به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید

تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان / تالار عمومی / انجمن مذهبی و دفاع مقدس / تالار قرآن و نهج البلاغه / شبهات و سوالات قرآني وديني v / طهارت و احکام آن - به همراه سؤال و جواب

نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

طهارت و احکام آن - به همراه سؤال و جواب

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,338 در 5,769 موضوع

امتياز: -26,232.50

ارسال: #1
طهارت و احکام آن - به همراه سؤال و جواب
احکام آبها

س 70: اگر قسمت پايين آب قليلى که به‌طور سرازير و بدون فشار به پايين مى‏ريزد، با نجاست برخورد کند، آيا قسمت بالاى اين آب همچنان پاک باقى مى‏ماند؟
ج: اگر سرازيرى آب به‌گونه‏اى باشد که جريان از بالا به پايين بر آن صدق کند، قسمت بالاى آن پاک است.
س 71: آيا در شستن لباسهاى نجس با آب کرّ و جارى، فشردن هم لازم است و يا اين ‏که بعد از زوال عين نجاست همين که آب آن را فرا گرفت، کفايت مى‏کند.
ج: بايد بنا بر احتياط آن را فشار يا تکان دهند.
س 72: آيا در تطهير لباس متنجّس با آب کر و جارى، فشار دادن خارج آب لازم است يا با همان فشار داخل آب پاک مى‏شود؟
ج: فشار يا تکان دادن داخل آب، کافى است.
س 73: آيا گليم يا فرش نجسى را که با آب لوله کشى متصل به منبع آب شهرى شستشو مى‏دهيم، به مجرد رسيدن آب لوله کشى به محل نجس، پاک مى‏شوند يا بايد آب غساله از آن جدا شود؟
ج: در تطهير با آب لوله کشى، جدا شدن آب غساله شرط نيست، بلکه به مجرد رسيدن آب به مکان نجس، بعد از زوال عين نجاست و حرکت غساله از جاى خود به وسيله دست کشيدن بر فرش در هنگام اتصال آب، طهارت حاصل مى‏شود.
س 74: حکم وضو و غسل با آبى که به‌طور طبيعى غليظ است چيست؟ مانند آب دريايى که بر اثر وجود املاح فراوان غليظ شده است، مثل درياچه اروميه يا موارد ديگرى که غلظت بيشترى دارند.
ج: مجرد غلظت آب به سبب وجود املاح، مانع از صدق عنوان آب مطلق بر آن نمى‏شود، و براى ترتب آثار شرعى آب مطلق، صدق عنوان آن در نظر عرف کافى است.
س 75: آيا براى ترتب آثار کر بودن آب، علم به کر بودن آن واجب‏است يا اين که بناء بر کر بودن آب کافى است؟ (مانند آب موجود در دستشوئى‏هاى قطار و غيره)
ج: اگر حالت سابقه کر بودن آب احراز شود، بنا گذاشتن بر کر بودن آن جايزاست.
س 76: در مسأله (147) رساله امام خمينى(قدّس‏سرّه) آمده است: «در طهارت و نجاست به گفته کودک مميز تا زمان بلوغ اعتنا نمى‏شود». اين فتوا تکليف دشوارى است. زيرا به‌طور مثال مستلزم اين است که پدر و مادر تطهير فرزندشان را پس از قضاء حاجت تا سن پانزده سالگى به عهده بگيرند. لطفاً وظيفه شرعى ما را بيان فرماييد.
ج: قول کودکى که در آستانه بلوغ است در اين‌باره معتبر است.
س 77: گاهى به آب موادى اضافه مى‏کنند که آن را به رنگ شير در مى‏آورد، آيا اين آب مضاف است؟ حکم وضو و تطهير با آن چيست؟
ج: آن آب حکم آب مضاف را ندارد.
س 78: در تطهير، چه فرقى بين آب کر و آب جارى است؟
ج: هيچ تفاوتى با هم ندارند.
س 79: اگر آب شور جوشانده شود، آيا با آبى که از بخار آن بدست مى‏آيد، مى‏توان وضو گرفت؟
ج: اگر آب مطلق بر آن صدق کند، آثار آب مطلق را دارد.
س 80: براى پاک شدن کف پا يا کفش، راه رفتن به مقدار پانزده گام شرط است. آيا اين کار بايد بعد از زوال عين نجاست صورت بگيرد يا پانزده گام رفتن با وجود عين نجاست کافى است؟ آيا پس از آنکه عين نجاست با پانزده گام از بين رفت، کف پا يا کفش پاک مى‏شود؟
ج: کسى که بر اثر راه رفتن روى زمين، کف پا يا کفش او، نجس شده است هرگاه تقريباً به قدر ده قدم روى زمين خشک و پاک راه برود، کف پا و کفش او پاک مى‏شود مشروط به اين که عين نجاست، زائل شود.
س 81: آيا کف پا يا ته کفش با راه رفتن روى زمينى که آسفالت شده، پاک مى‏شود؟
ج: زمين‌هاى آسفالت و يا آغشته به قير، پاک کننده کف پا يا ته کفش نيستند.
س 82: آيا آفتاب از مطهّرات است؟ اگر هست، شرايط مطهّريت آن چيست؟
ج: تابيدن آفتاب باعث طهارت زمين و همه اشياء غير منقول از قبيل ساختمان و چيزهايى که در آن بکار رفته مانند چوب، در، پنجره و مانند آن مى‏شود، به شرطى که عين نجاست قبلاً از آنها زائل شده باشد و در موقع تابش آفتاب‏تر باشند و به وسيله آفتاب خشک شوند.
س 83: لباسهاى نجسى که در موقع تطهير، آب را رنگين مى‏کنند، چگونه پاک مى‏شوند؟
ج: اگر رنگ دادن لباس باعث مضاف شدن آب نشود، لباسهاى نجس با ريختن آب بر آنها، پاک مى‏شوند.
س 84: کسى که براى غسل جنابت آب را در ظرفى مى‏ريزد و در هنگام غسل قطرات آب به داخل ظرف مى‏چکد، آيا موجب نجس شدن آب مى‏گردد؟ و آيا مانع از تمام کردن غسل با آن آب مى‏شود؟
ج: اگر آب از آن قسمت بدن که پاک است به داخل ظرف بچکد، پاک است و مانعى براى تمام کردن غسل با آن وجود ندارد.
س 85: آيا تطهير تنورى که با گِل آغشته به آب نجس ساخته شده است، امکان دارد؟
ج: ظاهر آن با شستن قابل تطهير است و طهارت ظاهر تنور که خمير به آن مى‏چسبد براى پختن نان کافى است.
س 86: آيا روغن نجس با انجام فعل و انفعالات شيميايى بر روى آن به‌طورى که ماده‏ى آن داراى خواص جديدى شود، بر نجاست خود باقى مى‏ماند يا اين که حکم استحاله را پيدا مى‏کند؟
ج: براى تطهير مواد نجس، مجرّد انجام فعل و انفعالات شيميايى که خاصيت جديدى به مواد ببخشد، کافى نيست.
س 87: در روستاى ما حمامى وجود دارد که سقف آن مسطح و صاف است و از آن قطرات حاصل از بخار آب بر سر استحمام کنندگان مى‏چکد. آيا اين قطرات پاک است؟ آيا غسل بعد از چکيدن اين قطرات صحيح است؟
ج: بخار حمام و قطراتى که از سقف پاک مى‏چکد، محکوم به طهارت است، و چکيدن اين قطرات بر بدن باعث نجاست آن نمى‏شود و به صحّت‏ غسل ضرر نمى‏رساند.
س 88: با توجه به اينکه بر اساس تحقيقات علمى، وزن آبهاى فاضلاب‏ها در اثر اختلاط با مواد معدنى و آلودگى به ميکرب 10٪ بيشتر از وزن طبيعى آب است، اگر در اينگونه آبها در تصفيه‏خانه‏ها تغييراتى به وجود آيد و به وسيله عمليات فيزيکى، شيميايى و بيولوژيکى، مواد معدنى آلوده و ميکروبها را از آن جدا سازند. به‌طورى که بعد از تصفيه کامل از جهت فيزيکى (رنگ، بو، طعم) و از جهت شيميايى (مواد معدنى آلوده) و از جهت بهداشتى (ميکروبهاى مضر و تخم انگلها) بمراتب بهداشتى‏تر و بهتر از آبهاى بسيارى از نهرها و درياها بويژه آبهايى که براى آبيارى استفاده مى‏نمايند، گردد. آيا اين آبها که قبل از تصفيه نجس هستند، با اعمال مذکور پاک شده و حکم استحاله بر آنها جارى مى‏گردد يا آنکه پس از تصفيه هم محکوم به نجاست هستند؟
ج: در فرض مذکور با مجرد جداسازى مواد معدنى آلوده و ميکربها و غير آن از آبهاى فاضلابها، استحاله تحقق پيدا نمى‏کند. مگر اين که عمل تصفيه با تبخير آب و تبديل دوباره بخار به آب، انجام شود.
دو شنبه ۱۴ شهر ۱۳۹۰ ۱۲:۲۹ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,338 در 5,769 موضوع

امتياز: -26,232.50

ارسال: #2
RE: طهارت و احکام آن - به همراه سؤال و جواب
احکام تخلّى‏

س 89: عشاير به‌خصوص در ايام کوچ کردن، آب کافى براى تطهير در اختيار ندارند، آيا چوب و سنگريزه براى تطهير مخرج بول کفايت مى‏کند؟ آيا آنان مى‏توانند با اين حال نماز بخوانند؟
ج: مخرج بول جز با آب پاک نمى‏شود. ولى نماز کسى که توانايى تطهير بدن خود با آب را ندارد، صحيح است.


س 90: حکم تطهير مخرج بول و غائط با آب قليل چيست؟
ج: براى طهارت مخرج بول با آب قليل دو بار شستن بنا بر احتياط لازم است، و براى طهارت مخرج غائط شستن تا مقدارى که عين نجاست و آثار آن از بين برود، لازم است.
س 91: بر حسب عادت، نمازگزار بايد بعد از بول کردن استبراء نمايد. در عورت من زخمى وجود دارد که هنگام استبراء بر اثر فشار از آن خون جارى شده و با آبى که براى تطهير استفاده مى‏کنم مخلوط مى‏شود و باعث نجاست بدن و لباسم مى‏گردد. اگر استبراء نکنم احتمال دارد زخم زودتر بهبود يابد ولى با استبراء و فشارى که بر آن وارد مى‏شود زخم باقى خواهد ماند و خوب شدن آن سه ماه طول خواهد کشيد. خواهش مى‏کنم بيان فرماييد که عمل استبراء را انجام بدهم يا خير؟
ج: استبراء واجب نيست. و اگر موجب ضرر شود جايز هم نخواهد بود. البته اگر استبراء نشود و بعد از بول کردن رطوبت مشتبه خارج شود، حکم بول را دارد.
س 92: گاهى بدون اختيار از انسان بعد از بول و استبراء رطوبتى خارج مى‏شود که شبيه بول است. آيا اين رطوبت نجس است يا پاک؟ اگر انسان بعد از مدتى به‌طور اتفاقى متوجه اين مسأله شود، نمازهاى گذشته‏اش چه حکمى دارد؟ آيا از حالا به بعد بر او واجب است در مورد خروج اين رطوبت غير اختيارى بررسى نمايد؟
ج: اگر بعد از استبراء رطوبتى خارج شود که بول بودن آن مشکوک باشد، حکم بول را ندارد و محکوم به طهارت است، و بررسى و جستجو در اين‌باره لازم نيست.
س 93: لطف بفرماييد در صورت امکان راجع به اقسام رطوبتى که گاهى از انسان خارج مى‏شود، توضيح دهيد.
ج: رطوبتى که گاهى بعد از خروج منى از انسان خارج مى‏شود، وذى نام دارد، و رطوبتى که بعضى از اوقات بعد از بول خارج مى‏شود، ودى ناميده مى‏شود، و رطوبتى که بعد از ملاعبه زن و مرد با يکديگر خارج مى‏شود، مذى نام دارد. همه اين رطوبتها پاک است و باعث نقض طهارت نمى‏شود.
س 94: اگر کاسه توالتها در جهت مخالف سمتى که اعتقاد دارند قبله است، نصب شود و بعد از مدتى متوجه شويم که جهت کاسه با جهت قبله 20 تا 22 درجه تفاوت دارد. آيا تغيير جهت کاسه توالت واجب است يا خير؟
ج: انحراف از قبله به مقدارى که انحراف از سمت قبله بر آن صدق کند، کافى است و اشکال ندارد.
س 95: بر اثر بيمارى در مجارى ادرار، بعد از بول و استبراء، ادرارم قطع نمى‏شود و رطوبت مى‏بينم. براى معالجه به پزشک مراجعه نموده و به دستورات او عمل کردم ولى بيمارى‏ام معالجه نشد. وظيفه شرعى من چيست؟
ج: بعد از استبراء، به شک در خروج بول اعتنا نمى‏شود، و اگر يقين داريد که بول به‌صورت قطره قطره از شما خارج مى‏شود، بايد به وظيفه مسلوس که در رساله عمليه امام خمينى(قدّس‏سرّه) ذکر شده، عمل نماييد و تکليفى زائد بر آن نداريد.
س 96: کيفيت استبراء قبل از تطهير مخرج غايط چگونه است؟
ج: تفاوتى بين استبراء قبل از تطهير مخرج غائط و بعد از تطهير آن، از نظر کيفيت وجود ندارد.
س 97: استخدام در بعضى از شرکت‏ها و مؤسسات مستلزم معاينات پزشکى است که گاهى مشتمل بر کشف عورت است. آيا اين عمل در صورت نياز جايز است؟
ج: کشف عورت در برابر شخص ديگر، هرچند لازمه استخدام باشد، جايز نيست، مگر در صورتى که ترک کار براى او مشقت آور بوده و مضطرّ به آن باشد.
س 98: در هنگام تخلّى، مخرج بول با چند مرتبه شستن پاک مى‏شود؟
ج: محل دفع بول بنا بر احتياط واجب با دو مرتبه شستن با آب قليل پاک مى‏شود.
س 99: مخرج مدفوع را چگونه مى‏توان تطهير کرد؟
ج: مخرج مدفوع را به دوگونه مى‏توان تطهير کرد: اول آنکه با آب بشويد تا نجاست زائل شود و پس از آن آب کشيدن لازم نيست. دوم آنکه با سه قطعه سنگ يا پارچه پاک و امثال آن، نجاست را پاک نمايد و اگر با سه قطعه، نجاست زائل نشد با قطعات ديگرى آن را کاملاً پاک کند، و به جاى سه قطعه مى‏تواند از سه جاى يک قطعه سنگ يا پارچه استفاده کند.
دو شنبه ۱۴ شهر ۱۳۹۰ ۱۲:۳۰ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,338 در 5,769 موضوع

