به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

مناسک حج - شرایط حاجی - نیابت حج و...

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #1
مناسک حج - شرایط حاجی - نیابت حج و...
پيشگفتار

«وَأَذّنْ فِي النّاسِ بِالْحَجّ يَأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلى‏ كُلّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلّ فَجّ‏ٍ عَمِيقٍ‏»
(1)


حجّ لبّيك به دعوت و نداى ابراهيم(ع) است كه پس از بناء بيت اللّه الحرام، به فرمان پروردگار سبحان، هر سوار و پياده‏اى را از هر گوشه‏ى عالم به اداى مناسك حج و زيارت كعبه فرا خواند.
طبق روايات، حجّ فريضه‏اى الهى و ركنى از اركان دينى است، تا كعبه پابرجاست، دين هم استمرار دارد: «لا يزال الدين قائماً ما قامت الكعبة»(2) وآن هنگام كه مردم به حج بى‏اعتنايى كنند، عذاب الهى بر آنان فرود مى‏آيد؛ «لوترك الناس الحجّ، لنزل عليهم العذاب»(3).
«حج» فريضه‏اى ويژه و منحصر به فرد و جامع معارف الهى و دربرگيرنده تمامى عبادات است. حج همچون زكات و خمس، عبادتى مالى، همچون نماز عبادتى بدنى و قولى، همچون جهاد عبادتى عملى و وجودى و همچون روزه عبادتى عدمى و امساكى است.
از جنبه‏ى فردى، حجّ نشانه‏ى عبوديّت محض و خضوع و خشوع خالص در پيشگاه حضرت حقّ است و از اين رو برآورنده‏ى مهمترين آرزوى بشر، يعنى فلاح و رستگارى اوست،(4) با اداى حج، گناهان بخشيده مى‏شود و پاداشى جز بهشت براى آن نيست، زائران بيت اللّه الحرام، ضيوف خداى رحمان و دعايشان مستجاب است.
از جنبه اجتماعى حجّ در ميان همه‏ى فرائض اسلامى بى‏همتاست، مظهرى از قدرت و عزّت و اتّحاد امّت اسلامى است. هيچ فريضه‏اى بدين‏سان به آحاد مسلمين درباره‏ى مسائل امّت اسلامى و جهان درس و عبرت نمى‏آموزد.
حجّ و زيارت كعبه‏ى مكرّمه، عبادت است و تحقق اهداف و آثار مورد انتظار از آن، در گرو آن است كه اين مناسك روحانى دقيقاً بر طبق دستور شرع انجام شود. گستردگى و پيچيدگى احكام فقهى حج با هيچ عبادت ديگرى قابل مقايسه نيست.
هنگامى كه زراره به امام صادق(عليه السلام)، عرض كرد: چهل سال است، درباره‏ى حجّ مى‏پرسم و شما پاسخ مى‏دهيد، حضرت فرمود: «يا زرارة، بيت حجّ اليه قبل آدم بألفي عام تريد أن تفني مسائله في أربعين عاماً؛ بيتى كه دو هزار سال پيش از آدم محلّ اداى مناسك حج بوده است، انتظار دارى مسائل آن در مدت چهل سال به انجام رسد.»(5)
اهميّت و حساسيّت فوق، وظيفه‏ى شرعى زائران خانه‏ى خدا را نشان مى‏دهد كه به‌طور دقيق مناسك را فرا گرفته و با آگاهى، به تكليف خود، بر طبق فتواى مرجع تقليدشان عمل كنند.
* * *
براى اين منظور، مناسك حج آيةاللّه العظمى حضرت امام خمينى (رضوان‏اللّه تعالى عليه) كه مشتمل بر حدود يك هزار و چهارصد مسأله و استفتا است، يكى از كاملترين و مناسب‏ترين مناسكى است كه مراجع عظام تقليد، از جمله مقام معظم رهبرى (دامت بركاته الوافرة) فتاواى خود را در حاشيه‏ى آن درج كرده و در اختيار عموم قرار داده‏اند.
از اين رو با توجه به نياز شرعى بسيارى از زائران بيت اللّه‏الحرام كه با اذن حضرت آيةاللّه خامنه‏اى(أعلى اللّه كلمته)، بر تقليد حضرت امام(قدّس سرّه) باقى مانده‏اند و يا اكنون از معظم‏له تقليد مى‏كنند و درخواست آنان، تصميم گرفته شد به اين درخواست و نياز پاسخ داده شده و مناسك حج امام خمينى(ره) به ضميمه‏ى حواشى مقام معظم رهبرى (دام ظله) با آخرين اصلاحات و تغييرات (كه با نظارت بخش استفتائات دفتر انجام شده)، در اختيار مقلّدان معظم‏له قرار گيرد.




ومن الله التوفيق

بهار 1387


1. سوره حج، آيه 27
2و3. وسائل الشيعه، ج‏11، ص21
4. ‏عن الباقر عليه السلام قال: «حجّ فلان اي افلح فلان» (معانى الأخبار/170).
5. وسائل الشيعه، ج‏11، ص12
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۱۹ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #2
RE: مناسک حج - شرایط حاجی - نیابت حج و...
[size=xxx-large]مناسك حج[/size]


مطابق با فتاواى
حضرت آية اللّه العظمى امام خمينى (قدّس سّره)
و رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله العظمى خامنه‌اى دام ظله الوارف
مقدمه‏
بدان كه بر هر مكلف كه جامع شرايط باشد، وجوبِ حج به دليل قرآن و احاديث وارده از نبى اكرم(صلى‌الله عليه وآله وسلّم) و ائمه معصومين(عليهم‌السلام) ثابت است. حج يكى از اركان دين است و از ضروريات آن به‏شمار مى‏رود. ترك حج، با اقرار به وجوب، يكى از گناهان كبيره و با انكار، موجب كفر است.(
1
) خداوند متعال در قرآن مجيد فرمود: {وَللّهِ‏ِ عَلَى النّاسِ حِجّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ اِلَيْهِ سَبيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَاِنّ اللّهَ غَنِىّ عَنِ الْعالَمينَ‏}.
شيخ كلينى؛ به طريق معتبر از حضرت صادق(عليه‌السلام) روايت نموده كه: هر كس از دنيا برود و حَجّةالاسلام به‏جا نياورد، بدون اينكه او را حاجتى ضرورى باشد يا آن‌كه به جهت بيمار شدن از آن باز ماند يا آن‌كه پادشاهى از رفتن آن جلوگيرى نمايد، چنين كسى در حال مردن، به يهوديت يا نصرانيت از دنيا خواهد رفت.
اين آيه و اين روايت، در اهميت حج و وجوب آن كافى است و روايات بسيارى در اين دو قسمت وارد شده كه اين مختصر، گنجايش ذكر آنها را ندارد و چون كه مستحبات حج بيش از آن است كه در اين رساله بيان شود، لذا به بيان مقدارى از آنها اكتفا كرده و بقيه را به كتب مفصله وا مى‌گذاريم كه به‌جا آوردن آنها به اميد ثواب اشكالى ندارد.
و نظر به اين‏كه اين مناسك براى فارسى زبانان مى‏باشد و تكليف آنها عمره و حج تمتّع است، اكتفا به بيان احكام آن‌ها شد و قبل از شروع در مناسك، كه مشتمل است بر دو باب و چند فصل و مسائلى چند، بعض مسائل و شرايط وجوب حَجّة‌الاسلام و بعض مسائل نيابت و وصيت به حج و چند مسأله ديگر بيان مى‏شود:
[1] م ـ حَجّةالاسلام كه حج واجب بر شخص مستطيع است، بيش از يك مرتبه در تمام عمر واجب نيست.
[2] م ـ وجوب حج، بر شخص مستطيع فورى است؛ يعنى واجب است در سال اول استطاعت به‏جا آورد و تأخير آن جايز نيست(
2
) و در صورت تأخير، واجب است در سال بعد انجام دهد و همچنين....
[3] م ـ اگر درك حج، بعد از حصول استطاعت، متوقف بر مقدماتى مثل سفر و تهيه اسباب آن باشد، تحصيل آن واجب است؛ به طورى كه در همان سال به حج برسد و در صورتى كه شخص كوتاهى كند و به حج در آن سال نرسد، حج بر او مستقر مى‏شود كه بايد در هر صورت بعداً به حج برود، هرچند استطاعت از بين برود.

1. اگر انکار هر يک از ضروريات دين به انکار رسالت يا تکذيب پيامبر اکرم (صلى الله عليه وآله) يا وارد کردن نقصى به شريعت منجر شود، باعث کفر و ارتداد است (اجوبة الاستفتائات، س336)
2. و به تأخير انداختن آن بدون عذر جايز نيست و اگر به تأخير اندازد معصيت کرده است و حج بر ذمه او باقى است. (مناسک حج، م2)
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۱۹ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #3
RE: مناسک حج - شرایط حاجی - نیابت حج و...
شرايط وجوب حَجّةالاسلام‏
با چند شرط، حج واجب مى‏شود و بدون وجود تمامىِ آنها حج واجب نيست:
اوّل و دوّم ـ بلوغ و عقل. پس بر كودك و ديوانه، حج واجب نيست.
[4] م ـ اگر غير بالغ حج به‌جا آورد صحيح است، هرچند از حَجّةالاسلام كفايت نمى‏كند.
[5] م ـ اگر كودك مميّز براى حج مُحرم شود و در وقت دركِ مشعرالحرام بالغ باشد كفايت از حَجّةالاسلام مى‏كند، و همچنين اگر مجنون قبل از درك مشعر عاقل‏شود.
[6] م ـ كسى كه گمان مى‏كرد بالغ نشده و قصد حج استحبابى كرد و بعد معلوم شد بالغ بوده، حج او كفايت از حَجّةالاسلام نمى‏كند مگر در صورتى كه قصد وظيفه فعليه را نموده و آن را بر حج نَدبى اشتباهاً تطبيق كرده باشد.
[7] م ـ از براى بچه مميز، مستحب است حج رفتن و صحيح است حج او اگر چه ولىّ او اذن ندهد، لكن بعد از بالغ شدن، اگر استطاعت داشت بايد حج برود و حج زمان كودكى كافى نيست.
[8] م ـ مستحب است ولىّ طفلِ غير مميّز مُحرم كند او را و لباس احرام به او بپوشاند، و نيت كند كه اين طفل را مُحرم مى‏كنم براى حج، يا اين طفل را مُعْتَمِرْ مى‏كنم به عمره تمتّع، و اگر مى‏شود تلبيه را تلقين كند به او، و الّا خودش به عوض او بگويد.
[9] م ـ بعيد نيست كه ولىّ در اين امر كسى باشد كه كفيل بچه و نگهدار او است، اگر چه ولىّ شرعى نباشد.
[10] م ـ بعد از آن‌كه طفل مُحرم شد يا او را مُحرم كردند بايد ولىّ او را از محرّمات احرام باز دارد، و اگر مميّز نيست خود ولىّ حفظ كند او را از محرّمات.
[11] م ـ بعد از اينكه طفل مُحرم شد، اگر محرّمات احرام را به‏جا آورد، يا ولىّ او را از آن‌ها باز نداشت كفّاره بر ولىّ طفل است نه بر مال طفل بنابر اقوى در صيد و بنا بر احتياط واجب در غير آن نيز.(

3
)


[12] م ـ گوسفند قربانى براى حج، بر عهده ولىّ طفل است.
[13] م ـ تمام اعمال حج و عمره را بايد ولىّ، طفل را وادار كند كه به‏جا آورد و اگر نمى‏تواند، ولىّ او به نيابت طفل به‌جا آورد.
[14] م ـ اگر طفل نابالغ قبل از اين‏كه در ميقات محرم شود بالغ شد، حجّ او حَجّةالاسلام است، اگر از همان‌جا كه مُحرم مى‏شود مستطيع باشد.
سوّم: حريّت.
چهارم: استطاعت از جهت مال و صحّت بدن و توانايى و باز بودن راه و آزادى آن و وسعت وقت و كفايت آن.(

4
)


[15] م ـ استطاعت از جهت مال؛ يعنى داشتن زاد و راحله كه توشه راه و مَركب سوارى است، و چنانچه عين آنها را ندارد كافى است چيزى مثل پول يا متاع ديگر داشته باشد كه ممكن است آن را صرف در تهيه آنها نمايد، و شرط است كه مخارج برگشتن را نيز داشته باشد.(
5
) و امور ديگرى در استطاعت معتبر است كه در مسائل آينده بيان مى‏شود.
[16] م ـ شرط است در وجوب حج، علاوه بر مصارف رفتن و برگشتن، اين‏كه ضروريات زندگى و آنچه را در معيشت به آن نياز دارد داشته باشد، مثل خانه مسكونى و اثاث خانه و وسيله سوارى و غير آن، در حدّى كه مناسب با شأن او باشد،(
6
) و چنانچه عين آن‏ها را ندارد، پول يا چيزى كه بتواند آنها را تهيه كند، داشته باشد.
[17] م ـ اگر ضروريات زندگى يا پول آنها را در حج صرف كند از حَجّةالاسلام كفايت نمى‏كند.
[18] م ـ كسى كه نياز به ازدواج دارد(
7
) و براى آن پول لازم دارد، در صورتى مستطيع مى‏شود كه علاوه بر مخارج حج، مصارف ازدواج را هم داشته باشد.
[19] م ـ كسى كه از ديگرى طلب دارد و بقيه شرايط استطاعت را نيز دارا است، اگر وقت طلب او رسيده يا حالّ است و مى‏تواند بدون واقع شدن در حَرَج و مشقت، آن را بگيرد واجب است مطالبه كند و بگيرد و به حج برود، مگر مديون نتواند بپردازد كه در اين صورت مطالبه جايز نيست و استطاعت حاصل نمى‏شود و همچنين اگر وقت طلب او نرسيده و مديون بخواهد بپردازد لازم است طلبكار آن را بگيرد و مستطيع مى‏شود، ولى اگر مديون نمى‏خواهد بپردازد مطالبه واجب نيست، هرچند با مطالبه حاضر به پرداخت شود.
[20] م ـ اگر غير مستطيع، مصارف حج را قرض كند، مستطيع نمى‏شود، هر چند بتواند بعداً به سهولت قرض را ادا كند(
8
) و اگر با آن حج به‏جا آورد از حَجّةالاسلام كفايت نمى‏كند.
[21] م ـ كسى كه مخارج حج را دارد و بدهى نيز دارد، چنانچه بدهى او مدت دار باشد و مطمئن است كه در وقت اداى بدهى، تمكّن از اداى آن را دارد، واجب است به حج برود، و همچنين در صورتى كه وقت اداى بدهى رسيده، لكن طلبكار راضى به تأخير ادا باشد و بدهكار مطمئن است كه در وقت مطالبه مى‏تواند بدهى را ادا نمايد و در غير اين دو صورت حج واجب نيست.
[22] م ـ كسى كه خمس يا زكات بدهكار است در صورتى مستطيع مى‏شود كه علاوه بر آن‏ها مخارج حج را داشته باشد.
[23] م ـ كسى كه از جهت مالى مستطيع است و از جهت صحت بدن يا باز بودن راه مستطيع نيست مى‏تواند در مال تصرّف كند و خود را از استطاعت مالى هم خارج كند(
9
) ولى اگر از آن جهات هم استطاعت دارد و فقط وسايل رفتن را تهيه نكرده يا وقت حج نرسيده، نمى‏تواند خود را از استطاعت خارج كند و اگر كرد، حج بر او مستقر مى‏شود و بايد به هر نحو است به حج برود.
[24] م ـ اگر در سالى كه استطاعت مالى دارد از جهت صحت بدن يا باز بودن راه استطاعت ندارد و در سال‏هاى ديگر از آن جهات استطاعت پيدا مى‏كند، مى‏تواند در مال تصرف كند و خود را از استطاعت خارج نمايد.
(
10
)


