به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اقسام حج‏

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #1
اقسام حج‏
حج سه قسم است: «تمتّع»، «قِران» و «اِفراد».
تمتّع، وظيفه كسانى است كه چهل و هشت ميل ـ كه شانزده فرسخ است ـ از مكّه دور باشند.
قِران و اِفراد بر غير آن‏ها واجب مى‏شود و اين تفصيل در حَجةالاسلام است.
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۲۱ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #2
RE: اقسام حج‏
صورت حج افراد و عمره مفرده‏
[174] م ـ صورت حج افراد، كه گاهى مورد ابتلاى متمتّع مى‏شود، از اين قرار است كه: زن حائض يا كسى كه به‏واسطه ضيق وقت نمى‏تواند عمره تمتّع را به‏جا آورد، بايد قصد كند حج اِفراد را، و به همان احرامِ عمره تمتّع، كه عدول به اِفراد كرده، برود به عرفات و مثل ساير حجّاج وقوف كند، بعد از آن برود به مشعر و وقوف كند، بعد برود به منى‏ و اعمال منى‏ را به‏جا آورد مگر هدى را كه واجب نيست بر او. بعد برود به مكّه و طواف زيارت و نماز و سعى و طواف نساء و نماز آن را به‏جا آورد. پس در اين وقت از احرام خارج مى‏شود، بعد از آن برگردد به منى‏ براى بيتوته و اعمال ايّام تشريق؛ به همان نحو كه ساير حجّاج به‏جا مى‏آورند. پس صورت حج اِفراد عين صورت حج تمتّع است با يك فرق كه در حج تمتّع هدى بايد ذبح كند و در حج اِفراد واجب نيست ولى استحباب دارد.
[175] م ـ صورت عمره مفرده ـ كه بايد كسى كه حج تمتّع او بدل به حجّ اِفراد شد، بعد از حج به‏جا آوردـ آن است كه خارج شود به ادنى‏الحِلّ و افضل آن است كه از «جِعرانه» يا «حُديبيه» يا «تنعيم» كه از همه نزديك‌تر به مكّه است، محرم شود و بيايد به مكّه و طواف كند و نماز آن را بخواند و سعى بين صفا و مروه بكند و تقصير كند يا سر بتراشد و طواف نساء به‏جا آورد و نماز طواف بخواند.
[176] م ـ «عمره مفرده» با «عمره تمتّع» كه تفصيلاً خواهد آمد، در صورت فرق ندارد، مگر در سه چيز:
(
67
)


اول ـ آن‌كه در عمره تمتّع بايد تقصير كند؛ يعنى از مو يا ناخن خود بايد بگيرد و سر تراشيدن جايز نيست و در عمره مفرده مخير است بين سر تراشيدن و تقصير.
دوم ـ آن‌كه در عمره تمتّع طواف نساء ندارد و در عمره مفرده دارد.
(
68
)


سوم ـ آن‌كه ميقات عمره تمتّع يكى از مواقيت پنج‌گانه است كه ذكر آن مى‏آيد.
و ميقات عمره مفرده ادنى‏الحِلّ است(
69
) و جايز است از يكى از مواقيت پنج‌گانه محرم شود.
[177] م ـ كيفيت افعال حجّ اِفراد؛ از احرام و وقوفين و اعمال منى‏ و اعمال مكّه، عين كيفيّت حجّ تمتّع است و در احكام، مشترك هستند و كيفيت افعال عمره تمتّع؛ از احرام و طواف و ساير اعمال، عين كيفيتِ عمره مفرده است.
[178] م ـ عمره تمتّع را اگر كسى به‏جا بياورد، كافى است از عمره مفرده.
[179] م ـ كسى كه وظيفه‏اش حج تمتّع است؛ مثل اشخاصى كه از مكّه شانزده فرسنگ شرعى دور باشند، اگر استطاعت براى عمره داشته باشند و براى حج نداشته باشند، عمره مفرده بر آنها واجب نيست مثل اشخاصى كه به نيابت حج مى‏كنند، گرچه احتياط آن است كه به‏جا آورد.
[180] م ـ كسى كه محرم شد به احرام عمره مفرده، حرام مى‏شود بر او جميع چيزهايى كه در احرام تمتّع گفته شد و بعد از آن‌كه تقصير كرد يا سر تراشيد، همه چيز بر او حلال مى‏شود مگر زن‏ها و بعد از آن‌كه طواف نساء را با نمازش به‏ جا آورد، زن هم بر او حلال‏مى‏شود.
[181] م ـ طواف نساء را در عمره مفرده، بايد بعد از تقصير يا سر تراشى به‏جا آورد.
[182] م ـ كسى كه به احرام عمره مفرده وارد مكّه شد، اگر احرامش در ماه‏هاى حج بوده، جايز است كه آن را عمره تمتّع قرار دهد و دنبال آن، حج تمتّع به‏جا آورد و در اين صورت هَدى بر او واجب مى‏شود.

67. در مناسک معظّم له اين مسأله نيز وجود دارد: عمره تمتّع بايد در يكى از ماه‌هاى حج يعنى شوّال يا ذى‌‌قعده يا ذى‌‌حجّه به‌جا آورده شود، در حالى كه انجام عمره مفرده در همه ايام سال صحيح است. (مناسک حج، م73)
68. در عمره تمتّع طواف نساء و نماز طواف نساء واجب نيست، هر چند احتياط آن است كه آن دو را به قصد رجا به‌جا آورد. ولى در عمره‌ى مفرده طواف نساء و نماز آن واجب است. (مناسک حج، م72)
69. ميقات عمره مفرده براى کسى که داخل شهر مکّه مکرّمه است أدنى الحِلّ (نزديک‌ترين نقطه‌ى خارج از حرم) است، و افضل حديبيه يا جعرانه يا تنعيم مى‌باشد، هرچند احرام بستن از يکى از مواقيت پنج‌گانه نيز جايز است، و اما کسى که خارج مکه است و مى‌خواهد عمره مفرده به‌جا آورد بايد براى آن از يکى از مواقيت پنج‌گانه محرم شود. (مناسک حج، م74 و ص50، ميقات‌هاى ديگر، 3)
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۲۲ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #3
RE: اقسام حج‏
صورت حج تمتّع اجمالاً
بدان كه حج تمتّع مركب است از دو عمل: يكى «عمره تمتّع»، و ديگرى «حجّ تمتّع» و عمره تمتّع مقدم است بر حج.

و عمره تمتّع مركب است از پنج جزء:
اول ـ احرام.
دوم ـ طواف كعبه.
سوم ـ نماز طواف.
چهارم ـ سعى بين كوه صفا و مروه.
پنجم ـ تقصير؛ يعنى گرفتن قدرى از مو يا ناخن.
و چون محرم از اين اعمال فارغ شد، آنچه بر او به‏واسطه احرام بستن حرام شده بود حلال ‏مى‏شود.
و حج تمتّع مركب است از سيزده عمل:
اول ـ احرام بستن در مكّه.
دوم ـ وقوف به عرفات.
سوم ـ وقوف به مشعرالحرام.
چهارم ـ انداختن سنگ‌ريزه به جمره عقبه در منى‏.
پنجم ـ قربانى در منى‏.
ششم ـ تراشيدن سر يا تقصير كردن در منى‏.
هفتم ـ طواف زيارت در مكّه.
هشتم ـ دو ركعت نماز طواف.
نهم ـ سعى بين صفا و مروه.
دهم ـ طواف نساء.
يازدهم ـ دو ركعت نماز طواف نساء.
دوازدهم ـ ماندن به منى‏، شب يازدهم و شب دوازدهم، و شب سيزدهم براى بعضى از اشخاص.
سيزدهم ـ در روز يازدهم و دوازدهم رَمْى جمرات، و اشخاصى كه شب سيزدهم در منى‏ ماندند، روز سيزدهم بايد رَمْى جمرات كنند.
آنچه ذكر شد صورت اجمالى اين دو عمل است و تفصيل آن‏ها بعد ذكر مى‏شود.
[183] م ـ لازم نيست مكلف اين اعمال را قبل از ورود به عمره و حج بداند ولو اجمالاً، و كافى است كه نيت كند عمره تمتّع را؛ يعنى عبادتى را كه خداوند بر او واجب كرده و همين‏طور حج تمتّع را به‏‌نحوى كه واجب است بر او و كيفيت و تفصيل هر يك را از رساله در وقت عمل ياد بگيرد و عمل كند، ولى ياد گرفتن اجمالى آن بهتر و موافق احتياط است.

سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۲۲ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #4
RE: اقسام حج‏



استفتائات اقسام عمره و حج‏




[184] س ـ شخصى در اثناى عمره مفرده، در شَوط پنجم سعى، مريض شده و نتوانسته است عمره را تمام كند، او را به ايران برده‏اند و بعد از بهبودى هم نتوانسته به مكّه بيايد، فعلاً وظيفه او چيست؟ توضيح آن‌كه كسى نايب شده كه وظيفه او را انجام دهد و عملى را كه وظيفه او است و او را از احرام خارج مى‏كند به‏جا آورد.
ج ـ با فرض اين‏كه خود شخص نمى‏تواند مراجعت كند، نايب براى خروج منوب‌عنه از احرام، سعى را تمام كند و آن را اعاده نمايد و به منوب‌عنه خبر دهد كه تقصير نمايد و بعد از تقصير براى طواف نساء نايب بگيرد و توضيح آن‌كه مسأله از موارد حصر نيست، چون شخص مريض فعلاً خوب شده و اين‏كه نمى‏‌تواند به مكّه بيايد از جهت مرض نيست.
[185] س ـ كسى عمره مفرده به‏جا آورده و بدون انجام طواف نساء به مدينه آمده است، فعلاً مى‏خواهد براى عمره تمتّع مُحرم شود، آيا جايز است بدون انجام طواف نساء مُحرم شود و بعد از انجام عمره تمتّع، طواف نساء را به‏جا آورد؟
ج ـ مانع ندارد.
[186] س ـ اگر فاصله بين دو عمره كمتر از يك ماه باشد، فرموده‏ايد بايد عمره دوم را به قصد رجا به‏جا آورد، آيا فرقى هست بين دو عمره مفرده از خودِ شخص و بين دو عمره مفرده‏اى كه هر دو يا يكى از آن‏ها به نيابت از ديگران باشد يا نه؟
ج ـ فرق نمى‏كند.
(
70
)



[187] س ـ اين‏كه حضرت‌عالى فرموده‏ايد: اگر فاصله ميان دو عمره كمتر از يك ماه باشد، عمره دوم رجائاً قصد شود، مقصود يك ماه است يا سى روز كامل؟

ج ـ ميزان يك ماه است،
(
71
)
و اگر در بين ماه عمره به‏جا آورده، احتياط مذكور را تا سى روز مراعات كنند.

[188] س ـ اگر بين دو عمره كمتر از يك ماه فاصله باشد بايد عمره دوم را به قصد رجا انجام دهد، چنانچه عمره دوم نيابت باشد نايب مى‏تواند براى آن اجرت بگيرد يا خير، و چنانچه بر منوب‌عنه انجام عمره مفرده واجب باشد كفايت مى‏كند يا خير؟
ج ـ لازم است احتياط مراعات شود
(
72
)
و چنانچه با تذكر به اجير كننده اجرت بگيرد اشكال ندارد.

[189] س ـ اگر زنى به نيت عمره مفرده مُحرم و بعد از آن عادت شود و در همه روزهايى كه مى‏تواند در مكّه باشد حيض است، براى عمره مفرده بايد چه كند؟ و اگر آن‌جا اعمالى انجام نداده و فعلاً به ايران آمده، چه وظيفه‏اى دارد؟
ج ـ در فرض سؤال ‏بايد براى ‏طواف و نماز نايب بگيرد و بقيه اعمال عمره را خودش به‌جا آورد و چنانچه به ‏ايران آمده، اقدام كند و برگردد و اگر نمى‏تواند، براى اعمال عمره نايب بگيرد ولى بايد خودش تقصير كند و ترتيب بين آن و ساير اعمال مراعات شود و تا اعمال را به‏جا نياورد، آنچه به وسيله احرام بر او حرام شده، بر او حلال نمى‏شود.
[190] س ـ آيا طواف در عمره مفرده استحبابى، حكمِ طواف واجب را دارد كه بايد نماز آن خلف مقام باشد يا حكم طواف استحبابى را دارد و در هر جاى مسجدالحرام مى‏توان نماز آن را خواند؟
ج ـ حكم طواف واجب را دارد و بايد نماز آن، خلف مقام باشد.
[191] س ـ انجام عمره مفرده در ماه‏هاى حج، پيش از عمره تمتّع جايز است يا خير؟ و در اين مسأله فرقى بين صَرُوره و غير صروره هست يا نه؟
ج ـ مانع ندارد و فرق نمى‏كند.
[192] س ـ تأخير عمره مفرده در حج اِفراد، تا چه وقتى بلا عذر جايز است؟
ج ـ بايد مبادرت نمايد عرفاً على‏الأحوط و تأخير نشود.
[193] س ـ زنى كه احتمال مى‏دهد خون حيض ببيند و نتواند داخل مسجدالحرام شود، آيا مى‏تواند براى عمره مفرده مستحبى مُحرم شود و اگر خون ديد براى طواف و نماز نايب بگيرد وهمچنين مريض اگر احتمال مى‏دهد نتواند اعمال عمره مفرده را انجام دهد؟

ج ـ اشكال ندارد و چنانچه وظيفه او نايب گرفتن شد عمل به وظيفه نمايد.

[194] س ـ همچنانكه عمره مفرده را قبل از عمره تمتّع ولو با كمتر از فاصله شدن يك ماه تجويز فرموده‏ايد، آيا بعد از عمره تمتّع هم با كمتر از يك ماه فاصله تجويز مى‏فرماييد يا بايد رجائاً انجام شود؟
ج ـ به ‏قصد رجا انجام شود.
(
73
)



□ [195] س ـ كسى كه وظيفه او عمره تمتّع است و ندانسته به نيت عمره مفرده مُحرم شده است تكليف او چيست؟
ج ـ اگر قصد عمره مفرده كرده، بايد عمره مفرده انجام دهد و بعد عمره تمتّع را به‏جا آورد و چنانچه اشتباه در تطبيق بوده، تمتّع واقع مى‏شود و صحيح است.
□ [196] س ـ اگر تقصير را در عمره مفرده جهلاً يا نسياناً به‏جا نياورد و طواف نساء را نيز ترك كرده و بعد رفته است به مسجد شجره و براى عمره تمتّع مُحرم شده و عمره تمتّع را به‏جا آورده و بعد متوجه نقص كار خود شده است، تكليف اين شخص با داشتن فرصت براى اعاده عمره تمتّع و نداشتن فرصت چيست؟
ج ـ در فرض مرقوم چنانچه عمره مفرده را در اَشْهُر حج به‏جا آورده و مى‏خواهد حج مستحبى به‏جا آورد، مى‏تواند عدول به عمره تمتّع كند؛ چه وقت براى اعاده عمره تمتّع داشته باشد يا نه. ولى اگر حج واجب باشد كفايت نمى‏كند على‏الأحوط و بايد پس از تقصير صحيح به ميقات برود و براى عمره تمتّع مجدداً محرم شود.
□ [197] س ـ كسى كه حجش بدل به اِفراد شده و بايد بعد از حج، عمره مفرده به‏جا آورد، اگر سال بعد كه به حج مى‏رود بعد از اعمال حج، عمره مفرده را به‏جا آورد كافى و مُجزى است يا نه؟
ج ـ احوط آن است كه تا عمره مفرده را انجام نداده، براى عمره و حج ديگر مُحرم نشود هرچند اگر خلاف كرد، ضرر به صحت عمره و حج او نمى‏زند.
[198] س ـ كسانى كه از هند و پاكستان به عربستان مى‏آيند و در مكّه معظّمه مقيم مى‏شوند، آيا حجّشان تمتّع است يا وظيفه ديگرى دارند؟

ج ـ چنانچه به قصد مجاورت در مكّه بمانند و بعد از دو سال مستطيع شوند حكم اهل مكّه را پيدا مى‏كنند، و در غير اين صورت، صور مختلفه‏اى است كه در تحريرالوسيله ذكر شده است.

[199] س ـ كيفيت حج قِران را بيان فرماييد، و آيا اين حج بر كدام اشخاص واجب مى‏شود؟
ج ـ حج قِران واجب تعيينى نيست و چون مورد ابتلا نيست، مى‏توانيد به كتب مفصله مراجعه نماييد.
(
74
)

70. به حاشيه مسأله 173 مراجعه شود.
71. اولاً ميزان، ماه قمرى است و ثانياً به حاشيه مسأله 173 مراجعه شود.
72. نظر معظّم له ذيل مسأله 173 گذشت.
73. قصد رجا لازم نيست. (مناسک حج، م70)
74. حج قِران مانند حج اِفراد است با اين تفاوت که در حج قِران بايد در حال احرام قربانى همراه محرم باشد بنا بر اين در اين صورت قربانى بر او واجب است. همچنين در حج قِران احرام هم با لبيک گفتن محقق مى‌شود و هم با اِشعار يا تقليد ولى در حج اِفراد فقط با لبيک گفتن محقق مى‌شود. (مناسک حج، ص40)
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۲۲ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #5
RE: اقسام حج‏

فصل سوم‏: مُحرّمات احرام‏
(

145
)





