به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اعمال حج تمتّع‏

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #1
اعمال حج تمتّع‏
فصل اول: احرام حج‏
[937] م ـ واجب است بر مكلف كه بعد از تمام شدن اعمال عمره، احرام ببندد براى حج‏ تمتّع.
[938] م ـ اگر نيت كند حج تمتّع را و لبّيك‏هاى واجب را بطورى كه در احرام عمره ذكر شد بگويد، محرم مى‏شود و لازم نيست قصد كند احرام بستن را و همچنين لازم نيست قصد كند ترك محرمات را، چنان‌كه در احرام عمره گذشت.
(
394
)


[939] م ـ نيت بايد خالص براى اطاعت خداوند باشد و ريا موجب بطلان عمل است.
[940] م ـ كيفيت احرام بستن و لبيك گفتن همان نحو است كه در احرام عمره ذكر شد.
[941] م ـ تمام چيزهايى كه در محرمات احرام بيان شد، در اين احرام هم حرام است و آنچه كفاره داشت كفاره دارد، به همان ترتيب.
[942] م ـ وقت احرام موسّع است و تا وقتى كه بتواند بعد از احرام به وقوف اختيارى عرفه برسد، مى‏تواند تأخير بيندازد و از آن وقت نمى‏تواند عقب بيندازد.
[943] م ـ احتياط واجب آن است كه كسى كه از عمره تمتّع فارغ شد و محُلّ گرديد، از مكّه خارج نشود بدون حاجت و اگر حاجتى براى بيرون رفتن پيش آمد احتياط واجب آن است كه محرم شود به احرام حج و بيرون رود(
395
)
و به همان احرام براى اعمال حج برگردد.


[944] م ـ اگر بدون حاجت و بدون احرام بيرون رفت از مكّه، ليكن برگشت و احرام بست و حج به‌جا آورد، عملش صحيح است.(

396
)


[945] م ـ مستحب است احرام بستن در روز ترويه بلكه احوط(
397
) است.
[946] م ـ محل احرام حج، شهر مكّه است هر موضع كه باشد، گرچه در محله‏هاى تازه‏ساز، ولى مستحب است در مقام ابراهيم(ع) يا حجر اسماعيل(ع) واقع ‏شود.(

398
)


[947] م ـ اگر فراموش كند احرام بستن را و بيرون رود به منى‏ و عرفات، واجب است برگردد به مكّه و احرام ببندد و اگر ممكن نشد به واسطه تنگى وقت يا عذر ديگر، از همان‌جا كه هست مُحْرم شود.
[948] م ـ اگر يادش نيايد كه احرام نبسته، مگر بعد از تمامى اعمال، حجش صحيح است ظاهراً(
399
) و احتياط مستحب آن است كه اگر يادش آمد، بعد از وقوف به عرفات و مشعر يا قبل از فارغ شدن از اعمال، تمام كند حج را و در سال بعد اعاده كند.
[949] م ـ جاهل به مسأله اگر احرام نبندد، در حكم كسى است كه به‌واسطه فراموشى احرام ‏نبسته.
[950] م ـ اگر كسى از روى علم و عمد ترك كند احرام را تا زمان فوت وقوف به عرفه و مشعر، حج او باطل است.

