به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید

تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان / تالار عمومی / انجمن خانه و خانواده / تالار خانه و خانواده / كودكان v / تعلیم و تربیت کودکان

نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تعلیم و تربیت کودکان

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 15,594
اعتبار: 252
سپاس کرده: 7,731
سپاس شده: 12,330 در 5,159 موضوع

امتياز: 1,161,042.79

ارسال: #1
تعلیم و تربیت کودکان
رفتار با کودکان در مرحله ی طفولیّت



کودکان در دوران طفولیّت به تربیت و مراقبت ویژه ای نیاز دارند. به نکته هایی در این باره توجّه کنید:
ـ کودک در هفته ها و ماه های اوّل تولّد به تغذیه، پرستاری و مراقبت خاص، نیاز دارد. این مسئله نه فقط سبب رشد و سلامت او می شود بلکه زمینه های آسایش و آرامش روانی او را نیز فراهم می کند.
ـ برای سلامت روانی و شخصیّتی فرزند خود، به خصوص در سال اوّل زندگی، محیطی آرام فراهم کنید. رابطه ی مادر و کودک باید طوری باشد که آرامش او را به هم نزند و مشکلی برای او به وجود نیاورد.
ـ طفل خود را به تمرین های حرکتی تشویق کنید. به او کمک کنید تا از عضوهای خود بیشتر و بهتر استفاده کند. بعد از این که فرزندتان توانایی راه رفتن را به دست آورد، محیطی را برای زندگی در اختیار او قرار دهید تا در کمال آرامش و آسایش به سر ببرد.
ـ تا جایی که می توانید با کودک صحبت کنید و رابطه ی کلامی با او برقرار نمایید. امّا قبل از دو سالگی او را به سخن گفتن وادار نکنید و اجازه دهید در حدّ توانایی خود سخن بگوید.
ـ به کودک، اجازه ی بازی کردن بدهید و زمینه ی مناسبی را برای بازی های گوناگون و مورد علاقه ی او فراهم کنید.
ـ تا جایی که امکان دارد کودکان را در زمان طفولیّت به مهدها و سایر مراکز نگهداری نفرستید. رابطه ی مادر و کودک به خصوص در دو سال اوّل زندگی برای سلامت و رشد روانی کودک بسیار مهم است.
بیایید با کودکان خود در مرحله ی طفولیّت به گونه ای رفتار کنیم تا زمینه های ترقّی و رشد استعدادهای آنان در دوره های سنّی بالاتر فراهم شود.

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
سه شنبه ۱۶ فرو ۱۳۹۰ ۱۶:۵۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 15,594
اعتبار: 252
سپاس کرده: 7,731
سپاس شده: 12,330 در 5,159 موضوع

امتياز: 1,161,042.79

ارسال: #2
RE : تعلیم و تربیت کودکان
اصیل ترین روش های تربیتی
اگر می خواهید فرزندتان در برابر مسوولیت های خود بی توجه نباشد، در قبال مسوولیت های او بیش از حد حساسیت نشان ندهید.
اگر می خواهید زودتر به هدف های تربیتی تان برسید، آهسته و تدریجی حرکت کنید.
معمولا پدران و مادران براثر حمایت و محبت، نمی توانند کودک را بقدر کافی به خود واگذارند. در محبت کردن، میانه رو باشید، زیرا بنای تربیت متعالی براساس محبت متعادل پایه ریزی می شود.
ما نباید کودک را «دانش اندوز» بار آوریم، بلکه باید او را در برابر صحنه ها و تجربه هایی قرار دهیم که خود بیندیشد و دریابد وگاه با احتیاط و به اندازه، او را راهنمایی کنیم تا به جای «اندیشه آموزی»، «اندیشه ورزی» را پیشه کند.ژرف ترین و پایدارترین آثار تربیتی، در غیرمستقیم ترین روش های تربیتی است.در تربیت اصیل، الگوهای عملی، مؤثرتر از آموزش های گفتاری هستند.اصیل ترین روش های تربیتی، طبیعی ترین، ساده ترین و صمیمی ترین آنهاست.
تربیت واقعی کودک، باید خود انگیخته به جای دگرانگیخته، طبیعی به جای تصنعی، اکتشافی به جای اکتسابی، تدریجی به جای دفعی، درونی به جای برونی و تجربی به جای ذهنی باشد.
کودک باید به گونه ای تربیت شود که کار خوب به آسانی از او سر بزند، نه این که با اکراه به آن تن دهد.
هر فردی به همان اندازه موفق است که می خواهد. خواستن و نیاز به موفقیت را در کودک زیادکنید، زیرا احساس نیاز به پیشرفت، مهم تر از دستیابی به پیشرفت است.
کیفیت ارائه مفاهیم تربیتی، مهم تر از کمیت آن است. پیام های تربیتی اثرگذار حتی اندک، بهتر از پیام های طولانی و پی درپی است.
هدف تربیت، پرورش و تقویت حس کنجکاوی کودک است. این حس در فطرت کودک به ودیعه نهاده شده است. مربی با تحریک آن، زمینه پیدایش و تقویت آن را فراهم می آورد.
یکی از هنرهای اصلی در تربیت کودک، انتقال مهارت خویشتنداری به اوست تا بتواند در میانه بحران ها، بی ثباتی ها و سختی های زندگی، یک پارچگی، پایداری و تعادل خویش را حفظ کند.کودک باید در دوران کودکی بقدر کافی کودکی کند. هرگونه شتاب زدگی برای خروج زودرس از این مرحله، به تاخیر در رشدیافتگی و بزرگمنشی او می انجامد.
تربیت کودک یکی از کهن ترین هنرها و جدیدترین دانش هاست. ترکیب این هنر سنتی با دانش مدرن، مهارتی ظریف را می طلبد.تربیت کودک باید براساس دو محور متفاوت و در عین حال وحدت یافته شکل گیرد.
یکی، سهل گیری و واگذاری و دیگری، سختگیری و کنترل با رعایت حد اعتدال. رمز بزرگ و هنر ظریف در برقراری ارتباط میان این دو شیوه متضاد، پرورش متعادل کودک در دست یابی به شخصیت رو به کمال است.
زندگی در گذر است. کودکان این گل های باغ زندگی زاده می شوند و لحظه لحظه رشد می کنند و تو ای مادر! ای پدر! ای باغبانان عشق! اگر نسیم مهرتان برآنان نوزد؛ اگر دست محبتتان این گل ها را ننوازد؛ اگر پر و بالتان برایشان گشوده نشود و اگر از سرچشمه زلال عشقتان سیراب نشوند، خواهند پژمرد و آن روز اشک جانسوز باغبان خواهد بود که با دست های خود، گل های زندگی اش را پرپر می کند. شما را به خدا به این گل ها برسید. فردا دیراست

