به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید

تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان / آرشیو کلی سایت / آرشیو کلی سایت / ویژه ماه مبارک رمضان / شب قدر v / شب قدر است و من قدری ندارم

نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امیتازات : 4.67
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

شب قدر است و من قدری ندارم

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 2,296
سپاس کرده: 5,454
سپاس شده: 5,136 در 2,295 موضوع

امتياز: 1,734.10

ارسال: #1
شب قدر است و من قدری ندارم
الهی !
دل خسته ام را امشب زیر نور مهتاب به تو می سپارم چرا که تو میدانی اشک هایم از همه ی قطره های
آسمان آبی ات دلتنگ تر است ...

الهی ! امشب دستان پر از نیازم را به سوی تو می گیرم تا حجم خالی از عاطفه اش را با عطر خداییت پر کنی ...



جمعه ۲۸ مرد ۱۳۹۰ ۲۲:۰۲ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
3 کاربر به دلیل این ارسال از سارا ایروانی سپاسگزاری کرده اند. maria!!, emperatoorsaeed, negin
*
ارسال ها: 2,296
سپاس کرده: 5,454
سپاس شده: 5,136 در 2,295 موضوع

امتياز: 1,734.10

ارسال: #2
RE: شب قدر است و من قدری ندارم
ای خدا ای فاتح هر مشکلم
وی همه آرامش جان و دلم
بشنو از دل ، راز یک بی آبرو
ده مجال گفتگویم ، گفتگو
در شب احیا به تو رو کرده‏ام
خویش را با توبه همسو کرده‏ام
گرچه عمری با گنه بنشسته‏ام
گرچه قلب صاحبم بشکسته‏ام
صبر کن ، از کیفر من بر حذر
تا کنم در خویش تجدید نظر
بهر تو خود را مهیا می‏کنم
توبه را در خویش احیا می‏کنم


جمعه ۲۸ مرد ۱۳۹۰ ۲۲:۰۶ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
2 کاربر به دلیل این ارسال از سارا ایروانی سپاسگزاری کرده اند. emperatoorsaeed, negin
*
ارسال ها: 2,296
سپاس کرده: 5,454
سپاس شده: 5,136 در 2,295 موضوع

امتياز: 1,734.10

ارسال: #3
RE: شب قدر است و من قدری ندارم
شب رحمت

سبدی دارم در دست
می روم سوی خدا
یا علی می گویم
می روم تا درگه نور و امید
تا به جایی که ملک ره نبرد
می روم سوی خدا
سوی حق
سوی اُمید
چون قرارم امشب است
می روم تا که به من تازه براتی بدهند
می روم تا در ِ رحم
می زنم در با اشک
و قسم می دهم او را از دل
به هم او
به محمّد
به علی
به فاطمه
به هر چهارده نور خدا
به قائم
و به نور ...
تا که مرا ره بدهد
به سوی نور
به چشمه غسل ذنوب
سبدم را به ملائک دادند
می برندش تا در ِ لطف خدا
حال ...
من منتظرم در ره عشق ...
و دعا می کنم امشب همه را
زیر لب ذکر خدا می گویم
تشنگی را ز دهان دور کنم من با اشک
به خدا بوی خدا می آید
آری ...
نور آمد
و ملائک سبدم آوردند
لبالب از رحم
سرریز از نور و کرم
و چه زیبا با نرگس فردوس پوشانیده شده
شکری می گویم به خدا
می نوشم آب حیات
با دل و جان آن مبارک سحر آمد
و ز گلدسته دل بانگ اذان می شنوم
نیست خدائی جز او ...
نیست خدائی جز او
آری
صبح شد
و سبکبال ز جا بر می خیزم به خدا

ارسطو کروبی (وصال خوانساری)
جمعه ۲۸ مرد ۱۳۹۰ ۲۳:۰۲ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از سارا ایروانی سپاسگزاری کرده است. negin
*
ارسال ها: 2,296
سپاس کرده: 5,454
سپاس شده: 5,136 در 2,295 موضوع

