به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

مهریه

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 7,099
اعتبار: 174
سپاس کرده: 2,616
سپاس شده: 8,157 در 3,660 موضوع

امتياز: -6.50

ارسال: #1
مهریه

مهریه یک سنت اسلامی است که با یک تغییر جدی در سنت باستانی شیربها، بوجود آمده است.
تاریخچه مهریه
مهریه یک سنت اسلامی است که با یک تغییر جدی در سنت باستانی شیربها، بوجود آمده است. سنت باستانی شیربها یا "bride price" یا " bride wealth " میزانی از پول یا املاک و مستغلات یا ثروت و گنجینه است که داماد یا خانواده داماد به والدین دختر می پردازند به دلیل اینکه دختر را به ازدواج داماد درآورده اند. «در عوض خانواده عروس به خانواده داماد جهیزیه می دهند که برای ایجاد خانواده جدید استفاده می شود». (دایره المعارف ویکی پدیا)
شیربها سابقه بسیار قدیمی در سنت ازدواج در سراسر جهان باستان دارد. در کتیبه حمورابی، شیربها، به عنوان یک سنت تثبیت شده در قوانین متفاوتی، ذکر شده است به عنوان مثال در کتیبه حمورابی آمده است که:
• اگر مردی، شیربهای دختری را داده باشد؛ اما پس از پرداخت شیربها به دنبال همسر دیگری برود؛ حقی در باز پس گیری شیربها ندارد. اما اگر پدر دختر، ازدواج را برهم زده باشد؛ داماد می تواند شیربها را باز پس گیرد.
• اگر زن بمیرد و از خود پسری نداشته باشد؛ پدرش می تواند جهیزیه او را بازگرداند؛ بدون اینکه لازم باشد؛ شیربها را بازگرداند. (همان منبع)
شیربها، پول یا ثروتی است که داماد یا خانواده او به پدر زن می داده اند. کلمه شیربها به خوبی منظور از این رسم را می رساند که داماد بهای رنج و زحمت والدین عروس و بزرگ شدن دختر را به آنها می پرداخته است.
در قرآن نیز این رسم در ازدواج حضرت موسی بیان شده است. در سوره قصص آیات 27 تا 29 توافق حضرت موسی با پدر زنش حضرت شعیب آمده است.
* (شعیب به موسی) گفت: من می خواهم یکی از این دو دخترم را به همسری تو درآورم، در قبال اینکه هشت سال برای من کار کنی، و اگر آن را به ده سال پایان دادی، میل خودت است، ولی من نمی خواهم بر تو سخت بگیرم، که اگر خدا بخواهد، مرا از درستکاران خواهی یافت (27)
* (موسی) گفت: این بین من و بین شما باشد که هرکدام از دو مدت را به سر بردم، از من زیاده خواهی نشود، و خداوند بر آنچه می گوییم ضامن (و شاهد) ماست. (28)
* و چون موسی مدت (مقرر) را به سر برد و خانواده اش را (همراه خود) برد، از جانب طور آتشی دید، به خانواده اش گفت صبر کنید، من (از دور) آتشی می بینم، شاید از آنجا برای شما خبری یا پاره آتشی بیاورم، باشد که گرم شوید. (29)
1400 سال پیش با ظهور اسلام یک تغییر بنیادی در سنت شیربها رخ داد و آن این بود که پرداخت شیربها به پدر زن، به دادن هدیه به خود زن تغییر یافت و نقش پدر زن کم رنگ شد و نقش زن پر رنگ شد. در شیربها، زن، هیچ حقی از ثروت ارایه شده توسط داماد نداشت؛ اما اسلام زن را صاحب کامل هدیه مرد قرارداد و نقش والدین عروس را کم رنگ کرد. به نظر می رسد این یک تغییر بسیار بنیادین در سیر تحول این سنت باستانی بوده است. در میان اعراب عربستان قبل از اسلام، رسم بر این بوده است که هنگامی که دختری برای یکی از آنها متولد می شد و دیگری می خواست به او تبریک بگوید، می گفت: «هنیئاً لَکَ النّافجه» یعنی گوارا باد بر تو این مایه افزایش ثروت! کنایه از اینکه بعداً دختر را شوهر خواهی داد و شیربها دریافت خواهی کرد. (مطهری، نظام حقوق زن در اسلام). اما پس از اسلام، شیربها به صَدُقه تغییر نام داد و گیرنده آن نیز از پدر زن به خود زن تغییر یافت و علت وجودی آن نیز از دستمزد و بها به «هدیه» تغییر یافت. این تغییرات در آیه 4 سوره نساء ذکر شده است «وآ تو النّساء صَدُقاتِهِنَّ نِحلَه» یعنی کا بین زنان را که به خود آنها تعلق دارد (نه به پدران یا برادران آنها) و عطیه و پیشکشی است از جانب شما، به خودشان بدهید.
قرآن کریم در این جمله کوتاه به سه نکته اساسی اشاره کرده است:
اولاً با نام «صَدُقه» (به ضم دال) یاد کرده است. صَدُقه از ماده صدق است و بدان جهت به مهر، "صداق" یا "صَدُقه" گفته می‌شود که نشانه راستین بودن علاقه مرد است. بعضی از مفسرین مانند صاحب کشاف به این نکته تصریح کرده اند؛ همچنان که بنا به گفته راغب اصفهانی در مفردات غرائب القرآن علت اینکه صَدُقه (به فتح دال) را صَدَقه گفته اند این است که نشانه صدق ایمان است. دیگر اینکه با ملحق کردن ضمیر (هُنَّ) به این کلمه می خواهد بفرماید که مهریه به خود زن تعلق دارد نه پدر و مادر؛ و مهر مزد بزرگ کردن و شیر دادن و نان دادن به او نیست. سوم اینکه با کلمه «نحله» کاملاً تصریح می کند که مهر هیچ عنوانی جز عنوان تقدیمی و پیشکشی و عطیه و هدیه ندارد. (مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام).
تاریخ نشان می دهد که پیغمبر اکرم به هیچ وجه حاضر نبود زنی را بدون مهر در اختیار مردی قرار دهد.
داستانی با اندک اختلاف در کتب شیعه و سنی آمده است از این قرار:
زنی آمد به خدمت پیغمبر اکرم و در حضور جمع ایستاد و گفت:
ـ یا رسول ا… ! مرا به همسری خود بپذیر.
ـ رسول اکرم در مقابل تقاضای زن سکوت کرد و چیزی نگفت. زن سرجای خود نشست.
ـ مردی از اصحاب بپاخاست و گفت:
ـ یا رسول ا… ! اگر شما مایل نیستید، من حاضرم.
ـ پیامبر اکرم سوال کرد:
ـ مهر چه می دهی؟
ـ چیزی ندارم.
ـ این طور که نمی شود. برو به خانه ات، شاید چیزی پیدا کنی و به عنوان مهر به این زن بدهی.
