به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اعمال عمره تمتّع

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #1
اعمال عمره تمتّع

فصل اول: محل احرام عمره تمتّع‏
[200] م ـ بدان كه محل احرام بستن براى عمره تمتّع، كه آن را ميقات مى‏نامند، مختلف مى‏شود به اختلاف راه‏هايى كه حجّاج از آن‏ها به‏طرف مكّه مى‏روند و آن پنج محل است:

اول ـ مسجد شجره است كه آن را «ذُوالحُلَيفه» مى‏نامند(
75
) و آن ميقات كسانى است كه از مدينه منوره به مكّه مى‏روند.
[201] م ـ جايز است در صورت ضرورت، احرام را از مسجد شجره تأخير بيندازد تا ميقات اهل شام.(
76
)
[202] م ـ احتياط واجب(
77
) آن است كه در داخل مسجد شجره محرم شود نه خارج آن، هر چند نزديك به آن باشد.
[203] م ـ شخص جنب و حائض مى‏توانند در حال عبور از مسجد محرم شوند و نبايد در مسجد توقف كنند.
[204] م ـ اگر جنب به‏واسطه زيادى جمعيت نتواند در حال عبور از مسجد احرام ببندد و آب براى غسل نباشد و نتواند صبر كند تا آب پيدا شود بايد تيمم كند و داخل مسجد شود و احرام ببندد.
[205] م ـ اگر حائض نتواند تا وقت پاك شدن صبر كند احتياط آن است كه نزديك مسجد محرم شود و در «جُحفه» يا محاذى آن احرام را تجديد كند.(
78
)
دوم ـ وادى عقيق است، كه اوايل آن را «مسلخ» و اواسط آن را «غمره» و اواخر آن را «ذات عرق» مى‏گويند كه محل احرام عامه است و آن ميقات كسانى است كه از راه عراق و نجد به مكّه مى‏روند.(
79
)
سوم ـ قَرنُ المنازل است، و آن ميقات كسانى است كه از راه طائف حج مى‏روند.(
80
)
چهارم ـ يَلَمْلَم است، كه اسم كوهى است و آن ميقات كسانى است كه از راه يمن مى‏روند.(
81
)
پنجم ـ جُحفه است و آن ميقات كسانى است كه از راه شام مى‏روند.(
82
)
[206] م ـ اگر بيّنه شرعيه قائم شد؛ يعنى دو شاهد عادل شهادت دادند(
83
) كه فلان مكان ميقات است، تفتيش و تحصيل علم لازم نيست و اگر علم و بيّنه(
84
) ممكن نشود مى‏تواند اكتفا كند به ظن حاصل از پرسيدن از كسانى كه اهل اطلاع به آن مكان‏ها مى‏باشند.
[207] م ـ هر گاه از راهى برود كه به هيچ‏يك از ميقات‏ها عبورش نيفتد، بايد از محاذات ميقات احرام ببندد.
□ [208] م ـ اگر عبور او طورى است كه محاذات با دو ميقات پيدا مى‏كند احتياط واجب آن است كه از جايى‏كه اول، محاذات پيدا مى‏كند احرام ببندد و در محاذات ميقات بعد، تجديد نيت احرام كند.
□ [209] م ـ كسانى كه از محاذات غير مسجد شجره عبور مى‏كنند، احتياط مستحب آن است كه قبل از رسيدن به محاذات، به نذر محرم شوند و بهتر آن است كه در محاذات، تجديد احرام كنند.
[210] م ـ شخص مستطيع(
85
) اگر احرام را از ميقات تأخير بيندازد از روى علم و عمد و ممكن نشود برگردد به ميقات، به‏واسطه عذرى، و ميقات ديگرى در پيش نداشته باشد حج او باطل است، و بايد سال ديگر حج به‏جا آورد.
[211] م ـ شخصى كه مى‏خواهد از محاذى ميقات محرم شود، اگر محاذات را نداند بايد از اهل اطلاع مورد وثوق بپرسد، و قول مجتهد كه اهل اطلاع به آن مكان‏ها نيست اعتبار ندارد، و اگر نتواند محاذات را بفهمد قبل از رسيدن به محلى كه احتمال مى‏دهد از محاذات گذشته است به نذر محرم شود، بلكه اگر از محل معينى پيش از رسيدن به محاذات، به نذر محرم شود احوط است.
[212] م ـ كسانى كه با هواپيما به حج مى‏روند و مى‏خواهند بعد از حج به مدينه مشرف شوند، احتياط آن است كه بدون احرام بروند «جدّه»(
86
) و از اهل اطلاع مورد اعتماد تحقيق كنند اگر جده يا «حده» معلوم شد، محاذى با يكى از ميقات‏ها است، از آن‌جا محرم شوند و الّا بروند به ‏ميقات ديگر؛ مثل جُحفه و از آن‌جا محرم‏ شوند، و اگر نتوانستند به جُحفه يا به ميقات ديگر بروند با نذر از جده محرم شوند و بهتر آن است كه در «حده» تجديد احرام كنند اگر چه لازم نيست.
[213] م ـ مراد از «محاذات» آن است كه كسى كه مى‏رود به طرف مكّه، به جايى برسد كه ميقات به طرف راست يا چپ او واقع شود به خط راست؛ به‏طورى كه اگر از آن‌جا بگذرد ميقات متمايل به پشت او شود.
[214] م ـ محاذات ثابت مى‏شود به علم و به دو شاهد عادل(
87
) و اگر اين‏ها ممكن نشود، اگر گمان حاصل شد از قول كسانى كه مطلع به آن مكان‏ها هستند ظاهراً كافى است، بلكه(
88
) از قول كسانى كه اهل خبره هستند و از روى قواعد علميه محاذات را تعيين مى‏كنند، اگر گمان حاصل شد ظاهراً كافى است.
[215] م ـ كسى كه به‏واسطه فراموشى يا ندانستن مسأله و عذر ديگر بدون احرام از ميقات عبور كرد پس اگر امكان داشت برگشتن به ميقات و به اعمال عمره مى‏توانست با برگشتن برسد واجب است برگردد و از ميقات احرام ببندد، چه داخل حرم شده باشد يا نه و اگر ممكن نيست، به‏نحوى كه گفته شد، پس اگر داخل حرم نشده، از همان‌جا احرام ببندد و احتياط مستحب(
89
) آن است كه هر مقدارى مى‏تواند به طرف ميقات برگردد و آن‌جا محرم شود و اگر داخل حرم شده، واجب است اگر مى‏تواند و به اعمال عمره مى‏رسد، از حرم خارج شود و محرم گردد و اگر نمى‏تواند به‏نحوى كه گفته شد همان‌جا محرم شود و احتياط مستحب(
90
) آن است كه هر قدر مى‏تواند به طرف خارج حرم برگردد و آن‌جا محرم شود.
[216] م ـ زن حائض اگر مسأله نمى‏دانست و عقيده داشت كه نبايد در ميقات محرم شود و احرام نبست، حكمش همان است كه در مسأله قبل گفته شد.
[217] م ـ جايز نيست احرام بستن پيش از رسيدن به ميقات و اگر احرام ببندد صحيح نيست ولى اگر نذر كند كه از محلى كه پيش از ميقات است احرام ببندد جايز است و بايد از همان‌جا محرم شود؛ مثلاً اگر نذر كرد كه از «قم» محرم شود واجب است عمل كند، و بهتر آن است(
91
) كه به ميقات يا محاذات ميقات كه رسيد احرام را تجديد كند.
[218] م ـ جايز نيست احرام را از ميقات تأخير بيندازد اختياراً، بلكه احتياط(
92
) واجب آن است كه از محاذات ميقات، بدون احرام عبور نكند، اگر چه ميقات ديگرى بعد از آن باشد.
[219] م ـ اگر از ميقات بدون احرام عبور كرد واجب است در صورت امكان برگردد و از آن ميقات محرم شود، بلكه اگر ميقات ديگرى بعد از آن ميقات باشد بايد به احتياط واجب‏(
93
) برگردد به ميقاتى كه از آن گذشته و محرم شود.


75. مسجد شجره در منطقه ذوالحليفه در نزديکى مدينه منوّره واقع شده است. (مناسک حج، ص47)
76. از قبيل بيمارى و ضعف و عذرهاى ديگر. (مناسک حج، م 78)
77. احرام خارج از مسجد شجره كفايت نمى‏كند و واجب است داخل مسجد مُحرم شوند. (مناسک حج، م79)
78. زنى كه داراى عذر است، مى‌تواند در حال عبور از مسجد مُحرم شود، به شرطى كه مستلزم توقف در مسجد نباشد. ولى اگر مستلزم توقف در مسجد هر چند بر اثر ازدحام و مانند آن باشد و نتواند احرام را تا برطرف شدن عذر به تأخير بيندازد، بايد از جُحفه يا محاذات آن مُحرم شود. و جايز است با نذر از هر مكان ديگرى قبل از ميقات مُحرم شود. (مناسک حج، م80)
79. و احرام بستن از همه‌ى قسمت‌هاى آن صحيح است. (مناسک حج، ص48)
80. و مُحرم شدن از قَرن‌المَنازل خواه از داخل مسجد باشد يا خارج آن در ساير مواضع قَرن‌المنازل کافى است. (مناسک حج، ص49)
81. و احرام بستن از همه‌ى قسمت‌هاى آن صحيح است. (مناسک حج، ص49)
82. و احرام بستن از داخل مسجد و يا ساير مواضع جُحفه صحيح است. (مناسک حج، ص48)
.83 يا شهرتى که موجب اطمينان است قائم شد. (مناسک حج، م 82)
84. يا شهرت موجب اطمينان
85. يا کسى که حج بر او مستقر شده (مناسک حج، م 88)
86. نمى‌توانند در جدّه براى عمره تمتّع اختياراً محرم شوند، زيرا جدّه نه ميقات است، نه محاذى ميقات؛ بلكه براى احرام بايد به يكى از ميقات‌ها، مثل جُحفه بروند. و در صورتى که نتوانند به يکى از ميقات‌ها بروند، احتياط واجب اين است که با نذر از جدّه احرام ببندند. (مناسک حج، م 89)
87. يا شهرتى که موجب اطمينان شود. (مناسک حج، م 82)
88. در مناسک معظّم له نيست. (مناسک حج، م82)
89. بنا بر احتياط واجب. (مناسک حج، م 85)
90. اين احتياط يافت نشد. (مناسک حج، م 85)
91. در مناسک معظّم له يافت نشد. (مناسک حج، م 83)
92. نظر معظّم له نسبت به اين احتياط يافت نشد. (مناسک حج، م 86)
93. در صورت امكان بايد برگردد. (مناسک حج، م 84)


سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۲۳ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #2
RE: اعمال عمره تمتّع
مسائل متفرقه ميقات‏
[220] م ـ احتياط واجب(
94
) آن است كه از خود مسجد شجره احرام بسته شود نه اطراف آن و احتياط مستحب(
95
) آن است كه در محلّ اصلى مسجد محرم شود، اگر چه از مسجد مطلقاً جايز است، حتى در قسمتى كه مسجد توسعه پيدا كرده است.
[221] م ـ اگر زن در ميقات حائض باشد و يقين كند كه نمى‏تواند عمره تمتّع را در وقت خود انجام دهد، بايد نيت حج افراد كند(
96
) و براى حج افراد محرم شود ولى اگر بعد از آن كشف خلاف شد در صورتى كه براى حَجّةالاسلام محرم شده، احرام او باطل است و بايد براى عمره تمتّع مجدداً محرم شود.
[222] م ـ كسانى كه با هواپيما به جده مى‏روند نمى‏توانند از جده يا حديبيه محرم شوند بلكه بايد به يكى از مواقيت، مثل جُحفه بروند و از آن‌جا محرم شوند و اگر از مدينه بروند بايد از مسجد شجره محرم شوند و در اين حكم فرقى بين اين‏كه قصد عمره تمتّع يا مفرده داشته باشند نيست و حديبيه ميقات عمره مفرده است براى كسانى كه در مكّه هستند.
[223] م ـ كسانى كه ميقات(
97
) براى آنها مشخص نيست نمى‏توانند به گفته راهنما (بَلَد) يا حَمَله‏دار كه مى‏گويد فلان محل ميقات است محرم شوند مگر از گفته او اطمينان پيدا كنند و الا بايد به عرف محل مراجعه نمايند.(

98
)


[224] م ـ در صورتى كه ثابت نيست كه «رابغ» محاذى «جُحفه» است احرام از آن جايز نيست.
[225] م ـ كسى كه در غير ماه‏هاى حج به مكّه رفته و عمره مفرده به‏جا آورده و در مكّه مانده تا ماه‏هاى حج براى احرام عمره تمتّع، بايد به يكى از مواقيت پنجگانه معروفه برود و نمى‏تواند از تنعيم محرم شود.
[226] م ـ كسانى كه براى عمره مفرده به مكّه مشرف مى‏شوند و بايد به يكى از مواقيت معروفه بروند، نمى‏توانند بدون احرام از ميقات تجاوز كنند و در صورت تجاوز، واجب است به ميقات برگردند(
99
) و از آن‌جا محرم شوند و اگر كسى نتوانست برگردد هرجا كه هست مُحرم شود.(

100
)


[227] م ـ اگر شخص در مكّه باشد و بخواهد عمره تمتّع به‏جا آورد و به عللى از رفتن به ميقات عمره تمتّع معذور باشد لازم است به خارج حرم برود و از آن‌جا محرم شود و از ادنى‏الحلّ كافى است.
(101)
[228] م ـ ميقات‏ براى شاغلين درجده؛ از ايرانيان و غير آن‏ها، در عمره تمتّع و عمره مفرده‏ همان مواقيت معروفه است و نمى‏توانند از جده يا ادنى‏الحِلّ مُحرم شوند و اگر از روى جهل به مسأله در جاى ديگر محرم شوند، احرام آن‏ها صحيح نيست و محرمات احرام بر آنها حرام نمى‏شود، چنانچه در صورت علم و عمد هم حُكم همين است هرچند در صورت جهل، اگر بعد از اعمال، مسأله را فهميدند عمل آنان صحيح است.
[229] م ـ خدمه كاروان‏ها كه مى‏خواهند به مكّه بروند و بعد از آن بايد از مكّه خارج شوند، بنا بر احتياط نبايد عمره تمتّع انجام دهند،(
102
) بلكه براى دخول مكّه بايد به يكى ‏از مواقيت معروفه بروند و از آن‌جا براى عمره مفرده مُحرم شوند. و ادنى‏الحِلّ، ميقات اين ‏اشخاص نيست، و پس از انجام اعمال عمره ‏مفرده ‏مى‏توانند از مكّه خارج شوند، و در صورت خارج شدن از مكّه، اگر فقط به جده بيايند براى ورود به مكّه در مرتبه دوم و سوم و بعد از آن، احرام واجب نيست، ولى اگر به مدينه بروند و از آن‌جا بخواهند به مكّه بروند بايد(
103
) در مسجد شجره مُحرم شوند براى عمره مفرده ديگر و چون بين اين عمره مفرده و عمره مفرده اول يك ماه فاصله نشده عمره دوم را رجائاً به‏جا آورند(
104
) و در هر صورت اين اشخاص آخرين مرتبه‏اى كه به مكّه مى‏روند بايد به يكى از مواقيت معروفه، مثل مسجد شجره يا جُحفه بروند و از آن‌جا براى عمره تمتّع مُحرم شوند.

94. حکم آن در مسأله 202 گذشت.
95. اين احتياط يافت نشد. (مناسک حج، م 79)
96. مى‌تواند به نيّت حج افراد محرم شود و نيز مى‌تواند به قصد ما فى‌الذّمه داخل احرام شود ولى در صورت اوّل اگر زودتر از موعد مقررّ پاك شود، لازم است براى عمره تمتّع بار ديگر محرم شود و اما در صورت دوم اگر پيش از موعد پاك نشد، احرام او براى حج خواهد بود و اگر پيش از موعد پاك شد با همان احرام مى‌تواند عمره تمتّع به‌جا آورد.د(استفتاء ‌2174/7، دستخط معظّم له)
97. يا محاذات آن. (مناسک حج، م 82)
98. ظنّ حاصل از گفته اهل اطلاع كافى است. (مناسک حج، م82)
99. واجب است برگردد و از همان ميقاتى كه از آن عبور كرده است محرم شود، چه ميقات ديگرى در جلو باشد يا نه. (استفتاء، ‌دستخط معظم‌له، ش40)
100. مگر اينکه داخل مکه شده باشد که در اين صورت وظيفه‌اى ندارد ولى اگر از روى عمد بدون احرام وارد مکه شده عمل حرام انجام داده و بايد توبه کند. (مناسک محشّى، ص567، استفتاء‌ ش34)
101. مگر نايب باشد که بايد به ميقات برود، و الّا نمى‌تواند نايب شود. (مناسک حج، م57)
102. به حاشيه مسأله 238 مراجعه شود.
103. چنانچه بخواهد در همان ‏ماه که عمره را انجام داده به مكه مراجعه نمايد، نياز به احرام مجدّد ندارد. (مناسک حج، م69)
104. به حاشيه مسأله 173 مراجعه شود.
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۲۳ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #3
RE: اعمال عمره تمتّع
استفتائات ميقات‏
[230] س ـ كسانى كه به علت عادت ماهانه نمى‏توانند داخل مسجد شجره مُحرم شوند بايد در خارج آن مُحرم شوند(
105
) و در مُحاذى جُحفه تجديد احرام نمايند، با توجه به اين‏كه مُحاذى جُحفه نقطه مشخصى نيست، وظيفه چيست؟
ج ـ مى‏‌توانند به جُحفه بروند و در آن‌جا تجديد احرام كنند، و چنانچه حدود مُحاذات را تشخيص دهند و در تمام آن حد، با بقاى نيت، تلبيه را تكرار كنند كفايت مى‏كند.
[231] س ـ جماعتى از راه طائف عازم مكّه بودند، قبل از رسيدن به قَرْن الْمَنازل، آنان را از راه وادى عقيق فرستادند و از راه قرن المنازل منع كردند و لذا در وادى عقيق مُحرم شدند، آيا احرام آنان چه صورت دارد؟
ج ـ صحيح است.
[232] س ـ در مناسك مرقوم است كه زن‏هاى حائض بايد عبوراً از مسجد شجره مُحرم شوند و اگر نمى‏توانند، در خارج مُحرم شوند و در مُحاذى جُحفه تجديد احرام كنند، چون اين كار مشكل است و محاذى جُحفه معلوم نيست، آيا حضرت امام اجازه مى‏فرمايند كه اينگونه اشخاص در مدينه با نذر مُحرم شوند؟
ج ـ چون احرام قبل از ميقات با نذر صحيح است، زن‏هاى حائض كه عذر شرعى از دخول مسجد دارند، مى‏توانند در مدينه با نذر براى عمره محرم شوند. و در اين صورت لازم نيست به مسجد شجره بروند، ولى نذر زن بايد با اِذن شوهر باشد.
(

106
)



[233] س ـ زن حائضى كه از مدينه عازم مكّه بود، گمان مى‏كرد كه در حال عبور در مسجد شجره مى‏تواند محرم شود و وظيفه‏اش را انجام دهد، ولى وقتى كه به محوطه حياط مسجد رسيد، ديد به جهت ازدحام نمى‏تواند با عبور محرم شود، لذا از شوهرش كه حاضر بود اجازه نذر گرفت و چند قدمى از مسجد فاصله گرفت و با نذر محرم شد، آيا كفايت مى‏كند يا خير؟

ج ـ اگر احراز كند كه قبل از ميقات، با نذر محرم شده است مانع ندارد.

