به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

رشته مطالعات زنان

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 2,648
اعتبار: 49
سپاس کرده: 3,463
سپاس شده: 3,019 در 1,588 موضوع

امتياز: 2,452.93

ارسال: #1
Icon13 رشته مطالعات زنان
رشته مطالعات زنان كه همزمان با آغاز موج جديد جنبش هاي زنان از دهه هفتاد به‎صورت آكادميك در كشور هاي مختلف ايجاد شده، يك برنامه تحصيلي ميان‎رشته‎اي است كه عمدتا شاخه‎ها ي علوم انساني، اجتماعي و بهداشتي را در برمي گيرد و ادعاي اين را دارد كه نگرش آن به مسايل زنان به گونه اي است كه آنان را از ديدگاه خودشان و نه از زاويه و مطالعات، ادعاها يا نوشته‎هاي مردان درباره زنان، مورد پژوهش و بررسي قرار مي دهد. از آن‎جا كه ريشه‎هاي تاريخي و فكري اين رشته به جنبش هاي پيشرو و خواهان تغيير اجتماعي در سراسر جهان بازمي گردد، دانشگاه‎هايي كه به اين موضوع مي پردازند نيز از اين جنبش ها تأثير گرفته اند.
اين رشته دانشگاهي به تبعيت از فراگير شدن جنبش فمينيستي در جهان به اكثر كشورها منتقل شد و جاي خود را در دانشگاه‎هاي سراسر جهان باز كرد. در ايران نيز از حدود ده سال پيش، برخي از مفاهيم فمينيستي وارد عرصه دانشگاهي و آكادميك شده و كتاب‎ها و مقالات زيادي در اين زمينه منتشر شده است؛ چنان‎كه هم‎اكنون ما شاهد شكل‎گيري يك رشته كاملا مجزا و مستقل با نام مطالعات زنان هستيم.
همزمان با تأسيس اين رشته در ايران، انديشمندان و صاحب‎نظران مسايل زنان هركدام به بحث و نقد و نظر در اين زمينه و نيز به تحليل اين رشته و ضرورت وجود آن از نگاه خودشان پرداختند. اما براي فهميدن هدف و علت واقعي تأسيس اين رشته در ايران، كافي است نگاهي به نظرات و دلايل برخي از طراحان و بنيانگذاران اين رشته در كشورمان داشته باشيم تا دقيق‎تر بتوانيم درباره آن اظهارنظر كنيم.
صادق آيينه‎وند (رييس دانشكده علوم انساني دانشگاه تربيت مدرس)، نهله غروي (استاديار دانشگاه تربيت مدرس) و زهرا رهنورد (رييس سابق دانشگاه الزهرا) از جمله طراحان اين رشته در ايران بودند، آن‎ها بر اين عقيده هستند كه «چون اين رشته در كشوري اسلامي تأسيس مي‎شد، هدف ما اين بود كه با پايه‎هاي اسلامي و ديدگاه‎هاي دين اسلام پايه‎گذاري شود. البته ما تجربه كشورهاي غربي را نيز بررسي كرديم و ديديم كه بيشتر آن‎چه در اين كشورها مطرح مي‎شود، مسئله فمينيسم و بررسي موقعيت و حقوق زن است، اما آن‎چه ما در نظر داشتيم، بيشتر اين بود كه واقعيت حقوق انساني زن و در كنارش مرد را كه هيچ‎گاه نمي‎توانند جدا از هم باشند، در دين اسلام بررسي كنيم. در حقيقت هدف ما اين بود كه واقعيت اسلام را در برابر آن‎چه در غرب تدريس مي‎شود، مطرح كنيم.»
به‎طور كلي با نگاهي به آرا و نظرات صاحب‎نظران و پايه‎گذاران اصلي اين رشته در ايران، مي‎توان اين‎گونه نتيجه‎گيري كرد كه هدف از تأسيس رشته مطالعات زنان در مراكز دانشگاهي كشور، ايجاد بينش صحيح و غيرجانبدارانه از جايگاه زن در هستي و جهان امروز و نيز توجه به‎تفاوت‎هاي فرهنگي و فكري زن ايراني مسلمان با زنان ساير نقاط جهان به‎صورت علمي و آكادميك و با توجه به مطالعات تطبيقي است.
اكنون پس از گذشت حدود هفت سال از تأسيس اين رشته و اولين دوره تدريس آن در چهار دانشگاه مطرح كشور، انتقادي كه به اين رشته مي‎شود اين است كه دچار تحولات و تغييرات شديد و پيش‎بيني‎ناپذيري در روند خود شده و به نحو محسوسي از اهداف و نيات ابتدايي بنيانگذاران و طراحانش فاصله گرفته است.