ـ مرد به خانه اش رفت و برگشت و گفت:
ـ در خانه ام چیزی پیدا نکردم.
ـ بازهم برو بگرد. یک انگشتر آهنی هم که بیاوری کافی است.
ـ دو مرتبه رفت و برگشت و گفت: انگشتر آهنی هم در خانه ما پیدا نمی شود. من حاضرم همین جامه که به تن دارم مهر این زن کنم.
ـ یکی از اصحاب که او را می شناخت گفت: یا رسول ا… ! به خدا این مرد جامه ای غیر از این جامه ندارد. پس نصف این جامه را مهر زن قرار دهید.
ـ پیامبر اکرم فرمود: اگر نصف این جامه مهر زن باشد کدامیک بپوشند؟ هرکدام بپوشند دیگری برهنه می ماند. خیر، این طور نمی شود.
ـ مرد خواستگار سرجای خود نشست. زن هم به انتظار، جای دیگری نشسته بود. مجلس وارد بحث دیگری شد و طول کشید. مرد خواستگار حرکت کرد برود. رسول اکرم او را صدا کرد:
مرد آمد.
ـ بگو ببینم قرآن بلدی؟
ـ بلی یا رسول ا… ! فلان سوره و فلان سوره را بلدم.
ـ می توانی از حفظ قرائت کنی؟
ـ بلی می توانم.
ـ بسیار خوب، درست شد. پس این زن را به عقد تو درآوردم و مهر او این باشد که تو به او قرآن تعلیم بدهی.
مرد دست زن خود را گرفت و رفت (همان منبع).
همانطورکه در این ماجرا نیز ملاحظه می شود. پیامبر اسلام، مرد را برای دادن مهریه ملزم کرد. اما هیچ صحبتی از پدر زن و شیربها به میان نیامده است و این در حالی است که در همان زمان سنت شیربها به شدت رواج داشته است. شاید اکنون برای ما، شیربها، کمی نامأنوس بیاید. اما در شرایط دنیای 1400 سال پیش که یک سنت تثبیت شده و جدی بوده است؛ این حرکت، یک حرکت کاملاً دگرگون کننده و بنیادین بود. با این تغییر، دین اسلام، اولاً زن را به رسمیت شناخت و پدر زن را کم رنگ نمود و ثانیاً در آغاز ازدواج با یک هدیه از طرف مرد به زن، توجه به خانواده و محبت بین همسران را مورد تأکید قرارداد.
برای درک هرچه بهتر این تغییرات، نوع رفتار پیامبر در مقام پدر زن برای ازدواج دخترش، حضرت فاطمه زهرا (س) را از کتاب زندگانی فاطمه زهرا (س) نوشته دکتر سید جعفر شهیدی به اختصار می آوریم. توجه بفرمایید که در این ازدواج، پیامبر در مقام پدر زن، طبق سنت باستان و طبق سنت زمان جاهلیت، می توانسته است؛ طلب شیربها کند و شیربها به خود او تعلق داشته است.
مولف کشف الغمه و به نقل از او، مجلسی نوشته است: علی (ع) به پیغمبر گفت: پدر و مادرم فدای تو باد تو می دانی که مرا در کودکی از پدرم ابوطالب و مادرم فاطمه بنت اسد گرفتی، و در سایه تربیت خودپروردی، و در این پرورش از پدر و مادر بر من مهربانتر بودی، و از سرگردانی و شک که پدران من دچار آن بودند رهانیدی. تو در دنیا و آخرت تنها مایه و اندوخته من هستی اکنون که خدا مرا به تو نیرومند ساخته است، می خواهم برای خود سامانی ترتیب دهم و زنی بگیرم. من برای خواستگاری فاطمه آمده ام. آیا دخترت را به من خواهی داد؟
ام سلمه گوید چهره رسول خدا از شادمانی بر افروخت و در روی علی خندید و گفت آیا چیزی داری که مهریه دخترم باشد علی گفت: حال من بر تو پنهان نیست. جز شمشیر و شتری آبکش چیزی ندارم. پیغمبر گفت: شمشیر را برای جهاد، و شتر را برای آب دادن خرمابنان خود و بارکشی در سفر می خواهی همان زره را مهر قرار می دهم. ولی چنانکه نوشتیم اگر ام سلمه در این ماجرا حاضر بوده حضورش برحسب اتفاق است چه او در این هنگام زن پیغمبر (ص) نبوده است.
زُبیر بَکار که کتاب او المُوَفقیات از مصادر قدیمی به شمار می رود از گفته علی (ع) چنین آورده است:
نزد رسول خدا رفتم و در پیش روی او خاموش نشستم. چرا که حشمت و حرمت او را کسی نداشت. چون خاموشی مرا دید پرسید:
ـ ابوالحسن! چه می خواهی؟ من همچنان خاموش ماندم تا پیغمبر سه بار پرسش خود را مکرر فرمود سپس گفت:
ـ گویا فاطمه را می خواهی؟
ـ آری!
ـ آن زره که به تو دادم چه شد؟
ـ دارم!
ـ همان زره را کابین فاطمه قرار بده
در بعض روایات ابن سعد، به جای زره، پوست گوسفند و پیراهن یمانی فرسوده نوشته است.
و بعضی گویند که علی (ع) شتر خود را فروخت و بهای آنرا کابین قرارداد. بهای این زره یا رقم این کابین چه بوده است؟ حِمیَری مولف قُرب الاسناد آنرا سی درهم نوشته است و دیگران تا چهارصد و هشتاد درهم نوشته اند.
ابن سعد در یکی از روایات خود بهای زره را چهار درهم نوشته است، که گمان دارم تصحیفی از چهارصد است. یعنی رقم اربعماه را اربع ضبط کرده است. و ابن قتیبه بهای زره را سیصد و به روایتی چهارصد و هشتاد درهم می نویسد.
باری کابین دختر پیغمبر چهارصد درهم یا اندکی بیشتر و یا کمتر بود همین و همین، و بدین سادگی نیز پیوند برقرار گردید. پیوندی مقدس است که باید دو تن شریک غم و شادی زندگانی یکدیگر باشند. کالایی به فروش نمی رفت تا خریدار و فروشنده بر سر بهای آن با یکدیگر گفتگو کنند. زره، پوست گوسفند یا پیراهن یمانی هرچه بوده است، به فروش رسید و بهای آنرا نزد پیغمبر آوردند. رسول خدا بی آنکه آنرا بشمارد، اندکی از پول را به بلال داد و گفت با این پول برای دخترم بوی خوش بخر! سپس مانده را به ابوبکر داد و گفت با این پول آنچه را دخترم بدان نیازمند است آماده ساز. عمار یاسر و چند تن از یاران خود را با ابوبکر همراه کرد تا با صوابدید او جهاز زهرا را آماده سازند. فهرستی که شیخ طوسی برای جهاز نوشته چنین است:
پیراهنی به بهای هفت درهم. چارقدی به بهای چهار درهم. قطیفه مشکی بافت خیبر، تخت خوابی بافته از برگ خرما. دو گستردنی (تشک) که رویهای آن کتان ستبر بود یکی را از لیف خرما و دیگری را از پشم گوسفند پر کرده بودند. چهار بالش از چرم طائف که از اِذخِرِ پر شده بود. پرده ای از پشم. یک تخته بور یای بافت هَجَر، آسیای دستی، لگنی ازمس، مشکی از چرم، قدحی چوبین، کاسه ای گود برای دوشیدن شیر در آن، مشکی برای آب، مِطهَره ای اندوده به زفت ، سبوئی سبز، چند کوزه گلی.
