به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

قــــــــــــاصدک.....

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 238
اعتبار: 12
سپاس کرده: 352
سپاس شده: 380 در 214 موضوع

امتياز: 590.38

ارسال: #1
قــــــــــــاصدک.....
قاصدک هان چه خبر آوردی؟

از کجا وز که خبر آوردی ؟

خوش خبر باشی اما

گرد بام و در من، بی ثمر می گردی

انتظار خبری نیست مرا!

نه ز یاری نه ز دیار ودیاری

آری برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس

برو آنجا که تو را منتظرند

قاصدک در دل من همه کورند و کرند

دست بردار از این دروطن خوش غریب

قاصدک تجربه های همه تلخ

با دلم می گوید که دروغی تو دروغ

که فریبی تو فریب

قاصدک هان ولی آخر ای وای

راستی آیا رفتی با باد وطن

کجا رفتی آی

راستی آیا جایی خبری هست هنوز

مانده خاکستر گرمی جایی؟

در اجاقی طمع شعله نمی بندم

قاصدک ابرهای همه عالم شب وروز در دلم می گریند

قاصدک

قاصدک گفته بودم که دگر نیست مرا انتظارخبری

باز اما تو چنین پر شتاب پر غرور از چه روی از برم می گذری؟

قاصدک ,قاصدک گفته بودم که مرا نیست,تمنای کسی

در دلم نیست به جز مهر نیاز وهوسی

گفته بودم که دگر من نروم سوی کسی

گفته بودم که به ماتم کده ام نیست حتی امیدی به حضور مگسی

باز اما تو چرا؟تو چرا بر سر راه منم در گذری

قاصدک ,خسته ,پریشان ودلم غمگین است

رو به هر سوی نمودم اما هیچ جا نیست مرا هم نفسی

نیست فریاد رسی

قاصدک پرتو مرگ به روی دل من سنگین است

سایه ی جانم بربود دل تنهای من اما از آن چه کسی خواهد بود؟

از آن چه کسی خواهد بود ؟

قاصدک حس تنهایی و بی یاوری ام بیش نمودی و رفتی

گفته بودم که نیا ,گفته بودم برو آنجا که چشمی وگوش با کس

برو آنجا که تورا منتظرند

تو که خود فهمیدی

تو که خود فهمیدی

در دل من همه کورند وکرند

باز اما ز چه روی آمده ای ؟

قاصدک ,قاصدک آمدی گفتی که هیچ خبری نیست زکس

گفتی اما چه کنم؟چه کنم؟باورم نیست که که نیست هیچ کس را خبرم

هیچ کس از دلم آگاه نشد

هیچ کس با درد من آشنا نشد

هیچ کس همدم وهمیار نشد ,قاصدک ,قاصدک

نور مهتاب حرامت نشود ,

خیز تا صبح دگر باز رسد ,خیز وبال پر خود را بگشا

دل وجانم بستان

پر گش و با خود بر

قاصدک دل من سخت اسیر است

دل من سخت گرفته است

نیست تابم که ببینم تو چنین خسته ورنجورشوی

بال پرکش به دیاری دیگر سوی یاری دیگر

نیست امید مرا روز وصالی دیگر

قاصدک قاصدک در به در کوچه ی غم

قاصدک بی خبر از رنج دلم

قاصدک,قاصدک بی خبرم

قاصدک قاصدک بی خبرم زود رد شو ز برم

زود رد شو ز برم



امضا كاربر
سه شنبه ۱۶ فرو ۱۳۹۰ ۱۶:۳۶ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از mirhadi60 سپاسگزاری کرده است. shayeste
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.