براي دوري از انزوا و کسالت و با طراوت نگاه داشتن زندگيتان استفاده کنيد.
•يکديگر را ارتقا دهيد، نياز همديگر را به خاطر وابستگي اي که به هم داريد برطرف کنيد و دل گرمي و تکيه گاه هميشگي هم باشيد.
•درحاليکه با اين واقعيت که با گذشت زمان شرايط تغيير مي کند روبرو هستيد، سعي کنيد عشق و تصوراتي را که از عاشق شدن داشته ايد زنده نگاه داريد.
انجام اين کارها آسان نيست. رسيدن به آنها نيازمند اين است که هر يک از زوجين براي پيشرفت و موفقيت درازدواجشان متعهد شوند. علاوه بر اين، هر يک از آنها بايد متعهد شوند تا به همان اندازه که در رشد و ارتقاي همسر خود مي کوشند، در رشد شخصي خود نيز تلاش کنند. پيشرفت و حفظ حس شراکت در ازدواج بايد از اولويت هاي مهم قرار گيرد.

هاوارد مارکمن، دکتر روانشناس در دانشگاه دنور بر اين عقيده است که عشق و تعهد به رابطه زناشويي براي موفقيت در ازدواج لازم است اما کافي نيست. عاملي که در صدر همه چيز به آن نياز دارند مهارت در گفتگوهاي تاثير گذار و کنترل کشمکش هاست. دکتر مارکمن با همکاري دکتر کليفورد نوتاريس از دانشگاه کاتوليک امريکا 135 زوج را در اين زمينه بررسي کردند و طبق گفته مارکمن " مهمترين و تنها عاملي که شما مي توانيد با آن پيش بيني کنيد که ازدواجتان چقدر دوام مي آورد اين است که چطور ناسازگاري ها و کشمکش هايتان را اداره
مي کنيد.
اين محققان دريافتند که برخي الگوهاي رفتاري خاص معمولا آثار مخربي را درازدواج بر جاي مي گذارند:
•وقتي يکي از زوجين- اگرچه اغلب مردها- از درگيري عقب نشيني مي کند.
•با وخيم تر کردن شرايط، هنگام مواجهه با اختلافات و ناتواني در حل آنها
•با بي اعتبارکردن رابطه از طريق زير پا گذاشتن احترامات و توهين کردن به هم. گاهي يک "طعنه" يا "کنايه" مي تواند 20 عکس العمل را در پي داشته باشد.

بايد توجه داشته باشيد که نه مارکمن و نه والرستين هيچ کدام نمي گويند که از کشمکش و ناسازگاري دوري کنيد. ناسازگاري در ازدواج اجتناب ناپذير است. مسأله مهم اينست که چطور با آن برخورد مي کنيم.
علاوه بر توصيه هايي که پيش از اين مطرح شد و طبق تجربه باليني اي که با صد ها بيمار داشته ام، رهنمود هاي زير که از مطبوعات گرد آوري شده نيز مي تواند شما را در رسيدن به يک ازدواج موفق ياري کند.
واقع بين باشيد. گاهي زوج ها با عقايد آرماني در مورد ازدواج فکر مي کنند. اين عقايد نسل به نسل منتقل گشته يا از مجلات و نمايش هاي تلويزيوني برداشت شده اند و يا واقعا ساخته ذهن خودشان از آنچه که دوست داشته اند هستند. هرکس بايد انتظارات پنهان و آشکار خود را روشن ساخته و اين انتظارت را طوري مشخص نمايد که براي هر دوي آنها کاملا قابل فهم باشد. وقتي اختلافي بين زوجين پيدا مي شود، يک سازش متقابل نياز است.
سعي کنيد براي هم عادي نشويد. اين آفت معمولا پس از دوره ابتدايي زندگي آشکار مي شود و مي تواند رابطه تان را به جدايي بکشد. وقتي همسرمان بجاي احترام و توجه، به ما بي اعتنايي مي کند و برايش عادي
مي شويم و احساس مي کند که ديگران بيشتر اهميت دارند، آن موقع است که اختلافات آغاز مي شود. گفتگو هاي منظم و مداوم با همسرتان در مورد اينکه وي چه احساسي از رابطه تان دارد مي تواند کمک ارزنده اي در جلوگيري ازبروز اين اختلافات باشد.
مهارت هاي گفتگو. توانايي در گفتگو کردن يکي از بزرگ ترين سرمايه ها در هر رابطه است. توانايي درشمرده سخن گفتن و رساندن مطلب و اطمينان حاصل کردن از اين که طرف مقابل (شنونده) منظور شما را درک کرده است به تمرين زيادي نياز دارد. اغلب اوقات ما در حال گفتن مطلبي هستيم، در حاليکه طرف مقابل کاملا يک موضوع ديگر را مي شنود. شنونده اغلب در جواب يا حرف خودش را مي زند يا به آنچيزي که شما پيش از اين اعتقاد داشته ايد جواب مي دهد. گفتگو هم به مهارت هاي انتقال (شمرده سخن گفتن) و هم به مهارت هاي شنوايي ( شنيدن) نيازمند است. بدون اين دو عامل، گفتگو کردن کاملا بي فايده است. اين بار که خواستيد درباره ي مسأله مهمي با همسر خود صحبت کنيد، اين فاکتور ها را در نظر بگيريد:

1.زمان مناسبي را براي گفتگو انتخاب کنيد تا بحثتان قطع نشده و نيمه تمام نماند.
2.يک "موضوع بحث" (حتي موضوعات کوچک) پيدا کنيد. به خاطر داشته باشيد هنگامي طرف مقابل در حال صحبت کردن است، حق حرف زدن با اوست؛ همينکه صحبت وي بر سر موضوع تمام شد، نوبت به شما مي رسد. اين روش از قطع کردن حرف يکديگر در گفتگو جلوگيري مي کند.
3. مشکل را بيان کرده و بعد شروع به حرف زدن کنيد. از همسر خود بخواهيد حرفهايتان را تکرار کند تا مطمئن شويد که دست کم آنها را شنيده است. اگر وي قادر به تکرار کردن آنها نبود، مشکل خود را آنقدر بازگو کنيد تا راضي شويد.
4.وظيفه شنونده در اين تمرين اين است که اين اطمينان را به شما بدهد که مطلب را درک کرده است. در ضمن پيش از اظهار نظر راجع به آنچه که به شما گفته مي شود، کاملا گوش فرا دهيد.
5. هر وقت همسرتان احساس کرد که حرفهاي شما را کاملا شنيده، آنگاه نوبت شماست که صحبت کنيد و همسرتان گوش کند.
6.اين روش را (نوبتي صحبت کردن) تا زماني که به نتيجه نرسيده ايد ادامه دهيد.
از اين روش اغلب به " درست گوش کردن" ياد مي کنند. هر وقت کسي اين راهکار را آموخت، مي تواند از سوء ظن ها جلوگيري کرده و احساسات را تحت کنترل بگيرد. اگر به درستي گوش کنيد، ديگر احساسي واکنش نشان نمي دهيد و پيش از واکنش نشان دادن به بحث و گفتگو مي پردازيد.

ديدارهاي منظم. دو نوع ملاقات وجود دارد که گفتگو را آسان مي کند: يکي ملاقات هاي کاري و ديگري ديدارهاي شبانه. زوج ها اغلب تنظيم برنامه اي را براي ديدارهاي منظم کاري به منظور صحبت کردن بر سر مقوله ازدواج مفيد مي دانند و همين کار نشان مي دهد که صحبت در مورد زندگي از چه اهميتي برخورداراست.
ديدارهاي شبانه که هفته اي يکبار تنظيم مي گردند نيز مي توانند براي ارتباط احساسي مفيد باشند. در اين ديدارها هيچگونه موضوع کاري اي نبايد مطرح شود. هر يک از زوجين يک هفته در ميان مسئول اين قرارهاي شبانه هستند. لزومي ندارد قرارها خيلي مفصل باشند. شايد يک پيک نيک ساده در يک پارک هنگام غروب به اندازه يک شام 100 دلاري با ارزش و رويايي باشد.
عشق را زنده نگه داريد. حفظ عشق براي با طراوت نگه داشتن يک رابطه، حياتي است. اغلب مردم وقتي ازدواج مي کنند در اين قسمت دچار ضعف مي شوند. آنها اجازه مي دهند که کار، مشغله هاي روزانه و فرزندان روي عشقشان تاثير بگذارند. در يک زندگي شلوغ، به خصوص وقتي فرزند يا فرزنداني نيز در کار باشند، زنده نگاه داشتن عشق تلاش فراواني را مي طلب؛ اما ارزشش را دارد. اين امر نيازمند برنامه ريزي، خلاقيت و تعهد است.

مهارت هاي مقاربه اي خود را بهبود بخشيد. مردم فکر مي کنند داشتن رابطه جنسي با همسرشان "مسأاله اي است که به طور طبيعي رخ مي دهد." اين طور عقيده داشتن مثل اين است که فکر کنيم کساني که در رقص باله حرفه اي هستند، تصادفي اين کاره شده اند- بدون هيچگونه تمرين و تکرار، بدون هيچگونه خلاقيت، آزمايش و حتي اشتباهي. هيچ کس باور نمي کند که "فرد استير" و "جينگر راگرز" براي اينکه در نقش خود عالي باشند بدون تمرين جلوي دوربين مي رفتند. رابطه جنسي نيز چنين تمريناتي را نياز دارد. عشق يک امر ذاتي نيست، بلکه بايد آن را آموزش ديد. بيشتر زوجين به طريقي باور دارند و فکر مي کنند که طريقه رابطه جنسي مشخص است و مرد هم به خوبي آن را انجام مي دهد. آنها از ترس اينکه مبادا اشتباهي رخ دهد، همان روش هاي پيشين را برمي گزينند. يکي از مشکلاتي که تقريبا ميان همه زوج ها وجود دارد، همين عدم خلاقيت است. کم کم رابطه جنسي خسته کننده مي شود و چنين موضوعي شايد به بي علاقگي و لوس شدن رابطه بينجامد. گفتگو درباره اين مسأله و آزمايش راههاي جديد، اين رابطه را دلچسب، شاداب و مطبوع خواهد کرد.