امتياز: -26,232.50

ارسال: #3
RE: طهارت و احکام آن - به همراه سؤال و جواب
احکام وضو

س 100: به نيت طهارت براى نماز مغرب وضو گرفتم، آيا براى من با اين وضو مسّ قرآن کريم و خواندن نماز عشا جايز است؟
ج: بعد از آنکه وضو به‌طور صحيح محقّق شد، تا زمانى که باطل نشده است، انجام هر عمل مشروط به طهارت، با آن جايز است.
س 101: کسى که در جلوى سرش موى مصنوعى گذاشته است و در صورت نگذاشتن آن به مشقت مى‏افتد، آيا مسح بر موى مصنوعى براى او جايز است؟
ج: موى مصنوعى اگر به نحو کلاه گيس باشد، واجب است براى مسح آن را بردارد، ولى اگر موى مصنوعى بر پوست سرکاشته شده باشد و برداشتن آن از جلوى سر باعث عسر و حرجى شود که عادتاً قابل تحمل نيست، مسح بر روى آن مجزى است.
س 102: شخصى گفته است که هنگام وضو فقط بايد دو مشت آب بر صورت ريخته شود، و اگر بار سوم آب ريخته شود وضو باطل خواهد بود. آيا اين سخن صحيح است؟
ج: شستن اعضاء در وضو، بار اوّل واجب و بار دوّم جايز و بيش از آن مشروع نيست لکن ملاک براى تعيين هر بار، قصد انسان است، پس اگر به قصد بار اوّل چند مرتبه آب بريزد اشکال ندارد.
س 103: آيا در وضوى ارتماسى جايز است که چند بار دست و صورت را داخل آب کنيم يا اين که فقط دوبار جايز است؟
ج: فقط دو بار مى‏توان دست و صورت را وضوى ارتماسى داد بار اوّل واجب، و بار دوّم جايز است و بيش از آن، مشروع نيست. ولى در وضوى ارتماسى در مورد دستها بايد قصد شستن وضوئى آنها هنگام خارج کردن آنها از آب باشد، تا بتوان از اين طريق مسح را با آب وضو انجام داد.
س 104: آيا چربيهايى که به‌طور طبيعى در مو و صورت به وجود مى‏آيند، مانع محسوب مى‏شوند؟
ج: مانع محسوب نمى‏شود، مگر آنکه به حدّى باشد که مانع از رسيدن آب به پوست و مو گردد.
س 105: مدت زمانى مسح پاهايم را از سر انگشتان انجام نمى‏دادم، بلکه فقط روى پا و مقدارى از انگشتان را مسح مى‏کردم؛ آيا اين مسح صحيح بوده است؟ و در صورت عدم صحّت‏، نمازهايى را که خوانده‏ام بايد قضا کنم؟
ج: اگر مسح پا شامل سر انگشتان پا نباشد، وضو باطل و قضاى نمازهاى خوانده شده، واجب است. ولى اگر انسان شک داشته باشد که آيا هنگام مسح، از سر انگشتان پا مسح مى‏کرده است يا نه؟ در صورتى که مسأله را مى‌دانسته و احتمال مى‌دهد که از سر انگشتان مسح کرده باشد وضو و نمازهاى خوانده شده محکوم به صحّت‏ هستند.


س 106: بر آمدگى روى پا که هنگام مسح، دست بايد تا آنجا کشيده شود، کدام است؟
ج: بايد مسح پا را تا مفصل بکشند.


س 107: وضو در مساجد و مراکز و ادارات دولتى که دولت در ساير کشورهاى اسلامى بنا مى‏کند، چه حکمى دارد؟
ج: جايز است و مانع شرعى ندارد.


س 108: چشمه‏اى است که سرچشمه آن در زمين ملکى شخصى قرار دارد. اگر بخواهيم آب آن را به وسيله لوله به منطقه‏اى که چند کيلومتر با آن فاصله دارد، انتقال دهيم، بايد لوله از زمين‌هاى ملکى اين شخص و افراد ديگر عبور نمايد، آيا در صورت عدم رضايت مالکين زمين‌ها، استفاده از آب چشمه براى وضو و غسل و ساير تطهيرات جايز است؟
ج: اگر چشمه، در کنار و خارج از ملک غير، خود به خود جوشيده و قبل از جريان آن بر زمين، وارد لوله شده و به منطقه منظور هدايت شود در صورتى که استفاده از آب عرفاً تصرّف در ملک غير محسوب نشود، اشکال ندارد.


س 109: سازمان آب، نصب پمپ فشار و استفاده از آن را ممنوع اعلام کرده است، ولى در برخى از محلّه‏ها فشار آب ضعيف است و ساکنان آن مجبورند که براى استفاده از آب در طبقات بالاى ساختمانها از پمپ فشار استفاده کنند، با توجه به اين مسأله به دو سؤال زير پاسخ فرماييد؟
الف: آيا نصب پمپ فشار آب جهت استفاده از آب بيشتر از نظر شرعى جايز است؟
ب: در صورت عدم جواز استفاده از پمپ فشار آب، وضو و غسل با آبى که به وسيله پمپ جذب مى‏شود چه حکمى دارد؟
ج: در فرض سؤال، نصب و استفاده از پمپ فشار جايز نيست، و وضو و غسل با آبى که به وسيله پمپ به دست مى‏آيد، محل اشکال است.


س 110: نظر جنابعالى درباره وضو گرفتن قبل از داخل شد وقت نماز چيست؟ در پاسخ به يکى از استفتائات فرموده‏ايد که با وضويى که نزديک اول وقت نماز گرفته مى‏شود، مى‏توان نماز خواند. منظور شما از نزديک اول وقت نماز، چه مقدار است؟
ج: ملاک صدق عرفى نزديکى وقت نماز است، و اگر در آن وقت براى نماز وضو گرفته شود، اشکال ندارد.


س 111: آيا شخصى که وضو مى‏گيرد، مستحب است هنگام مسح قسمت پائين انگشتان پا يعنى جايى را که موقع راه رفتن با زمين تماس پيدا مى‏کند، مسح نمايد؟
ج: محل مسح پا عبارت است از روى پا از سر يکى از انگشتان تا مفصل ساق، و استحباب مسح پائين انگشتان پا ثابت نشده است.


س 112: اگر شخص وضو گيرنده، هنگام شستن دستها و صورت به قصد وضو اقدام به باز و بسته کردن شير آب نمايد، اين کار او چه حکمى دارد؟
ج: اشکال ندارد و به صحّت‏ وضو لطمه‏اى نمى‏زند. ولى اگر بعد از فراغت از شستن دست چپ و قبل از مسح با آن، دستش را روى شيرى که خيس است بگذارد و آب وضوى دست با آب خارج از وضو مخلوط شود، صحّت‏ مسح با رطوبتى که مختلط از آب وضو و آب خارج است، محل اشکال مى‏باشد.


س 113: آيا براى مسح مى‏توان از غير آب وضو استفاده کرد؟ و همچنين آيا مسح سر حتماً بايد با دست راست و از بالا به پايين باشد؟
ج: مسح سر و پاها بايد با رطوبتى که از آب وضو در دستها مانده، کشيده شود و اگر رطوبتى باقى نمانده بايد از ريش يا ابرو رطوبت گرفته و مسح نمايد و احتياط آن است که مسح سر با دست راست باشد، ولى کشيدن مسح از بالا به پايين لازم نيست.


س 114: بعضى از زنها ادعا مى‏کنند که وجود رنگ روى ناخن مانع وضو نيست و مسح روى جوراب نازک هم جايز است. نظر شريف جنابعالى در اين‌باره چيست؟
ج: در صورتى که رنگ داراى جرم باشد، مانع از رسيدن آب به ناخن مى‏باشد و وضو باطل است و مسح بر جوراب هر قدر هم نازک باشد، صحيح نيست.


س 115: آيا مجروحان جنگى که قطع نخاع شده‏اند و قدرت نگهدارى بول را ندارند، جايز است در نماز جمعه شرکت کرده و به خطبه‏ها گوش دهند و با عمل به وظيفه شخص مسلوس، نماز جمعه و عصر را بخوانند؟
ج: شرکت آنان در نماز جمعه اشکال ندارد، ولى با توجه به اينکه بر آنان واجب است که بعد از وضو گرفتن بدون فاصله زمانى، شروع به خواندن نماز کنند، بنا بر اين وضوى قبل از خطبه‏هاى نماز جمعه در صورتى براى خواندن نماز جمعه کافى است که بعد از وضو حدثى از آنان سر نزند.


س 116: شخصى که قادر بر وضو گرفتن نيست، فرد ديگرى را براى انجام وضو به نيابت مى‌گيرد و خودش نيت نموده و با دست خود مسح مى‏کند و اگر قادر بر مسح نباشد نايب دست او را گرفته و با آن مسح مى‌نمايد. اگر از اين کار هم عاجز باشد، نائب از دست او رطوبت گرفته و مسح مى‏کند. حال، اگر اين شخص دست نداشته باشد، چه حکمى دارد؟
ج: اگر اين شخص کف دست نداشته باشد، براى مسح، رطوبت از ساعد او گرفته مى‌شود، و اگر ساعد هم نداشته باشد، رطوبت از ريش يا ابروى او گرفته شده و سر و پا با آن مسح مى‏شوند.


س 117: در نزديکى محل برگزارى نماز جمعه مکانى براى وضو گرفتن وجود دارد که تابع مسجد جامع است و پول آب آن از غير بودجه مسجد پرداخت مى‌شود. آيا شرکت کنندگان در نماز جمعه جايز است که از آن آب استفاده کنند؟
ج: چون آب آن براى وضو گرفتنِ همه نمازگزاران به‌طور مطلق قرارداده شده است، استفاده از آن اشکال ندارد.


س 118: آيا وضويى که قبل از نماز ظهر و عصر گرفته شده، براى خواندن نماز مغرب و عشا هم با علم به اين که در اين مدت هيچ‌يک از مبطلات وضو از وى سرنزده است، کافى است؟ يا آنکه هر نمازى نيت و وضوى جداگانه‏اى دارد؟
ج: براى هر نمازى وضوى جداگانه لازم نيست. با يک وضو تا زمانى که باطل نشده، مى‌تواند هر مقدار نماز که مى‏خواهد بخواند.


س 119: آيا وضو گرفتن به نيت نماز واجب قبل از داخل شدن به وقت آن جايز است؟
ج: وضو گرفتن براى خواندن نماز واجب، اگر نزديک داخل شدن به وقت آن باشد، اشکال ندارد.


س 120: به علت فلج شدن هر دو پايم به کمک کفش طبى و عصاى چوبى راه مى‌روم، و چون به هيچ وجه بيرون آوردن کفش هنگام وضو برايم امکان ندارد، اميدوارم وظيفه شرعى مرا در رابطه با مسح هر دو پا بيان فرماييد.
ج: اگر بيرون آوردن کفش براى مسح پاها براى شما خيلى سخت و دشوار است، مسح بر روى کفش کافى و مجزى است.


س 121: اگر بعد از رسيدن به مکانى تا چند فرسخى آن به جستجوى آب بپردازيم و آب آلوده و کثيفى را بيابيم، در اين حالت تيمم براى ما واجب است يا وضو گرفتن با آن آب؟
ج: اگر آن آب پاک و مطلق باشد و استعمال آن ضررى نداشته باشد و خوف ضرر هم در بين نباشد، وضو واجب است و نوبت به تيمم نمى‏رسد.


س 122: آيا وضو به خودى خود مستحب است؟ و آيا مى‌توان قبل از داخل شدن به وقت نماز به قصد قربت وضو گرفت و با همان وضو نماز خواند؟
ج: وضو به قصد طهارت از نظر شرعى مستحب و مطلوب است و خواندن نماز با وضوى مستحب جايز است.


س 123: کسى که هميشه در وضويش شک مى‏کند، چگونه مى‏تواند به مسجد برود و نماز بخواند و به قرائت قرآن کريم و زيارت معصومين(عليهم‌السلام) بپردازد؟
ج: شک در بقاى طهارت بعد از وضو اعتبار ندارد، و تا يقين به نقض وضو پيدا نکرده است مى‏تواند با آن نماز بخواند و قرآن قرائت کند و به زيارت برود.


س 124: آيا در صحّت‏ وضو شرط است که آب بر همه قسمت‏هاى دست جريان پيدا کند يا آنکه کشيدن دست تر بر آن کافى است؟
ج: صدق شستن منوط به رساندن آب به تمام عضو است هرچند به وسيله دست کشيدن باشد. ولى مسح اعضاء با دست مرطوب به تنهايى کافى نيست.


س 125: آيا در مسح سر، مرطوب شدن مو کافى است يا اين که رطوبت بايد به پوست سر هم برسد؟
ج: مسح سر را مى‌تواند بر روى پوست و يا موى قسمت جلوى سر بکشد، ولى اگر موى جاهاى ديگر سر در قسمت جلو جمع شده باشد يا موى جلوى سر به قدرى بلند باشد که بر روى صورت يا شانه‌ها ريخته شده است، مسح بر آن کافى نيست و بايد فرق سر را باز کرده پوست يا بن موها را مسح کند.


س 126: کسى که از موى مصنوعى استفاده مى‏کند مسح سر را چگونه انجام دهد؟ و وظيفه او راجع به غسل چيست؟
ج: اگر موى کاشته شده، قابل برداشتن نبوده و يا ازاله آن مستلزم ضرر و مشقت باشد و با وجود موها قدرت بر رساندن رطوبت به پوست سر نباشد، مسح بر روى همين موها کافى است، و غسل نيز همين حکم را دارد.


س 127: ايجاد فاصله زمانى در شستن اعضاء هنگام وضو يا غسل، چه حکمى دارد؟
ج: فاصله زمانى (عدم موالات) در غسل اشکال ندارد. ولى در وضو اگر فاصله به مقدارى باشد که اعضاى قبلى خشک شوند، وضو باطل است.