چون جهاز را نزد پیغمبر آوردند آنرا بررسی کرد و گفت: خدا به اهل بیت برکت دهد. (دکتر سید جعفری شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا)
رفتار پیامبر در ازدواج دخترش بسیار جالب است. از حضرت علی برای دخترش مهریه طلب می کند. مهریه را نقد می کند و مقداری از آن را برای خرید عطر و مقدار باقی مانده را برای خرید جهیزیه صرف می کند. بدین ترتیب جهیزیه از مهریه تهیه می شود و مهریه، هدیه مرد به خود زن است. بنابراین زن برای تهیه جهیزیه حتی زیر بار خانواده خودش هم نیست و استقلال مالی خانواده جدید، کاملاً از همان ابتدا برقرار می باشد. از آنجا که مهریه یک سنت اسلامی است. علاوه بر سنت پیامبر، لازم است که آیات قرآن نیز به عنوان متن اصلی دین اسلام در اینجا آورده شود. به همین دلیل تعدادی از آیاتی را که در اینباره در قرآن آمده است می آوریم تا رویکرد اسلام به مهریه روشن تر شود.
* بر شما گناهی نیست که زنانی را که با آنان نزدیکی نکرده و مهر نیز تعیین نکرده اید، طلاق دهید؛ ولی آنان را به عطیه ای بهره مند سازید، عطیه ای که به وجه پسندیده، بر عهده توانگر به اندازه توانش و بر تنگدست نیز به اندازه توانش نهاده شده است که بر نیکوکاران مقرر است. (بقره، 236)
* و برای زنان طلاق داده باید عطیه ای در حد عرف تعیین کرد که بر پرهیزگاران مقرر است. (بقره، 241)
* و مهر زنان را به ایشان با خوشدلی بدهید، ولی اگر به طیب خاطر خویش، چیزی از آن را به شما بخشیدند، آن را نوشین و گوارا بخورید. (نساء، 4 )
* و اگر می خواهید همسری را جانشین همسری (زن پیشین خود) کنید و به یکی از آنها مال هنگفتی (به عنوان مهریه) داده بودید، چیزی از آن را باز پس نگیرید، آیا با بهتان و گناهی آشکار، آن را باز پس می گیرید؟ (نساء، 20)
* و چگونه آن را باز پس می گیرید، حال آن که با همدیگر خلوت (و همخوابگی) کرده اید و آنان از شما پیمانی استوار گرفته اند. (نساء، 21)
* … و آن زنانی که (به صورت متعه) از آنان برخوردار شوید، باید مهرهایشان را که بر عهده شما مقرر است، به آنان بپردازید، و در آنچه پس از تعیین مهر به توافق رسید، گناهی بر شما نیست، که خداوند دانای فرزانه است. (نساء، 24)
* ای مومنان چون با زنان مومن ازدواج کردید، سپس پیش از آنکه با آنان هم آغوشی کنید، طلاقشان دادید، برای شما به عهده آنان عده ای که حسابش را نگه دارید نیست؛ پس آنان را (به نیمه مهر، یا هدیه ای) برخوردار سازید و به خیر و خوشی رهایشان کنید. (احزاب، 49)
* آنان (زنان طلاق داده شده) را در همانجا که خود سکنا دارید، در حد وسعتان سکنا دهید، و به آنان زیان مرسانید که عرصه را بر آنان تنگ بگیرید، و اگر باردار باشند، خرجشان را بدهید تا آنکه وضع حمل کنند؛ و اگر برای شما (نوزاد را) شیر دادند، پس اجرتشان را بپردازید، و در میان خود به نیکی رایزنی کنید؛ و اگر به توافق نرسیدید (زن) دیگری او را شیر دهد. (طلاق، 6)
* تا توانگر بر وفق توان خود خرج کند و کسی که روزی اش تنگ شده است، در همان حد که خداوند به او بخشیده است خرج کند؛ خداوند بر هیچ کس جز بر وفق آنچه به او بخشیده است، تکلیف نمی کند؛ چه بسا خداوند پس از تنگنا، آسایش مقرر دارد. (طلاق، 7)
در آیات 236 سوره بقره و 49 سوره احزاب، همانطورکه ملاحظه می کنید؛ به جدایی قبل از هم آغوشی اشاره می کند و از مومنان می خواهد که زن را به عطیه ای بهره مند سازند. این نوع جدایی معمولاً در دوره نامزدی یا دوره عقد اتفاق می افتد. بهره مند ساختن زن یا دادن هدیه، حتی وقتی مهریه ای هم معین نشده است؛ یک توصیه بسیار جالب است که باعث می شود؛ افراد به خیر و خوشی از یکدیگر جدا شوند و دلخوریها و کدورتهایی که مطمئناً پس از چنین جداییها پیش می آید؛ به واسطه هدیه و بهره مندی مادی تاحدودی مرتفع شود و بین انسانها تاحدودی اصلاح شود. سایر آیات هم که بسیار گویاست. توجه بفرمایید که این آیات در زمانی نازل شده است که زنان حق و حقوق خاصی حتی نسبت به مهریه نداشته اند و سنت آن زمان پرداخت شیربها به پدر زن بوده است.
مهریه در حال حاضر
همانطورکه ملاحظه فرمودید سنت مهریه یک سنت کاملاً اسلامی است که با تغییر در سنت باستانی شیربها بوجود آمد. اما تاکنون زمان بسیار طولانی از این تغییر رویکرد می گذرد و مسلمانان در طول این گذر زمان ممکن است تغییراتی را در سنتها بوجود آورده باشند. نگاهی به مهریه در حال حاضر به ما کمک می کند که این تغییرات را بهتر درک کنیم.
در حال حاضر، معمولاً قبل از عقد برای دختر مهريه ای معين می شود. معمولاً تعيين مهريه در يک جلسه خانوادگی با حضور اعضای اصلی خانواده دختر و پسر، قبل از عقد، مشخص می‌شود. حضور در اين جلسه خانوادگی، نشان از اهميت جايگاه فرد، در خانواده دارد. ميزان مهريه برای پسر و خانواده‌ي پسر نگراني‌ها و معانی خاصی را در بردارد، همچنان که برای دختر و خانواده‌ي دختر نيز نگراني‌ها و معانی خاص خود را دارد.