کمي از هم تعريف کردن بد نيست. هيچ چيز از شما کم نخواهد شد اگر از همسرتان تعريف کنيد و بطور يقين او هم چنين رفتاري را مي پسندد. همگي ما اغلب در اين مورد محتاط عمل مي کنيم؛ اجازه بدهيد بدانند که چه چيز در موردشان فکر مي کنيد. مثلا از زيبايي/ خوش تيپي، زرنگي، هوش، پوشش خوب و مهربانيشان وهمچنين از اينکه پدر يا مادر خوبيست از وي تعريف کنيد. براي دادن هديه به همسر خود و ابراز علاقه تان منتظر مناسبت خاصي نباشيد.

از همسرتان به خاطر همه چيز قدرداني کنيد. نکته ظزيف ديگري که مفيد به نظر مي رسد همين قدرداني است. از همسرتان براي درست کردن شام، بيرون گذاشتن زباله ها، گرفتن لباس ها از خشک شويي و يا هر کار ديگري تشکر کنيد؛ در کل شايد همين تقدير از هم در ايجاد يک محيط گرم وصميمي در خانه موثر باشد. معمولا زوجين خيلي سريع از هم انتقاد مي کنند، ولي در تقدير از هم خيلي اهمال کار هستند.

از آنچه تا به حال گفته شد برمي آيد که حفظ يک زندگي امروزي کار آساني نيست و تمرينات سختي را مي طلبد. اگر فکر کنيم که ازدواج تنها زير يک سقف رقتن است و بس و نيازي به تلاش و وقت گذاشتن ندارد، ساده لوحانه به قضيه نگاه کرده ايم؛ زيرا که يک رابطه واقعي رابطه ايست که در آن زن و مرد مکمل يکديگرند، حس عزت نفس را در هم بالا مي برند، از نظر احساسي يکديگر را غني مي کنند، ارتقا مي دهند و حامي يکديگرند. برخي فکر مي کنند که ازدواج و زندگي مشترک بايد آسان باشد و با اين ديد ازدواج مي کنند و وقتي عکس اين مطلب را مي بينند، فکر مي کنند مشکل از آنهاست.
ازدواج نيز مانند ديگر امور ارزشمند در زندگي نياز به تمرين و ممارست دارد. وقتي مشکلي ايجاد مي شود، به کمک و مشاوره نياز است. همانطور که درباره هر کاري مشاوره وجود دارد، ازدواج نيز از اين موضوع مستثنا نيست. ازدواج هاي امروزي تنها زير يک سقف زندگي کردن نيست، نهاد پيچيده و پويايي است که با به دنيا آمدن فرزندان پيچيده تر نيز مي شود و از آن پس بايد فعاليت ها اضافي با همکاري يکديگر انجام گيرد. حفظ ازدواج يکي از مهمترين تلاش ها و مبارزاتيست که در زندگيمان انجام مي دهيم.
جمعه ۱۲ فرو ۱۳۹۰ ۱۹:۵۷ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 1,443
سپاس کرده: 3,076
سپاس شده: 1,642 در 914 موضوع

امتياز: 251.50

ارسال: #2
RE : چطوردر زندگي مشترک خود موفق باشيم
خوشبختي

همه ما خودمان را چنين متقاعد ميكنيم كه با ازدواج زندگي بهتري خواهيم داشت، وقتي بچه دار شويم بهتر خواهد شد، و با به دنيا آمدن بچه‌هاي بعدي زندگي بهتر...

ولي وقتي مي‌بينيم كودكانمان به توجه مداوم نيازمندند، خسته ميشويم.

بهتر است صبر كنيم تا بزرگتر شوند.

فرزندان ما كه به سن نوجواني ميرسند، باز كلافه ميشويم، چون دايم بايد با آنها سر و كله بزنيم. مطمئناً وقتي بزرگتر شوند و به سنين بالاتر برسند، خوشبخت خواهيم شد.

با خود ميگوييم زندگي وقتي بهتر خواهد شد كه :

همسرمان رفتارش را عوض كند، يك ماشين شيكتر داشته باشيم، بچه هايمان ازدواج كنند،

به مرخصي برويم و در نهايت بازنشسته شويم...

حقيقت اين است كه براي خوشبختي، هيچ زماني بهتر از همين الآن وجود ندارد.

اگر الآن نه، پس كي؟ زندگي همواره پر از چالش است.

بهتر اين است كه اين واقعيت را بپذيريم و تصميم بگيريم كه با وجود همه اين مسائل، شاد و خوشبخت زندگي كنيم.

خيالمان ميرسد كه زندگي، همان زندگي دلخواه، موقعي شروع ميشود كه موانعي كه سر راهمان هستند ، كنار بروند:

مشكلي كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم ميكنيم، كاري كه بايد تمام كنيم،

زماني كه بايد براي كاري صرف كنيم، بدهي‌هايي كه بايد پرداخت كنيم و ....

بعد از آن زندگي ما، زيبا و لذت بخش خواهد بود!

بعد از آنكه همه اينها را تجربه كرديم، تازه مي فهميم كه زندگي، همين چيزهايي است كه ما آنها را موانع مي‌شناسيم.

اين بصيرت به ما ياري ميدهد تا دريابيم كه جاده‌اي بسوي خوشبختي وجود ندارد.

خوشبختي، خودٍ همين جاده است. پس بياييد از هر لحظه لذت ببريم.

براي آغاز يك زندگي شاد و سعادتمند لازم نيست كه در انتظار بنشينيم:
در انتظار فارغ التحصيلي، بازگشت به دانشگاه، كاهش وزن ، افزايش وزن، شروع به كار، ازدواج، شروع تعطيلات، صبح جمعه، در انتظار دريافت وام جديد، خريد يك ماشين نو، باز پرداخت قسطها، بهار و تابستان و پاييز و زمستان، اول برج، پخش فيلم مورد نظرمان از تلويزيون، مردن، تولد مجدد و...

خوشبختي يك سفر است، نه يك مقصد.. هيچ زماني بهتر از همين لحظه براي شاد بودن وجود ندارد.

زندگي كنيد و از حال لذت ببريد. اكنون فكر كنيد و سعي كنيد به سؤالات زير پاسخ دهيد:

1. پنج نفر از ثروتمندترين مردم جهان را نام ببريد.

2. برنده‌هاي پنج جام جهاني آخر را نام ببريد.

3. آخرين ده نفري كه جايزه نوبل را بردند چه كساني هستند؟

4. آخرين ده بازيگر برتر اسكار را نام ببريد.

نميتوانيد پاسخ دهيد؟ نسبتاً مشكل است، اينطور نيست؟

نگران نباشيد، هيچ كس اين اسامي را به خاطر نمي آورد.

روزهاي تشويق به پايان ميرسد!

نشانهاي افتخار خاك مي گيرند!

برندگان به زودي فراموش ميشوند!

اكنون به اين سؤالها پاسخ دهيد:
1.نام سه معلم خود را كه در تربيت شما مؤثر بوده‌اند ، بگوييد.

2. سه نفر از دوستان خود را كه در مواقع نياز به شما كمك كردند، نام ببريد.

3. افرادي كه با مهربانيهايشان احساس گرم زندگي را به شما بخشيده‌اند، به ياد بياوريد.

4. پنج نفر را كه از هم صحبتي با آنها لذت ميبريد، نام ببريد. حالا ساده تر شد، اينطور نيست؟

افرادي كه به زندگي شما معني بخشيده‌اند، ارتباطي با "ترين‌ها" ندارند، ثروت بيشتري ندارند، بهترين جوايز را نبرده‌اند، ...

آنها كساني هستند كه به فكر شما هستند، مراقب شما هستند، همانهايي كه در همه شرايط، كنار شما ميمانند .

كمي بيانديشيد. زندگي خيلي كوتاه است. و شما در كدام ليست قرار داريد؟
جمعه ۱۲ فرو ۱۳۹۰ ۱۹:۵۹ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 1,443
سپاس کرده: 3,076
سپاس شده: 1,642 در 914 موضوع

امتياز: 251.50

ارسال: #3
RE : چطوردر زندگي مشترک خود موفق باشيم
رازهاي بسياري هست كه توجه به آنها مي تواند نقش قابل توجهي در ارتقاي زندگي و داشتن يك خانواده خوشبخت داشته باشد. در ادامه به برخي از اين رازها اشاره مي كنيم تا اگر هم به آنها توجهي نداريد، از همين حالا شروع كنيد:

1-در خانه فضايي خلق كنيد كه همه به اين باور برسند بدون هم بودن ممكن نيست و همه به يكديگر نياز دارند.
2-بايد همه اعضاي خانواده حس پذيرش نظرات و عقايد يكديگر را داشته باشيد.
3-بودن در تعامل با يكديگر كمك بزرگي به حفظ موفقيت يا بهتر كردن شرايط خانه است.
4-با مشورت هم مقرراتي وضع كنيد. مقرراتي كه تمام جنبه هاي موفقيت در نظر گرفته شده باشد.
5-والدين روز خود را طوري برنامه ريزي كنند كه در آن علاوه بر كار، زماني را هم به بودن در كنار كودكان اختصاص داده باشند.
6-شب ها حداقل يك ساعت را به گفتگو با هم در نظر بگيريد. در اين زمان درباره اتفاقاتي كه در طول روز برايتان رخ داده و تصميمات جديدي كه گرفته ايد سخن بگوييد تا از نظرات سايرين نيز بهره مند شويد.
7-به علايق، نظرات، استعدادها و توانايي ها هريك از اعضاي خانواده احترام بگذاريد، حتي آن كوچولويي كه ممكن است متاسفانه در نگاه بعضي ها چندان جدي گرفته نشود.
8-گمان نكنيد كه همه بايد هم سليقه باشيد. به خاطر بسپاريد كه همين گوناگوني سليقه ها مي تواند در راستاي موفقيت خانواده قدم بردارد. البته به شرطي كه با گفتگو و نظرسنجي به بهترين تصميمي كه مورد قبول همه نيز هست برسيد.
9-حس امنيت و آرامش را در خانه برقرار سازيد.
10-در كانون گرم خانواده ديگر جايي براي دعوا، بحث و جدل وجود ندارد.
11-رفتار و كردار يكديگر را ارزيابي كرده و مورد انتقاد قرار دهيد.
12-شادي و نشاط را از اركان اصلي خانه بدانيد.
13-نظم داشته باشيد. زمان مشخصي را براي خواب، غذا، رفتن به مهماني و حتي تماشاي تلويزيون اختصاص دهيد.
14-به يكديگر عشق بورزيد و به هنگام بروز اختلاف نيز با ملايمت و البته با گفتگو براي رفع آن اقدام كنيد
جمعه ۱۲ فرو ۱۳۹۰ ۲۰:۰۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 1,443
سپاس کرده: 3,076
سپاس شده: 1,642 در 914 موضوع

امتياز: 251.50

ارسال: #4
RE : چطوردر زندگي مشترک خود موفق باشيم
محبت تان را احتکار نکنید،
سعی كنید مهربان ترین همسر باشید
یکی از مهمترین ویژگیهای فطری انسان محبت است. اگر دوست دارید همسرتان را تحت تاثیر قرار دهید و مورد احترام و توجه او باشید و زندگی تان از روز مرگی نجات پیدا کند و احساس کنید برای همسرتان تازگی دارید بد نیست نگاهی به مطالب زیر بیندازید :
هیچ گاه نباید غرور و یا كمرویی مانع ابراز عشق و علاقه شود، یا در طول زمان مشكلات زندگی و گاه مشاجرات جرئی و درگیری‏ها باعث شود ابراز عشق و علاقه ترك شود بلكه باید همواره و در همه حالات زندگی طوری رفتار كنیم كه فضای عاطفی از بین نرود و جایی برای گفتن جملات عاشقانه و البته صادقانه بماند؛ چرا كه برخی زنان می‏پندارند مردها به خاطر روحیه ی خاص مردانه‏شان اهمیتی به این حرف‏ها نمی‏دهند و نیازی به شنیدن عبارات محبت‏آمیز و دلنشین ندارند در حالی كه تجربه و تحقیقات روانشناسی، نادرستی این مطلب را اثبات كرده است.

در مردان هر چقدر هم كه به ظاهر والامقام و قوی باشند، باز هم لایه‏هایی از دوران كودكی باقی می‏ماند كه آنها را نیازمند به دلداری می‏كند و در بسیاری از مواقع ابراز محبت از سوی بسیار تعیین كننده است چرا كه محبت تنها سرمایه ای است که با خرج کردن کم نمی شود.

اگر جزء آن دسته از زنانی هستید که در زندگی مشترک دچار روزمرگی شده‌اید و به دنبال راهكارهایی برای ابراز عشق و علاقه خود به همسرتان هستید و به اصطلاح می‌خواهید رمانتیک‌ترین باشید به این راهکارها توجه کنید :

_ اواخر ساعت کاری‌اش با او تماس بگیرید و بگویید : "سلام آقا، ببخشید من امروز از وقتی همسرم از خونه رفته دلم براش تنگ شده، سرم داغ شده، قلبم یخ زده، دستام می‌لرزه. رفتم دکتر ولی اون فقط تو نسخه‌‌ام اسم همسرم رونوشت دکتر می‌گفت فقط کافیه اونو ببینی تا یخ‌های قلبت باز بشه و سرحال بشی، شما اگه همسرم رو دیدید بهش بگید امروز خودشو زودتر برسونه تا من دوباره شاد بشم." مطمئنا تمام لحظاتی که شما این پیغام‌های مثبت را برای همسرتان می‌فرستید او با لبخند و سکوت در حال گوش دادن به صدای شماست و در فکر اینکه باید زودتر به خانه برگردد خواهد بود....
استفاده از این گونه جملات كار ساده‏ای نیست بلكه هنری است كه مهارت خاص می‏طلبد. اگر روح صداقت نداشته باشند و در لحظات خاص زندگی و حالات ویژه‏ای (كه تشخیص آن به عهده ی خودتان است) گفته نشوند، دلربایی خود را از دست می‏دهند و حالت كلیشه‏ای و خسته‏كننده‏ای پیدا می‏كنند. خداوند، سرمایه مهر و محبت را در آغاز زندگى مشترك، بین زن و مرد قرار میدهد و محافظت و نگهبانى از آن را بر عهده خود آنها نهاده است و این انسان است كه باید از این سرمایه، به نحو احسن استفاده كند. یكى از راه‏هاى نگه‏دارى و تقویت این محبت، بروز آن است....

یک کارت دعوت درست کنید و پس از نوشتن جملات محبت آمیز در آن، از همسرتان برای صرف شام یا ناهار دعوت کنید. نشانی خانه خودتان را روی کارت بنویسید و او را به صرف شام و یا غذایی رویایی در بهترین و آرام‌ترین مکان دنیا که همان منزل‌تان است دعوت کنید. این کارت را می توانید در کیف یا ماشین او یا در جایی که بعد از خارج شدن از منزل آن را ببیند قرار دهید. بدین ترتیب می‌توانید به مراسم صرف شام که به مرور زمان امری عادی شده است رونق ببخشید و وی را مشتاقانه‌تر به سمت خانه هدایت کنید.....
می توانید خوراکی مورد علاقه اش را در بسته بندی زیبا داخل کیف و یا ماشینش قرار دهید و روی آن بنویسید: از این همه تلاشی که می کنی، سپاسگزارم.
جمعه ۱۲ فرو ۱۳۹۰ ۲۰:۰۱ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 1,443
سپاس کرده: 3,076
سپاس شده: 1,642 در 914 موضوع

امتياز: 251.50

ارسال: #5
RE : چطوردر زندگي مشترک خود موفق باشيم
نحوه ی برخورد صحیح با آقایون
جزء آن دسته از خانم هاي سلطه گر و خودمختار هستيد؟! آيا انتظار داريد همه چيز مطابق ميل و سليقه شخصيتان باشد؟! مي خواهيد همسرتان بي چون و چرا تحت فرمان و اختيار شما باشد؟! شايد متوجه نباشيد اما با اين طرز برخورد فقط همسرتان را مي آزاريد. اين روزها خانم ها تصورات غلطي از رابطه زناشويي پيدا كرده اند و فكر مي كنند هر چه مي گويند همسرشان بايد اطاعت كند و موظف است كه مانند غول چراغ جادو كليه ي آرزوهاي قلبي آنها را برآورده سازد.

بايد توجه داشت كه وقتي مردها يك چنين رفتار ناخوشايندي را از سوي همسر خود مشاهده كنند، يك ديوار دفاعي در مقابل او مي سازند تا در امان بمانند و حتي الامكان خود را از خانم دور نگه مي دارند. همه شما با قانون طلايي: "با ديگران همانطور رفتار كن كه انتظاري داري با خودت رفتار شود" آشنا هستيد. آقايون هم از اين امر مستثني نيستند. اگر انتظار داريد كه او مانند يك پرنسس با شما رفتار كند، شما هم بايد مثل يك شاهزاده با او رفتار كنيد. البته قرار نيست همه چيز به طور 100% ايده آل و مطابق ميل شما باشد، اما سعي كنيد با همسر خود در نهايت احترام، ادب، عشق و سپاس برخورد كنيد. در شرايط سخت با او همگام بوده، يار و ياورش باشيد، و در دشواريها دلداري اش دهيد.

موفقيت يك ارتباط به تلاش طرفين در لحظه لحظه ي زندگي بستگي دارد. اين چنين نيست كه فقط چند ماه اول زندگي براي بهبود روابط زحمت بكشيد و سپس دست از تلاش برداشته همه چيز را به حال خود رها كنيد و انتظار داشته باشيد كه زندگي مشترك مطبوعي پيش رويتان قرار بگيرد. روزها از پس هم مي گذرند و زوجين با پستي و بلندي هاي بسيار زيادي مواجه مي شوند و بايد همگام با هم از آنها عبور كرده و به يكديگر كمك كنند. باور كنيد پاداشي كه از اين همياري عايدتان مي شود، ارزش تحمل مرارت ها را دارد. در اين شرايط خانم ها به ويژه بايد توجه داشته باشند كه در برابر مشكلات واكنش خام و ساده لوحانه از خود نشان ندهند و خود را در شرايطي قرار ندهند كه بعداً موجبات پشيمانيشان را فراهم آورد. اگر پا به پاي شوهرتان قدم برداريد و در حل مشكلات همراهي اش كنيد، و از خود لطف، مراعات، و دلسوزي نشان دهيد، او از هر زمان ديگر شما را بيشتر دوست خواهد داشت.


آيا احساس مي كنيد كه شوهرتان مطابق ميل شما عمل نمي كند؟ چرا نگاهي به كارهاي خودتان نمي اندازيد! شايد برخورد درستي با او نداريد و نمي توانيد احتياجات و انتظاراتش را برآورده سازيد.