[234] س ـ زن در حال حيض، به خيال اين‏كه مى‏تواند در حال عبور، در مسجد شجره احرام ببندد وارد مسجد شد و بلافاصله احرام بست و تلبيه را هم گفت و چند قدمى هم به طرف درى كه مى‏خواست خارج شود رفت، ولى چون ديد نمى‏شود عبور كرد برگشت و از همان درى كه وارد شده بود خارج شد، آيا احرامش چگونه است؟

ج ـ صحيح است.

[235] س ـ يك نفر از حجّاج به كلى شنوايى خود را از دست داده و زبان او هم لكنت دارد كه قادر بر تكلم صحيح نيست، مسؤولين و ساير حجّاج همراه، به اين موضوع توجه نداشته‏اند و اين آقا بدون نيت و تلبيه وارد مكّه شده است، تكليف او و همراهانش چيست؟
ج ـ بايد به ميقات برگردد و با نيّت و تلبيه محرم شود، هرچند با بردن همراه باشد و اگر نمى‏تواند به ميقات برود بايد در خارج حرم محرم شود و اگر نمى‏تواند تلبيه را صحيح بگويد، ولو با تلقين،
(
107
)
احوط آن است كه به هر نحو مى‏تواند بگويد و ترجمه‏اش را نيز بگويد.

[236] س ـ نظر به اين‏كه مسجد جُحفه و مسجد تنعيم اخيراً تخريب و بازسازى شده و وسعت يافته است، آيا حجّاج يا مُعْتَمِرين بايد حتماً در حدود مسجد قبلى محرم شوند و يا محرم شدن در تمام مسجد فعلى معتبر است؟

ج ـ ميقات در جُحفه، خصوص مسجد نيست و از هر جاى جُحفه مى‏توانند محرم شوند و همچنين مسجد تنعيم خصوصيت ندارد و احرام از ادنى‏الحِلّ صحيح است هرچند در مسجد نباشد. بنا بر اين در صورت توسعه مسجد با صدق جُحفه در اول، و ادنى‏الحِلّ در دوم، احرام اشكال ندارد.

[237] س ـ در مناسك فرموده‏ايد خدمه‏اى كه مى‏خواهند به مكّه بروند و از مكّه خارج شوند، در صورت خارج شدن از مكّه، اگر فقط به جده مى‏روند، براى ورود به مكّه در مرتبه دوم و سوم و بعد از آن احرام واجب نيست، ولى اگر به مدينه بروند و از آن‌جا بخواهند به مكّه بروند بايد در مسجد شجره محرم شوند براى عمره مفرده ديگر چنانچه ميسر است، نكته علمى فرق ميان جده و مدينه را بيان فرماييد؟

ج ـ فارق، عبور از ميقات و عدم عبور است.
(

108
)



[238] س ـ كسى كه وسايلش در جُحفه مانده است، آيا مى‏تواند براى آوردن وسايل خود، از احرام خارج گردد، در حالى كه براى عمره تمتّع محرم شده و وارد حرم گرديده‏ است؟
ج ـ مى‏تواند قبل از خروج از احرام عمره، برود و وسايل خود را بياورد و اگر اعمال عمره تمتّع را انجام داده و مُحِلّ شده است، نمى‏تواند از مكّه خارج شود مگر در حال ضرورت، مُحْرماً به احرام حج على‌الأحوط.
(
109
)



[239] س ـ كسى از جدّه محرم شده و اعمال عمره تمتّع را انجام داده است، تكليف او چيست؟
ج ـ اگر از رفتن به ميقات معذور نبوده و وقت براى انجام عمره تمتّع هست بايد به ميقات برود و محرم شود و عمره تمتّع را اعاده كند، و اگر رفتن به ميقات ممكن نيست به خارج حرم برود و از آن‌جا محرم شود.
[240] س ـ آيا جايز است كسى كه به احرام عمره تمتّع در يكى از ميقات‏ها محرم شده است به طرف خلاف مكّه برود و بعد از چند روز بيايد مكّه؛ مثلاً از مسجد شجره به مدينه و بعد از همان راه يا راه ديگر به مكّه برود؟

ج ـ مانع ندارد.

[241] س ـ بعد از اتمام حج تمتّع، اگر شخص از مكّه خارج شود و بخواهد مراجعت كند آيا لازم است محرم شود يا خير؟
ج ـ در صورتى كه از وقت احرام عمره تمتّع يك ماه نگذشته است
(
110
)
لازم نيست محرم شود و مى‏تواند بدون احرام وارد مكّه شود.

[242] س ـ كسى كه عمره مفرده انجام داده است، آيا مى‏تواند در فاصله كمتر از يك ماه، بدون احرام از ميقات تجاوز كند؟
ج ـ احتياط آن است كه به قصد رجا
(
111
)
براى عمره مفرده ديگر محرم شود و بدون احرام تجاوز نكند.

(
112
)



[243] س ـ كسى كه در جده و يا مدينه حالت روانى پيدا مى‏كند، آيا لازم است مُحرِماً وارد مكّه شود يا بدون احرام نيز جايز است؟
ج ـ مجنون تكليف ندارد و احرام بر او واجب نيست و اگر بدون احرام وارد مكّه شود اشكالى ندارد.
[244] س ـ زن حائضى كه نمى‏توانست صبر كند تا پاك شود، نزديك مسجد شجره محرم شد و بنا داشت محاذى جُحفه احرام را تجديد كند، در ماشين خوابش برد و وارد مكّه شد، آيا احرام او درست است؟
ج ـ در صورت امكان بايد برگردد و از جُحفه يا محاذى آن محرم شود على‌الأحوط،
(
113
)
و اگر ممكن نيست از حرم خارج شود و از آن‌جا احرام ببندد.

[245] س ـ اگر بعد از خروج از ميقات، در بين راه متوجه شود كه تلبيه را نگفته يا نيت نكرده و يا به جهت ديگر احرامش درست نيست، و چنانچه بخواهد از همان‌جا به ميقات برگردد ميسر نيست ولى اگر بيايد مكّه امكان دارد برگردد، آيا مى‏تواند بيايد مكّه و به ميقات برگردد يا بايد از همان‌جا محرم شود؟
ج ـ اگر مى‏تواند به ميقات برگردد ولو از مكّه، نمى‏تواند براى عمل واجب از غير ميقات محرم شود، ولى براى دخول مكّه از ادنى‏الحِلّ به نيت عمره مفرده محرم شود و بعد از اعمال آن، به يكى از مواقيت معروف برود و براى عمره تمتّع احرام ببندد.
[246] س ـ زن بدون اذن شوهرش نذر مى‏كند و با نذر مُحرم مى‏شود، آيا احرامش درست است و چنانچه با همان احرام اعمالش را به‏جا آورده باشد چگونه است؟

ج ـ اگر قبل از ميقات مُحرم شده، احرام او صحيح نيست،
(
114
)
اگر چه در صورتى كه بعد از تمام شدن حج فهميد عملش صحيح است، ولى اگر بعد از عمره متوجه شد، در صورتى صحيح است كه قابل جبران نباشد و در صورتى كه مى‏تواند، بايد به ميقات برود و از آن‌جا مُحرم شود و اگر نمى‏تواند به ميقات برود، از خارج حرم احرام ببندد.

[247] س ـ آيا نذر احرام قبل از ميقات براى نايب هم جايز است يا نه؟
ج ـ اشكال ندارد.
□ [248] س ـ هرگاه حائض يا جنب عصياناً وارد مسجد شجره شود و مانند ديگران توقف نمايد و مُحرم شود، آيا احرام او صحيح است يا نه؟
ج ـ احرام صحيح است.
[249] س ـ كسانى كه در مكّه اقامت پذيرفته‏اند، موقتاً نه دائماً، آيا ميقاتشان همان مواقيت خمسه معروفه است يا ادنى‏الحِلّ؟
ج ـ اگر فريضه آن‏ها تبديل نشده، بايد از مواقيت معروفه محرم شوند و اگر تبديل شده ميقات آن‏ها مكّه است.
[250] س ـ شخصى بدون احرام، عمداً يا جهلاً يا سهواً، وارد مكّه شده و بعداً از جهت گرانىِ بيش از حد كرايه يا ممنوعيت از طرف دولت، نتوانست به ميقات برگردد، وظيفه‏اش چيست؟

ج ـ اگر ممكن نيست به ميقات برود، از ادنى‏الحِلّ بايد محرم شود مگر اين‏كه ترك احرام از ميقات بدون عذر باشد، كه در اين صورت نمى‏تواند حج به‏جا آورد و اگر مستطيع است
(
115
)
سال بعد بايد حج انجام دهد و گرانى بيش از حدّ عذر نيست مگر موجب حَرَج باشد.


105. به حاشيه مسأله 205 مراجعه شود.
106. در صحّت نذر زوجه براى احرام پيش از ميقات در صورتى كه شوهر او غايب باشد، اذن شوهر شرط نيست. ولى اگر حضور داشته باشد، احتياط واجب آن است كه از او اذن بگيرد. و اگر بدون اذن شوهر نذر كند، نذر او منعقد نمى‌شود. (مناسک حج، م81)
107. به هر نحو که مى‌تواند بگويد و احتياط آن است که علاوه بر گفتن خودش نايب هم بگيرد. (مناسک حج، م103)
108. به حاشيه مسأله 229 مراجعه شود.
109. جايز است براى كسى كه اطمينان دارد با خارج شدن از مكه حج او فوت نمى‏شود، بعد از انجام عمره تمتّع و قبل از احرام حج از مكه بيرون رود اگر چه احتياط مستحب آن است كه فقط در مورد ضرورت و نياز خارج شود. و براى ورود به شهر مکه نياز به تجديد احرام عمره تمتّع ندارد مگر اينکه در غير ماهى که عمره تمتّع را انجام داده است برگردد که در اين صورت بايد از ميقات مجدداً براى عمره تمتّع محرم شود، و عمره تمتّع وى که متصل به حج مى‌شود همين عمره تمتّع دوم خواهد بود. (مناسک حج، م91و93)
110. اگر در همان ماهى که اعمال حجّ را انجام داده است وارد شود احرام مجدد لازم نيست. (مناسک حج، م69)
111. به حاشيه مسأله 173 مراجعه شود.
112. اگر در همان ماهى که احرام و اعمال عمره را انجام داده است وارد مکه شود عبور از ميقات بلا مانع است اما اگر احرام در ماهى و اعمال در ماه ديگر باشد پس اگر احرام وى در ماه رجب بوده و اعمال را در ماه شعبان انجام داده بنا بر احتياط واجب اگر در ماه شعبان مجدداً وارد مکه شود بايد احرام ببندد. و رعايت اين احتياط در ماه‌هاى ديگر هم خوب است. (استفتاء، دستخط معظّم‌له)
113. واجب است. (مناسک حج، م80)
114. نذر زن براى احرام بستن قبل از ميقات در غياب شوهرش، موقوف بر اذن او نيست ولى در صورت حضور شوهر احتياط واجب آن است كه از او اذن بگيرد و اگر بدون اذن شوهر نذر کند نذر او منعقد نمى‏شود.(مناسک حج، م81)
115. يا حج بر او مستقر شده است. (مناسک حج، م88)
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۲۴ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #4
RE: اعمال عمره تمتّع
فصل دوم‏: واجبات احرام‏
[251] م ـ واجبات در وقت احرام سه چيز است:
اول ـ نيت،(
116
) يعنى انسان در حالى كه مى‏خواهد محرم شود به احرام عمره تمتّع، نيت كند عمره تمتّع را و لازم نيست قصد كند ترك محرماتى را كه بر محرم پس از احرام، حرام مى‏شود، بلكه كسى كه به قصد عمره تمتّع يا حج تمتّع لبيك‏هاى واجب را گفت، محرم مى‏شود؛ چه قصد بكند احرام را يا نكند و چه قصد بكند ترك محرمات را يا نكند. پس كسى كه مى‏داند ارتكاب مى‏كند بعضى محرمات را؛ مثل زير سايه رفتن در حال سفر، احرام او صحيح است. ولى احتياط آن است كه قصد كند ترك محرمات را.
[252] م ـ آنچه ذكر شد كه: لازم نيست قصد كند ترك محرّمات را، در غيرِ آن محرماتى است كه عمره يا حج را باطل مى‏كند؛ مثل اكثر محرمات و اما آنچه عمره يا حج را باطل مى‏كند؛ مثل نزديكى با زن در بعضى از صور كه ذكر خواهد شد پس با قصد ارتكاب آن، احرام باطل است بلكه غير ممكن است.(

117
)


[253] م ـ عمره و حج و اجزاى آن‏ها از عبادات است و بايد با نيت خالص براى طاعت ‏خداوند تعالى به‏جا آورد.
□ [254] م ـ اگر عمره را به ريا يا غير آن باطل كند، احتياط واجب آن است كه حج افراد به‏جا آورد و پس از آن عمره مفرده به‏جا آورد و در سال ديگر حج را اعاده كند.
[255] م ـ اگر حج را به نيت خالص به‏جا نياورد و به ريا و غير آن باطل كند، بايد سال ديگر عمره و حج را اعاده كند.
[256] م ـ اگر بعضى از اركان عمره يا حج را به نيت خالص نياورد و به ريا و غير آن باطل كند و نتواند آن را جبران كند، پس در عمره حكم بطلان عمره را دارد و در حج حكم بطلان حج را، ولى اگر محل جبران باقى است و جبران كرد، عملش صحيح مى‏شود، گرچه معصيت‏كار است.
[257] م ـ اگر به‏واسطه ندانستن مسأله يا جهت ديگر، به‏جاى نيتِ عمره تمتّع، حج تمتّع را قصد كند، پس اگر در نظرش آن است كه همين عمل را كه همه به‌جا مى‏آورند او هم به‏جا آورد و گمان كرده جزء اول از دو جزء حج، اسمش: حج تمتّع است ظاهراً عمل او صحيح است و عمره تمتّع است و بهتر آن است كه نيت را تجديد كند.
[258] م ـ اگر به‏واسطه ندانستن مسأله يا جهت ديگر، گمان كند كه حج تمتّع بر عمره تمتّع مقدم است و نيت حج تمتّع كند به عزم اين‏كه پس از احرام برود به عرفات و مشعر و حج به‏جا آورد و عمره را پس از آن به‏جا آورد، احرام او باطل است و بايد در ميقات تجديد احرام كند و اگر از ميقات گذشته است بايد در صورت امكان برگردد به ميقات و محرم شود والّا از همان‌جا محرم شود(
118
)

و اگر وارد حرم شده و ملتفت شد بايد در صورت امكان از حرم خارج شود و محرم شود، و الا در همان‌جا محرم شود.
[259] م ـ دوّم ـ تلبيه؛ يعنى لبيك گفتن،(
119
) و صورت آن بنابر اصحّ، آن است كه بگويد:
«لَبّيْكَ، اللّهُمّ لَبّيْكَ، لَبّيْكَ لا شَرِيكَ لَكَ لَبّيْكَ».
و به اين مقدار اگر اكتفا كند محرم شده و احرامش صحيح است و احتياط مستحب آن است كه پس از آن كه چهار «لبيك» را به‏صورتى كه گفته شده گفت، بگويد:
«اِنّ الْحَمْدَ وَ النّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلْكَ، لا شَرِيكَ لَكَ لَبّيْك».
و اگر بخواهد احتياط بيشتر بكند، پس از گفتن آنچه ذكر شد، بگويد:
«لَبّيْكَ اللّهُمّ لَبّيْكَ لَبّيْكَ(
120
) اِنّ الْحَمْدَ و النّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلْكَ لا شَرِيْكَ لَكَ لَبّيْكَ».
و مستحب است بعد از آن بگويد:
«لَبّيْكَ ذَا الْمَعارِج لَبّيْكَ، لَبّيْكَ داعياً إلى‏ دارِ السّلامِ لَبّيْكَ، لَبّيْكَ غَفّارَ الذّنُوبِ لَبّيْكَ، لَبّيْكَ أهْلَ الْتَلْبِيَةِ لَبّيْكَ، لَبّيْكَ ذَا الجَلالِ وَ الْاِكْرامِ لَبّيْكَ، لَبّيْكَ تُبْدِئُ وَ الْمَعادُ إلَيْكَ لَبّيْكَ، لَبّيْكَ تَسْتَغنِيْ و يُفْتَقَرُ إلَيْكَ لَبّيْكَ، لَبّيْكَ مَرْهُوباً وَ مَرْغُوباً إلَيْكَ لَبّيْكَ، لَبّيْكَ إلهَ الْحَقّ لَبّيْكَ، لَبّيْكَ ذَا النّعْماءِ وَ الْفَضْلِ الْحَسَنِ الْجَمَيلِ لَبّيْكَ، لَبّيْكَ كَشّافَ الْكُرَبِ الْعِظامِ لَبّيْكَ، لَبّيْكَ عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدَيْكَ لَبّيْكَ، لَبّيْكَ يا كَرِيمُ لَبّيْكَ».
و اين جملات را نيز بگويد خوب است:
(
121
)