موارد زير از جمله نگرانی‌های پسر و خانواده‌ي او در مورد ميزان مهريه است:
 درصورتی که به هردليلی اين ازدواج به طلاق منجر شود، آيا امکان پرداخت مهريه برای آنها وجود دارد؟
 آيا ارزشمندی اين ازدواج با ميزان مهريه برابری می‌کند؟
 پس از عقد، درصورتی که عروس بخواهد دخل و تصرفی در مهريه خود انجام دهد؛ به ويژه اگر مهريه به صورت زمين يا مسکن باشد، چه عواقبی برای خانواده داماد خواهد داشت؟
 آيا توان تعيين همين ميزان مهريه برای ديگر عروسان خانواده نيز که پس از اين به جمع خانواده اضافه می شوند، وجود دارد؟
موارد زير از جمله نگراني‌های دختر و خانواده‌ي دختر در مورد ميزان مهريه است:
 درصورتی که به هر دليلی اين ازدواج به طلاق منجر شود، آيا اين ميزان مهريه می‌تواند زندگی دختر آنها را تاحد قابل قبولی پس از طلاق تأمين کند؟
 آيا ارزشمندی دختر آنها با اين ميزان مهريه برابری می‌کند؟
 آيا پسر و خانواده‌اش خست به خرج نمی‌دهند؟
 آيا دختر آنها می تواند پس از عقد در مهريه‌ي خود دخل و تصرف کند؟
 آيا مهريه‌ي دختر آنها همطراز مهريه‌ي ديگر دختران خانواده هست؟
 آيا مهريه‌ي دختر آنها همطراز مهريه‌ي ديگر عروسان خانواده‌ي داماد هست؟
 آيا اين ميزان مهريه می‌تواند تاحدودی مانع طلاق دختر آنها به واسطه عدم تعهد احتمالی داماد در آينده شود؟
خانواده‌ها معمولاً در تعيين مهريه، به اين نگراني‌ها پاسخ می دهند و بر اين اساس به توافق می رسند. مهريه کلان و مهريه ناچيز دو مقوله‌ي ديگر است که به نظر می رسد لازم است به طور مجزا مورد بررسی قرار گيرند.
مهريه‌ي کلان حاوی معانی ضمنی و ايجاد کننده‌ي واقعيت‌هايی در آينده است. معانی ضمنی مهريه‌ي کلان بيشتر مبنی بر ارزش دختر و ازدواج با اوست؛ در ضمن به معنای از خود گذشتگی پسر، قطعيت او و اهمیت دختر برای اوست. اما معمولاً مهريه‌ي كلان به دنبال خود باعث ايجاد واقعيت‌هايی در ارتباط عروس و داماد و خانواده‌های آنها می‌شود. عروسی که مهريه‌ي کلان دارد معمولاً سرمست از اهميت و ارزش خود است. که به طور نمادين و استعاری با ميزان مهريه برابری می‌کند. حس ارزشمندی و اعتماد به نفسی که ممکن است حتی بيشتر از حد هم، باشد همان طور که مهريه‌ي او نيز بيش از حد است. قدرت زياد عروس در ارتباط با همسر و خانواده‌ي همسر می‌تواند از تبعات مهريه‌ي کلان باشد. مهريه‌ي کلان قدرت مرد را در روابط خانوادگی، کاهش می‌دهد؛ چرا که مهريه عندالمطالبه است و زن می تواند هرگاه که خواست مهريه‌ي خود را به اجرا بگذارد. دست به عصا حرکت کردن و مراقبت بيشتر مرد، می‌تواند از تبعات مهريه کلان باشد.
مهريه ناچيز مقوله‌ي ديگری است که برخی افراد به ويژه با نگرش‌های روشنفکرانه و مذهبی آن را دنبال می کنند. برخی از افراد از نبود مهريه دفاع می کنند و تلاش می‌کنند تا نبود مهريه را به عنوان يک ارزش روشنفکرانه دنبال کنند. به نظر می‌رسد در شرايط اقتصادی و حقوقی کشوری مانند ايران، نبود مهريه، تعادل قدرت اقتصادی زن در خانواده‌ي ايرانی را به هم می زند. وجود مهريه برای يک زن ايرانی به معنای پشتوانه اقتصادی و بالتبع قدرت در خانواده است. اگر اين پشتوانه اقتصادی و قدرت را از زن ايرانی بگيريم و به جای آن هيچ پشتوانه مالی و قدرتی ديگری به او ندهيم مطمئناً تعادل خانواده را برهم زده ايم و موجب بروز آسيب ها و مسائل ديگری در ارتباط آينده‌ي همسران خواهيم شد.
همان طور که مهريه کلان قدرت زن را افزايش می دهد مهريه ناچيز قدرت مرد را افزايش می‌دهد چرا که هرگاه مرد اراده کند با توجه به اينکه حق طلاق از آن مرد است می‌تواند با پرداخت مهريه زن را طلاق دهد. بالتبع زنی که مهريه‌ي ناچيز دارد ممکن است در مقابل مرد دست به عصا حرکت کند و بيشتر مراقب و نگران باشد.
در شرایط اجتماعی فعلی، مهريه‌ي ناچيز، همانند مهريه‌ي کلان است و تفاوت عمده اي بين اين دو نوع مهريه وجود ندارد. هم مهريه‌ي کلان و هم مهريه‌ي ناچيز تعادل سيستمی خانواده ايرانی را برهم می زند و موجبات آسيب‌های آينده را فراهم می آورد. در خانواده لازم است قدرت به تساوی پخش شود. هم مهريه‌ي کلان و هم مهريه‌ي ناچيز، تعادل را به نفع يکی از همسران برهم می زند. يکی به نفع زن و ديگری به نفع مرد که البته هر دو در نهايت به ضرر خانواده است؛ چرا که در خانواده برنده و بازنده وجود ندارد. یا هر دو برنده اند یا هر دو بازنده هستند.
خانواده در کنار همه ی کارکردهایی که دارد یک واحد اقتصادی نیز هست. یک خانواده نیاز دارد که درآمد داشته باشد و هزینه کند و مسائل اقتصادی اعضا و مجموعه خانواده را حل و فصل نماید. لذا ضرورت دارد تمامي الزامات و وجوه يك واحد اقتصادي نيز در آن ديده شود. زن و شوهر فارغ از همه روابط ديگري كه با يكديگر دارند، دارای ارتباط اقتصادي نیز هستند. بسياري از همسران تلاش مي‌كنند كه اين شراكت اقتصادي را ناديده بگيرند.
زن و شوهر با تشكيل خانواده، يك واحد اقتصادي را تشكيل مي‌دهند و در سود و زيان آن با يكديگر شريك مي‌شوند. بعضاً هردو نفر كار مي‌كنند و گاهي يك نفر به امور منزل مي‌رسد تا ديگري فارغ از مسائل خانه به كار و كسب درآمد بپردازد. شيوه‌ي زندگي آنها هرچه كه باشد؛ به هرحال هردو نفر در افزايش يا كاهش درآمد اين واحد اقتصادي، نقش دارند و در استفاده‌ي از آن سهيم هستند.