آقايون پيش از هر چيز انتظار دارند همسرشان با آنها دوست باشد، و شرايط و موقعيتشان را به خوبي درك كند. اگر مي خواهيد در ارتباط خود موفق باشيد و همسرتان را از خود راضي نگه داريد به نكات زير توجه كرده و آنها را در زندگي خود به كار بنديد، آنوقت متوجه تغييرات بزرگي خواهيد شد.

تصميمات او را جدي تلقي كنيد

مورد به عنوان يكي از بزرگترين مباحث مشكل آفرين در روابط محسوب مي شود. خانم ها دوست دارند همه چيز مطابق ميل خودشان باشد. ولي توجه داشته باشيد كه نمي بايست نسبت به خواست ها و نيازهاي همسرتان بي توجهي نشان دهيد. بهتر است با اين حقيقت روبرو شويد: اگر احساس مي كنيد كه با او همفكر نيستيد، پس در وهله اول چرا پيشنهاد ازدواج او را قبول كرديد؟ بايد به همسر خود احترام بگذاريد؛ اگر قرار باشد تمام مدت به او بي توجهي كنيد، براي حرف هايش ارزش قائل نشويد، او را كوچك و خوار كنيد و صرفاً در مورد تمام مسائل شكايت كنيد، مطمئن باشيد كه زندگي شما دوام پيدا نخواهد كرد. بايد به او اجازه دهيد كه مرد خانه باشد.

به خاطر دلخوري هاي فردي او را از س*/ك*/س محروم نكنيد

اگر از دست او ناراحت هستيد، بهتر است مشكلات خود را با گفتگو حل و فصل نماييد. خودتان قضاوت كنيد: در يك ماه گذشته چند مرتبه به دلايل واهي از قبيل اينكه خسته ام، سر درد دارم، و يا حوصله ندارم همسرتان را از خود رانده ايد؟ مطمئناً تعداد دفعات آن زياد است. خانم ها موظف هستند كه بدون توجه به مسائل جانبي كليه نيازهاي همسرشان را برآورده سازند.

مشوق او باشيد

خانم ها به راحتي اين كار را در مورد دوست هاي دختر خود انجام مي دهند. كاري مي كنند كه احساس خوبي در آنها ايجاد شده و اعتماد به نفسشان افزايش پيدا كند. از عباراتي نظير: "تو فوق العاده شده اي، اين رنگ خيلي بهت مياد، شوهرت بايد افتخار كند كه با دختري مثل تو رابطه برقرار كرده، و ..." استفاده مي كنند. اما كمتر اتفاق مي افتد كه در مورد همسر خود اين كار را انجام دهند. شايد به آن دليل باشد كه تصور مي كنند ضمير آقايون غير قابل نفوذ است. حقيقت اينجاست كه آنها هم مثل دوست هاي دختر شما ضمير حساس و شكننده اي دارند و گاهي به قوت قلب دادن هاي شما نيازمند مي شوند. بنابراين اگر ترفيع رتبه گرفت و در شغلش به مقام بالاتري دست پيدا كرد، به افتخارش جشن بگيريد و به او يادآوري كنيد كه ارزش و لياقتش را داشته است؛ به علاوه اگر تي شرت مورد علاقه اش را پوشيده بود به او بگوييد: "خيلي خوش تيپ شده اي".

به زيبايي خودتان اهميت بدهيد

بگذاريد خيالتان را راحت كنيم؛ مردها به هيچ عنوان به دنبال خانم هاي مانكني كه تنها 40 كيلو وزن دارند نيستند. آنها تمايل دارند همسري براي خود برگزينند كه از نظر جسماني قدرت داشته باشد و بتواند در آينده مادر مناسبي براي فرزندانشان باشد. با اين وجود از شما انتظار دارند كه به ظاهر خود اهميت بدهيد و به خودتان برسيد. لباس هاي زيبا و تميز بپوشيد. موهايتان را مرتب كنيد و در مجموع ظاهرتان را آراسته نگاه داريد.

قابل اعتماد و وفادار باشيد

مردها به دنبال زن هايي هستند كه بتوانند به آنها اعتماد كرده و رويشان حساب باز كنند. حقيقت اينجاست كه برخي از خام ها رازدار نيستند و كمتر اتفاق مي افتد كه همسرشان حرف هاي دل خود را نزد آنها بازگو كند. مردها زني را مي خواهند كه قابل اعتماد باشد و تا آخر عمر خود به او وفادار باقي بماند و در شرايط سخت زندگي همراهي اش كند. آنها مي خواهند همسرشان نسبت به آنها متعهد و مسئول باشد.

از سرزنش دست برداريد و به او احترام بگذاريد

چه چيزي باعث مي شود كه برخي از خانم ها احترام مردي كه با او ازدواج كرده اند را نگه ندارند؟ وقتي فرد به شخص مقابل احترام مي گذارد گويي به خودش احترام گذاشته به ويژه زمانيكه طرف مقابل همسرش باشد. او را به خاطر اشتباهاتش سرزنش نكنيد و دائماً تصميماتش را به باد انتقاد نگيريد. آقايون خانمي را مي خواهند كه منطقي باشد، در شرايط عصبانيت خود را كنترل كرده و با بحث منطقي به دعوا خاتمه دهد.

اجازه دهيد از شما پشتيباني و حمايت كند

خداوند مرد را حامي زن آفريده است. آقايون از انجام اين كار لذت برده و احساس خوبي پيدا مي كنند. برخي از خانم ها زياد از حد مستقل هستند و تصور مي كنند كه اگر مردي بخواهد از آنها حمايت كند شخصيتشان زير سوال مي رود. آنها كلاس كاراته مي روند و لباس هاي مردانه مي پوشند، ولي با اينحال باز هم احساس ضعف مي كنند. اگر به ازدواج و زندگي مشترك اعتقاد داريد، پس چرا نمي خواهيد قدرت طبيعي يك مرد را قبول كنيد؟

خوش اخلاق باشيد

آقايون به دنبال همسري هستند كه شخصيت زنانه اش شكل گرفته باشد، مهربان باشد، مرتباً داد نزند و از او ايراد نگيرد. اكثر مردها در زندگي خود به دنبال "آرامش" هستند، مي خواهند اوقات خوشي را داشته باشند، و از زندگي لذت ببرند، بنابراين خوش مشرب باشيد، به سرعت عصباني نشويد، و داد و فرياد كردن را هم به كلي فراموش كنيد.

بگذاريد با خودش خلوت كند

آقايون نياز دارند كه مدتي را به دور از شما بگذرانند، پس فضاي لازم را به آنها بدهيد تا ذهن خود را متمركز كرده و افكار خود را منسجم سازند. شايد بخواهند زماني را با دوستان خود بگذرانند و سرگرمي هاي مورد علاقه شان را انجام دهند. اين كار احساس خوبي در آنها ايجاد مي كند و سبب مي شود كه بعداً سرحال تر و با نشاط تر شوند، و آيا اين همان چيزي نيست كه شما انتظار داريد؟ زمانيكه روز سختي را پشت سر مي گذارند، مانند خانم ها تمايلي به صحبت كردن در مورد آن ندارند! اگر از شما درخواست كرد كه او را راحت بگذاريد، بهتر است كه اين كار را انجام دهيد، اما قبل از بيرون آمدن از اتاق ابتدا او را در آغوش بگيريد نوازشش كنيد و سپس او را تنها بگذاريد.

اجازه دهيد خودش باشد

براي برخي از خانم ها سخت است كه شوهرشان را همانگونه كه هست، بپذيرند و دوست بدارند. بيشتر خانم ها تمام مدت در تلاش هستند كه مدل مو، طرز لباس پوشيدن، شغل و حتي دوستان شوهر خود را عوض كنند و آنها را مطابق با معيارهاي فردي خود تعديل نمايند. چرا به جاي حرص خوردن آنها را همانگونه كه هستند قبول نكرده و از زندگي لذت نبريم؟

غذاي هاي مورد علاقه اش را درست كنيد

ممكن است از مادر بزرگ هاي خود شنيده باشيد كه راه رسيدن به قلب مردها از شكمشان مي گذرد! غذاي مورد علاقه اش را درست كنيد و يك ميز شام رمانتيك برايش بچينيد. روي ميز شمع روشن كنيد. زمانيكه او خسته از كار روزانه به خانه باز مي گردد و با اين صحنه مواجه مي شود كاري جز در آغوش گرفتن و بوسيدن شما نخواهد كرد.

چيزي كه نياز دارد را برايش بخريد

منظور ما اين نيست كه برايش يك بنز يا ويلا بخريد! يك هديه كوچك و در عين حال كارامد كفايت مي كند. به عنوان مثال اگر زمستان در راه است و لباس گرم ندارد، بافتن يك دستكش يا شالگردن كار خودش را مي كند.

از او بخواهيد كه كمكتان كند

در روزها تعطيل كه در خانه هستيد و برنامه تفريحي نداريد از او بخواهيد كه در كارهايي كه انجامش برايتان اندكي دشوار است به شما كمك كند. با اين كار هم وقتتان پر مي شود و هم احساس مردانگي بيشتري به او دست مي هد. به عنوان مثال مي توانيد از او خواهش كنيد كه در گلكاري باغچه به شما كمك كند.

فعاليت هاي دو نفره انجام دهيد

ببينيد همسرتان به چه كارهايي علاقه دارد و بعد با هم براي انجام آنها برنامه ريزي كنيد. اگر علاقمند به فعاليت هاي ورزشي است مي توانيد به كوهپيمايي برويد و اگر اهل موسيقي و هنر است مي توانيد به تماشاي تئاتر و يا كنسرت برويد.