«لَبّيْكَ، أتَقَرّبُ إلَيْكَ بِمُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ لَبّيْكَ، لَبّيْكَ بِحَجّةٍ و عُمْرَةٍ لَبّيْكَ، لَبّيْكَ وَ هذِهِ عُمْرَةُ مُتْعَةٍ إلىَ الْحَجّ لَبّيْكَ، لَبّيْكَ أهْلَ التّلْبِيَةِ لَبّيْكَ، لَبّيْكَ تَلْبِيَةً تَمامُها وَ بَلاغُهاعَلَيْكَ».
[260] م ـ واجب است صحيح گفتن قدر واجب از لبيك را كه گذشت، همان‌طور كه صحيح گفتن تكبيرة‌الاحرام در نماز واجب است.
(
122
)


[261] م ـ اگر تلبيه را به قدر واجب كه ذكر شد، نداند بايد آن را ياد بگيرد يا كسى او را در وقت گفتن تلقين كند؛ يعنى كلمه كلمه آن شخص بگويد و شخصى كه مى‏خواهد احرام ببندد دنبال او به‏طور صحيح بگويد.
[262] م ـ اگر نتواند ياد بگيرد يا وقت ياد گرفتن نباشد و با تلقين هم نتواند بگويد، احتياط آن است كه به هر نحو كه مى‏تواند بگويد، و ترجمه‏اش را هم بگويد و بهتر آن است كه علاوه بر آن نايب(
123
) هم بگيرد.
[263] م ـ اگر لبيك گفتن را فراموش كرد يا به‌واسطه ندانستن حكم نگفت، واجب است برگردد به ميقات در صورت امكان و احرام ببندد و لبيك بگويد و اگر نتواند برگردد همان‌جا (
124
) بگويد اگر داخل حرم نشده است، و اگر داخل حرم شده واجب است برگردد به‏خارج حرم و احرام ببندد و لبيك بگويد و اگر ممكن نيست همان‌جا محرم شود و لبيك بگويد، و اگر بعد از گذشتنِ وقتِ جبران، يادش آمد بعيد نيست صحت عمل.
[264] م ـ اگر كسى لبيك واجب را نگفت، چه به‏واسطه عذرى و چه بدون عذر، چيزهايى كه بر محرم حرام است بر او حرام نمى‏شود و اگر آنچه در احرام موجب كفاره مى‏شود به‏جا آورد، كفاره ندارد و همچنين اگر لبيك را به ريا باطل كند.
[265] م ـ اگر بعد از گفتن لبيكِ واجب در ميقات، فراموش كند كه نيت عمره تمتّع كرده يا نيت حج تمتّع، بنا بگذارد كه نيت عمره تمتّع كرده و عمره او صحيح است و همچنين اگر بعد از لبيك گفتن در روز هشتم كه بايد براى حج تمتّع بگويد، فراموش كرد كه لبيك را براى حج گفت يا براى عمره، بنا بگذارد كه براى حج تمتّع گفته و حج او صحيح است و احتياط مستحب در تجديد تلبيه است.
[266] م ـ جايز نيست لبيك واجب را از ميقات تأخير بيندازد و اگر تأخير انداخت بايد به ‏دستورى كه در مسأله
(

215
)
ذكر شد، عمل كند.
[267] م ـ واجب در لبيك بيش از يك مرتبه نيست، ولى مستحب است تكرار آن و زياد گفتن آن هرچه مى‏تواند و براى هفتاد مرتبه گفتن ثواب زيادى ذكر شده است، و لازم نيست آنچه را در حال احرام بستن گفته است تكرار كند، بلكه كافى است بگويد «لَبّيْكَ اَللّهُمّ لَبّيْك» يا تكرار كند «لَبّيْك» را فقط.
[268] م ـ احتياط واجب(
125
) آن است كه كسى كه براى عمره تمتّع محرم شد، در وقتى كه خانه‏هاى مكّه پيدا مى‏شود لبيك را ترك كند و ديگر لبيك نگويد و مراد از خانه‏هاى مكّه خانه‏هايى است كه در زمانى كه عمره به‏جا مى‏آورد، جزو مكّه باشد هرچند مكّه بزرگ شود و احتياط واجب(
126
) براى كسى كه احرام حج بسته آن است كه لبيك را تا ظهر روز عرفه بيشتر نگويد.
[269] م ـ سوّم ـ پوشيدن دو جامه احرام براى مردان كه يكى «لنگ» است و ديگرى «رداء» كه بايد آن را به دوش بيندازند. و احتياط واجب آن است كه اين دو جامه را قبل از نيت احرام و لبيك گفتن بپوشد و اگر بعد از لبيك پوشيد احتياط آن است كه لبيك را دوباره بگويد.
[270] م ـ لازم نيست كه لنگ، ناف و زانو را بپوشاند و كفايت مى‏كند كه به‏نحو متعارف باشد، ولى مستحب است كه ناف و زانو را بپوشاند.
[271] م ـ در پوشيدن دو جامه احرام ترتيب خاصى معتبر نيست، بلكه به هر ترتيبى بپوشد مانع ندارد، فقط بايد يكى را لنگ قرار دهد به هر كيفيتى كه مى‏خواهد و يكى را رداء قرار دهد به هر كيفيتى كه مى‏خواهد و احتياط مستحب آن است كه ردا شانه‏ها را بپوشاند.
[272] م ـ احتياط واجب(
127
) آن است كه در حال اختيار اكتفا نكند به يك جامه بلند كه مقدارى از آن را لنگ كند و مقدارى را رداء قرار دهد، بلكه بايد دو جامه جداباشند.
[273] م ـ در پوشيدن جامه احرام احتياط واجب آن است كه نيت كند و قصد امر الهى و اطاعت او كند و احتياط مستحب آن است كه در كندن جامه دوخته هم نيت و قصد اطاعت كند.
[274] م ـ شرط است در اين دو جامه كه نماز در آن‌ها صحيح باشد، پس كفايت نمى‏كند جامه حرير و غير مأكول و جامه‏اى كه نجس باشد به نجاستى كه در نماز عفو از آن نشده‏باشد.
[275] م ـ لازم است جامه‏اى را كه لنگ قرار مى‏دهد نازك نباشد، به‏طورى كه بدن‏نما باشد و احتياط مستحب آن است كه رداء هم بدن‏نما نباشد.
(
128
)


[276] م ـ احتياط واجب(
129
) آن است كه لباس احرام زن، حرير خالص نباشد، بلكه احتياط آن است كه تا آخر احرام حرير نپوشد.
[277] م ـ دو جامه‏اى كه ذكر شد كه بايد محرم بپوشد مخصوص به مرد است، ولى زن مى‏تواند در لباس خودش به هر نحو هست محرم شود؛ چه دوخته باشد يا نباشد، ولى حرير محض نباشد چنانچه گذشت.
[278] م ـ احتياط واجب آن است كه هر وقت در بين اعمال يا غير آن در احوال احرام اين دو جامه نجس شود تطهير يا تبديل نمايد و احوط مبادرت(
130
)

به تطهير بدن است در حال احرام اگر نجس شود.
[279] م ـ اگر تطهير نكند جامه احرام يا بدن را، كفاره ندارد.
[280] م ـ احتياط آن است كه جامه احرام از پوست(
131
) نباشد، لكن ظاهراً اگر به آن جامه گفته شود مانع ندارد.
[281] م ـ لازم نيست كه جامه احرام منسوج و بافتنى باشد، بلكه اگر مثل «نمد» ماليده باشد و جامه به آن گفته شود(
132
) مانع ندارد.
[282] م ـ افضل آن است كه محرم اگر جامه احرام را عوض كرده، وقتى كه وارد مكّه مى‏شود براى طواف همان جامه‏اى را كه در آن محرم شده است بپوشد، بلكه موافق احتياط استحبابى است.
[283] م ـ اگر محرم اضطرار پيدا كند به‏پوشيدن قبا يا پيراهن براى سردى هوا يا غير آن‏ مى‏تواند قبا و پيراهن بپوشد، ليكن بايد قبا را پايين و بالا كند و به ‏دوش بيندازد و دست از آستين آن بيرون نياورد و احوط آن است كه پشت و رو نيز بكند و پيراهن را نيز بايد به ‏دوش بيندازد و نپوشد(
133
) و اگر اضطرار رفع نمى‏شود مگر به‏ پوشيدن قبا و پيراهن، مى‏تواند بپوشد.
(
134
)


[284] م ـ لازم نيست جامه احرام را هميشه در برداشته باشد، بلكه جايز است آن‏ها را عوض كند و براى شستن بيرون بياورد و براى حمام رفتن آن‏ها را بِكَند، بلكه جايز است براى حاجت هر دو را بيرون بياورد و لخت شود.
[285] م ـ شخص محرم مى‏تواند از دو جامه احرام بيشتر بپوشد، مثل دو سه رداء و دو سه لنگ براى حفظ از سرما يا غرض ديگر.
[286] م ـ اگر لباس احرام را عمداً نپوشد يا لباس دوخته در حالى كه مى‏خواهد محرم شود بپوشد معصيت كرده است، ولى به احرام او ضرر نمى‏رساند(
135
) و احرامش صحيح است، و اگر از روى عذر باشد معصيت هم نكرده و احرامش صحيح است.
[287] م ـ گره زدن لباس احرام اشكال ندارد ولى احتياط واجب(
136
) آن است كه آن را كه لنگ قرار داده به ‏گردن گره نزند و اگر از روى جهل يا نسيان گره زد احتياط آن است كه فوراً باز كند، ولى به احرامش ضرر نمى‏رساند و چيزى هم بر او نيست و سنگ در جامه احرام گذاشتن و با نخ بستن نيز جايز است.
[288] م ـ شرط نيست در احرام بستن پاك بودن از حدث اصغر و اكبر، پس جايز است در حال‏ جنابت و حيض و نفاس‏ محرم ‏شود، بلكه غسل ‏احرام براى ‏حائض و نفساء مستحب است.
[289] م ـ اگر پيراهن بپوشد بعد از آن‌كه محرم شد، لازم است كه پيراهن را شكاف دهد و از پايين بيرون آورد، ولى اگر در پيراهن محرم شود(
137
) لازم نيست شكاف دهد و از پايين بيرون آورد، و همين قدر لازم است آن را بكند و لباس احرام بپوشد و در هر دو صورت احرامش صحيح است.
[290] م ـ اگر فراموش كند احرام را و به ‏خاطرش نيايد مگر بعد از اتمام همه واجبات و نتواند جبران كند احتياط در بطلان(
138
) عمره او است، اگر چه صحت آن به‏نظر بعيد نيست ولى اگر اعمال حج را هم تمام كرد و يادش آمد عملش صحيح است.

116. اول ـ نيّت، كه شرايط و کيفيت آن به شرح ذيل است:
الف) قصد انجام اعمال حج يا عمره، بنابراين كسى كه ميخواهد براى عمره تمتّع محرم شود. بايد از زمان احرام قصد انجام آن را داشته باشد. (مناسک حج، م95)
ب) قصد قربة الى الله و نيت خالص براى اطاعت خداوند داشته باشد، زيرا عمره و حج و همه اعمال و مناسك آنها عبادت هستند و بايد به قصد تقرّب و نزديكى به خداوند تبارك و تعالى به جا آورده شوند.
ج) كسى كه مى‌‌خواهد محرم شود بايد هنگام احرام قصد و نيت خود را تعيين كند يعنى معين كند كه آيا قصد انجام حج دارد يا عمره، و همچنين مشخص كند كه آيا حج تمتّع است يا اِفراد يا قِران، حج را براى خود به جا مى‌‌آورد يا به نيابت از ديگرى، حَجةالاسلام است يا حج نذرى و يا حج مستحب. (مناسک حج، م97)
ـ نيت بايد همراه با احرام بستن باشد، بنابراين نيت قبلى كفايت نمى‌كند مگر آنكه تا زمان احرام استمرار داشته باشد. (مناسک حج، م100)
.117 زيرا قصد انجام اين امور با قصد انجام مناسک حج قابل جمع نيست، بلکه با قصد احرام منافات دارد. (مناسک حج، م97)
118. و بنابر احتياط واجب به هر مقدار که ممکن باشد به طرف ميقات برگردد. (مناسک حج،‌ م 85)
119. تلبيه در احرام، همانند تکبيرة‌الاحرام در نماز است، بنا بر اين هنگامى که حاجى تلبيه بگويد، محرم مي‌شود و اعمال عمره‌ى تمتّع را آغاز مي‌کند. در حقيقت، تلبيه به منزله‌ى اجابت دعوت پروردگار مهربان است که مکلفان را به حج فرا خوانده است، از اين رو شايسته است که ذکر تلبيه با خضوع و خشوع کامل ادا شود. (مناسک حج، م101)
120. لبّيک اللّهم لبّيک إنّ الحمد.... (مناسک حج، م101)
121. در مناسک معظّم له نيست. (مناسک حج، م101)
122. در مناسک معظّم له اين دو مسأله نيز مطرح شده است:
ـ هرگاه كسى عمداً تلبيه را نگويد، حكم كسى را دارد كه عمداً احرام بستن از ميقات را ترك كرده باشد. (مناسک حج، م104)
ـ هرگاه كسى تلبيه را به‌طور صحيح نگويد و عذرى نيز نداشته باشد، حكم كسى را دارد كه عمداً تلبيه را ترك كرده باشد. (مناسک حج، م105)
123. بايد به هر نحو كه مى‏تواند بگويد و بنا بر احتياط نايب هم بگيرد. (مناسک حج، م103)
124. بنا بر احتياط واجب هر مقدار که ممکن باشد به طرف ميقات برگردد و احرام ببندد و لبّيك بگويد. (مناسک حج، م85)
125. واجب است. (مناسک حج، م106)
126. واجب است. (مناسک حج، م106)
127. پوشيدن دو جامه احرام واجب تعبّدى است. (استفتاء)
128. بدن‏نما بودن ردا مانع ندارد، مشروط بر اين‏كه ردا بر آن صدق كند. (مناسک حج، م114)
129. بايد از حرير خالص نباشد. (مناسک حج، م116)
130. در مناسک معظّم له يافت نشد. (مناسک حج، م123)
131. چنانچه جامه احرام از پوست يا نايلون و مانند آن باشد، اگر عرفاً به آن جامه گفته مى‏شود و پوشيدن آن متعارف است مانع ندارد. (مناسک حج، م117)
.132 و پوشيدن آن متعارف باشد. (مناسک حج، م117)
133. اگر بر اثر سرما و مانند آن ناگزير از پوشيدن جامه‌ى دوخته باشد مى‌‌تواند از لباس‌هاى معمولى مانند پيراهن استفاده کند اما نبايد آن را بپوشد بلکه آن را به صورت برعکس بالا به پايين يا پشت و رو به روى خود بياندازد. (مناسک حج، م119)
134. و بنا بر احتياط واجب بايد يک گوسفند كفاره بدهد. (مناسک حج، م135)
135. اگر در حين احرام، از روى علم و عمد لباس دوخته را از تن بيرون نياورد، صحّت احرامش خالى از اشكال نيست و احتياط واجب آن است كه پس از بيرون آوردن آن نيت و تلبيه را تکرار کند. (مناسک حج، م 118)
136. گره زدن لنگ به گردن جايز نيست ولى سنجاق زدن و امثال آن و گره زدن بعض آن به بعض ديگر مانعى ندارد مادامى كه از صدق عنوان إزار خارج نشود. و همچنين در رداء گره زدن آن با سنجاق يا گيره يا با گذاشتن سنگريزه در دو طرف آن، بستن آن با نخ به نحو متعارف تا زمانى كه عنوان رداء بر آن صدق كند، جايز است. (مناسک حج،‌ م111)
137. در صورت علم و عمد، نظر معظّم له در ذيل مسأله 286 بيان شد.
138. نظر معظّم له نسبت به صحّت يا بطلان عمره به‌دست نيامد.
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۲۴ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #5
RE: اعمال عمره تمتّع
استفتائات احرام‏
[291] س ـ كسى در وقت احرام اين‌طور قصد مى‏كند: مُحرم مى‏شوم يا احرام مى‏‌بندم، براى عمره تمتّع يا غير آن، با توجه به اين مسأله كه فرموده‏ايد نيت احرام لازم نيست، بلكه ممكن نيست، اين احرام چه صورت دارد؟
ج ـ به احرام ضرر نمى‏زند هرچند قصد احرام لازم نيست و احرام امر قصدى نيست، بلكه اگر شخص به قصد حج يا عمره تلبيه بگويد محرم مى‏شود هرچند قصد احرام نكند.