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
سه شنبه ۱۶ فرو ۱۳۹۰ ۱۶:۵۴ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 15,594
اعتبار: 252
سپاس کرده: 7,731
سپاس شده: 12,330 در 5,159 موضوع

امتياز: 1,161,042.79

ارسال: #3
RE : تعلیم و تربیت کودکان
دوگانگی تربیتی یعنی چه؟
گاهی خانواده ها به دلایل گوناگون مجبور می شوند فرزندان خود را صبح ها قبل از رفتن به سرکار به مادربزرگ و پدربزرگ ها بسپارند و عصرها به دنبالش بروند. به این ترتیب بار اصلی تربیت کودک بر شانه مادربزرگ ها می افتد. اما نکته مهم تر آن است که کودک در معرض دو شیوه تربیتی گوناگون و گاه متضاد قرار می گیرد.
در زمان هایی که کودک مراقبان متعددی دارد، مشکل های رفتاری بیشتر پیش می آیند. به عنوان نمونه مادربزرگ ها سعی می کنند به نوه خود بیشتر محبت کنند و هرگز به او «نه» نمی گویند. آنها با باج دادن به کودک، باعث می شوند کودک رفتار بد خود را ادامه دهد. به عنوان نمونه کودک بدون هیچ قانون و مقرراتی، به منزل مادربزرگ می رود و دیگر از آنجا خارج نمی شود و حتی شب برای خواب هم با گریه و زاری می خواهد که آنجا بماند.
در اینجا، به عنوان پدر و مادر باید به آنها بگوییم که چگونه با فرزند ما رفتار کنند و به آنها بفهمانیم که از چنین رفتاری خوشحال خواهیم شد. در این صورت کودک با روش تربیتی یکسان روبه رو می شود و بهتر می توان او را تربیت کرد.
البته چنین دوگانگی تربیتی ای در مهدکودک هم تا حدودی رخ نمی دهد. بچه ها در مهدکودک قانون مند می شوند. چنین کودکانی مهارت اجتماعی بالاتری دارند. اما با این حال ممکن است بعضی کودکان در مهد کودک خوش رفتار باشند اما در خانه رفتارهای نامناسبی نشان دهند. چنین کودکانی ممکن است اعتماد به نفس کمی داشته باشند. به همین دلیل در مهد رفتار خوبی دارند اما در خانه که مرکز توجه والدین هستند رفتار نامناسبی نشان می دهند.
سرانجام اینکه این دوگانگی تربیتی در بچه های تک فرزندی می تواند نمود بیشتری داشته باشد. اما واضح است که بچه تک یا نوه تک از همه طرف توجه؛ حمایت و محبت زیادی می گیرد. دریافت بی حد و مرز عشق و محبت و علاقه و توجه، می تواند تربیت کودک را مختل کند. به عنوان نمونه اگر کودک بدون هیچ دلیلی دایم پاداش و جایزه بگیرد، اثر بدی روی رفتارش می گذارد. گاهی اوقات، بزرگ ترها که می خواهند عشق و علاقه خود را به کودک نشان دهند، با دلیل و بی دلیل برای کودک هدیه می خرند. اما ما باید از آنها بخواهیم خریدن جایزه را برای مناسبت های خاصی بگذارند وگرنه کودک همیشه طلبکار خواهد بود. برای چنین کودکانی راه تشویق بسته شده و نمی توان از جایزه برای اصلاح رفتارهای بد آنها بهره برد.
کودک باید متوجه شود که ما به عنوان پدر و مادر او تعیین کننده هستیم که آیا او لیاقت دریافت جایزه ای را دارد یا نه؟ نباید ترس از جیغ و فریاد یا لگد زدن کودک، باعث شود که در عقیده خود تجدیدنظر کنیم. ثبات رفتار و حرف ما، بهترین راه برای اصلاح رفتار کودک است.