اول ـ شكار صحرايى كه وحشى باشد، مگر در صورتى كه ترس داشته باشد از آزار آن.
[304] م ـ خوردن گوشت شكار بر محرم حرام است؛ چه خودش شكار كند يا غير خودش، چه مُحرم شكار كند يا غير مُحرم.
□ [305] م ـ نشان دادن شكار به شكارچى حرام است و همينطور اعانت او به هر نحوى حرام‏ است.
□ [306] م ـ اگر مُحرمى صيد را ذبح كند در حكم ميته خواهد بود بنابر مشهور و به احتياط واجب هم درباره مُحرم و هم مُحِل.
[307] م ـ شكار دريايى مانع ندارد و آن حيوانى است كه تخم و جوجه، هر دو را در دريا كند.
[308] م ـ ذبح و خوردن حيوانات اهلى، مثل مرغ خانگى و گاو و گوسفند و شتر مانع ندارد.
[309] م ـ پرندگان، جزو شكار صحرايى مى‏باشند و ملخ نيز در حكم شكار صحرايى است.
□ [310] م ـ احتياط واجب آن است كه زنبور را نكشد، اگر قصد اذيت او را نداشته باشد.
□ [311] م ـ نگاه داشتن صيد حرام است، اگر چه خودش مالك آن باشد.
□ [312] م ـ اگر پرنده‏اى كه نزد او است پَر در نياورده يا پَر او را چيده‏اند، واجب است آن را حفظ كند تا پَر درآورد و آن را رها كند، بلكه بعيد نيست كه واجب باشد حفظ بچه صيد را؛ مثل آهو بره، تا بزرگ شود و رها كند آن را.
□ [313] م ـ هر شكارى كه حرام است، جوجه و تخم آن نيز حرام است.
بدان كه در شكار احكام بسيارى است و چون محلِ حاجتِ چندان نيست، از بيان آن‏ها خوددارى شد.
دوم ـ جماع كردن با زن، و بوسيدن و دست‌بازى كردن و نگاه به شهوت، بلكه هر نحو لذت و تمتّعى بردن.(
146
)
□ [314] م ـ اگر كسى در احرام عمره تمتّع از روى علم و عمد، با زن، چه در قُبُل وچه در دُبُر و يا با مرد جماع كند ظاهرا عمره‏اش باطل نشود وليكن موجب كفاره است كه بيان آن مى‏آيد و احتياط آن است كه اگر اين عمل پيش از سعى واقع شد عمره را تمام كند و آن را دو مرتبه به‏جا آورد و اگر وقت تنگ است حج اِفراد به جا آورد و بعد از آن عمره مفرده به‌جا آورد و احتياط بيشتر آن است كه سال ديگر حج را اعاده كند.
[315] م ـ اگر در عمره تمتّع اين عمل را از روى علم و عمد پس از سعى مرتكب شود كفاره بر او واجب مى‏شود و كفاره بنا بر احتياط واجب(
147
) يك شتر است؛ چه ثروتمند باشد يا نباشد.
[316] م ـ اگر در احرامِ حج اين عمل را از روى علم و عمد به جا آورد، اگر قبل از وقوف به عرفات بوده حج او فاسد است مسلّماً، و اگر بعد از وقوف به عرفات و قبل از وقوف به مشعرالحرام بوده، حج او فاسد است بنابر اقوى، و در هر دو صورت كفاره آن يك شتر است.
[317] م ـ در اين دو صورت كه حج فاسد شد بايد حج را تمام كند و در سال ديگر نيز حج‏به جا آورد.
[318] م ـ اگر اين عمل بعد از وقوف به عرفات و مشعر واقع شد دو صورت دارد:(
148
)
يكى آن‌كه: قبل از تجاوز از نصفِ طواف نساء مرتكب شده، در اين صورت حج او صحيح است، و فقط بايد كفاره بدهد.
دوم آن‌كه: بعد از تجاوز از نصف طواف نساء مرتكب شده، پس حج او صحيح است و كفاره هم ندارد بنابر اقوى.
[319] م ـ اگر زنى را از روى شهوت ببوسد كفاره آن يك شتر است و اگر بدون شهوت ببوسد كفاره آن يك گوسفند(
149
) است و احتياط مستحب آن است كه يك شتر كفاره بدهد.
[320] م ـ اگر عمداً نگاه كند به غير زن خود و انزالش شود، احوط آن است كه اگر مى‏تواند يك شتر كفاره بدهد و اگر نمى‏تواند يك گاو و اگر آن را هم نمى‏تواند يك گوسفند كفاره بدهد.
[321] م ـ اگر محرم نگاه كند به زن خود از روى شهوت و انزالش شود، مشهور آن است كه يك شتر كفاره است، ولى اگر از روى شهوت نباشد كفاره ندارد.(
150
)
[322] م ـ اگر كسى با زن دست بازى كند به‏شهوت و انزالش نشود، يك گوسفند كفاره آن است و اگر انزالش شود احتياط(
151
) آن است كه يك شتر كفاره بدهد اگر چه كفايت گوسفند خالى از قوت نيست.
[323] م ـ هريك از اين امور كه موجب كفاره است، اگر با جهل به مسأله يا از روى غفلت يا از روى نسيان واقع شود، به عمره و حج او ضرر نمى‏رساند و بر شخص كفاره نيست.
[324] م ـ اگر مردى با زن خود كه مُحرم است، از روى اجبار جماع كند، بر زن چيزى نيست و مرد بايد علاوه بر كفاره خود كفاره زن را هم بدهد، و اگر زن از روى رضايت جماع دهد كفاره بر خود اوست و مرد بايد كفاره خودش را بدهد و كفاره‏اى كه بايد بدهند گذشت.
سوم ـ عقد كردن زن از براى خود يا غير، چه آن غير، احرام بسته باشد يا نبسته باشد و مُحِلّ باشد.
[325] م ـ جايز نيست شخص محرم شاهد شود براى عقد، گرچه آن عقد براى غير محرم باشد.
[326] م ـ احتياط آن است كه شهادت ندهد بر عقد، اگر چه شاهد عقد شده باشد، در حال محرم نبودن، اگرچه جايز بودن آن خالى از قوت نيست.
[327] م ـ اقوى آن است كه خواستگارى كردن در حال احرام جايز است و احتياط در ترك است.
[328] م ـ رجوع كردن به زنى كه طلاق رجعى داده است مانع ندارد.
[329] م ـ اگر زنى را در حال احرام براى خود عقد كند، با علم به مسأله، آن زن بر او حرام دائمى مى‏شود.
[330] م ـ اگر زنى را با جهل به مسأله براى خود عقد كند، عقدى كه كرده است باطل است، ليكن حرام دائمى نمى‏شود، ولى احتياط آن است كه آن زن را نگيرد؛ خصوصاً اگر با او نزديكى كرده باشد.
[331] م ـ ظاهراً فرقى بين زن عقدى و صيغه‏اى نيست در احكامى كه ذكر شد.
[332] م ـ احتياط آن است كه زن اگر احرام بسته باشد و مرد محرم نباشد و عقد كند او را، با او نزديكى نكند و طلاق دهد او را، و در صورت علم به مسأله، او را طلاق دهد و با او هيچ وقت ازدواج نكند.
[333] م ـ اگر كسى عقد كند زنى را براى مَحرمى و مُحرم دخول كند، پس اگر هر سه عالم به حكم باشند بر هر يك آنها يك شتر كفاره است و اگر دخول نكند كفاره نيست و در اين حكم فرق نيست بين آن‌كه زن و عاقد مُحِلّ باشند يا مُحرم و اگر بعضى از آن‏ها حكم را مى‏دانند و بعضى نمى‏دانند؛ بر آن‌كه مى‏داند كفاره است.
[334] م ـ چهارم ـ استمناء؛ يعنى طلب بيرون آمدن منى‏ كردن، به دست يا غير آن، هرچند به خيال باشد يا به بازى‌كردن با زن خود يا كس ديگر، به‏هر نحو باشد. پس اگر منى‏ خارج شود كفاره آن يك شتر است(
152
) و احتياط واجب آن است كه در جايى كه جماع موجب بطلان است، استمنا نيز موجب بطلان باشد به نحوى كه در جماع گفته شد.
پنجم ـ استعمال عطريات؛ از قبيل مشك و زعفران و كافور و عود و عَنبر، بلكه مطلق(
153
) ‏عطر، هر قسم كه باشد.
[335] م ـ ماليدن عطر بر بدن و لباس جايز نيست و همين‌طور پوشيدن لباسى كه بوى عطر مى‏دهد، اگر چه قبلاً به آن عطر ماليده شده باشد.
[336] م ـ خوردن چيزى كه در آن چيزى است كه بوى خوش مى‏دهد؛ مثل زعفران، جايز نيست.(
154
)
[337] م ـ اگر به پوشيدن لباس يا خوردن غذايى كه بوى خوش مى‏دهد اضطرار پيدا كند، بايد دماغ خود را بگيرد كه بوى خوش به آن نرسد.
[338] م ـ از گل‌ها يا سبزى‏هايى كه بوى خوش مى‏دهد بايد(
155
) اجتناب كند، مگر بعضى انواع كه صحرايى است؛ مثل «بومادران» و «درمنه» و «خزامى» كه مى‏گويند از خوشبوترين گل‌ها است.
[339] م ـ احتياط آن است كه از «دارچينى» و «زنجبيل» و «هِل» و امثال آن‏ها اجتناب كند، اگرچه اقوى حرام نبودن آن‏ها است.(
156
)
[340] م ـ از ميوه‏هاى خوشبو؛ از قبيل سيب و بِه، اجتناب لازم نيست و خوردن آن‏ها و بوييدن آن‏ها مانع ندارد،(
157
) ليكن احتياط آن است كه بوييدن را ترك كند.
[341] م ـ اقوى حرمت گرفتن دماغ است از بوى بد، لكن فرار كردن از بوى بد به تند رفتن عيب ندارد.
[342] م ـ خريد و فروش عطريات اشكال ندارد ليكن نبايد آن‏ها را براى امتحان بو كند يا استعمال كند.
[343] م ـ كفاره استعمال بوى خوش يك گوسفند است بنا بر احتياط واجب.(