مسائل اقتصادی خانواده در حقوق و قوانین ایران، به این صورت تعریف شده است که قانون، ریاست خانواده را با مرد می داند و مرد را ملزم به پرداخت نفقه و مهریه و نهایتاً در صورت طلاق، اجرت المثل می کند و در قبال آن، زن باید تکمین کند و در محلی که همسرش مشخص می کند، سکنی گزیند و در صورت درخواست شوهر، کار نکند؛ اما حق تصرف در دارایی های خود را به طور کامل دارد.
ریاست مرد بر خانواده: مرد در قانون ایران رئیس خانواده است و ریاست مرد بر خانواده، حق طلاق و حق تعیین مسکن را به مرد می دهد. حق طلاق به این معنی است که طلاق حق مرد بوده و نیازی به ارائه دلیل از سوی وی نمی باشد. هرچند شوهر برای استفاده از این اختیار، لازم است گواهی عدم امکان سازش را از دادگاه خانواده بگیرد و گرفتن این گواهی مستلزم ارجاع به داوری است. (محمدرضا زمانی در مزاری، حقوق خانواده به زبان ساده، 1384).
مهریه: توافق مالی مرد و زن در ابتدای ازدواج است که ایجاد حق برای زن و ایجاد تکلیف و الزام به پرداخت، برای شوهر می نماید.
نفقه: عبارت است از مسکن، لباس، غذا و اثاث خانه که به طور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد و خادم، در صورت عادت زن به داشتن خادم یا احتیاج او به واسطه بیماری یا نقصان (ماده 1107 قانون مدنی). طبق ماده 1106 قانون مدنی، در عقد دائم، نفقه زن بر عهده شوهر است (همان منبع). استحقاق زن به دریافت نفقه، منوط به تمکین (عام و خاص) وی به همسر خود می باشد. بدیهی است در صورت عدم تکمین زن به شوهر خود بدون مانع شرعی و قانونی، به تجویز ماده 1108 قانون مدنی، ناشزه محسوب می شود و زن ناشزه هم به علت نشوز، مستحق نفقه نخواهد بود.
اُجرت المثل: تبصره 6 ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب 28 آبان 1371 مجمع تشخیص مصلحت نظام، بیان می کند که: پس از طلاق (پس از صدور گواهی عدم امکان سازش و اجرای صیغه طلاق در دفتر خانه و ثبت آن)، در صورت درخواست زن مبنی بر مطالبه حق الزحمه کارهایی که شرعاً، به عهده وی نبوده، دادگاه در ابتدا، از طریق صلح و سازش نسبت به تأمین خواسته زن اقدام می نماید و در صورت عدم امکان صلح و سازش، چنانچه ضمن عقد، درخصوص امور مالی، شرط شده باشد، طبق آن عمل می شود، در غیر این صورت، هرگاه طلاق بنا به درخواست زن نباشد، و نیز تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوء اخلاق و رفتار وی نباشد به ترتیب زیر عمل می شود:
الف ـ چنانچه زن کارهایی را که شرعاً، به عهده وی نبوده، به دستور شوهر و با عدم قصد تبرع انجام داده باشد و برای دادگاه نیز ثابت شود، دادگاه اجرت المثل کارهای انجام گرفته را محاسبه و به پرداخت آن حکم می نماید.
ب ـ در غیر مورد بند الف، با توجه به سنوات زندگی مشترک و نوع کارهایی که زن در خانه شوهر انجام داده و وسع مالی شوهر، دادگاه مبلغی را از باب بخشش (نحله) برای زن تعیین می نماید (همان منبع).
تمکین: تمکین به معنای تن در دادن و دارای دو معنای عام و خاص، می باشد. تمکین عام، عبارت است از حُسن معاشرت زن با شوهر و اطاعت از وی در امور مربوط به زناشویی است و ماده 1108 قانون مدنی بیان می کند که «هرگاه زن بدون مانع شرعی از ادای وظایف زوجیت امتناع کند، مستحق نفقه نخواهد بود». تمکین خاص نیز به معنای رابطه جنسی با شوهر است که زن باید همیشه آماده برای آن باشد، مگر آن که بیمار بوده و یا نزدیکی جنسی موجب زیان او گردد و یا مانع شرعی داشته باشد.
سکونت زن در منزل مورد تعیین شوهر: سکونت زن در منزل مورد تعیین شوهر و استقرار در منزل مشترک، از زمره تکالیف خاص زن نسبت به شوهر خود می باشد، مگر آن که به تجویز ماده 1114 قانون مدنی، اختیار تعیین منزل، به زن داده شده باشد که عموماً، به صورت شرط ضمن عقد می باشد. با این وجود، از حق اختیار تعیین محل سکونت مشترک نباید سوء استفاده شود. محل زندگی مشترک باید متناسب با زندگی و نیازهای خانواده باشد و به قصد ضرر زدن و آزار و اذیت نباشد، وگرنه دادگاه تصمیم لازم را در حل اختلاف می گیرد. همچنین شوهر حق ندارد زن را وادار به زندگی با خویشاوندان خود در یک محل کند، مگر آن که چاره ای نباشد و ضرورت مالی یا اخلاقی، آن را ایجاب کند (همان منبع).
منع زن از اشتغال: ماده 1117 قانون مدنی مقرر می دارد که: شوهر می تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود زن باشد، منع کند». چنانچه زن در هنگام ازدواج، شاغل نبوده و با شرط اشتغال، ازدواج انجام نگرفته، شوهر می تواند، مطلقاً، زن را از اشتغال به هرگونه حرفه در بیرون منزل، به ترتیب فوق منع کند. همچنین، هرگاه زن در هنگام ازدواج، شاغل بوده و عقد همسری هم بر مبنای تداوم آن شغل انجام گرفته و یا ضمن عقد، بدان شرط شده باشد، شوهر نمی تواند وی را از ادامه کار خویش باز دارد (همان منبع).
استقلال زن در دارایی های خود: زن به لحاظ فقهی در مسائل مالی و اقتصادی از استقلال و آزادی کامل برخوردار بوده و می تواند هرگونه تصرفی در اموال شخصی خود نماید، بدون آن که نیازمند کسب موافقت همسر خویش باشد، اعم از این که، آن اموال قبل از ازدواج به دست آمده باشد و یا بعد از آن (همان منبع). مهریه و جهیزیه از زمره اموال زن به حساب می آید و وی می تواند آزادنه، تمام یا قسمتی از آن ها را به یکی از پدر و مادر یا خویشاوندان خود و یا به شوهر و یا هر شخص دیگری واگذار نماید، اگرچه بلاعوض باشد. همچنان که، زن می تواند جهیزیه خود را کنار گذارده و البسه و اثاثیه لازم برای زندگی را به عنوان نفقه از شوهر خود مطالبه کند.