[25] م ـ كسى كه استطاعت حج دارد بايد خرج‏هاى مقدماتى را؛ از قبيل خرج تذكره و ويزا و وديعه و آنچه مربوط به حج است بدهد، و اين خرج‏ها موجب سقوط حج نمى‏شود، ولى اگر استطاعت اين نحو مخارج را نداشته باشد مستطيع نيست.
[26] م ـ اگر اجرت ماشين يا هواپيما زياد باشد يا زيادتر از حد معمولى باشد و همين‏طور قيمت اجناس در سال استطاعت زياد باشد يا زيادتر از حد متعارف باشد بايد حج برود، و جايز نيست تأخير از سال استطاعت مگر آن‌كه به قدرى زياد باشد كه موجب حرج و مشقت در زندگانى شود.
(
11
)


[27] م ـ شخص مستطيع اگر پول ندارد لكن ملك دارد بايد بفروشد و به حج برود اگر چه به‌واسطه مشترى نداشتن، به كمتر از قيمت معمولى بفروشد مگر آن‌كه فروش به اين نحو موجب حرج و مشقت براى او شود.
(
12
)


[28] م ـ كسانى كه كتب زياد دارند و محل احتياج آنها نيست و اگر زايد را بفروشند به قدر مؤونه حج مى‏شود و ساير شرايط را نيز دارا باشند واجب است به حج بروند، بلكه اگر از كتب موقوفه رفع احتياج مى‏شود و كتاب ملكى به قدر حج هست واجب است حج بروند به‏شرط آن‌كه كتاب‏هاى موقوفه در معرض زوال نباشد.
[29] م ـ اگر شك كند كه مالى كه دارد به اندازه استطاعت هست يا نه، احتياط واجب آن است كه تحقيق كند،(
13
) وفرقى نيست در وجوب تحقيق، ميان آن‌كه مقدار مال خود يا مقدار مخارج حج را نداند.
□ [30] م ـ اگر نذر كند كه در روز عرفه كربلاى معلّى يا يكى از مشاهد ديگر را زيارت كند، نذرش صحيح است، لكن اگر مستطيع بوده يا در اين سال مستطيع شد بايد حج برود، و نذر مانع ازحج نمى‏شود، و اگر نرفت حج بر او مستقر مى‏شود، و بايد به نذر عمل‏كند، و اگر حج رفت تخلف نذر موجب كفاره نمى‏شود، ولى اگر حج نرفت و به نذر هم عمل نكرد كفاره نذر را بايد بدهد.
[31] م ـ اگر رفتن حج موجب ترك واجب يا فعل حرامى مى‏شود بايد ملاحظه اهميت حج يا حرام و واجب را كرد، اگر حج اهميتش بيشتر است بايد برود و الّا نبايد برود لكن اگر رفت و حرامى به‏جا آورد يا واجبى را ترك كرد معصيت‏كار است ولى حج او صحيح است.
[32] م ـ اگر با اعتقاد به اين‏كه مستطيع نيست، قصد حج استحبابى كند و بعد معلوم شود كه مستطيع بوده كفايت از حَجّةالاسلام نمى‏كند مگر در صورتى كه قصد وظيفه فعليه نموده باشد و اشتباهاً آن را بر حج استحبابى تطبيق كرده باشد.
[33]م ـ اگر شخص زاد و راحله ندارد ولى به او گفته شد كه حج به‌جا آور و نفقه تو و عائله‏ات بر عهده من، با اطمينان به وفا و عدم رجوع باذِل، حج واجب مى‏شود و اين حج را بذلى مى‏گويند و در آن رجوع به كفايت كه از شرايط وجوب است شرط نيست، بلى اگر قبول بذل و رفتن به حج موجب اخلال در امور زندگى او شود واجب نيست.
[34] م ـ اگر مالى كه براى حج كفايت مى‏كند را به او ببخشند براى اينكه حج به‏جا آورد، بايد قبول كند و حج به‏جا آورد و همچنين اگر واهب بگويد مخيّرى بين اينكه حج به‌جا آورى يا نه. ولى اگر اسم حج را نياورد و فقط مال را به او ببخشد قبول واجب نيست.
(
14
)


□ [35] م ـ باذل مى‏تواند از بذلش برگردد، ولى اگر در بين راه باشد بايد نفقه برگشتن او را بدهد، و اگر بعد از احرام رجوع كند بايد نفقه اتمام حج را نيز بپردازد.
□ [36] م ـ پول قربانى در حجّ بذلى بر عهده باذل است ولى كفارات بر عهده او نيست و اگر پول قربانى را بذل نكند حج واجب نمى‏شود مگر در صورت وجود شرايط ديگر استطاعت.
[37] م ـ كسى كه در راه حج براى خدمت اجير شود، به اجرتى كه با آن مستطيع مى‏شود، حج بر او واجب مى‏شود هرچند اجاره بر او واجب نبوده است ولى بعد از آن مستطيع مى‏شود و بايد حج به‌جا آورد.
(
15
)


[38] م ـ كسى كه براى نيابت از ديگرى اجير شد و با اجرت آن مستطيع گشت در صورتى كه استيجار براى سال اول باشد بايد حج نيابى را مقدم بدارد و چنانچه استطاعت او تا سال بعد باقى بماند براى خودش در سال بعد حج به‏جا آورد.
[39] م ـ شرط است در استطاعت كه مخارج عائله‏اش را تا برگشت از حج داشته باشد هرچند عائله واجب‌النفقه او نباشند.
[40] م ـ شرط است در استطاعت، رجوع به كفايت؛ يعنى بعد از برگشت از حج، تجارت يا زراعت يا صنعت يا منفعت ملك، مثل باغ و دكان داشته باشد به‏طورى كه براى زندگانى به شدت و حرج نيفتد و اگر قدرت بر كسب لايق به حالش هم داشته باشد كافى است و اگر بعد از مراجعت، نياز به مثل زكات و خمس و ساير وجوه شرعيه داشته باشد كفايت نمى‏كند، بنا بر اين بر طلاب و اهل علمى كه در بازگشت از حج نياز به شهريه حوزه‏هاى علميه دارند، حج واجب نيست.(

16
)


[41] م ـ شرط است در وجوب حج، استطاعت بدنى و استطاعت از جهت باز بودن راه و استطاعت زمانى، پس بر مريضى كه قدرت رفتن به حج [را] ندارد يا بر او حرج و مشقت زياد دارد، واجب نيست و بر كسى كه راه براى او باز نيست يا وقت تنگ است؛ به‏طورى كه نمى‏تواند به حج برسد نيز واجب نيست.
[42] م ـ اگر با وجود شرايط استطاعت، حج را ترك كرد، حج بر او مستقر مى‏شود و بايد بعداً به هر نحو كه مى‏تواند به حج برود.
[43] م ـ مستطيع بايد خودش به حج برود و حجّ ديگرى از طرف او كفايت نمى‏كند، مگر در مورد مريض يا پير، به شرحى كه بعداً بيان مى‏شود.
[44] م ـ كسى كه خودش مستطيع است نمى‏تواند از طرف ديگرى براى حج نايب شود يا حج استحبابى به‏جا آورد، و اگر حج نيابى(
17
) يا استحبابى به‏جا آورد باطل است.
[45] م ـ كسى كه حج بر او مستقر شد و به‏جا نياورد تا فوت شد، بايد از تركه او برايش حج بدهند و حج ميقاتى كفايت مى‏كند و تا حج او را ندهند، ورثه نمى‏توانند در تركه تصرف نمايند(
18
) و لازم است در همان سالِ فوت، حج را ادا نمايند و تأخير از آن جايز نيست، و چنانچه در آن سال استيجار ممكن نباشد مگر از بلد، لازم است از بلد اجير بگيرند و از اصل تركه خارج مى‏شود،(
19
) و همچنين اگر در آن سال از ميقات نتوانند اجير بگيرند مگر به زيادتر از اُجرت متعارف، لازم است اجير بگيرند و تأخير نيندازند، و اگر وصى يا وارث اهمال كنند و تأخير بيندازند و تركه از بين برود ضامنند، بلى اگر ميت تركه نداشته باشد، بر وارث، حج او واجب نمى‏شود.

3. اگر غيربالغ يكى از مُحرّمات احرام را مرتكب شود، چنانچه آن عمل حرام، شكار باشد، كفاره‌ى آن بر عهده‌ى ولى اوست، اما در مورد كفارات ديگر، ظاهر آن است كه پرداخت آن واجب نيست نه بر ولى و نه از مال خود غير بالغ. (مناسک حج، م5)
4. استطاعت؛ كه مشتمل بر چند امر است:
الف ـ استطاعت مالى
ب ـ استطاعت بدنى و جسمى
ج ـ استطاعت طريقى (ايمن بودن راه‌ها)
د ـ استطاعت زمانى (مناسک حج،‌ ص13، شرط سوم)
5. (وجوب حج) مشروط بر آن است كه هزينه‌ى بازگشت به وطن خود يا محل ديگرى كه مى‌خواهد به آن‌جا برود را در اختيار داشته باشد. (مناسک حج، م10)
6. شئون عرفى اشخاص با هم متفاوت است. كسى كه داشتن مسكن شخصى از ضروريات زندگى او مي‌باشد و يا عرفاً مناسب با شأن او است، و يا سكونت در منزل استيجارى يا عاريه‌اى و يا وقفى براى او حرج و مشقت دارد و يا موجب وهن او مي‌شود، براى تحقق استطاعت او، داشتن خانه ملكى شرط است. (مناسک حج، م21)
7. و ترك ازدواج موجب مشقّت يا حرج او شود و بتواند ازدواج کند. (مناسک حج، م15)
8. کسى که هزينه‌ى رفتن به حج را در اختيار ندارد، اما مى‌تواند قرض بگيرد و سپس به سادگى قرض خود را ادا کند، واجب نيست که خود را با قرض گرفتن مستطيع کند، اما اگر بگيرد، حج بر او واجب مى‌شود. (مناسک حج، م13)
9. به حاشيه مسأله بعد مراجعه شود.
10. كسى كه مستطيع شده، نمى‌تواند بعد از رسيدن زمانى كه بايد مال را براى رفتن به حج، صرف كند، خود را از استطاعت خارج نمايد. بلكه احتياط واجب آن است كه قبل از آن زمان نيز خود را از استطاعت خارج نكند. (مناسک حج، م32)
11. ولى اگر توانايى پرداخت مازاد را ندارد يا پرداخت آن اجحاف بر او باشد واجب نيست آن را بپردازد و مستطيع نيست. (مناسک حج، م16)
12. حکم مسأله قبل را دارد. (مناسک حج م16)
13. ملاك استطاعت براى حجّ، توانايى انجام آن به نحو متعارف بين مردم است و اگر كسى اعتقاد دارد كه به اين نحو استطاعت ندارد لكن احتمال مى‌دهد كه اگر تحقيق و تلاش كند بتواند راهى بيابد كه با وضع مالى فعلى‌اش مستطيع از انجام حج شود، واجب نيست تحقيق نمايد. ولى اگر شك در استطاعت داشته باشد و بخواهد بداند كه آيا مستطيع شده يا خير، ظاهراً واجب است وضعيت مالى خود را بررسى كند. (مناسک حج، م17)
14. لكن اگر قبول كرد، حج بر او واجب مى‌شود. (مناسک حج، م29)
15. به شرط آنکه انجام مناسک حج مزاحم با خدماتى که براى آن اجير شده نباشد. (مناسک حج، م35)
16. و طلاب علوم دينى اگر بعد از مراجعت از حج زندگى آنها با شهريه حوزه‌هاى علوم دينى اداره يا تكميل مى‌شود، كافى است. (مناسک حج، م 27)
17. اما اگر نايب از واجب بودن حج بر خود بى‌خبر باشد، بعيد نيست که حج نيابى او صحيح باشد. (مناسک حج،‌ ص28، شرائط نايب، 5)
18. در خصوص اختيار ورثه نسبت به تصرّف در تركه و عدم آن، نظر معظّم له يافت نشد.
19. مگر آن‌كه وصيت كرده باشد كه مخارج حجّ از ثلث پرداخت شود، و در اين صورت عمل به آن، بر وصاياى مستحب اولويت دارد و اگر ثلث مالش براى انجام آن كافى نباشد، كمبود آن از اصل مال برداشت مى‌شود. (مناسک حج، م43)
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۱۹ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #4
RE: مناسک حج - شرایط حاجی - نیابت حج و...
مسائل متفرقه استطاعت‏
[46] م ـ اگر زنى شوهرش از دنيا برود و در حيات شوهرش استطاعت مالى نداشته باشد و بعد از مردن او، از ارث شوهر، استطاعت مالى پيدا كند ولى از جهت مرض نتواند به حج برود، در صورتى كه مرض او به‏نحوى است كه قدرت بر رفتن به حج ندارد، مستطيع نشده و حج بر او واجب نيست و همچنين اگر بعد از مردنِ شوهر، شغل يا زراعت يا صنعتى كه بتواند بعد از برگشتن از حج، زندگى خود را اداره كند نداشته باشد، مستطيع نمى‏شود، هرچند ارثى كه برده، براى رفتن به حج و برگشتن كافى باشد.
[47] م ـ زنى كه مهريه‏اش وافى براى مخارج حج هست و آن را از شوهر خود طلبكار است، اگر شوهرش‏ تمكّن از اداى ‏آن را ندارد، زن حق مطالبه ندارد و مستطيع نيست و اگر تمكّن دارد و مطالبه آن ‏براى ‏زن مفسده‏اى ندارد، با فرض اين كه شوهر نفقه و مخارج زندگى زن را مى‏دهد، لازم است زن مهريه را مطالبه كند و به حج برود و چنانچه براى او مفسده دارد؛ مثل اين‏كه ممكن است مطالبه، به نزاع و طلاق منجر شود كه براى زن مفسده دارد، مستطيع نشده است.
[48] م ـ با وجوه شرعيه؛ مثل سهم امام و سهم سادات، شخص مستطيع نمى‏شود(
20
) و اگر به مكّه برود، كفايت از حَجّةالاسلام نمى‏كند.
[49] م ـ اگر كسى منزل گران قيمتى دارد و در صورتى كه آن را بفروشد و منزل ارزانتر بخرد و با تفاوت قيمت آن بتواند به حج برود، چنانچه منزلى كه دارد زايد بر شؤون او نباشد لازم نيست آن را بفروشد و با اين فرض مستطيع نيست و اگر زايد بر شؤون او باشد،(
21
) با وجود ساير شرايط، مستطيع است.
[50] م ـ كسى كه از راه كسب يا غير كسب مخارج رفتن و برگشتن حج را دارد و بعد از برگشتن از حج، مقدارى از مؤونه زندگى خود را از درآمد كسب؛ مثل منبر و بقيه را از شهريه‏اى كه از وجوه شرعيه است تأمين مى‏كند، اگر در راه اداره زندگىِ بعد از مراجعت از حج، نياز به شهريه داشته باشد مستطيع نيست.
(
22
)