س 128: وضو و نماز کسى که پى‌درپى از او باد به مقدار کم خارج مى‏شود، چه حکمى دارد؟
ج: اگر نتواند وضوى خود را تا آخر نماز حفظ کند و تجديد وضو در اثناء نماز هم براى او خيلى دشوار باشد، مى‌تواند با هر وضويى يک نماز بخواند، يعنى براى هر نماز به يک وضو اکتفا کند، هرچند وضوى او در بين نماز باطل شود.


س 129: بعضى از افرادى که در مجتمع‌هاى مسکونى زندگى مى‏کنند، از پرداخت هزينه خدماتى که از آنها استفاده مى‌کنند از قبيل هزينه آب سرد و گرم، تهويه، نگهبانى و مانند آنها، خوددارى مى‌کنند. آيا روزه و نماز و ساير عبادات اين افراد که بار مالى اين خدمات را بدون رضايت همسايگان به دوش آنان مى‏اندازند، از نظر شرعى باطل است؟
ج: هر يک از مشترکين از نظر شرعى به مقدارى که از امکانات مشترک استفاده مى‏کند، نسبت به هزينه خدمات مديون است، و اگر از پرداختِ پول آب، امتناع کند، وضو و غسل او محل اشکال و بلکه باطل است.


س 130: شخصى غسل جنابت نموده و بعد از گذشت سه تا چهار ساعت مى‌خواهد نماز بخواند، ولى نمى‌داند غسلش باطل شده است يا خير؟ اگر احتياطاً وضو بگيرد، اشکال دارد يا خير؟
ج: در فرض مذکور وضو واجب نيست، ولى احتياط هم مانعى ندارد.


س 131: آيا کودک نابالغ، محدث به حدث اصغر مى‌شود؟ آيا مى‌توان قرآن را در دسترس او قرارداد تا آن را مسّ کند؟
ج: بله، با عارض شدن مبطلات وضو، کودک نابالغ هم محدث مى‌شود، ولى مس کتابت قرآن بر او حرام نيست و بر مکلّف واجب نيست او را از دست زدن به نوشته قرآن باز دارد.


س 132: اگر عضوى از اعضاى وضو بعد از شستن آن و قبل از اتمام وضو، نجس شود، چه حکمى دارد؟
ج: نجس شدن آن عضو، به صحّت‏ وضو ضرر نمى‏رساند، ولى تطهير آن عضو براى پاک شدن از نجاست به خاطر نماز واجب است.


س 133: آيا بودن چند قطره آب بر روى پا هنگام مسح، براى وضو ضرر دارد؟
ج: واجب است که محل مسح از آن قطرات خشک شود تا هنگام مسح، رطوبت دست بر پا تأثير بگذارد نه بر عکس.


س 134: کسى که دست راست او از بالاى مرفق قطع شده، آيا مسح پاى راست از او ساقط است؟
ج: مسح پاى راست از او ساقط نمى‌شود، بلکه بايد با دست چپ بر آن مسح کند.


س 135: کسى که در اعضاى وضوى او زخم يا شکستگى باشد، چه وظيفه‌اى دارد؟
ج: اگر در اعضاى وضو زخم يا شکستگى است و روى آن باز باشد و آب براى آن ضرر ندارد، بايد آن را بشويد و اگر شستن آن مضر است بايد اطراف آن را بشويد، و احتياط آن است که اگر کشيدن دست تر بر آن ضرر ندارد، دست تر بر آن بکشد.


س 136: کسى که محل مسح او زخم است، چه وظيفه‏اى دارد؟
ج: اگر نمى‌تواند روى زخم محل مسح دستِ تر بکشد بايد به جاى وضو تيمم کند. ولى در صورتى که مى‌تواند پارچه‏اى روى زخم قرار دهد و بر آن دست بکشد، احتياط آن است که علاوه بر تيمم، وضو نيز با چنين مسحى بگيرد.


س 137: کسى که جاهل به بطلان وضويش است و بعد از وضو متوجه آن مى‌شود، چه حکمى دارد؟
ج: اعاده وضو براى اعمال مشروط به طهارت، واجب است، و اگر با وضوى باطل نماز خوانده باشد، اعاده آن نيز واجب مى‏باشد.


س 138: کسى که در يکى از اعضاى وضويش زخمى وجود دارد که حتى اگر جبيره هم بر روى آن قرار دهد دائما از آن خون مى‌آيد، چگونه بايد وضو بگيرد؟
ج: واجب است جبيره‏اى را بر روى زخم بگذارد که خون از آن بيرون نمى‌آيد، مثل نايلون.


س 139: آيا خشک کردن رطوبت بعد از وضو مکروه است؟ در مقابل، آيا خشک نکردن آن مستحب است؟
ج: اگر دستمال يا پارچه معيّنى را مخصوص اين کار قرار دهد، اشکال ندارد.


س 140: آيا رنگ مصنوعى که زنها از آن براى رنگ کردن موى سر و ابروى شان استفاده مى‏کنند، مانع از صحّت‏ وضو و غسل است؟
ج: اگر صرفاً رنگ باشد و داراى جرمى نباشد که مانع از رسيدن آب به مو شود، وضو و غسل صحيح است.


س 141: آيا جوهر از موانعى است که وجود آن بر روى دست باعث بطلان وضو مى‏شود؟
ج: اگر جوهر داراى جرم بوده و مانع از رسيدن آب به پوست شود، وضو باطل است، و تشخيص اين موضوع بر عهده مکلّف مى‏باشد.


س 142: اگر رطوبت مسح سر به رطوبت صورت متصل شود، آيا وضو باطل مى‌شود؟
ج: از آنجايى که مسح پاها بايد با رطوبتى که از آب وضو در کف دو دست باقى مانده صورت بگيرد، لذا بايد هنگام مسح سر، دست به قسمت بالاى پيشانى نرسد و با رطوبت صورت برخورد نکند تا اين که رطوبت دست که هنگام مسح پا به آن نياز دارد با رطوبت صورت مخلوط نشود.


س 143: شخصى که وضويش نسبت به وضوى متعارف بين مردم وقت بيشترى مى‌گيرد، براى يقين پيدا کردن به شستن اعضاى وضو چه کارى بايد انجام دهد؟
ج: بايد از وسوسه اجتناب نمايد، و براى اين که شيطان از او نااميد شود، بايد به وسوسه‏ها اعتنا نکند و کوشش کند که همانند ساير اشخاص به مقدارى که از نظر شرعى واجب است، اکتفا نمايد.


س 144: بعضى از قسمت‏هاى بدنم خالکوبى شده است، گفته مى‌شود که غسل و وضو و نمازم باطل هستند و نمازى از من پذيرفته نمى‌شود. اميدوارم مرا در اين‏باره راهنمايى فرماييد.
ج: اگر خالکوبى مجرد رنگ باشد و يا در زير پوست بوده و بر ظاهر پوست چيزى که مانع از رسيدن آب بر آن شود، وجود نداشته باشد، وضو و غسل و نماز صحيح است.


س 145: اگر بعد از خروج بول، انسان استبراء کرد و وضو گرفت و سپس رطوبتى که مردد بين بول و منى است از او خارج شد، چه حکمى دارد؟
ج: در فرض سؤال، براى تحصيل يقين به طهارت از حدث، واجب است که هم غسل کند و هم وضو بگيرد.


س 146: لطفاً تفاوت وضوى زن و مرد را بيان فرماييد.
ج: بين زن و مرد در افعال و کيفيت وضو فرقى نيست، جز اين که براى مردها مستحب است که هنگام شستن آرنج از قسمت بيرونى آن شروع کنند و زنها از قسمت داخلى آن.
دو شنبه ۱۴ شهر ۱۳۹۰ ۱۲:۳۰ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,338 در 5,769 موضوع

امتياز: -26,232.50

ارسال: #4
RE: طهارت و احکام آن - به همراه سؤال و جواب
مسّ اسماء و آيات الهى‏

س 147: مسّ ضميرهايى که به ذات بارى تعالى بر مى‌گردند مثل ضمير جمله «بسمه تعالى» چه حکمى دارد؟
ج: ضمير حکم لفظ جلاله را ندارد.
س 148: نوشتن اسم جلاله «اللّه» به‌صورت «ا...» مرسوم شده است. کسانى که بدون وضو اين کلمه را مسّ مى‌کنند، چه حکمى دارند؟
ج: همزه و نقاط، حکم لفظ جلاله را ندارد، ومس آن بدون وضو، جايز است.
س 149: در جايى که من کار مى‌کنم در مکاتبات خود کلمه «اللّه» را به‌صورت «ا...» مى‏نويسند.آيا نوشتن الف و سه نقطه به‌جاى لفظ جلاله «اللّه» از نظر شرعى صحيح است؟
ج: از نظر شرعى مانعى ندارد.
س 150: آيا جايز است به صرف احتمال مسّ لفظ جلاله «الله» توسط افراد بدون وضو، از نوشتن آن خوددارى نموده و يا بصورت «ا...» نوشته شود؟
ج: مانعى ندارد.
س 151: نابينايان براى خواندن و نوشتن از خط برجسته‏اى معروف به خط بريل که با لمس انگشتان خوانده مى‏شود، استفاده مى‏کنند.
آيا بر نابينايان واجب است که هنگام فراگيرى قرآن کريم و مسّ اسماء طاهره که با خط برجسته بريل نوشته شده است، وضو داشته باشند يا خير؟
ج: اگر نقاط برجسته علامت حروف هستند، حکم آن حروف را ندارند ولى اگر در نظر عرف آگاه بعنوان خط محسوب شوند در مس آنها رعايت احتياط لازم است.
س 152: مسّ اسمهايى از قبيل عبداللّه و حبيب اللّه بدون وضو چه حکمى دارد؟
ج: مسّ لفظ جلاله بدون وضو جايز نيست، اگر چه جزيى از يک اسم مرکب باشد.
س 153: آيا جايز است که زن حائض گردنبندى را به گردن بيندازد که نام مبارک پيامبر(صلى الله عليه وآله) بر آن نقش شده است؟
ج: به گردن آويختن آن اشکال ندارد، ولى بنا بر احتياط واجب است که اسم مبارک پيامبر(صلى الله عليه وآله) با بدن تماس نداشته باشد.
س 154: آيا حرمت مسّ نوشته‏هاى قرآن بدون وضو اختصاص به موردى دارد که در قرآن کريم باشد، يا شامل مواردى که نوشته قرآنى در کتاب ديگرى يا تابلو يا ديوار و غير آنها هم باشد، مى‏گردد؟
ج: حرمت مسّ کلمات و آيات قرآنى بدون وضو اختصاص به قرآن کريم ندارد. بلکه شامل همه کلمات و آيات قرآنى مى‏شود، هرچند در کتاب ديگرى يا در روزنامه، مجله، تابلو، و غير آنها باشد.
س 155: خانواده‏اى به قصد خير و برکت هنگام خوردن برنج از ظرفى استفاده مى‏کنند که آيات قرآنى از جمله آيةالکرسى روى آن نوشته شده است. آيا اين کار اشکال دارد؟
ج: اگر با وضو باشند و يا غذا را با قاشق از ظرف بر مى‏دارند، اشکال ندارد.
س 156: آيا کسانى که به وسيله دستگاه تحرير اسماء جلاله يا آيات قرآنى و يا نامهاى معصومين(عليهم‌السلام) را مى‏نويسند، بايد در حال نوشتن آنها با وضو باشند؟
ج: اين کار مشروط به طهارت نيست، ولى نوشته‏ها را نبايد بدون وضو مسّ کرد.
س 157: آيا مسّ آرم جمهورى اسلامى ايران بدون وضوء، حرام است؟
ج: اگر در نظر عرف، اسم جلاله محسوب و خوانده شود، مسّ آن بدون طهارت حرام است و در غير اين صورت اشکال ندارد، اگر چه احوط ترک مس آن بدون طهارت است.
س 158: آيا چاپ آرم جمهورى اسلامى ايران بر روى اوراق ادارى و استفاده از آن در مکاتبات و غير آن، چه حکمى دارد؟
ج: نوشتن و چاپ لفظ جلاله يا آرم جمهورى اسلامى ايران اشکال ندارد، و احوط اين است که احکام لفظ جلاله در آرم جمهورى اسلامى ايران هم رعايت شود.
س 159: استفاده از تمبرهاى پستى که بر روى آنها آيات قرآنى چاپ شده است، و يا چاپ لفظ جلاله و اسماء خداوند(عزّ وجلّ) و آيات قرآنى و يا چاپ آرم مؤسساتى که مشتمل بر آياتى از قرآن کريم است، در روزنامه‏ها و مجلات و نشرياتى که همه روزه منتشر مى‏شوند، چه حکمى دارد؟
ج: طبع و نشر آيات قرآنى و اسماء جلاله وامثال آن اشکال ندارد، ولى بر کسى که به دستش مى‏رسد، واجب است که احکام شرعى آنها را رعايت نمايد و از بى‌احترامى و نجس کردن و مسّ بدون وضوى آنها خوددارى کند.
س 160: در بعضى از روزنامه‏ها اسم جلاله يا آيات قرآنى نوشته مى‏شود، آيا پيچاندن غذا با آنها، يا نشستن بر آنها و يا استفاده از آنها به جاى سفره و يا انداختن آنها در زباله، با توجه به مشکل بودن استفاده از راههاى ديگر، جايز است يا خير؟
ج: استفاده از اين روزنامه‏ها در مواردى که از نظر عرف، بى‌احترامى شمرده شود جايز نيست و اگر بى‌احترامى محسوب نشود اشکال ندارد.
س 161: آيا مسّ نقش کلمات روى انگشترها، جايز است؟
ج: اگر از کلماتى باشد که شرط جواز مسّ آن طهارت است، مسّ آن بدون طهارت جايز نيست.
س 162: انداختن چيزى که مشتمل بر نامهاى خداوند است در نهرها و جوى‏ها چه حکمى دارد؟ آيا اين عمل اهانت محسوب مى‏شود؟