ببينيد به چه چيزهاي علاقه دارد و چه چيزهاي را دوست ندارد

هر كس دوست دارد زندگي اش را آنطور كه مي خواهد اداره كند و خودش نقش اول زندگي اش را بازي كند. بنابراين مهم است بدانيد كه او به چه چيزهايي علاقه دارد و از چه چيزهايي دوري مي كند. سعي كنيد كارهايي كه دوست ندارد را انجام دهيد.

افكار و تمايلات خود را با او در ميان بگذاريد

نبايد انتظار داشته باشيد كه او به صورت اتوماتيك همه افكار شما را حدس بزند. خيلي راحت هر چه را كه در ذهن خود داريد با آنها در ميان بگذاريد. آنوقت ديگر غصه نمي خوريد كه چرا روز ولنتاين به رستوران مورد علاقه تان نرفتيد، و يا اگر به من اهميت مي داد مي آمد و كامپيوترم را درست مي كرد. باور كنيد كه نااميدي ها شما تنها با بازگو كردن افكارتان پايان مي پذيرند، روز ولنتيان شما را به رستوران مورد علاقه تان مي برد، و با يك آنتي ويروس كليه مشكلات كامپيوتر شما را حل خواهد كرد.

به او عشق بورزيد

شايد اين مسئله بسياري از خانم ها را متعجب كند، اما آقايون هم دوست دارند كه عاشق شوند و در مقابل عشق دريافت كنند. خيلي از خانم ها تصور مي كنند كه اگر با همسر خود سرد و بي احساس برخورد كنند بهتر است. متاسفانه تفكر نادرستي است؛ تا جايي كه مي توانيد خود را نسبت به او علاقمند نشان دهيد چراكه آقايون به دنبال همسري هستند كه به آنها علاقه داشته و مجذوبشان باشند.

به هر حال مي توان گفت مردها به طور كلي به دنبال زني هستند كه بتوانند زندگي خود را با او قسمت كنند، لذت ببرند و در كنار هم به آرامش برسند. در جوامع كنوني نقش اجتماعي زنها در حال شكل گيري است و همه روزه از قدرت بيشتري برخوردار مي شوند. با اين وجود يادتان نرود كه رقص تانگو نياز به دو نفر دارد!
جمعه ۱۲ فرو ۱۳۹۰ ۲۰:۰۳ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 1,443
سپاس کرده: 3,076
سپاس شده: 1,642 در 914 موضوع

امتياز: 251.50

ارسال: #6
RE : چطوردر زندگي مشترک خود موفق باشيم
سه اشتباه در برقراری رابطه


اسـرار بـرقـراری یك رابـطـه مـؤثـر چـیـست؟ چـگونـه یك زن آنچیزی را كه میخواهد بدست می آورد در حالیـكه شـریـك زنـدگیش را نیز به خواسته‌اش میرساند؟ بگذارید نگاهـی داشته باشیم به سه مشكل اصلی كه اكثر زوج هـا بـا آن دست به گریبان میباشند و ببینید چگونه میتوان آنها راحل نمود.

اشتباه ۱: ایجاد ارتباط برای زیر نفوذ خود قرار دادن و زرنگی:
گاهی اوقات ما یك رابطه را برای بدست آورن خواسته هایمان آغاز می كنیم خواه طرف مـقابـل تـوانایی برآوردن آن را داشته باشد و خواه نداشته باشد. قـهـر مـی كنـیم، اخــم می كنیم، تهدید میـكنیم، چاپلوسی میكنیم و آنچه در تـوان داریم برای ایجاد احساس ناراحتی در طرف مقابلمان انجام می دهیم. این نـوع رفـتـار، گـرچـه مـمـكن اسـت بطور موقتی مؤثر باشد، اثر بسیار ناگواری در طولانی مدت بر سلامـت رابـطه خـواهـد گذارد. آن را رها كنید، برای خواسته و پیشنهادات نفر دیگر احترام قائل گردید. اگر او نمی تـواند خواسته شما را برآورده كند، ببینید میتوانید خودتان آن را به خود بدهید.
اشتباه ۲: ایجاد ارتباط برای فریب دادن:
با اینكه نیازی به گفتن ندارد، این یكی از خطرناكترین انواع رفتـار اسـت كـه بـسیـاری از رابطه ها را نابود می كنـد. دروغ هـا، گـزافه گـویـی ها، بازی دادن ها و نیرنگهای متداول همگی باعث پریشانی و رنجش میــگردند. آنها بنیان رابطه را به لرزه درآورده و در نهایت شكافی عمیق در اعتماد بوجود می آورند. نسبت بـه خـطر آن هـوشیـار بـوده و پیش از اینكه آغاز شود متوقفش سازید. اگر این چیزی است كه برای شما آشنا بنظر میـرسـد، ابتدا آنرا در رفتارهای خودتان مورد سنجش قرار دهید. اگر صادق و رك باشید، دیگر مایل به پذیرش فریب دیگران نخواهید بود. در روابط خود راستی و درستی را پیشه كنید.
اشتباه ۳: ایجاد ارتباط با پیغامهای متناقض:
پـیـامـهای متناقض -- چیزی را گفتن و چیز دیگری را انجام دادن -- یك فـرم بـسیـار رایــج فریب و نیرنگ می بـاشد. همچنـین ایـن مـی تواند بـصورت قـول دادن لفـظی یـا عـملی و انجام ندادن آن دربیاید. پیغامهای متناقض باعث پریشانی بسیار میگردند. همیشه به اعمال فرد توجه نمایید. معـمولا اعمال نـسبت بـه گـفتـار هـمتـرازی بیـشتری با حقیقت دارنـد. اگـر گـفتـارشـان بـا اعـمالـشان در تناقض بود، آنچه كه گفته می شـود را نـادیـده پـنـداریـد. درك كنید كه شخص دارای تعارض بـوده و اجازه ندهـیـد شـمـا را نـیـز دچــار آن احساس نماید.
راه حل‌‌های دو مشكل اصلی در روابط
هیچ رابطه ای بدون برقراری ارتباطات مؤثر دوام زیادی نخـواهـد آورد. مـا در سـراســر روز صحبت میكنیم (و گوش می دهیم )، اما تنها بخش كوچكی از ارتباط ما بصورت گفتاری رخ میدهد. بیشتر اوقات تصور می كنـیم كـه دیـگران گفته های ما را گوش داده و متوجه می شوند، اما عمدتا این موضوع صــحت ندارد. اغلب شخص دیگر در حال اندیشیدن به آنچیزی ایست كه میخواهد در جواب صحبتهای شما بگوید، و نوعی خیالپردازی كه هیچ ارتباطی به موضوع مورد بحث ندارد را در ذهن خود می پروراند. هنگامیكه نزاع میكنیم، می خـواهـیـم بیـش از پـیش فـهمیده شویم و واژگان همانند تیر به جلو و عقب به پرواز درمی آیند. در این شرایط، تجزیه و تحلیل مسئله میتواند دور از ذهن گردد.
بنابراین اسرار ارتباط مؤثر چیست؟ بـه دو مشكل اساسی در ارتـباطـات و نحوه حل آنها توجه نمایید. بعد از این مرحله خواهید توانست پایه های بهتـرین نـوع رابـطـه ای كـه تــا بحال تصورش را میكردید را بنیان نهید.

مشكل اول: می خـواهید حـق را بـخود داده و ثـابت كنید كه دیگری در اشتباه است. پیش از آنكه بتوانید یك ارتباط مؤثر را آغاز كنید، باید نگاهی موشكافانه بـه قصد و غرض خـود بـیندازید. آیا برای اینكه توسط دیگران فهمیده شوید ارتباط برقرار می كـنـیـد، بـرای بدست آوردن خواسته ها، یا هدف دیگری را فرا سوی سخـنـانـی كـه در حـال بـیـان آنها هستید دنبال میكنید؟ بسیاری از زوج ها به مرحله ای میرسند كه فقط میخواهند ثابت كننده حق با آنها بوده و نـفــر دیـگر در اشـتـباه است (و همیشه اینطور بوده است). این نـوع رابطه همانند نبرد می ماند. این سخنان مملو از خشـم و سـرزنش بـوده و سـبــب میگردند نفر دیگر احساس كوچكی نـمـایـد. حرف های رد و بدل شده در چنین رابطه ای هرگز گوش داده نمیشوند. هرچند كه آنچه با صدای واضح و بلند خوانده میشود خشم و عدالت موجود در فراسوی مراودات است. جهت رفع این مشـكل، تصمیم بگیرید همدیگر را سرزنش نكنید و به صحبتهای یكدیـگر بـا خـلوص نـیـت گـوش دهید. تصمیم بگیرید كه درصدد ثابت كردن چیزی برنیامده و در عوض راهی برای ایجاد یك پـل بـرای درك مـتـقابل پیدا نمایید. این تصمیمات در موفقیت یك رابطه بسیار مفید واقع خواهند شد.
مشكل دوم: قادر نیستید به حرفهای طرف مقابل گوش دهید.
بیاد داشته باشید كه یك ارتباط فقط از صحبت كردن تشكیل نشده بلكه شـامل شنیدن و گوش دادن به آنچه كه در حال بیان است نیز میباشد. ما میتوانیم كارهای زیـادی برای آموختن هنر گوش دادن انجام دهیم، امـا بـرای آغـاز، بـسیار مـهـم اســت كه بدانیم اگر فـردی بخـواهـد نـقطه نـظرات خـود را كــنار گذاشته و حقیقتا آماده دانستن درون و افكار دیگران گردد، آنگاه از روی صداقت آنچه كـه در حال گفتن است را فقط باید "بشنود." این كار خیلی هم آسان نیست. بسیاری از ما آنچه كه میشنویم را بسرعت تعبیر و تفسیر كرده و آنرا در یك شكاف آماده قرار می دهیم. برخی صحبتها را تحریف می كـنند. برخی تظاهر به گوش دادن میكنند درحالیكه سرگرم افكار خود هستند. یك راه حل بــرای ایــن مشكل آن است كه برداشت خود را از صحبتهای دیگران بــرای آنـها تكرار نمایید. بگذارید بدانند كه ارتباطات آنها چگونه درون ذهن شما تفسیر می گـردند. اجـازه دهـیـد دیــگران پـیغامـهای خــود را با استنباط شما منـطق سازند. و در نهایت، راغب حقیقی شنـیـدن منظور آنها باشید
جمعه ۱۲ فرو ۱۳۹۰ ۲۰:۰۴ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 1,443
سپاس کرده: 3,076
سپاس شده: 1,642 در 914 موضوع