[292] س ـ زنى قبل از احرام براى عمره تمتّع، مى‏دانست كه عادت ماهانه او ده روز است و قبل از احرام حج، اعمال عمره تمتّع را نمى‏تواند انجام دهد، مع ذلك، نيت عمره تمتّع كرد، آيا در برگرداندن نيت احرام عمره تمتّع به حج اِفراد، بايد چه كند؟
ج ـ نيت را به حج افراد برگرداند و اشكال ندارد، بلى اگر با التفات به اينكه نمى‏تواند عمره تمتّع را انجام دهد و اگر انجام دهد صحيح نيست به نيت عمره تمتّع محرم شود، صحت اين احرام، بلكه حصولِ جِدّ به آن، محل اشكال است.
(
139
)
[293] س ـ مردها معمولاً براى احرام، يك حوله به عنوان لنگ به كمر مى‏بندند و يكى هم بر روى شانه‏ها مى‏اندازند، ولى بعضى افراد براى اينكه موقع وزش باد و يا سوار شدن ماشين عورت آنان ظاهر نشود اضافه بر آن دو حوله، يك متر چلوار ندوخته از وسط پا عبور مى‏دهند به نحوى كه دو طرف پارچه از جلو و عقب زير حوله قرار مى‏گيرد، آيا اين عمل صحيح است يا اشكال دارد؟
ج ـ اشكال ندارد.
[294] س ـ آيا مى‏شود براى كسى كه قادر بر تلبيه گفتن نيست نايب گرفت يا خير؟
ج ـ اَخْرَس (لال) بايد با انگشت به تلبيه اشاره كند و زبانش را هم حركت دهد، ونايب گرفتن كافى نيست.

[295] س ـ كسى كه در گذشته حج واجبش را انجام داده و بنا دارد حج مستحبى به‌جا آورد، ولى از روى ناآگاهى و يا فراموشى در نيت اِحرام عمره مى‏گويد «احرام عمره تمتّع از حج تمتّع از حَجّةالاسلام مى‏بندم قربة الى اللّه»، آيا آوردن و در نيت داشتن حَجّةالاسلام، در حالى كه حج مستحبى است، اشكال دارد يا خير؟
ج ـ اشكال دارد، مگر آن‌كه اشتباه لفظى باشد و قصدش اين بوده عمره‏اى كه وظيفه او است انجام دهد و اسمش را حَجّةالاسلام گذاشته باشد.
[296] س ـ اگر كسى بداند در صورت صحيح نگفتن تلبيه، محرم نمى‏شود و تلبيه را غلط بگويد و اعمال حج را انجام دهد، آيا اعمالش صحيح است يا نه؟
ج ـ چنانچه از روى عمد بوده صحيح نيست و اگر عمدى نبوده و از روى فراموشى يا ندانستن مسأله بوده، در فرض مرقوم بعيد نيست صحت عمل.

[297] س ـ اگر كسى تلبيه را غلط بگويد و بعد از وقوفين و قبل از اتمام اعمال حج فهميد كه صحيحاً محرم ‏نشده‏ است، آيا وظيفه او نسبت‏ به ساير اعمال، و همچنين ‏عمره ‏قبلى او چگونه است؟
ج ـ با فرض اينكه بعد از وقت جبران متوجه شده بعيد نيست صحت عمل، لكن احوط عدم اكتفا به اين حج است و اين احتياط ترك نشود.
[298] س ـ ترجمه تلبيه (لبّيك، اللّهُمّ لَبّيك، لَبّيك لا شَريكَ لَكَ لَبّيك) چيست؟
ج ـ ترجمه جمله مذكور چنين است: «اجابت مى‏كنم دعوت تو را، خدايا! اجابت مى‏كنم دعوت تو را، اجابت مى‏كنم دعوت تو را، شريكى نيست مر تو را، اجابت مى‏كنم دعوت تو را». و اگر كلمه «دعوت» را هم نگويد كفايت مى‏كند در مواردى كه بايد ترجمه را بگويد.
[299] س ـ لباس احرامى كه معلوم نيست از درآمد منبر است يا وجوهات شرعيه، آيا لازم است خمس آن را بدهد؟
ج ـ با فرض شك، لازم نيست، هرچند احتياط مطلوب است.
[300] س ـ كسى كه به ديگران تلقين نيت و تلبيه مى‏كند و خودش فراموش كرده است كه نيت نمايد، وظيفه‏اش چيست؟
ج ـ اگر به قصد انجام عمره يا حج تلبيه نگفته، محرم نشده است و بايد در صورت امكان به ميقات برگردد و اگر ممكن نيست به خارج حرم برود و مجدداً محرم شود.
(
140
)
[301] س ـ آيا لباس احرام منحصر در دو جامه است و بيشتر نبايد باشد؟
ج ـ مقدار واجب آن دو جامه است و زيادتر مانع ندارد.

139. به حاشيه مسأله 221 مراجعه شود.
140. به مسأله 215 مراجعه شود.
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۲۴ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #6
RE: اعمال عمره تمتّع
مستحبات احرام‏
[302] م ـ مستحبات احرام چند چيز است:
1 ـ آن‌كه قبلاً بدن خود را پاكيزه نموده و ناخن و شارب خود را بگيرد و موى زير بغل و عانه را با نوره ازاله نمايد.
2 ـ كسى كه قصد حج دارد از اول ماه ذى‏قعده و شخصى كه قاصد عمره مفرده است پيش از يك ماه موى سر و ريش را رها كند.
3 ـ آن‌كه پيش از احرام در ميقات غسل احرام بنمايد(
141
) و اين غسل از زن حائض و نفساء نيز صحيح است و تقديم اين غسل به‏خصوص در صورتى كه خوف آن باشد كه در ميقات آب يافت نشود جايز است و در صورت تقديم، اگر در ميقات آب يافت شد مستحب است غسل را اعاده نمايد و بعد از اين غسل، اگر مكلف لباسى را پوشيد يا چيزى را خورد كه بر محرم حرام است باز هم اعاده مستحب است و اگر مكلف در روز غسل نمود از غسل تا آخر شب آينده كفايت مى‏كند و همچنين اگر غسل در شب نمود تا آخر روز آينده كافى است ولى اگر بعد از غسل و پيش از احرام به حدث اصغر محدث شد غسل را اعاده نمايد.
4 ـ آن‌كه دو جامه احرام از پنبه باشد.
(
142
)


5 ـ آن‌كه احرام را به ترتيب ذيل ببندد، در صورت تمكّن بعد از فريضه ظهر و در صورت عدم تمكّن بعد از فريضه ديگر و در صورت عدم تمكّن از آن، بعد از شش يا دو ركعت نماز نافله، در ركعت اول پس از حمد سوره توحيد و در ركعت دوم سوره جَحد را بخواند و شش ركعت افضل است(
143
) و بعد از نماز حمد و ثناى الهى را به‏جا آورد و بر پيغمبر و آل او صلوات بفرستد، آنگاه بگويد:
«أللّهُمّ إنّي أسْأَلُكَ أنْ تَجْعَلَنِي مِمّنِ اسْتَجابَ لَكَ، وَ آمَنَ بِوَعْدِكَ، وَ اتّبَعَ أمْرَكَ، فَاِنّي عَبْدُكَ، وَ في قَبْضَتِكَ، لا اُوْقى‏ إلاّ ما وَقيتَ، وَ لا آخُذُ إلاّ ما أعْطَيْتَ، وَقَدْ ذَكَرْتَ الْحَجّ، فَأسْألُكَ أنْ تَعْزِمَ لِي عَلَيْهِ عَلى‏ كِتابِكَ، وَ سُنّةِ نَبِيّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِه، وَتُقَوّيَنِي عَلى‏ ما ضَعُفْتُ، وَ تُسَلّمَ لِي مَناسكي في يُسْرٍ مِنْكَ وَ عافِيَةٍ، وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَفْدِكَ الّذي رَضِيتَ وَ ارْتَضَيْتَ وَ سَمّيْتَ وَ كَتَبْتَ. أللّهُمّ إنّي خَرَجْتُ مِنْ شُقّةٍ بَعيدَةٍ، وَ أنْفَقْتُ مالِي ابْتِغاءَ مَرْضاتِكَ. أللّهُمّ فَتَمّمْ لِي حَجّتِي وَ عُمْرَتِي. أللّهُمّ إنّي اُريْدُ التمتّع بِالْعُمْرَةِ إلَى الْحَجّ عَلى‏ كِتابِكَ، وَ سُنّةِ نَبِيّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، فَاِنْ عَرَضَ لِي عارِضٌ يَحْبِسُنِي، فَخَلّنِي حَيْثُ حَبَسْتَنِي بِقَدَرِكَ الّذي قَدّرْتَ عَلَيّ. أللّهُمّ إنْ لَمْ تَكُنْ حَجّةً فَعُمْرَةً، أحْرَمَ لَكَ شَعْرِي وَ بَشَرِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي وَ عِظامِي وَ مُخّي وَعَصَبِي مِنَ النّساءِ وَ الثّيابِ وَ الطّيْبِ، أبْتَغِي بِذلِكَ وَجْهَكَ وَ الدارَ الْآخِرَةَ».
6 ـ هنگام پوشيدن دو جامه احرام بگويد:
«اَلْحَمْدُ للّهِ‏ِ الّذِي رَزَقَنِي مَا اُواري بِهِ عَوْرَتي، وَ اُؤَدّي فِيْهِ فَرْضِي، وَ أعْبُدُ فِيْهِ رَبّي، وَ أنْتَهِي فِيْهِ إلى‏ ما أمَرَنِي، اَلْحَمْدُ للّهِ‏ِ الّذِي قَصَدْتُهُ فَبَلّغَنِي، وَ أردْتُهُ فَأعانَنِي وَ قَبِلَنِي وَ لَمْ يَقْطَعْ بِي، وَ وَجْهَهُ أرَدْتُ فَسَلّمَنِي فَهُوَ حِصْنِي وَ كَهْفِي وَ حِرْزِي وَ ظَهْرِي وَ مَلاذِي وَ رَجائي وَ مَنْجايَ وَ ذُخْرِي وَ عُدّتِي في شِدّتِي وَ رَخائِي».


7 ـ آن‌كه تلبيه‏ها را در حال احرام تكرار كند؛ خصوصاً در موارد آينده:
الف ـ وقت برخاستن از خواب.
ب ـ بعد از هر نماز واجب و مستحب.
ج ـ وقت رسيدن به سواره.
د ـ هنگام بالا رفتن از تلّ يا سرازير شدن از آن.
هـ ـ وقت سوار شدن يا پياده شدن.
و ـ آخر شب.
ز ـ اوقات سحر.
زن حائض و نفساء نيز اين تلبيه‏ها را بگويند.
و شخص متمتّع، تلبيه گفتن او در عمره مستمر خواهد بود تا آن‌كه خانه‏هاى مكّه را ببيند و اما تلبيه حج تا ظهر روز عرفه مستمر است.

141. مستحب است كه پيش از مُحرم شدن در ميقات و يا پيش از رسيدن به ميقات مثلاً در مدينه غسل کند و گفته شده که احوط آن است که اين غسل را ترک نکند. (مناسک حج، م123)
142. در مناسک معظّم له يافت نشد.
143. مستحب است که بعد از نماز ظهر، ‌يا بعد از هر نماز واجب ديگر و يا بعد از دو رکعت نماز مستحبى محرم شود و در برخى احاديث آمده است که [پيش از احرام] شش رکعت نماز مستحب است و فضيلت بيشترى دارد. (مناسک حج، م124)

سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۲۴ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #7
RE: اعمال عمره تمتّع
مكروهات احرام‏
[303] م ـ مكروهات احرام چند چيز است:
1 ـ احرام در جامه سياه، و افضل احرام در جامه سفيد است.
2 ـ خوابيدن مُحرم بر رخت و بالش زرد رنگ.
3 ـ احرام بستن در جامه چركين و اگر جامه در حال احرام چرك شود بهتر آن است كه مكلف مادامى كه در حال احرام است آن را نشويد.
4 ـ احرام بستن در جامه راه راه.
5 ـ استعمال حنا پيش از احرام، در صورتى كه اثر آن تا حال احرام باقى بماند.
6 ـ حمام رفتن، و اولى آن است كه محرم بدن خود را با كيسه و مثل آن نسايد.(
144
)
7 ـ لبيك گفتن مُحرم در جواب كسى كه او را صدا نمايد.

144. رفتن به حمام و شستن بدن با کيسه و مانند آن نيز در حال احرام مکروه است. (مناسک حج، م125)
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۲۴ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #8
RE: اعمال عمره تمتّع

فصل سوم‏: مُحرّمات احرام‏
(

145
)





