به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید

تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان / انجمن فرهنگ / تالار شعر و ادبیات / دل نوشته کاربران - عشق و عاشقی v / ای دوست قبولم کن و جانم بستان

نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده‌ی ارسال‌های تازه‌ مشاهده‌ی ارسال‌های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید


ای دوست قبولم کن و جانم بستان
زمان کنونی: يك شنبه ۳۰ شهر ۱۳۹۳, ۰۸:۲۹ صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ariaie
آخرین ارسال: ariaie
پاسخ: 1
بازدید: 1015



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ای دوست قبولم کن و جانم بستان

نویسنده پیام
*
عضو ارشد
ارسال‌ها: 11,438
اعتبار: 229
سپاس کرده: 3,585
سپاس شده: 4,495 در 2,236 موضوع

امتياز: 1,159,000.33

ارسال: #1
ای دوست قبولم کن و جانم بستان
ای دوست قبولم کن و جانم بستان *** مستم کن و از هر دو جهانم بستان

با هرچه دلم قرار گیرد بی تو *** آتش به من اندرزن و آنم بستان

ای زندگی تنو و توانم همه تو *** جانی و دلی ای دل و جانم همه تو

تو هستی من شدی از آنی همه من *** من نیست شدم از آنی همه من

بازآی که تا به خود نیازم بینی *** بیداری شبهای درازم بینی

نی نی غلطم که خود فراق تو مرا *** کی زنده رها کند که بازم بینی

هر روز دلم در غم تو زارتر است *** وز من دل بیرحم تو بیزارتر است

بگذاشتی ام غم تو نگذاشت مرا *** حقا که غمت از تو وفادارتر است

بر من در وصل بسته میدارد دوست *** دل را به عنان شکسته میدارد دوست

زین پس من و دلشکستگی بر در او *** چون دوست دل شکسته می دارد دوست

خود ممکن آن نیست که بردارم دل *** آن به که به سودای تو بسپارم دل

گر من به غم عشق تو نسپارم دل *** دل را چه کنم ؟ بهر چه میدارم دل؟

در عشق تو هر حیله که کردم هیچ است *** هر خون جگر که بی تو خوردم هیچ است

از درد تو هیچ روی درمانم نیست *** درمان که کند مرا؟ که دردم هیچ است !

من بودم و دوش آن بت بنده نواز *** از من همه لابه بود و از وی همه ناز

شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید *** شب را چه گنه ! حدیث ما بود دراز!

دل تنگم و دیدار تو درمان من است *** بی رنگ رخت زمانه زندان من است

بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی *** آنچه از غم هجران تو بر جان من است

من بی لعل لب تو چنانم که مپرس *** تو بی رخ زرد من ندانم چونی؟

افغان کردم در آن فغانم می سوخت *** خامش کردم چو خامشانم میسوخت

از جمله کرانها برون کرد مرا *** رفتم به میانی در میانم می سوخت

من درد تو را ز دست آسان ندهم *** دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم *** کان درد به صدهزار درمان ندهم


من عاشق این شعرم مخصوصا با صدای شهرام ناظری انگار حرف دل منه
چهار شنبه ۵ مرد ۱۳۹۰ ۱۵:۲۵ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1393.