ج: اگر انداختن آنها در نهرها و جويبارها از نظر عرف اهانت محسوب نشود، اشکال ندارد.
س 163: آيا هنگام انداختن اوراق امتحانى تصحيح شده در زباله يا آتش زدن آنها، بايد اطمينان حاصل شود که نامهاى خداوند و اسامى معصومين(عليهم‌السلام) در آنها نباشد؟ آيا دور انداختن اوراقى که در يکى از دو طرف آن چيزى نوشته نشده است، اسراف محسوب مى‏شود يا خير؟
ج: فحص و بررسى لازم نيست و هنگامى که وجود اسماء جلاله در ورقه احراز نشود، انداختن آن در زباله اشکال ندارد. اما اوراقى که امکان استفاده از آن در صنعت کارتن سازى و مانند آن وجود دارد و يا بر يک طرف آن نوشته شده است و طرف ديگر آن قابل استفاده براى نوشتن است، سوزاندن و دور انداختن آنها به علت وجود شبهه اسراف، خالى از اشکال نيست.
س 164: اسامى مبارکى که احترام آنها واجب و مسّ بدون وضوى آنها حرام است، کدامند؟
ج: مسّ اسماء و صفات مخصوص ذات بارى تعالى بدون وضو حرام است، و احوط الحاق نامهاى انبياء عظام و ائمه معصومين(عليهم‌السلام) به نامهاى خداوند متعال، در حکم مذکور است.
س 165: راههاى شرعى محو کردن اسماء مبارک و آيات قرآنى هنگام نياز کدامند؟ سوزندان اوراقى که در آن اسم جلاله و آيات قرآنى نوشته شده است، هنگام ضرورت براى حفظ اسرار چه حکمى دارد؟
ج: دفن آنها در خاک و يا تبديل آنها به خمير به وسيله آب اشکال ندارد. ولى جواز سوزاندن آنها مشکل است و اگر بى‌احترامى محسوب شود، جايز نيست، مگر در صورتى که اضطرار اقتضا کند و جدا کردن آيات قرآنى و نامهاى مبارک امکان نداشته باشد.
س 166: قطعه قطعه کردن اسماء مبارکة و آيات قرآنى به مقدار زياد به‌طورى که حتى دو حرف آنها به هم متصل نمانده، و غير قابل خواندن شوند، چه حکمى دارد؟ آيا در محو کردن اسماء مبارکه و آيات قرآنى و ساقط شدن حکم آنها، تغيير صورت خطى آنها با حذف و اضافه کردن حروف، کافى است؟
ج: تقطيع به نحو مذکور اگر بى‌احترامى محسوب شود جايز نيست و در غير اين صورت نيز اگر موجب محو نوشته لفظ جلاله و آيات قرآنى نشود، کافى نيست، همچنان که تغيير صورت خطى کلمات با اضافه يا کم کردن بعضى حروف نيز باعث زوال حکم شرعى حروفى که به قصد نوشتن لفظ جلاله به کار رفته‏اند، نمى‏شود. بلى، زوال حکم بر اثر تغيير حروف به نحوى که ملحق به محو حروف گردد، بعيد نيست، هرچند احتياط، اجتناب از مسّ آن بدون وضو است.
دو شنبه ۱۴ شهر ۱۳۹۰ ۱۲:۳۰ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,338 در 5,769 موضوع

امتياز: -26,232.50

ارسال: #5
RE: طهارت و احکام آن - به همراه سؤال و جواب
احکام غسل جنابت‏

س 167: آيا شخص جنب مى‏تواند در صورت تنگى وقت با تيمم و نجاست بدن و لباس نماز بخواند يا اين که بايد بعد از تطهير و غسل، نماز را قضا نمايد؟
ج: اگر وقت به مقدارى نيست که بدن و لباسش را تطهير کند و يا لباس خود را عوض نمايد و به علت سردى هوا و مانند آن نمى‏تواند نماز خود را برهنه هم بخواند، بايد نماز را با تيمم بدل از غسل جنابت با همان لباس نجس بخواند. اين نماز مجزى است و قضاى آن بر او واجب نيست.
س 168: آيا رسيدن منى به داخل رحم بدون دخول، سبب جنابت زن مى‏شود؟
ج: در اين صورت جنابت محقق نمى‏شود.
س 169: آيا بر زنان پس از انجام معاينات داخلى با وسائل طبى غسل واجب مى‏گردد؟
ج: تا زمانى که منى خارج نشود، غسل واجب نيست.
س 170: اگر دخول به مقدار حشفه صورت بگيرد، ولى منى خارج نشود و زن نيز به مرحله اوج لذت نرسد، آيا غسل فقط بر زن واجب است يا فقط بر مرد يا بر هر دو؟
ج: با تحقق دخول، ولو به مقدار حشفه، غسل بر هر دو واجب است.
س 171: در مورد احتلام زنان، در چه صورتى غسل جنابت بر آنان واجب مى‏شود؟ و آيا رطوبتى که هنگام ملاعبه و شوخى با همسر از آنان خارج مى‏شود، حکم منى را دارد؟ و آيا بدون سست شدن بدن و رسيدن به اوج لذت، غسل بر آنها واجب مى‏شود؟ به‌طور کلى در زنان بدون نزديکى، جنابت چگونه تحقق مى‏يابد؟
ج: اگر زن به اوج لذت جنسى برسد و در آن حال مايعى از او خارج شود جنابت محقق شده و غسل بر او واجب مى‏شود و اگر شک کند که به اين مرحله رسيده يا نه و يا شک در خروج مايع داشته باشد، غسل واجب نيست.
س 172: آيا خواندن کتاب و يا ديدن فيلمهايى که موجب تحريک شهوت مى‏شود، جايز است؟
ج: جايز نيست.
س 173: اگر زن بعد از نزديکى همسرش با وى، در حالى که منى در رحم او باقى مانده است، بلافاصله غسل نمايد و بعد از غسل، منى از رحم خارج شود، آيا غسل او صحيح است؟ آيا منى خارج شده بعد از غسل، پاک است يا نجس و موجب جنابت مجدد مى‏شود يا خير؟
ج: غسل او صحيح است و رطوبتى که بعد از غسل از او خارج مى‏شود، اگر منى باشد نجس است، ولى اگر منى مرد باشد، باعث جنابت مجدد نمى‏شود.
س 174: مدتى است که مبتلا به شک در غسل جنابت شده‏ام، به‌طورى که با همسرم نزديکى نمى‏کنم. با اين حال حالتى غيرارادى به من دست مى‏دهد که گمان مى‏کنم غسل جنابت بر من واجب شده است و حتى هر روز دو يا سه بار غسل مى‏کنم، و اين شک مرا آزار مى‏دهد، تکليف من چيست؟
ج: با شک در جنابت حکم جنابت مترتب نمى‏شود، مگر اين که رطوبتى از شما خارج شود که همراه با علامت‏هاى شرعى خروج منى باشد يا يقين به خروج منى داشته باشيد.
س 175: آيا غسل جنابت در حال حيض صحيح است، به‌طورى که مسقط تکليف زن جنب باشد؟
ج: صحّت‏ غسل در فرض مذکور محل اشکال است.
س 176: اگر زن در حال حيض، جنب يا در حال جنابت حايض شود، آيا بعد از پاک شدن از حيض هر دو غسل بر او واجب است؟ يا اين که با حدوث جنابت در حال حيض، غسل جنابت بر او واجب نيست زيرا در موقع جنابت پاک نبوده است؟
ج: در هر دو صورت، علاوه بر غسل حيض، غسل جنابت هم واجب است، ولى جايز است که در مقام عمل، به غسل جنابت اکتفا کند، ليکن احوط اين است که نيت هر دو غسل را بنمايد.
س 177: در چه صورتى حکم مى‏شود که رطوبت خارج شده از مرد منى است؟
ج: اگر همراه با شهوت، جستن و سست شدن بدن باشد، حکم منى را دارد.
س 178: گاهى اثر گچ يا صابون بعد از غسل کردن در اطراف ناخن‏هاى دست و پا مشاهده مى‏شود که در حمام هنگام غسل ديده نمى‏شد، ولى بعد از خروج از حمام و دقت، سفيدى صابون يا گچ آشکار مى‏شود. در اين حال تکليف چيست؟ در حالى که بعضى از افراد هنگام غسل و وضو به اين مسأله جاهل هستند و يا توجهى به آن ندارند و با فرض وجود اثر گچ يا صابون يقين به رسيدن آب به زير آن حاصل نمى‏شود.
ج: مجرد وجود اثر گچ يا صابون که بعد از خشک شدن اعضاء ظاهر مى‏شود، ضررى به وضو يا غسل نمى‏رساند، مگر اين که داراى جرمى باشد که مانع از رسيدن آب به بشره شود.
س 179: يکى از برادران مى‏گويد صحّت‏ غسل مشروط به تطهير بدن از نجاست، قبل از غسل است و اگر تطهير آن از منى يا غير آن در اثناى غسل باشد موجب بطلان غسل مى‏شود. بر فرض صحّت‏ گفته او و با توجه به اين که من جاهل به اين مسأله بوده‏ام، آيا نمازهاى گذشته من باطل بوده و قضاى آنها واجب است؟
ج: پاک بودن تمامى بدن قبل از غسل واجب نيست، بلکه پاک بودن هر عضوى هنگام غسل آن کافى است. بنا بر اين اگر عضو، قبل از غسل‏آن، تطهير شده باشد، غسل و نمازى که با آن خوانده شده، صحيح است. ولى اگر عضو نجس قبل از غسل‏آن تطهير نشود، و با يک شستن بخواهد هم آن را پاک کند و هم غسل نمايد، غسل باطل است و نمازى که با چنين غسلى خوانده، باطل و قضاى آن واجب است.
س 180: آيا رطوبتى که از انسان در حال خواب خارج مى‏شود، حکم منى را دارد؟ با آنکه مى‏دانيم هيچ‌يک از علامتهاى سه‌گانه (جستن، شهوت و سستى بدن) را ندارد و شخص هم متوجه آن نمى‏شود مگر وقتى که بعد از بيدارى لباسهاى زير خود را مرطوب ببيند.
ج: اگر علائم سه‌گانه يا يکى از آنها وجود نداشته باشد و يا شک در آن باشد، حکم منى را ندارد مگر اينکه از راه ديگرى يقين کند که منى است.
س 181: جوانى هستم که در خانواده فقيرى زندگى مى‏کنم و منى به دفعات زياد از من خارج مى‏شود و خجالت مى‏کشم از پدرم تقاضاى پول حمام بکنم، در خانه هم حمام نداريم. تقاضا مى‏کنم مرا راهنمايى فرماييد.
ج: در انجام تکليف شرعى، حيا معنى ندارد. حيا، عذر شرعى براى ترک واجب نيست. به هر حال اگر غسل جنابت براى شما امکان ندارد، وظيفه شما براى نماز و روزه، تيمم بدل از غسل است.
س 182: اينجانب با مشکلى مواجه هستم، مشکل من اين است که شستن بدنم، هرچند با يک قطره آب، براى بدنم ضرر دارد، حتى مسح هم همين طور است. هنگام شسستن بدنم ولو به مقدار کم، علاوه بر عوارض ديگر، تپش قلبم زياد مى‏شود، آيا با اين وضعيت براى من جايز است با همسرم مقاربت نموده و براى چندين ماه تيمم بدل از غسل نمايم و با آن نماز خوانده و داخل مسجد شوم؟
ج: ترک مقاربت بر شما واجب نيست، و در صورت جنابت و معذور بودن از انجام غسل، وظيفه شرعى شما براى اعمال مشروط به طهارت، تيمم بدل از غسل جنابت است، و با آن تيمم داخل مسجد شدن و خواندن نماز و مسّ نوشته قرآن کريم و بقيه اعمالى که انجام آنها مشروط به طهارت از جنابت است، اشکال ندارد.
س 183: استقبال قبله هنگام غسلِ واجب يا مستحب، واجب است يا خير؟
ج: استقبال قبله در وقت غسل واجب نيست.
س 184: آيا غسل کردن با غُساله حدث اکبر با توجه به قليل بودن آب و طهارت بدن قبل از غسل، صحيح است؟
ج: در فرض مرقوم، غسل کردن با آن مانعى ندارد.
س 185: اگر از کسى که مشغول غسل جنابت است، حدث اصغر سر بزند، آيا بايد دوباره غسل نمايد يا آنکه غسل را تمام کند و وضو بگيرد؟

ج: حدث اصغر در اثناى غسل به صحّت‏ غسل ضرر نمى‏رساند و لازم نيست که غسل را از نو شروع کند، ولى چنين غسلى کفايت از وضو براى نماز و ساير اعمال مشروط به طهارت از حدث اصغر نمى‏کند.
س 186: اگر رطوبت غليظى که شبيه منى است و انسان آن را بعد از بول مشاهده مى‏کند، بدون شهوت و اراده از انسان خارج شود، آيا حکم منى را دارد؟
ج: حکم منى بر آن مترتب نيست، مگر اين که يقين به منى بودن آن حاصل شود يا اين که هنگام خروج، علامت‏هاى شرعى منى را داشته باشد.
س 187: کسى که غسلهاى متعددى اعم از واجب يا مستحب بر ذمّه او باشد، آيا يک غسل، کفايت از غسل‏هاى ديگر مى‏کند؟
ج: اگر به نيت همه آنها يک غسل بجا آورد، کفايت مى‏کند و اگر در بين آنها غسل جنابت باشد و به نيت آن غسل کند، از بقيه غسلها هم کفايت مى‏کند. اگر چه احتياط اين است که همه آنها را نيّت نمايد.
س 188: غير از غسل جنابت، آيا بقيه غسلها هم کفايت از وضو مى‏کنند؟
ج: کفايت نمى‏کنند.
س 189: به نظر شريف جنابعالى آيا در غسل جنابت جريان آب بر بدن شرط است؟
ج: ملاک، صدق شستن بدن به قصد غسل است و جريان آب بر بدن شرط نيست.
س 190: کسى که مى‏داند اگر با نزديکى با همسرش خود را جنب کند، آبى براى غسل کردن نمى‏يابد و يا وقت براى غسل و نماز ندارد، آيا مى‏تواند با همسرش نزديکى نمايد؟
ج: در صورت عجز از غسل، اگر قدرت بر تيمم داشته باشد، مى‏تواند با همسرش نزديکى کند.
س 191: آيا در غسل جنابت مراعات ترتيب بين سر و ساير اعضاى بدن کافى است يا اين که بايد بين طرف راست و چپ بدن هم ترتيب رعايت شود؟
ج: ترتيب بين دو طرف بدن نيز با مقدم داشتن طرف راست بر چپ بايد مراعات شود.
س 192: آيا هنگام غسل ترتيبى مانعى دارد ابتدا پشت خود را شسته و بعد نيت غسل ترتيبى نموده و آن را بجا آورم؟
ج: شستن پشت و يا هر عضوى از اعضاى بدن قبل از نيت غسل و شروع آن، اشکال ندارد. کيفيت غسل ترتيبى به اين صورت است که بعد از تطهير بدن بايد نيت غسل نمود و اول سر و گردن را شست، و سپس طرف راست بدن و در مرحله سوم طرف چپ بدن بايد شسته شود.
س 193: آيا بر زن واجب است هنگام غسل، اطراف موهايش را هم بشويد؟ و آيا با توجه به اين که آب به تمام پوست سر رسيده است، نرسيدن آب هنگام غسل به تمام مو، باعث بطلان غسل مى‏شود؟
ج: بنا بر احتياط واجب، بايد تمام مو شسته شود.
دو شنبه ۱۴ شهر ۱۳۹۰ ۱۲:۳۱ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,338 در 5,769 موضوع