امتياز: 1,734.10

ارسال: #4
RE: شب قدر است و من قدری ندارم
بگذار تا بميرم در اين شب الهي

ورنه دوباره آرم رو روي روسياهي

چون رو كنم به توبه، سازم نوا و ندبه

چندان كه باز گردم گيرم ره تباهي

چون رو كنم به احياء، دل زنده گردم اما

دل مرده مي‏شوم باز با غمزه گناهي

گرچه به ماه غفران بسته است دست شيطان

بدتر بود ز ابليس اين نفس گاه گاهي

اي كاش تا توانم بر عهد خود بمانم

شرمنده‏ام ز مهدي وز درگهت الهي

تا در كفت اسيرم قرآن به سر بگيرم

چون بگذرم ز قرآن اُفتم به كوره راهي

من بندگي نكردم با خويش خدعه كردم

ترسم كه عاقبت هم اُفتم به قعر چاهي

با اينكه بد سرشتم با توست سرنوشتم

دانم كه در به رويم وا مي‏كني به آهي

اي نازنين نگارا تغيير ده قضا را

گر تو نمي‏پسندي تقدير كن نگاهي

دل را تو مي‏كشاني بر عرش مي‏كشاني

بال ملك كني پهن از مهر روسياهي

دل را بخر چنان حُر تا آيم از ميان بُر

بي عجب و بي تكبّر از راه خيمه گاهي

امشب به عشق حيدر ما را ببخش يكسر

جان حسين و زينب بر ما بده پناهي

آخر به بيت زينب بيمار دارم امشب

از ما مگير او را جان حسن الهي

در اين شب جدايي در كوي آشنايي

هستم چنان گدايي در كوي پادشاهي
شنبه ۲۹ مرد ۱۳۹۰ ۰۰:۳۱ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 2,296
سپاس کرده: 5,454
سپاس شده: 5,136 در 2,295 موضوع

امتياز: 1,734.10

ارسال: #5
RE: شب قدر است و من قدری ندارم
خيز، اى بنده محروم و گنهكار بيا

يك شب اى خفته غفلت زده بيدار بيا

بس شب و روز كه در زير لَحَد خواهى خفت

دَم غنيمت بشمار امشب و بيدار بيا

شب فيض است و در توبه و رحمت باز است

خيز، اى عبد پشيمان و خطاكار بيا

پرده شب كه بود آيت ستّارى من

دور از ديده مردم، به شب تار بيا

اين تويى، بنده آلوده و شرمنده من

اين منم، خالق بخشنده ستّار بيا

مگشا دست نيازت به عطاى دگران

دل به من بسته و بگسسته ز اغيار بيا

فرصت از دست مده، مى گذرد اين لحظات

منشين غافل و بى حاصل و بيكار بيا
شنبه ۲۹ مرد ۱۳۹۰ ۰۰:۳۲ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 2,296
سپاس کرده: 5,454
سپاس شده: 5,136 در 2,295 موضوع

امتياز: 1,734.10

ارسال: #6
RE: شب قدر است و من قدری ندارم
پاشیده اند عطر دعا باز در زمین
آنک دوباره قافله ناز در زمین


صبح و سلام می رسد از آسمان، ببین
آورده اند یک سحر آواز در زمین


هر شب هزار ماه به ما سجده می برند
در حسرت شکفتن یک راز در زمین


رازیکه آن سپیده دم از سینه علی
بر لب رسید و رفت به اعجاز در زمین


گفتید او نشانی شبهای قدر بود
گفتیم: مانده روزنهای باز در زمین


شاید شبی بشارتی از آسمان رسید
چون یازده نشانه پرواز در زمین
شنبه ۲۹ مرد ۱۳۹۰ ۰۰:۴۴ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 2,296
سپاس کرده: 5,454
سپاس شده: 5,136 در 2,295 موضوع

امتياز: 1,734.10

ارسال: #7
RE: شب قدر است و من قدری ندارم
چه شب است يا رب امشب كه شكسته قلب ياران
چه شبى كه فيض و رحمت، رسد از خدا چو باران