394. به حاشيه مسأله 251 مراجعه شود.
395. به حاشيه مسأله 910 مراجعه شود.
396. اگر بعد از انجام عمره تمتّع از شهر مكه بدون احرام خارج شود، پس اگر در همان ماهى كه عمره انجام داده به مكه برگردد، نياز به تجديد احرام براى ورود به شهر مكه ندارد، ولى اگر در ماه بعد از ماه انجام عمره به مكه برگردد، مثل اينكه عمره را در ذى‌القعده انجام دهد و خارج شود، و در ماه ذى‌الحجه به مكه برگردد، واجب است با احرام جديد براى عمره جهت دخول مكه مُحرم شود، و عمره تمتّع وى كه متصل به حج مى‌شود همين عمره تمتّع دوم خواهد‌ بود. (مناسک حج، م93) و توجه به دو نکته لازم است: 1- احرام عمره تمتّع جديد بايد از يکى از مواقيت خمسه باشد. 2- اگر عمره تمتّع جديد را به‌جا نياورد، حج تمتّع وى صحيح نمى‌باشد. (استفتاء)
397. بهترين زمان احرام بستن، هنگام زوال (ظهر) روز تروية (هشتم ذى‌حجة) است. (مناسک حج، م325)
398. ميقات احرام حج تمتّع، مكه‌ى مكرمه است، و بهتر آن است كه براى حج تمتّع از مسجدالحرام مُحرم شود، و مُحرم‌شدن در همه جاى مكه، حتى بافت جديد شهر، صحيح است، اما احوط آن است كه در مناطق قديمى آن مُحرم شود، و در صورتى كه شك كند كه محلى جزء شهر است يا نه، مُحرم شدن در آن محل صحيح نيست. (مناسک حج، م324)
399. و احتياط مستحب آن است که در سال بعد حج را اعاده کند. (مناسک حج، م327)
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۵۴ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #2
RE: اعمال حج تمتّع‏
استفتائات احرام حج‏
[951] س ـ فاصله بعضى از محلات جديد الاحداث مكّه تا مسجدالحرام بيش از 18 كيلومتر است و شايد عرفاً از «توابع» مكّه حساب شوند نه اينكه «جزو» مكّه باشند؛ چرا كه تابلوهاى راهنمايى با فلش، جهت مكّه را مشخص نموده‏اند، با اين كيفيت آيا مى‏توان براى حج در محلات فوق الذكر محرم شد؟
ج ـ اگر از محلات مكّه است مانع ندارد و اگر از محلات آن نيست يا مورد شك است كفايت نمى‏كند.
[952] س ـ اشخاص معذورى كه مى‏توانند اعمال مكّه را بر وقوفين مقدم بدارند، اگر جهلاً بدون احرام، اعمال مكّه را قبل از وقوفين انجام دادند، چه صورتى دارد؟
ج ـ كفايت نمى‏كند و بايد يا قبل از وقوفين آنها را با احرام اعاده كنند يا بعد از وقوفين و اعمال آنها را به جا آورند.
[953] س ـ حاجى در عرفات يا منى‏ فهميد كه در احرامِ حج، تلبيه نگفته است، آيا در لحظه التفات، تلبيه كافى است و تكليف او چيست؟
ج ـ اگر مى‏تواند به مكّه برود و محرم شود و بقيه اعمال را ـ كه بايد با احرام انجام دهد ـ به‌جا آورد، بايد چنين كند و اگر ممكن نيست همان‌جا لبيك بگويد و اگر بعد از تقصير يا حلق متذكر شده، عملش صحيح است و لازم نيست لبيك بگويد.
[954] س ـ شهر مكّه را چند رشته كوههاى طولانى و مرتفع فرا گرفته و هر دو جانب كوه ساختمان شده است، گاهى چند كيلومتر بايد از اين جانب كوه رفت تا به جانب ديگر رسيد و ساكنين احد الجانبين، جداى از جانب ديگرند؛ مثل شعب بنى‏عامر كه نزديك مسجدالحرام است و عزيزيه كه 9 كيلومتر يا بيشتر در جانب ديگر است و به حسب مسامحه عرفى، به همه اين قطعات مكّه گفته مى‏شود، آيا احرام حج تمتّع از تمام اين نقاط و نقاط مشابه صحيح است يا نه؟
ج ـ اگر در مكّه است، احرام حج از آن‌جا صحيح است هرچند از ساختمان‏هاى جديد الإحداث باشد.
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۵۴ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #3
RE: اعمال حج تمتّع‏


مستحبات احرام حج تا وقوف به عرفات‏


[955] م ـ امورى كه در احرام عمره مستحب بود، در احرام حج نيز مستحب است و پس از اينكه شخص، احرام بسته و از مكّه بيرون آمد، همين كه بر ابطح مشرِف شود به آواز بلند تلبيه بگويد و چون متوجه منى‏ شود بگويد:
«أللّهُمّ اِيّاكَ أرْجُو وَاِيّاكَ أدْعُو فَبَلّغْني أمَلِي وَأصْلِحْ لي عَمَلي».

و با تن و دل آرام با تسبيح و ذكر حق تعالى برود و چون به منى‏ رسيد بگويد:
«اَلْحَمْدُ للّهِ الّذي أقْدَمَنِيها صالِحاً في عافِيَةٍ وَبَلّغَني هذا الْمَكانِ».
پس بگويد:
«أللّهُمّ هذِهِ مِنى‏ وَهِيَ مِمّا مَنَنْتَ بِهِ عَلَيْنا مِنَ الْمَناسِكِ فَأَسْأَلُكَ أنْ تَمُنّ عَلَيّ بِما مَنَنْتَ عَلى‏ أَنْبِيائِكَ فَإنّما أَنَا عَبْدُكَ وَفي قَبْضَتِكَ».