امتياز: -26,232.50

ارسال: #6
RE: طهارت و احکام آن - به همراه سؤال و جواب
احکام غسل باطل‏

س 194: کسى که به سن تکليف رسيده ولى جاهل به وجوب غسل و کيفيت آن بوده و بعد از گذشت مدتى در حدود ده سال متوجه مسأله تقليد و وجوب غسل بر او شده است، چه حکمى دارد؟ وظيفه او نسبت به قضاى نمازها و روزه‏هاى گذشته‏اش چيست؟
ج: قضاى نمازهايى که در حال جنابت خوانده، بر او واجب است، و همچنين قضاى روزه هم در صورتى که مى‏دانسته جنب است، ولى جاهل به وجوب غسل بر جنب براى روزه گرفتن بوده، بر او واجب است.
س 195: جوانى بر اثر نادانى قبل از چهارده سالگى و بعد از آن، اقدام به استمناء مى‏کرده که بر اثر آن از او منى خارج مى‏شده، ولى نمى‏دانسته که خروج منى باعث جنابت مى‏شود و بايد براى نماز و روزه غسل کند، تکليف او چيست؟ آيا براى مدتى که استمناء مى‏کرده و منى از او خارج مى‏شده، غسل بر او واجب است؟ آيا نماز و روزه‏هاى او از گذشته تا حال که در حال جنابت انجام گرفته باطل بوده و قضاى آنها واجب است؟
ج: براى هرچند بار خروج منى اگر تا به حال غسل نکرده است يک غسل جنابت کافى است، و بايد همه نمازهايى را که يقين دارد در حال جنابت خوانده است، قضا نمايد. و اگر اين عمل در شب‌هاى ماه رمضان انجام گرفته و جاهل به موضوع جنابت بوده، روزه‏هاى او قضا ندارد و محکوم به صحّت‏ است. ولى اگر عالم به خروج منى و جنابت بوده و نمى‏دانسته که براى صحّت‏ روزه، غسل بر او واجب است، بايد روزه همه روزهايى را که در حال جنابت گرفته است قضا نمايد.
س 196: شخصى که بعد از جنابت، غسل خود را به‌طور باطل و اشتباه انجام مى‏دهد، با توجه به جهل او به اين مسأله، نمازهايى را که با اين غسل مى‏خواند، چه حکمى دارند؟
ج: نماز با غسل باطل، باطل است و بايد اعاده يا قضا شود.
س 197: به قصد انجام يکى از غسل‏هاى واجب غسل کردم. پس از خروج از حمام شک کردم که آيا ترتيب را رعايت کرده‏ام يا نه، و چون احتمال مى‏دادم که نيّت ترتيب کافى است، دوباره غسل نکردم. اکنون در کارم متحيّر هستم، آيا قضاى همه نمازهايى که خوانده‏ام، واجب است؟
ج: اگر احتمال صحّت‏ غسل را مى‏دهيد و در وقت غسل متوجه انجام آنچه در صحّت‏ غسل معتبر است بوده‏ايد، چيزى بر عهده شما نيست. بله، اگر يقين به بطلان غسل پيدا کنيد، قضاى همه نمازها بر شما واجب است.
س 198: من غسل جنابت را به اين ترتيب انجام مى‏داده‏ام که ابتدا سمت راست بدن بعد سر و سپس قسمت چپ بدن را مى‏شستم. در سؤال و تحقيق در اين زمينه هم کوتاهى کرده‏ام، نماز و روزه‏ام چه حکمى دارند؟
ج: غسل به کيفيت مذکور باطل است و موجب رفع حدث نمى‏شود. لذا نمازهايى که با چنين غسلى خوانده شده، باطل و قضاى آنها واجب است. ولى روزه‏ها با فرض اينکه معتقد به صحّت‏ غسل به‌صورت مذکور بوده‏ايد و بقاى شما بر جنابت، عمدى نبوده است، محکوم به صحّت‏ است.
س 199: آيا خواندن سوره‏هايى که سجده واجب دارند، بر جنب حرام است؟
ج: از جمله کارهايى که بر جنب حرام است، خواندن خصوص آيات سجده اين سوره‏ها است، ولى خواندن ساير آيات از اين سوره‏ها اشکال ندارد.
دو شنبه ۱۴ شهر ۱۳۹۰ ۱۲:۳۱ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,338 در 5,769 موضوع

امتياز: -26,232.50

ارسال: #7
RE: طهارت و احکام آن - به همراه سؤال و جواب
احکام تيمم‏

س 200: اگر چيزهايى مثل خاک، گچ، سنگ که تيمم بر آنها صحيح است، به ديوار چسبيده باشند، آيا تيمم بر آنها صحيح است يا آنکه حتماً بايد بر روى زمين باشند؟
ج: در صحّت‏ تيمم، بودن آنها بر روى زمين شرط نيست.
س 201: در صورتى که جنب بر اثر عدم امکان رسيدن به حمام، چند روزى جنابتش استمرار داشته باشد، اگر بعد از نمازى که با تيمم بدل از غسل خوانده است، حدث اصغرى از او سر بزند، آيا براى نماز بعدى بايد دوباره تيمم بدل از غسل نمايد؟ يا آنکه همان تيمم اول از جهت جنابت کفايت مى‏کند، و براى نمازهاى بعدى از جهت حدث اصغر وضو يا تيمم واجب است؟
ج: شخص جنب پس از آن که به‌طور صحيح تيمم بدل از غسل جنابت کرد، اگر حدث اصغر از او سر بزند، تا زمانى که عذرِ شرعىِ مجوّز تيمم برطرف نشده است، بنا بر احتياط واجب بايد براى اعمال مشروط به طهارت، تيمم بدل از غسل نمايد و وضو هم بگيرد و اگر معذور از وضو باشد بايد تيمم ديگرى بدل از آن نمايد.
س 202: آيا تيمم بدل از غسل همان احکام قطعى و ثابت غسل را دارد؟ به اين معنى که آيا با آن داخل مسجد شدن جايز است؟
ج: ترتيب همه آثار شرعى غسل بر تيمم بدل از غسل جايز است، مگر اين که تيمم بدل از غسل به علت تنگى وقت باشد.
س 203: شخصى که از مجروحين جنگى است و بر اثر قطع نخاع قادر به کنترل ادرار خود نيست، آيا مى‏تواند به اين دليل که حمام رفتن براى او کمى مشقت دارد، براى انجام اعمال مستحبى مانند غسل جمعه و زيارت و غير آنها تيمم بدل از غسل نمايد؟
ج: صحّت‏ تيمم بدل از غسل براى اعمالى که مشروط به طهارت نيست، مانند زيارت محل اشکال است، ولى انجام آن بجاى غسل‏هاى مستحبى در موارد عسر و حرج به قصد رجاء و مطلوبيت اشکال ندارد.
س 204: کسى که فاقد آب است و يا استعمال آب برايش ضرر دارد، آيا در صورت تيمم بدل از غسل جنابت، داخل مسجد شدن و خواندن نماز جماعت براى او جايز است؟ قرائت قرآن کريم چه حکمى دارد؟
ج: تا زمانى که عذر مجوّز تيمم باقى است و تيمم او باطل نشده، انجام همه اعمال مشروط به طهارت براى او جايز است.
س 205: رطوبتى از انسان در حال خواب خارج مى‏شود و بعد از بيدارى چيزى به ياد نمى‏آورد ولى لباس خود را مرطوب مى‏بيند و وقت هم براى به ياد آوردن ندارد زيرا نماز صبح او قضا مى‏شود. وظيفه انسان در اين حالت چيست؟ چگونه نيت تيمم بدل از غسل نمايد؟ حکم اصلى در اين‌باره چيست؟
ج: اگر مى‏داند که محتلم شده، جنب است و بايد غسل کند و در صورت تنگى وقت بايد بعد از تطهير بدنش تيمم نموده و نماز بخواند و سپس در وسعت وقت غسل نمايد، ولى در صورت شک در احتلام و جنابت، حکم جنابت بر آن جارى نمى‏شود.
س 206: شخصى که چندين شب متوالى جنب شده، با توجه به اين که در حديث شريف آمده است که چند روز متوالى حمام رفتن انسان را ضعيف مى‏کند، چه تکليفى دارد؟
ج: غسل بر او واجب است، مگر اين که استعمال آب براى او ضرر داشته باشد که در اين صورت بايد تيمم کند.
س 207: من در يک وضعيت غيرطبيعى به سر مى‏برم، به‌طورى که از من چند دفعه بدون اختيار در نوبت‏هاى متعدد منى خارج مى‏شود که خروج آن همراه با لذت نيست. وظيفه من درباره هر نماز چيست؟
ج: اگر غسل کردن براى هر نماز ضرر دارد و يا تکليفِ خيلى دشوارى بر شماست، بعد از تطهير بدن با تيمم نماز بخوانيد.
س 208: کسى که غسل جنابت را براى نماز صبح انجام نداده است و به اعتقاد اين که اگر غسل کند، مريض مى‏شود، تيمم کرده است، چه حکمى دارد؟
ج: اگر به اعتقاد او غسل برايش ضرر دارد، تيمم اشکال ندارد و نماز با آن صحيح است.
س 209: کيفيت تيمم چگونه است؟ آيا فرقى بين تيمم بدل از وضو و غسل هست؟
ج: تيمم بدين ترتيب است: ابتدا بايد نيت نمايد و سپس کف هر دو دست را بر چيزى که تيمم بر آن صحيح است بزند و آن را به تمام پيشانى و دو طرف آن از جايى که موى سر مى‏رويد تا ابروها و بالاى بينى بکشد، و سپس کف دست چپ را بر تمام پشت دست راست و کف دست راست را بر تمام پشت دست چپ، بکشد و احتياط واجب اين است که بار ديگر دستها را به زمين بزند و سپس کف دست چپ را بر پشت دست راست وکف دست راست را بر پشت دست چپ بکشد. اين ترتيب در تيمم بدل از وضو و بدل از غسل يکسان است.
س 210: تيمم بر سنگ گچ و آهک و پخته شده آنها و آجر چه حکمى دارد؟
ج: تيمم بر هر آنچه از زمين محسوب شود مانند سنگ گچ و سنگ آهک، صحيح است. و بعيد نيست، تيمم بر گچ و آهک پخته و آجر و امثال آنها هم صحيح باشد.
س 211: فرموده‏ايد چيزى که بر آن تيمم مى‏شود بايد پاک باشد، آيا اعضاء تيمم (پيشانى و پشت دستها) هم بايد پاک باشند؟
ج: احتياط آن است که در صورت امکان، پيشانى و پشت دستها پاک باشند و اگر فردى نتواند محل تيمم را تطهير کند، بدون آن تيمم نمايد؛ هرچند بعيد نيست که طهارت در هر صورت شرط نباشد.
س 212: اگر انسان نتواند وضو بگيرد و تيمم هم براى او امکان نداشته باشد، چه وظيفه‏اى دارد؟
ج: اگر انسان نتواند براى نماز وضو بگيرد و تيمم هم ممکن نباشد، بنا بر احتياط بايد نماز را در وقت بدون وضو و تيمم بخواند و سپس با وضو يا تيمم قضا کند.
س 213: من به بيمارى پوستى مبتلا شده‏ام، به‌طورى که هرگاه غسل مى‏کنم پوست بدنم خشک مى‏شود. حتى در صورت شستن دست و صورتم هم اين خشکى به وجود مى‏آيد. بنا بر اين مجبورم روغن به پوستم بمالم، در نتيجه هنگام وضو به‌خصوص براى نماز صبح با مشکلاتى مواجه مى‏شوم. آيا جايز است در نمازهاى صبح به جاى وضو تيمم کنم؟
ج: اگر استعمال آب براى شما ضرر داشته باشد، وضو گرفتن صحيح نيست، و بايد به جاى آن تيمم کنيد. و اگر ضرر ندارد و روغن مذکور مانع از رسيدن آب به اعضاى وضو نباشد، بايد وضو بگيريد و اگر مانع است و مى‏توانيد روغن را پاک نموده و وضو بگيريد و سپس روغن بزنيد، نوبت به تيمم نمى‏رسد.
س 214: شخصى به خاطر تنگى وقت، نمازش را با تيمم خوانده است. بعد از فراغت از نماز براى او آشکار مى‏شود که وقت براى وضو داشته است. نماز او چه حکمى دارد؟
ج: اعاده آن نماز بر او واجب است.
س 215: ما در منطقه سردسيرى زندگى مى‏کنيم که نه حمام دارد و نه مکانى براى استحمام، وقتى در ماه مبارک رمضان به حالت جنابت از خواب بيدار مى‏شويم، با توجه به اين که غسل کردن جوانان در نيمه شب در برابر مردم با آب مشک يا حوض عيب شمرده مى‏شود و آب هم در آن وقت سرد است، تکليف ما براى روزه فردا چيست؟ آيا تيمم جايز است؟ در صورتى که غسل نکند، افطار کردن روزه آن روز چه حکمى دارد؟
ج: مجرد مشقّت يا عيب شمرده شدن اغتسال جوانان در نيمه شب، عذر شرعى محسوب نمى‏شود، بلکه مادامى که غسل، حرجى و موجب ضرر براى مکلّف نشود، غسل کردن به هرصورتى که امکان دارد واجب است، و در صورت حرج يا ضرر بايد قبل از طلوع فجر تيمم کند و با تيمم بدل از غسل جنابت پيش از طلوع فجر روزه‏اش صحيح است، و اگر تيمم نکند روزه‏اش باطل است، ولى امساک در طول روز بر او واجب مى‏باشد.
دو شنبه ۱۴ شهر ۱۳۹۰ ۱۲:۳۱ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,338 در 5,769 موضوع