امتياز: 251.50

ارسال: #7
RE : چطوردر زندگي مشترک خود موفق باشيم
وقتي مي‌گوييم «زندگي» ، بايد به مفهوم «نياز» هم توجه کنيم. انسان‌ها، حيوانات، گياهان و حتي ستاره‌ها و کهکشان‌ها نيز، براي اينکه به حيات خود ادامه دهند، به عامل‌هاي پيراموني متعددي نياز دارند. سرنوشت کره ماه و کره زمين، به جاذبه‌اي بستگي دارد که آن دور را در مداري مشخص قرارداده است. اگر يکي از آنها از اين مدار خارج شود، ديگري محکوم به مرگ است«جاذبه»، کره‌اي است که اين دو را به هم وصل مي‌کند. همچنين، هر دوي آنها به «جاذبه» خورشيد و سيارات ديگر وابسته‌اند.

همه موجودات روي زمين به آب، هوا و غذا نيازمندند. اين عامل‌ها مانند گره‌اي محکم، موجودات را به هستي و ادامه حيات پيوند مي‌دهد.

انسان‌ها براي ادامه زندگي خود، علاوه بر آب و هوا و غذا، به ارتباط با يکديگر نيز احتياج دارند. يکي از مهارت‌هاي زندگي، «مديريت نيازهاي بشري» است.

بين يک انسان با انساني ديگر، بايد گره‌اي وجود داشته باشد تا آنها بتوانند در کنار هم، با آسايش و اطمينان زندگي کنند. بقاي دوستي‌ها، روابط خانوادگي و زندگي معمولي در اجتماع، در گروي حفظ گره‌اي است که اصلي‌ترين و ابتدايي‌ترين گره براي اجتماعي شدن انسان است و «اعتماد» نام دارد.

سعي کنيد، فردي صادق، راستگو، خوش‌قول، امانتدار، وفادار و منطقي باشيد. اين صفت‌هاي خوب از شما فردي قابل اعتماد مي‌سازند
پيش از پيدا شدن محبت، عشق و علاقه‌ بين انسان‌ها، ابتدا اعتماد پديد مي‌آيد. پيش از پديد آمدن اعتماد، هيچ‌گونه دوستي يا محبتي اتفاق نمي‌افتد. وقتي به کسي علاقه پيدا مي‌کنيد، پيش از اعتماد به او، نمي‌توانيد علاقه خود را به او ابراز کنيد. و اگر اين کار را بکنيد، احتمال پشيماني شما در آينده بسيار بالا خواهد بود.

پس نياز باعث مي‌شود که با يکديگر ارتباط داشته باشيم و براي ايجاد هر گونه ارتباطي (حتي خريد يک کالا از مغازه)، بايد اعتماد پديد آمده باشد اين اعتماد، گره‌اي است که دوستي‌ها و روابط را به وجود مي‌آورد.

اعتماد چيست؟
اعتماد يعني اطمينان از اينکه طرف مقابل در روابطش با شما، قصد ضربه زدن ندارد. اطمينان از اينکه او نيز شما را دوست دارد. اعتماد يعني رسيدن به شناختي معمولي و معقول درباره ارتباط افراد و تعيين حدود و مرزها براي ايجاد ارتباط.



چگونه اعتماد کنيم؟
يک اصل ديني، اخلاقي و انساني به ما مي‌گويد: «همه افراد خوبند، مگر اينکه بدي آنها ثابت شود.»

اما اين اصل به ما نمي‌گويد که همه افراد به يک درجه خوبند. از طرف ديگر، در هر جامعه‌اي افرادي وجود دارند که ظاهري خوب دارند، اما در باطن چنين نيستند.



بين يک انسان با انساني ديگر، بايد گره‌اي وجود داشته باشد تا آنها بتوانند در کنار هم، با آسايش و اطمينان زندگي کنند. بقاي دوستي‌ها، روابط خانوادگي و زندگي معمولي در اجتماع، در گروي حفظ گره‌اي است که اصلي‌ترين و ابتدايي‌ترين گره براي اجتماعي شدن انسان است و «اعتماد» نام دارد.


گاهي وقت‌ها تجربيات ما در زندگي و ضربه‌ خوردن از افرادي که فکر مي‌کرده‌ايم خوب هستند، نظر ما را نسبت به اصل فوق عوض مي‌کند. عده‌اي از مردم معتقدند. «همه افراد بدند، مگر اينکه خوبي آنها ثابت شود.»

اصل دوم غلط است. علاوه بر اينکه گناه بزرگي به حساب مي‌آيد، باعث مي‌شود ما به سختي به کسي اعتماد کنيم و کم نيستند.

اين‌گونه افراد سختگير که در نهايت، به انزوا و تنهايي روي مي‌آورند و دچار مسائلي مي‌شوند که تنهايي و انزوا براي انسان پديد مي‌آورد. بسياري از مسائلي که از سوي هم‌سن و سال‌هاي شما در ارتباط با دوستي و دوستيابي مطرح مي‌شوند، پيرامون موضوع اعتماد مي‌چرخند. بسياري از شما، چوب اعتمادهاي بي‌جاي خود را خورده‌ايد. پس چه کار بايد کرد؟ آيا بايد به همه اعتماد کرد؟ يا بايد به همه بي‌اعتماد بود؟

به نظر من، همان‌طور که گفتم، در اعتماد کردن بايد به «درجه‌بندي» آدم‌ها بپردازيم. بهتر است شما به جاي سياه (بد) يا سفيد (خوب) ديدن افراد، همه را خاکستري فرض کنيد. يعني همه آدم‌ها را موجوداتي بدانيد که خوبند، اما گاهي هم کارهاي بد انجام مي‌دهند. به‌طور معمول، شما به همه مردم به يک اندازه اعتماد نداريد. آيا شما براي سپردن امانت خود، بيشتر به يک مغازه‌دار اعتماد مي‌کنيد يا به عابري که نمي‌شناسيد؟ بله. شما به يک مغازه‌دار اعتماد بيشتري داريد، چون يک مغازه‌دار براي حفظ اعتبار خودش هم که شده، در امانت شما خيانت نمي‌کند. اما عابري که نمي‌شناسيد، ممکن است دزد باشد.

دومين عاملي که در اعتماد کردن نقش اساسي دارد، عامل «احساس» است. هرگز از روي احساسات عاطفي به کسي اعتماد نکنيد. ممکن است کسي با تاثير گذاشتن روي احساس شما بتواند، گولتان بزند. حتي ممکن است به دليل احساسات عاطفي خود، به کسي دل ببنديد که جدا شدن از او سخت باشد و از قضا، وي فرد نابابي باشد. شما بايد با عقل و منطق، بتوانيد بر احساسات خود چيره شويد.

اعتماد يعني اطمينان از اينکه طرف مقابل در روابطش با شما، قصد ضربه زدن ندارد. اطمينان از اينکه او نيز شما را دوست دارد. اعتماد يعني رسيدن به شناختي معمولي و معقول درباره ارتباط افراد و تعيين حدود و مرزها براي ايجاد ارتباط.

عامل سوم براي اعتماد کردن، تعيين «محدوده» براي آن است. روابط انسان‌ها با هم، براساس بده و بستان است. لبخند مي‌زنيد و لبخند مي‌گيريد؛ غضب مي‌کنيد و غضب مي‌بينيد؛ امانت مي‌دهيد و امانت مي‌گيريد؛ پول مي‌دهيد و کتاب مي‌گيريد. اين بده وبستان دائمي در روابط آدم‌ها، براساس نيازي است که به امکانات همديگر دارند. آنچه مي‌دهيد، بستگي به درجه اعتماد شما دارد و همين باعث محدود کردن اعتماد مي‌شود. لبخند زدن به ديگران محدوديتي ندارد. اما دادن هويت، شخصيت، و محبت کردن به ديگران محدوديت دارد. شما نمي‌توانيد به همه کس اعتماد کنيد. هويت خود را بدهيد تا هويت تازه‌اي بگيريد. شما مي‌توانيد همه را دوست داشته باشيد. وقتي کسي در قبال دوست داشتن شما، چيز‌هاي تازه‌اي مي‌خواهد، بايد ببينيد تا چه اندازه‌اي مي توانيد خواسته او را تامين کنيد. مثلا اسرار خود را نمي‌توانيد براي همه کساني بازگو کنيد که دوستشان داريد.
امام علي (ع) مي‌فرمايند: «با دوستان خود آنقدر در دوستي پيش برويد که اگر روزي دشمن شما شدند، افسوس نخوريد. و با دشمنانتان آنقدر دشمني کنيد که اگر روزي دوست شما شدند، راهي براي اين دوستي باقي مانده باشد.»

مي‌توان از اين جمله، چنين نتيجه گرفت که ما نبايد به‌صورت نامحدود به ديگران اعتماد کنيم. تعداد زيادي از هم‌سن و سال‌هاي شما هستند که از اين مساله شکايت دارند. آنها در دوستي آنقدر بي‌گدار به آب زده‌اند که در مدت کوتاهي، تمام اسرار زندگي خود را براي دوستانشان بيان کرده و آن دوستان متاسفانه رازدار نبوده و تمام اسرار را به نحوي فاش کرده‌اند.