انتقاد ديگري كه در مورد تأسيس رشته مطالعات زنان مي‎توان به آن اشاره كرد، عدم سنجش كافي از ضرورت‎هاي تأسيس اين رشته و نيز اجراي عجولانه آن بدون انتخاب مفاد درسي مناسب و اساتيد متخصص در اين رشته از قبل بود؛ به‎طوري كه اكنون پس از گذشت هفت سال از تأسيس اين رشته در دانشگاه‎هاي كشور، هنوز روشن نيست كه اين رشته زير مجموعه چه گروهي است و كدام‎يك از رشته‎هاي علوم اجتماعي يا حقوق را مي‎توان مادر اين رشته به حساب آورد. لذا نتيجه اين بي‎دقتي و ناحسابگري اكنون به‎صورت ضعف تئوريك در اين رشته دانشگاهي خود را نشان مي‎دهد.
آزاد فلاح، استاد دانشگاه تربيت مدرس، در اين‎باره معتقد است: «تأسيس اين رشته يك حركت عجولانه بوده و چندان در نحوه شكل‎گيري و ايجاد آن فكر نشده است. اين مورد از موارد درسي ارايه شده و سرفصل‎هاي دروس پيداست. از ديگر سو، دانشگاه‎هاي برگزار‎كننده اين رشته نيز از تخصص لازم در راستاي ارايه اين رشته برخوردار نيستند.»
از طرفي ديگر، اين رشته دانشگاهي بدون اين‎كه در ابتدا در مقطع كارشناسي مطرح شده و به دانشجويان معرفي و تدريس شود، در مقطع كارشناسي ارشد دانشجو گرفته و اين ابهام را به‎وجود آورده است كه رشته‎اي كه دانشجوي كارشناسي ندارد چگونه دانشجوي كارشناسي ارشد مي‎پذيرد؟ آيا براي تحصيل در مقطع كارشناسي ارشد دانشجويان نياز ندارند كه ابتدا مقطع كارشناسي را بگذرانند؟ و لذا اين‎گونه است كه دانشجوياني كه از مقطع كارشناسي، حتي كارشناسي علوم اجتماعي به اين رشته مي‎آيند، هيچ ذهنيتي نسبت به آن ندارند و در ابتداي دوره تحصيل بعضا رشته مطالعات زنان را متفاوت از انتظارات خود ارزيابي مي‎كنند.
ديگر انتقادي كه به رشته مطالعات زنان در كشور ما وارد است اين‎كه به‎لحاظ معرفتي كوچكترين اتفاق نظري ميان اساتيد اين رشته در دانشگاه‎هاي مختلف كشور وجود ندارد؛ از اين‎رو با رويكردهاي متفاوتي نسبت به مسايل زنان در بين اساتيد اين رشته در دانشگاه‎هاي كشور مواجه هستيم و اين باعث ايجاد دوگانگي و به تبع آن سردرگمي دانشجويان در اين رشته شده است. به‎طور مثال، مي‎توان به شكاف و فاصله معرفتي بين اساتيد اين رشته در دانشگاه تهران و دانشگاه علامه طباطبايي اشاره كرد كه سبب وجود ابهام در تحليل مسايل زنان در كشور ما شده است. دكتر اعزازي، استاد رشته مطالعات زنان در دانشگاه علامه طباطبايي، معتقد است كه اين رشته بايد تلاشي در جهت تغيير وضع موجود زنان در كشور ما باشد و از نگاه خود زنان به مسايل و مشكلات زنان نگاه كند. اما در مقابل سهيلا صادقي، استاد گروه مطالعات زنان و رييس مركز مطالعات زنان دانشگاه تهران، اعتقادي به گرايش‎هاي جديد مثل مطالعات زنان و مطالعات جوانان ندارد و آن را نوآوري‎هاي بي‎رويه مي‎داند. وي معتقد است وقتي مسايل زنان را از بقيه مسايل جدا مي‎كنيم همه آدم‎ها فكر مي‎كنند كه زنان به‎عنوان زن مسئله دارند در حالي‎كه بسياري از مسايل و مشكلات زنان در ارتباط با ديگران است و اگر زنان را جدا كنيم‎، مسايل آنان را از متن به حاشيه برده‎ايم.
در پايان نگاهي فهرست‎وار به پايان‎نامه‎هاي انجام شده توسط دانشجويان رشته مطالعات زنان در دانشگاه علامه طباطبايي تهران خواهيم داشت تا نوع نگاهي كه دانشجويان اين رشته به‎عنوان كارشناس به مسايل و مشكلات زنان دارند و شكافي كه مابين اهداف ابتدايي اين رشته و وضعيت حال حاضر آن موجود است، روشن شود.