دکترمیترا حکیم شوشتری
فوق تخصص روان پزشکی کودک و نوجوان و عضو هیئت علمی دانشگاه

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
سه شنبه ۱۶ فرو ۱۳۹۰ ۱۶:۵۶ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 15,594
اعتبار: 252
سپاس کرده: 7,731
سپاس شده: 12,330 در 5,159 موضوع

امتياز: 1,161,042.79

ارسال: #4
RE : تعلیم و تربیت کودکان
حتی به کودکان هم می توان اعتماد به نفس تزریق کرد
وقتی فرزندتان کم سن است چطور می توانید به افزایش اعتماد به نفس او کمک کنید؟این ها راهکارهایی برای رسیدن به این هدف است.
▪ به نیازهایش پاسخ دهید
مسلم است که شما این کار را همیشه انجام می دهید. هر بار که او به خاطر شیطنتش زمین می خورد و گریه می کند، سپس شما او را بغل می کنید، فقط به معنای آرامش دادن به او نیست. به او نشان می دهید که توجه دارید و نیازهایش را درک می کنید و او احساس اهمیت داشتن خواهد کرد.
▪ برای او محیط مناسب ایجاد کنید
وقتی هدف؛ ایجاد اعتماد به نفس در کودک باشد، سر و صدای کودک وقتی با هیجان می گوید: من این کار را انجام دادم، ابزار قدرتمندی خواهد بود. یک نوزاد چند ماهه که تلاش می کند عروسک معلق اش در حلقه بازی را به چنگ بیاورد، وقتی این کار را انجام می دهد بسیار هیجان زده می شود. دفعه بعد او را در زمین بازی اش طوری قرار دهید که به دست آوردن عروسک اش به سادگی دفعه قبل نباشد. شاید کودک در ابتدا ناامید شود ولی تلاش می کند تا بالاخره در این مبارزه برنده شود. اینگونه است که اعتماد به نفس در کودک شکل می گیرد. شما راهی را جلوی پایش می گذارید که هر بار حس پیشرفت به او دست دهد.
▪ تشویقش کنید
وقتی کودک دست از تلاش برای جای دادن شکل در قالبش دست نمی کشد یا زمانی که هر بار برای ایستادن تلاش می کند به زمین می افتد.باید او را تشویق کنید و مثلا به او بگویید: تقریبا دیگه تمومه، دوباره تلاش کن، تو می تونی عزیزم. اینگونه کودک حس می کند که امنیت دارد و اعتماد به نفس در او ایجاد می شود تا دوباره تلاش کند. او را در آغوش بگیرید تا حس کند که ارزش پذیرفته شدن را دارد حتی اگر در کارش موفق نباشد.
▪ خودتان هم اعتماد به نفس داشته باشید
هر بار که کودک شما می شنود شما به خود می گویید: من خیلی چاقم یا هرگز در ریاضی موفق نبودم، درباره توانایی ها و ظاهر خود دچار تردید می شود. وقتی والدین به خود اعتقاد داشته باشند، احتمال بیشتری وجود دارد تا کودکان نیز اعتماد به نفس بیابند.نا امیدی، ضربه، شکست و اشتباهات به ما یاد می دهند تا چطور در هنگام نیاز و سختی ها از خود انعطاف نشان بدهیم پس کودک را همواره زیر سپر خود نگیرید و بگذارید تا تجربه کردن را بیاموزد.
▪ به او اجازه عصبانیت، غم و ناامید شدن بدهید
انتظار پسرفت در فعالیت هایش را داشته باشید برای مثال اگر کودک شما که می خواست همیشه کارهایش را خودش انجام دهد، اکنون می خواهد شما به او غذا دهید، شاید می خواهد احساس کودکی خود را و احساس این که به او محبت دارید را تجربه کند پس این مساله را بزرگ نکنید.