تا جايي که ممکن است، نبايد اسرار خود را حتي نزد صميمي‌ترين دوستانتان بيان کنيد. البته شما گاهي مجبور هستيد، قسمتي از رازهاي خود را با ديگران درميان بگذاريد. اين کار بايد هنگامي صورت بگيرد که مطمئن هستيد، دوستتان راز شما را فاش نخواهد کرد و اطمينان داريد که بيان اين راز، مي‌تواند باعث جلب کمک وي در حل مشکلات شما شود.

روابط انسان‌ها با هم، براساس بده و بستان است. لبخند مي‌زنيد و لبخند مي‌گيريد؛ غضب مي‌کنيد و غضب مي‌بينيد؛ امانت مي‌دهيد و امانت مي‌گيريد؛ پول مي‌دهيد و کتاب مي‌گيريد. اين بده وبستان دائمي در روابط آدم‌ها، براساس نيازي است که به امکانات همديگر دارند. آنچه مي‌دهيد، بستگي به درجه اعتماد شما دارد و همين باعث محدود کردن اعتماد مي‌شود
پس بايد به کسي اعتماد کنيد که او را مي‌شناسيد و بعد، با امتحان کردن او بفهميد، قابل اعتماد است. وقتي به کسي اعتماد کرديد، حدودي براي وي قائل شويد. اين موضوع درباره همه کساني که با شما زندگي مي‌کنند، صادق است.

قابل اعتمادترين افراد، پدر و مادر هستند. برادر و خواهر، در درجه دوم قرار مي‌گيرند. به همين ترتيب، بستگان نزديک مثل، دايي، عمو، خاله و عمه، از نظر درجه اعتماد در رده پايين‌تري قرار دارند. اين درجه‌ بندي‌ها بايد فقط و فقط براساس آگاهي، دانش و تجربه شخص شما صورت بگيرد.

فقط يک نکته ضروري و جدي را به‌طور گذرا يادآوري مي‌کنم که: در اعتماد کردن به جنس مخالف خود، در اين سن و سال که محصل هستيد، بسيار سختگير باشيد.



چگونه اعتماد ديگران را به خود جلب کنيم؟
شما از کسي که مي‌خواهيد به او اعتماد کنيد، چه انتظارهايي داريد؟

فکر مي‌کنم پاسخ شما اينها باشند:

1- مي‌خواهيد با شما صادقانه برخورد کند.

2- مي‌خواهيد هرگز از او دروغي نشنويد.

3- مي‌خواهيد او خوش قول باشد.

4- مي‌خواهيد امانتداري باشد.

5- مي‌‌خواهيد در روابط با شما معقول و منطقي باشد.

6- مي‌خواهيد در پيمان دوستي‌تان وفادار باشد.

و...

چه چيزهاي ديگري از کسي که قصد داريد به او اعتماد کنيد، انتظار داريد؟ حالا براي جلب اعتماد ديگران، سعي کنيد خودتان اين‌گونه باشيد. ديگران نيز انتظار دارند.

سعي کنيد، فردي صادق، راستگو، خوش‌قول، امانتدار، وفادار و منطقي باشيد. اين صفت‌هاي خوب از شما فردي قابل اعتماد مي‌سازند. پس اين صفت‌ها را در خودتان تقويت کنيد. وقتي اين گونه باشيد، قابل اعتماد مي‌شويد؛ به‌خصوص نزد والدين خود. براي مثال فرض کنيد، مي‌خواهيد براي جشن تولد دوستتان به خانه‌اش برويد. بايد جا و مکان، و زمان رفت و برگشتتان را به والدين بگوييد، در رعايت اين زمان‌ها بکوشيد و در سر راه خود به جاي ديگري نرويد. بدون تعجيل، سر وقت برويد و بدون تأخير، سروقت بر گرديد.

قابل اعتمادترين افراد، پدر و مادر هستند. برادر و خواهر، در درجه دوم قرار مي‌گيرند. به همين ترتيب، بستگان نزديک مثل، دايي، عمو، خاله و عمه، از نظر درجه اعتماد در رده پايين‌تري قرار دارند.
با اين کار، صداقت، راستگويي و خوش‌قولي خود را اثبات مي‌کنيد. وقتي والدين شما بدانند که معقول هستيد، براي کار خوب به آنجا مي‌رويد و حواستان هست که اگر در آن مجلس افراد نابابي باشند، شما در آن مجلس نمي‌مانيد يا با آنها ارتباط بر قرار نمي‌کنيد، به شما اعتماد بيشتري خواهند داشت. آنها بايد بدانند که به چهارچوب قوانين خانوادگي خود وفادار هستيد و هرگز کاري نمي‌کنيد که اعتبار و شأن خانواده خود را پايين بياوريد.

شما با تقويت اين شش صفت در خود، قابل اعتماد مي‌شويد؛ براي همه. پس اين قابل اعتماد بودن را در سراسر زندگي خود حفظ کنيد. اعتماد گره محکمي است که پيوند شما را با ديگران پايدار نگه مي‌دارد.
جمعه ۱۲ فرو ۱۳۹۰ ۲۰:۰۶ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 1,443
سپاس کرده: 3,076
سپاس شده: 1,642 در 914 موضوع

امتياز: 251.50

ارسال: #8
RE : چطوردر زندگي مشترک خود موفق باشيم
خانه خود را خوب مديريت كنيم

مديريت خانه، كارى تمام وقت است. متأسفانه در كشور ما اين فعاليت هنوز به صورت علمى تبيين و حوزه و اجزاى آن مشخص و شناخته نشده است.مديريت خانواده كارى مستمر است كه از والدين به خانواده و فرزندان آنها هم تسرى پيدا مى كند. درباره مديريت خانه سلسله مباحثى مطرح است كه به بخشى از آنها اشاره مى شود.
الف) اصول مديريت در خانواده
۱-برنامه ريزى زندگى براساس اهدافى كه شرع، عرف، اخلاق و عقل حكم مى كند.2 - در نظر گرفتن ابعاد مختلف اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى در برنامه ها.۳- اجراى اصل فعاليت هر عضو خانواده به اندازه توان و استفاده هر عضو به اندازه نياز.4- احترام به بزرگترها و توجه به كوچكترها.۵- ايجاد محيطى مناسب به منظور دستيابى به همكارى چندجانبه ميان افراد خانواده.6- تقسيم عادلانه كارها ميان افراد خانواده. 7- توزيع وظايف خانه ميان افراد و آموزش فرزندان براى انجام بهتر كارها به جاى انجام آن كار به وسيله پدر يا مادر.
ب) شيوه مديريت خانواده
طى دو قرن گذشته، علاوه بر شيوه مديريت سنتى، شيوه مديريت مشاركتى نيز مورد استفاده قرار گرفته كه نتايج خوبى داشته است.
وجود قوانين براى ايجاد انضباط در جوامع و گروه هاى انسانى لازم است. ولى در خانواده هايى كه قوانين بدون مشاركت اتخاذ مى شود، هميشه اعضا اين قوانين را تحميلى تلقى مى كنند. اگر مردم و گروه ها در وضع قوانين دخالت داشته باشند، آن را بهتر درك كرده، با انگيزه قوى ترى در اجراى آن مى كوشند و با ديده احترام به آن مى نگرند.
در خانواده هاى جديد، كودكان و نوجوانان، حكم انسان صاحب عقل و احساس را دارند. وقتى به افراد خانواده اين فرصت داده شود كه در تدوين قوانين و خط مشى خانواده مشاركت داشته باشند، آنان احساس بهترى نسبت به خود خواهند داشت.
ج) جلسات خانوادگى
به منظور اجراى يك روش مديريت مشاركتى، لازم است خانواده ها به صورت مرتب جلسات خانوادگى داشته باشند. اين جلسه ها يك گردهمايى منظم و برنامه ريزى شده با شركت همه افراد خانواده است تا در آن اعضا:
*حرف ها و درد دل هاى يكديگر را بشنوند.* كارهاى خانه را بين يكديگر تقسيم كنند.* شكايات خود را عرضه كنند.* اختلاف ها را برطرف كنند.* راه هاى جديدى براى حل مشكلات خانواده ارائه كنند.
د) مقررات شوراى خانواده
مقررات اين شورا مى تواند شامل اين موارد باشد:* همه افراد خانواده در شورا حق اظهار نظر دارند.* همه افراد خانواده در تصميم گيرى شريك هستند.* رياست اين شورا بايد دوره اى و در اختيار افراد بالغ باشد.* پدر، مادر و فرزندان بزرگتر، رياست آن را به ترتيب بر عهده دارند.* شورا بايد دستور كار داشته باشد و برنامه هاى آن از قبل نوشته شده باشد.* جلسات شورا بايد به طور مداوم تشكيل شود.* در مواقع اضطرارى، جلسات فوق العاده تشكيل شود.* حكم شورا بايد براى همه افراد خانواده لازم الاجرا باشد.
و) اجزاى برنامه ريزى در خانواده
اساسى ترين موضوع در تشكيل و بقاى يك خانواده، داشتن هدف مشخص است. هدف نقطه اى است كه كوشش ها براى رسيدن به آن صورت مى گيرد. هدف هاى يك خانواده در درازمدت، ادامه نسل و تعالى اعضا از لحاظ مادى و معنوى است. خانواده در راه رسيدن به اين اهداف اصلى، هدف هاى فرعى و مقطعى ديگرى از قبيل تربيت، آموزش و انتخاب همسر خوب و شغل مناسب براى فرزندان را نيز مدنظر قرار مى دهد.فعاليت هاى اقتصادى به منظور كسب درآمد كافى براى گذران زندگى فعلى و داشتن پس انداز براى ايام پيرى، از جمله هدف هاى مادى محسوب مى شود. در فرآيند دستيابى به اين اهداف خانواده بايد از اصول خاص كه در جامعه داراى ارزش و احترام است، پيروى كند
جمعه ۱۲ فرو ۱۳۹۰ ۲۰:۰۸ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 1,443
سپاس کرده: 3,076
سپاس شده: 1,642 در 914 موضوع

امتياز: 251.50

ارسال: #9
RE : چطوردر زندگي مشترک خود موفق باشيم
مسائلي را که نبايد به همسرتان بگوييد!