امتياز: -26,232.50

ارسال: #8
RE: طهارت و احکام آن - به همراه سؤال و جواب
احکام بانوان

س 216: مادرم از ذريّه پيامبر اکرم(صلى الله عليه وآله) است. آيا من نيز از سادات محسوب مى‏شوم؟ آيا مى‏توانم عادت ماهيانه‏ام را تا شصت سالگى، حيض قرار دهم و در آن ايام نماز و روزه خود را انجام ندهم؟
ج: تعيين سن يائسگى محل تأمل و احتياط است؛ بانوان مى‌توانند در اين مسأله به مجتهد جامع‌الشرايط ديگر مراجعه نمايند.
س 217: اگر زنى که به خاطر نذر روزه روز معيّنى روزه‏دار است، در حال روزه حيض شود، چه تکليفى دارد؟
ج: روزه‏اش با عادت شدن، ولو در يک جزء از روز باشد، باطل مى‏شود و قضاى آن روز بعد از پاک شدن بر او واجب است.
س 218: لکه‏هايى که زن بعد از يقين به پاک شدن مى‏بيند، با توجه به اين که آن لکه‏ها نه اوصاف خون را دارند و نه خون مخلوط با آب را، چه حکمى دارد؟
ج: اگر خون نباشد حکم حيض را ندارد، و اگر خون باشد اگر چه به‌صورت لکه‏هاى زرد رنگ و از ده روز تجاوز نکند همه آن لکه‏ها محکوم به حيض است، و تشخيص اين موضوع به عهده زن‏است.
س 219: جلوگيرى از عادت ماهيانه به وسيله دارو به خاطر روزه ماه رمضان چه حکمى دارد؟
ج: اشکال ندارد.
س 220: اگر زنى در ايام باردارى به خون‌ريزى کمى مبتلا شود ولى باعث سقط حمل او نگردد، آيا غسل بر او واجب مى‏شود يا خير؟ وظيفه او چيست؟
ج: خونى که زن در ايام باردارى مى‏بيند اگر صفات و شرايط حيض را داشته باشد، و يا در زمان عادت بوده و سه روز اگر چه در باطن استمرار داشته باشد خون حيض است و الا استحاضه خواهد بود.
س 221: زنى داراى عادت ماهيانه معيّنى مثلاً هفت روز است، به علت گذاشتن دستگاه جلوگيرى از حاملگى، هر بار دوازده روز خون مى‏بيند. آيا خونى که از روز هفتم به بعد مى‏بيند خون حيض است يا استحاضه؟
ج: اگر خون تا روز دهم قطع نشود، خونى که در ايام عادت مى‏بيند خون حيض است و باقى استحاضه خواهد بود.
س 222: آيا جايز است زنى که در حال حيض و يا نفاس است داخل حرم امام‌زادگان(عليهم‌السلام) شود؟
ج: جايز است.
س 223: زنى که عمل کورتاژ (سقط جنين) را انجام داده، در حال نفاس است يا خير؟
ج: بعد از سقط جنين ولو به‌صورت علقه باشد اگر خونى را مشاهده کرد، محکوم به نفاس است.
س 224: خونى که زن در سن يائسگى مى‏بيند، چه حکمى دارد؟ و وظيفه شرعى او چيست؟
ج: محکوم به استحاضه است.
س 225: يکى از راههاى جلوگيرى از حاملگى‏هاى ناخواسته، استفاده از داروهاى ضد حاملگى است. زن‌هايى که از اين داروها استفاده مى‏کنند لکه‏هاى خونى را در ايام عادت و غير آن مشاهده مى‏کنند. اين لکه‏ها چه حکمى دارد؟
ج: اگر اين لکه‏ها واجد شرايط شرعى حيض نباشد، حکم حيض را ندارد، بلکه محکوم به استحاضه‏است.
دو شنبه ۱۴ شهر ۱۳۹۰ ۱۲:۳۱ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,338 در 5,769 موضوع