اول ـ شكار صحرايى كه وحشى باشد، مگر در صورتى كه ترس داشته باشد از آزار آن.
[304] م ـ خوردن گوشت شكار بر محرم حرام است؛ چه خودش شكار كند يا غير خودش، چه مُحرم شكار كند يا غير مُحرم.
□ [305] م ـ نشان دادن شكار به شكارچى حرام است و همينطور اعانت او به هر نحوى حرام‏ است.
□ [306] م ـ اگر مُحرمى صيد را ذبح كند در حكم ميته خواهد بود بنابر مشهور و به احتياط واجب هم درباره مُحرم و هم مُحِل.
[307] م ـ شكار دريايى مانع ندارد و آن حيوانى است كه تخم و جوجه، هر دو را در دريا كند.
[308] م ـ ذبح و خوردن حيوانات اهلى، مثل مرغ خانگى و گاو و گوسفند و شتر مانع ندارد.
[309] م ـ پرندگان، جزو شكار صحرايى مى‏باشند و ملخ نيز در حكم شكار صحرايى است.
□ [310] م ـ احتياط واجب آن است كه زنبور را نكشد، اگر قصد اذيت او را نداشته باشد.
□ [311] م ـ نگاه داشتن صيد حرام است، اگر چه خودش مالك آن باشد.
□ [312] م ـ اگر پرنده‏اى كه نزد او است پَر در نياورده يا پَر او را چيده‏اند، واجب است آن را حفظ كند تا پَر درآورد و آن را رها كند، بلكه بعيد نيست كه واجب باشد حفظ بچه صيد را؛ مثل آهو بره، تا بزرگ شود و رها كند آن را.
□ [313] م ـ هر شكارى كه حرام است، جوجه و تخم آن نيز حرام است.
بدان كه در شكار احكام بسيارى است و چون محلِ حاجتِ چندان نيست، از بيان آن‏ها خوددارى شد.
دوم ـ جماع كردن با زن، و بوسيدن و دست‌بازى كردن و نگاه به شهوت، بلكه هر نحو لذت و تمتّعى بردن.(
146
)
□ [314] م ـ اگر كسى در احرام عمره تمتّع از روى علم و عمد، با زن، چه در قُبُل وچه در دُبُر و يا با مرد جماع كند ظاهرا عمره‏اش باطل نشود وليكن موجب كفاره است كه بيان آن مى‏آيد و احتياط آن است كه اگر اين عمل پيش از سعى واقع شد عمره را تمام كند و آن را دو مرتبه به‏جا آورد و اگر وقت تنگ است حج اِفراد به جا آورد و بعد از آن عمره مفرده به‌جا آورد و احتياط بيشتر آن است كه سال ديگر حج را اعاده كند.
[315] م ـ اگر در عمره تمتّع اين عمل را از روى علم و عمد پس از سعى مرتكب شود كفاره بر او واجب مى‏شود و كفاره بنا بر احتياط واجب(
147
) يك شتر است؛ چه ثروتمند باشد يا نباشد.
[316] م ـ اگر در احرامِ حج اين عمل را از روى علم و عمد به جا آورد، اگر قبل از وقوف به عرفات بوده حج او فاسد است مسلّماً، و اگر بعد از وقوف به عرفات و قبل از وقوف به مشعرالحرام بوده، حج او فاسد است بنابر اقوى، و در هر دو صورت كفاره آن يك شتر است.
[317] م ـ در اين دو صورت كه حج فاسد شد بايد حج را تمام كند و در سال ديگر نيز حج‏به جا آورد.
[318] م ـ اگر اين عمل بعد از وقوف به عرفات و مشعر واقع شد دو صورت دارد:(
148
)
يكى آن‌كه: قبل از تجاوز از نصفِ طواف نساء مرتكب شده، در اين صورت حج او صحيح است، و فقط بايد كفاره بدهد.
دوم آن‌كه: بعد از تجاوز از نصف طواف نساء مرتكب شده، پس حج او صحيح است و كفاره هم ندارد بنابر اقوى.
[319] م ـ اگر زنى را از روى شهوت ببوسد كفاره آن يك شتر است و اگر بدون شهوت ببوسد كفاره آن يك گوسفند(
149
) است و احتياط مستحب آن است كه يك شتر كفاره بدهد.
[320] م ـ اگر عمداً نگاه كند به غير زن خود و انزالش شود، احوط آن است كه اگر مى‏تواند يك شتر كفاره بدهد و اگر نمى‏تواند يك گاو و اگر آن را هم نمى‏تواند يك گوسفند كفاره بدهد.
[321] م ـ اگر محرم نگاه كند به زن خود از روى شهوت و انزالش شود، مشهور آن است كه يك شتر كفاره است، ولى اگر از روى شهوت نباشد كفاره ندارد.(
150
)
[322] م ـ اگر كسى با زن دست بازى كند به‏شهوت و انزالش نشود، يك گوسفند كفاره آن است و اگر انزالش شود احتياط(
151
) آن است كه يك شتر كفاره بدهد اگر چه كفايت گوسفند خالى از قوت نيست.
[323] م ـ هريك از اين امور كه موجب كفاره است، اگر با جهل به مسأله يا از روى غفلت يا از روى نسيان واقع شود، به عمره و حج او ضرر نمى‏رساند و بر شخص كفاره نيست.
[324] م ـ اگر مردى با زن خود كه مُحرم است، از روى اجبار جماع كند، بر زن چيزى نيست و مرد بايد علاوه بر كفاره خود كفاره زن را هم بدهد، و اگر زن از روى رضايت جماع دهد كفاره بر خود اوست و مرد بايد كفاره خودش را بدهد و كفاره‏اى كه بايد بدهند گذشت.
سوم ـ عقد كردن زن از براى خود يا غير، چه آن غير، احرام بسته باشد يا نبسته باشد و مُحِلّ باشد.
[325] م ـ جايز نيست شخص محرم شاهد شود براى عقد، گرچه آن عقد براى غير محرم باشد.
[326] م ـ احتياط آن است كه شهادت ندهد بر عقد، اگر چه شاهد عقد شده باشد، در حال محرم نبودن، اگرچه جايز بودن آن خالى از قوت نيست.
[327] م ـ اقوى آن است كه خواستگارى كردن در حال احرام جايز است و احتياط در ترك است.
[328] م ـ رجوع كردن به زنى كه طلاق رجعى داده است مانع ندارد.
[329] م ـ اگر زنى را در حال احرام براى خود عقد كند، با علم به مسأله، آن زن بر او حرام دائمى مى‏شود.
[330] م ـ اگر زنى را با جهل به مسأله براى خود عقد كند، عقدى كه كرده است باطل است، ليكن حرام دائمى نمى‏شود، ولى احتياط آن است كه آن زن را نگيرد؛ خصوصاً اگر با او نزديكى كرده باشد.
[331] م ـ ظاهراً فرقى بين زن عقدى و صيغه‏اى نيست در احكامى كه ذكر شد.
[332] م ـ احتياط آن است كه زن اگر احرام بسته باشد و مرد محرم نباشد و عقد كند او را، با او نزديكى نكند و طلاق دهد او را، و در صورت علم به مسأله، او را طلاق دهد و با او هيچ وقت ازدواج نكند.
[333] م ـ اگر كسى عقد كند زنى را براى مَحرمى و مُحرم دخول كند، پس اگر هر سه عالم به حكم باشند بر هر يك آنها يك شتر كفاره است و اگر دخول نكند كفاره نيست و در اين حكم فرق نيست بين آن‌كه زن و عاقد مُحِلّ باشند يا مُحرم و اگر بعضى از آن‏ها حكم را مى‏دانند و بعضى نمى‏دانند؛ بر آن‌كه مى‏داند كفاره است.
[334] م ـ چهارم ـ استمناء؛ يعنى طلب بيرون آمدن منى‏ كردن، به دست يا غير آن، هرچند به خيال باشد يا به بازى‌كردن با زن خود يا كس ديگر، به‏هر نحو باشد. پس اگر منى‏ خارج شود كفاره آن يك شتر است(
152
) و احتياط واجب آن است كه در جايى كه جماع موجب بطلان است، استمنا نيز موجب بطلان باشد به نحوى كه در جماع گفته شد.
پنجم ـ استعمال عطريات؛ از قبيل مشك و زعفران و كافور و عود و عَنبر، بلكه مطلق(
153
) ‏عطر، هر قسم كه باشد.
[335] م ـ ماليدن عطر بر بدن و لباس جايز نيست و همين‌طور پوشيدن لباسى كه بوى عطر مى‏دهد، اگر چه قبلاً به آن عطر ماليده شده باشد.
[336] م ـ خوردن چيزى كه در آن چيزى است كه بوى خوش مى‏دهد؛ مثل زعفران، جايز نيست.(
154
)
[337] م ـ اگر به پوشيدن لباس يا خوردن غذايى كه بوى خوش مى‏دهد اضطرار پيدا كند، بايد دماغ خود را بگيرد كه بوى خوش به آن نرسد.
[338] م ـ از گل‌ها يا سبزى‏هايى كه بوى خوش مى‏دهد بايد(
155
) اجتناب كند، مگر بعضى انواع كه صحرايى است؛ مثل «بومادران» و «درمنه» و «خزامى» كه مى‏گويند از خوشبوترين گل‌ها است.
[339] م ـ احتياط آن است كه از «دارچينى» و «زنجبيل» و «هِل» و امثال آن‏ها اجتناب كند، اگرچه اقوى حرام نبودن آن‏ها است.(
156
)
[340] م ـ از ميوه‏هاى خوشبو؛ از قبيل سيب و بِه، اجتناب لازم نيست و خوردن آن‏ها و بوييدن آن‏ها مانع ندارد،(
157
) ليكن احتياط آن است كه بوييدن را ترك كند.
[341] م ـ اقوى حرمت گرفتن دماغ است از بوى بد، لكن فرار كردن از بوى بد به تند رفتن عيب ندارد.
[342] م ـ خريد و فروش عطريات اشكال ندارد ليكن نبايد آن‏ها را براى امتحان بو كند يا استعمال كند.
[343] م ـ كفاره استعمال بوى خوش يك گوسفند است بنا بر احتياط واجب.(
158
)
[344] م ـ مشهور آن است كه استعمال خلوق كعبه ـ و آن چيزى است كه كعبه را به آن خوش بو مى‏كنند ـ حرام نيست، لكن چون معلوم نيست كه خلوق چيست، احتياط آن است كه اجتناب كند از بوى خوشى كه در كعبه است.
[345] م ـ اگر بوى خوش را مكرر(
159
) استعمال كرد در وقتِ واحد، بعيد نيست يك گوسفند كفايت كند، ليكن احتياط در تعدد است، و اگر در اوقات متعدّده استعمال كرد احتياط ترك نشود، و اگر بعد از استعمال كفاره داد و باز استعمال كرد، واجب است(
160
) كه باز كفاره بدهد.
ششم ـ پوشيدن چيز دوخته؛ مثل پيراهن و زير جامه و قبا و امثال آن‏ها.
[346] م ـ چيزهايى كه شبيه به دوخته است؛ مثل پيراهن‏هايى كه با چرخ يا با دست مى‏بافند يا چيزهايى را كه با نمد به شكل بالاپوش مى‏مالند؛ مثل كليجه و پستك و كلاه و غير آن، جايز نيست پوشيدن آنها.(
161
)
[347] م ـ احوط اجتناب از مطلق دوخته است، هرچند كم باشد؛ مثل كمربند دوخته(
162
) و شب كلاه.
[348] م ـ هميانى را كه در آن پول مى‏گذارند، اشكال ندارد به كمر ببندد، هرچند دوخته باشد و بهتر آن است كه قسمى كند كه بى‏گره باشد.
[349] م ـ فتق‏بند، اگر دوخته باشد براى ضرورت جايز است ببندد، ليكن احتياط آن است كه كفاره بدهد.(
163
)
[350] م ـ اگر به لباس دوخته احتياج پيدا كرد جايز است بپوشد، ولى كفاره بايد بدهد.(
164
)
[351] م ـ جايز است گره زدن لباس احرام را، ولى احتياط در گره نزدن است و احتياط واجب آن است كه لنگ را به گردن گره نزنند.(
165
)
[352] م ـ جايز است كه لباس احرام را با سوزن يا چيز ديگر، بعضى را به بعضى وصل كند، گرچه احتياط در ترك است.
[353] م ـ از براى زن‏ها جايز است لباس دوخته، هرقدر مى‏خواهند بپوشند و كفاره ندارد، بلى جايز نيست از براى آنها پوشيدن «قفازين»(
166
) و آن چيزى بوده كه زن‌هاى عرب در آن پنبه مى‏گذاشتند و دست مى‏كردند براى حفظ از سرما.
[354] م ـ كفاره پوشيدن لباس دوخته، يك گوسفند است.
[355] م ـ اگر مُحرم چند قسم لباس دوخته بپوشد؛ مثل پيراهن و قبا و عبا، براى هريك بايد كفاره بدهد(
167
) و احتياط واجب آن است كه اگر آن‏ها را توى هم كرد و يك دفعه پوشيد باز براى هريك كفاره بدهد.
[356] م ـ اگر از روى اضطرار لباسهاى متعدد پوشيد كفاره ساقط نمى‏شود.(
168
)
[357] م ـ اگر يك قسم لباس بپوشد، مثل پيراهن، و كفاره بدهد و باز پيراهن ديگر بپوشد يا آن را كه پوشيده بكند و باز بپوشد بايد براى دفعه ديگر نيز كفاره بدهد.
[358] م ـ احتياط واجب آن است كه اگر چند لباس از يك نوع بپوشد مثل چند قبا يا چند پيراهن، چه در مجلس واحد يا در مجالس عديده، براى هر يك كفاره بدهد.
[359] م ـ هفتم ـ سرمه كشيدن به سياهى كه در آن زينت باشد هرچند قصد زينت نكند. و احتياط واجب اجتناب از مطلق سرمه است كه در آن زينت باشد،(
169
) بلكه اگر بوى خوش داشته باشد بنابر اقوى حرام است.
[360] م ـ حرام بودن سرمه‌كشيدن، به زن اختصاص ندارد و براى مرد نيز حرام است.
[361] م ـ در سرمه كشيدن كفاره نيست ليكن اگر در سرمه بوى خوش باشد، احتياط كفاره دادن است.
[362] م ـ در صورتى كه احتياج داشته باشد به سرمه كشيدن مانعى ندارد.
هشتم ـ نگاه‌كردن در آينه.(
170
)
[363] م ـ در اين حكم فرقى بين زن و مرد نيست.
[364] م ـ نگاه‌كردن به اجسام صاف صيقل داده شده كه عكس در آن پيداست و نگاه‌كردن در آب صاف اشكال(
171
) ندارد.
[365] م ـ عينك‌زدن اگر زينت نباشد اشكال ندارد، ولى اگر زينت محسوب شود جايز نيست.(
172
)
[366] م ـ در نظر كردن به آينه كفاره نيست، ليكن مستحب است(
173
) كه بعد از نگاه‌كردن لبيك بگويد.
[367] م ـ اگر در اطاقى كه ساكن است آينه باشد و بداند كه گاهى چشم او سهواً به آينه مى‏افتد اشكال ندارد، ليكن احتياط آن است(
174
) كه آن را بردارد يا چيزى روى آن بيندازد.
[368] م ـ احتياط(
175
) آن است كه به آينه نگاه نكند، اگر چه براى زينت نباشد.
نهم ـ پوشيدن موزه و چكمه و گيوه و جوراب و هرچه تمام روى پا را مى‏گيرد.(
176
)
[369] م ـ اين حكم اختصاص به مردان دارد و براى زن مانع ندارد.(
177
)
[370] م ـ اگر مرد محتاج شود به پوشيدن چيزى كه روى پا را مى‏گيرد احتياط واجب آن است كه روى آن را شكاف دهد.
[371] م ـ در پوشيدن آنچه روى پا را مى‏گيرد كفاره نيست.(
178
)
دهم ـ فسوق.
[372] م ـ فسوق اختصاص به دروغ گفتن ندارد بلكه فحش دادن و فخر به ديگران كردن نيز فسوق است و از براى فسوق كفاره نيست، فقط بايد استغفار كند و مستحب است(
179
) چيزى كفاره بدهد و اگر گاو ذبح كند بهتر است.
يازدهم ـ جدال؛ و آن گفتن «لا وَاللّه» و «بَلى‏ وَاللّه» است.
[373] م ـ گفتن كلمه «لا» و كلمه «بَلى‏» و در ساير لغات، مرادف آن؛ مثل «نه» و«آرى»، دخالتى در جدال ندارد بلكه قَسَم خوردن در مقامِ اثبات مطلب يا ردّ غير، جدال است.
[374] م ـ قَسَم اگر به لفظ «اللّه» باشد يا مرادف آن؛ مثل «خدا» در زبان فارسى، جدال(
180
) ‏است، و اما قَسَم به غير خدا، به هركس باشد، ملحق به جدال نيست.
[375] م ـ احتياط واجب الحاق ساير اسماء اللّه است به لفظ جلاله، پس اگر كسى قَسَم بخورد به «رحمان» و«رحيم» و «خالق ‏سموات و ارض»، جدال‏ محسوب‏ مى‏شود به ‏احتياط واجب.
[376] م ـ در مقام ضرورت، براى اثبات حقى يا ابطال باطلى جايز است قَسَم بخورد به جلاله و غير آن.
[377] م ـ اگر در جدال راستگو باشد، در كمتر از سه مرتبه چيزى بر او نيست مگر استغفار، و در سه مرتبه(
181
) كفاره بايد بدهد و كفاره آن يك گوسفند است.
[378] م ـ اگر در جدال دروغگو باشد احتياط واجب آن است كه در يك مرتبه يك گوسفند كفاره ‏بدهد و در دو مرتبه يك گاو و در سه مرتبه يك شتر بلكه خالى از قوت نيست.(
182
)
□ [379] م ـ اگر در جدال به دروغ، در دفعه اول يك گوسفند كفاره ذبح كرد، بعيد نيست كه اگر بعد از آن جدال كند به دروغ، كفاره آن يك گوسفند باشد نه گاو.
□ [380] م ـ اگر در جدال به دروغ، دو مرتبه جدال كرد و يك گاو ذبح كرد براى كفاره و بعد يك مرتبه ديگر جدال كرد به دروغ، ظاهراً يك گوسفند كفاره است و اگر بعد از ذبح گاو دو مرتبه دروغ گفت و جدال كرد ظاهراً يك گاو كفاره آن است.
□ [381] م ـ اگر به راست جدال كرد بيشتر از سه مرتبه، هرچند باشد يك گوسفند كفاره است مگر آن‌كه بعد از سه مرتبه كفاره بدهد، در اين صورت اگر سه مرتبه ديگر جدال كند به راست بايد يك گوسفند ذبح كند.
□ [382] م ـ اگر به دروغ ده مرتبه يا بيشتر جدال كند، كفاره يك شتر است ظاهراً، مگر آن‌كه پس از سه مرتبه يا زيادتر، كفاره را ذبح كند كه در اين صورت در دفعه اول گوسفند و در دفعه دوم گاو و در دفعه سوم شتر است.
دوازدهم ـ كشتن جانورانى كه در بدن(
183
) ساكن مى‏شوند؛ مثل شپش و كَيك و كنه كه در بدن حيوان است.
□ [383] م ـ جايز نيست انداختن شپش و كَك را از بدن.
□ [384] م ـ جايز نيست نقل‏كردن آن را از مكانى كه محفوظ است به جايى كه از آن ساقط شود و بيفتد و احتياط آن است كه به محلى كه در معرض آن است كه بيفتد نقل ندهد.
□ [385] م ـ احتياط مستحب آن است كه آن را از محلى به محل ديگر از بدن نقل ندهند اگر مكان اول محفوظ‌تر باشد.
□ [386] م ـ بعيد نيست كه در كشتن يا انتقال دادن، كفاره نباشد، ليكن احتياطاً يك كف از طعام صدقه بدهد.
سيزدهم ـ انگشتر به‏دست‏كردن؛ به جهت زينت و اگر براى استحباب باشد مانع ندارد.(
184
)
[387] م ـ اگر انگشتر به‏دست كند، نه براى زينت و نه براى استحباب؛ مثل آن‌كه براى خاصيتى به‏دست كند، اشكال ندارد.