158
)
[344] م ـ مشهور آن است كه استعمال خلوق كعبه ـ و آن چيزى است كه كعبه را به آن خوش بو مى‏كنند ـ حرام نيست، لكن چون معلوم نيست كه خلوق چيست، احتياط آن است كه اجتناب كند از بوى خوشى كه در كعبه است.
[345] م ـ اگر بوى خوش را مكرر(
159
) استعمال كرد در وقتِ واحد، بعيد نيست يك گوسفند كفايت كند، ليكن احتياط در تعدد است، و اگر در اوقات متعدّده استعمال كرد احتياط ترك نشود، و اگر بعد از استعمال كفاره داد و باز استعمال كرد، واجب است(
160
) كه باز كفاره بدهد.
ششم ـ پوشيدن چيز دوخته؛ مثل پيراهن و زير جامه و قبا و امثال آن‏ها.
[346] م ـ چيزهايى كه شبيه به دوخته است؛ مثل پيراهن‏هايى كه با چرخ يا با دست مى‏بافند يا چيزهايى را كه با نمد به شكل بالاپوش مى‏مالند؛ مثل كليجه و پستك و كلاه و غير آن، جايز نيست پوشيدن آنها.(
161
)
[347] م ـ احوط اجتناب از مطلق دوخته است، هرچند كم باشد؛ مثل كمربند دوخته(
162
) و شب كلاه.
[348] م ـ هميانى را كه در آن پول مى‏گذارند، اشكال ندارد به كمر ببندد، هرچند دوخته باشد و بهتر آن است كه قسمى كند كه بى‏گره باشد.
[349] م ـ فتق‏بند، اگر دوخته باشد براى ضرورت جايز است ببندد، ليكن احتياط آن است كه كفاره بدهد.(
163
)
[350] م ـ اگر به لباس دوخته احتياج پيدا كرد جايز است بپوشد، ولى كفاره بايد بدهد.(
164
)
[351] م ـ جايز است گره زدن لباس احرام را، ولى احتياط در گره نزدن است و احتياط واجب آن است كه لنگ را به گردن گره نزنند.(
165
)
[352] م ـ جايز است كه لباس احرام را با سوزن يا چيز ديگر، بعضى را به بعضى وصل كند، گرچه احتياط در ترك است.
[353] م ـ از براى زن‏ها جايز است لباس دوخته، هرقدر مى‏خواهند بپوشند و كفاره ندارد، بلى جايز نيست از براى آنها پوشيدن «قفازين»(
166
) و آن چيزى بوده كه زن‌هاى عرب در آن پنبه مى‏گذاشتند و دست مى‏كردند براى حفظ از سرما.
[354] م ـ كفاره پوشيدن لباس دوخته، يك گوسفند است.
[355] م ـ اگر مُحرم چند قسم لباس دوخته بپوشد؛ مثل پيراهن و قبا و عبا، براى هريك بايد كفاره بدهد(
167
) و احتياط واجب آن است كه اگر آن‏ها را توى هم كرد و يك دفعه پوشيد باز براى هريك كفاره بدهد.
[356] م ـ اگر از روى اضطرار لباسهاى متعدد پوشيد كفاره ساقط نمى‏شود.(
168
)
[357] م ـ اگر يك قسم لباس بپوشد، مثل پيراهن، و كفاره بدهد و باز پيراهن ديگر بپوشد يا آن را كه پوشيده بكند و باز بپوشد بايد براى دفعه ديگر نيز كفاره بدهد.
[358] م ـ احتياط واجب آن است كه اگر چند لباس از يك نوع بپوشد مثل چند قبا يا چند پيراهن، چه در مجلس واحد يا در مجالس عديده، براى هر يك كفاره بدهد.
[359] م ـ هفتم ـ سرمه كشيدن به سياهى كه در آن زينت باشد هرچند قصد زينت نكند. و احتياط واجب اجتناب از مطلق سرمه است كه در آن زينت باشد،(
169
) بلكه اگر بوى خوش داشته باشد بنابر اقوى حرام است.
[360] م ـ حرام بودن سرمه‌كشيدن، به زن اختصاص ندارد و براى مرد نيز حرام است.
[361] م ـ در سرمه كشيدن كفاره نيست ليكن اگر در سرمه بوى خوش باشد، احتياط كفاره دادن است.
[362] م ـ در صورتى كه احتياج داشته باشد به سرمه كشيدن مانعى ندارد.
هشتم ـ نگاه‌كردن در آينه.(
170
)
[363] م ـ در اين حكم فرقى بين زن و مرد نيست.
[364] م ـ نگاه‌كردن به اجسام صاف صيقل داده شده كه عكس در آن پيداست و نگاه‌كردن در آب صاف اشكال(
171
) ندارد.
[365] م ـ عينك‌زدن اگر زينت نباشد اشكال ندارد، ولى اگر زينت محسوب شود جايز نيست.(
172
)
[366] م ـ در نظر كردن به آينه كفاره نيست، ليكن مستحب است(
173
) كه بعد از نگاه‌كردن لبيك بگويد.
[367] م ـ اگر در اطاقى كه ساكن است آينه باشد و بداند كه گاهى چشم او سهواً به آينه مى‏افتد اشكال ندارد، ليكن احتياط آن است(
174
) كه آن را بردارد يا چيزى روى آن بيندازد.
[368] م ـ احتياط(
175
) آن است كه به آينه نگاه نكند، اگر چه براى زينت نباشد.
نهم ـ پوشيدن موزه و چكمه و گيوه و جوراب و هرچه تمام روى پا را مى‏گيرد.(
176
)
[369] م ـ اين حكم اختصاص به مردان دارد و براى زن مانع ندارد.(
177
)
[370] م ـ اگر مرد محتاج شود به پوشيدن چيزى كه روى پا را مى‏گيرد احتياط واجب آن است كه روى آن را شكاف دهد.
[371] م ـ در پوشيدن آنچه روى پا را مى‏گيرد كفاره نيست.(
178
)
دهم ـ فسوق.
[372] م ـ فسوق اختصاص به دروغ گفتن ندارد بلكه فحش دادن و فخر به ديگران كردن نيز فسوق است و از براى فسوق كفاره نيست، فقط بايد استغفار كند و مستحب است(
179
) چيزى كفاره بدهد و اگر گاو ذبح كند بهتر است.
يازدهم ـ جدال؛ و آن گفتن «لا وَاللّه» و «بَلى‏ وَاللّه» است.
[373] م ـ گفتن كلمه «لا» و كلمه «بَلى‏» و در ساير لغات، مرادف آن؛ مثل «نه» و«آرى»، دخالتى در جدال ندارد بلكه قَسَم خوردن در مقامِ اثبات مطلب يا ردّ غير، جدال است.
[374] م ـ قَسَم اگر به لفظ «اللّه» باشد يا مرادف آن؛ مثل «خدا» در زبان فارسى، جدال(
180
) ‏است، و اما قَسَم به غير خدا، به هركس باشد، ملحق به جدال نيست.
[375] م ـ احتياط واجب الحاق ساير اسماء اللّه است به لفظ جلاله، پس اگر كسى قَسَم بخورد به «رحمان» و«رحيم» و «خالق ‏سموات و ارض»، جدال‏ محسوب‏ مى‏شود به ‏احتياط واجب.
[376] م ـ در مقام ضرورت، براى اثبات حقى يا ابطال باطلى جايز است قَسَم بخورد به جلاله و غير آن.
[377] م ـ اگر در جدال راستگو باشد، در كمتر از سه مرتبه چيزى بر او نيست مگر استغفار، و در سه مرتبه(
181
) كفاره بايد بدهد و كفاره آن يك گوسفند است.
[378] م ـ اگر در جدال دروغگو باشد احتياط واجب آن است كه در يك مرتبه يك گوسفند كفاره ‏بدهد و در دو مرتبه يك گاو و در سه مرتبه يك شتر بلكه خالى از قوت نيست.(
182
)
□ [379] م ـ اگر در جدال به دروغ، در دفعه اول يك گوسفند كفاره ذبح كرد، بعيد نيست كه اگر بعد از آن جدال كند به دروغ، كفاره آن يك گوسفند باشد نه گاو.
□ [380] م ـ اگر در جدال به دروغ، دو مرتبه جدال كرد و يك گاو ذبح كرد براى كفاره و بعد يك مرتبه ديگر جدال كرد به دروغ، ظاهراً يك گوسفند كفاره است و اگر بعد از ذبح گاو دو مرتبه دروغ گفت و جدال كرد ظاهراً يك گاو كفاره آن است.
□ [381] م ـ اگر به راست جدال كرد بيشتر از سه مرتبه، هرچند باشد يك گوسفند كفاره است مگر آن‌كه بعد از سه مرتبه كفاره بدهد، در اين صورت اگر سه مرتبه ديگر جدال كند به راست بايد يك گوسفند ذبح كند.
□ [382] م ـ اگر به دروغ ده مرتبه يا بيشتر جدال كند، كفاره يك شتر است ظاهراً، مگر آن‌كه پس از سه مرتبه يا زيادتر، كفاره را ذبح كند كه در اين صورت در دفعه اول گوسفند و در دفعه دوم گاو و در دفعه سوم شتر است.
دوازدهم ـ كشتن جانورانى كه در بدن(
183
) ساكن مى‏شوند؛ مثل شپش و كَيك و كنه كه در بدن حيوان است.
□ [383] م ـ جايز نيست انداختن شپش و كَك را از بدن.
□ [384] م ـ جايز نيست نقل‏كردن آن را از مكانى كه محفوظ است به جايى كه از آن ساقط شود و بيفتد و احتياط آن است كه به محلى كه در معرض آن است كه بيفتد نقل ندهد.
□ [385] م ـ احتياط مستحب آن است كه آن را از محلى به محل ديگر از بدن نقل ندهند اگر مكان اول محفوظ‌تر باشد.
□ [386] م ـ بعيد نيست كه در كشتن يا انتقال دادن، كفاره نباشد، ليكن احتياطاً يك كف از طعام صدقه بدهد.
سيزدهم ـ انگشتر به‏دست‏كردن؛ به جهت زينت و اگر براى استحباب باشد مانع ندارد.(
184
)
[387] م ـ اگر انگشتر به‏دست كند، نه براى زينت و نه براى استحباب؛ مثل آن‌كه براى خاصيتى به‏دست كند، اشكال ندارد.