ليست پايان‎نامه‎هاي انجام شده درباره رشته مطالعات زنان در دانشگاه علامه بدين قرار است:
1- بررسي عوامل مؤثر بر نگرش مردان نسبت به نقش اقتصادي زنان؛
2- بررسي عوامل مؤثر بر ميزان قدرت زنان در تصميم‎گيري‎هاي خانواده؛
3- بررسي تأثير شغل زنان بر روي مشاركت سياسي آنان؛
4- بررسي اثر ناباروري بر سلامت رواني زنان؛
5- بررسي تأثير حمايت‎هاي سازمان‎هاي غير‎دولتي بر وضعيت اجتماعي - معيشتي زنان سرپرست خانوار؛
6- بررسي تأثير ميزان همگوني اقتصادي - اجتماعي زوجين بر قدرت زنان در خانواده؛
7- بررسي جنبش اجتماعي زنان از مشروطه تاكنون؛
8- بررسي رابطه زنانگي و ورزش؛
9- بررسي عوامل اجتماعي مؤثر بر ميزان مشاركت سياسي دانشجويان دختر؛
10- بررسي عوامل خانوادگي - اجتماعي مرتبط با جرايم زنان زندان اوين؛
11- بررسي عوامل خانوادگي مؤثر بر تعارض نقش شغلي – خانه‎داري زنان شاغل؛
12- بررسي عوامل مؤثر بر آسيب‎ديدگي اجتماعي زنان زندان استان مركزي؛
13- بررسي عوامل مؤثر بر رضايت شغلي زنان شاغل در ادارات دولتي؛
14- بررسي عوامل مؤثر بر ميزان خشونت مردان نسبت به زنان؛
15- بررسي عوامل مؤثر بر نگرش دانشجويان نسبت به ازدواج و همسرگزيني؛
16- بررسي عوامل مؤثر بر نگرش زنان به سقط جنين؛
17- بررسي عوامل جامعه‎شناختي مؤثر بر اقدام به خودكشي دختران؛
18- بررسي و سنجش نگرش دانش‎آموزان دختر دبيرستاني به ارزش‎هاي غربي و عوامل مؤثر بر آن؛
19- تأثير جلسات مذهبي زنانه بر كيفيت زندگي زنان شركت‎كننده؛
20- تأثير دينداري بر رضايت زنان از زندگي زناشويي؛
21- تغيير نقش جنسيتي زنان در فيلم‎هاي ايراني پس از انقلاب؛
22- بررسي عوامل مؤثر بر نگرش مردان نسبت به اشتغال زنان؛
23- بررسي اثر مادري بر وضعيت اجتماعي زنان؛
24- عوامل اجتماعي مرتبط با نگرش مردان نسبت به مهريه؛
25- بررسي عوامل خانوادگي مؤثر بر شكل‎گيري هويت جنسيتي در دختران؛
26- تأثير تفاوت‎هاي جنسيتي بر بهره‎گيري فناوري‎هاي اطلاعات و ارتباطات در ميان دانشجويان؛
27- تأثير باورهاي جنسيتي بر ايفاي نقش‎هاي خانگي زنان متاهل - شاغل؛
28- بررسي عوامل مؤثر بر شيوه اعمال قدرت زنان در خانواده.
از ابتداي تأسيس رشته مطالعات زنان در كشور، قرار بود كه تحول بزرگي در مواجهه با مشكلات و مسايل پيش‎روي زنان به‎وجود آيد؛ اما اكنون كه به محتواي اين رشته و پايان‎نامه‎هايي كه دانشجويان اين رشته به آن مي‎پردازند مي‎نگريم، نشاني از تحول در آن ديده نمي‎شود و همه تكرار مسايلي است كه رشته‎هاي قبلي مانند علوم اجتماعي و حقوق نيز به آن‎ها مي‎پرداختند.