[388] م ـ احتياط واجب(
185
) آن است كه محرم «حنا» براى زينت نبندد، بلكه اگر زينت باشد ولو قصد نكند احتياط در ترك است، بلكه حرمت آن، در هر دو صورت، خالى از وجه نيست.
[389] م ـ اگر قبل از احرام «حنا» ببندد، چه به قصد زينت باشد يا نباشد و چه اثرش تا زمان احرام بماند يا نماند، مانع ندارد ولى احتياط خوب است.
[390] م ـ انگشتر به دست كردن و حنا بستن كفاره ندارد.
چهاردهم ـ پوشيدن زيور است براى زن به‏جهت زينت.
[391] م ـ اگر زيور زينت باشد احتياط واجب آن است كه ترك كند هرچند قصد تزيين نداشته باشد بلكه حرمت آن خالى از قوت نيست.
[392] م ـ زيورهايى را كه عادت داشته به پوشيدن آن، قبل از احرام لازم نيست براى احرام بيرون بياورد.
[393] م ـ زيورهايى را كه عادت داشته به پوشيدن آن، نبايد به مرد نشان دهد، حتى به شوهر خود.
[394] م ـ پوشيدن زيور حرام است ولى كفاره ندارد.
پانزدهم ـ روغن ماليدن به بدن.
[395] م ـ احوط(
186
) بلكه اقوى حرام بودن ماليدن روغن است، اگر چه بوى خوش در آن‏نباشد.
[396] م ـ جايز نيست روغنى كه بوى خوش در آن است استعمال كند پيش از احرام، اگر اثرش باقى مى‏ماند تا وقت احرام.
[397] م ـ اگر از روى اضطرار و احتياج روغن بمالد عيبى ندارد.
[398] م ـ خوردن روغن مانع ندارد اگر در آن بوى خوش مثل زعفران نباشد.
[399] م ـ اگر در روغن بوى خوش نباشد در ماليدن آن كفاره نيست.(
187
)
[400] م ـ اگر در روغن بوى خوش باشد كفاره آن(
188
) يك گوسفند است اگرچه از روى اضطرار باشد.
شانزدهم ـ ازاله مو از بدنِ خود يا غير خود، چه مُحرم باشد چه مُحِلّ.
[401] م ـ در حرمت ازاله ‏مو، فرقى ‏نيست ميان كم و زياد، بلكه ازاله يك مو نيز حرام است.
[402] م ـ ازاله مو، اگر از روى ضرورت باشد عيب ندارد؛ مثل زيادى شپش و درد سر و موى چشم كه اذيت مى‏كند.
[403] م ـ اگر در وقت غسل يا وضو(
189
) مويى بدون قصد كنده شود اشكال ندارد.
[404] م ـ در ازاله مو فرقى نيست بين تراشيدن يا نوره ماليدن يا كندن يا قيچى كردن و غير آن.
[405] م ـ كفاره سر تراشيدن، اگر به‏جهت ضرورت باشد، دوازده «مُدّ» طعام است كه بايد به شش مسكين بدهد، يا سه روز روزه بگيرد، يا يك گوسفند قربانى كند. و «مُد» يك چارك (ده سير) است تقريباً.
[406] م ـ اگر تراشيدن از روى ضرورت نباشد احتياط واجب(
190
) آن است كه يك گوسفند كفاره بدهد، بلكه تعيّن گوسفند در اين صورت بعيد نيست.
□ [407] م ـ اگر از زير هر دو بغل خود ازاله مو كند بايد يك گوسفند ذبح كند براى كفاره، بلكه احتياط آن است كه اگر از زير يك بغل هم ازاله مو كند يك گوسفند كفاره بدهد.
[408] م ـ احتياط واجب آن است كه اگر موى سر را ازاله كند به‏غير تراشيدن، كفاره تراشيدن را بدهد.
[409] م ـ اگر دست بكشد به سر يا ريش خود و يك مو يا بيشتر بيفتد، احتياط(
191
) آن است كه يك كف طعام صدقه بدهد.
هفدهم ـ پوشانيدن مرد سر خود را، به هرچه او را بپوشاند.
[410] م ـ احتياط واجب آن است كه سر را به‏ چيزهاى غير پوششى هم نپوشاند؛ مثل گل و حنا و دوا و پوشال و غير اين‌ها.
[411] م ـ احتياط واجب آن است كه چيزى بر سر نگذارد؛ مثل بار براى حمل، كه سر به آن پوشيده شود.
[412] م ـ جايز است به ‏بعض بدن خود، سر را بپوشاند؛ مثل آن‌كه دست‏ها را روى سر بگذارد، ليكن احتياط در ترك آن است.
[413] م ـ جايز نيست(
192
) سر را زير آب كند بلكه جايز نيست زير مايع ديگرى؛ مثل گلاب و سركه و غير آن، كند.
[414] م ـ در حكم سر است بعضِ سر، پس نبايد بعضِ سر را هم بپوشاند(
193
) و نه زير آب يا مايع ديگرى كند.(
194
)
[415] م ـ گوش‌ها ظاهراً از سر محسوب است پس نبايد آن‏ها را پوشانيد.
[416] م ـ پوشانيدن رو براى مردان مانع ندارد و از سر محسوب نيست، پس در وقت خواب مانعى از پوشاندن آن نيست.
[417] م ـ گذاشتن بند خيك آب بر سر، از حكم پوشش استثنا شده و مانع ندارد.
[418] م ـ دستمالى را كه براى سردرد به‏سر مى‏بندد عيب ندارد.
[419] م ـ گذاشتن سر روى بالش براى خوابيدن مانع ندارد.
[420] م ـ اگر پارچه‏اى را روى كمانى بيندازند؛ به‏نحوى كه بالاى سر باشد و سر را زير آن كند براى حفظ از پشه، مانع ندارد و همچنين رفتن در پشه‏بند اشكال ندارد.
[421] م ـ زير دوش حمّام رفتن براى مُحرِم مانع ندارد، ليكن زير آبشارى كه سر را فرو گيرد جايز نيست.
[422] م ـ اگر سر را شست نبايد(
195
) با حوله و دستمال خشك كند و بعض سر هم در حكم همه ‏است.
[423] م ـ در وقت خوابيدن، مرد نبايد سر خود را بپوشاند و اگر بدون التفات پوشانيد بايد فوراً آن را باز كند و همين‌طور اگر از روى فراموشى پوشانيد واجب است فوراً سر را باز كند و مستحب است تلبيه بگويد بلكه احوط است گفتن آن.
[424] م ـ اگر سر را بپوشاند؛ به نحوى از انحا، كفاره آن يك گوسفند است(
196
) و احتياط واجب كفاره است براى پوشاندن بعض سر.
[425] م ـ احوط آن است كه اگر مكرر سر را پوشانيد، مكرر كفاره بدهد؛ يعنى براى هر دفعه يك گوسفند كفاره است، گرچه تعدد كفاره معلوم نيست و به‏نظر بعيد نمى‏آيد واجب نبودن.(
197
)
[426] م ـ اگر سر را پوشانيد و گوسفند را براى كفاره ذبح كرد و باز سر را پوشانيد احتياط به كفاره دادنِ دوباره خيلى مطلوب است گرچه وجوبش معلوم نيست.(
198
)
[427] م ـ كفاره در صورتى واجب است كه از روى علم به مسأله و عمد سر را بپوشاند، پس اگر از روى ندانستن مسأله يا غفلت و سهو و نسيان بپوشاند كفاره ندارد.
هيجدهم ـ پوشانيدن زن روى خود را به نقاب و روبند و برقع.
[428] م ـ پوشانيدن رو را به هر چيز، اگر چه چيزهاى غير متعارف باشد؛ مثل پوشال و گل و چيزهاى ديگر، جايز نيست بنا بر احتياط ، و جايز نيست با بادبزن روى خود را بپوشاند.(
199
)
[429] م ـ بعضِ رو در حكم تمام آن است و نبايد آن را بپوشاند.(
200
)
[430] م ـ اگر دست‏هاى خود را روى صورت بگذارد مانع ندارد.
[431] م ـ اگر روى خود را براى خوابيدن روى بالش بگذارد مانع ندارد.
[432] م ـ واجب است براى نماز سر را بپوشاند و مقدمتاً براى پوشانيدن سر كمى از اطراف رو را بپوشاند، ليكن واجب است بعد از نماز فوراً آن را باز كند.(
201
)
[433] م ـ جايز است براى رو گرفتن از نامحرم چادر يا جامه را كه به سر افكنده پايين بيندازد تا محاذى بينى، بلكه چانه، بلكه در صورت احتياج تا گردن و چيزى بر او نيست.(
202
)
[434] م ـ بهتر آن است(
203
) كه آن چيزى را كه در موقع حاجت از سر پايين مى‏اندازد، با دست يا چيز ديگر دور از رو نگه دارد كه به صورت نچسبد، بلكه اين كار احوط است.
[435] م ـ بعضى براى دور نگه نداشتن جامه از صورت، كفاره لازم دانسته‏اند و آن احوط است، گرچه اقوى واجب نبودن آن است.
[436] م ـ در نقاب انداختن و پوشاندن رو، به هر نحو كه باشد، كفاره لازم نيست گرچه موافق احتياط است.
نوزدهم ـ سايه قرار دادن مرد بالاى سر خود:
[437] م ـ سايه قراردادن جايز نيست از براى مردان، و براى زن‌ها و بچه‏ها جايز است و كفاره هم ندارد.
[438] م ـ حرام بودنِ سايه قرار دادن بالاى سر، مختص به‏حال منزل طى كردن است و اما در حالى كه در محلى منزل كرد در منى‏ باشد يا غير آن، زير سايه رفتن مانع ندارد و با چتر و مثل آن سايه بر سر قرار دادن مانع ندارد اگر چه در حال راه رفتن باشد(
204
) پس مانع ندارد كه در منى‏ از چادر خود تا محلى كه ذبح مى‏كنند يا محلى كه رَمْى جمرات مى‏كنند با چتر برود گرچه احتياط مستحب ترك است در حال راه رفتن.
[439] م ـ فرق نيست در حرام بودن سايه قرار دادن در وقت طى كردن منزل، بين آن‌كه در محملى باشد كه روپوش دارد يا در اتومبيل سرپوشيده باشد يا در هواپيما باشد يا زير سقف كشتى ‏باشد.
[440] م ـ احتياط آن است كه در وقت طى منزل، به پهلوى محمل يا هر چيزى كه بالاى سر او نباشد، استظلال نكند، اگر چه جايز بودنِ آن خالى از قوت نيست.
[441] م ـ كسانى كه از تهران يا جاى ديگر مى‏خواهند به مكّه مشرف شوند با هواپيما، اگر نذر كنند براى احرام بستن از تهران، نذر آن‏ها صحيح است و بايد محرم شوند و اگر راه ديگرى نباشد جز هواپيما، بايد بروند به حج، ليكن براى زير سقف بودن در حال طى منزل بايد كفاره بدهند.
□ [442] م ـ كسى كه نذر كرد از تهران يا جاى ديگر محرم شود، بايد محرم شود و حتى‏الإمكان بايد از راهى برود كه زير سايه ـ در طى منزل ـ قرار نگيرد و اگر راهى نباشد كه زير سقف قرار نگيرد در صورت التفات به اين مطلب پيش از نذر معصيت كار است براى آن‌كه خود را از روى عمد مبتلاى به معصيت كرده است.
[443] م ـ كسانى كه مى‏خواهند با هواپيما به مكّه بروند، لازم است با هواپيما به مدينه بروند و از آن‌جا در مسجد شجره محرم شوند و با اتومبيلى كه سقف ندارد به مكّه بروند و يا آن‌كه بروند جده به قصد رفتن به جُحفه و در صورت امكان بروند به جُحفه و از آن‌جا محرم شوند و با اتومبيل بى‏روپوش بروند به مكّه معظّمه، و اگر رفتن به ميقات امكان نداشت از جده محرم شوند(
205
) و بهتر آن است كه در «حده» هم كه بين جده و مكّه است تجديد احرام كنند.
[444] م ـ نشستن در زير سقف در حال طى منزل در شب خلاف احتياط است گرچه جايز بودن آن به‏نظر بعيد(
206
) نيست، بنا بر اين بعيد نيست جايز بودن نشستن محرم در هواپيمايى كه شب حركت مى‏كند.
[445] م ـ در جايز نبودنِ سايه بالاى سر قرار دادن، فرق نيست بين سواره و پياده.
[446] م ـ كسانى كه كشتى سوار مى‏شوند در حال احرام، زير سقفِ آن نبايد بروند، ليكن در كنار ديوار كشتى كه سايه است، ظاهراً نشستن جايز است.
[447] م ـ استظلال در وقت طى منزل براى عذرى، مثل شدت گرما يا شدت سرما يا بارندگى جايز است، ليكن بايد كفاره بدهد.
[448] م ـ كفاره سايه قراردادن در حال طى منزل يك گوسفند است، چه با عذر سايه افكنده باشد چه با اختيار، بنا بر احتياط(
207
) واجب.
[449] م ـ اقوى كفايت يك گوسفند است در احرام عمره، هر چند بيش از يك مرتبه سايه قرار داده باشد و يك گوسفند است در احرام حج هر چند بيش از يك مرتبه استظلال كرده باشد.
بيستم ـ بيرون آوردن خون از بدن خود:(
208
)
[450] م ـ بيرون آوردن خون از بدنِ ديگرى؛ مثل حجامت كردن او، يا دندان او را كشيدن حرام نيست.
[451] م ـ جايز نيست(
209
) به مثل خراشيدنِ بدن، خون از آن بيرون آورد و همين‌طور به مسواك‏نمودن، خون از بن دندان‏ها بيرون آورد.
[452] م ـ جايز است در حال احتياج خون بگيرد به حجامت و غير آن و همينطور خون دمل را بيرون آوردن در حال احتياج و جَرَب را خاريدن در صورتى كه موجب آزار است، اگر چه از آن خون درآيد.
[453] م ـ خون از بدن درآوردن كفاره ندارد.(
210
)
بيست و يكم ـ ناخن گرفتن:
[454] م ـ جايز نيست بعض ناخن را هم بگيرد مگر آن‌كه موجب آزار شود؛ مثل آن‌كه بعض آن افتاده باشد و بعض ديگر موجب آزار او باشد.
[455] م ـ جايز نيست ناخن پا را هم بگيرد؛ چنانچه جايز نيست ناخن دست را بگيرد.
[456] م ـ فرقى نيست بين آلات ناخن‏گيرى، قيچى باشد يا چاقو يا ناخن‏گير و احتياط واجب آن است كه ازاله ناخن نكند به ‏هيچ‏وجه، حتى به سوهان و دندان.(
211
)
[457] م ـ اگر انگشت زيادى داشته باشد جايز نيست ناخن آن را بگيرد احتياطاً، و همچنين اگر دست زيادى داشته باشد احتياط آن است كه ناخن آن را نگيرد، اگر چه بعيد نيست جواز، اگر معلوم شود آن انگشت يا آن دست زيادى است.
[458] م ـ اگر يك ناخن از دست يا پا بگيرد يك مد طعام بايد كفاره بدهد و براى هر ناخنِ دست تا به ده نرسيده بايد يك مد طعام بدهد و همچنين در ناخن‏هاى پا.
[459] م ـ اگر تمام ناخن دست‏ها و پاها را در يك مجلس بگيرد يك‏ گوسفند كفاره آن است.
[460] م ـ اگر ناخن دست‏ها را تماماً بگيرد، در يك مجلس يا چند مجلس، و در محل ديگر يا چند محل ديگر ناخن پاها را بگيرد دو گوسفند كفاره آن است.
[461] م ـ اگر تمام ناخن دست‏ها را بگيرد و ناخن پاها را كمتر از ده ناخن بگيرد يك گوسفند براى ناخن دست و براى هريك از ناخن‌هاى پا يك مد طعام بايد بدهد و همچنين اگر ناخن پاها را بگيرد تماما و ناخن دست‏ها را كمتر از ده بگيرد.
[462] م ـ اگر پنج ناخن از پا بگيرد و پنج ناخن از دست، براى هر يك بايد يك مد طعام كفاره بدهد و همچنين است اگر كمتر از ده، در هر يك از دست و پا، بگيرد براى هر يك بايد كفاره بدهد.
[463] م ـ اگر بيشتر از ده ناخن داشته باشد، پس اگر تمام را بگيرد بايد يك گوسفند بدهد، و احتياط مستحب آن است كه براى ناخن زيادى از ده تا، كفاره بدهد براى هريك، يك مد.
□ [464] م ـ اگر كسى كه بيشتر از ده ناخن دارد، ده ناخن اصلى را بگيرد، احتياط واجب آن است كه يك گوسفند بدهد و اگر بعضى از ناخن‏هاى اصلى را و بعضى از ناخن‏هاى زيادى را بگيرد براى ناخن‌هاى اصلى يك مد بدهد و براى زيادى‏ها احتياط مستحب آن است كه كفاره بدهد.
[465] م ـ اگر تمام ناخن‏هاى دست را گرفت و كفاره آن را داد و بعد در همان مجلس ناخن‏هاى پا را تماماً گرفت بايد يك گوسفند ديگر كفاره بدهد.
□ [466] م ـ اگر كسى كمتر از ده ناخن داشت و تمام آن را گرفت براى هريك، يك مد طعام بايد بدهد و احتياط مستحب آن است كه يك گوسفند ذبح كند.
[467] م ـ اگر محتاج شد به گرفتن ناخن، احتياط واجب آن است كه كفاره به همان نحو كه ذكر شد بدهد.
[468] م ـ بيست و دوم ـ كندن دندان است؛ هرچند خون نيايد بنا بر احتياط(
212
) و احتياط آن است كه يك گوسفند كفاره بدهد.(
213
)
بيست و سوم ـ كندن درخت يا گياهى كه در حرم روييده باشد:(
214
)
[469] م ـ اگر گياهى يا درختى در منزل مُحرم روييده باشد، بعد از آن‌كه منزل او شده، پس اگر آن را خودش كاشته باشد جايز است آن را بكند.
[470] م ـ اگر درختى در منزل او روييده، بعد از آن‌كه منزل او شده ليكن خودش آن را نكاشته باشد، احتياط آن است كه آن را قطع نكند گرچه اقوى جواز است.
□ [471] م ـ اگر گياهى كه در منزل او روييده، بعد از آن‌كه منزل او شده و خودش آن را نكاشته باشد احتياط واجب آن است كه آن را قطع نكند.
□ [472] م ـ اگر منزلى خريده باشد كه داراى درخت و گياه است، نبايد آن را قطع كند.
□ [473] م ـ درخت‏هاى ميوه و درخت خرما از اين حكم بيرون است و مى‏تواند آنها را قطع كند و در گياه‏ها (اذخر) كه گياه معروفى است از حكم مستثنى است و قطع آن مانع ندارد.
[474] م ـ اگر درختى را كه جايز نيست كندنش، بكند، احتياط آن است كه اگر بزرگ باشد يك گاو كفاره بدهد و اگر كوچك باشد يك گوسفند.(
215
)
[475] م ـ اگر بعض درخت را قطع كند، اقوى آن است كه قيمت آن را كفاره بدهد.
[476] م ـ در قطع گياه‏ها كفاره نيست به‏جز استغفار.
[477] م ـ جايز است شتر خود را بگذارد كه علف بخورد، ولى خودش براى او قطع‏ نكند.(
216
)
[478] م ـ آنچه ذكر شد از قطع درخت و گياه حرم، مختص به مُحرم نيست، بلكه براى همه كس ثابت است.
[479] م ـ اگر به نحو متعارف راه برود و گياهى از راه رفتن او قطع شود اشكالى ندارد.
[480] م ـ بيست و چهارم ـ سلاح در برداشتن، بنابر احوط(
217
) مثل شمشير و نيزه و تفنگ و هرچه از آلات جنگ باشد مگر براى ضرورت و مكروه است سلاح را همراه بردارد در صورتى كه به تن او نباشد اگر ظاهر باشد و احوط ترك آن است.