[388] م ـ احتياط واجب(
185
) آن است كه محرم «حنا» براى زينت نبندد، بلكه اگر زينت باشد ولو قصد نكند احتياط در ترك است، بلكه حرمت آن، در هر دو صورت، خالى از وجه نيست.
[389] م ـ اگر قبل از احرام «حنا» ببندد، چه به قصد زينت باشد يا نباشد و چه اثرش تا زمان احرام بماند يا نماند، مانع ندارد ولى احتياط خوب است.
[390] م ـ انگشتر به دست كردن و حنا بستن كفاره ندارد.
چهاردهم ـ پوشيدن زيور است براى زن به‏جهت زينت.
[391] م ـ اگر زيور زينت باشد احتياط واجب آن است كه ترك كند هرچند قصد تزيين نداشته باشد بلكه حرمت آن خالى از قوت نيست.
[392] م ـ زيورهايى را كه عادت داشته به پوشيدن آن، قبل از احرام لازم نيست براى احرام بيرون بياورد.
[393] م ـ زيورهايى را كه عادت داشته به پوشيدن آن، نبايد به مرد نشان دهد، حتى به شوهر خود.
[394] م ـ پوشيدن زيور حرام است ولى كفاره ندارد.
پانزدهم ـ روغن ماليدن به بدن.
[395] م ـ احوط(
186
) بلكه اقوى حرام بودن ماليدن روغن است، اگر چه بوى خوش در آن‏نباشد.
[396] م ـ جايز نيست روغنى كه بوى خوش در آن است استعمال كند پيش از احرام، اگر اثرش باقى مى‏ماند تا وقت احرام.
[397] م ـ اگر از روى اضطرار و احتياج روغن بمالد عيبى ندارد.
[398] م ـ خوردن روغن مانع ندارد اگر در آن بوى خوش مثل زعفران نباشد.
[399] م ـ اگر در روغن بوى خوش نباشد در ماليدن آن كفاره نيست.(
187
)
[400] م ـ اگر در روغن بوى خوش باشد كفاره آن(
188
) يك گوسفند است اگرچه از روى اضطرار باشد.
شانزدهم ـ ازاله مو از بدنِ خود يا غير خود، چه مُحرم باشد چه مُحِلّ.
[401] م ـ در حرمت ازاله ‏مو، فرقى ‏نيست ميان كم و زياد، بلكه ازاله يك مو نيز حرام است.
[402] م ـ ازاله مو، اگر از روى ضرورت باشد عيب ندارد؛ مثل زيادى شپش و درد سر و موى چشم كه اذيت مى‏كند.
[403] م ـ اگر در وقت غسل يا وضو(
189
) مويى بدون قصد كنده شود اشكال ندارد.
[404] م ـ در ازاله مو فرقى نيست بين تراشيدن يا نوره ماليدن يا كندن يا قيچى كردن و غير آن.
[405] م ـ كفاره سر تراشيدن، اگر به‏جهت ضرورت باشد، دوازده «مُدّ» طعام است كه بايد به شش مسكين بدهد، يا سه روز روزه بگيرد، يا يك گوسفند قربانى كند. و «مُد» يك چارك (ده سير) است تقريباً.
[406] م ـ اگر تراشيدن از روى ضرورت نباشد احتياط واجب(
190
) آن است كه يك گوسفند كفاره بدهد، بلكه تعيّن گوسفند در اين صورت بعيد نيست.
□ [407] م ـ اگر از زير هر دو بغل خود ازاله مو كند بايد يك گوسفند ذبح كند براى كفاره، بلكه احتياط آن است كه اگر از زير يك بغل هم ازاله مو كند يك گوسفند كفاره بدهد.
[408] م ـ احتياط واجب آن است كه اگر موى سر را ازاله كند به‏غير تراشيدن، كفاره تراشيدن را بدهد.
[409] م ـ اگر دست بكشد به سر يا ريش خود و يك مو يا بيشتر بيفتد، احتياط(
191
) آن است كه يك كف طعام صدقه بدهد.
هفدهم ـ پوشانيدن مرد سر خود را، به هرچه او را بپوشاند.
[410] م ـ احتياط واجب آن است كه سر را به‏ چيزهاى غير پوششى هم نپوشاند؛ مثل گل و حنا و دوا و پوشال و غير اين‌ها.
[411] م ـ احتياط واجب آن است كه چيزى بر سر نگذارد؛ مثل بار براى حمل، كه سر به آن پوشيده شود.
[412] م ـ جايز است به ‏بعض بدن خود، سر را بپوشاند؛ مثل آن‌كه دست‏ها را روى سر بگذارد، ليكن احتياط در ترك آن است.
[413] م ـ جايز نيست(
192
) سر را زير آب كند بلكه جايز نيست زير مايع ديگرى؛ مثل گلاب و سركه و غير آن، كند.
[414] م ـ در حكم سر است بعضِ سر، پس نبايد بعضِ سر را هم بپوشاند(
193
) و نه زير آب يا مايع ديگرى كند.(
194
)
[415] م ـ گوش‌ها ظاهراً از سر محسوب است پس نبايد آن‏ها را پوشانيد.
[416] م ـ پوشانيدن رو براى مردان مانع ندارد و از سر محسوب نيست، پس در وقت خواب مانعى از پوشاندن آن نيست.
[417] م ـ گذاشتن بند خيك آب بر سر، از حكم پوشش استثنا شده و مانع ندارد.
[418] م ـ دستمالى را كه براى سردرد به‏سر مى‏بندد عيب ندارد.
[419] م ـ گذاشتن سر روى بالش براى خوابيدن مانع ندارد.
[420] م ـ اگر پارچه‏اى را روى كمانى بيندازند؛ به‏نحوى كه بالاى سر باشد و سر را زير آن كند براى حفظ از پشه، مانع ندارد و همچنين رفتن در پشه‏بند اشكال ندارد.
[421] م ـ زير دوش حمّام رفتن براى مُحرِم مانع ندارد، ليكن زير آبشارى كه سر را فرو گيرد جايز نيست.
[422] م ـ اگر سر را شست نبايد(
195
) با حوله و دستمال خشك كند و بعض سر هم در حكم همه ‏است.
[423] م ـ در وقت خوابيدن، مرد نبايد سر خود را بپوشاند و اگر بدون التفات پوشانيد بايد فوراً آن را باز كند و همين‌طور اگر از روى فراموشى پوشانيد واجب است فوراً سر را باز كند و مستحب است تلبيه بگويد بلكه احوط است گفتن آن.
[424] م ـ اگر سر را بپوشاند؛ به نحوى از انحا، كفاره آن يك گوسفند است(
196
) و احتياط واجب كفاره است براى پوشاندن بعض سر.
[425] م ـ احوط آن است كه اگر مكرر سر را پوشانيد، مكرر كفاره بدهد؛ يعنى براى هر دفعه يك گوسفند كفاره است، گرچه تعدد كفاره معلوم نيست و به‏نظر بعيد نمى‏آيد واجب نبودن.(
197
)
[426] م ـ اگر سر را پوشانيد و گوسفند را براى كفاره ذبح كرد و باز سر را پوشانيد احتياط به كفاره دادنِ دوباره خيلى مطلوب است گرچه وجوبش معلوم نيست.(
198
)
[427] م ـ كفاره در صورتى واجب است كه از روى علم به مسأله و عمد سر را بپوشاند، پس اگر از روى ندانستن مسأله يا غفلت و سهو و نسيان بپوشاند كفاره ندارد.
هيجدهم ـ پوشانيدن زن روى خود را به نقاب و روبند و برقع.
[428] م ـ پوشانيدن رو را به هر چيز، اگر چه چيزهاى غير متعارف باشد؛ مثل پوشال و گل و چيزهاى ديگر، جايز نيست بنا بر احتياط ، و جايز نيست با بادبزن روى خود را بپوشاند.(
199
)
[429] م ـ بعضِ رو در حكم تمام آن است و نبايد آن را بپوشاند.(
200
)
[430] م ـ اگر دست‏هاى خود را روى صورت بگذارد مانع ندارد.
[431] م ـ اگر روى خود را براى خوابيدن روى بالش بگذارد مانع ندارد.
[432] م ـ واجب است براى نماز سر را بپوشاند و مقدمتاً براى پوشانيدن سر كمى از اطراف رو را بپوشاند، ليكن واجب است بعد از نماز فوراً آن را باز كند.(
201
)
[433] م ـ جايز است براى رو گرفتن از نامحرم چادر يا جامه را كه به سر افكنده پايين بيندازد تا محاذى بينى، بلكه چانه، بلكه در صورت احتياج تا گردن و چيزى بر او نيست.(
202
)
[434] م ـ بهتر آن است(
203
) كه آن چيزى را كه در موقع حاجت از سر پايين مى‏اندازد، با دست يا چيز ديگر دور از رو نگه دارد كه به صورت نچسبد، بلكه اين كار احوط است.
[435] م ـ بعضى براى دور نگه نداشتن جامه از صورت، كفاره لازم دانسته‏اند و آن احوط است، گرچه اقوى واجب نبودن آن است.
[436] م ـ در نقاب انداختن و پوشاندن رو، به هر نحو كه باشد، كفاره لازم نيست گرچه موافق احتياط است.
نوزدهم ـ سايه قرار دادن مرد بالاى سر خود:
[437] م ـ سايه قراردادن جايز نيست از براى مردان، و براى زن‌ها و بچه‏ها جايز است و كفاره هم ندارد.
[438] م ـ حرام بودنِ سايه قرار دادن بالاى سر، مختص به‏حال منزل طى كردن است و اما در حالى كه در محلى منزل كرد در منى‏ باشد يا غير آن، زير سايه رفتن مانع ندارد و با چتر و مثل آن سايه بر سر قرار دادن مانع ندارد اگر چه در حال راه رفتن باشد(
204
) پس مانع ندارد كه در منى‏ از چادر خود تا محلى كه ذبح مى‏كنند يا محلى كه رَمْى جمرات مى‏كنند با چتر برود گرچه احتياط مستحب ترك است در حال راه رفتن.
[439] م ـ فرق نيست در حرام بودن سايه قرار دادن در وقت طى كردن منزل، بين آن‌كه در محملى باشد كه روپوش دارد يا در اتومبيل سرپوشيده باشد يا در هواپيما باشد يا زير سقف كشتى ‏باشد.