قانون ایران، مرد را رئیس خانواده می داند و تمام وظایف اقتصادی خانواده را بر عهده مرد می داند و زن به واقع، دعوت شده از طرف مرد به خانه اوست. در این نگاه، همه ی بار اقتصادی بر دوش مرد است و در قبال این وظایف اقتصادی، ریاست خانواده، حق طلاق و حق مسکن با مرد است. اما آیا همه خانواده هایی که اکنون در ایران تشکیل می شوند، به همین صورت هستند یا صور دیگری نیز از خانواده در ایران وجود دارد که قانون به آن نپرداخته است. تفاوت شکلی خانواده ها در جامعه کنونی، باعث شده که نتوانیم همه را به یک صورت نگاه کنیم و قانون نیز متأسفانه، این تفاوت شکلی خانواده ها را نادیده انگاشته است.
به نظر می رسد به لحاظ اقتصادی چند نوع خانواده در ایران وجود دارد. 1 ـ خانواده با اقتصاد ریاستی،
2 ـ خانواده با اقتصاد مشارکتی و 3 ـ خانواده با اقتصاد نیمه مشارکتی. به نظر می رسد که شرایط این خانواده ها متفاوت است و باید این تفاوت لحاظ شود. خانواده با اقتصاد ریاستی، خانواده ای است که مرد، درآمد اصلی را دارد و تصمیم گیری های مالی را انجام می دهد و تنها اوست که ایجاد درآمد می کند. خانواده با اقتصاد مشارکتی، خانواده ای است که مرد و زن باهم کار می کنند و درآمد حاصله را در خانواده هزینه می کنند. خانواده ای که زن، صاحب پول و مکنت بوده و خانواده از آن بهره می برد نیز شامل همین نوع از خانواده می باشد. البته خانواده هایی که زن کار می کند اما درآمد خود را در خانواده هزینه نمی کند، شکل خانواده، همان اقتصاد ریاستی است. در اقتصاد ریاستی که مرد، محور اقتصادی خانواده است معمول است که به شکل سنتی عمل شود اما در اقتصاد مشارکتی و نیمه مشارکتی که هر دو نفر، محور اقتصادی خانواده هستند، در قوانین ایران، نادیده انگاشته شده است؛ از آنجا که نمی توان به همان شکل سنتی با این گونه از خانواده ها برخورد کرد و از آنجا که این شکل جدید خانواده، در قوانین و حقوق مدنی، لحاظ نشده است؛ مردم، خود به گونه دیگری تلاش می کنند تا بتوانند عدالت بین همسران را لحاظ کنند. اما این تغییرات، به گونه ای نیست که بر آن اجماع باشد. به همین دلیل جامعه در تنش و کشمکش بر سر مهریه و موضوعات اقتصادی خانواده، قرار دارد. تا زماني كه اين واحد اقتصادي روال معمول خود را طي مي‌كند، هيچ مشكلي وجود ندارد اما زماني كه يكي از اين دو نفر بخواهد طلاق بگيرد يا از دنیا برود، مسائل اقتصادي با شدت خود را نشان مي‌دهند. اولين پرسشي كه در اين زمان مطرح مي‌شود اين است كه سهم زن یا مرد از اموال و دارايي‌هاي اين واحد اقتصادي چقدر است؟
از اينجا به بعد مهريه به عنوان يكي از مطالبات، وارد گفتگوي زن و مرد مي‌شود. زن اگر در طول اين زندگی توانسته باشد به نحوي قسمتي از اين اموال را به نام خود كند، تاحدودي خيالش راحت می‌شود و با اقتدار، طلب مهريه مي‌كند و اگر هم نتوانسته باشد كه قسمتي از اين اموال را به نام خود كند متوسل و دلگرم به مهريه مي‌شود. بنابراین، مهریه کارکرد انتهایی به هنگام طلاق یا مرگ همسر دارد؛ هرچند که مهریه در ابتدای ازدواج تعریف می شود، اما کارکرد آن و دلیل وجودی آن برای خانواده های با اقتصاد مشارکتی یا نیمه مشارکتی، انتهایی است.
تفکیک اقتصاد ریاستی از مشارکتی و نیمه مشارکتی به ما کمک می‌کند تا دریابیم که چه اتفاقی در جامعه در حال رخ دادن است. وقتی اقتصاد، ریاستی است و مرد رئیس خانواده است؛ همانطور که در قانون مشخص شده است مردو زن هر دو دارای حقوق و وظایفی در مقابل یکدیگر هستند که قبلاً به آن اشاره کردیم. اما از آنجا که جامعه ایرانی نه اقتصاد ریاستی را بطور کامل به رسمیت می شناسد و نه اقتصاد مشارکتی را، وضعیت به صورت یک شکل آمیخته از آن و این درآمده است. یعنی بر حسب اینکه منافع ما در کدام سمت باشد؛ به سمت اقتصاد ریاستی یا مشارکتی متمایل می‌شویم.
مهمترین مسأله کنونی در ایران به لحاظ مسائل اقتصادی خانواده، مشکل خانواده نیمه مشارکتی است. خانواده های نیمه مشارکتی هم شرایط اقتصاد ریاستی را دارند و هم شرایط اقتصاد مشارکتی را و وضعیت نامشخص این گونه خانواده ها منجر به شکلهای عجیب و غریب مهریه شده است. شکل خانواده سنتی، اقتصاد ریاستی است و همه چیز در آن تعریف شده است. در شکل اقتصاد مشارکتی نیز شکل اقتصادی خانواده یک شکل کاملاً برابر و همسان است اما مسأله در شکل نیمه ریاستی، نیمه مشارکتی است که وضعیت نامشخص و نامتعین است
در شکل خانواده نیمه مشارکتی، مهريه در ابتداي ازدواج يك سهم اقتصادي است كه مرد به زن مي‌دهد. مبلغ اين سهام گاهي زياد است و گاهي اندك. هرچه قدرت چانه‌زني زن در ابتداي ازدواج بيشتر باشد مبلغ اين سهام مي‌تواند بيشتر باشد. گويا زنان سهم شراكت اقتصادي خود را در ابتداي ازدواج مطالبه مي‌كنند اما در شكل يك چك بدون تاريخ. اما آيا اين شكل درستي از يك شراكت اقتصادي است؟ بار ديگر توجه كنيد دو نفر مي‌خواهند شراكت اقتصادي داشته باشند يكي از آن دو در ابتداي شراكت يك چك بدون تاريخ براي روز مبادا به عنوان سهم الشركه مي‌گيرد كه مبلغ آن بستگي به قدرت چانه‌زني او در ابتدا دارد. اما اين دو نفر در ابتداي شراكت اقتصادي خود هيچ قاعده و قانوني براي تعیین سهم یکدیگر از اموال آینده خانواده، قرار نمي‌دهند فقط يكي از طرفين يك چك بدون تاريخ به عنوان پشتوانه و ضمانت دريافت مي‌كند.