امتياز: -26,232.50

ارسال: #9
RE: طهارت و احکام آن - به همراه سؤال و جواب
احکام اموات‏

س 226: آيا در غسل و کفن و دفن اموات، مماثلت و همجنس بودن شرط است يا هر يک از زن و مرد مى‏تواند امور ميت ديگر را انجام دهد؟
ج: همجنس بودن با ميّت فقط در غسل دادن او شرط است و در صورتى که غسل دادن ميّت به وسيله همجنس او امکان دارد، غسل دادن به وسيله غير همجنس صحيح نيست و غسل ميّت باطل است. ولى در تکفين و تدفين همجنس بودن شرط نيست.
س 227: امروزه در روستاها متعارف است که اموات را در منزل مسکونى غسل مى‏دهند. گاهى ميّت وصى نداشته و چند فرزند صغير دارد. نظر مبارک راجع به اين موارد چيست؟
ج: تصرّفات مورد نياز براى تجهيز ميّت از قبيل غسل و کفن و دفن، به مقدار متعارف، متوقف بر اذن ولى صغير نيست و اشکال از جهت وجود فرزندان صغير ايجاد نمى‏شود.
س 228: شخصى بر اثر تصادف يا سقوط از ارتفاع فوت کرده است و جسد او خونريزى دارد، آيا بايد منتظر ماند تا خون، خود به خود يا با وسائل پزشکى بند بيايد يا اين که با وجود خونريزى جايز
است اقدام به دفن او نمايند؟
ج: تطهير بدن ميّت قبل از غسل در صورت امکان واجب است، و اگر انتظار براى توقف خونريزى يا منع آن ممکن باشد، واجب است.
س 229: استخوان مرده‏اى که حدود چهل يا پنجاه سال از دفن آن مى‏گذرد و مقبره او از بين رفته و تبديل به ميدان عمومى گرديده است، در اثر کندن نهرى در آن ميدان ظاهر شده است. آيا لمس کردن استخوان‏ها براى ديدن آنها اشکال دارد؟ آيا استخوان‏ها نجس هستند؟
ج: استخوان ميّت مسلمانى که غسل داده شده است، نجس نيست؛ ولى دفن مجدّد آن زير خاک واجب است.
س 230: آيا براى انسان جايز است که پدر يا مادر و يا يکى از بستگان خود را در کفنى که براى خودش خريده است، کفن کند؟
ج: اشکال ندارد.
س 231: يک تيم پزشکى براى انجام آزمايشها و تحقيقات پزشکى احتياج دارند که قلب و بعضى از اعضاى مرده را از جسد او جدا سازند و بعد از گذشت يک روز از انجام آزمايشها و مطالعات، اقدام به دفن آن کنند. اميدواريم لطف نموده به سؤالات زير پاسخ فرماييد:
1. آيا با توجه به اين که امواتى که اين آزمايشها بر روى آنها اعمال مى‏شود از مسلمانان هستند، اقدام به اين کار براى ما جايز است؟
2. آيا دفن قلب و بعضى از اعضاى جسد جداى از بدن ميّت جايز است؟
3. آيا با توجه به اين که دفن جداگانه قلب و بعضى از اعضا مشکلات فراوانى براى ما ايجاد مى‏کند، دفن آن اعضاء با بدن ميّت ديگر جايز است يا خير؟
ج: در صورتى که نجات نفس محترمه يا دستيابى به تجارب علوم پزشکى که جامعه به آن محتاج است، و يا شناسايى نوعى بيمارى که حيات مردم را تهديد مى‏کند، متوقف بر تشريح باشد، تشريح جسد ميّت جايز است، لکن لازم است تا آنجا که استفاده از جسد غير مسلمان امکان دارد، از جسد مسلم استفاده نشود. حکم شرعى اعضايى که از جسد مسلمان جدا شده‏اند، اين است که با بدن دفن شوند، و اگر امکان نداشت، دفن جداگانه آنها اشکال ندارد.
س 232: اگر شخصى براى خودش کفنى بخرد و هميشه در وقت نمازهاى واجب يا مستحب يا هنگام قرائت قرآن کريم، آن را پهن نموده و روى آن نماز و قرآن بخواند و هنگام مرگ از آن به عنوان کفن استفاده کند. آيا اين عمل جايز است؟ آيا از نظر اسلام صحيح است که انسان کفنى را براى خود بخرد و بر آن آيات قرآنى بنويسد و از آن فقط هنگام تکفين استفاده نمايد؟
ج: موارد مذکور اشکال ندارد.
س 233: اخيراً جنازه زنى در يک قبر قديمى که تاريخ آن به حدود هفتصد سال پيش بر مى‏گردد، کشف شده است. اين جنازه مشتمل بر اسکلت استخوانى عظيم کامل و سالمى است که بر جمجمه آن مقدارى مو وجود دارد. به استناد گفته‏هاى باستان شناسانى که آن را کشف کرده‏اند، جنازه متعلّق به يک زن مسلمان است. آيا جايز است اين اسکلت استخوانى بزرگ و مشخص را از طرف موزه علوم طبيعى (بعد از بازسازى شکل قبر و قراردادن جنازه در آن) در معرض بازديد قرار داد تا موجب عبرت بازديد کنندگان از موزه علوم طبيعى گردد و يا با نوشتن آيات و احاديث مناسب باعث تذکر و موعظه ديدار کنندگان شود؟
ج: اگر ثابت شود که اسکلتِ استخوانى، متعلّق به بدن ميّت مسلمان است، دفن فورى آن واجب است.
س 234: گورستانى در روستايى وجود دارد که ملک خاص کسى نيست و وقف هم نشده است، آيا جايز است اهالى اين روستا از دفن اموات شهر يا روستاهاى ديگر يا ميتى که وصيت کرده در آن قبرستان دفن شود، جلوگيرى کنند؟
ج: اگر قبرستان عمومى مزبور ملک خاص کسى يا وقف خاص اهالى آن روستا نباشد، نمى‏توانند از دفن اموات ديگران در آن قبرستان جلوگيرى کنند و اگر شخصى وصيت کرده است در آن دفن شود، واجب است طبق وصيت عمل شود.
س 235: رواياتى وجود دارد دال بر اين که پاشيدن آب بر قبور مستحب است، مانند رواياتى که در کتاب «لآلى الاخبار» ذکر شده است، آيا اين استحباب مخصوص روز دفن ميّت است يا اطلاق دارد، چنانچه نظر مؤلف «لآلى الاَخبار» چنين است؟ نظر جنابعالى در اين‌باره چيست؟
ج: پاشيدن آب بر قبر در روز دفن مستحب است و بعد از آن نيز به قصد رجاء اشکال ندارد.
س 236: چرا ميّت را شب دفن نمى‏کنند؟ آيا دفن ميّت در شب حرام است؟
ج: دفن ميّت در شب اشکال ندارد.
س 237: شخصى بر اثر تصادف ماشين فوت کرده است، پس از غسل و کفن او را به قبرستان آوردند، ولى هنگام دفن متوجه شدند که تابوت و کفن آغشته به خونى است که از او جريان دارد، آيا عوض کردن کفن او در اين حالت واجب است؟
ج: اگر شستن آن قسمت از کفن که به خون آغشته شده است يا بريدن و يا عوض کردن آن امکان داشته باشد، آن کار واجب است، ولى اگر امکان ندارد، دفن ميّت به همان صورت جايز است.
س 238: اگر سه ماه از دفن آن ميّت با کفن آغشته به خون بگذرد، آيا نبش قبر در اين حالت جايز است؟
ج: نبش قبر در فرض سؤال جايز نيست.
س 239: از حضرتعالى تقاضا مى‏کنيم به سه سؤال زير پاسخ فرماييد.
1. اگر زن حامله‏اى هنگام وضع حمل از دنيا برود، جنين موجود در رحم زن در موارد زير چه حکمى دارد:
الف: اگر روح به تازگى در او دميده شده باشد (سه ماه يا بيشتر)، با توجه به اين که احتمال مرگ جنين در صورت خارج کردن آن از رحم مادر بسيار زياد است؟
ب: اگر عمر جنين هفت ماه يا بيشتر باشد؟
ج: اگر جنين در رحم مادر مرده باشد؟
2. اگر زن حامله هنگام وضع حمل بميرد، آيا بررسى کامل مرگ و زندگى جنين بر ديگران واجب است؟
3. اگر زن حامله هنگام وضع حمل فوت کند و بچه در شکم او زنده بماند و شخصى بر خلاف متعارف با وجود زنده بودن جنين دستور دفن مادر با جنين را بدهد، نظر شما در اين‌باره چيست؟
ج: اگر جنين با مرگ مادرش فوت کند، و يا فوت مادر پيش از دميده شدن روح در جنين باشد، خارج کردن آن از شکم مادر واجب نيست، بلکه جايز هم نيست. ولى اگر روح در او دميده شده و در شکم مادرش که از دنيا رفته است، زنده باشد و احتمال زنده ماندنش تا زمان خارج کردن او از رحم مادر وجود داشته باشد، واجب است که سريعاً او را از شکم مادر خارج کنند، و تا وقتى که موت جنين در رحم احراز نشده است، دفن مادر همراه با جنين جايز نيست و اگر جنين زنده همراه مادرش دفن شد و حتى بعد از دفن هم احتمال زنده بودنش وجود داشته باشد، واجب است اقدام به نبش قبر و خارج کردن جنين زنده از شکم مادر نمايند. همچنين اگر حفظ حيات جنين در شکم مادرش متوقف بر دفن نکردن مادر باشد، ظاهر اين است که تأخير دفن مادر واجب است تا جان جنين حفظ شود، و اگر کسى بگويد دفن زن حامله با جنين زنده‏اى که در رحم او وجود دارد جايز است و ديگران به گمان صحّت‏ نظر او اقدام به دفن نمايند و اين کار منجر به مرگ بچه در داخل قبر شود، پرداختن ديه بر کسى که مباشر دفن بوده، واجب است، مگر اين که مرگ جنين مستند به گفته آن شخص باشد که در اين صورت ديه بر او واجب است.
س 240: شهردارى براى استفاده بهينه از زمين، دستور داده است قبرها به‌صورت دو طبقه ساخته شود. تمنّا مى‏کنيم حکم شرعى آن را بيان فرماييد.
ج: جايز است که قبور مسلمانان در چندين طبقه ساخته شود، به شرطى که اين کار سبب نبش قبر و هتک حرمت مسلمان نشود.
س 241: کودکى در چاه سقوط کرده و مرده است. آب موجود در چاه مانع خارج کردن بدن او است، حکم آن چيست؟
ج: جسد کودک در همان چاه به حال خود رها مى‏شود و چاه قبر او خواهد بود و اگر چاه ملک شخصى کسى نباشد و يا مالک آن به مسدود کردن آن راضى باشد، تعطيل کردن چاه و بستن آن واجب است.
س 242: در منطقه ما مرسوم است که مراسم سينه‏زنى و زنجيرزنى به‌صورت سنتى آن فقط در عزادارى ائمه اطهار(عليهم‌السلام) و شهدا و بزرگان دينى برگزار مى‏شود. آيا برپايى اين مراسم به خاطر در گذشت افرادى از نيروهاى بسيج و يا از کسانى که به نحوى به حکومت اسلامى و اين ملت مسلمان خدمات کرده‏اند، جايز است؟
ج: اين عمل اشکال ندارد.
س 243: با توجه به اينکه رفتن به قبرستان در شب مکروه است، اگر کسى با اين اعتقاد که شبانه به قبرستان رفتن عامل مؤثرى در تربيت اسلامى است، شبانه به قبرستان برود، چه حکمى دارد؟
ج: اشکال ندارد.
س 244: آيا شرکت در تشيع جنازه و حمل آن براى زنان جايز است؟
ج: اشکال ندارد.
س 245: در ميان بعضى از عشاير معمول است که هنگام مرگ بعضى از اشخاص، با قرض، اقدام به خريد تعداد زيادى گوسفند مى‏کنند تا همه کسانى را که در مراسم عزادارى شرکت مى‏نمايند، اطعام کنند. اين کار باعث ضرر فراوانى به آنها مى‏شود، آيا تحمل اين ضررها براى حفظ عادات و رسوم جايز است؟
ج: اگر اطعام از اموال ورثه بزرگسال و با رضايت آنها باشد، جايز است. ولى اگر اين کار موجب بروز مشکلات و ضررهاى مالى مى‏شود از آن اجتناب شود و اگر انفاق از اموال ميّت صورت بگيرد، بستگى به نحوه وصيت او دارد و به‌طور کلّى در اين گونه امور بايد از اسراف و زياده روى که موجب تضييع نعم الهى مى‏شود پرهيز گردد.
س 246: اگر در زمان حاضر، شخصى در منطقه‏اى بر اثر انفجار مين کشته شود، آيا احکام شهيد را دارد؟
ج: سقوطِ تکليف غسل و کفن شهيد از احکام اختصاصى شهيدى است که در ميدان جنگ کشته شود.
س 247: برادران سپاه پاسداران انقلاب اسلامى که در محورهاى شهرهاى مرزى رفت و آمد مى‏کنند، گاهى با کمين‏هايى که از طرف بعضى از عناصر ضد انقلاب اسلامى گذاشته مى‏شود، مواجه مى‏شوند که گاهى منجر به شهادت آنان مى‏گردد. آيا غسل يا تيمم اين شهداى عزيز واجب است يا اين که آنجا ميدان جنگ محسوب مى‏شود؟
ج: اگر آن محورها و منطقه مزبور ميدان جنگ بين گروه حق و گروه باطل و ياغى باشد، افرادى که از گروه حق در آنجا به شهادت مى‏رسند، حکم شهيد را دارند.
س 248: آيا کسى که واجد شرايط امامت در نماز جماعت نيست، جايز است امامت نماز ميّت بر جنازه يکى از مؤمنين را عهده‏دار شود؟
ج: بعيد نيست که شرايط معتبر در جماعت و امامت جماعت در ساير نمازها در نماز ميّت شرط نباشد، هرچند احوط اين است که آن شرايط در نماز ميّت هم رعايت شود.
س 249: اگر مؤمنى در جايى از جهان در راه اجراى احکام اسلامى يا در تظاهرات و يا در راه اجراى فقه جعفرى کشته شود، آيا شهيد محسوب مى‏شود؟
ج: چنين شهيدى اجر و ثواب شهيد را دارد، ولى احکام تجهيز شهيد اختصاص به کسى دارد که در ميدان جنگ، هنگام درگيرى و در معرکه نبرد به شهادت رسيده باشد.
س 250: اگر مسلمانى بر اساس قانون و تأييد قوه قضائيه به جرم حمل مواد مخدر به اعدام محکوم شود و حکم اعدام درباره او اجرا گردد:
1. آيا نماز ميّت بر او خوانده مى‏شود؟
2. شرکت در مجلس عزا و قرائت قرآن کريم و مصيبت خوانى براى اهل بيت(عليهم‏السلام) که براى او برگزار مى‏شود، چه حکمى دارد؟
ج: مسلمانى که حکم اعدام درباره او اجرا گرديده است، حکم ساير مسلمانان را دارد و همه احکام و آداب اسلامى ميّت در مورد او هم جارى است.
س 251: آيا مسّ کردن استخوانى که همراه با گوشت است و از بدن انسان زنده جدا شده، موجب غسل مسّ ميّت مى‏شود؟
ج: دست زدن به عضوى که از بدن شخص زنده جدا شده است، غسل ندارد.
س 252: آيا دست زدن به عضوى که از بدن انسان، مرده، جدا شده، غسل مسّ ميت واجب مى‏شود؟
ج: دست زدن به عضوى که از بدن مرده جدا شده، پس از سرد شدن و پيش از غسل دادن، در حکم دست زدن به بدن مرده است.
س 253: آيا شخص مسلمان را بايد هنگام احتضار رو به قبله خواباند؟
ج: شايسته است که شخص مسلمان را در حال احتضار به پشت و به سمت قبله بخوابانند، به‌طورى که کف پاى او به جانب قبله باشد. بسيارى از فقهاء اين عمل را برخود محتضر در صورتى که قادر باشد و بر ديگران، واجب دانسته‏اند و احتياط در انجام آن ترک نشود.
س 254: اگر هنگام کشيدن دندان مقدارى از بافت‏هاى لثه هم همراه آن کنده شود، آيا دست زدن به آنها موجب غسل مسّ ميّت مى‏شود؟
ج: مس آن موجب غسل مس ميت نمى‏شود.
س 255: آيا بر شهيد مسلمانى که با لباسش دفن شده است، احکام مسّ ميّت مترتب ‏است؟
ج: با مسّ شهيدى که تغسيل و تکفين در حق او ساقط است، غسل مسّ ميّت واجب نمى‏شود.
س 256: اينجانب دانشجوى رشته پزشکى هستم. گاهى هنگام تشريح مجبور به مسّ جسد کسانيکه از دنيا رفته‏اند مى‏شويم و نمى‏دانيم که آن اموات مسلمان هستند يا خير، و غسل داده شده‏اند، يا خير؟ ولى مسئولين مى‏گويند که اين اجساد غسل داده شده‏اند. با توجه به اين مطالب اميدواريم وظيفه ما نسبت به نماز و غير آن را بعد از مسّ آن اجساد بيان فرماييد، و اينکه آيا بر اساس آنچه ذکر شد، غسل بر ما واجب مى‏شود يا خير؟
ج: اگر غسل دادن ميّت، احراز نشود و شما در آن شک داشته باشيد، با مسّ جسد يا اجزاء آن، غسل مسّ ميّت بر شما واجب مى‏شود، و نماز بدون غسل مسّ ميّت صحيح نيست. ولى اگر اصل غسل ميّت احراز شود با مسّ جسد يا بعضى از اجزاى آن، غسل مسّ ميّت واجب نمى‏شود، حتى اگر در صحّت‏ غسل آن ميّت شک داشته باشيد.
س 257: شهيدى که نام و نشانى او معلوم نيست، با تعدادى از اطفال در يک قبر دفن شده است. بعد از مدتى شواهدى به دست آمد حاکى از اين که آن شهيد اهل شهرى که در آن دفن شده، نيست. آيا نبش قبر او جهت حمل جسد شهيد به شهر خودش جايز است؟
ج: اگر بر اساس موازين و احکام شرعى دفن گرديده، نبش قبر وى جايز نيست.
س 258: اگر آگاهى از داخل قبر و تصوير بردارى تلويزيونى از آنچه در آن است، بدون کندن و خاکبردارى، ممکن باشد، آيا بر اين عمل نبش قبر صدق مى‏کند يا خير؟
ج: بر تصويربردارى از بدن ميتى که در قبر دفن شده است بدون کندن و نبش قبر و آشکار شدن جنازه، عنوان نبش قبر صدق نمى‏کند.
س 259: شهردارى قصد دارد مقبره‏هاى اطراف قبرستان را براى توسعه کوچه‏ها، خراب نمايد آيا اين عمل جايز است؟ ثانياً: آيا خارج کردن استخوان‏هاى آن اموات و دفن آنها در مکانى ديگر جايز است؟
ج: تخريب قبور مومنين و نبش آنها جايز نيست، حتى اگر براى تعريض کوچه‏ها باشد، و در صورت وقوع نبش قبر و آشکار شدن بدن ميّت مسلمان يا استخوان‏هاى آن که هنوز پوسيده نشده‏اند، واجب است دوباره دفن شوند.
س 260: اگر شخصى بدون رعايت موازين شرعى اقدام به خراب کردن قبرستان مسلمانان کند، مسلمانهاى ديگر در برابر او چه مسئوليتى دارند؟
ج: وظيفه ديگران در اين‌باره نهى از منکر با رعايت شرايط و مراتب آن است، و اگر در اثر تخريب قبور استخوان بدن ميت مسلمان ظاهر شود واجب است آن را مجدّداً دفن نمايند.
س 261: پدرم در حدود 36 سال است که در قبرستان دفن شده است. اکنون به فکر افتاده‏ام که با کسب اجازه از اداره اوقاف از آن قبر براى خودم استفاده کنم. آيا با توجه به وقفى بودن قبرستان، اجازه گرفتن از برادرانم در اين‌باره لازم است؟
ج: اجازه گرفتن از ساير ورثه ميّت نسبت به قبرى که زمين آن وقف عام براى دفن اموات شده، شرط نيست. ولى قبل از تبديل استخوان‏هاى ميّت به خاک، نبش قبر براى دفن ميّت ديگرى در آن جايز نيست.
س 262: آيا راهى براى خراب کردن قبرستان مسلمان‏ها و تبديل آن به مراکز ديگر وجود دارد، توضيح دهيد؟
ج: تغيير و تبديل قبرستان مسلمانان که براى دفن اموات مسلمين وقف شده، جايز نيست.
س 263: آيا نبش قبر و تبديل قبرستانى که براى دفن اموات وقف گرديده، بعد از اخذ اجازه از مرجع تقليد جايز است؟
ج: در مواردى که نبش قبر و تبديلِ قبرستانِ وقف شده براى دفن اموات جايز نيست، اجازه مرجع تقليد اثرى ندارد. و اگر از موارد استثناء باشد اشکال ندارد.
س 264: مردى در حدود بيست سال پيش فوت نموده، چندى پيش هم زنى در همان روستا از دنيا رفت، اشتباهاً قبر آن مرد را حفر و زن رادر آن دفن کردند، با توجه به اين که در داخل قبر هيچ اثرى از جسد مرد مزبور وجود ندارد، وظيفه فعلى ما چيست؟
ج: در حال حاضر، با توجه به فرض سؤال، ديگران هيچ تکليفى ندارند و مجرد دفن ميّت در قبر ميّت ديگر موجب جواز نبش قبر براى انتقال جسد به قبر ديگر نمى‏شود.
س 265: در وسط خيابانى، چهار قبر وجود دارد که مانع ادامه جاده سازى هستند، از طرفى هم نبش قبر اشکال شرعى دارد. اميدواريم براى اين که شهردارى مرتکب عمل خلاف شرعى نشود، وظيفه ما را بيان فرماييد.
ج: اگر احداث جاده متوقف بر حفر قبر و نبش آن نباشد و عبور جاده از روى قبرها امکان دارد، يا احداث جاده با وجود قبرها ضرورى و طبق قانون لازم باشد، احداث آن اشکال ندارد.
دو شنبه ۱۴ شهر ۱۳۹۰ ۱۲:۳۲ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,338 در 5,769 موضوع