و مستحب است شب عرفه را در منى‏ بوده و به اطاعت الهى مشغول باشد و بهتر آن است كه عبادات و خصوصاً نمازها را در مسجد خِيف به جا آورد و چون نماز صبح را خواند تا طلوع آفتاب تعقيب گفته پس به عرفات روانه شود و اگر خواسته باشد بعد از طلوع صبح روانه شود مانعى ندارد، ولى سنت آن است كه تا آفتاب طلوع نكرده از وادى مُحَسّر رد نشود و روانه شدن پيش از صبح مكروه است و چون به عرفات متوجه شود اين دعا را بخواند:
«اَللّهُمّ اِلَيْكَ صَمَدْتُ وَاِيّاكَ اعْتَمَدْتُ وَوَجْهَكَ أرَدْتُ أسْأَلُكَ أنْ تُبارِكَ لِي في رِحْلَتي وَأنْ تَقْضِيَ لِي حاجَتي وَأنْ تَجْعَلَني مِمّنْ تُباهي بِهِ اليَوْمَ مَنْ هُوَ أفْضَلُ مِنّي».
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۵۴ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #4
RE: اعمال حج تمتّع‏
فصل دوم: وقوف به عرفات‏
[956] م ـ واجب است وقوف به عرفات ـ كه محلى است معروف و محدود است به حدود معروفه ـ به قصد قربت و خالص مثل ساير عبادات.
[957] م ـ مراد از وقوف، بودن در آن مكان است؛ چه سواره و چه پياده يا نشسته يا خوابيده يا در حال راه رفتن، به هر حال كه باشد كافى است.
□ [958] م ـ اگر در تمام وقت بيهوش باشد يا خواب وقوف او باطل است.
[959] م ـ به احتياط واجب لازم است در عرفات باشد از بعد از زوال روز نهم تا غروب شرعى كه وقت نماز مغرب است، پس جايز نيست تأخير بيندازد و در وقت عصر بيايد و توقف كند.
[960] م ـ تأخير انداختن از اول ظهر اگر كم باشد مثلاً به مقدار نماز ظهر و عصر كه جمع بين(
400
) آنها كند، معلوم نيست حرام باشد، ولى احتياط آن است كه تأخير نيندازد.
[961] م ـ بودن در مجموع بعد از ظهر تا مغرب گرچه واجب است چنانچه گذشت لكن تمام آن ركن نيست كه حج به ترك آن باطل شود، پس اگر مقدار كمى توقف كند و برود يا طرف عصر بيايد و توقف كند حج او صحيح است اگر چه توقف نكردن از روى عمد و علم باشد.
[962] م ـ آنچه در وقوف ركن است مسماى وقوف است به اين معنى كه گفته شود قدرى در عرفات بوده، هرچند خيلى كم باشد مثل يك دقيقه يا دو دقيقه پس اگر هيچ به عرفات نرود ركن را ترك كرده.
[963] م ـ اگر از روى عمد و علم، وقوف ركنى را ترك كند يعنى در هيچ جزء از بعدازظهر تا مغرب در عرفات نباشد حجش باطل است، و كفايت نمى‏كند براى او وقوف در شب عيد كه وقوف اضطرارى است.
[964] م ـ اگر كسى عمداً پيش از غروب شرعى از عرفات كوچ كند و از حدود عرفات بيرون رود و پس از آن نادم شود و برگردد و تا غروب توقف كند چيزى بر او نيست بنابر اقوى، لكن‏ احتياط در كفاره ‏است به يك شتر، و همچنين(
401
) اگر بدون‏ آنكه پشيمان شود از كار خود، براى حاجتى برگردد لكن بعد از رسيدن با قصد قربت توقف كند چيزى بر او نيست.
[965] م ـ اگر در فرض سابق مراجعت نكرد كفاره آن يك شتر است كه بايد در راه خدا قربانى كند هرجا(
402
) بخواهد، و احتياط مستحب آن است كه در مكّه قربانى كند، و اگر متمكّن از قربانى نباشد هيجده روز روزه بگيرد، و احتياط مستحب(
403
) آن است كه پشت سرهم روزه بگيرد.
[966] م ـ اگر سهواً كوچ كرد و بيرون رفت، پس اگر يادش آمد بايد مراجعت كند و اگر مراجعت نكرد گناهكار است، لكن كفاره ندارد بنابر اقوى، گرچه احوط است(
404
) و اگر يادش نيامد چيزى بر او نيست.
[967] م ـ اگر كسى از روى ندانستن مسأله، آنچه ذكر شد بكند، حكم او حكم كسى است كه سهواً كرده است.
[968] م ـ اگر كسى به‌واسطه عذرى، مثل فراموشى و تنگى وقت و مثل آن، از ظهر نهم تا غروب شرعى در عرفات نباشد و هيچ جزئى از زمان را درك نكند، كافى است كه مقدارى از شب عيد را هرچند اندك باشد در عرفات باشد و اين زمان را وقت اضطرارى عرفه‏ مى‏گويند.
[969] م ـ اگر كسى كه به‌واسطه عذر، روز نهم را وقوف نكرده و شب دهم را عمداً و بى‏عذر در عرفات وقوف نكند، ظاهراً حج او باطل مى‏شود، اگر چه درك كند وقوف به مشعر را.
[970] م ـ اگر كسى به‌واسطه فراموشى يا غفلت يا عذر ديگر ترك كند وقوف به عرفات‏ را در روز نهم، كه وقت اختيارى است و در شب دهم كه وقت اضطرارى است، كفايت ‏مى‏كند در صحيح بودن حج او كه وقوف اختيارى مشعر را درك كند چنانچه خواهد آمد.