[51] م ـ اگر كسى زمين يا چيز ديگرى را بفروشد كه منزل مسكونى تهيه كند، در صورت نياز به منزل مسكونى مستطيع نمى‏شود هرچند(
23
) پولى كه به‏دست آورده، براى مخارج حج كافى باشد.
[52] م ـ اگر شخصى از سال‏هاى قبل مستطيع بوده و فعلاً مسافرت با هواپيما، به جهت كسالت، براى او مقدور نباشد و غير از هواپيما وسيله ديگرى براى او فراهم نباشد، نمى‏تواند نايب بگيرد(
24
) و بايد در وقت تمكّن به حج برود و اگر متمكّن نشد تا فوت شد، بايد از تركه‏اش براى او حج بدهند واگر از سال‏هاى قبل استطاعت نداشته، در فرض مزبور مستطيع نشده است.
[53] م ـ هر گاه زنى با كسب مى‏تواند مخارج خويش را متكفل شود و مخارج حجش را نيز دارد و در صورت رفتن او به حج، شوهرش براى مخارج به زحمت مى‏افتد، اگر به زحمت افتادن شوهر، موجب حرج براى زن نباشد مستطيع است و بايد به حج برود و به زحمت افتادن شوهر مانع استطاعت زن نمى‏شود.
[54] م ـ كسى كه در محل خودش مستطيع نيست، واجب نيست به حج برود، هرچند استطاعت حج ميقاتى را داشته باشد، ولى اگر رفت و وقتى به ميقات رسيد استطاعت حج از آن‌جا را با همه شرايط ديگر داشت مستطيع مى‏شود و كفايت از حَجّةالاسلام مى‏كند.
[55] م ـ كسى كه بعد از استطاعت مالى بدون تأخير، سعى در رفتن به حج داشته و در قرعه‏كشى شركت نموده و از جهت اينكه قرعه به نامش اصابت نكرده نتوانسته به حج برود مستطيع نشده و حج بر او واجب نيست25 ولى اگر مسامحه كرد و تأخير نمود و در سال‏هاى بعد در قرعه‏كشى شركت كرد، حج بر او مستقر شده است هرچند قرعه به نام او اصابت نكند.
[56] م ـ كسى كه براى حج نيابتى اجير شده و بعد در همان سال استطاعت مالى پيدا كرده؛(
26
) چنانچه براى حج در آن سال اجير شده باشد، بايد حج نيابتى را به‌جا آورد و اگر استطاعت او باقى ماند، حج خودش را در سال بعد انجام دهد.
[57] م ـ در حصول استطاعت فرقى نيست بين اينكه در شهر حج يعنى شوال و ذيقعده و ذى‏حجه مال پيدا كند يا قبل از آن، بنا بر اين اگر استطاعت مالى پيدا شود و استطاعت بدنى و ساير شرايط موجود باشد نمى‏تواند خود را از استطاعت خارج كند، حتى در اوائل سال و قبل از ماه‏هاى حج.(
27)

[58] م ـ خدمه كاروان‏ها كه وارد جده مى‏شوند، اگر ساير شرايط استطاعت را دارند؛ از قبيل داشتن وسايل زندگى بالفعل يا بالقوه و رجوع به كفايت، مثلاً كار و صنعت و غير آن، كه با آن‏ها مى‏توانند پس از مراجعت ادامه زندگى مناسب خود را بدهند، مستطيع هستند و بايد حَجّةالاسلام به‏جا آورند و كفايت از حج واجب آنان مى‏كند و چنانچه ساير شرايط را ندارند به مجرد امكان حج، براى آنان استطاعت حاصل نشده است و حج آنان استحبابى است و چنانچه بعداً استطاعت پيدا كردند، بايد حج واجب را به‏جا آورند و حكم روحانى كاروان نيز همين است ليكن اگر بعد از مراجعت از مكّه نياز به شهريه حوزه دارند مستطيع نمى‏شوند.(

28
)


[59] م ـ پزشكان يا كسان ديگرى كه با مأموريت به ميقات آمده‏اند و در ميقات جامع شرايط استطاعت هستند، واجب است(
29
) حَجّةالاسلام به‏جا آورند هرچند كه لازم است مأموريت خود را نيز انجام دهند.

20. به حاشيه مسأله 40 مراجعه شود.
21. كسى كه ضروريات زندگى از قبيل مسكن، لوازم خانه، وسيله نقليه و ابزار كار و مانند آن را بيشتر از شأن خود دارد، اگر مى‌تواند با فروش آنها و خريد مايحتاج زندگى‌اش، مقدار زائد را صرف مخارج حج كند و اين كار موجب حرج و وهن و منقصت او نمى شود، و مقدار مازاد به اندازه مخارج حجّ و يا مكمّل آن است، بايد اين كار را انجام دهد و مستطيع است. (مناسک حج، م24)
22. رجوع شود به حاشيه مسأله 40.
23. در صورتى كه منزل شخصى جزء نيازهاى ضرورى او باشد و يا مالكيت آن با موقعيت عرفى او مناسب است، با گرفتن پول زمين مستطيع نمى شود هر چند به مقدار مخارج حج و يا مكمّل آن باشد. (مناسک حج،‌ م25)
24. كسى كه حج بر او مستقر شده، اگر بر اثر پيرى يا بيمارى قدرت رفتن به حج را ندارد و يا براى او حرج و مشقّت دارد و اميدى به بهبودى و قدرت پيدا كردن بر انجام حج بدون مشقّت را ـ هر چند در سال هاى آينده ـ نداشته باشد، واجب است نايب بگيرد. ولى كسى كه حج بر او مستقر نشده، واجب نيست نايب بگيرد. (مناسک حج، م40)
25. ولى اگر رفتن به حج در سالهاى بعد از آن منوط به نام نويسى و پرداخت مبلغى در اين سال باشد، بنا بر احتياط واجب بايد نسبت به اين کار اقدام کند. (مناسک حج، م39)
26. كسى كه استطاعت مالى ندارد، اگر براى نيابت از ديگرى اجير شود و سپس بعد از عقد اجاره به واسطه‌ى مالى غير از مال‌الاجاره مستطيع شود، بايد در آن سال حجّ را براى خود انجام دهد و اگر عقد اجاره او براى همين سال بوده، اجاره باطل است، و در غير اين صورت، بايد حج استيجارى را در سال بعد به‌جا ‌آورد. (مناسک حج، م36)
.27 به حاشيه مسأله 55 مراجعه شود.
28. به حاشيه مسأله 40 رجوع شود.
29. به شرط آن‌که انجام مناسک حج مزاحم با خدماتى که براى آن اجير شده‌‌اند نباشد. (مناسک حج، م35)
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۲۰ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #5
RE: مناسک حج - شرایط حاجی - نیابت حج و...
استفتائات استطاعت‏
[60] س ـ كسى در مدينه مريض شده (سكته كرده) و فعلاً در بيمارستان است و دكترها گفته‏اند كه بايد تا دو هفته استراحت كند، آيا بعد از مدت استراحت در صورتى كه حمل او براى انجام ‏دادن اعمال مشكل باشد، اگر او را به مكّه ببرند وظيفه اين شخص چيست؟
ج ـ اگر سال اول استطاعت او است و قدرت اعمال، حتى به نحو اضطرارى را ندارد، از استطاعت افتاده و حج بر او واجب نيست ولى براى دخول مكّه بايد مُحرم شود و با انجام اعمال عمره مفرده ولو اضطرارى آن، از احرام خارج مى‏شود، و چنانچه سال اول استطاعت او نباشد و حج براو مستقرشده، اگر مأيوس از خوب شدن باشد بايد نايب بگيرد كه برايش عمره و حج تمتّع انجام دهد و خودش براى دخول مكّه مُحرم شود و عمره مفرده به طورى كه ذكر شد به‏جا آورد، و چنانچه براى اين شخص ‏انجام ‏اعمال ‏حج‏ تمتّع ‏ممكن‏ باشد، و لو به‌نحو اضطرار و انجام اضطرارى اعمال، لازم است مُحرم شود و هر مقدار از اعمال را كه مى‏تواند ولو با كمك گرفتن از ديگرى انجام دهد، و هر مقدار را كه نمى‏تواند، نايب بگيرد ولى در وقوفين، گرفتن نايب كافى نيست.
[61] س ـ كسى كه احتمال مى‏دهد حجى كه در سال‏هاى قبل انجام داده، صحيح نبوده يا مستطيع نبوده است و فعلاً شرايط استطاعت را دارد و بخواهد احتياط كند، حج را به چه نيتى به‌جا آورد؟
ج ـ مى‏تواند قصد مافى‏الذمه؛ يعنى قصد امتثال مطلقِ امرِ متوجه به او را كند و مى‏تواند قصد حَجّةالاسلام احتياطاً نمايد.
[62] س ـ شخصى كه حج واجب خود را انجام داده است آيا مى‏تواند آن را به قصد مافى‏الذمه اعاده كند؟
ج ـ مانع ندارد ولى اعاده حج كفايت از اجزاء ـ در صورت صحّت حج سابق و بطلان اجزاء ـ نمى‏كند و بايد خود آن جزء تدارك شود.
□ [63] س ـ كسى كه با وجود تقليد صحيح، قبلاً به حج مشرف شد و چون رجوع به كفايت را مجتهد او شرط استطاعت نمى‏دانسته حَجّةالاسلام قصد نموده و به‏جا آورده است با اين‏كه رجوع به كفايت نداشته است، فعلاً همه شرايط استطاعت براى او موجود است و از حضرت امام تقليد مى‏كند آيا بايد حج سابق را اعاده كند يا خير؟
ج ـ اعاده لازم است.
[64] س ـ شخصى بعد از انجام عمره تمتّع مريض شد و از انجام حج منصرف شد و به ايران رفت و در مكّه كسى را وكيل كرده كه براى فراغ ذمه او اقدام نمايد، وظيفه در اين مورد چيست و آيا محرمات احرام بر چنين شخصى چه وضعى دارد؟
ج ـ در فرض مسأله، وكيل گرفتن بى‏فايده است و چنانچه سال اوّل استطاعت او بوده است و در اثر مرض از قدرت انجام حج افتاده باشد در اين صورت وجوب حج بر او موقوف است به بقاى استطاعت تا سال‏هاى بعد، ولى در صورتى كه سال اول استطاعت نبوده و حج بر او از قبل واجب بوده است، چنانچه مأيوس از خوب شدن باشد بايد در همان سال يا سال بعد براى حج و عمره تمتّع نايب بگيرد، و در صورتى كه مأيوس از خوب شدن نباشد نمى‏تواند نايب بگيرد و بايد خودش حج و عمره تمتّع را مجدداً انجام دهد، و در هر صورت فعلاً از احرام خارج و محرمات احرام بر او حلال شده است.
[65] س ـ در حال حاضر، كه هر كسى بخواهد حج مشرف شود بايد قبلاً براى ثبت نام و مقدمات حج اقدام نمايد، اگر كسى ثبت نام كرد ولى نوبت او را براى چند سال ديگر اعلام نمودند، اگر قبل از رسيدن آن نوبت، از راه ديگر وسيله رفتن براى او فراهم شد و پول قرض كرد و به مكّه رفت، آيا حج او حَجّةالاسلام است يا خير؟
ج ـ اگر قبلاً حج بر او مستقر نشده و فعلاً هم نمى‏تواند به حج برود مگر با قرض،حج بر او واجب نشده است، و حج او حَجّةالاسلام نيست.
(
30
)


[66] س ـ اگر كسى به خيال اين‏كه استطاعت دارد، به قصد عمره تمتّع مُحرم شد و به ترتيب كليه اعمال حج تمتّع حَجّةالاسلام را انجام داد و بعد از تمام شدن اعمال معلوم شد كه مستطيع نبوده است، بفرماييد احرام و اعمال گذشته‏اش چگونه است و نسبت به آينده اگر مستطيع شد، آيا حَجّةالاسلام بر او واجب است يا نه؟
ج ـ مُحرم نيست،
(
31
)
ولى اگر مستطيع شد بايد حَجّةالاسلام به‏جا آورد.