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
سه شنبه ۱۶ فرو ۱۳۹۰ ۱۶:۵۷ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 15,594
اعتبار: 252
سپاس کرده: 7,731
سپاس شده: 12,330 در 5,159 موضوع

امتياز: 1,161,042.79

ارسال: #5
RE : تعلیم و تربیت کودکان
۱۰ قدم برای رفع لکنت زبان کودکان
در صورتی که کودک شما ۵ سالش تمام شده و لکنت زبان دارد، موارد زیر می تواند در حل مسئله به شما کمک کند:
۱) اولین نکته برخوردی صمیمانه، آرام و عادی با کودک است. هیچ وقت برای مشکلش دلسوزی نکنید؛ با این کار به اعتماد به نفس اش آسیب زده اید.
۲) هرگز از نحوه صحبت کردن او تقلید نکنید؛ حتی زمانی که می خواهید مشکلش را برایش توضیح دهید.
۳) با او نحوه تنفس صحیح را تمرین کنید؛ ورود هوا از بینی و خروج آن از دهان.
۴) به او آموزش دهید که شمرده و آرام صحبت کند و مراقب وضعیت تنفسی خودش باشد. این کار را با او تمرین کنید. در تمرینات از کلمات و جملات ساده شروع کنید و بعد به تدریج بر دشواری آن بیفزایید.
۵) اگر فرصت کافی ای برای تمرین ندارید، از او بخواهید خودش هر روز روبه روی آینه تمرین هایی را انجام دهد.
۶) به او یاد دهید که در زمان صحبت، ابتدا جملات را در ذهنش مرتب کند و بعد از نظم دادن، به آرامی آنها را بیان کند.
۷) هیچ وقت به جای او صحبت نکنید؛ مشوق او برای حرف زدن باشید. از جمع بچه ها یا افراد آشنا شروع کنید و بعد در بیرون از خانه برای او موقعیت هایی را فراهم کنید که شروع کننده صحبت باشد تا ترس او از صحبت کردن نیز کاهش یابد.
۸ ) حس مشارکت و همکاری را در او تقویت کرده و او را تشویق به شرکت در کارهای گروهی کنید.
۹) مهم ترین و تاثیرگذارترین عاملی که باعث تداوم لکنت می شود، پایین بودن اعتماد به نفس است. برای حل این مشکل مسئولیت هایی را که می دانید فرزندتان از عهده آنها برمی آید، به او بسپارید.
۱۰) توجه داشته باشید در صورتی که مشکل کودک شدید است، بهتر است از متخصصان گفتاردرمانی کمک بگیرید.

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
سه شنبه ۱۶ فرو ۱۳۹۰ ۱۶:۵۸ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 15,594
اعتبار: 252
سپاس کرده: 7,731
سپاس شده: 12,330 در 5,159 موضوع