400. جواز تأخير از اول وقت، به اندازه خواندن نماز ظهر و عصر (به صورت جمع) و مقدّمات آن، بعيد نيست. (مناسک حج، م332)
401. بيرون رفتن از عرفات قبل از غروب از روى عمد حرام است، ولى حج را باطل نمى‏كند و در صورت مراجعت كفّاره ندارد. (مناسک حج، م334)
402. بعيد نيست عدم تعين ذبح در منى‏ اگر چه احتياط ذبح در منى‏ است و بنا بر احتياط واجب ذبح بايد روز عيد باشد. (مناسک حج، م334)
403. متعرّض اين احتياط نشده‏اند. (مناسک حج، م334)
404. متعرّض اين احتياط نشده‌اند. (مناسک حج، م335)
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۵۵ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #5
RE: اعمال حج تمتّع‏
استفتائات وقوف به عرفات‏
[971] س ـ حدودى كه براى عرفات و مُزْدَلَفه و منى‏ مشخص شده است جهت انجام مناسك، اعتبار دارد يا نه؟
ج ـ چنانچه مورد اطمينان يا تصديق اهل محل باشد معتبر است.

[972] س ـ كراهت صُعود به جبل الرحمه، آيا قبل از نيت وقوف به عرفات است يا بعد از آن؟
ج ـ در وقت وقوف كراهت دارد كه از جبل بالا رود.

[973] س ـ شخصى وقوف اختيارى عرفات را درك كرده و قبل از رفتن به مَشْعَر، مُغْمى‏ عليه شده است، بفرماييد اگر به همين حال تا آخر اعمال باقى باشد وظيفه‏اش چيست و اگر بعد از اغما او را به ايران آورده باشند چه حكمى دارد و نيز اگر بعد از ايام تشريق در ماه ذى‏حجه به هوش بيايد، در مكّه باشد يا در ايران، چه بايد كرد؟
ج ـ با فرض اينكه عذر او فقط اغما است، پس از به هوش آمدن، اگر ممكن است اعمال حج را اتمام كند و در هر صورت سال بعد حج را اعاده كند و براى احراز خروج از احرام بعد از اتمام حج، عمره مفرده‏اى اتيان نمايد.

[974] س ـ زنى كه عادت ماهانه‏اش مثلاً شش روز بوده است، در حال عادت زنانه براى عمره تمتّع مُحرم مى‏شود و در روز هشتم ذى‏حجه كه روز ششم عادت او است پاك مى‏گردد و غسل مى‏كند و اعمال عمره تمتّع را انجام مى‏دهد و براى حج تمتّع مُحرم مى‏شود، ولى ظهر روز نهم در عرفه لك مى‏بيند و نمى‏داند كه آيا ادامه دارد تا پس از ده روز، تا استحاضه حساب شود و اعمال قبلى او صحيح باشد يا قبل از تمام شدن ده روز از اول عادت قطع مى‏شود تا حكم حيض را داشته باشد، وظيفه او چيست؟ و در همين فرض اگر در مشعر لك ديد چه كند؟
ج ـ عمل به احتياط كند و راه احتياط، انجام اعمال بدون قصد تمتّع و اِفراد بلكه به قصد مافى‏الذمه، با قربانى در منى‏ و اتيان عمره مفرده بعد از آن است، و چنانچه قصد تمتّع كرده و بعد از انجام بعض اعمال حج كشف خلاف شده، اكتفا به اين حج نكند.
(
405
)



[975] س ـ در فرض مسأله فوق، اگر در عرفات يا مشعر لك ديد و همان وقت يقين پيدا كرد كه خون حيض است و قبلاً پاك نبوده، بايد چه كند با توجه به اينكه وقت وقوفين اختيارى و يا اضطرارى آن باقى است ولى وقت برگشتن به مكّه و انجام اعمال عمره تمتّع را ندارد؟
ج ـ مورد عدول به اِفراد است.

[976] س ـ وقوف اضطرارى عرفه آيا از اول شب تا طلوع فجر است، يا طلوع آفتاب؟
ج ـ وقوف اضطرارى عرفه در شب عيد است و شب تا طلوع فجر است.