[67] س ـ كسى خيال مى‏كرد مستطيع نيست، به نيت استحباب مُحرم شد و اعمال عمره تمتّع را انجام داد، بعد در مكّه پرسيد، معلوم شد مستطيع بوده است، آيا مجدداً بايد به نيت وجوب مُحرم شود يا كافى است؟

ج ـ كفايت نمى‏كند،
(
32
)
و در صحت حج ندبى او تأمل است.

[68] س ـ شخصى براى زيارت سوريه ثبت نام كرده و فعلاً سه هزار روپيه به‏دست آورده است و خرج حج بيت‏اللّه هم همين مقدار مى‏شود، آيا رفتن حج واجب است يا مى‏تواند به زيارت سوريه برود؟
ج ـ اگر ساير شرايط استطاعت را داشته باشد بايد به حج برود.
[69] س ـ در قباله‏هاى كنونى براى ازدواج، مبلغ زيادى نوشته مى‏شود، آيا زنى كه مى‏خواهد ازدواج كند طبق برنامه مذكور واجب الحج مى‏شود يا خير؟ ضمناً مشخص فرماييد مبلغ چه‌قدر باشد بهتر است؟
ج ـ اگر بدون مفسده بتواند مهر را بگيرد و به حج برود مستطيع است، و مَهرالسنه بهتر است و استحباب دارد.

[70] س ـ اگر پدرى بعد از ثبت نام براى حج، فوت كرده است و چند پسر دارد و اجازه حج به يكى از پسران داده مى‏شود، آيا در چنين موردى استطاعت طريقى براى كدام حاصل مى‏شود؟
ج ـ با فرض وجود ساير شرايط استطاعت، به هر كدام اجازه داده شود مستطيع مى‏شود.
[71] س ـ پدرى براى حج ثبت نام كرده و در وصيتش گفته است كه برايش حج مستحبى به‏جا آورند و پسر بزرگتر چون ديده خودش استطاعت بدنى و مالى دارد و فقط استطاعت طريقى نداشته كه آن‏هم با فوت پدر برايش حاصل شده، به نيت خود حج را انجام داده، نه به نيابت از پدر، آيا حج او صحيح است يا نه؟ چون استطاعت طريقى نداشته مگر از طريق نيابت؟

ج ـ فرض مزبور نيابت نيست، و حج خودش صحيح و مُجزى است.

[72] س ـ مسلمينِ بعضى از كشورهايى كه حكومتشان كمونيستى است، اگر بخواهند حج بروند بايد مبلغ زيادى به آن حكومت كمك كنند و قهراً اين پول براى تقويت چنين حكومتى مصرف مى‏شود، در صورتى كه راه منحصر به اين كار باشد آيا اولاً: حج بر چنين اشخاصى واجب است يا نه؟ و ثانياً: اگر اين مقدار پول را بدهند و به حج بروند از حَجّةالاسلام كفايت مى‏كند يا نه؟
ج ـ آنچه ذكر شد موجب سقوط حج نمى‏شود.
[73] س ـ زنى براى حج ثبت نام كرده است، ولى شوهرش كه او هم استطاعت داشته، به عللى ثبت‌نام ننموده است، آيا زن مى‏تواند شرعاً نوبت خود را به شوهرش بدهد به اين اميد كه در آينده هر دو با هم ثبت‌نام نمايند يا نه؟
ج ـ اگر زن مستطيعه است نمى‏تواند نوبت خود را به شوهرش بدهد، ولى اگر نوبت را به او داد حج شوهر صحيح است.

[74] س ـ من با داشتن بيست هزار تومان قرض و گرفتن يك ماه حقوق قبل از پرداخت آن، موفق به سفر حج شدم، با توجه به اينكه شخص طلبكار از اين سفر حج كاملاً راضى و به پولش احتياج ندارد، آيا اين حج واجب محسوب مى‏شود يا نه؟

ج ـ اگر استطاعت مالى براى شما محقق بوده، در فرض مزبور حج شما صحيح وحج واجب محسوب است، به شرط آن‌كه امكان اداى بدهى بعداً به سهولت براى شما فراهم باشد. ولى اگر با قرض براى حج استطاعت مالى پيدا كرده‏ايد، مستطيع نشده‏ايد و از حَجّةالاسلام محسوب نمى‏شود.

(
33
)



[75] س ـ اگر كسى مستطيع شد، آيا مى‏تواند مال خودش را به پدر يا مادر ببخشد وخرج سفر حج ايشان نمايد و اگر چنين كرد تكليفش چيست؟
ج ـ اگر شخصاً مستطيع است بايد حج به‏جا آورد و با بخشش پول به والدين، تكليف از او ساقط نمى‏شود و در صورتى كه با بخشش پول به والدين نتواند حج واجب بر خود را به‏جا آورد بخشش جايز نيست، اگر چه صحيح است.
[76] س ـ اشخاصى كه در وقت اسم‏نويسى براى حج، استطاعت مالى دارند واز طرف دولت براى پنج سال يا بيشتر اسم مى‏نويسند، آيا براى اين گونه اشخاص اسم‏نويسى واجب است يا نه؟ و بر فرض وجوب، اگر مسامحه كردند و ننوشتند و بعد از مدت پنج سال مردند يا از استطاعت مالى افتادند، فقط ترك واجب كرده‏اند يا اينكه حج هم بر آنان مستقر است؟
ج ـ اگر احتمال دهند كه قرعه در همان سال اول به نامشان بيرون مى‏آيد لازم است شركت كنند
(
34
)
و اگر شركت نكردند بايد به حج بروند و حكم كسى را دارند كه حج بر او مستقر است.

[77] س ـ اين‌جانب با شرايط زير، طبق قرعه‏كشىِ سازمان حج و زيارت ـ ان شاءاللّه ـ در سال 1366 عازم بيت‏اللّه الحرام هستم:
1 ـ هزينه كامل زيارت خود و همسرم از پول مُخَمّس تهيه شده است.
2 ـ معلم آموزش و پرورش بوده و حقوق مستمر در حد معمول زندگى با قناعت را دريافت مى‏دارم.
3 ـ فاقد مسكن و اتومبيل شخصى بوده و در هر شهرى كه شاغل باشم، مستأجر هستم.
4 ـ وسائل زندگى را در حد معمول دارا مى‏باشم.
با توجه به شرايط فوق و شبهاتى كه نسبت به وجوب حج و عدم آن از اطراف القا مى‏شود، آيا حج اين‌جانب و همسرم از حجّ واجب، كفايت مى‏كند يا خير؟
ج ـ در فرض مرقوم چنانچه همسر شما به مقدار رفتن و برگشتن براى حج پول دارند و مى‏توانند بروند، مستطيع هستند، و شما در صورتى استطاعت داريد كه لوازم زندگى خود و عائله را به مقدار شأنتان دارا باشيد، و بعد از برگشتن بتوانيد با درآمد كسب خودتان، زندگى خود و عائله را اداره كنيد.
[78] س ـ اگر شخصى مستطيع بود و در رفتن به حج مسامحه كرد تا نوبت او از دست رفت، حال كه اسم نمى‏نويسند، آيا با واسطه و سفارش در ايران يا خارج از ايران و با صرف مبالغى زياد، جايز است به حج مشرف شود يا خير؟ زيرا در غير اين صورت سال‏ها فريضه او تأخير مى‏افتد و خوف اين را دارد كه خداى ناكرده از تاركين حج به حساب ‏آيد؟
ج ـ بايد به هر نحو هست و برخلاف مقررات جمهورى اسلامى نيست به حج مشرف ‏شود.
[79] س ـ شخصى قبلاً حج بر او مستقر نشده، اما در موقع ثبت نام جهت حج تمتّع مستطيع بوده و ثبت نام نموده، ولى بعداً از نظر مالى محتاج شده و احتياج به پول سپرده شده در بانك را دارد، بفرماييد مى‏تواند پول را پس بگيرد يا خير؟ و چنانچه در سال اول يا سالهاى بعد قرعه به نام او اصابت كند، فرق دارد يا نه؟
ج ـ با فرضى كه ذكر شده مستطيع نيست و مى‏تواند پول را بگيرد و فرق ندارد.
[80] س ـ پدرم در سال 1360 براى زيارت خانه خدا مستطيع شد و در سال 1362 جهت زيارت خانه خدا به مكّه مشرف شد، ولى بعد از احرام بستن، بين راه سكته و فوت كرد و هيچ‌گونه عملى را انجام نداد، آيا حج به گردنش مى‏باشد يا خير؟
ج ـ اگر بعد از دخول حرم مرده، حج از او ساقط شده است و اگر قبل از دخول حرم فوت كرده،
(
35
)
در صورتى حج واجب نيست كه سال اول استطاعت او باشد.

[81] س ـ دارايى شخصى قريب هفتصد و پنجاه هزار تومان از اصل ملك و خانه كه ارث از پدرش به او رسيده مى‏باشد، به اضافه اين‏كه يك باب منزل مسكونى هم دارد، اكنون كه نامبرده در اثر سانحه‏اى از دنيا رفته است، داراى يك همسر و دو بچه صغير مى‏باشد كه معاش آنان از درآمد همين املاك مذكور تأمين مى‏شود، آيا شخص مُتَوفى‏ مستطيع بوده يا خير؟ و در صورت وجوب حج، آيا حج بَلَدى گرفته شود يا ميقاتى كفايت مى‏كند؟ و آيا مى‏شود مخارج حج، از كلّ تركه پرداخت گردد؟
ج ـ چنانچه شخص متوفّى‏ در حال حيات، خرج رفت و برگشت خود و عيالاتش را داشته و در برگشتن هم درآمد لايق به حال خود و خانواده را داشته و مى‏توانسته به مكّه برود و تأخير انداخته، مستطيع بوده و چنانچه وصيت نكرده، حج ميقاتى از اصل تركه خارج مى‏گردد.
[82] س ـ شخصى كه حج به‏جا آورده، ليكن چون اِمرار معاش او از وجوه و امثال آن بوده و آن زمان نيز متذكر مسأله مربوط به عدم استطاعت چنين شخصى نشده و گمان كرده كه حج واجب خود را انجام داده است، پس از آن و در حال استطاعت قطعى نيابتاً حج به‌جا آورده است، آيا حج نيابتى وى صحيح است يا بايد پس از انجام حج واجب مستقر خودش، نيابت را تكرار كند؟
ج ـ چنانچه در وقت انجام حجّ اوّلى مستطيع نبوده، با فرض حصول استطاعت در زمان حج ثانى، حج نيابتى باطل است
(
36
)
و حج خود را بايد انجام دهد و حج نيابتى را اگر وقت آن موسّع بوده، بعد از حج خودش انجام دهد و در غير اين صورت به صاحب پول مراجعه كند.

[83] س ـ كسى كه واجب الحج بوده، از پاكستان عازم حج شد و در مدينه منوره بيمار گرديد و در حال بيمارى به طرف مكّه رهسپار شد و در بيمارستان مكّه قبل از حج وفات نمود، تمام دارائيش در وقت فوت، مقدارى پول و قطعه زمينى در پاكستان بوده است، با توجه به اين‏كه پول موجودش براى نيابت حج او كفايت نمى‏كند، آيا ورثه‏اش بايد زمين را بفروشند و برايش نايب بگيرند، و يا اينكه با فوت او حج ساقط مى‏شود؟ اجركم على اللّه.
ج ـ اگر با احرام عمره تمتّع داخل مكّه شده و پيش از انجام يا اكمال اعمال عمره يا بعد از انجام آن فوت نمود، همان مقدار عمل او مُجزى و حج از او ساقط است، ولى اگر بدون احرام عمره وارد مكّه شد و در آن‌جا فوت نمود، در صورتى كه حج بر او قبلاً مستقر بوده، بايد از اصل تركه او برايش نايب بگيرند و حج ميقاتى كفايت مى‏كند.
[84] س ـ اين‌جانب در موقع ازدواج، يك سفر حج به زوجه‏ام وعده داده‏ام، آيا ادائش چگونه مى‏باشد؟
ج ـ اگر مجرد وعده بوده است، لازم نيست اداى آن. و اگر مهر قرار داده شده باشد بايد به آن عمل كند.
[85] س ـ اين‌جانب كه به علت كهولت سن و بالا بودن قند خون و امراض ديگر قادر به انجام فريضه حج نمى‏باشم، آيا مى‏توانم نيابتاً از طرف خود كسى را به حج بفرستم يا خير؟
ج ـ اگر قبلاً از جميع جهات مستطيع بوده‏ايد، وليكن اقدام بر انجام حج نكرده‏ايد و در نتيجه حج بر شما مستقر شده و فعلاً در اثر پيرى يا بيمارى كه اميد خوب شدن نباشد تمكّن از سفر حج نداريد واجب است كسى را نايب بگيريد تا براى شما حج به‏جا آورد.
[86] س ـ شخصى پدرش وصيت كرده است كه فرزندش از جانب او حج به‏جا آورد، بعد از مرگ پدر، فرزند مستطيع مى‏شود. آيا لازم است حج خود را بر حج پدر مقدم بدارد و اگر حج خود را مقدم بدارد آيا صحيح است يا نه؟
ج ـ اگر قبل از آن‌كه پسر مستطيع شود، پدر او را اجير كرده كه بعد از فوت او در سال‏اول حج براى پدر انجام دهد يا نسبت به مدت، مطلق بوده كه منصرف به سال اول است و پسر قبل از استطاعتِ خود اجاره را قبول كرده، لازم است سال اول بعد از فوت پدرحج نيابى براى پدر انجام دهد.(
37
) و در غير اين صورت بايد براى خودش حج كند.و در صورت اول، اگر براى خودش حج به‏جا آورد صحيح است، گرچه در مخالفت اجاره معصيت كرده است. ولى در صورت دوم، اگر حج نيابى به‏جا آورد صحيح نيست، و نه براى خودش واقع مى‏شود و نه براى پدرش، و حج بر خودش مستقر مى‏شود كه بايد به هر نحو شده در سال بعد اتيان كند و اگر به‏جا نياورد در سال‏هاى بعد، با مراعات فوراً ففوراً، انجام دهد. و بايد معلوم باشد كه مجرد وصيت به حج بدون استيجار فرزند، نيابت را بر او واجب نمى‏كند هرچند وصيت را قبول كرده باشد. بنا بر اين در فرض استطاعت فرزند بعد از فوت پدر بايد براى خودش حج به‏جا آورد و نيابت صحيح نيست.