امتياز: 1,161,042.79

ارسال: #6
RE : تعلیم و تربیت کودکان
جدا شوید اما خبر چین نسازید
● در مورد مراقبت از کودک در زمان طلاق والدین
با این وجود که طلاق و جدایی همواره امری تلخ و دردناک است، زمانی که پای فرزند به زندگی زوجی جوان باز می شود، باید طلاق را به عنوان آخرین راه حل در نظر گرفت. البته در برخی مواقع، این موضوع، امری اجتناب ناپذیر است و شاید تنها راه حل موجود باشد. به هرحال، در این برهه زمانی، چند نکته کلیدی وجود داردکه پدر و مادر با درنظر گرفتن شان، می توانند از آثار بد جدایی در روان فرزندشان کاسته و موضوع را برای او قابل هضم تر و کم اثرتر کنند.
پدر و مادر جوان باید این نکته را درنظر داشته باشند که فرزند درجدایی آن ها تقصیری بر گردن ندارد. فرزندان همیشه می خواهند رضایت والدین شان را جلب کنند و در این میان، گاهی وقت ها به عنوان عامل جدایی والدین مورد سرزنش قرار می گیرند که البته چنین طرزفکری اصلا صحیح نیست. اگر کودک حس کند که خودش دلیل جدایی مادر و پدرش است، این ممکن است موجبات افسردگی و خشونت شدید در او را فراهم آورد.
نکته دوم این است که از صدا کردن نام همسرتان با لحن بد در مقابل کودک خودداری کنید و سعی کنید، حتی الامکان از جرو بحث کردن مقابل فرزندتان پرهیز کنید. همیشه این نکته را درنظر داشته باشید که همسری که در آستانه جدایی از او هستید، پدر یا مادر فرزند شماست و این جدایی فقط و فقط میان شما و همسرتان صورت نخواهد گرفت؛ وقتی شما همسرتان را با لحن بدی مقابل فرزندتان صدا می زنید، تنها کسی که در این میان ضربه عاطفی می خورد، همسرتان نیست؛ فرزند شما بسیار حساس تر است...
هرگز از فرزندتان نخواهید که برایتان جاسوسی کند و به شما بگوید که همسرتان در مورد شما چه چیزهایی به او گفته! چرا که این امر، کودک را درشرایط سخت و عذاب آوری قرار می دهد. به این نکته توجه کنید که او فرزند شماست، نه عامل ستون پنجم! زمانی که شما از فرزندتان می خواهید در این میان خبرچینی کند، درحقیقت او را وادار به دروغ گویی می کنید؛ چراکه کودک برای دفاع از همسرتان و بهبود شرایط، به دروغ رو می آورد.
اگر پس از ترک همسرتان، برای زمان محدودی (چند ساعت، یا یک روز در هفته) درخصوص دیدار فرزندان تان توافق کرده اید، حتما در این زمان به دیدار آن ها بروید و هرگز به آنها نگویید که درگیر کاری هستید و به دیدارشان نخواهید رفت؛ چرا که زمانی که والدین از هم جدا می شوند، زندگی کودکان به اندازه کافی دچار بحران و اغتشاش می شود. پس سعی نکنید، با حضوری کم رنگ در زندگی فرزندان تان، به این اغتشاش دامن بزنید. به این نکته هم توجه کنید که به رغم تمامی احساسات شخصی تان، کودک شما مثل قبل دوست تان دارد و به محبت و حضور شما، هر چند برای مدتی محدود، نیازمند است.
این دیگر به هماهنگی میان سیستم حاکم بر منزل شما و منزل همسرتان پس از طلاق برمی گردد. درست است که در هر خانه ای، قوانین خاصی حاکم است، ولی سعی کنید، قوانین خاصی را در هر دو خانه حکم فرما کنید.
هرچه میزان تشابه این قوانین در منزل شما و منزل همسرتان بیشتر باشد، روند پرورش فرزندتان، قابل قبول تر و بهتر خواهد بود. از جمله قوانینی که بهتر است در هر دو منزل مشابه هم باشند، ساعت خواب فرزندان، نوع فیلم هایی که فرزندان اجازه تماشای آن را دارند و غذاهایی است که باید از آن ها پرهیز کنند.
پدر و مادر، حتی پس از جدایی هم باید روند مشابهی را در تربیت فرزندانشان دنبال کنند و قوانین مشابهی را برای کودکان اعمال کنند، تا این نکته سبب گرایش بیشتر فرزند، به یکی از والدین، به دلیل بهره گیری از آزادی بیشتر نشود. اگر هم شما از عملکرد همسر سابقتان در باره مواردی که در منزلش و درمورد تربیت فرزندان به کار می گیرد، ناراضی هستید، با او صحبت کرده، سعی کنید متقاعدش کنید و به راهکار مشترکی برسید تا فرزندانتان هم بتوانند در این میان و در منزل هر دو نفر، احساس امنیت و راحتی بیشتری کنند.
مهم ترین نکته در تمام این مدت و حتی پس از آن که والدین از هم جدا شدند، این است که فرزندان تان بدانند شما آن ها را دوست دارید.
با آن ها صحبت کنید و به آن ها توضیح دهید که در این جدایی تقصیری نداشته اند و طلاق تصمیمی بوده که توسط شما و پدرشان اتخاذ شده است. البته این هم گفتنی است، که باید مطمئن باشید، با وجود آن که شما به فرزندانتان گوشزد می کنید که در این طلاق مقصر نبوده و نقشی نداشته اند، آن ها باز هم خود را در این رابطه سرزنش خواهند کرد...

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
سه شنبه ۱۶ فرو ۱۳۹۰ ۱۶:۵۹ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 15,594
اعتبار: 252
سپاس کرده: 7,731
سپاس شده: 12,330 در 5,159 موضوع