405. عمل به احتياط کند و راه احتياط، انجام اعمال به قصد وظيفه فعليه بدون قصد خصوص تمتّع و اِفراد است و قربانى نيز انجام دهد پس اگر خون از ده روز تجاوز کرد اعمالش صحيح بوده و اگر تجاوز نکرد، حجّش تبديل به اِفراد شده و واجب است عمره مفرده نيز ـ اگر حج واجب بوده است ـ به‌جا آورد (مستفاد از مناسک حج، م77)
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۵۵ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #6
RE: اعمال حج تمتّع‏

مستحبات وقوف به عرفات‏





[97
7] م ـ در وقوف به عرفات چند چيز مستحب است:


1 ـ با طهارت بودن در حال وقوف.
2 ـ غسل نمودن و بهتر آن است كه نزديك ظهر باشد.
3 ـ آنچه موجب تفرق حواس است از خود دور سازد تا آن‌كه قلب او متوجه جناب اقدس الهى گردد.
4 ـ نسبت به قافله‏اى كه از مكّه مى‏آيد، وقوفِ شخص در طرف دست چپ كوه واقع ‏گردد.
5 ـ وقوف او در پايين كوه و در زمين هموار بوده باشد و بالا رفتن كوه مكروه است.
6 ـ در اول وقت، نماز ظهر و عصر را به يك اذان و دو اقامه به‌جا آورد.
7 ـ قلب خود را به حضرت حق جلّ و علا متوجه ساخته و حمد الهى و تهليل و تمجيد نموده و ثناى حضرت حق را به‌جا آورد، پس از آن، صد مرتبه «اللّهُ أكْبَرُ» و صد مرتبه سوره «توحيد» را بخواند و آنچه خواهد دعا نمايد و از شيطان رجيم به خدا پناه ببرد و اين دعا را نيز بخواند:
«أللّهُمّ رَبّ الْمشَاعِرِ كُلّها فُكّ رَقَبَتي مِنَ النّارِ وَأوْسِعْ عَلَيّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ وَادْرَأْ عَنّي شَرّ فَسَقَةِ الْجِنّ وَالْاِنْسِ، أللّهُمّ لا تَمْكُرْ بِي وَلا تَخْدَعْني وَلا تَسْتَدْرِجْني يا أسْمَعَ السّامِعينَ وَيا أبْصَرَ النّاظِرينَ وَيا أسْرَعَ الْحاسِبِينَ وَيا أرْحَمَ الرّاحِمينَ أسْأَلُكَ أنْ تُصَلّيَ عَلى‏ مُحَمّدٍ وَآلِ مُحَمّدٍ وَأنْ تَفْعَلَ بي كَذا وَكَذا».


و به جاى كذا و كذا حاجت خود را نام ببرد پس دست به آسمان بردارد و بگويد:
«أللّهُمّ حاجَتي إلَيْكَ الّتي اِنْ أعْطَيْتَنِيها لَمْ يَضُرّني ما مَنَعْتَني وَإنْ مَنَعْتَنيها لَمْ يَنْفَعَني ما أعْطَيْتَني، أسْأَلُكَ خَلاصَ رَقَبَتي مِنَ النّارِ أللّهُمّ إنّي عَبْدُكَ وَمِلْكُ ناصِيَتي بِيَدِكَ وَأجَلي بِعِلْمِكَ، أسْأَلُكَ أنْ تُوَفّقَني لِما يُرْضيكَ عَنّي وَأنْ تُسَلّمَ مِنّي مَناسِكِيَ الّتي أرَيْتَها خَلِيلَكَ اِبْراهيمَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِ وَدَلَلْتَ عَلَيْها نَبِيّكَ مُحَمّدا(صلى الله عليه وآله) أللّهُمّ اجْعَلْني مِمّنْ رَضِيتَ عَمَلَهُ وَأطَلْتَ عُمْرَهُ وَأحْيَيْتَهُ بَعْدَ الْمَوْتِ».
8 ـ اين دعا را بخواند:
«لا إلهَ إلّا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ يُحْيي وَيُمِيتُ وَهُوَ حَيّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى‏ كُلّ شَي‏ءٍ قَدِيرٌ، اللّهُمّ لَكَ الْحَمْدُ كَالّذي تَقُولُ وَخَيْرا مِمّا نَقُولُ وَفَوْقَ ما يَقُولُ الْقائِلُونَ، أللّهُمّ لَكَ صَلاتي وَنُسُكي وَمَحْيايَ وَمَماتي وَلَكَ تُراثي (بَراءَتي‏خ‏ل) وَبِكَ حَوْلي وَمِنْكَ قُوّتي، أللّهُمّ إنّي أعُوذُ بِكَ مِنَ الْفَقْرِ وَمِنْ وَساوِسِ الْصّدورِ وَمِنْ شَتاتِ الأمْرِ وَمِنْ عَذابِ الْقَبْرِ، أللّهُمّ إنّي أسْأَلُكَ خَيْرَ الرّياح وَأعُوذُ بِكَ مِنْ شَرّ ما يَجي‏ءُ بِهِ الرّياحُ وَأسْأَلُكَ خَيْرَ اللّيْلِ وَخَيْرَ النّهارِ، اللّهُمّ اجْعَلْ في قَلْبي نُورا وَفي سَمْعي وَبَصَري نُورا وَفي لَحْمي وَدَمي وَعِظامي وَعُرُوقِي وَمَقْعَدي وَمَقامي وَمَدْخَلي وَمَخْرَجي نُورا وَأعْظِمْ لي نُورا يا رَبّ يَوْمَ أَلْقاكَ إنّكَ عَلى‏ كُلّ شَي‏ءٍ قَديرٌ».