145. بر شخص واجب است كه از لحظه‌ى شروع احرام تا آن گاه كه محرم است، از برخى امور اجتناب كند كه به آنها «محرمات احرام» گفته مى‌‌شود. (مناسک حج، م126)
146. [بنابراين] نگاه زن و شوهر به يكديگر و گرفتن دست يكديگر اگر از روى شهوت و التذاذ جنسى نباشد، جايز است. (مناسک حج، م226 و مناسک حج دست نويس، م160)
147. كفاره‌اش يك شتر است. (مناسک حج، م228)
148. ما بين مشعر و اتمام طواف نساء اگر آميزش جنسى شود حج صحيح است و فقط بايد کفاره بدهد، ولى اگر پس از طواف نساء باشد کفاره هم ندارد. در باب حکم اثناء طواف نساء و اين‌که آيا عبور از نصف در حکم تمام طواف است يا عبور از شَوط پنجم، ميان فقهاء بحث است که محل ابتلاء نيست. (استفتاء، دستخط معظم‌له، ش44)
149. كفاره بوسيدن همسر اگر با شهوت باشد، شتر است و اگر بدون شهوت باشد گوسفند و ظاهراً بوسيدن غير همسر مانند مادر و فرزند حرام نيست و كفاره هم ندارد. (استفتاء،‌ دستخط معظم‌له، ش45)
150. به حاشيه قبل از مسأله 314 (دوم ـ جماع کردن...) مراجعه شود.
151. كفاره ملاعبه منتهى به اِمناء در حال احرام، يك شتر است. (استفتاء، دستخط معظم‌له، ش43)
152. و اگر نتواند شتر بدهد، قربانى كردن يك گوسفند كافى است. البته وجوب كفاره در صورت علم به حكم و عمد مى‏باشد و علاوه بر آن اگر استمناء با كارى است كه او با خود انجام مى‏دهد و پيش از مزدلفه است، لازم است حج را تمام كند و در سال بعد آن را دوباره به‏جا آورد و اگر استمناء به‌وسيله همسرش انجام شده، احتياط واجب آن است كه باز هم اين‌گونه عمل كند. (اجوبة الاستفتاءات في الحج، س55)
153. و نيز استفاده محرم از صابون عطرى و شامپوى معطّر بنا بر احتياط جايز نيست. (مناسک حج،‌ م 168)
154. خوردن غذايى كه در آن زعفران وجود دارد، براى محرم جايز نيست. (مناسک حج، م170)
155. بنا بر احتياط واجب، بايد محرم از بوييدن هر چيز معطر اجتناب كند، هرچند به آن عطر اطلاق نشود، مانند گل‌ها و سبزيجات و ميوه‌هاى خوشبو. (مناسک حج،‌ م169)
156. به حاشيه مسأله قبل مراجعه شود.
157. بنا بر احتياط واجب از بوييدن آن‏ها خوددارى كند. (مناسک حج،‌ م 171)
158. احتياط واجب آن است که براى استفاده‌ى عمدى از عطريات و بوى خوش، چه آن‌هايى که در خوراک از آن استفاده مى‌شود مانند زعفران و چه غير آن‌ها،‌ يک گوسفند کفاره بدهد. (مناسک حج دست نويس، م107)
159. تكرّر استعمال طيب در يك زمان تا حدى كه عرفاً آن را يكبار استعمال كردن بدانند، كفاره را متعدّد نمى‏كند و در غير آن على‏الظاهر بايد كفاره را به تعداد استعمال تكرار كند و عدم تخلل كفاره تأثيرى ندارد. (استفتاء، دستخط معظم‌له، ش‌56)
160. بنا بر احتياط واجب. (مناسک حج، م 173)
161. و همچنين لباس‏هاى دكمه‏دار، که با بستن دکمه‌هاى آن به صورت پيراهن و مانند آن در مى‌آيد گرچه مخيط نباشد، پوشيدن آن براى مردان حرام است. (مناسک حج م129)
162. کمربند و هَميان که در آن پول مى‌گذارند و به کمر مى‌بندند و بند ساعت و امثال اين‌ها که لباس محسوب نمى‌شود اگر چه دوخته باشد اشکال ندارد. همچنين نشستن و خوابيدن بر روى فرش دوخته يا لباس‌هاى ممنوع يا به عنوان روانداز از آنها استفاده کردن مانعى ندارد. همين‌طور انداختن پتو و امثال آن بر روى دوش هر چند حاشيه آن دوخته باشد اشکال ندارد. و نيز دوختن حاشيه پارچه احرام بلامانع است. (مناسک حج دست‌نويس، م66 تا م68 و مناسک حج،‌ م131 تا 133)
163. به حاشيه مسأله 347 مراجعه شود.
164. بنا بر احتياط واجب بايد يك گوسفند بدهد. (مناسک حج، م 135)
165. به حاشيه مسأله 287 مراجعه شود.
166. پوشيدن دستکش براى زنان جايز نيست. (مناسک حج، م136)
167. ادامه مسأله در مناسک معظّم له نيست.
168. بنا بر احتياط واجب در صورت اضطرار به پوشيدن لباس هم بايد كفاره بدهد. (مناسک حج، م 135)
169. كشيدن سرمه به چشم در صورتى كه زينت محسوب شود و همچنين خطّ کشيدن به دور چشمها كه زنان براى زينت مى‌كشند در حال احرام جايز نيست و فرقى ميان رنگ سياه و غير آن نيست. (مناسک حج، م 198)
170. نگاه ‌كردن در آينه بدون قصد زينت؛ مانند راننده و امثال آن، اشكال ندارد. (مناسک حج، م174)
171. نگاه كردن در آب صاف يا در اجسام صيقلى كه تصاوير در آن ديده مى‌شود نيز همانند نگريستن در آينه است، كه اگر براى زينت باشد، جايز نيست. (مناسک حج، م 175)
172. احتياط واجب اجتناب از هر چيزى است كه عرفاً زينت محسوب مى‏شود. (مناسک حج، م183)
173. احتياط واجب است. (مناسک حج، م 179)
174. اما بهتر آن است. (مناسک حج، م 176)
175. نگاه به آينه بدون قصد زينت اشكال ندارد. (مناسک حج، م 174)
176. مرد محرم نبايد چكمه و جوراب بپوشد و احتياط واجب آن است كه از پوشيدن هر چيزى كه تمام روى پا را مى‌پوشاند مانند كفش و گيوه و امثال آن اجتناب كند. لكن اگر لباس احرام يا پتو و امثال آن را روى پا بيندازد اشكال ندارد. (مناسک حج، م 137و139)
.177 اما احتياط مستحب آن است که زنان نيز آن را مراعات کنند. (مناسک حج، م 142)
178. احتياط مستحب در مورد خصوص جوراب آن است كه يك گوسفند به عنوان كفاره قربانى كند. (مناسک حج دست‌نويس، م76)
179. در مناسک معظّم له نيست. (مناسک حج، م208)
180. بنا بر احتياط واجب لفظ مرادف «الله» به هر زبانى كه باشد ملحق به جدال است. (مناسک حج، م210)
181. و در بيش از دو بار (مناسک حج، م212)
182. اگر سوگند دروغ ياد كند، در مرتبه‌ى اول و دوم بايد يك گوسفند كفاره دهد، و احوط آن است كه در مرتبه‌ى دوم، دو گوسفند بدهد، اما اگر بيش از دو بار چنين كند، در مرتبه‌هاى بعد بايد يك گاو كفاره بدهد. (مناسک حج، م213)
183. بنا بر احتياط واجب. (مناسک حج، م214)
184. بنا بر احتياط واجب، محرم بايد از به دست كردن انگشتر اگر زينت محسوب شود اجتناب کند، گر چه قصد زينت نكند، بلكه از هر كارى كه زينت حساب شود اجتناب كند. (مناسک حج، م 180و 183)
185. احتياط واجب آن است كه فرد محرم از استعمال حنا و رنگ مو ـ اگر زينت بشمار آيد ـ بلكه از هر کارى كه زينت محسوب مى‌شود اجتناب كند. (مناسک حج، م 183)
186. ماليدن روغن به اعضاى بدن و موى سر، در حال احرام جايز نيست، چه از قبيل كِرِم كه براى زينت زده مى‌شود و چه غير آن و چه معطّر باشد و چه نباشد. (مناسک حج، م186)
187. به حاشيه مسأله بعد مراجعه شود.
188. كفّاره ماليدن روغن معطّر بنابر احتياط يك گوسفند و کفّاره روغن غير معطّر بنابر احتياط اطعام يک فقير است، اگرچه عدم وجوب کفّاره در هر دو مورد بعيد نيست. (مناسک حج، م 190)
.189 يا تيمّم (مناسک حج، م 192)
190. اگر سر را عالماً عامداً بتراشد بايد يك گوسفند كفّاره بدهد. (مناسک حج، م 194)
191. احتياط مستحب آن است كه به قدر يك مشت گندم و آرد و امثال آن صدقه بدهد. (مناسک حج، م 197)
192. فرو بردن تمام سر در آب براى محرم جايز نيست ولى كفاره ندارد. و بنا بر ظاهر در اين مسأله تفاوتى ميان زن و مرد وجود ندارد. (مناسک حج، م 147)
193. پوشاندن قسمتى از سر به نحوى كه عرفاً مصداق پوشاندن سر باشد ـ مانند گذاشتن كلاه كوچك در وسط سر ـ جايز نيست، امّا در غير اين صورت ـ مانند گذاشتن قرآن و مانند آن بر روى سر و يا خشك كردن تدريجى بخشى از سر ـ اشكال ندارد، هر چند احوط آن است كه از آن نيز اجتناب نمايد. (مناسک حج، م 146)
194. حرمت زير آب بردن نسبت به بعض سر معلوم نيست. (استفتاء، دستخط معظم‌له، ش28)
195. خشك كردن تدريجى سر با حوله اشكال ندارد مگر در صورتى كه حوله را بر روى تمام سر بيندازد و سر را با آن خشك كند. (استفتاء، دستخط معظم‌له، ش30)
196. كفاره پوشاندن سر، بنا بر احتياط واجب، يك گوسفند قربانى كردن است. و بعض سر حكم تمام سر را ندارد مگر عرفاً برآن صدق كند كه سر را پوشانده است؛ مثل اين‏كه كلاه كوچكى كه فقط قسمت وسط سر را مى‏پوشاند بر سر بگذارد. (استفتاء، دستخط معظم‌له، ش29)
197. احتياط تكرّر كفّاره در صورت تكرّر ستر است مطلقاً. (استفتاء، دستخط معظم‌له، ش31)
198. حکم آن در مسأله قبل گذشت.
199. پوشاندن صورت با بادبزن و مانند آن (كاغذ و روزنامه و..) براى زنان حرام است، اما گذاشتن دست ها بر روى صورت اشكال ندارد. (مناسک حج، م 153)
200. پوشاندن صورت در حال احرام به گونه‌اى كه متعارف زنان در حجاب از نامحرم يا خوددارى از شناخته شدن است براى زنان جايز نيست. بنابراين پوشاندن بخشى از صورت به نحوى كه پوشاندن صورت بر آن صدق كند، مانند پوشاندن گونه‌ها و بينى و دهان و چانه جهت حجاب يا شناخته نشدن، مانند پوشاندن تمام صورت است و جايز نمى‌باشد. (مناسک حج، م150)
ـ استفاده از ماسك براى پوشش بينى و دهان براى زنان در حال احرام مانع ندارد. (مناسک حج، م151)
201. پوشاندن اطراف صورت از بالا يا پايين و يا دو طرف آن، به طورى كه زنان هنگام پوشيدن مقنعه به نحو متعارف و يا هنگام پوشاندن سر در نماز انجام مي‌دهند و پوشاندن صورت بر آن صدق نمى كند، اشكال ندارد، چه در نماز باشد و چه در حال ديگر. (مناسک حج، م152)
202. جايز است زن در حال احرام، چادر يا جامه‌اى را كه بر سرانداخته طرف آنرا بر روى صورت بياويزد، به نحوى كه بخشى از صورت و پيشانى اش را تا بالاى بينى بپوشاند، اما احوط آن است كه اگر مرد اجنبى او را نمى بيند، از اين كار اجتناب نمايد. (مناسک حج، م154)
203. در مسأله قبل احوط آن است كه پوشش مذكور با صورت تماس نداشته باشد. (مناسک حج، م155)
204. احوط آن است كه شخص محرم پس از رسيدن به مكه پيش از انجام مناسك عمره و همچنين در حال احرام در عرفات و منى، از قرار گرفتن در زير سايه‌هاى متحرك مانند اتوبوس مسقف و چتر، اجتناب كند. ولى قرار گرفتن در سايه‌ى ديوار و درخت و مانند آنها و نيز عبور از زير سقف هاى ثابت مانند پل و تونل، حتى در روز اشكال ندارد. (مناسک حج، م 158 و 161)
205. جدّه نه ‏ميقات است و نه محاذى ‏ميقات، لذا احرام براى عمره تمتّع در آنجا در حال اختيار صحيح نمى‌باشد، امّا اگر رفتن به ميقات ممكن نباشد احتياط واجب آن ‏است كه ‏با نذر از آنجا محرم شود. (مناسک حج، م89)
206. احوط آن است كه در شبهاى بارانى و سرد از سوار شدن به اتوبوس مسقف و مانند آن اگر براى فرار از باران و سرما باشد اجتناب كند. (مناسک حج، م160)
207. كفاره آن يك گوسفند است و فرقى بين اختيار و اضطرار نيست. (مناسک حج، م163و164)
208. به احتياط واجب. (مناسک حج، م203)
209. بنا بر احتياط واجب. (مناسک حج، م203)
210. اما مستحب است که يک گوسفند کفاره دهد. (مناسک حج، م206)
211. بر محرم حرام است ناخن دست يا پاى خود را بگيرد، چه تمام آن را بگيرد و چه قسمتى از آن را و چه با قيچى باشد يا با چيز ديگر، و تفاوتى ندارد كه ناخن را ببرد يا كوتاه كند و يا بكَند، چه با قيچى يا ناخن‌گير يا چاقو باشد و يا با وسيله‌ى ديگر. (مناسک حج، م199)
212. احتياط واجب آن است كه از كشيدن دندان ـ اگر موجب بيرون آمدن خون مى‌شود ـ جز در موارد ضرورت و نياز خوددارى كند. (مناسک حج، م 205)
213. بيرون آوردن خون از بدن كفاره ندارد، اما مستحب است كه يك گوسفند كفاره دهد. (مناسک حج، م 206)
214. قطع كردن و بريدن و شكستن درختان و گياهان روييده در حرم، براى محرم و غير محرم حرام است. (مناسک حج، م215)
215. اگر درختى را که بريدن آن حرام است ببرد بنابر احتياط واجب بايد يک گاو کفاره بدهد. (مناسک حج،‌ م217)
216. گياهانى كه به عنوان علوفه حيوانات از آن استفاده مى‌شود از حكم مذکور مستثنى است. (مناسک حج،‌ م216)
217. حمل سلاح براى محرم جايز نيست. (مناسک حج، م 218)
ـ اگر براى حفظ جان خود و ديگران نياز به حمل سلاح داشته باشد، حمل آن جايز است. (مناسک حج، م 219)
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۲۶ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #9
RE: اعمال عمره تمتّع
مسائل متفرقه محرّمات احرام‏
[481] م ـ اگر حاجى در حال احرام براى سر درد دستمالى به دور سر ببندد، اگر چه تمام سر را بگيرد كفاره ندارد.
[482] م ـ آنچه در حال احرام حرام است، سايه بر سر قرار دادن است. بنا بر اين اگر ماشين از زير پل‏هايى كه در مسير واقع شده برود و به ‏ناچار مُحرمين از زير پل‏ها عبور كنند و يا در محل بنزين در زير سقف متوقف شوند و محرمين زير سقف قرار گيرند اشكالى پيدا نمى‏شود و كفاره ندارد.
ّ[483] م ـ شخصى كه با ماشين مسقف رانندگى مى‏كند بايد در هر احرام يك گوسفند كفاره بدهد و با تكرار پياده و سوار شدن، كفاره تكرار نمى‏شود و همچنين در ساير موارد سايه بر سر قرار دادن.
[484] م ـ پوشيدن نعلينى كه بندهاى عريضى داشته باشد ولى تمام روى پا را نگيرد، در حال احرام مانعى ندارد.
[485] م ـ در شب، استظلال نيست. بنا بر اين، جايز است محرم در شب با ماشين سقف‏دار به مكّه برود،(
218
) ولى در هواى ابرى در روز جايز نيست، مگر ابر به‏طورى تيره باشد كه استظلال صدق نكند.
[486] م ـ جايز است از جاهاى دور مثل تهران با نذر محرم شود، ولى اگر زير سقف سفر مى‏كند بايد كفاره بدهد.
[487] م ـ تزريق آمپول در حال احرام مانع ندارد ولى اگر موجب بيرون آمدن خون از بدن مى‏شود تزريق(
219
) نكند مگر در مورد حاجت و ضرورت.
[488] م ـ در حرام بودنِ سايه بر سر قرار دادن، فرقى بين سايه‏اى كه با شخص حركت كند، مثل چتر و ماشين مسقّف و سايه ثابت(
220
) مثل پل و غيره نيست و فرقى بين اجبار و اختيار نيست ولى بر عبور از زير پل‏هايى كه در جاده‏ها هست صادق نيست.
[489] م ـ كسى كه حجش را باطل كند، اگر حج فاسد شده را به اتمام رسانده از احرام خارج شده وگرنه در احرام باقى است.
[490] م ـ بعد از آن‌كه محرم به منزل رسيد ولو در محله‏هاى جديد مكّه، كه از مسجدالحرام دور هستند، مى‏تواند براى رفتن به مسجدالحرام در ماشين‏هاى مسقّف سوار شود يا زير سايه برود.
(
221
)