[87] س ـ خانم خانه‏دارى كه حج بر او واجب شده است و شوهرش اجازه مسافرت به تنهايى را نمى‏دهد و مى‏گويد چون براى حج اسم مرا ننوشته‏اى من اجازه نمى‏دهم، وظيفه‏اش چيست؟ و آيا بدون اجازه شوهر مى‏تواند به حج برود يا نه؟
ج ـ در سفر حجّ واجب، براى زن اجازه شوهر شرط نيست و زن بايد حج واجب خود را به‌جا آورد ولو اين‏كه شوهر او راضى به مسافرت او براى حج نباشد.

[88] س ـ شخصى طبق وصيت پدر، كه پول به حساب سازمان حج واريز كرده است، به نيابت او به مكّه آمده در حالى كه خود فرزند نيز استطاعت مالى داشته است، آيا به نيابت پدر حج به‏جا آورد يا حج خود را انجام دهد؟
ج ـ اگر راه براى پسر باز نبوده و از جهت نوبت پدر و نيابت از او، راه براى او باز شده است، بايد براى پدرش حج كند، مگر آن‌كه تبرّعاً و بدون اجاره به نيابت پدر آمده باشد، كه در اين صورت مستطيع شده و بايد براى خودش حج به‏جا آورد، و گذشت كه به مجرد وصيت و قبول فرزند، نيابت واجب نمى‏شود مگر آن‌كه قبل از استطاعت اجير شود.
(
38
)



□ [89] س ـ شخصى به‌جز براى هَدْى، استطاعت حج را دارا است، آيا حج براى او واجب است؟

ج ـ بلى مستطيع است و پول هَدْى، جزو استطاعت نيست.

[90] س ـ اين‌جانب سال گذشته به حج مشرف شدم و با توجه به فتواى حضرت‌عالى كه فرموده‏ايد طلابى كه به شهريه حوزه نياز دارند مستطيع نيستند و در صورتى مستطيع مى‏شوند كه از وجوه شرعيه مستغنى باشند، لذا اين‌جانب مقدار پولى با افراد ذي‌حق (پدر و همسايه) مبادله و دستگردان كردم و به عنوان اين‏كه نسبت به بنده ذى‏حق هستند، به آنان بخشيدم و ايشان آن را جهت مخارج حج به من برگرداندند، من هم در تمام اعمال و مناسك حج نيت حَجّةالاسلام كردم، آيا اين حج براى اين‌جانب كفايت از حَجّةالاسلام مى‏كند يا نه؟ ضمناً لازم به تذكر است كه در ثبت نام عمومى سال 1360 پول به حساب ريختم و آن موقع فتواى فوق را نديده ‏بودم و پولى كه دستگردان شده بود جايگزين آن پولى كه در حساب واريز كرده بودم قرار گرفت، بفرماييد آيا عين پول مبذول بايد هزينه باشد يا بذل آن كافى‏است؟

ج ـ در فرض سؤال احوط آن است
(
39
)
كه بعداً اگر استطاعت پيدا كرديد حج را اعاده نماييد.

[91] س ـ شخصى قدرت مسافرت حج را ندارد و از قادر شدن بعد هم مأيوس است واستطاعت مالى هم ندارد، اگر به او بذل نفقه حج نمايند، آيا بايد قبول كند و نايب بگيرد يا اينكه قبول واجب نيست، و نيز اگر او را مهمان كنند، حج واجب مى‏شود تا استنابه كند يا خير؟
ج ـ در فرض مرقوم حج واجب نيست.
[92] س ـ اگر در ميقات مستطيع شد و حَجّةالاسلام به‏جا آورد، مُجزى است يا نه؟ و آيا در فرض مسأله، رجوع به كفايت شرط است يا نه؟
ج ـ اگر مستطيع شده، مُجزى است، ولى رجوع به كفايت شرط است.
[93] س ـ شخصى كه استطاعت رفتن به حج را پيدا كرده، آيا مى‏تواند پول حج را به مصرف لازمى در غير مؤونه خود و افراد واجب‏النفقه‏اش خرج كند و خود را از استطاعت بيندازد؟ مثلاً آيا مى‏تواند در شرايط كنونى كشور خرج جبهه كند؟
ج ـ مستطيع بايد به حج برود، و دادن پول در مصارف مذكور كافى از حج واجب نيست، و اگر خرج كند و از استطاعت بيفتد، بايد به هر نحو هست به حج برود.
[94] س ـ در مواردى كه نهاد يا ارگانى فردى را به حج مى‏فرستد، بدون اين‏كه ملزم باشد كارى انجام دهد، آيا از موارد حج بذلى است يا خير؟ و قبول آن واجب است؟
ج ـ با فرض مشروعيت آن بدون تعهد به هيچ كارى، حكم حج بذلى دارد.
[95] س ـ مقدارى پول دارم كه براى رفت و آمد به سفر مكّه كافى است، ولى هنوز از طرف دولت جمهورى اسلامى وقتى براى ثبت نام اعلام نشده است، آيا نگهدارى آن پول لازم است و من مستطيع هستم؟
ج ـ اگر ساير شرايط را داريد و در همين سال هم ثبت نام مى‏شود، بايد ثبت نام كنيد. و در غير اين صورت مستطيع نيستيد
(
40
)
و نگهدارى پول لازم نيست.

[96] س ـ همسر شهيدى كه داراى دو بچه چهار ساله مى‏باشد و عملاً سرپرستى اين دو بچه را دارد و به عنوان خانواده شهيد قرعه حج هم به نام او در آمده است، آيا مشاراليها مى‏تواند مخارج را از مال اين دو صغير بردارد و مناسك حج را انجام دهد يا خير؟
ج ـ نمى‏تواند مصارف حج را از اموال صغير بردارد.
[97] س ـ كسى كه چهار پسر دارد و زن براى همه‏شان گرفته است، و خرج سالانه خود را هم دارد و قرض هم ندارد، و با پسرانش درآمدشان يكجا است، الآن خرج دو نفر را دارند كه به حج بروند، آيا حج واجب است يا نه، و اگر واجب شده است آيا تنها بر پدر واجب شده يا بر پسر هم واجب شده است و اگر بر پسر هم واجب شده است كدامشان حق اولويت دارند؟
ج ـ كسى كه از مال خودش به مقدار حج دارد و مى‏تواند به مكّه برود و بعد از برگشت زندگانى لايق شأنش را داشته باشد مستطيع است و بايد حج برود.
[98] س ـ كسى كه واجد شرايط حج باشد و نوه‏اى دارد كه شرعاً و عرفاً به زن احتياج دارد كه اگر زن نگيرد به حرام مى‏افتد، آيا كدام مقدم است و وظيفه پدربزرگ چيست، ازدواج براى نوه‏اش يا حج؟
ج ـ حج خودش مقدم است مگر اينكه ازدواج نوه، از مخارج عرفى او محسوب شود و نتواند هم براى او ازدواج كند و هم به مكّه برود.
[99] س ـ اين‌جانب با داشتن استطاعت مالى و هفتاد و دو سال سن، چون معتاد به خوردن ترياك هستم طبق مقررات كشورى، اداره بهداشت از رفتن حج جلوگيرى مى‏كند، از نظر شرع تكليف حج چيست؟
ج ـ اگر قبلاً مستطيع بوده‏ايد و با امكان، حج نرفته‏ايد حج بر شما مستقر شده است، و اگر قبلا استطاعت نداشته‏ايد در فرض مذكور مستطيع نيستيد، مگر آن‌كه بتوانيد، ولو با ترك ترياك، تحصيل اجازه كنيد و به مكّه برويد.
[100] س ـ آيا از منافع خمس و زكات، كسى مستطيع مى‏شود يا نه، و آيا خمس و زكات جزو تركه ميت است يا نه؟
ج ـ چنانچه به عنوان مصرف از طرف ولىّ امر به او داده شده، مالك شده و جزو تركه او محسوب است، و از منافع آن‏هم با وجود ساير شرايط، مستطيع مى‏شود.
[101] س ـ هر گاه كسى سرمايه يا ابزار كار دارد كه اگر مقدارى از آن را بفروشد مى‏تواند با آن زندگى كند بدون زحمت، و با تفاوت آن قادر بر حج است آيا اين شخص مستطيع است؟
ج ـ با وجود ساير شرايط، مستطيع است.
[102] س ـ شخصى باغى دارد كه چند سال است درآمدى نداشته، اما از نظر قيمت براى سفر حج كافى بوده، صاحب باغ عرفاً اطمينان دارد وقتى باغ ثمر بدهد او هم از كار افتاده خواهد شد و بايد از درآمد باغ امرار معاش نمايد، آيا اين شخص مستطيع است؟
ج ـ اگر تمكّن از امرار معاش به غير از درآمد آن باغ نداشته باشد مستطيع نيست.

[103] س ـ شخصى كه بعد از عمره تمتّع ديوانه شده، آيا لازم است كه او را براى حج محرم كنند و وظيفه چيست؟
ج ـ لازم نيست و بر ديوانه تكليفى نيست.
[104] س ـ اگر دختر بچه سه ساله را مادرش در سفر مكّه معظّمه همراه ببرد و در ميقات نيت احرام و تلبيه را از جانب دخترش انجام بدهد و در طواف عمره و سعى بين صفا ومروه و طواف زيارت و طواف نساء و وقوف عرفات و مشعر و منى‏، مادر از طرف دختر نيت نموده و خود دختر را طواف و سعى و توقف بدهد و آنچه از اعمال حج كه دختر قادر نيست مادرش از جانب او انجام دهد، آيا آن دختر بعد از بلوغ و رشد مى‏تواند شوهر نمايد يا خير؟
ج ـ با فرض اين‏كه تمام اعمال را مطابق وظيفه انجام داده‏اند از احرام خارج شده و مى‏تواند شوهر كند.
[105] س ـ اگر اطفال غير مميز ـ پسر يا دختر ـ را پدر و يا مادر در سفر مكّه معظّمه همراه ببرند، آيا واجب است كه پدر يا مادر در صورت تمكّن اطفال، خود اطفال را وادار به انجام اعمال حج و عمره و طواف نساء نمايند و يا خود پدر و مادر و يا نايب ايشان اعمال عمره و حج و طواف نساء را از جانب اطفال به‏جا آورند، و اگر هيچكدام از كارهاى مذكور فوق را پدر و مادر و اطفال عملى نكنند آيا اين اطفال بعد از بلوغ و رشد مى‏توانند ازدواج كنند و يا بايد به مكّه بروند و عمره و حج و طواف نساء را انجام دهند و بعد ازدواج نمايند و يا تنها طواف نساء بر گردن آنان است؟
ج ـ بر ولىّ طفل واجب نيست او را مُحرم كند يا از طرف او حج انجام دهد، ولى اگر او را مُحرم كرد بايد وظايف و اعمال را مطابق وظيفه‏اى كه در مناسك و در رساله ذكر شده است انجام دهند، وگرنه در بعض صور، طفل در احرام باقى مى‏ماند و تا تدارك نكند نمى‏تواند ازدواج نمايد.
[106] س ـ اولاً با وجود دَين چه مقدار پول براى استطاعت كافى است؟ و ثانياً در صورتى كه پول باشد ليكن به علت بيمارى قلب، مقامات پزشكى سازمان حج و زيارت تشرّف را خالى از خطر ندانسته و تجويز ننمايند، آيا بايستى يك نفر براى انجام حج اعزام‏گردد؟
ج ـ شما اگر قبل از آن‌كه استطاعت پيدا كنيد مريض شده‏ايد، كه قدرت رفتن به مكّه را از جهت مرض نداشته‏ايد، مستطيع نشده‏ا‌يد و نايب گرفتن لازم نيست و نيز استطاعت مالى در صورتى موجود است كه پول به مقدار رفتن و برگشتن داشته باشيد و پس از برگشت، امكان پرداخت دين به سهولت براى شما باشد.