با نگاهي به اكثر موضوعات انجام گرفته در اين پايان‎نامه‎ها، اين سؤال به ذهن‎ها متبادر مي‎شود كه راستي چقدر از اين موضوعات، مسايل و مشكلات اصلي زنان جامعه ما را در بر مي‎گيرد؟آيا واقعا اين‎ها دغدغه‎هاي امروز زنان ما هستند؟ آيا پرداختن به مسايلي همچون خودسوزي زنان - كه امري شايع در ميان زنان روستايي ماست - مهمتر است يا پرداختن به عوامل مؤثر بر استفاده از فناوري‎هاي ارتباطي؟ آيا دانشجويان و كارشناسان اين عرصه در كشور ما واقعا با فضاي زنان و مسايل آن‎ها آشنايي دارند يا تنها به تقليد از نظريات غربي و نگاه‎هاي فمينيستي به تحليل مشكلات زنان مي‎پردازند؟ چند درصد از پايان‎نامه‎هاي اين رشته از زاويه و رويكرد ديني و فرهنگ بومي جامعه ما به تحليل مسايل مربوط به زنان پرداخته‎اند؟
چند درصد از پايان نامه‎هاي صورت گرفته در اين رشته، خانواده را به‎عنوان مسئله اصلي مورد بررسي قرار داده است؟ آيا نقش خانواده در تحليل مسايل زنان هيچ جايگاهي ندارد؟
در هر حال با توجه به اين نكات، بايد در نظر داشت كه مسئله زنان در دنيا هرچه كه باشد، موضوع سخن در اين‎جا زن ايراني است. زن ايراني و مسئله آن، با زنان ديگر سرزمين‎ها تفاوت عميقي دارد؛ گو اين‎كه دغدغه‎ها و اصول مشتركي نيز ميان زنان وجود دارد. زن ايراني و مسئله آن ريشه در فرهنگ، زبان، رسوم و عادات سرزميني با تاريخ چندهزار ساله دارد و قريب چهارده قرن است كه دارايي‎هاي تمدني زن ايراني با يكي از فربه‎ترين اديان جهان آميزش يافته و در بروز خارجي آن با موجودي انساني مواجه هستيم به نام «زن ايراني مسلمان» كه براي فهم و شناخت مسئله زنان، ارايه راهكار و برنامه‎ريزي در جهت حل و رفع آن، بايد به هر سه جزء اين عنوان توجه كرد و غفلت يا تغافل از يكي از اين سه جزء و يا فروكاستن هركدام به ديگري به حل مسئله زنان چندان كمكي نمي‎كند. رشته مطالعات زنان بايد در ايران چنان بومي شود كه توجه به اين سه جزء در تاروپود آن تنيده شده باشد.
رشته مطالعات زنان در ايران بايد هم به كار توجيه و تبيين و ترويج جنبه‎هاي مثبت زندگي زن ايراني بيايد و هم به تغيير، اصلاح و بهبود جنبه‎هاي منفي موجود در جامعه زنان بپردازد. عزت و عظمت زن ايراني در نقش مادر يا همسر، محوريت خانواده، ايفاي نقش‎هاي اجتماعي با حفظ دو عنصر حجاب و عفت، موضوعاتي هستند كه رشته مطالعات زنان نمي‎تواند نسبت به آن‎ها بي‎تفاوت باشد. از طرف ديگر، وجود مشكلات حقوقي، اقتصادي و فرهنگي در جامعه ما امري نيست كه بتوان نسبت به آن تغافل ورزيد.
با نگاهي به پايان‎نامه‎هاي ارايه شده، مي‎توان نتيجه گرفت كه رشته مطالعات زنان در كشور ما مانند ساير كشورهاي جهان، از ديدگاه‎ها و نظريات انتقادي فمينيستي تأثير پذيرفته است. به‎طوري كه حتي بومي‎ترين مسايل و مشكلات زنان در كشور را يا ناديده گرفته و يا با استفاده از نظريات فمينيستي تحليل مي‎كند. اين در حالي است كه جريان فكري و اجتماعي فمينيسم در جوامع غربي نه تنها با معضلات و نقصان‎هاي بسيار زيادي مواجه شده است بلكه خيل عظيمي از طرفداران و هواداران خود را نيز از دست داده و ديگر حتي زنان غربي نيز از اين جريان رو گردانده‎اند.
سخن خود را با بيان جملاتي از رهبر معظم انقلاب در اين زمينه كه در جمع كثيري از زنان در ورزشگاه آزادي در سال 1376 ايراد شده است به پايان مي‎برم:
«متأسفانه امروز من مي‎بينم بعضي از مقالاتي كه به‎عنوان دفاع از زن نوشته مي‎شود، بعضي از سخناني كه به‎عنوان احقاق حقوق بانوان بر زبان جاري مي‎شود، كاملا از موضع انفعال است. چون غربي‎ها اين‎طور گفته‎اند، چون اروپايي‎ها اين‎طور نوشته‎اند، چون به ما اين‎طور نسبت داده‎اند. ما هم در مقام دفاع حرفي بزنيم و راهي را بپيماييم. اين كاملا منحرف‎كننده و اغواكننده است. ما بايد ببينيم حقايقي كه در عالم وجود دارد - كه بيشترين اين حقايق هم در تعاليم اسلامي است - اين‎ها چيست؟»
منبع:سایت ایرانیان
سه شنبه ۱ شهر ۱۳۹۰ ۱۹:۱۶ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.