چه شبى كه تا سحرگاه، زفرشتگان «الله»
بركات آسمانى، برسد به جان نثاران

شب انس و آشنايى است، شب عاشقان مهدى است
شب وصل هر جدايى است، شب اشك رازداران

شب تشنگان ديدار، شب ديدگان بيدار
شب سينه هاى سوزان، شب سوز سوگواران

شب قلب هاى لرزان، شب چشم هاى گريان
شب بندگان خالص، شب راز رستگاران

شب توبه و انابت، شب صدق و معنويت
شب گريه و مناجات، شب شور و شوق ياران

شب نغمه هاى ياربّ، شب ذكر «توبه» بر لب
شب گوش دل سپردن، به سرود جويباران

چه بسا كه تا سحرگاه، سفر شبانه رفتيم
كه مگر نسيم لطفى، بوَزَد در اين بهاران

چه خوش است يا رب امشب، كه خطاى ما ببخشى
ز كرم كنى نگاهى به جميع شرمساران

تو خدايى و خطاپوش، تو بزرگ و اهل احسان
گنه از غلام مسكين، كرم از بزرگواران

تو انيس خلوت دل، تو پناه قلب خسته
تو طبيب چاره سازى، تو كريم روزگاران

دل دردمند ما را، تو شفايى و تو درمان
به تو مبتلا و محتاج، نه منم، كه صد هزاران

به خدائيت خدايا، به مقام اوليايت
به فرشتگان، رسولان، به خشوع خاكساران

شب دلشكستگان را به سحر رسان، خدايا
ز فروغ خود بتابان، به دل اميدواران
شنبه ۲۹ مرد ۱۳۹۰ ۰۰:۵۲ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 2,296
سپاس کرده: 5,454
سپاس شده: 5,136 در 2,295 موضوع

امتياز: 1,734.10

ارسال: #8
RE: شب قدر است و من قدری ندارم
شب قدر است بیا قدر بدانیم کمی
خانه دل ز گناهان بتکانیم کمی
شعله افتاده به ملک دلم از فرط گناه
دوست را از دل این شعله بخوانیم کمی
روح را صیقل آیینه دهیم از دل و جان
آه را تا ملکوتش برسانیم کمی
عهد بستیم و شکستیم بسی کاش! که ما
بر سر عهد وفادار بمانیم کمی
پوشه از بار گناهان شده پر حجم بیا
رمضان است به آتش بکشانیم کمی
نگذاریم زبانه بکشد دوزخمان
بنشینیم و به اشکش بنشانیم کمی
بنشانیم نهالی به امید ثمری
چشمه از چشم به پایش بدوانیم کمی
و ارادت بنماییم و بگوییم " الغوث "
ناله را تا به فلک باز رسانیم کمی
شنبه ۲۹ مرد ۱۳۹۰ ۰۰:۵۴ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 2,296
سپاس کرده: 5,454
سپاس شده: 5,136 در 2,295 موضوع

امتياز: 1,734.10

ارسال: #9
RE: شب قدر است و من قدری ندارم
شب قدر است امشب مست مستم‌ ای خدا با تو
شدم تا مست دانستم كه هستم ای خدا با تو
در این خلوت تو من یا من تو، انصاف از تو می‌خواهم
تو با من مست یا من مست هستم ای خدا با تو
مخواه از من كه هرگز راه عقل و عافیت پویم
كه من دیوانه از روز الستم ای خدا با تو
دویدم سال‌‌ها اما به دور افتادم از كویت
چو افتادم ز پا در خود نشستم ای خدا با تو
سر از خاك زمین تا برگرفتم عشق ورزیدم
ولی آزاد از هر بند و بستم ای خدا با تو
تو هر جا جلوه كردی من تو را دیدم پرستیدم
به هر صورت جمالی می‌پرستم ای خدا با تو
شنبه ۲۹ مرد ۱۳۹۰ ۰۰:۵۷ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.