امتياز: -26,232.50

ارسال: #10
RE: طهارت و احکام آن - به همراه سؤال و جواب
احکام نجاسات‏

س 266: آيا خون پاک است؟
ج: اگر از حيوانى باشد که خون جهنده دارد، نجس است.
س 267: آيا خونى که بر اثر کوبيدن شديد سر به ديوار در عزاى امام حسين(عليه‌السلام) از سر انسان جارى و به سر و صورت شرکت کنندگان در مراسم عزادارى پاشيده مى‏شود، پاک است يا خير؟
ج: خون انسان در هر صورت نجس است.
س 268: آيا اثر کم رنگ خون که بعد از شستن بر لباس باقى مى‏ماند، نجس است؟
ج: اگر عين خون نباشد و فقط رنگ آن باقى مانده باشد، پاک است.
س 269: لکه خونى که گاهى در تخم مرغ يافت مى‏شود، چه حکمى دارد؟
ج: محکوم به طهارت است، ولى خوردن آن حرام است.
س 270: عرق جنب از حرام و عرق حيوان نجاست خوار چه حکمى دارد؟
ج: عرق شتر نجاست خوار نجس است، ولى عرق حيوانات ديگر نجاست خوار و همچنين عرق جنب از حرام بنا بر اقوى پاک است، لکن احتياط واجب اين است که با عرق جنب از حرام نماز خوانده نشود.
س 271: آيا قطرات آبى که از بدن ميّت قبل از غسل با آب خالص و بعد از غسل با آب سدر و کافور بر زمين مى‏ريزد، پاک هستند يا خير؟
ج: تا زمانى که غسل سوم کامل نشده باشد، بدن ميّت محکوم به نجاست‏است.
س 272: پوستى که گاهى از لبها، دستها و يا پاها جدا مى‏شود، محکوم به طهارت است يا نجاست؟
ج: پوست نازکى که خود بخود از دستها، لبها، پاها و ساير قسمت‏هاى بدن جدا مى‏شود، محکوم به طهارت است.
س 273: شخصى در جبهه‏هاى جنگ در وضعيتى قرار گرفت که مجبور به کشتن خوک و خوردن آن شد، آيا رطوبت بدن و آب دهان وى محکوم به نجاست است؟
ج: عرق بدن و آب دهان شخصى که گوشت حرام و نجس خورده، نجس نيست. ولى هر چيزى که با وجود رطوبت، با گوشت خوک برخورد کرده، محکوم به نجاست است.
س 274: با توجه به اين که در نقاشى و نقشه‏کشى از قلم مو استفاده مى‏شود و نوع خوب و مرغوب آن غالباً از موى خوک ساخته شده و از کشورهاى غير اسلامى وارد و در دسترس همگان به‌خصوص مراکز تبليغى و فرهنگى قرار مى‏گيرد، استفاده از اين قلم موها چه حکمى دارد؟
ج: موى خوک نجس است و استفاده از آن در امورى که مشروط به طهارت است، جايز نيست. ولى استفاده از آن در امرى که مشروط به طهارت نيست، اشکال ندارد و اگر معلوم نباشد که قلم مو از موى خوک ساخته شده است يا خير، استفاده از آن حتى در امورى هم که مشروط به طهارت است، اشکال ندارد.
س 275: آيا خوردن گوشتى که از کشورهاى غير اسلامى وارد مى‏شود حلال است؟ حکم آن از جهت طهارت و نجاست چيست؟
ج: تا تذکيه شرعى آن احراز نشود خوردن آن حرام است، ولى از نظر طهارت، اگر يقين به عدم تذکيه نباشد پاک است.
س 276: در مورد چرم و اجزاى حيوانى که از بلاد غير اسلامى تهيه شده، نظر مبارک را مرقوم فرماييد.
ج: اگر احتمال دهيد که حيوان ذبح اسلامى شده، پاک است و اگر يقين داريد که ذبح اسلامى نشده، محکوم به نجاست است.
س 277: اگر لباس جنب با منى نجس شود، اولاً: حکم دست زدن به آن با وجود رطوبت چيست؟ ثانياً: آيا جايز است جنب لباسهاى خود را براى آب کشيدن به کس ديگرى بدهد؟ آيا شخص محتلم بايد نجس بودن لباسهايش را به کسى که مى‏خواهد آنها را بشويد، اطلاع دهد؟
ج: منى نجس است و اگر با رطوبت مسريه با چيزى برخورد نمايد، آن را نجس مى‏کند. و آگاه کردن کسى که لباس را مى‏شويد از نجاست لباس، لازم نيست. ولى صاحب لباس تا يقين به طهارت آن حاصل نکند، نمى‏تواند آثار طهارت بر آن مترتب سازد.
س 278: اينجانب پس از بول، استبراء مى‏کنم که همراه آن مايعى خارج مى‏شود که بوى منى مى‏دهد، آيا نجس است؟ وظيفه من نسبت به نماز چيست؟
ج: اگر به منى بودن آن يقين نداريد و خروج آن همراه با علامتهاى شرعى خروج منى نيست، حکم منى ندارد و پاک است.
س 279: آيا فضله پرندگان حرام گوشت؛ مانند کلاغ و زاغ و عقاب و طوطى نجس است؟
ج: فضله پرندگان حرام گوشت نجس نيست.
س 280: در رساله‏هاى عمليه آمده است که مدفوع حيوانات و پرندگان حرام گوشت نجس است آيا مدفوع حيوانات حلال گوشت مانند، گاو، گوسفند و مرغ نجس است يا خير؟
ج: مدفوع حيوانات حلال گوشت از پرندگان و غيره و همچنين مدفوع پرندگان حرام گوشت پاک است.
س 281: اگر نجاستى در اطراف يا داخل کاسه دستشويى باشد و آن جا با آب کريا قليل شسته شود ولى عين نجاست باقى بماند، آيا آن قسمتى که عين نجاست در آن نيست و آن آب به آنجا رسيده، پاک است يا نجس؟
ج: مکانى که به آن آب نجس نرسيده باشد، محکوم به طهارت است.
س 282: آيا اگر مهمانى يکى از اثاثيه‏هاى ميزبانش را نجس کند، مطلع کردن ميزبان واجب است؟
ج: اطلاع دادن در غير از خوردنى و آشاميدنى و ظرفهاى غذا، لازم نيست.
س 283: آيا چيز پاکى که با متنجس برخورد نموده، نجس است يا خير؟ در صورت نجس بودن، تا چند واسطه نجس است؟
ج: چيزى که با عين نجس تماس يافته و نجس شده است، اگر باز با چيزى که پاک است تماس پيدا کند و يکى از آنها تر باشد، آن چيز پاک را نجس مى‏کند، و باز اين چيزى که بر اثر ملاقات با متنجس نجس شده است، اگر با چيز پاکى برخورد نمايد، بنا بر احتياط واجب آن را نجس مى‏کند، ولى اين متنجس سوم هيچ چيزى را با ملاقات خود نجس نمى‏کند.
س 284: آيا هنگام استفاده از کفشى که از پوست حيوان غير مذکى ساخته شد، هميشه واجب است که پاها قبل از وضو شسته شوند؟ عده‏اى مى‏گويند که در صورت عرق کردن پا در کفش، شستن آن واجب است، و تجربه شده که پا در هر کفشى به مقدار کم يا زياد، عرق مى‏کند. نظر جنابعالى در اين‌باره چيست؟
ج: اگر يقين دارد که کفش او از پوست حيوانى است که تذکيه نشده است و احراز شود که پا در کفش‏هاى مذکور عرق کرده، شستن پاها براى نماز واجب است، ولى در صورت شک در عرق کردن پاها يا شک در تذکيه حيوانى که کفش از پوست آن دوخته شده است، محکوم به طهارت است.
س 285: کودکى که هميشه خود را نجس مى‏کند، دست‏تر، آب دهان و باقى‌مانده غذايش چه حکمى دارد؟ کودکانى که دست‏تر خود را بر پاهايشان مى‏گذارند، چه حکمى دارند؟
ج: تا زمانى که يقين به نجاست آن حاصل نشده، حکم به پاکى مى‏شود.
س 286: من مبتلا به بيمارى لثه هستم و طبق دستور پزشک بايد هميشه آن را مالش دهم، اين کار باعث سياهى بعضى از قسمت‏هاى لثه‏ام مى‏شود مثل اين که خونى در داخل آن جمع شده باشد. هنگامى که دستمال کاغذى روى آن مى‏گذارم رنگ دستمال قرمز مى‏شود، لذا اقدام به شستن دهانم با آب کر مى‏کنم، ولى خون منجمد، مدت زمانى باقى مى‏ماند و با شستن از بين نمى‏رود. بعد از قطع آب کر، آيا آبى که وارد دهان شده و به آن قسمت‏ها رسيده و سپس از دهان خارج شده، محکوم به نجاست است يا اين که جزء آب دهان محسوب مى‏شود و محکوم به طهارت است؟
ج: محکوم به طهارت است، هرچند احتياط اجتناب از آن است.
س 287: سؤال من اين است که آيا غذايى که خورده‏ام و با اجزاى خون منجمد شده در لثه تماس پيدا کرده، نجس است يا خير؟ در صورت نجس شدن، آيا فضاى دهان بعد از فرو بردن غذا، نجس باقى مى‏ماند؟
ج: غذا در فرض مزبور محکوم به نجاست نيست و فرو بردن آن اشکال ندارد و فضاى دهان پاک است.
س 288: مدتى است که شايع شده لوازم آرايشى را از ناف جنين که هنگام تولد از او جدا مى‏کنند و يا از جنين مرده مى‏سازند. ما گاهى از اين لوازم استفاده کرده و حتى گاهى رژلب خورده مى‏شود، آيا اينها نجس هستند؟
ج: شايعه دليل شرعى بر نجس بودن لوازم آرايشى نيست، و تا نجاست آنها از راه شرعى احراز نشود، استفاده از آنها اشکال ندارد.
س 289: از هر لباس يا پارچه‏اى هنگام شستن، پرزهاى ريزى مى‏ريزد که اگر به طشت نگاه کنيم آنها را مى‏بينيم. وقتى که طشت پر از آب و متصل به آب شير است، اگر لباس را داخل طشت فرو ببريم آب از اطراف آن سرازير مى‏شود. به علت وجود اين تارها و پُرزهاى ريز در آبى که از طشت به بيرون مى‏ريزد، از آن آب احتياط کرده و همه جا را تطهير مى‏کنم. و يا وقتى لباسهاى نجس بچه‏ها را بيرون مى‏آورم، همه جاهايى را که لباسها را در آنجا در آورده‏ام حتى اگر خشک هم باشد آب مى‏کشم زيرا فکر مى‏کنم تارها و پُرزهاى ريز در آنجا افتاده‏اند. آيا اين احتياط لازم است؟
ج: لباسى که براى آب کشيدن در ظرفى گذاشته مى‏شود و آب لوله‏کشى روى آن ريخته شده و سراسر آن را فرا مى‏گيرد و از آن جدا شده و يا داخل آن جابجا مى‌شود، لباس و ظرف و آب و پرزهايى که از لباس جدا شده و بر روى آب ديده مى‏شود و همراه آب به بيرون مى‏ريزد، همگى پاک هستند. پُرزها يا غبارى هم که از لباس نجس جدا مى‏شود پاک هستند، مگر اين که يقين حاصل شود که از قسمت نجس جدا شده‏اند، و به مجرد شک در اصل جدا شدن آن از لباس نجس يا نجس بودن محل آن، احتياط لازم نيست.
س 290: مقدار رطوبتى که باعث سرايت از چيزى به چيز ديگر مى‏شود، چقدر است؟
ج: ملاک رطوبت مسريه اين است که به مقدارى باشد که رطوبت هنگام برخورد از جسم مرطوب به جسم ديگر سرايت کند.
س 291: لباسهايى که به خشکشويى‏ها داده مى‏شود از نظر طهارت چه حکمى دارد؟ لازم به تذکر است که اقليتهاى دينى (يهود ونصارى و...) هم لباسهاى خود را براى شستشو و اتو کردن به اين خشکشويى‏ها مى‏دهند و مى‏دانيم که صاحبان اين مکانها براى شستن لباسها از مواد شيميايى استفاده مى‏کنند.
ج: اگر لباسهايى که به خشکشويى‏ها داده مى‏شود از قبل نجس
نباشند، محکوم به طهارت هستند، و تماس آن با لباسهاى پيروان اقليتهاى دينى (اهل کتاب) باعث نجاست نمى‏شود.

س 292: آيا لباسهايى که با لباسشويى تمام اتوماتيک شسته مى‏شود، پاک مى‏گردد يا خير؟ نحوه کار اين لباسشويى‏ها به اين صورت است که در مرحله اول که لباس با آب مخلوط با پودر لباسشويى شسته مى‏شود، مقدارى از آب و کف پودر بر شيشه درب لباسشويى و نوار پلاستيکى اطراف آن پاشيده مى‏شود، و در مرتبه دوم آب غساله شستشو کشيده شده ولى کف پودر، درب و نوار پلاستيکى اطراف آن را به‌طور کامل مى‏پوشاند. در مراحل بعدى ماشين لباسشويى لباسها را در سه نوبت با آب قليل مى‏شويد و از آن پس آب غساله بيرون کشيده مى‏شود، اميدواريم توضيح بفرماييد، لباسهايى که به اين ترتيب شسته شده‏اند، پاک هستند يا خير؟
ج: اگر بعد از زوال عين نجاست، آب متصل به لوله در داخل ماشين لباسشويى به لباسها و همه قسمت‏هاى داخل ماشين برسد و از آن جدا و خارج شود، محکوم به طهارت است.
س 293: اگر آب بر زمين يا در حوض يا حمامى که لباس در آن شسته مى‏شود، ريخته شود و قطراتى از آن آب به لباس ترشح کند، آيا لباس نجس مى‏شود يا خير؟
ج: وقتى که آب بر مکان يا زمين پاکى بريزد، ترشح ناشى از آن هم پاک است و اگر شک داشته باشيم که آن مکان پاک است يا نجس، باز هم ترشح آن، پاک است.
س 294: آبى که از ماشين‏هاى حمل زباله شهرى در خيابان مى‏ريزد و گاهى بر اثر شدت باد به لباس مردم پاشيده مى‏شود، محکوم به طهارت است يا نجاست؟
ج: آب مزبور محکوم به طهارت است، مگر اين که فردى يقين پيدا کند که آن آب بر اثر برخورد با نجس، نجس شده است.
س 295: آيا آبهايى که در چاله‏هاى موجود در خيابان‏ها جمع مى‏شود، پاک است يا نجس؟
ج: اين آبها محکوم به طهارت هستند.
س 296: رفت و آمدهاى خانوادگى با اشخاصى که به طهارت و نجاست در خوردن و آشاميدن و مانند آن اهميت نمى‏دهند، چه حکمى دارد؟
ج: به‌طور کلّى در مورد طهارت و نجاست، حکم دين اسلام اين است که هر چيزى که يقين به نجاست آن نباشد، از نظر شرعى محکوم به طهارت است.
س 297: استفراغ افراد زير از جهت پاک يا نجس بودن، چه حکمى دارد؟
الف: طفل شيرخوار
ب: طفلى که هم شير مى‏خورد و هم غذا
ج: انسان بالغ‏
ج: در همه موارد پاک است.
س 298: ملاقى شبهه محصوره چه حکمى دارد؟
ج: اگر با بعضى از اطراف تماس پيدا کند، حکم متنجس را ندارد.
س 299: شخصى که دين او مشخص نيست و از کشور ديگرى براى کار وارد کشور اسلامى شده و مغازه اغذيه فروشى داير کرده و کار او فروش مواد خوراکى است، هنگام فروش، ماده غذايى با بدن او که رطوبت مسريه دارد تماس پيدا مى‏کند، آيا بايد از او درباره دينش سؤال کرد يا اين که اصل پاک بودن اشياء جارى مى‏شود؟
ج: سؤال از دين او واجب نيست و اصلِ طهارتِ اشياء نسبت به وى و چيزى که با وجود رطوبت با بدن او در تماس است، جارى مى‏شود.
س 300: اگر يکى از اعضاى خانواده يا شخصى که به منزل انسان رفت و آمد دارد به طهارت و نجاست اهميت ندهد و باعث نجس شدن گسترده خانه و اثاثيه آن شود به‌طورى که شستن و آب کشيدن آنها ممکن نباشد، تکليف اهل منزل دراين باره چيست؟ و با اين فرض چگونه ممکن است که انسان پاک بماند، به‌خصوص در نماز که پاکى شرط صحّت‏ آن است؟ حکم شرعى در اين مورد چيست؟
ج: تطهير تمام خانه لازم نيست و براى صحّت‏ نماز، پاک بودن لباس نمازگزار و محل گذاشتن پيشانى کافى است. نجاست خانه و اثاثيه آن موجب اثبات تکليف بيشترى بر انسان غير از لزوم رعايت طهارت در نماز و خوردن و آشاميدن، نمى‏شود.
دو شنبه ۱۴ شهر ۱۳۹۰ ۱۲:۳۲ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.