به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید

تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان / انجمن فرهنگ / تالار شعر و ادبیات / اشعار کوتاه v / جملات کوتاه وزیبا ازدکترشریعتی....

نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده‌ی ارسال‌های تازه‌ مشاهده‌ی ارسال‌های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید


جملات کوتاه وزیبا ازدکترشریعتی....
زمان کنونی: شنبه ۲۹ شهر ۱۳۹۳, ۲۲:۲۴ عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ♥khatereh♥!
آخرین ارسال: ♥khatereh♥!
پاسخ: 29
بازدید: 1131



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

جملات کوتاه وزیبا ازدکترشریعتی....

نویسنده پیام
*
ارسال‌ها: 730
اعتبار: 55
سپاس کرده: 282
سپاس شده: 894 در 453 موضوع

امتياز: 3,296.36

ارسال: #1
جملات کوتاه وزیبا ازدکترشریعتی....
دنیا رو بد ساختن
کسی که تو دوستش داری ، او دوستت ندارد
کسی که او تورا دوست دارد ، تو دوستش نداری
و کسی که هم او تورا دوست دارد و هم تو او را دوست داری
به رسم و آیین زندگانی به هم نمیرسند
و این رنج است
و زندگی یعنی این برای مشاهده لینک ، لطفا ثبت نام یا وارد شوید

امضا كاربر
شاید تمام لحظه های با تو بودن را آسوده می خندیدم!!
اما کاش می دانستم پس این آرامش نبودنت را تجربه خواهم کرد....
آنگاه حتی یکبار هم لبخند و محبتم را نمیدیدی.............!!!!
سه شنبه ۸ شهر ۱۳۹۰ ۰۸:۴۷ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از ♥khatereh♥! سپاسگزاری کرده است.
*داتیس*
*
ارسال‌ها: 730
اعتبار: 55
سپاس کرده: 282
سپاس شده: 894 در 453 موضوع

امتياز: 3,296.36

ارسال: #2
RE: جملات کوتاه وزیبا ازدکترشریعتی....
کوچیک که بودیم ، میگفتن همه رو دوست داشته باشید …
حالا که بزرگ شدم و یکی رو دوست دارم ، میگن فراموشش کن …

امضا كاربر
شاید تمام لحظه های با تو بودن را آسوده می خندیدم!!
اما کاش می دانستم پس این آرامش نبودنت را تجربه خواهم کرد....
آنگاه حتی یکبار هم لبخند و محبتم را نمیدیدی.............!!!!
سه شنبه ۸ شهر ۱۳۹۰ ۰۸:۵۳ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال‌ها: 730
اعتبار: 55
سپاس کرده: 282
سپاس شده: 894 در 453 موضوع

امتياز: 3,296.36

ارسال: #3
RE: جملات کوتاه وزیبا ازدکترشریعتی....
وقتی که دیگر نبود ،
من به بودنش نیازمند شدم.
وقتی که دیگر رفت ،
من در انتظار آمدنش نشستم.
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ،
من او را دوست داشتم.
وقتی که او تمام کرد ،
من شروع کردم .
وقتی او تمام شد ،
من آغاز شدم .
و چه سخت است تنها متولد شدن ،
مثل تنها زندگی کردن
مثل تنها مردن …

امضا كاربر
شاید تمام لحظه های با تو بودن را آسوده می خندیدم!!
اما کاش می دانستم پس این آرامش نبودنت را تجربه خواهم کرد....
آنگاه حتی یکبار هم لبخند و محبتم را نمیدیدی.............!!!!
سه شنبه ۸ شهر ۱۳۹۰ ۰۸:۵۳ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال‌ها: 730
اعتبار: 55
سپاس کرده: 282
سپاس شده: 894 در 453 موضوع