[440] م ـ احتياط آن است كه در وقت طى منزل، به پهلوى محمل يا هر چيزى كه بالاى سر او نباشد، استظلال نكند، اگر چه جايز بودنِ آن خالى از قوت نيست.
[441] م ـ كسانى كه از تهران يا جاى ديگر مى‏خواهند به مكّه مشرف شوند با هواپيما، اگر نذر كنند براى احرام بستن از تهران، نذر آن‏ها صحيح است و بايد محرم شوند و اگر راه ديگرى نباشد جز هواپيما، بايد بروند به حج، ليكن براى زير سقف بودن در حال طى منزل بايد كفاره بدهند.
□ [442] م ـ كسى كه نذر كرد از تهران يا جاى ديگر محرم شود، بايد محرم شود و حتى‏الإمكان بايد از راهى برود كه زير سايه ـ در طى منزل ـ قرار نگيرد و اگر راهى نباشد كه زير سقف قرار نگيرد در صورت التفات به اين مطلب پيش از نذر معصيت كار است براى آن‌كه خود را از روى عمد مبتلاى به معصيت كرده است.
[443] م ـ كسانى كه مى‏خواهند با هواپيما به مكّه بروند، لازم است با هواپيما به مدينه بروند و از آن‌جا در مسجد شجره محرم شوند و با اتومبيلى كه سقف ندارد به مكّه بروند و يا آن‌كه بروند جده به قصد رفتن به جُحفه و در صورت امكان بروند به جُحفه و از آن‌جا محرم شوند و با اتومبيل بى‏روپوش بروند به مكّه معظّمه، و اگر رفتن به ميقات امكان نداشت از جده محرم شوند(
205
) و بهتر آن است كه در «حده» هم كه بين جده و مكّه است تجديد احرام كنند.
[444] م ـ نشستن در زير سقف در حال طى منزل در شب خلاف احتياط است گرچه جايز بودن آن به‏نظر بعيد(
206
) نيست، بنا بر اين بعيد نيست جايز بودن نشستن محرم در هواپيمايى كه شب حركت مى‏كند.
[445] م ـ در جايز نبودنِ سايه بالاى سر قرار دادن، فرق نيست بين سواره و پياده.
[446] م ـ كسانى كه كشتى سوار مى‏شوند در حال احرام، زير سقفِ آن نبايد بروند، ليكن در كنار ديوار كشتى كه سايه است، ظاهراً نشستن جايز است.
[447] م ـ استظلال در وقت طى منزل براى عذرى، مثل شدت گرما يا شدت سرما يا بارندگى جايز است، ليكن بايد كفاره بدهد.
[448] م ـ كفاره سايه قراردادن در حال طى منزل يك گوسفند است، چه با عذر سايه افكنده باشد چه با اختيار، بنا بر احتياط(
207
) واجب.
[449] م ـ اقوى كفايت يك گوسفند است در احرام عمره، هر چند بيش از يك مرتبه سايه قرار داده باشد و يك گوسفند است در احرام حج هر چند بيش از يك مرتبه استظلال كرده باشد.
بيستم ـ بيرون آوردن خون از بدن خود:(
208
)
[450] م ـ بيرون آوردن خون از بدنِ ديگرى؛ مثل حجامت كردن او، يا دندان او را كشيدن حرام نيست.
[451] م ـ جايز نيست(
209
) به مثل خراشيدنِ بدن، خون از آن بيرون آورد و همين‌طور به مسواك‏نمودن، خون از بن دندان‏ها بيرون آورد.
[452] م ـ جايز است در حال احتياج خون بگيرد به حجامت و غير آن و همينطور خون دمل را بيرون آوردن در حال احتياج و جَرَب را خاريدن در صورتى كه موجب آزار است، اگر چه از آن خون درآيد.
[453] م ـ خون از بدن درآوردن كفاره ندارد.(
210
)
بيست و يكم ـ ناخن گرفتن:
[454] م ـ جايز نيست بعض ناخن را هم بگيرد مگر آن‌كه موجب آزار شود؛ مثل آن‌كه بعض آن افتاده باشد و بعض ديگر موجب آزار او باشد.
[455] م ـ جايز نيست ناخن پا را هم بگيرد؛ چنانچه جايز نيست ناخن دست را بگيرد.
[456] م ـ فرقى نيست بين آلات ناخن‏گيرى، قيچى باشد يا چاقو يا ناخن‏گير و احتياط واجب آن است كه ازاله ناخن نكند به ‏هيچ‏وجه، حتى به سوهان و دندان.(
211
)
[457] م ـ اگر انگشت زيادى داشته باشد جايز نيست ناخن آن را بگيرد احتياطاً، و همچنين اگر دست زيادى داشته باشد احتياط آن است كه ناخن آن را نگيرد، اگر چه بعيد نيست جواز، اگر معلوم شود آن انگشت يا آن دست زيادى است.
[458] م ـ اگر يك ناخن از دست يا پا بگيرد يك مد طعام بايد كفاره بدهد و براى هر ناخنِ دست تا به ده نرسيده بايد يك مد طعام بدهد و همچنين در ناخن‏هاى پا.
[459] م ـ اگر تمام ناخن دست‏ها و پاها را در يك مجلس بگيرد يك‏ گوسفند كفاره آن است.
[460] م ـ اگر ناخن دست‏ها را تماماً بگيرد، در يك مجلس يا چند مجلس، و در محل ديگر يا چند محل ديگر ناخن پاها را بگيرد دو گوسفند كفاره آن است.
[461] م ـ اگر تمام ناخن دست‏ها را بگيرد و ناخن پاها را كمتر از ده ناخن بگيرد يك گوسفند براى ناخن دست و براى هريك از ناخن‌هاى پا يك مد طعام بايد بدهد و همچنين اگر ناخن پاها را بگيرد تماما و ناخن دست‏ها را كمتر از ده بگيرد.
[462] م ـ اگر پنج ناخن از پا بگيرد و پنج ناخن از دست، براى هر يك بايد يك مد طعام كفاره بدهد و همچنين است اگر كمتر از ده، در هر يك از دست و پا، بگيرد براى هر يك بايد كفاره بدهد.
[463] م ـ اگر بيشتر از ده ناخن داشته باشد، پس اگر تمام را بگيرد بايد يك گوسفند بدهد، و احتياط مستحب آن است كه براى ناخن زيادى از ده تا، كفاره بدهد براى هريك، يك مد.
□ [464] م ـ اگر كسى كه بيشتر از ده ناخن دارد، ده ناخن اصلى را بگيرد، احتياط واجب آن است كه يك گوسفند بدهد و اگر بعضى از ناخن‏هاى اصلى را و بعضى از ناخن‏هاى زيادى را بگيرد براى ناخن‌هاى اصلى يك مد بدهد و براى زيادى‏ها احتياط مستحب آن است كه كفاره بدهد.
[465] م ـ اگر تمام ناخن‏هاى دست را گرفت و كفاره آن را داد و بعد در همان مجلس ناخن‏هاى پا را تماماً گرفت بايد يك گوسفند ديگر كفاره بدهد.
□ [466] م ـ اگر كسى كمتر از ده ناخن داشت و تمام آن را گرفت براى هريك، يك مد طعام بايد بدهد و احتياط مستحب آن است كه يك گوسفند ذبح كند.
[467] م ـ اگر محتاج شد به گرفتن ناخن، احتياط واجب آن است كه كفاره به همان نحو كه ذكر شد بدهد.
[468] م ـ بيست و دوم ـ كندن دندان است؛ هرچند خون نيايد بنا بر احتياط(
212
) و احتياط آن است كه يك گوسفند كفاره بدهد.(
213
)
بيست و سوم ـ كندن درخت يا گياهى كه در حرم روييده باشد:(
214
)
[469] م ـ اگر گياهى يا درختى در منزل مُحرم روييده باشد، بعد از آن‌كه منزل او شده، پس اگر آن را خودش كاشته باشد جايز است آن را بكند.
[470] م ـ اگر درختى در منزل او روييده، بعد از آن‌كه منزل او شده ليكن خودش آن را نكاشته باشد، احتياط آن است كه آن را قطع نكند گرچه اقوى جواز است.
□ [471] م ـ اگر گياهى كه در منزل او روييده، بعد از آن‌كه منزل او شده و خودش آن را نكاشته باشد احتياط واجب آن است كه آن را قطع نكند.
□ [472] م ـ اگر منزلى خريده باشد كه داراى درخت و گياه است، نبايد آن را قطع كند.
□ [473] م ـ درخت‏هاى ميوه و درخت خرما از اين حكم بيرون است و مى‏تواند آنها را قطع كند و در گياه‏ها (اذخر) كه گياه معروفى است از حكم مستثنى است و قطع آن مانع ندارد.
[474] م ـ اگر درختى را كه جايز نيست كندنش، بكند، احتياط آن است كه اگر بزرگ باشد يك گاو كفاره بدهد و اگر كوچك باشد يك گوسفند.(
215
)
[475] م ـ اگر بعض درخت را قطع كند، اقوى آن است كه قيمت آن را كفاره بدهد.
[476] م ـ در قطع گياه‏ها كفاره نيست به‏جز استغفار.
[477] م ـ جايز است شتر خود را بگذارد كه علف بخورد، ولى خودش براى او قطع‏ نكند.(
216
)
[478] م ـ آنچه ذكر شد از قطع درخت و گياه حرم، مختص به مُحرم نيست، بلكه براى همه كس ثابت است.
[479] م ـ اگر به نحو متعارف راه برود و گياهى از راه رفتن او قطع شود اشكالى ندارد.
[480] م ـ بيست و چهارم ـ سلاح در برداشتن، بنابر احوط(
217
) مثل شمشير و نيزه و تفنگ و هرچه از آلات جنگ باشد مگر براى ضرورت و مكروه است سلاح را همراه بردارد در صورتى كه به تن او نباشد اگر ظاهر باشد و احوط ترك آن است.

