به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

زندگینامه را بعه بلخی

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 2,648
اعتبار: 49
سپاس کرده: 3,463
سپاس شده: 3,019 در 1,588 موضوع

امتياز: 2,454.43

ارسال: #1
Icon13 زندگینامه را بعه بلخی
ا ولین شا عره زبا ن دری که در تذکره ها از ا و نا م برد ه شد ه ا ست ،
رابعه بنت کعبه قزداری میبا شد که همعصر شاعر و ا ستاد شهیر زبان دری رودکی بود...

نیمه اول قرن چهارم د ر بلخ حیات داشت ، پدر ا و که شخص فاضل و محترمی بود
د ر دوره سلطنت سامانیان در سیستان ، بست ، قندهار و بلخ حکومت می کرد .
تاریخ تولد رابعه در د ست نیست ولی پاره ا ی از حیات او معلوم است.
ا ین
دختر عاقله و دانشمند در ا ثر توجه پد ر تعلیم خوبی ا خذ نموده ، درزبا ن
دری معلو ما ت وسیعی حاصل کرد، و چون قریحه شعری دا شت ، شروع بسرود ن ا
شعار شیرین نمود . عشق ایکه رابعه نسبت بیکی ار غلا مان برادر خود در دل
میپردازد ، بر سوز و شور اشعارش افزوده آنرا بپایه تکامل رسانید . چون
محبوب او غلا می بیش نبود و بنا بر رسومات بی معنی ان عصر رابعه نمیتوانست
امید وصال او را داشته باشد ، از زندگی و سعاد ت بکلی نا امید بوده ، یگانه
تسلی خاطر حزین او سرود ن اشعار بود ، که در آن احسا سات سوزان و هیجان
روحی خود را بیان مینمود.
گویند روزی رابعه در باغ گردش می کرد، ناگاه
محبوب خویش را که بکتا ش نام داشت مشا هده نمود ، بکتاش از د ید ن معشوقه
به هیجان آمده ، سر آستین او را گرفت ، ا ما رابعه به خشم خود او را رهانید
ه ، نعره زد )آیا برای تو کفایت نمی کند که من دل خود را بتو داد م د یگر
چه طمع میکنی ؟)
حارث ، براد ر رابعه که بعد از مرگ پدر حاکم بلخ شده
بود، توسط یکی از غلامان خود که صند وقچه بکتاش را دزدیده ،بجا ی جواهرات و
طلا در آن اشعار مملو از عشق و سوز و گداز رابعه را یافته و آ نرا بغرض
دریافت پاداش به بادار خود داد . برادر او ازین عشق اگاهی یافته ، باوجود
پاکی آن بر خواهر خود آشفته ، حکم به قتل او داد. و را بعه قشنگ در لحظه ها
ی جوانی ، با د ل پر ارمان این دنیایی را که از آن جز غم و ناکامی نصیبی
نداشت ، وداع نمود. اگر چه جز تعداد بسیار محدود چیزی از اشعا ر رابعه باقی
نمانده ، ولی آنچیزیکه در دست است بر لیاقت و ذوق ظریف او دلالت نموده ،
ثابت می سازد که شیخ عطار و مولانا جامی (رح) در تمجیدی که از او نموده اند
مبالغه نکرده اند.
پدر رابعه نظر به لیاقتش بر او لقب (زین العرب)
گذاشته بود. رابعه تخلص نداشت ، اما محمد عوفی در (لباب الالباب ) می گوید
او را(مگس روهین) می خواندند ، زیرا وقتی قطعه ذیل را سروده بود:
خبــــر دهند که بارید بر ســــر ا یوب ز آسمــان ملخان و ســــر همــه زرین
اگر بباره از ین ملخ بر او از صبر ؟! سزد که بارد بر من یکی مگس روهین


همشهری آنلاین
چهار شنبه ۲ شهر ۱۳۹۰ ۱۵:۱۲ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.