امتياز: 3,296.36

ارسال: #4
RE: جملات کوتاه وزیبا ازدکترشریعتی....
جنگ های صلیبی که شد آنها افتادند به جان ما ، ما افتادیم به جان هم ، مسیحی ها و جهود ها یکی شدند ، مسلمانها صد تا شدند ، سنی به جان شیعه ، شیعه به جان سنی . ترکی به جان ایرانی ، ایرانی به جان عرب ، عرب به جان بربر ، بربر به جان تارتار و … باز هرکدام تو خودشان کشمکش ، دشمنی ، بدبینی ، جنگ و جدل… حیدری ، نعمتی ، بالا سری ، پایی سری ، یکی شیخی ، یکی صوفی ، یکی امل ، یکی قرتی …
نقشه جهان رو جلوی خودت بگذار از خلیج فارس یک خط بکش تا اسپانیا از انجا یک خط دیگر تا چین ، این مثلث میهن اسلام بود ! یک ملت ، یک ایمان ، یک کتاب و حالا؟
مسلمانهای یک مذهب ، یک زبان ، یک محل ، توی یک مسجد هفت تا نماز جماعت می خوانند!
توی برادران جنگ هفتادو دوملت برپا شد ..هر ملتی اسلام را رها کرد رفت به سراغ قصه های مرده ، خرابه های کهنه ، استخوان های پوسیده …. خدا را از یاد بردند خاک را به جایش آوردند .
توحید توی کتاب ها مرد … بشکل کلمات و شرک توی جامعه جان گرفت … بشکل طبقات. دین فرقه فرقه شد و امت قوم قوم و ما قطعه قطعه… هر قطعه ……. و لقمه ای چرب … نرم … راحت الحلقوم
سر همه را به خاک بازی به خون بازی ، فرقه سازی ، دسته بندی ، به جنگ های زرگری به بحث های بیخودی به حرف های چرت و پرت ، به فکرها و علم های پوک و پوچ ، عشق ها و کینه های بی ثمر ، به گریه ها و ندبه های بی اثر ، به دشمن های عوضی ، به خندهای الکی بند کردند . چشم ما را با لالایی خواب کردند.فرنگی ها مثل مغول ها :
” آمدند و سوزاندند و کشتند و بردند و … ” اما نرفتند! .
ما یا سرمان به خودمان بند بود و نخواستیم ببینیم یا به جانهم افتاده بودیم و نتوانستیم ببینیم و یا اصلا برگشته بودیم به عهد بوق به جستجوی قبرها ، باد و بروت های استخوان پوسیده ..استخوان پوسیده ها و نبودیم که ببینیم ! طلا هایمان را بردند و ما را فرستادند دنبال عصر طلایی ..دنبال نخود سیاه.
ملیت : نبش قبر
مذهب : شب اول قبر
حال : فراموشش کن
زندگی : ولش کن
هزارو دویست سال پیش ، پدر شیمی قدیم – جابر بن حیان – در کلاس ” مسجد پیامبر ” نزد امام صادق (ع) ، رئیس مذهب شیعه درس شیمی فرا می گیرد و هزار و دویست و پنجاه سال بعد نزد پیروان پیامبر و شیعیان امام صادق (ع) درس شیمی در کلاس مدرسه حرام می شود…

امضا كاربر
شاید تمام لحظه های با تو بودن را آسوده می خندیدم!!
اما کاش می دانستم پس این آرامش نبودنت را تجربه خواهم کرد....
آنگاه حتی یکبار هم لبخند و محبتم را نمیدیدی.............!!!!
سه شنبه ۸ شهر ۱۳۹۰ ۰۸:۵۴ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال‌ها: 730
اعتبار: 55
سپاس کرده: 282
سپاس شده: 894 در 453 موضوع

امتياز: 3,296.36

ارسال: #5
RE: جملات کوتاه وزیبا ازدکترشریعتی....
زن برای مشاهده لینک ، لطفا ثبت نام یا وارد شوید می کارد و کینه درو می کند …
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر…
می تواند تنها یک همسر داشته باشدو تو مختار به داشتن چهار همسرهستی …
برای ازدواجش ــ در هر سنی ـ اجازه لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج کنی …
در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو …
او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی …
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی….
او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد …
او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ….
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر …

امضا كاربر
شاید تمام لحظه های با تو بودن را آسوده می خندیدم!!
اما کاش می دانستم پس این آرامش نبودنت را تجربه خواهم کرد....
آنگاه حتی یکبار هم لبخند و محبتم را نمیدیدی.............!!!!
سه شنبه ۸ شهر ۱۳۹۰ ۰۸:۵۵ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال‌ها: 730
اعتبار: 55
سپاس کرده: 282
سپاس شده: 894 در 453 موضوع

امتياز: 3,296.36

ارسال: #6
RE: جملات کوتاه وزیبا ازدکترشریعتی....
چه امید بندم در ابن زندگانی
که در ناامیدی سر آمد جوانی
سرآمد جوانی و ما را نیامد
پیام وفایی از این زندگانی
بنالم زمحنت همه روز تا شام
بگریم ز حسرت همه شام تا روز
تو گویی سپندم بر این آتش طور
بسوزم از این آتش آرزوسوز..

امضا كاربر
شاید تمام لحظه های با تو بودن را آسوده می خندیدم!!
اما کاش می دانستم پس این آرامش نبودنت را تجربه خواهم کرد....
آنگاه حتی یکبار هم لبخند و محبتم را نمیدیدی.............!!!!
سه شنبه ۸ شهر ۱۳۹۰ ۰۸:۵۵ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال‌ها: 730
اعتبار: 55
سپاس کرده: 282
سپاس شده: 894 در 453 موضوع

امتياز: 3,296.36

ارسال: #7
RE: جملات کوتاه وزیبا ازدکترشریعتی....
برای مشاهده لینک ، لطفا ثبت نام یا وارد شوید

خدایا کفر نمی‌گویم،
پریشانم،
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!
مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.
خداوندا!
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای ‌تکه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!

امضا كاربر
شاید تمام لحظه های با تو بودن را آسوده می خندیدم!!
اما کاش می دانستم پس این آرامش نبودنت را تجربه خواهم کرد....
آنگاه حتی یکبار هم لبخند و محبتم را نمیدیدی.............!!!!
سه شنبه ۸ شهر ۱۳۹۰ ۰۸:۵۸ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال‌ها: 730
اعتبار: 55
سپاس کرده: 282
سپاس شده: 894 در 453 موضوع

امتياز: 3,296.36

ارسال: #8
RE: جملات کوتاه وزیبا ازدکترشریعتی....
دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا

دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…

این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!

باید آدمش پیدا شود!

باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!

سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج

کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!

فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش…

شروع می‌کنی به خرج کردنشان!

توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی

توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند …

امضا كاربر
شاید تمام لحظه های با تو بودن را آسوده می خندیدم!!
اما کاش می دانستم پس این آرامش نبودنت را تجربه خواهم کرد....
آنگاه حتی یکبار هم لبخند و محبتم را نمیدیدی.............!!!!
سه شنبه ۸ شهر ۱۳۹۰ ۰۹:۱۴ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال‌ها: 730
اعتبار: 55
سپاس کرده: 282
سپاس شده: 894 در 453 موضوع

امتياز: 3,296.36

ارسال: #9
RE: جملات کوتاه وزیبا ازدکترشریعتی....
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !

امضا كاربر
شاید تمام لحظه های با تو بودن را آسوده می خندیدم!!
اما کاش می دانستم پس این آرامش نبودنت را تجربه خواهم کرد....
آنگاه حتی یکبار هم لبخند و محبتم را نمیدیدی.............!!!!
سه شنبه ۸ شهر ۱۳۹۰ ۰۹:۲۰ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال‌ها: 730
اعتبار: 55
سپاس کرده: 282
سپاس شده: 894 در 453 موضوع

امتياز: 3,296.36

ارسال: #10
RE: جملات کوتاه وزیبا ازدکترشریعتی....
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند
و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد...

امضا كاربر
شاید تمام لحظه های با تو بودن را آسوده می خندیدم!!
اما کاش می دانستم پس این آرامش نبودنت را تجربه خواهم کرد....
آنگاه حتی یکبار هم لبخند و محبتم را نمیدیدی.............!!!!
سه شنبه ۸ شهر ۱۳۹۰ ۰۹:۲۳ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1393.