145. بر شخص واجب است كه از لحظه‌ى شروع احرام تا آن گاه كه محرم است، از برخى امور اجتناب كند كه به آنها «محرمات احرام» گفته مى‌‌شود. (مناسک حج، م126)
146. [بنابراين] نگاه زن و شوهر به يكديگر و گرفتن دست يكديگر اگر از روى شهوت و التذاذ جنسى نباشد، جايز است. (مناسک حج، م226 و مناسک حج دست نويس، م160)
147. كفاره‌اش يك شتر است. (مناسک حج، م228)
148. ما بين مشعر و اتمام طواف نساء اگر آميزش جنسى شود حج صحيح است و فقط بايد کفاره بدهد، ولى اگر پس از طواف نساء باشد کفاره هم ندارد. در باب حکم اثناء طواف نساء و اين‌که آيا عبور از نصف در حکم تمام طواف است يا عبور از شَوط پنجم، ميان فقهاء بحث است که محل ابتلاء نيست. (استفتاء، دستخط معظم‌له، ش44)
149. كفاره بوسيدن همسر اگر با شهوت باشد، شتر است و اگر بدون شهوت باشد گوسفند و ظاهراً بوسيدن غير همسر مانند مادر و فرزند حرام نيست و كفاره هم ندارد. (استفتاء،‌ دستخط معظم‌له، ش45)
150. به حاشيه قبل از مسأله 314 (دوم ـ جماع کردن...) مراجعه شود.
151. كفاره ملاعبه منتهى به اِمناء در حال احرام، يك شتر است. (استفتاء، دستخط معظم‌له، ش43)
152. و اگر نتواند شتر بدهد، قربانى كردن يك گوسفند كافى است. البته وجوب كفاره در صورت علم به حكم و عمد مى‏باشد و علاوه بر آن اگر استمناء با كارى است كه او با خود انجام مى‏دهد و پيش از مزدلفه است، لازم است حج را تمام كند و در سال بعد آن را دوباره به‏جا آورد و اگر استمناء به‌وسيله همسرش انجام شده، احتياط واجب آن است كه باز هم اين‌گونه عمل كند. (اجوبة الاستفتاءات في الحج، س55)
153. و نيز استفاده محرم از صابون عطرى و شامپوى معطّر بنا بر احتياط جايز نيست. (مناسک حج،‌ م 168)
154. خوردن غذايى كه در آن زعفران وجود دارد، براى محرم جايز نيست. (مناسک حج، م170)
155. بنا بر احتياط واجب، بايد محرم از بوييدن هر چيز معطر اجتناب كند، هرچند به آن عطر اطلاق نشود، مانند گل‌ها و سبزيجات و ميوه‌هاى خوشبو. (مناسک حج،‌ م169)
156. به حاشيه مسأله قبل مراجعه شود.
157. بنا بر احتياط واجب از بوييدن آن‏ها خوددارى كند. (مناسک حج،‌ م 171)
158. احتياط واجب آن است که براى استفاده‌ى عمدى از عطريات و بوى خوش، چه آن‌هايى که در خوراک از آن استفاده مى‌شود مانند زعفران و چه غير آن‌ها،‌ يک گوسفند کفاره بدهد. (مناسک حج دست نويس، م107)
159. تكرّر استعمال طيب در يك زمان تا حدى كه عرفاً آن را يكبار استعمال كردن بدانند، كفاره را متعدّد نمى‏كند و در غير آن على‏الظاهر بايد كفاره را به تعداد استعمال تكرار كند و عدم تخلل كفاره تأثيرى ندارد. (استفتاء، دستخط معظم‌له، ش‌56)
160. بنا بر احتياط واجب. (مناسک حج، م 173)
161. و همچنين لباس‏هاى دكمه‏دار، که با بستن دکمه‌هاى آن به صورت پيراهن و مانند آن در مى‌آيد گرچه مخيط نباشد، پوشيدن آن براى مردان حرام است. (مناسک حج م129)
162. کمربند و هَميان که در آن پول مى‌گذارند و به کمر مى‌بندند و بند ساعت و امثال اين‌ها که لباس محسوب نمى‌شود اگر چه دوخته باشد اشکال ندارد. همچنين نشستن و خوابيدن بر روى فرش دوخته يا لباس‌هاى ممنوع يا به عنوان روانداز از آنها استفاده کردن مانعى ندارد. همين‌طور انداختن پتو و امثال آن بر روى دوش هر چند حاشيه آن دوخته باشد اشکال ندارد. و نيز دوختن حاشيه پارچه احرام بلامانع است. (مناسک حج دست‌نويس، م66 تا م68 و مناسک حج،‌ م131 تا 133)
163. به حاشيه مسأله 347 مراجعه شود.
164. بنا بر احتياط واجب بايد يك گوسفند بدهد. (مناسک حج، م 135)
165. به حاشيه مسأله 287 مراجعه شود.
166. پوشيدن دستکش براى زنان جايز نيست. (مناسک حج، م136)
167. ادامه مسأله در مناسک معظّم له نيست.
168. بنا بر احتياط واجب در صورت اضطرار به پوشيدن لباس هم بايد كفاره بدهد. (مناسک حج، م 135)
169. كشيدن سرمه به چشم در صورتى كه زينت محسوب شود و همچنين خطّ کشيدن به دور چشمها كه زنان براى زينت مى‌كشند در حال احرام جايز نيست و فرقى ميان رنگ سياه و غير آن نيست. (مناسک حج، م 198)
170. نگاه ‌كردن در آينه بدون قصد زينت؛ مانند راننده و امثال آن، اشكال ندارد. (مناسک حج، م174)
171. نگاه كردن در آب صاف يا در اجسام صيقلى كه تصاوير در آن ديده مى‌شود نيز همانند نگريستن در آينه است، كه اگر براى زينت باشد، جايز نيست. (مناسک حج، م 175)
172. احتياط واجب اجتناب از هر چيزى است كه عرفاً زينت محسوب مى‏شود. (مناسک حج، م183)
173. احتياط واجب است. (مناسک حج، م 179)
174. اما بهتر آن است. (مناسک حج، م 176)
175. نگاه به آينه بدون قصد زينت اشكال ندارد. (مناسک حج، م 174)
176. مرد محرم نبايد چكمه و جوراب بپوشد و احتياط واجب آن است كه از پوشيدن هر چيزى كه تمام روى پا را مى‌پوشاند مانند كفش و گيوه و امثال آن اجتناب كند. لكن اگر لباس احرام يا پتو و امثال آن را روى پا بيندازد اشكال ندارد. (مناسک حج، م 137و139)
.177 اما احتياط مستحب آن است که زنان نيز آن را مراعات کنند. (مناسک حج، م 142)
178. احتياط مستحب در مورد خصوص جوراب آن است كه يك گوسفند به عنوان كفاره قربانى كند. (مناسک حج دست‌نويس، م76)
179. در مناسک معظّم له نيست. (مناسک حج، م208)
180. بنا بر احتياط واجب لفظ مرادف «الله» به هر زبانى كه باشد ملحق به جدال است. (مناسک حج، م210)
181. و در بيش از دو بار (مناسک حج، م212)
182. اگر سوگند دروغ ياد كند، در مرتبه‌ى اول و دوم بايد يك گوسفند كفاره دهد، و احوط آن است كه در مرتبه‌ى دوم، دو گوسفند بدهد، اما اگر بيش از دو بار چنين كند، در مرتبه‌هاى بعد بايد يك گاو كفاره بدهد. (مناسک حج، م213)
183. بنا بر احتياط واجب. (مناسک حج، م214)
184. بنا بر احتياط واجب، محرم بايد از به دست كردن انگشتر اگر زينت محسوب شود اجتناب کند، گر چه قصد زينت نكند، بلكه از هر كارى كه زينت حساب شود اجتناب كند. (مناسک حج، م 180و 183)