زماني كه تكليف اموال خانواده روشن نيست و زن نمي‌داند كه چقدر از اين اموال متعلق به او خواهد بود در حالي كه خود را در بدست آوردن آن سهيم مي‌داند؛ طبيعي است كه از همان ابتدا تلاش كند كه سهم جدي‌تر و بيشتري بگيرد.
زماني كه يك زن بعد از 20 سال زندگي مشترك در یک اقتصاد نیمه مشارکتی، نیمه ریاستی، به اراده‌ي مرد از زندگي مشترك خارج مي‌شود و هيچ سهمي از اين شراكت 20 ساله به جز مهريه و مبلغ اجرت المثل دريافت نمي‌كند، طبيعي است كه اين زن اگر براي ازدواج خودش هم به فكر نبوده است براي ازدواج دخترش به فكر باشد كه مهريه‌ي بيشتري براي دخترش در نظر بگيرد تا درصورتي كه سرنوشت او همانند سرنوشت خودش شد، سهم بیشتری را از اين شراكت اقتصادي بهره‌مند شود.
زماني كه براي مالكيت آينده‌ي اموال خانواده كه در يك شراكت اقتصادي بدست آمده است؛ هيچ تعريف روشني وجود ندارد؛ طبيعي است كه هرفردي كه قدرت بيشتري در خانواده دارد؛ سهم بيشتري را به نام خود كند و ديگري كوتاه بيايد؛ چرا كه قدرت كمتري دارد. در اين شرايط به احتمال زياد همان طور كه در خانواده هایی با اقتصاد نیمه مشارکتی یا حتی مشارکتی، وجود دارد خانواده‌ها حتماً متوسل به همان ضمانتنامه يا چك بدون تاريخ خواهند شد تا با استفاده از آن بتوانند در صورت لزوم در آینده استيفاي حق اقتصادي و مالي دختر خود را بكنند. در اين شرايط طبيعي است كه افراد با حساسيت زياد به مهريه توجه كنند و سعي نمایند تا آنجا كه ممكن است ضمانتنامه‌ي قوي‌تري را از فرد مقابل دريافت كنند. البته همه بيان مي‌كنند كه مهريه را چه كسي گرفته و چه كسي داده؟ اما همه مي‌دانند كه اين چك بدون تاريخ، براي همان تاريخي است كه به هرحال در هرزندگي مشتركي، امكان آن وجود دارد؛ اما اميدوارند كه هيچ گاه پيش نيايد.
آيا راه حل بهتري وجود ندارد؟ آيا اين شكل از شراكت اقتصادي شكل صحيحي از يك شراكت واقعي است؟
امروزه مهريه براي بسیاری از زنان حكم ضمانت و پشتيبانی از آينده اقتصادی را پيدا كرده است. بنابراین این افراد سهم آينده‌ي خود را در ابتدا مي‌طلبند چرا كه از نظر آنها، سهم اقتصادی زن، در پايان نامشخص و تعريف نشده است. اما می‌دانیم که این سهم حداقل برای اقتصاد ریاستی از طرف قانون، تعریف شده است اما اتفاق مهمی که در جامعه رخ داده، این است که زنان این شرایط را نمی پذیرند و شرایط اجتماعی در حوزه زنان، تغییر شکل یافته است. به عنوان مثال در شکل سنتی، در صورت طلاق، زن به خانه پدری باز می گشت اما در شرایط فعلی حداقل در شهرهای بزرگ، پس از طلاق، زن در طلب آن است که به خانه پدری بازنگردد و از خود، خانه و امکانات مالی داشته باشد. بنابراین سعی می کند که با ازدواج، برای خود، پشتوانه مالی فراهم کند و این پشتوانه مالی به لحاظ حقوقی، به اسم مهریه ثبت می شود. چرا؟! چون قانون از مهریه حمایت می کند نه از پشتوانه مالی زن. پس آن چه که ثبت می شود، مهریه به معنای سنتی نیست، بلکه یک ابداع و بدعت است که با زیرکی به اسم مهریه، ثبت می شود.
همه‌ي اين موارد به نام سنت پيامبر (ص) كه از تمام اين مطالب بري و دور است، انجام مي‌شود. سنت پيامبر (ص) يك چيز است و مهريه‌اي كه امروزه وجود دارد چيز ديگري است. تنها نقطه اشتراك اين دو، نام آنهاست كه هردو را مهريه مي‌گويند. امروزه، مهريه در جامعه‌ي ما كاركرد مدرن پيدا كرده است و جالب است كه كاركرد مدرن را هم به درستي انجام نمی دهد.
در جامعه‌ي ما تلاش فرهنگي و قانوني نشده است كه اين شکل مدرن به صورت مدرن پاسخ داده شود بلكه از سنت، كاركرد مدرن كشيده مي‌شود كه هم باعث ويراني سنت شده است و هم باعث بد كاركردي در جامعه‌ي مدرن گشته است.
به نظر مي‌رسد جامعه بايد به آن سمت حركت كند كه با مهريه مطابق سنت عمل شود اما براي خانواده های مشارکتی یا نیمه مشارکتی که مهریه برایشان بصورت سهم اقتصادي زن در خانواده درآمده است؛ بايد قوانين و تعاريف جديدي در جامعه وارد شود. چراکه قانون، فرهنگ‌سازي مي‌كند و ما نياز به تجديد نظر در اين قوانين داريم و نمي‌توانيم به زنان جامعه بگوييم كه تنها مهريه‌ي خود را اندك قرار دهند تا به سنت پيامبر (ص) عمل شود. بلکه بايد شکل های متفاوت خانواده را در جامعه به رسمیت بشناسیم و برای هرشکل خاصی از خانواده، قوانین خاص خودش را داشته باشیم. تا مهريه و قانون هر یک بر جاي خود قرار گيرند و عدالت برقرار شود كه عدالت همانا قرار گرفتن هرچيز بر جای خويش است.