30
. به حاشيه مسأله 20 مراجعه شود.
31. اگر به قصد انجام وظيفه فعليه بوده، حج صحيح و استحبابى مى‌باشد.
32. اگر شخص مستطيع با اعتقاد به اينکه مستطيع نيست قصد حج استحبابى کند، و بعد معلوم شود كه مستطيع بوده، كفايت آن از حَجةالاسلام محل اشكال است و بنابر احتياط، واجب است در سال بعد حجّ را به‌جا آورد، مگر آن كه به توهّم اينكه وظيفه فعليه او امتثال امر استحبابى است، قصد امتثال امر فعلى شارع مقدس را داشته باشد كه در اين صورت كفايت از حَجةالاسلام مى‌كند. (مناسک حج، م37)
33. به حاشيه مسأله 20 مراجعه شود.
34. بلکه اگر رفتن به حج در سالهاى بعد منوط به نام نويسى و پرداخت مبلغى در اين سال باشد بنا بر احتياط واجب بايد نسبت به اين کار اقدام کند. (مناسک حج، م39)
35. بنابر احتياط واجب (مناسک حج، م42)
36. حج اوّل صحيح بوده و حج نيابتى او نيز صحيح است. (مناسک حج، م27 و ص28، شرائط نايب، 5)
37. اگر بعد از عقد اجاره به‌واسطه مالى غير از مال الاجاره مستطيع شود بايد در آن سال حج را براى خود انجام دهد و اگر عقد اجاره او براى همين سال بوده اجاره باطل است و در غير اين صورت بايد حج استيجارى را در سال بعد به‌جا آورد. (مناسک حج، م36)
38. به حاشيه مسأله 86 مراجعه شود.
39. اين‌گونه افراد حجّشان صحيح و مجزى است. (مناسک حج، م27)
40. به حاشيه مسأله 24 مراجعه شود.
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۲۰ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #6
RE: مناسک حج - شرایط حاجی - نیابت حج و...
نيابت در حج‏
[107] م ـ در نايب امورى شرط است:
1 ـ بلوغ، بنا بر احتياط واجب.
2 ـ عقل.
3 ـ ايمان.
(
41
)


4 ـ وثوق و اطمينان به انجام دادن او، و اما بعد از اجراى عمل نايب، لازم نيست اطمينان به صحت آن، و در صورت شك در صحت، حكم به صحت مى‏شود و استنابه صحيح است هرچند قبل از عمل شك داشته باشد.
5 ـ معرفت نايب به افعال و احكام حج ولو با ارشاد كسى در حال عمل.
6 ـ ذمه نايب، مشغول به حج واجبى در آن سال نباشد.
(
42
)


7 ـ معذور در ترك بعض افعال حج نباشد.
[108] م ـ در منوب‌عنه امورى شرط است:
1 ـ اسلام.
2 ـ در حج واجب شرط است كه منوب‌عنه فوت شده باشد يا اگر زنده است حج بر او مستقر شده و خودش از جهت مرضى كه اميد خوب شدن آن نيست يا از جهت پيرى نتواند به حج برود(
43
) و در حج استحبابى اين شرط نيست و در منوب‌عنه بلوغ و عقل شرط نيست و مماثله بين نايب و منوب‌عنه نيز شرط نيست و جايز است كسى كه تا كنون به حج نرفته و مستطيع نيست براى ديگرى نايب شود.
[109] م ـ نايب بايد در عمل قصد نيابت نمايد و منوب‌عنه را در نيت تعيين كند ولو اجمالاً و شرط نيست اسم او را ذكر كند، گرچه مستحب است.
(
44
)


[110] م ـ ذمّه منوب‌عنه فارغ نمى‏شود مگر به اين‏كه نايب، عمل را صحيحاً انجام دهد. بلى اگر نايب بعد از احرام و دخول حرم بميرد از منوب‌عنه مجزى است و در اجراى اين حكم در حج تبرّعى اشكال است بلكه در غير حَجّةالاسلام خالى از اشكال نيست.
(
45
)


[111] م ـ لباس احرام و پول قربانى در حج نيابى بر اجير است مگر در صورتى كه شرط شده باشد كه مستأجر بدهد و همچنين اگر اجير موجبات كفاره را انجام دهد كفاره بر عهده خود او است نه مستأجر.
[112] م ـ نايب در طواف نساء نيز بايد قصد منوب‌عنه نمايد و احتياط استحبابى آن است كه به قصد مافى‏الذمّه به‏جا آورد.
(
46
)


[113] م ـ اگر نايب طواف نساء را صحيحاً انجام ندهد زن بر او حلال نمى‏شود و بر منوب‌عنه چيزى نيست.
[114] م ـ استيجار كسى كه وقتش از اتمام حج تمتّع ضيق شده و وظيفه او عدول به اِفراد است براى كسى كه وظيفه او حج تمتّع است صحيح نيست، بلى اگر در سعه وقت او را اجير كرد و بعد وقت ضيق شد بايد عدول كند و بنا بر احتياط از منوب‌عنه مجزى نيست.
(
47
)


[115] م ـ در حج واجب نيابت يك نفر از چند نفر در يك‏سال جايز نيست و در غير واجب مانع ندارد.
[116] م ـ كسى كه حج بر او مستقر شده، يعنى سال اول استطاعت حج نرفته، اگر به‏واسطه مرض يا پيرى، قدرت رفتن ندارد يا رفتن براى او حرج و مشقت دارد واجب است نايب بگيرد، در صورتى كه اميد خوب شدن و قدرت پيدا كردن نداشته باشد و به احتياط واجب (
48
)بايد فوراً نايب بگيرد و اگر مستقر نشده باشد بر او، اقوى عدم وجوب است.
[117] م ـ بعد از آن‌كه نايب عمل را به‏جا آورد، حج از معذور ساقط مى‏شود و لازم نيست خودش حج كند اگر چه عذرش برطرف شود و اما اگر قبل از اتمام حج عذر برطرف شد، چه قبل از احرام يا بعد، بايد خودش حج برود.
[118] م ـ كسى كه حج بر او واجب باشد چه سال استطاعتش باشد و چه حج بر او مستقر شده باشد، جايز نيست نيابت كند از غير و اگر نيابت كند باطل است؛ چه عالم به حكم باشد يا نباشد.
(
49
)


[119] م ـ اگر اجير براى حَجّةالاسلام بعد از احرام بستن و داخل شدن در حرم بميرد كفايت مى‏كند از حج كسى كه براى او به‏جا آورده است و لازم نيست حج كردن براى او و اگر قبل از احرام يا بعد از آن و قبل از داخل شدن در حرم بميرد بايد دو مرتبه اجير بگيرند،(
50
) و همين حكم را دارد كسى كه براى خودش به حج برود.
[120] م ـ اگر كسى را براى حج اجير كردند و قرار نگذاشتند كه اجرت براى خصوص عمل باشد يا در مقابل عمل و رفت‌وآمدها باشد، پس اگر قبل از داخل شدن در حرم مرد، ظاهراً مستحق اجرت رفتن تا محل موت مى‏باشد و همين‌طور اگر بعد از احرام و دخول حرم بميرد، بيشتر از آن‌چه ذكر شد و اجرت احرام مستحق نيست، اگر چه حج از ميت ساقط مى‏شود،(
51
) و اگر بعض اعمال را به‏جا آورد و مُرد، مستحق اجرت آن اعمال نيز مى‏باشد، و اگر اعمال را به‏نحوى به‏جا آورده است كه در عرف گفته شود كه عمره و حج را به‏جا آورد، مستحق تمام اجرت است، اگرچه بعض اعمال را كه مضر به صحت حج نيست و محتاج به اعاده نيست نسياناً ترك كرده باشد.
[121] م ـ كسى كه به عنوان نيابت رفت به مكّه و خودش حج واجب به‏جا نياورد، احتياط آن است كه بعد از عمل نيابت، براى خودش عمره مفرده به‏جا آورد و اين احتياط واجب نيست ليكن خيلى مطلوب است.
[122] م ـ كسى كه اجير شده براى حج تمتّع، مى‏تواند اجير ديگرى شود براى طواف يا ذبح يا سعى يا عمره مفرده بعد از عمل حج، چنانچه مى‏تواند براى خودش طواف و عمره مفرده به‏جا آورد.
[123] م ـ كسى كه عذر داشته باشد از بعض اعمال حج، نمى‏شود او را اجير كرد براى حج، و اگر شخص معذور از بعض اعمال، تبرّعاً از غير، حج بكند اكتفا كردن به آن اشكال دارد.
(
52
)


41. بنا بر احتياط واجب. (مناسک حج، ص28، شرائط نايب،‌ 3)
42. اما اگر نايب از واجب بودن حج بر خود بى‌خبر باشد بعيد نيست که حج نيابى او صحيح باشد. (مناسک حج، ص28، شرائط نايب،‌ 5)
43. يا براى او حرج و مشقت داشته باشد و اميدى به رفع مشقّت حتى در سال‌هاى بعد نداشته باشد.(مناسک حج،‌ م40)
44. متعرّض استحباب نشده‌اند. (مناسک حج، م52)
45. و تفاوتى ندارد که نيابت او مجانى بوده يا با اجرت، و براى حَجة‌الاسلام بوده يا حج واجبى ديگر.(مناسک حج، م62)
46. متعرّض اين احتياط نشده‌اند. (مناسک حج، م66)
47. كفايت از حج تمتّع مى‏كند و مستحق اجرت هم هست. (مناسک حج، م53)
48. بايد فوراً به انجام آن مبادرت شود. (مناسک حج، م44)
49. اما اگر نايب از واجب بودن حج بر خود بى‌خبر باشد بعيد نيست که حج نيابى او صحيح باشد. (مناسک حج، ص28، شرائط نايب، 5)
50. اگر بعد از احرام و قبل از دخول در حرم بميرد بنا بر احتياط واجب مجزى نيست. (مناسک حج، م62)
51. هرگاه نايب پس از احرام و ورود به حرم بميرد، اگر نايب گرفتن براى برئ شدن ذمّه‌ى منوب‌عنه باشد، كما اينكه ظاهر حال اطلاق قرارداد اجاره چنين است اجير مستحق تمام اجرت خواهد بود كه بايد آنرا به ورثه‌اش بپردازند. (مناسک حج، م54)
52. كسى كه از انجام برخى از اعمال حج معذور است، نمى‌تواند براى نيابت حج اجير شود. معذور كسى است كه نتواند اعمال اختيارى حج مانند تلبيه و نماز طواف به نحو صحيح، و راه رفتن با پاى خود در طواف و سعى، و رَمْى جمرات به دست خودش، و وقوف در عرفات و مشعر در وقت مقرر، و رَمْى جمرات و بيتوته در منى را انجام دهد به‌طورى كه منجر به نقص بعضى از اعمال حج شود. و اگر منجر به نقص بعضى از اعمال حج نشود و فقط در ارتكاب بعضى از محرمات احرام معذور باشد، نيابت او صحيح است.
ـ در عدم كفايت حج نايبى كه معذور است، فرقى نيست بين اينكه نايب اجير باشد و يا نيابت مجّانى و تبرّعى انجام شود. و نيز فرقى نيست بين اينكه نايب جاهل به عذر باشد يا نايب‌گيرنده جاهل به آن باشد، و همچنين فرقى نيست بين اينكه نايب يا نايب‌گيرنده جاهل باشد به اين كه آن عذر از عذرهايى است كه نيابت با آن صحيح نيست، مانند آن که نايب جاهل باشد كه نمى تواند به وقوف اضطرارى در مشعرالحرام اكتفا كند. (مناسک حج، م57 و60)
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۲۰ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #7
RE: مناسک حج - شرایط حاجی - نیابت حج و...
استفتائات نيابت‏
□ [124] س ـ كسى مستطيع بوده و در ميقات به نيابت ديگرى مُحرم شده و به مكّه آمده و عمره تمتّع را از طرف منوب‌عنه انجام داده است، وظيفه او چيست؟
ج ـ با اين‏كه خودش مستطيع است نيابت او صحيح نيست و احرام او باطل است و بايد برگردد به ميقات و از آن‌جا براى خودش مُحرم شود.

[125] س ـ اگر كسى كه نيابت از ديگرى گرفته و به حج آمده، از بعض اعمال معذور است، آيا مى‏تواند در اين اعمال نايب بگيرد و آيا مى‏تواند پول نيابت را به ديگرى بدهد كه اصل حج را به‏جا آورد؟

ج ـ نايب‌شدن معذور صحيح نيست و بايد پول را به صاحبش برگرداند، مگر اين‏كه از طرف صاحب پول مجاز در نايب گرفتن باشد كه در اين صورت مى‏تواند ديگرى را در اصل عمل حج نايب كند و در صورتى كه بدون اجازه، نيابت را به ديگرى واگذار كرد و او عمل را انجام داد، حج از طرف منوب‌عنه واقع مى‏شود ولى پول را بايد به صاحبش برگرداند و صاحب پول ضامن چيزى نيست و اُجرت نايب را بايد امر كننده بپردازد.

[126] س ـ از هر كاروان نوعاً چند نفر از خدمه به نيابت آمده‏اند و به‌ناچار بايد نيمه شب از مشعر براى انجام كارهاى لازم در منى‏ يا همراه ضعفا، به منى‏ بروند، سؤال اين است كه آيا اجيرشدن و نيابت آنان صحيح است يا خير؟
ج ـ با توجه به اين‏كه از معذورين هستند و نمى‏توانند وقوف اختيارى در مشعر را درك كنند، نيابت آنان صحيح نيست و اگر قبل از استخدام اجير شده‏اند بايد حج را به‏جا آورند و وقوف اختيارى را درك نمايند.
[127] س ـ آيا شخص زنده در موردى كه مى‏تواند نايب بگيرد، بايد از بَلَد نايب بگيرد يا از ميقات، و اگر ديگرى براى او نايب بگيرد كفايت مى‏كند يا خير؟

ج ـ نايب گرفتن از ميقات كفايت مى‏كند و خودش بايد نايب بگيرد و نايب گرفتن ديگرى براى او كافى نيست مگر از طرف او وكالت داشته باشد.

[128] س ـ آيا عمره مفرده يا طواف استحبابى را مى‏توانيم به نيابت چند نفر انجام دهيم و در اعمال آن؛ از جمله طواف نساء، نيت همه بايد بشود يا نيت بعضى كافى است؟

ج ـ مى‏توانيد به نيابت چند نفر انجام دهيد و بايد نيت همه بشود.