218. به حاشيه مسأله 444 مراجعه شود.
219. بنا بر احتياط واجب تزريق نكند مگر در صورت نياز. (مناسک حج، ‌م 204)
220. عبور از زير سايه ثابت اشكال ندارد. (مناسک حج، ‌م 161)
221. به حاشيه مسأله 438 مراجعه شود.
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۲۶ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #10
RE: اعمال عمره تمتّع
استفتائات محرّمات احرام‏
□ [491] س ـ آيا كشتن مارمولك و از اين‏‌ قبيل جانوران، درحال احرام اشكال دارد؟
ج ـ از محرمات احرام محسوب نيست.
[492] س ـ اگر از روى علم و عمد در احرام حج، قبل از وقوف عرفه، با زوجه خود جماع نمايد مسلماً حج او باطل است، و قبل از وقوف مشعرالحرام هم بنابر اقوى باطل است و كفاره دارد و بعد از اتمام در سال آينده اعاده كند، آيا در صورت جهل چه وظيفه‏‌اى دارد؟

ج ـ در صورت جهل، عمل او صحيح است و كفاره هم ندارد.


[493] س ـ آيا شوهر پس از مُحل شدن مى‏تواند زوجه مُحرِم خود را از روى التذاذ دست بزند؟
ج ـ بر مرد مزبور منعى نيست ولى اگر زن نيز لذت مى‏‌برد، در فرض سؤال نبايد حاضر شود، على‏الأحوط.
□ [494] س ـ فردى كه از احرام درآمده، زنش را كه محرم است مى‏بوسد، اگر چه زن راضى نيست، آيا اين كار نسبت به مرد و زن چه حكمى دارد؟
ج ـ اگر زن اختيار نداشته، چيزى بر او نيست و بر مرد هم كفاره واجب نشده است.
[495] س ـ صابون و بعضى از شامپوها كه بويى دارد، آيا مى‏شود براى بدن استعمال كرد يا خير؟ ضمناً خيلى بوى خوشى هم نيست.
ج ـ اگر صدق بوى خوش مى‏كند، از آن اجتناب كنند(
222
) و در غير اين صورت مانع ندارد.
[496] س ـ حمل قمقمه آب كه در محفظه دوخته نگهدارى مى‏شود، براى محرم چه صورت دارد؟
ج ـ احتياط آن است كه آن را به دوش نيندازد و دست گرفتن آن مانع ندارد.
(
223
)



[497] س ـ در مورد نظركردن در آيينه، گاهى نگاه مى‏كند كه خود را ببيند و گاهى براى ديدن ماشين وغيره و يا مثلاً براى علاج دردى، آيا براى محرم فرق مى‏كند و يا يكسان است؟

ج ـ احوط، اجتناب است(


224


) در همه موارد ذكر شده در سؤال.

[498] س ـ در حال احرام عده‏اى از همديگر عكس مى‏گيرند و در دوربين عكاسى كه آيينه است و يا حالت شفاف و آينه مانندى دارد نظر مى‏كنند، بفرماييد اشكال دارد يا خير؟
ج ـ اگر معلوم نيست(
225
) كه در آينه نظر مى‏شود، اشكال ندارد.
[499] س ـ آيا سوگند معمولى به حال احرام اشكال دارد، همانند سوگندهاى روزمره مردم كوچه و بازار؟
ج ـ قسم به غير خدا از محرمات احرام نيست.
[500] س ـ بعضى به علت عرق‌سوز شدن بدن، احتياج به پمادى دارند كه چربى دارد، آيا مُحرِم مى‏تواند از اين پماد به بدن خود بمالد يا خير؟
ج ـ نمى‏ تواند مگر در مورد ضرورت، ولى كفاره ندارد ولو در غير مورد ضرورت مگر آن‌كه بوى خوش داشته باشد، كه كفاره آن يك گوسفند است، اگر چه از روى اضطرار باشد.(

226
)



[501] س ـ در موردى كه كنده شدن مو با كشيدن دست به سر و صورت كفاره دارد، آيا فرقى بين عمد و سهو و غفلت هست؟
ج ـ فرق نمى‏كند به‏شرط آن‌كه دست كشيدن عمدى باشد.
[502] س ـ اگر غير مُحرم از محرم ازاله مو كند يا يكى از كارهايى كه بر محرم حرام است و كفاره دارد انجام دهد، چه حكمى دارد؟
ج ـ اگر مُحرم به اختيار خود حاضر شود كه مثلاً مُحِلّى سر او را بتراشد حرام است و بايد كفاره بدهد، ولى چنانچه بدون اختيار او باشد كفاره ندارد، حتى بر مُحِلّ مزبور.
[503] س ـ محرم سرش تَر است، اگر بخواهد صبر كند تا خودش خشك شود و وضو بگيرد آفتاب طلوع مى‏كند و نمازش قضا مى‏شود، آيا وظيفه‏اش تيمم است؟
ج ـ اگر نمى‏تواند ولو با دست سر را خشك كند، احوط جمع بين وضو با اين(
227
) حال و تيمم است.
[504] س ـ كسى كه موى مصنوعى دارد و با همين حال براى عمره و حج محرم شده و اعمال خود را انجام داده است آيا اشكال دارد؟
ج ـ ضرر به عمره و حج ندارد، ولى اگر مرد آن را بر سرش گذاشته است بايد كفاره بدهد.
(

228
)



[505] س ـ با توجه به حرمت پوشيدن صورت براى زنان در حال احرام، آيا چانه هم جزو صورت محسوب مى‏شود و بايد باز باشد يا اين‏كه اگر مقنعه‏اى بر سر گذاشته شود كه چانه را تا لب‏ها بپوشاند مانعى ندارد؟
ج ـ زير چانه جزو صورت محسوب نمى‏شود ولى پوشاندن به نحوى كه در سؤال ذكر شده اشكال دارد.
(

229
)



[506] س ـ آيا زن محرم مى‏تواند صورت خود را با حوله پاك كند يا حكم سر مرد را دارد كه نمى‏تواند روى آن را بپوشاند؟
ج ـ احتياط، مراعات شود.
(
230
)



[507] س ـ زن‏ها كه در حال احرام براى پوشيدن و در آوردن مقنعه، صورتشان پوشيده مى‏شود، چه صورت دارد؟
ج ـ بايد سعى كنند پوشيده نشود، و اگر عامداً و از روى علم پوشيده نشود مانع ندارد.
[508] س ـ فرموده‏ايد كه محرم از منزل تا مسجدالحرام مى‏تواند زير سقف برود، آيا كسانى كه در مسجدالحرام براى حج محرم مى‏شوند مى‏توانند در مكّه زير سقف باشند؟
ج ـ تا عرفاً در منزل و مكّه هستند و در حال سير براى خارج شدن از مكّه نيستند مى‏توانند استظلال نمايند.(

231
)



[509] س ـ كسى كه از تنعيم محرم مى‏شود، استظلال براى او چه حكمى دارد؟
ج ـ چون تنعيم جزو مكّه شده و مكّه منزل است، استظلال در فرض سؤال مانع ندارد.

(232)
[510] س ـ ميقات عمره مفرده در خود مكّه واقع شده است، آيا كسى كه در آن‌جا براى عمره مفرده احرام بست، مى‏تواند در اتوبوس سقف‏دار سوار شود يا خير، با توجه به اين‏كه محل سكونت او مكّه است؟
ج ـ در فرض مذكور مانع ندارد.
(

233
)



[511] س ـ افرادى از مسجد شجره محرم شدند و شبانه براى مكّه حركت نمودند ولى نزديك طلوع آفتاب در ماشين سقف‏دار به خواب رفتند و بعد از طلوع آفتاب بيدار شدند و ماشين را نگاه داشتند، آيا براى مدتى كه در حال سير در زير سقف بودند، كفاره دارد يا خير، و الآن كه ايستاده‏اند و مى‏خواهند پياده شوند، چه حكمى دارد؟
ج ـ براى مدتى كه خواب بوده‏اند، يا ماشين ايستاده، كفاره واجب نيست، ولى اگر بعد از بيدار شدن و التفات و قبل از ايستادن ماشين، استظلال شده ولو اضطراراً، كفاره واجب است.
[512] س ـ در حال احرام وقتى ماشين‏هاى بى‏سقف حركت مى‏كند و سفر انجام مى‏شود، آيا پياده و سوار شدن از ماشين در حالى كه ايستاده است، در صورتى كه مستلزم گذشتن از زير سقف قسمت جلو ماشين است، چه حكمى دارد؟
ج ـ مانع ندارد.
[513] س ـ كسانى كه از مسجدالحرام براى حج محرم مى‏شوند و از مسجدالحرام در ماشين سقف‏دار سوار مى‏شوند و مثلاً در عزيزيه كه منزل ايشان است پياده مى‏شوند، آيا سوار شدن در اتومبيل سقف‏دار از مسجدالحرام به منزل چه صورت دارد، و اگر پياده نشوند و از اول قصد عرفات داشته باشند حكم چيست؟
ج ـ در فرض اول مانع ندارد(
234
) و در فرض دوم احتياط كنند.
[514] س ـ اين‌جانب يكى از خدمه كاروان حج هستم، امسال (1365) بعد از درك عرفات به اتفاق مدير كاروان و معاون و اين‌جانب و بانوان كاروان در يك اتوبوسى سربسته قرار گرفتيم و براى درك اضطرارى به مشعرالحرام رفته و چون در مسير مزدلفه به منى‏ به راه‏بندان برخورديم، لذا در هواى آفتابى در اتوبوس سربسته بودم، ناگاه به يادم آمد كه نبايد در زير طاق اتوبوس قرار بگيرم، چند دقيقه‏اى با علم به اينكه اتوبوس سرپوشيده است مانده و پس از توقف اتوبوس بر اثر راه‏بندان پياده شدم، و مابقى راه را تا محل چادر كاروان در منى‏ پياده طى نمودم، لذا از محضر آن بزرگوار تقاضا دارم بفرماييد:
1 ـ آيا كفاره تعلق مى‏گيرد يا نه؟
2 ـ در صورتى كه تعلق گرفته باشد بايد حتماً در منى‏ ذبح گردد؟
3 ـ در حالى كه اكنون در تهران هستم آيا مى‏توانم قربانى را در محل اقامتم ذبح نمايم؟
4 ـ در صورتى كه خدمه كاروان بودم و به دستور مدير گروه براى كمك نمودن به بانوان مسن براى رَمْى جمره عقبه عازم منى‏ بودم و از خود استقلال نداشتم، آيا وجه اين گوسفند را چه كسى بايد بپردازد؟ ستاد حج، مدير گروه يا اين‌جانب؟
5 ـ چنانچه ستاد حج تقبل نموده باشد ذبح را، آيا از گردن اين‌جانب ساقط مى‏گردد يا نه؟
ج ـ بايد قربانى كنيد و اگر چه بايد(
235
) در منى‏ ذبح نماييد، ليكن ذبح در محل خودتان هم براى كفاره كفايت مى‏كند و مى‏توانيد به مسؤولين در ستاد نيابت دهيد كه براى شما ذبح كنند و در اين صورت ذبح آن‏ها هم كافى است، ولى بدون نيابت صحيح نيست.
[515] س ـ آيا استظلال، مربوط به سايه حاصل از تابش عمودى خورشيد است يا حاصل از تابش مايل خورشيد را هم شامل مى‏شود؟
ج ـ فرق نمى‏كند.
[516] س ـ آيا استظلال، مربوط به سايه بر سر مى‏باشد يا اگر سايه فقط بر شانه بيفتد استظلال صدق مى‏كند؟

ج صدق نمى‏كند.



[517] س ـ آيا استظلال فقط مربوط به سقف مى‏باشد يا شامل سايه حاصل از ديوار ماشين هم مى‏شود؟
ج ـ شامل نمى‏شود.
[518] س ـ آيا در عرفات هم مثل منى‏ مى‏شود زير چتر حركت كرد يا حكم عرفات غير از حكم منى‏ است؟
ج ـ زير چتر حركت كردن در عرفات اشكال ندارد.
(
236
)



[519] س ـ در شهر مكّه تونل‏هايى احداث كرده‏اند كه طولش بيش از 1500 قدم مى‏باشد آيا بعد از احرام حج مى‏شود داخل آن با اتومبيل سفر كرد، با علم به اينكه مسقف است؟
ج ـ مانع ندارد، بلى اگر خودش آن راه را اختيار كند و از زير آن سقف برود اشكال دارد.
(

237
)



[520] س ـ آيا محرم به محض وصول به مكّه مى‏تواند استظلال نمايد و يا بايستى به منزل برسد و بعد از اتخاذ منزل جايز است؟

ج ـ مكّه منزل است و با رسيدن به آن استظلال مانع ندارد.

(
238
)



[521] س ـ اخيراً از حدود كشتارگاه تا نزديك جمرات، مسقفى را درست كرده‏اند، آيا عبور از اين راه براى محرمى كه هنوز منزل نكرده و از مشعر مستقيم به جمرات مى‏رود جايز است يا نه؟
ج ـ مانع ندارد.
[522] س ـ آيا گرفتن ناخن توسط مُحرِم از غير مُحرم جايز است؟
ج ـ اشكال ندارد.
[523] س ـ آيا محرم مى‏تواند ناخن محرم ديگر را به قصد تقصير بگيرد يا نه؟
ج ـ اشكال ندارد.
[524] س ـ كندن دندان كه بر محرم حرام است، مقصود دندان خودش مى‏باشد يا شامل دندان غير هم مى‏شود؟ و در تقدير حرمت در صورت خون آمدن است يا مطلقاً؟
ج ـ شامل دندان غير نمى‏شود، هرچند خون از آن بيرون آيد.
[525] س ـ آيا در حال احرام مى‏توان دندانى را كه شديداً درد دارد و دكتر سفارش مى‏كند كه آن را بكشيد، كشيد، گرچه باعث خونريزى شود؟
ج ـ اگر ضرورت دارد مانع ندارد، ولى كفاره دارد على‌الأحوط.
(
239
)



□ [526] س ـ هرگاه مُحرم سر خود را با چيز دوخته بپوشاند، آيا يك كفاره بايد بدهد يا دو كفاره؟
ج ـ بايد دو كفاره بدهد مگر در صورت جهل و نسيان.
[527] س ـ در بين مردم معروف است كه مُحرم نبايد به كسى دستور بدهد؛ مثلاً نبايد به كسى بگويد يك ليوان آب يا چاى يا چيز ديگر به من بدهيد و بايد خودش بردارد، آيا اگر در حال احرام چنين درخواستى از دوست خود بكند گناه كرده است يا نه؟ و در صورت گناه آيا كفاره هم دارد يا نه؟
ج ـ اشكال ندارد.
[528] مستحبّات دخول حرم
1 ـ همين‌كه حاجى به حرم رسيد، پياده شده و به جهت دخول حرم، غسل نمايد.
2 ـ از براى تواضع و فروتنى نسبت به حضرت حق ـ جلّ و علا ـ پابرهنه شده و نعلين خود را در دست گرفته داخل حرم شود و اين عمل ثواب زيادى دارد.
3 ـ وقت دخول حرم اين دعا را بخواند:
«اَللّهُمّ إنّكَ قُلْتَ فِي كِتابِكَ وَقَوْلُكَ الْحَقّ: {وَأذّنْ فِى النّاسِ بِالْحَجّ يَأْتُوكَ رِجالاً وَعَلى‏ كُلّ ضامِرٍ يَأْتينَ مِنْ كُلّ فَجّ عَميقٍ‏}. اَللّهُمّ إنّي اَرْجُو اَنْ اَكُونَ مِمّنْ اَجابَ دَعْوَتَكَ، وَقَدْ جِئْتُ مِنْ شُقّةٍ بَعيدةٍ وَفَجّ عَميقٍ سامِعاً لِنِدائِكَ وَمُستَجِيباً لَكَ مُطيعاً لِأمْرِكَ وَكُلّ ذلِكَ بِفَضْلِكَ عَليّ وَاِحْسانِكَ إِلَيّ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى‏ ما وَفّقْتَنِي لَهُ أبْتَغِيْ بِذلِكَ الزّلْفَةَ عِنْدَكَ وَالْقُرْبَةَ إلَيْكَ وَالْمَنْزِلَةَ لَدَيْكَ وَالْمَغْفِرَةَ لِذُنُوبِي وَالتّوْبَةَ عَلَيّ مِنْها بِمَنّكَ، اَللّهُمّ صَلّ عَلى‏ مُحَمّدٍ وَآلِ مُحَمّدٍ وَحَرّمْ بَدَنِي عَلَى النّارِ وَآمِنّي مِنْ عَذابِكَ وَعِقابِكَ بِرَحْمَتِكَ يَا أرْحَمَ الرّاحِمِينَ».


4 ـ وقت دخول حرم مقدارى از علفِ (اذخر) گرفته آن را بجود.

222. استفاده مُحرم از صابون عطرى و شامپوى معطّر بنا بر احتياط جايز نيست. (مناسک حج، ‌م 168)
223. پوشيدن چيز دوخته كه به آن لباس گفته نمى‏شود مانند كمربند و هميان و بند ساعت و مانند آن اشكال ندارد. (مناسک حج، ‌م 131)
224. نگاه‌كردن مُحرِم در آيينه، اگر براى زينت باشد حرام است و گر نه حرام نيست. (مناسک حج، ‌م 174)
225. در حال احرام تصويربردارى با دوربين عكاسى يا فيلم‌بردارى اشكال ندارد. (مناسک حج دست نويس، م112)
226. اگر بوى خوش داشته باشد، بنا بر احتياط مستحب، كفّاره آن گوسفند است. (مناسک حج، م190)
227. مى‏تواند قسمت جلوى سر را تدريجاً خشك كند به‌طورى كه حوله تمام سر را نپوشاند و وضو بگيرد. (مناسک حج، م146)
228. بنا بر احتياط واجب يک گوسفند كفّاره بدهد. (مناسک حج، م 148)
229. به حاشيه مسأله 429 مراجعه شود.
230. اگر حوله را بر روى همه صورت بيندازد اشكال دارد و در غير اين‏صورت مانع ندارد. (استفتاء، دستخط معظم‌له، ش34)
231. احوط آن است كه از قرار گرفتن زير سايه‌هاى متحرك مثل اتوبوس مسقف و چتر اجتناب كند. (مناسک حج، م158)
232. به حاشيه سؤال 508 مراجعه شود.
233. به حاشيه سؤال 508 مراجعه شود.
234. به حاشيه سؤال 508 مراجعه شود.
235. بنا بر احتياط واجب در منى‏ ذبح كند. (مناسک حج، م 234)
236. به حاشيه سؤال 508 مراجعه شود.
237. عبور از زير سقفهاى ثابت مانند پل و تونل اشكال ندارد. (مناسک حج، م 161)
238. به حاشيه سؤال 508 مراجعه شود.
239. به حاشيه مسأله 468 مراجعه شود.
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۲۶ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.