185. احتياط واجب آن است كه فرد محرم از استعمال حنا و رنگ مو ـ اگر زينت بشمار آيد ـ بلكه از هر کارى كه زينت محسوب مى‌شود اجتناب كند. (مناسک حج، م 183)
186. ماليدن روغن به اعضاى بدن و موى سر، در حال احرام جايز نيست، چه از قبيل كِرِم كه براى زينت زده مى‌شود و چه غير آن و چه معطّر باشد و چه نباشد. (مناسک حج، م186)
187. به حاشيه مسأله بعد مراجعه شود.
188. كفّاره ماليدن روغن معطّر بنابر احتياط يك گوسفند و کفّاره روغن غير معطّر بنابر احتياط اطعام يک فقير است، اگرچه عدم وجوب کفّاره در هر دو مورد بعيد نيست. (مناسک حج، م 190)
.189 يا تيمّم (مناسک حج، م 192)
190. اگر سر را عالماً عامداً بتراشد بايد يك گوسفند كفّاره بدهد. (مناسک حج، م 194)
191. احتياط مستحب آن است كه به قدر يك مشت گندم و آرد و امثال آن صدقه بدهد. (مناسک حج، م 197)
192. فرو بردن تمام سر در آب براى محرم جايز نيست ولى كفاره ندارد. و بنا بر ظاهر در اين مسأله تفاوتى ميان زن و مرد وجود ندارد. (مناسک حج، م 147)
193. پوشاندن قسمتى از سر به نحوى كه عرفاً مصداق پوشاندن سر باشد ـ مانند گذاشتن كلاه كوچك در وسط سر ـ جايز نيست، امّا در غير اين صورت ـ مانند گذاشتن قرآن و مانند آن بر روى سر و يا خشك كردن تدريجى بخشى از سر ـ اشكال ندارد، هر چند احوط آن است كه از آن نيز اجتناب نمايد. (مناسک حج، م 146)
194. حرمت زير آب بردن نسبت به بعض سر معلوم نيست. (استفتاء، دستخط معظم‌له، ش28)
195. خشك كردن تدريجى سر با حوله اشكال ندارد مگر در صورتى كه حوله را بر روى تمام سر بيندازد و سر را با آن خشك كند. (استفتاء، دستخط معظم‌له، ش30)
196. كفاره پوشاندن سر، بنا بر احتياط واجب، يك گوسفند قربانى كردن است. و بعض سر حكم تمام سر را ندارد مگر عرفاً برآن صدق كند كه سر را پوشانده است؛ مثل اين‏كه كلاه كوچكى كه فقط قسمت وسط سر را مى‏پوشاند بر سر بگذارد. (استفتاء، دستخط معظم‌له، ش29)
197. احتياط تكرّر كفّاره در صورت تكرّر ستر است مطلقاً. (استفتاء، دستخط معظم‌له، ش31)
198. حکم آن در مسأله قبل گذشت.
199. پوشاندن صورت با بادبزن و مانند آن (كاغذ و روزنامه و..) براى زنان حرام است، اما گذاشتن دست ها بر روى صورت اشكال ندارد. (مناسک حج، م 153)
200. پوشاندن صورت در حال احرام به گونه‌اى كه متعارف زنان در حجاب از نامحرم يا خوددارى از شناخته شدن است براى زنان جايز نيست. بنابراين پوشاندن بخشى از صورت به نحوى كه پوشاندن صورت بر آن صدق كند، مانند پوشاندن گونه‌ها و بينى و دهان و چانه جهت حجاب يا شناخته نشدن، مانند پوشاندن تمام صورت است و جايز نمى‌باشد. (مناسک حج، م150)
ـ استفاده از ماسك براى پوشش بينى و دهان براى زنان در حال احرام مانع ندارد. (مناسک حج، م151)
201. پوشاندن اطراف صورت از بالا يا پايين و يا دو طرف آن، به طورى كه زنان هنگام پوشيدن مقنعه به نحو متعارف و يا هنگام پوشاندن سر در نماز انجام مي‌دهند و پوشاندن صورت بر آن صدق نمى كند، اشكال ندارد، چه در نماز باشد و چه در حال ديگر. (مناسک حج، م152)
202. جايز است زن در حال احرام، چادر يا جامه‌اى را كه بر سرانداخته طرف آنرا بر روى صورت بياويزد، به نحوى كه بخشى از صورت و پيشانى اش را تا بالاى بينى بپوشاند، اما احوط آن است كه اگر مرد اجنبى او را نمى بيند، از اين كار اجتناب نمايد. (مناسک حج، م154)
203. در مسأله قبل احوط آن است كه پوشش مذكور با صورت تماس نداشته باشد. (مناسک حج، م155)
204. احوط آن است كه شخص محرم پس از رسيدن به مكه پيش از انجام مناسك عمره و همچنين در حال احرام در عرفات و منى، از قرار گرفتن در زير سايه‌هاى متحرك مانند اتوبوس مسقف و چتر، اجتناب كند. ولى قرار گرفتن در سايه‌ى ديوار و درخت و مانند آنها و نيز عبور از زير سقف هاى ثابت مانند پل و تونل، حتى در روز اشكال ندارد. (مناسک حج، م 158 و 161)
205. جدّه نه ‏ميقات است و نه محاذى ‏ميقات، لذا احرام براى عمره تمتّع در آنجا در حال اختيار صحيح نمى‌باشد، امّا اگر رفتن به ميقات ممكن نباشد احتياط واجب آن ‏است كه ‏با نذر از آنجا محرم شود. (مناسک حج، م89)
206. احوط آن است كه در شبهاى بارانى و سرد از سوار شدن به اتوبوس مسقف و مانند آن اگر براى فرار از باران و سرما باشد اجتناب كند. (مناسک حج، م160)
207. كفاره آن يك گوسفند است و فرقى بين اختيار و اضطرار نيست. (مناسک حج، م163و164)
208. به احتياط واجب. (مناسک حج، م203)
209. بنا بر احتياط واجب. (مناسک حج، م203)
210. اما مستحب است که يک گوسفند کفاره دهد. (مناسک حج، م206)
211. بر محرم حرام است ناخن دست يا پاى خود را بگيرد، چه تمام آن را بگيرد و چه قسمتى از آن را و چه با قيچى باشد يا با چيز ديگر، و تفاوتى ندارد كه ناخن را ببرد يا كوتاه كند و يا بكَند، چه با قيچى يا ناخن‌گير يا چاقو باشد و يا با وسيله‌ى ديگر. (مناسک حج، م199)
212. احتياط واجب آن است كه از كشيدن دندان ـ اگر موجب بيرون آمدن خون مى‌شود ـ جز در موارد ضرورت و نياز خوددارى كند. (مناسک حج، م 205)
213. بيرون آوردن خون از بدن كفاره ندارد، اما مستحب است كه يك گوسفند كفاره دهد. (مناسک حج، م 206)
214. قطع كردن و بريدن و شكستن درختان و گياهان روييده در حرم، براى محرم و غير محرم حرام است. (مناسک حج، م215)
215. اگر درختى را که بريدن آن حرام است ببرد بنابر احتياط واجب بايد يک گاو کفاره بدهد. (مناسک حج،‌ م217)
216. گياهانى كه به عنوان علوفه حيوانات از آن استفاده مى‌شود از حكم مذکور مستثنى است. (مناسک حج،‌ م216)
217. حمل سلاح براى محرم جايز نيست. (مناسک حج، م 218)
ـ اگر براى حفظ جان خود و ديگران نياز به حمل سلاح داشته باشد، حمل آن جايز است. (مناسک حج، م 219)
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۲۵ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.