و در اين روز تا مى‏تواند از خيرات و صدقات كوتاهى نكند.
9 ـ آن‌كه كعبه را استقبال نموده و اين اذكار را بگويد:
«سُبْحانَ اللّهِ» صد مرتبه «اللّهُ أكْبَرُ» صد مرتبه «ما شاءَ اللّهُ لا قُوّةَ إلّا بِاللّهِ» صد مرتبه «أشْهَدُ أنْ لا اِلهَ اِلّا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَيُمِيتُ وَيُحْيي وَهُوَ حَيّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى‏ كُلّ شَي‏ءٍ قَدِيرٌ» صد مرتبه.


پس، از اولِ سوره بقره ده آيه بخواند، پس سوره توحيد سه مرتبه و آية‌الكرسى را بخواند تا آخر پس اين آيات را بخواند:
«اِنّ رَبّكُمُ اللّهُ الّذي خَلَقَ السّماواتِ وَالْأَرْضَ في سِتّةِ أيّامٍ ثُمّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللّيْلَ النّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثا وَالشّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنّجُومَ مُسَخّراتٍ بِأمْرِهِ اَلا لَهُ الْخَلْقُ وَالاَمْرُ تَبارَكَ اللّهُ رَبّ الْعالَمِينَ * اُدْعُوا رَبّكُمُ تَضَرّعا وَخُفْيَةً اِنّهُ لا يُحِبّ المُعْتَدِينَ * وَلا تُفْسِدُوا فِى الْاَرْضِ بَعْدَ اِصْلاحِها وَادْعُوهُ خَوْفا وَطَمَعا اِنّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِيبٌ مِنَ الُْمحْسِنينَ».


پس سوره «قُلْ أعُوذُ بِرَبّ الْفَلَق» و سوره «قُلْ أعُوذُ بِرَبّ النّاسِ» را بخواند.
پس آنچه از نعم الهى بياد داشته باشد، يكايك ذكر نموده و حمد الهى نمايد و همچنين بر اهل و مال و ساير چيزهايى كه حضرت حق به او تفضل نموده، حمد بنمايد و بگويد:





«اللّهُمّ لَكَ الْحَمْدُ عَلى‏ نَعْمائِكَ الّتي لا تُحْصى‏ بِعَدَدٍ وَلا تُكافَأُ بِعَمَلٍ».









و به آياتى از قرآن، كه در آنها ذكر حمد شده است، خدا را حمد نمايد و به آياتى كه در آنها ذكر تسبيح شده است خدا را تسبيح نمايد و به آياتى كه در آنها ذكر تكبير شده است خدا را تكبير نمايد و به آياتى كه در آنها ذكر تهليل شده است خدا را تهليل نمايد و بر محمد و آل محمد(عليهم الصلاة والسلام) زياد صلوات بفرستد و به هر اسمى از اسماء اللّه كه در قرآن موجود است خدا را بخواند و به آنچه از اسماء الهى كه در ياد دارد خدا را ذكر كند و به اسماء الهى كه در آخر سوره حشر موجود است خدا را بخواند و آنها عبارتند از:
«اللّهُ عالِمُ الْغَيْبِ وَالشّهادَةِ الرّحْمنُ الرّحِيمُ الْمَلِكُ الْقُدّوسُ السّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبّارُ الْمُتَكَبّرُ الخالِقُ الْبارئُ الْمُصَوّرُ».