امتياز: 1,161,042.79

ارسال: #7
RE : تعلیم و تربیت کودکان
توانمندترین فرزند را داشته باش
● پرورش اعتماد به نفس در کودکان و نوجوانان
کودکان قدرت تصمیم گیری را در خانه می آموزند یعنی جایی که بیشترین وقت خود را در آنجا سپری کرده، کارها و فعالیت های گوناگونی را تجربه می کنند.
والدین می توانند با پر بار کردن فعالیت های روزمره کودکان در خانه و آموزش آنان در سنین مختلف، موجب رشد شخصیت و توانایی های فرزندانشان شوند.
دکترهای روان شناسی ضمن تمرکز بر جنبه های مختلف زندگی کودک (از تولد تا نوجوانی) توجه به نکات زیر را مهم می داند:
۱) اعتماد کردن
اساس اعتماد به دیگران از سنین پایین و از طریق توجه و رسیدگی به نیاز های اولیه نوزاد و کودک خردسال شکل می گیرد.
۲) خود پیروی
کودکان از سنین ۲ سالگی به بعد می توانند مفهومی از زمان و مکان را در ذهن خود تجسم کنند. با توجه به این موضوع می توان از همان ابتدا با جلب اعتماد و اطمینان کودک، موجب تقویت حس ثبات در او شد. برای مثال، مادر می تواند از طریق اطمینان بخشیدن به فرزندش، که در غیاب او جایی نخواهد رفت و او می تواند بعد از بازی دوباره نزد مادرش باز گردد، اعتماد کودک را جلب کند و یا اگر قولی به فرزند خود می دهد و قراری با او می گذارد، خوب است با انجام آن اعتماد کودک را جلب کند. زیرا نحوه پاسخ دهی کودکان ۲ سال به بالا، بر اساس نحوه پاسخ دهی والدین و اطرافیان شکل می گیرد.
۳) صلاحیت و شایستگی
کودکان در سنین ۹ ۳ تمایل به بازی های جمعی و گروهی دارند. آنها می خواهند با کسب اعتبار برای خود، موجودیتشان را در بین افراد خانواده نشان دهند. میزان صلاحیت و شایستگی کودکان ارتباط مستقیمی با اعتماد به نفس آنان دارد.
۴) هویت
با رسیدن به سنین ۱۹ ۱۰ سالگی نیاز نوجوان به اعتماد کردن به سایرین و محیط اطرافش افزایش می یابد و قصد دارد با کسب توانایی ها و شایستگی های مختلف بر آن تسلط یابد. ویژگی مهم این دوره احساس خودمختاری است. یک نوجوان نمی داند کاری که انجام می دهد درست است یا خیر؟ در عین حال، علت نیاز به تایید شدن از سوی والدین و مربیان خود را درک نمی کند. آنها درصدد کسب هویت مستقلی هستند و می خواهند برای زندگی آینده خود تصمیم بگیرند. گاهی والدین تصور می کنند فرزندانشان آنها را رها کرده اند. در حالی که باید
با فراهم آوردن شرایطی که موجب رشد خود پنداره فرزندشان شود، آنان را در شناخت ویژگی های فردی شان یاری دهند.
اما دیگر دکترها توجه به پنج قاعده بنیادین را برای حفظ و بقای بهداشت روانی کودکان در خانواده لازم می داند:
۱) فرزند خود را دوست داشته باشید.
۲) برای فرزند خود الگوی خوبی باشید.
۳) فرزند خود را خوب آموزش دهید.
۴) فرزند خود رابا انضباط بار آورید.
۵) به مسولیت های خود آگاه شوید.
همه کودکان نیازمند توجه منظم و رسیدگی کافی از سوی والدین و مراقبین نزدیک به خود هستند. یکی از روش های ابراز علاقه و توجه نسبت به کودک، "گوش کردن فعال" به گفته ها و خواسته های اوست. شما اگر شنونده خوبی باشید و بی درنگ در برابر افکار و احساسات فرزندتان واکنش نشان دهید. این فرصت را برای او فراهم کرده اید که روش صحیح برخورد با مشکلات را بیاموزد زیرا صبر و درک والدین بسیار مهمتر از ارائه سریع راه حل به کودک است.
اگر بدون تقاضای کمک از سوی او، دائم به فکر یاری رساندن به او باشید، قدرت یافتن راه حل را از کودک سلب کرده و او را فردی متکی و وابسته به خود بار آورده اید. در حالی که گوش دادن فعال، می تواند کودک را تشویق به یافتن راه حل مشکل کند و ارزش هایی مانند استقلال، مسئولیت پذیری، اعتماد به نفس و بالندگی را در او رشد دهد.
در عین حال توجه نشان دادن، فراتر از حضور جسمانی فرد است. برای مثال، توجه به کودک حین تماشای تلویزیون و یا مطالعه کتاب و روزنامه، آن چیزی نیست که او نیاز دارد، بلکه او احتیاج به "زمانی مفید" دارد تا بتواند تمام توجه و تمرکز والدینش را معطوف سخنان و حرکات خود کند.
منظور از زمان مفید وقتی است که پدر و مادر وارد دنیای ذهنی روانی فرزندشان می شوند، با او به بازی می پردازند، به داستان های خیالی اش گوش می کنند و دنیا را از دید او می بینند.

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
سه شنبه ۱۶ فرو ۱۳۹۰ ۱۷:۰۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 15,594
اعتبار: 252
سپاس کرده: 7,731
سپاس شده: 12,330 در 5,159 موضوع