[129] س ـ كسى را روز عيد، قبل از حلق دستگير كرده‏اند و او را به ايران فرستاده‏اند، آيا رفقاى او مى‏توانند از او نيابت كنند و بقيه اعمال را انجام دهند يا خير و چگونه از احرام خارج ‏مى‏شود؟
ج ـ بدون اين‏كه خودش نايب بگيرد نيابت صحيح نيست، و براى خارج شدن از احرام بايد به منى‏ بيايد و حلق يا تقصير كند و اعمال مترتّبه را انجام دهد و اگر نمى‏تواند برود در محل خودش حلق يا تقصير نمايد و بنا بر احتياط موهاى خود را به منى‏ بفرستد
(
53
)
و بايد براى اعمال مترتبه نايب بگيرد.

□ [130] س ـ افرادى كه هر سال به حج مى‏روند؛ مانند خدمه كاروان‏ها، در محل خود از كسى نيابت قبول مى‏كنند، ولى در ميقات بر اثر اشتغال زياد از نيابت غافل و مُحرم مى‏شوند، بعد كه متوجه شدند دوباره نيت نيابت مى‏كنند، آيا حج نيابتى آنان درست است يا حج براى خودشان حساب مى‏شود؟
ج ـ بايد عمره و حج را به همان نيت اول اتمام كنند و احرام دوم صحيح نيست مگر آن‌كه احرام اول باطل باشد؛ مثل اين‏كه حج بر او واجب نبوده و نيت حَجّةالاسلام كرده باشد.
[131] س ـ شخصى در ميقات براى خودش مُحرم مى‏شود و تلبيه مى‏گويد، بعد به فكر مى‏افتد كه چون خودش حج واجب را در سال‏هاى گذشته به‏جا آورده، براى پدر يا مادر يا يكى از خويشاوندان ديگرش حج تبرعى به‏جا آورد، آيا مى‏شود با نيت عدول كند و يا دوباره به نيت شخص مورد نظر مُحرم شود يا خير؟
ج ـ اگر به احرام صحيحى مُحرم شده، نمى‏تواند نيت را عوض كند و بايد عملش را به همان نيتى كه در احرام داشته، اتمام كند.
□ [132] س ـ نايبى در احرام عمره تمتّع، بعد از اين‏كه وارد مكّه شد شك مى‏كند كه نيت نيابت كرده يا نه، آيا بايد به ميقات برگردد و مجدداً به نيابت مُحرم شود، يا اصلاً حج براى خودش حساب مى‏شود و ديگر نمى‏تواند نايب باشد؟
ج ـ در نيت خطور لازم نيست، اگر انگيزه او در حال احرام نيابت بوده، عمل را به نيابت انجام دهد، و اگر در داعى و انگيزه هم شك دارد، بايد اعمال را به نيت اجمالى (همان نيت در احرام) اتمام كند، و در نيابت به آن اكتفا نمى‏شود.
[133] س ـ زنى در عرفات، در روز نهم ديوانه شد، او را به بيمارستان بردند و تا آخرين وقتى‏ كه مى‏توانستند همراهان ‏او در مكّه بمانند باقى ماندند، خوب نشد، آيا شوهرش كه با او است مى‏تواند براى او نايب بگيرد و يا خودش باقى اعمال را انجام دهد يا نه؟
ج ـ مجنون تكليف ندارد و نمى‏توانند براى او نايب بگيرند، و اگر عاقل شد حكم اشخاص مُحرم ديگر را دارد.
[134] س ـ هر گاه كسى مريض شود، به طورى كه بعد از احرام عمره قادر به انجام اعمال نباشد، آيا كسى كه براى عمره تمتّع مستحبى مُحرم شده و عمره را انجام داده است مى‏تواند در حج نايب او شود يا خير؟

ج ـ كسى كه براى عمره تمتّع مُحرم شده ولو مستحبى، نمى‏تواند در اصل عمره يا حج براى ديگرى نايب شود و بايد عملش را اتمام كند، ولى اگر مريض فقط قادر به انجام طواف و سعى نباشد و بتواند و قوفين را درك كند و بقيه اعمال را نايب بگيرد، جايز است ديگران را در طواف و سعى و اعمال ديگر نايب قرار دهد، هرچند خودشان هم حج يا عمره به‌جا مى‏آورند.


[135] س ـ بنده چون مسؤول گروه حج بودم، به استناد وظيفه‏ام، كه مراقبت از بيماران و عاجزهاى گروه بود، وقوف اضطرارى انجام دادم، لطفاً وظيفه شرعى اين‌جانب را بيان فرماييد.
ج ـ اگر همراه عجزه بوده‏ايد كه لازم بوده با آنان باشيد و آنان از وقوف اختيارى معذور بوده‏اند براى شما هم اشكالى نداشته، بلى اگر نايب كسى شده‏ايد نيابت شما درست نبوده ‏است.
[136] س ـ اگر كسى دفعه اول به صورت خدمه، حج به‏جا آورده و در دفعه دوم دوباره به مأموريت خدمه عازم مكّه معظّمه است، آيا مى‏تواند به عنوان پدر يا مادر كه فوت شده‏اند نيابت نمايد، و در چنين صورتى آيا حج از عهده پدر و مادرش برداشته مى‏شود؟
ج ـ مانع ندارد و حج از منوب‌عنه كافى است، مگر آن‌كه سال اول، مستطيع نبوده و امسال مستطيع باشد.
[137] س ـ اين‌جانب حدود شانزده سال قبل نيابتاً به مكّه معظّمه مشرف شدم و در منى‏ چون سفر اول بوده است، و مى‏دانستم كه طبق تقليد حضرت عالى بايد در سفر اول حلق كنم، و ليكن نمى‏دانستم كه ماشين ته زن با تيغ فرق دارد و به جاى تيغ با ماشين ته‌زن سر خود را تراشيدم و بعد از آن سفر هم دو سفر ديگر مشرف شدم و در سفرهاى بعدى سر خود را ماشين نموده و ناخن هم گرفته‏ام، لطفاً بفرماييد در سفر اول كه به جاى تيغ با ماشين سر را تراشيدم، در مقابل اين كار وظيفه‏ام چيست؟ و آيا اين عملِ سفرِ اول در سفرهاى بعدى خللى وارد مى‏آورد يا ذمّه‏ام برى‏ء شده است؟
ج ـ شما در صورت امكان بايد
(
54
)
به مكّه برويد و در منى‏ حلق كنيد و بعد از آن طواف و نماز و سعى و طواف نساء و نماز آن را به‏جا آوريد و در اين اعمال نيت اتمام حج سفر اول را بكنيد و بعد از آن چيزى بر شما نيست، و اگر خودتان نمى‏توانيد برويد يا رفتن براى شما حرجى است در محل خود حلق كنيد و بنا بر احتياط موى آن را به منى‏ بفرستيد
(
55
)
و در بقيه اعمال فوق نايب بگيريد، و نسبت به دو سفر ديگر كه آيا صحيح و كافى بوده يا نه احتياط را مراعات نماييد.

[138] س ـ كسانى كه مجاز هستند در شب عيد قربان، بعد از درك اضطرارى مَشعرْ، به منى‏ بروند، آيا همه آنان از ذوى‏الأعذار مى‏باشند كه نيابت ولو تبرعاً مورد اشكال است يا نسبت به بعضى استثناء شده است؟
ج ـ در فرض ‏سؤال، زن‌ها مى‏توانند نايب شوند و نيابت در ساير ذوى‏الأعذار صحيح نيست.
[139] س ـ شخصى در حج از ميتى نيابت كرد و در وقت عقد اجاره براى انجام مناسك، هيچ عذرى نداشت، ولى چند سال بعد از انجام حج متوجه شد كه در وقوف مشعرالحرام، با زن‌ها و مريض‏ها به عنوان راهنما، وقوف اضطرارى كرده و به منى‏ رفته است و غافل بوده كه نايب بايد وقوف اختيارى بكند، آيا وظيفه‏اش چيست؟
ج ـ عمل مزبور مُجزى از حج نيابتى استيجارى نيست، و از جهت اجرت بايد به اجير كننده مراجعه نمايد و يا در صورتى كه اجاره، موقت به زمان مخصوصى كه منقضى شده نباشد، دوباره حج نيابتى صحيح به‏جا آورد.
[140] س ـ آيا مى‏توانم براى مادرم و براى خودم فريضه حج را انجام دهم؟
ج ـ در يكسال بيش از يك حج واقع نمى‏شود.
[141] س ـ شخصى به عنوان نيابت در مسجد شجره مُحرم شد و به مكّه آمد، در مكّه فهميد كه خودش مستطيع بوده است، آيا بايد اعمال عمره را به قصد خود به‏جا آورد يا به قصد نيابت، و اگر بايد حج را به قصد خود به‏جا آورد، نسبت به حج نيابى چه وظيفه‏اى دارد و آيا مى‏تواند براى آن نايب بگيرد يا نه؟
ج ـ احرام او صحيح نبوده است و بايد برگردد و براى عمره تمتّع براى خودش مُحرم شود و وظيفه خودش را انجام دهد و راجع به حج نيابى نمى‏تواند نايب بگيرد، مگر اجازه داشته باشد يا استيجار او براى مطلق تحصيل حج باشد.
[142] س ـ كسى كه نايب بوده و عمره تمتّع را انجام داده و بعد ناچار شده است كه به ‏ايران بازگردد، آيا مى‏تواند بقيه اعمال را به ديگرى واگذار نمايد كه حجّ تمتّع را انجام دهد؟
ج ـ نمى‏تواند.
[143] س ـ آيا شرط ايمانِ نايب، كه در اصل نيابت حج(
56
) و همچنين در ذبح شرط است،(
57
) در ساير اعمالى كه نيابت در آن جايز است، مثل رَمْى و طواف هم شرط است يا خير؟
ج ـ در ساير اعمال نيز شرط است.
[144] س ـ شخصى تمام اختيارات اموال پدرش را دارد و پدر نمى‏تواند بالمباشره حج را به‏جا آورد، پسر بدون تذكر دادن به پدر شخصى را اجير براى حج پدر نموده و خودش هم براى حج خود مشرف شده، در اين فرض آيا حج اجير براى حج پدر، مجزى است يا خير؟ و هر گاه در مدينه تصميم بگيرد كه آنچه را از مال پدر به اجير داده است با پدر حساب نكند و از مال خودش باشد، رفع اشكال مى‏شود يا نه؟
ج ـ در فرض مزبور استنابه در مورد پدر صدق نمى‏كند، و حَجّةالاسلام از طرف پدر واقع نمى‏شود و فرقى بين دو صورت فوق نيست.
[145] س ـ شخصى پس از آن‌كه به مدينه مشرف شد جنون پيدا كرد، با توجه به اين‏كه سابقاً حج بر او مستقر شده است، آيا مى‏شود براى او نايب گرفت يا خير، و اگر نشود، تبرع حج از او چه صورت دارد؟
ج ـ نيابت و تبرع در فرض سؤال صحيح نيست.
[146] س ـ فردى پس از استطاعت مالى براى حج اسم‏نويسى كرد و براى دو سال بعد اسمش درآمد، ولى چند ماه قبل از حركت، فوت كرد در حالى كه پسرش را نايب قرار داده بود كه براى او حج به‌جا آورد، در حالى كه پسر خود استطاعت مالى داشته ولى در اسم نويسى مسامحه كرده و ننوشته است، در صورتى كه اگر اسم مى‏نوشت، شايد در همان سال اول، قرعه به نامش درمى‏آمد و شايد هم سال‏هاى بعد، اكنون پسر به مدينه آمده به عنوان نيابت حج بلدى از جانب پدر و هنوز محرم نشده، چه وظيفه‏اى دارد؟
ج ـ در فرض مرقوم نيابت صحيح نيست و بايد براى خودش حج نمايد.
(
58
)



[147] س ـ شخصى اجير حج بَلَدى از قم شده و خودش ساكن اراك است، بعد از اجير شدن در نظر داشته كه به قم برود و از آن‌جا حركت كند، پس از چند روز در حالى كه از موضوع غافل شده، براى انجام كار ديگرى به قم و بعد از آن‌جا به تهران رفته است، آيا همان نيت قبلى براى حركت از قم كافى است يا بايد برگردد به قم، و بر فرض خروج از ايران چه حكمى دارد؟
ج ـ اگر مى‏تواند بايد برگردد، و چنانچه برنگشت ولو در صورت تمكّن و حج را انجام داد، حج صحيح است و بالنسبه استحقاق اجرت دارد.
[148] س ـ آيا بر نايب واجب است اعمال حج را طبق فتواى مرجع تقليد منوب‏عنه انجام دهد يا مطابق وظيفه خودش عمل نمايد؟
ج ـ ميزان، وظيفه خود اوست ولى اگر اجير شده به كيفيت خاصى، بايد طورى عمل كند كه مراعات وظيفه خودش و كيفيت ذكر شده، بشود.
[149] س ـ آيا در اجاره براى اعمال حج لازم است اجير و مستأجر از يكديگر سؤال كنند كه مقلّدِ چه كسى هستند يا نه؟
ج ـ لازم نيست و اجير مطابق تقليد خودش عمل مى‏كند.
[150] س ـ نايب چند ماه قبل از حج به بلد منوب‌عنه مى‏رود و به عنوان نيابت حج حركت مى‏كند و به وطن خودش يا محل ديگرى مى‏رود و در ماه ذى‏حجه، كه عازم حج مى‏شود، ديگر به بلد منوب‌عنه نمى‏رود، كافى است يا نه؟ و چه وقت بايد برود؟
ج ـ كافى است.
[151] س ـ در موردى كه مرحوم پدرم فرموده بود پسر بزرگ نيابتاً به مكّه برود و من كه پسر بزرگ هستم به وسيله ارث مستطيع شده‏ام اما تاكنون نتوانسته‏ام سهم خود را به پول مبدل كنم، آيا مى‏توانم با اين حال به جاى پدر حج به‏جا آورم يا نه؟
ج ـ با فرض حصول استطاعت مالى براى خودتان ولو از بابت ارثيه، اگر امكان فروش و صرف قيمت در حج را داريد بايد اول براى خودتان حج به‏جا آوريد و براى پدر بعداً انجام دهيد يا ديگرى را نايب بگيريد.
(
59
)



□ [152] س ـ آيا جايز است براى نايب در طواف عمره تمتّع يا طواف حج كه طواف را در غير موسم حج به‏جا آوَرَد يا نه؟
ج ـ مانع ندارد.
[153] س ـ شخصى قبلاً مستطيع بوده و به حج نرفته و الآن هيچگونه قدرت مالى جهت انجام حج را ندارد، آيا فرزندش مى‏تواند تبرعاً از طرف او حج نيابى انجام دهد؟
ج ـ نيابت در حج از حىّ صحيح نيست مگر در صورتى كه شخص از جهت پيرى نتواند به حج برود يا مريض ‏باشد و از جهت مرض نتواند برود و مأيوس از خوب شدن تا آخر عمر باشد.
(
60
)



[154] س ـ حج به نيابت حضرت ولى عصر (ارواحنا له الفداء) چون در موسم حج تشريف دارند جايز است يا نه؟
ج ـ اشكال ندارد.
[155] س ـ زنى كه واجب الحج است وصيت كرده كه از اصل تركه‏اش براى او حج بَلَدى توسط وصيّش انجام شود، حال استطاعت جانى و مالى و غيره براى وصى او فراهم است، فقط از حيث عدم شركت در نام‏نويسى براى حج، آن هم با عذرى، استطاعت راهى ندارد، آيا مى‏تواند حج نيابى را انجام دهد؟
ج ـ وصى اگر قبلاً استطاعت نداشته و فعلاً هم راه براى او باز نيست الآن هم مستطيع نيست و مى‏تواند براى حج نيابى اجير شود، ولى اگر بدون اين‏كه اجير شود خود را به ميقات برساند، نمى‏تواند حج نيابى به‏جا آورد و بايد براى خودش حج به‏جا آورد.