در شرایط فعلی برای خانواده‌های مشارکتی یا نیمه مشارکتی مساله دیگری که بر جاي مي‌ماند؛ اين است كه در صورتي كه در همان ابتدا، که هنوز خانواده، هیچ درآمد یا کنش اقتصادی نداشته است، همسران از يكديگر طلاق بگيرند زيان چه كسي بيشتر می‌شود؟! به طور مشخص در جامعه ما دختران از طلاق زيان بيشتري را متحمل مي‌شوند. اين زيان دو قسمت دارد يكي از دست دادن بكارت است و ديگري عواقب اجتماعي ناشي از تجربه طلاق كه شانس ازدواج بعدي دختر را تحت تأثير قرار مي‌دهد. بنابراین برای این گونه از خانواده ها مهريه فعلي كه در جامعه رواج دارد از سه بخش تشكيل شده است: يك بخش، سنت پيامبر (ص) يا همان مهرالسنه، ديگري حق فسخ ازدواج در سال‌هاي آغازين يا به عبارت ديگر ضرر و زيان وارده بر دختر در صورت طلاق و سومي هم سهم اقتصادي زن از اموال بدست آمده‌ي پس از ازدواج مي‌باشد كه قبل از ازدواج به صورت مهریه، گرفته مي‌شود. سنت پيامبر (ص)، حق فسخ و سهم اقتصادي زن، هر سه در حال حاضر مهريه را تشكيل مي‌دهند. البته زمانی که خانواده ها، مهریه تعیین می کند، این موارد را اصلاً بر زبان نمی آورند، معمولاً جوانان در هنگام ازدواج، آن قدر درگیر احساسات و تمایلات خود هستند که حواسشان اصلاً متوجه این گونه مسائل نیست و فقط درصدد این هستند که هرچه زودتر به هم برسند. بزرگترها بسته به جایگاهی که دارند؛ موضع گیری می کنند. وقتی در جایگاه خانواده دختر باشند با زیرکی طلب مهریه بالاتر می کنند و مساله ضرر و زیان دختر و سهم اقتصادی را بدون آن که بر زبان آورند، در نظر دارند؛ اما وقتی در جایگاه خانواده پسر باشند برعکس تلاش می کنند که مهریه را کاهش دهند و مسأله سنت پیامبر و کم بودن مهریه و… را مطرح می کنند.
اگر در حال حاضر برای خانواده های نیمه مشارکتی واقعیت مهریه را تشکیل شده از سه جزء الف ـ سنت پیامبر یا مهرالسنه، ب ـ حق فسخ یا ضرر و زیان دختر درصورت طلاق و ج ـ سهم اقتصادی زن بدانیم؛ به نظر می رسد بهتر می توانیم دل نگرانیها و مسائل مرتبط با مهریه را درک کنیم و راه حل ارائه نماییم. سنت پیامبر یا مهرالسنه که پیامبر برای حضرت فاطمه زهرا سلام ا… علیها تعیین کردند تقریباً معادل 5/262 مثقال نقره (محمدرضا زمانی در مزاری، حقوق خانواده به زبان ساده، 1384) تا 400 مثقال نقره (سید جعفر شهیدی، زندگانی حضرت فاطمه زهرا) بیان شده است. حق فسخ یا ضرر و زیان دختر به این معنی است که درصورت طلاق در سالهای اول ازدواج، این دختر است که بیشتر متضرر می شود. بنابراین همانطور که در عقود اقتصادی مانند خرید خانه درصورتی که بخواهید معامله را یک طرفه فسخ کنید، لازم است که مبلغی را به عنوان جریمه و ضرر و زیان فرد مقابل بپردازید. اگر قائل به این باشیم که دختر در شرایط فعلی ، بخاطر نداشتن حق طلاق در قوانین امروز، دچار ضرر و زیان می شود؛ دریافت مهریه، (بدون اینکه صراحتی در این امر باشد)؛ به نوعی جبران این ضرر و زیان است. قسمت سوم مهریه که همان ضمانت یا پشتوانه اقتصادی است. در شرایط فعلی، مهمترین قسمت مهریه را تشکیل می دهد. پیشنهاد ما برای این خانواده ها این است که دو جزء اول مهریه یعنی سنت پیامبر (ص) و حق فسخ یا ضرر و زیان دختر در صورت طلاق به عنوان مهریه رواج بیابد و سهم اقتصادی زن یا پشتوانه اقتصادی به صورت قانون یا به صورت شرط ضمن عقد، (حداقل برای خانواده هایی با اقتصاد مشارکتی یا نیمه مشارکتی) از مهریه منفک و جدا شود. در این صورت رقم مهریه و درگیری ها و منازعه‌های مرتبط با آن، بسیار کاهش خواهد یافت. در عین حال، هم حقوق زن و هم حقوق مرد رعایت خواهد شد. بنابراین به نظر می رسد که قانون گذار باید به سمتی حرکت کند که اولاً شراکت اقتصادی زن را حداقل در برخی از خانواده ها، بپذیرد و از آن دفاع کند و ثانیاً سهم اقتصادی زن در خانواده تعریف شود. در خانواده ای که زن دوشادوش مرد کار می کند و به همان میزان درآمد دارد، طبیعی است که این سهم نصف می باشد؛ در حالی که در یک خانواده دیگر می تواند یک سوم یا یک چهارم یا یک پنجم اقتصاد خانواده باشد. قانون خانواده، مطمئناً بهترین جایی است که این موارد را می تواند به طور دقیق تعریف کند. در صورتی که سهم اقتصادی زن در خانواده ایرانی، تعریف شود و قانون از آن حمایت کند؛ به نظر می‌رسد که یکی از مهمترین مسائل خانواده چه در هنگام ازدواج و چه زمان طلاق، حل می شود. اینکه این سهم اقتصادی چگونه تعریف شود، نیاز به بررسی های کارشناسی چه از منظر حقوقی و چه از منظر روان شناسی خانواده دارد. اما از قانون که بگذریم، توجه نکردن مردان به سهم اقتصادی زنان باعث می شود که زنان، مهریه را در ابتدا بسیار بیشتر از حدی که لازم است؛ قرار دهند. اگر مرد به عنوان رییس خانواده خود را تعریف می کند؛ زن نباید هیچ مبلغی را در خانه خرج کند؛ و اگر هم خرج کرد؛ طبیعی است که مرد باید آن را به صورتی مناسب بازپرداخت کند. حالا اگر موفق به انجام این کار بصورت نقدی نشد باید به صورت یک سهم اقتصادی از اموال کسب شده، آن را به زن باز گرداند. مرد نمی تواند هم رئیس خانواده باشد و هم شرایط آن را که شامل پرداخت همه هزینه های زندگی مشترک است، نداشته باشد و هم از مزایای آن استفاده کند. اگر مرد، می تواند که همه هزینه های اقتصادی خانواده را تقبل کند که مشکلی نیست؛ اما اگر نمی تواند همه هزینه ها را تقبل کند و از زحمت زن در خانه استفاده می کند؛ یا از درآمد زن بهره می برد؛ به هرحال باید این را بپذیرد که از اموال خانواده بعداً به او سهمی بدهد. طبیعی است که اکثر ما مردان شرایطی را نداریم که از همان ابتدا همه مخارج خانواده را بر عهده بگیریم. بنابراین عدالت ایجاب می کند که سهم کار یا سهم پول زنان را از اموال کسب شده، بپذیریم و بازگردانیم. پذیرش بار اقتصادی خانواده بر عهده مرد است و طبیعی است که اگر زن در این جهت، همکاری کرد؛ لازم است که از طرف مرد جبران شود. سهم اقتصادی یا سهم مالکیتی، می تواند باز پرداخت حقوق همسر در خانواده باشد.

منبع:رواشناسی سیاووشان
سه شنبه ۱ شهر ۱۳۹۰ ۰۳:۱۰ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.