امتياز: 1,161,042.79

ارسال: #8
RE : تعلیم و تربیت کودکان
ترس های شبانه کودکان
ترس های شبانه در میان کودکان رایج است و بر طبق آمار حدود ۱۵ درصد از کودکان کم سن و سال تر هر از گاهی دچار آن می شوند. هر چند این ترس ها بیشتر در میان کودکان ۲ تا ۶ ساله متداول است ، ولی تقریباً در هر سنی مشاهده می شود.
با وجودی که غالباً ترس های شبانه بی خطر و طبیعی قلمداد می شوند ولی این مشکل هراس و اضطراب والدین را به همراه دارد (به ویژه زمانی که کودکان شان برای اولین بارچنین وضعی را تجربه می کنند)
● نشانه ها
باتوجه به توصیفی که از ترس های شبانه می شود می توان علت هراس والدین را درک کرد.
کودکانی که دچار ترس های شبانه هستند غالباً با چشمانی کاملا باز آثار وحشت در چهره و جیغ های گوشخراش توصیف می شوند. بر طبق این توصیف چنین کودکانی معمولا به شدت عرق می ریزند، نفس نفس می زنند و ضربان قلب آنها تند می شود. (علائم ناخودآگاه) و حتی زمانی که به نظر می رسد بیدار شده اند اضطراب دارند و والدین خود را تشخیص نمی دهند.
ترس های شبانه معمولا حدود ۵ تا ۳۰ دقیقه طول می کشد و پس از آن کودکان به خوابی آرام فرو می روند.
اگر بتوانید کودک خود را بیدار کنید احتمالا هراس و اضطراب را در چهره او می بینید. این امر ناشی از واکنش ماست ، به خصوص اگر برای بیدار شدن، او را تکان دهید و بر سرش فریاد بکشید.
در این گونه موارد سعی نکنید کودک خود را بیدار کنید بلکه بهتر است از ایمن بودن وی اطمینان حاصل کرده و پس از آرام کردنش او را بخوابانید.
● تشخیص
مردم تصور می کنند کودکی که دچار ترس های شبانه شده در اوایل شب جیغ زنان بیدار می شود و تلاش والدین برای آرام کردن او به جای نمی رسد. ترس های شبانه غالباً با کابوس اشتباه گرفته می شود. در حالی که هنگام کابوس، کودک معمولا بدون مشکل از خواب بلند می شود و احساس آرامش می کند.
بسیاری از والدین نگران بروز حمله قلبی یا مغزی کودکان خود هستند. هر چند برخی از بیماری ها از جمله صرع علائمی شبیه به ترس های شبانه دارند ولی غالباً کوتاه مدت (۳۰ ثانیه تا چند دقیقه) بوده و در کودکان بزرگ تر و افراد بالغ رایج می باشند.
● درمان
ترس های شبانه نیاز به درمان خاصی ندارند. از آنجا که در بیشتر موارد خستگی علت اصلی این مشکل است توصیه می شود خواب کودکان خود را زمان بندی کرده و از استراحت کامل آنها اطمینان حاصل کنید.
اگر کودکی غالباً دچار ترس های شبانه می شود بهتر است وی را قبل از زمانی که ترس به سراغ او می آید بیدار کنید.
به نظر می رسد این روش باعث تغییر چرخه خواب و ممانعت از بروز ترس های شبانه می شود (این شیوه برای خوابگردها نیز مفید است)
فقط در صورتی که کودک شما مدام از ترس های شبانه رنج می برند نیاز به درمان آن هم کوتاه مدت پیدا می کند.
● نکاتی که باید بدانید
▪ ترس های شبانه، ترس های خواب نیز نامیده می شود.
▪ ترس های شبانه همانند راه رفتن و حرف زدن در خواب نوعی بی نظمی در بیداری محسوب می شود.
▪ برخلاف کابوس، کودکان غالباً ترس های شبانه را به یاد نمی آورند.
▪ برخلاف کابوس، ترس های شبانه غالباً در اوایل شب یعنی حدود یک تا ۴ ساعت پس از خوابیدن روی می دهد.
▪ در صورتی که کودک شما از ترس های شبانه رنج می برد پرستار و سایر اطرافیان را در جریان قرار دهید تا آنها طریقه مقابله با آن را فرا بگیرند.
▪ در اکثر موارد ترس های شبانه به مرور زمان از بین می رود.

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
سه شنبه ۱۶ فرو ۱۳۹۰ ۱۷:۲۳ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 15,594
اعتبار: 252
سپاس کرده: 7,731
سپاس شده: 12,330 در 5,159 موضوع