[156] س ـ كسى كه حج نيابى انجام مى‏دهد، اگر در قربانى شخص ثالثى را وكيل كرد، ذابح چگونه نيت كند، آيا بايد نيت كند كه به وكالت از ميت قربانى مى‏كنم يا بايد وكالت از نايبِ ميت كند؟ در هر صورت آيا بايد نام ميت را هم ببرد؟
ج ـ نام ميت بردن لازم نيست، بلكه چنانچه نيت كند آنچه بر عهده نايب است انجام دهد صحيح است.
[157] س ـ كسى كه براى حج اجير مى‏شود، اگر شرط كند كه مثلاً براى طواف نساء يا يك عمل ديگرى كه نيابت بردار است نايب مى‏گيرم، آيا اين شرط نافذ است و مى‏تواند عمل نمايد يانه؟
ج ـ اگر عذر دارد نمى‏تواند قبول كند، بلى در قربانى مانع ندارد و شرط لازم نيست.
[158] س ـ كسى احتمال قوى عقلايى مى‏دهد كه نتواند اعمال را به نحو عادى انجام دهد، و ممكن است حج تمتّع را بدل به اِفراد كند، آيا مى‏تواند از حج واجب نيابت كند؟
ج ـ مى‏تواند نيابت كند، ولى اگر وظيفه او عدول به افراد شد، بنا بر احتياط منوب‏عنه نبايد اكتفا به آن كند.
(
61
)



[159] س ـ نايبى‏كه در وقت ‏قبول نيابت براى حج معذور نبوده است، و بعد از عقد اجاره در موقع‏ عمل ‏يا قبل ‏از محرم ‏شدن، جزو معذورين ‏شد و در هر عذرى ‏كه ‏پيش ‏آمده ‏طبق ‏وظيفه معذورين رفتار نمود، آيا حج او از منوب‌عنه كافى است؟ و آيا نسبت به نحوه عذر فرقى هست يا نه؟
ج ـ محل اشكال است.
(
62
)



[160] س ـ كسانى كه در حال اجير شدن، از معذورين نبوده‏اند و بعداً در اثناى عمل عذر عارض شده است، آيا نيابتشان صحيح است و مستحق تمام اجرت مى‏باشند يا نه؟
ج ـ اشكال دارد.
(
63
)



[161] س ـ خدمه‏اى كه از روى جهل به مسأله اجير شده‏اند و وقوف اختيارى مشعر را درك نكرده‏اند، فعلاً تكليفشان چيست و همچنين ساير معذورينى كه حج ناقص از اين قبيل انجام داده‏اند؛ تبرعاً يا با اجرت؟
ج ـ نيابت ايشان صحيح نيست و كفايت از منوب‌عنه نمى‏كند و بايد پول را برگردانند و خودشان با عدم عذر نسبت به درك اختيارى مشعر، بايد با انجام عمره مفرده، از احرام‏خارج شوند.

[162] س ـ در مناسك آمده است كه معذور نمى‏تواند نايب شود، معذور به چه كسى گفته مى‏شود؟ لطفاً حدّ آن را معيّن كنيد؛ مثلاً كسى كه نمى‏تواند نماز طواف را صحيح بخواند، يا نمى‏تواند خودش رَمْى جمرات كند و يا نمى‏تواند قربانى نمايد و يا نمى‏تواند يكى ديگر از واجبات حج را؛ اعم از اركان و غير اركان، انجام دهد معذور است يا خير؟
ج ـ هركس نتواند اعمال اختيارى حج را انجام دهد معذور است و نمى‏تواند نايب شود، ولى مباشرت در ذبح در حال اختيار هم لزوم ندارد و لذا كسى كه نمى‏تواند ذبح كند، مى‏تواند براى حج نايب شود و براى ذبح نايب بگيرد.
[163] س ـ كسى كه نماز او صحيح نيست و براى حج به نيابت آمده است، آيا نيابت او صحيح است؟ و مفروض اين است كه به عنوان نيابت مُحرم شده است؟
ج ـ اگر از قرائت صحيح معذور است، نيابت و احرام او باطل است و اگر معذور نيست صحيح است و بايد قرائت خود را درست كند.
[164] س ـ اگر مُستنيب يا منوب‌عنه در وقت نيابت بدانند كه نايب جزو معذورين است و او را نايب كنند؛ اولاً آيا اجرت نيابت براى نايب حلال است يا نه؟ و ثانياً آيا حج نيابتى او صحيح و از حَجّةالاسلام يا غير حَجّةالاسلام منوب‌عنه كفايت مى‏كند يا نه؟
ج ـ با فرض اين كه معذور بوده و استيجار شده استحقاق اجرت ندارد و كفايت نمى‏كند.

53. نسبت به لزوم فرستادن موها به منى‏ نظر معظّم له يافت نشد.
54. بنابر احتياط واجب (مناسک حج، م357)
55. نظر معظّم له نسبت به فرستادن مو به منى به دست نيامد.
56. بنا بر احتياط واجب. (مناسک حج، ص28، شرايط نايب، 3)
57. به حاشيه مسأله 1042 مراجعه شود.
58. اگر راه با فيش مورد وصيت براى پسر باز شده و يا اين‌كه باز شدن راه براى پسر بدين‌گونه بوده که ورثه فيش را به يكى از فرزندان بدهند كه به نيابت پدر به حج برود بايد حج را به نيابت از پدر به‌جا آورد و چنانچه وصيتى نبوده و از او خواسته نشده كه نيابت كند، بايد براى خودش حج به‏جا آورد و براى پدر نايب بگيرد.
59. مگر اين‌که استطاعت طريقى (باز بودن راه) براى فرزند جز به لحاظ نيابت از پدر حاصل نشود.
60. که در اين صورت اگر به فرزند نيابت دهد مجزى خواهد بود. (مناسک حج، ص29، شرايط منوب‌عنه،2)
61. اجير كردن كسى كه وظيفه او به‌خاطر كمى وقت عدول به حجّ افراد است، صحيح نيست. اما اگر نايب را در وسعت وقت اجير كنند و سپس اتفاقاً وقت بر او تنگ شود، واجب است که [به حج اِفراد] عدول كند و عمل او از حج تمتّع منوب‌عنه كفايت مي‌نمايد و مستحق دريافت اجرت نيز هست. (مناسک حج، م53)
62. نايبى كه در وقت قبول نيابت براى حج معذور نبوده است، ليكن بعد از عقد اجاره، در موقع عمل يا قبل از محرم شدن، جزو معذورين شده، اگر عذر او منجر به نقص بعضى از اعمال حج نشود نيابت او صحيح است؛ مثل اين‏كه در ارتكاب بعضى از تروك معذور شود ولى اگر عذر منجر به نقص در اعمال حج شود در اين‏صورت بطلان اجاره بعيد نيست و احوط مصالحه بين نايب و منوب‏عنه در اجرت و اعاده عمره و حج براى منوب‏عنه مى‏باشد. (مناسک حج، م58)
63. از مسأله قبل معلوم شد.
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۲۱ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #8
RE: مناسک حج - شرایط حاجی - نیابت حج و...
حج استحبابى‏
[165] م ـ مستحب است كسى كه شرايط وجوب حج را ندارد؛ از بلوغ و استطاعت و غير آنها، در صورت امكان حج به‏جا آورد و همچنين بر كسى كه حج واجبش را انجام داده است مستحب است دو مرتبه به حج برود و مستحب است تكرار حج در هر سال. بلكه مكروه است پنج سال متوالى آن را ترك كند و مستحب است در وقت خارج شدن از مكّه نيّت برگشتن نمايد و مكروه است قصد برنگشتن داشته باشد.
[166] م ـ مستحب است از طرف خويشاوندان يا غير آن‏ها حج به‏جا آورد تبرّعا؛ چه زنده باشند يا مرده و همچنين از طرف معصومين و نيز طواف از طرف آن‏ها و غير آن‏ها مستحب است به‏شرط آن‌كه در مكّه نباشند يا معذور باشند.
[167] م ـ كسى كه زاد و راحله ندارد مستحب است قرض كند و به حج برود، در صورتى كه مى‏تواند قرض را ادا كند.
(
64
)


[168] م ـ با مال حرام جايز نيست به حج برود و اگر مال او مشتبه است و علم به حرمت آن ندارد، مى‏تواند آن را صرف كند.
[169] م ـ بعد از فارغ شدن از حج استحبابى مى‏تواند ثواب آن را به ديگرى هديه كند، همچنان‌كه در وقت شروع مى‏تواند آن را نيت كند.
[170] م ـ كسى كه مال ندارد تا با آن حج به‏جا آورد مستحب است ولو با اجاره دادن خودش و نيابت از ديگرى به حج برود.

64. کسى که هزينه‌ى رفتن به حج را در اختيار ندارد، اما مى‌‌تواند قرض بگيرد و سپس به سادگى قرض خود را ادا کند، واجب نيست که خود را با قرض گرفتن مستطيع کند، اما اگر بگيرد، حج بر او واجب مى‌شود. (مناسک حج، م13)
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۲۱ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #9
RE: مناسک حج - شرایط حاجی - نیابت حج و...
اقسام عمره‏
[171] م ـ عمره هم مانند حج دو قسم است: «واجب» و «مستحب» و بر كسى كه شرايط استطاعت را داشته باشد يك مرتبه در عمر واجب مى‏شود و وجوب آن مانند حج فورى است و در وجوب آن استطاعت حج معتبر نيست بلكه اگر براى عمره مستطيع باشد واجب مى‏شود، هرچند براى حج مستطيع نباشد همچنانكه عكس اين هم همينطور است كه اگر شخص براى حج استطاعت داشته باشد و براى عمره مستطيع نباشد بايد حج به‏جا آورد ليكن بايد معلوم باشد كه براى كسانى كه از مكّه دور هستند؛ مثل ايرانيان كه وظيفه آن‏ها حج تمتّع است، هيچگاه استطاعت حج از استطاعت عمره و استطاعت عمره از استطاعت حج جدا نيست؛ چون حج تمتّع مركب از هر دو عمل است، به‏خلاف كسانى كه در مكّه يا قريب به آن هستند كه وظيفه آنها حج و عمره مفرده است كه نسبت به آن‏ها استطاعت براى يكى از دو عمل تصور مى‏شود.
[172] م ـ واجب است بر كسى كه مى‏خواهد داخل مكّه شود با احرام وارد شود و براى احرام بايد نيت عمره يا حج داشته باشد و اگر وقت حج نيست و مى‏خواهد وارد مكّه شود واجب است عمره مفرده انجام دهد و از اين حكم كسانى كه مقتضاى شغلشان اين است كه زياد وارد مكّه مى‏شوند و از آن خارج مى‏شوند استثنا شده است.
(
65
)


[173] م ـ تكرار عمره مانند تكرار حج مستحب است و در مقدار فاصله بين دو عمره اختلاف فرموده‏اند و احوط آن است كه در كمتر از يك ماه، به قصد رجا به‏‌جا آورده شود.
(
66
)


65. همچنين كسانى كه پس از اعمال حج يا عمره مفرده از مکه خارج شده‌اند و مى‌خواهند در همان ماهِ انجام حج يا عمره، دوباره وارد مکه شوند، احرام و عمره مجدّد واجب نيست. (مناسک حج، م69)
66. تكرار عمره مانند تكرار حج مستحب است، و بين دو عمره وجود فاصله‌ى معين شرط نيست. ولى بنابر احتياط در هر ماه فقط يك عمره براى خود مى‌تواند به‌جا آورد. و اگر دو عمره براى افراد ديگر انجام دهد يا يك عمره براى خود و يك عمره هم براى ديگرى به‌جا آورد، فاصله مذكور شرط نيست. بنابراين اگر عمره دوم را به نيابت از ديگرى انجام دهد، جايز است نايب در برابر آن اجرت بگيرد و از عمره‌ى مفرده‌ى منوب‌عنه هر چند واجب باشد، كفايت مى‌‌كند. (مناسک حج، م70)
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۲۱ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.