آيا ميدانيد براي اينكه روابط زناشويي تان تداوم بيشتري داشته باشد ، همه چيز را نبايد به همسر خود بگوييد ! آيا ميدانيد چه صحبتهايي را بايد به همسر خود بگوييد و چه سخناني را بايد مطرح نسازيد ؟


اولين گام در روابط زناشويي نحوه ي صحبت كردن است ، طرز صحيح صحبت كردن با همسرتان تاثير بسزايي را در روابظ شما ميگذارد البته لازم به ذكر است نه هر صحبتي .
بعضي از خانمها يا آقايان عادت دارند تمام اتفاقاتي را كه در طول روز براي شان اتفاق افتاده است را براي همسر حود تعريف كنند . با اين وجود گاهي اوقات صحبت كردن بسيار خظرناك است و توصيه نميشود كه مدام صحبت نكنيد ، سكوت در بسياري از موارد بهتر از صحبت كردن ميباشد .

در اين مقاله توصيه و پيش نهادهايي را براي شما ارائه خواهيم كرد :

از ديدگاه روان شناسان انسانها از اين منظر به چند دسته تقسيم ميشوند

1- افرادي كه همه مطالب زندگي خود چه در حال ، چه در گذشته را براي همسران خود بازگو ميكنند به بلوغ فكري نرسيده اند ، ذهنشان مانند دوران نوجواني شان عمل ميكند كه عادت داشتند همه چيز را براي خانواده خود تعريف كنند .

2- افرادي كه در تعاريف خود ، صحبتهاي شان اغراق ميكنند و حتي گاهي وقتها به دروغ نيز متوسل ميشوند ، افرادي هستند كه اعتماد به نفس كمي به خود دارند ، با اين كار قصد دارند تا اعتماد به نفس خود را افزايش دهند . امروزه پيوند بين زوجهاي با ازدواجهايي كه در سابق صورت ميگرفت كاملا متفاوت ميباشد . در زمان امروز اكثر زوجين هر دو با هم به كار بيرون از خانه اشتغال دارند ، زمان كمي را براي صحبت كردن با يكديگر دارند ، هنگامي كه فرصتي براي صحبت كردن پيش ميآيد در اغلب موارد راجع به كار بيرون از خانه ي خانم يا آقا ميگذرد ، به ندرت پيش ميآيد كه زوجين در مورد رابطهي خودشان ، زندگي دو نفره اي يا چهار نفرهاشان به صحبت بنشينند .

حال به توضيح اين موضوع ميپردازيم كه چرا نبايد تمام صحبتهاي خود را به همسرتان بازگو كنيد ؟ اين سوال چندين پاسخ دارد

1- از ديدگاه بعضي از روانشناسان افرادي كه گذشته تلخ و سخت داشته اند بايد توجه كنند كه ، هنگامي تجربه هاي تلخ گذشته بايد چراغ راه آينده باشد و بس. سعي كنيد با گذشته هاي تلخ تان خداحافظي كنيد و با عنوان كردن تجربه ها ذهن همسر تان را مغشوش نكنيد . توجه كنيد كه شما ديگر در دوران مجردي به سر نميبريد ، شما تشكيل خانواده داده ايد و از همان روز اول كه وارد زندگي زناشويي ميشويد بايد سعي كنيد همهي گذشته ي خود را فراموش كنيد ، و الان زمان آن است كه زندگي دو نفره ي كه در آينده خواهيد داشت فكر كنيد ، صحبتهايتان نيز بايد حول زندگي مشتركتان باشد نه گذشته تلختان .

2- اگر از اشتباهات گذشته عبرت گرفته ايد و تحول خاصي در رفتارتان ايجاد كرده ايد لزومي به بازگو كردن اشتباهات گذشته تان نيست چون ممكن است بر ديدگاه طرف مقابل به شما اثر منفي بگذارد و يا برخي قابليت هاي فعلي تان ناديده گرفته شود. مگر در مواردي كه بازگو كردن تجربه شما ميتواند مانع تكرار اشتباه براي طرف مقابلتان شود.

3- صحبتهايي را از گذشته ، حال براي همسرتان باز گو و تعريف كنيد اما سعي كنيد وارد جزييات نشويد ، مسائل را براي او كاملا باز نكنيد و نشكافيد .


چه صحبتهايي را نبايد مطرح كرد

1- اسرار تان را به همسرتان نگوييد .منظور از اسرار چيست ؟
مشكلاتي كه در دوران قبل از ازدواج برايتان بوجود آمده و بازگو كردن آن تنها باعث مشغول كردن ذهن همسرتان ميشود. نا گفته نماند كه مسائلي است كه گفتن آنها به همسرتان ضروري است مثلا تجربه نامزدي ناموفقي اگر در گذشته داشته ايد به همسر تان بگوييد اما آيا واقعا لازم است همسرتان از جزئيات آن مطلع باشد؟ مشكلاتي كه با پدرو مادر، خواهر يا برادر تان داشته ايد و عنوان كردن آنها به ديدگاه همسرتان نسبت به خانواده تان خدشه وارد ميكند ، كمبودهايي كه در زندگي با آنها مواجه بوده ايد ، رنجها و مشقتهايي را كه متحمل شده ايد ، و مسائلي مانند اين موضوعات بهتر است بازگو نكنيد.

2- اگر زماني به همسرتان ، رفتارهايي كه انجام ميداده شك كرديد و در وفاداريش نسبت به خودتان مردد بوديد
هرگز اين موضوع را مطرح نسازيد ، زيرا ممكن است شما به اشتباه چنين فكري را داشته بوديد در اين صورت احساس وفاداري كه بين شما و شوهرتان وجود داشته است در همان زمان از بين ميرود .
جمعه ۱۲ فرو ۱۳۹۰ ۲۰:۱۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 1,443
سپاس کرده: 3,076
سپاس شده: 1,642 در 914 موضوع

امتياز: 251.50

ارسال: #10
RE : چطوردر زندگي مشترک خود موفق باشيم
وقتی صحبت از خوشبخت شدن می شود. بسیاری از مردم تصور می کنند که برای رسیدن به این هدف آنها فقط به

سطح زندگی بالا نیاز دارند. آنها سطح زندگی را با کیفیت زندگی اشتباه می کنند. واقعیت این است که سطح زندگی با

سطح خوشبختی رابطه اندکی دارد. تحقیقات بسیاری وجود دارد که نیاز به رابطه مهرآمیز میان همسران را ثابت کرده اند.

اثرات جدایی پیش هنگام در کودکانی که به عللی به مرکز نگهداری از کودکان سپرده شده اند یک مثال مشهور در

روانشناسی و حاکی از تأثیر شگفت آور یک رابطه مهرآمیز بین کودک و مربی یا مادر یا پرستار دائم اوست.

به شریک زندگی خود توجه کنید. نفس عمل توجه و مراقبت از یک موجود زنده است که به سلامتی شما کمک می کند. و نیازهای عاطفی شما را از

جهت نیاز به مراقبت ارضاء می کند. این فقدان احساس علاقه تنها برای کودکان زیان بخش نیست بلکه بزرگسالان را نیز تحت تأثیر قرار می دهد.


بنابراین لازم است تا در رابطه همسران برخی فعالیت های توأم با علاقه را به عنوان بخشی از رفتارهای مراقبتی خود به حساب آورید.


دارا بودن رابطه ای همراه با علاقه و داشتن سوژه ای برای عشق ورزیدن به دارای اثرات مثبتی برای روان شخص خواهد

داشت. و آرامش را برای او می آفریند. یکی از عواقب مثبت داشتن چنین رابطه ای کاهش استرس است. دوست

داشتن شریک زندگی استرس را کاهش می دهد. به یاد داشته باشید که رابطه خود را بارور کنید. به شریک زندگی خود

توجه کنید. نفس عمل توجه و مراقبت از یک موجود زنده است که به سلامتی شما کمک می کند. و نیازهای عاطفی

شما را از جهت نیاز به مراقبت ارضاء می کند.

در عین دارا بودن رابطه ای گرم، مورد توجه و با عنایت او را در تصمیم گیری ها و انتخاب ها آزاد گذارده و قدرت ها و مهارت های شخصی را از او سلب نکنید.

مسلماً این مراقبت حسی گرم و مهربان را در طرف مقابل یعنی همسر شما به وجود می آورد که نسبت به لحظات شما

حساس بوده و خواستهای عاطفی و روانی شما را پاسخگو باشد. در زمینه ایجاد یک رابطه مهرآمیز همواره سعی کنید

اعتدال را رعایت کنید و آن را به رابطه مراقبت های مادرانه سوق ندهید. شما می توانید در عین دارا بودن رابطه ای گرم،

مورد توجه و با عنایت او را در تصمیم گیری ها و انتخاب ها آزاد گذارده و قدرت ها و مهارت های شخصی را از او سلب

نکنید. بلکه به استقلال او کمک کنید و آزادی رأی و نظر و سلیقه را در او تشویق نموده و مورد استقبال قرار دهید. به این

طریق گامی هم در جهت خودشکوفایی او برداشته اید که خود تأثیراتی عظیم را در روابط احساسی طرفین به وجود

خواهد آورد.
جمعه ۱۲ فرو ۱۳۹۰ ۲۰:۱۱ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.