امتياز: 1,161,042.79

ارسال: #9
RE : تعلیم و تربیت کودکان
نقش خانواده در آموزش فرهنگ ترافیک
ترافیک امروزه در ایران خصوصاً در کلانشهرهای جامعه با زندگی روزمره شهروندان عجین شده است و یکی از مسائل مهم و پیچیده، مدیریت شهری است. نقض قوانین راهنمایی و رانندگی، عدم جامعه پذیری الگوهای رفتاری ترافیکی،عدم نظارت و کنترل اجتماعی بر کردارهای ترافیکی، نبودن فرهنگ صحیح رانندگی و فرهنگ عابرین پیاده، ضعف دستگاه های اجرایی، مشخص نبودن مدیریت اجرایی ترافیک( عدم متولی) و... همگی نشانگر این است که این معضل اجتماعی و شهری در جامعه ایران پیامدهای وخیمی را بوجودمی آورد.
نقش خانواده در نهادینه کردن فرهنگ ترافیک از همان اوایل کودکی از طریق کارکردهای آموزشی و فرهنگ سازی در پر کردن، فاصله بین شایستگی های موجود با شایستگی های مطلوب بسیار مؤثر است. آموزش ترافیک چنانچه از خردسالی و دوران کودکی در محیط خانواده آغاز شود، بایدهمراه با انضباط اجتماعی، رعایت حقوق دیگران، تقدم مصالح جمع بر فرد و … به کودک آموخته گردد،و اعضای خانواده( والدین) علاوه برگفتار، در رفتار و کردار خود نیز این مطلوبیت ها را به فرزندان باید یاد دهند، تا این آموخته ها تأثیرشگرفی در کردار و رفتار اجتماعی آنان در بزرگسالی از جمله رعایت قوانین ترافیکی بگذارد.
درواقع بخشی از شکل گیری شخصیتی کودکانمان در زمینه آموزش های شهروندی، از جمله "رعایت فرهنگ ترافیک" جزء حوزه فعالیت ها و کارکردهای امروزی خانواده در جامعه ایرانی باید باشد، که این مسأله در تعامل با مسائل اجتماعی دیگر حوزه های مدیریت شهری می تواند رابطه داشته باشد. هرچه رفتار و اعمال ترافیکی اعضای خانواده به کودکانمان و دانش آموزانمان با هنجارهای قانونی نوشته شده( آئین نامه) منطبق و نزدیک تر باشد، رفتار مذکور بهنجارتر و یادگیری آن سریع تر خواهد بود. درآموزش فرهنگ ترافیک باید به کیفیت آموزش ترافیک برای هریک از بازیگران ترافیکی، بر اساس سن و نقشی که در ترافیک ایفاء می کنند، توجه داشته باشیم.
آموزش فرهنگ ترافیک به کودکان، که گاه از سوی پلیس، مدرسه و سایر گروه های اجتماعی تدارک دیده می شود، بدون هماهنگی و اتفاق نظر با خانواده، بی تأثیر خواهد بود. آموزش های مستقیم و غیر مستقیم که ترکیبی از نقش های آموزشی، کنترلی و پشتیبانی از سوی خانواده ممکن است باشد، در اجتماعی کردن کودکان به رعایت فرهنگ ترافیک بسیار اثر گذار است.در خانواده باید شرایطی فراهم کرد که کودکانمان و دانش آموزانمان در خصوص هنجارهای ترافیکی به تعمق و تفکر بپردازند؛ و اهمیت هریک از اجزای فرهنگ مذکور را در یابند، وحتی باید در شرایطی این سنین قرار گیرند که خود کار را بر عهده گیرند. براین اساس پیشنهاداتی را برای نهادینه کردن فرهنگ ترافیک در میان فرزندانمان بیان کرده ایم.


محمد حسن شربتیان
هیت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور خراسان جنوبی عضو پیوسته انجمن انسان شناسی ایران

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
سه شنبه ۱۶ فرو ۱۳۹۰ ۱۷:۲۴ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 15,594
اعتبار: 252
سپاس کرده: 7,731
سپاس شده: 12,330 در 5,159 موضوع

امتياز: 1,161,042.79

ارسال: #10
RE : تعلیم و تربیت کودکان
چگونه کودکان منطقی تربیت کنیم؟
برقراری نظم و ترتیب در خانه و منظم بار آوردن کودکان جزو مشغله های فکری مادران است. اما واقعاً راه صحیح برقراری انضباط در منزل چیست؟
روانشناسان معتقدند نظم واقعی دو ویژگی دارد. آسان بودن و مؤثر بودن و برای دستیابی به آن نباید تند و خشن برخورد کرد.
اصولاً بر اساس محیط خانواده، هرپدر و مادری نیاز به برقراری روشی خاص جهت پیاده کردن نظم در خانه دارد و به چند اصل برقراری مؤثر نظم درخانه توجه کنید.
▪ شما در تصمیم خود برای اجرای نظم، به اندازه کافی پایدار هستید ( و با کوچکترین بهانه ای انجام آن را به آینده موکول نمی کنید)
▪ آنقدر سختگیر نیستید که کودکتان تنها از روی ترس، به میلتان رفتار کند.
▪ کودکانتان برای انجام کارهای خوب و مثبت شان در جهت اجرای نظم، به اندازه کافی (و نه بیشتر!) تشویق می شوند.
▪ و در نهایت این که . . . خود شما بهترین الگوی نظم در خانواده هستید و قوانین را در همه اوقات اجرا می کنید.
برای بررسی عملکرد صحیح یک سؤال اساسی وجود دارد: آیا زمانی که در خانه نیستید هم فرزندانتان آنطور که باید، رفتار می کنند اگر پاسخ مثبت است، راه را درست طی کرده اید.

فرهاد راد

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
سه شنبه ۱۶ فرو ۱۳۹۰ ۱۷:۲۴ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.