و اين دعا را بخواند:
«أسْأَلُكَ يا اللّهُ يا رَحْمنُ بِكُلّ اْسْمٍ هُوَ لَكَ وَأسْأَلُكَ بِقُوّتِكَ وَقُدْرَتِكَ وَعِزّتِكَ وَبِجَميعِ ما أحاطَ بِهِ عِلْمُكَ وَبِجَمْعِكَ وَبِأرْكانِكَ كُلّها وَبِحَقّ رَسُولِكَ صَلواتُ اللّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَبِاسْمِكَ الْاَكْبَرِ الاَكْبَرِ وَبِاسْمِكَ الْعَظِيمِ الّذي مَنْ دَعاكَ بِهِ كانَ حَقّا عَلَيْكَ أنْ لا تُخّيّبَهُ وَبِاسْمِكَ الْاَعْظَمِ الْاَعْظَمِ الّذي مَنْ دَعاكَ بِهِ كانَ حَقّا عَلَيْكَ أنْ لا تَرُدّهُ وَأنْ تُعْطِيَهُ ما سَأَلَ أنْ تَغْفِرَ لِي جَميعَ ذُنُوبي في جَميع عِلْمِكَ فِيّ».
و هر حاجت كه دارى بخواه و از حق سبحانه و تعالى طلب كن كه توفيق حج بيابى در سال آينده و هر سال. و هفتاد مرتبه بگو:




«أسْأَلُكَ الْجَنّةَ» و هفتاد مرتبه «أسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبّي وَأتُوبُ اِلَيْهِ».






پس بخوان اين دعا را:
«أللّهُمّ فُكّنِي مِنَ النّارِ وَأوْسِعْ عَلَيّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ الطَيّبِ وَادْرَأْ عَنّي شَرّ فَسَقَةِ الْجِنّ وَالْاِنْسِ وَشَرّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَالْعَجَمِ».

10 ـ آن‌كه نزديك غروب آفتاب بگويد:
«أللّهُمّ اِنّي أعُوذُ بِكَ مِنَ الفَقْرِ وَمِنْ تَشَتّتِ الْاُمُورِ وَمِنْ شَرّ ما يَحْدُثُ بِاللّيْلِ وَالنّهارِ أمْسى‏ ظُلْمِي مُسْتَجِيرا بِعَفْوِكَ وَأمْسى‏ خَوْفي مُسْتَجيرا بِأمانِكَ وَأمْسى‏ ذُنُوبي مُسْتَجِيرَةً بِمَغْفِرَتِكَ وَأمْسى‏ ذُلّي مُسْتَجِيرا بِعِزّكَ وَأمْسى‏ وَجْهِي الْفانِيَ الْبالِي مُسْتَجيرا بِوَجْهِكَ الْباقي يا خَيْرَ مَنْ سُئِلَ وَيا أجوَدَ مَنْ أعْطى‏ جَلّلْنِي بِرَحْمَتِكَ وَأَلْبِسْني عافِيَتَكَ وَاصْرِفْ عَنّي شَرّ جَمِيعِ خَلْقِكَ».
و بدان كه ادعيه وارده در اين روز شريف بسيار است و هر قدر كه ميسور باشد خواندن دعا مناسب است و بسيار خوب است كه در اين روز دعاى حضرت سيد الشهداء(عليه السلام) و دعاى حضرت زين العابدين(سلام اللّه عليه) را كه در صحيفه كامله است خوانده شود و بعد از غروب آفتاب بگويد:
«أللّهُمّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ هذا الْمَوْقِفِ وَارْزُقْنِيهِ مِنْ قابِلٍ أبَدا ما أبْقَيْتَني وَاقْلِبْنِيَ الْيَوْمَ مُفْلِحا مُنْجِحا مُستَجابا لِي مَرْحُوما مَغْفُورا لِي بأفْضَلِ ما يَنْقَلِبُ بِهِ الْيَوْمَ أحَدٌ مِنْ وَفْدِكَ وَحجّاج بَيْتِكَ الْحَرامِ وَاجْعَلْنِيَ الْيَوْمَ مِنْ أكْرَمِ وَفْدِكَ عَلَيْكَ وَأعْطِني أفْضَلَ ما أعْطَيْتَ أحَدا مِنْهُمْ مِنَ الْخَيْرِ وَالْبَرَكَةِ وَالرّحْمَةِ والرّضْوانِ وَالْمَغْفِرَةِ وَبارِكْ لِي فِيما أرْجِعُ اِلَيْهِ مِنْ أهْلٍ أوْ مالٍ أوْ قَلِيلٍ أوْ كَثيرٍ وَبارِكْ لَهُمْ فِيّ».


و بسيار بگويد: «أللّهُمّ أعْتِقْنِي مِنَ النّارِ».


سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۵۵ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #7
RE: اعمال حج تمتّع‏
فصل سوم: وقوف به مشعرالحرام‏
[978] م ـ بعد از آن‌كه از وقوف به عرفات در مغرب شب دهم فراغت حاصل شد، بايد كوچ كند به مشعرالحرام كه محل معروفى است و حدود معينى دارد.
[979] م ـ احتياط واجب كه شب دهم را تا طلوع صبح در مشعرالحرام به سر ببرد و نيت كند اطاعت خدا را در اين به سر بردنِ شب.
[980] م ـ چون صبح طلوع كرد نيت وقوف به مشعرالحرام كند تا طلوع آفتاب و چون اين وقوف عبادت خداوند است بايد با نيت خالص از ريا و خودنمايى وقوف كند والّا حج او در صورت ريا كردن با عمد و علم، باطل خواهد شد.
[981] م ـ اقوى جواز كوچ كردن بلكه استحباب آن است كمى قبل از طلوع آفتاب، به نحوى كه قبل از طلوع آفتاب از وادى «محسّر» تجاوز نكند و اگر تجاوز كرد گناهكار است ولى كفاره بر او نيست و احتياط آن است كه وقتى حركت كند كه قبل از طلوع آفتاب وارد وادى محسّر نشود.
[982] م ـ واجب است از طلوع صبح تا كمى قبل از طلوع آفتاب (به‌طورى كه در مسأله پيش گفته شد) در مشعر بمانند، لكن تمام آن ركن نيست بلكه ركن وقوف كمى از بين‌الطلوعين است اگر چه به قدر يك دقيقه باشد، پس اگر كسى وقوف بين الطلوعين را يكسره ترك كند به تفصيلى كه مى‏آيد حج او باطل خواهد شد.
[983] م ـ جايز است براى كسانى كه عذرى دارند، قدرى كه شب در مشعر توقف كردند كوچ كنند به منى‏؛ مثل زن‌ها و بچه‏ها و بيماران و پيرمردان و اشخاص ضعيف و اشخاصى كه براى پرستارى يا راهنمايى آنها لازم است همراه باشند و احتياط واجب(
406
) آن است كه پيش از نصف شب حركت نكنند، بنا بر اين براى اين اشخاص وقوف بين الطلوعين لازم نيست و احتياط مستحب آن است كه اگر توقف مشكل نباشد تخلف نكنند.
□ [984] م ـ كسى كه شب يا بعض آن را در مشعر بوده است اگر قبل از طلوع صبح عمداً و بدون عذر از مشعر بيرون رود و تا طلوع آفتاب برنگردد، در صورتى كه وقوف عرفه از او فوت نشده است، بنابر مشهور حج او صحيح است، و بايد يك گوسفند كفاره بدهد، لكن احتياط برخلاف آن است؛ يعنى بعد از اتمام حج لازم است در سال ديگر حجش را اعاده كند و اين احتياط ترك نشود.
[985] م ـ كسى كه درك نكند وقوف بين‌الطلوعين را يا وقوف شب را، در صورتى كه صاحب عذر باشد، اگر مقدارى از طلوع آفتاب تا ظهر در مشعر توقف كند اگر چه كم باشد حج او صحيح است.
[986] م ـ از آن‌چه گذشت معلوم شد كه براى وقوف به مشعر سه وقت است:
اول ـ شب عيد براى كسانى كه عذرى دارند.
دوم ـ بين طلوع صبح و طلوع آفتاب.
سوم ـ از طلوع آفتاب تا ظهر روز دهم، كه اضطرارىِ مشعر است؛ چنانكه قسم اول نيز اضطرارى است.
[987] م ـ چون معلوم شد كه وقوف به عرفات و مشعر اختيارى و اضطرارى دارند و از براى وقوف به مشعر دو قسم اضطرارى است، پس به ملاحظه ادراك هر دو موقف يا يكى از آنها در وقت اختيارى يا اضطرارى، مفرداً و مركباً، و به ملاحظه ترك عمدى يا جهلى يا نسيانى، اقسام زيادى دارد كه در اين‌جا آنچه مورد ابتلا ممكن است بشود، ذكر مى‏شود:
اول ـ آن‌كه مكلف درك هر دو موقف كند در وقت اختيارى؛ يعنى از ظهر روز عرفه، عرفات را و بين‌الطلوعين صبح دهم، مشعر را درك كند. پس اشكالى در صحت حج او نيست.
دوم ـ آن‌كه هيچيك از دو موقف را درك نكند، نه اختيارى آنها را و نه اضطرارى را، پس اشكالى نيست در بطلان حج او و بايد به همان احرام حج عمره مفرده كه عبارت است از طواف و نماز آن و سعى و تقصير و طواف نساء و نماز آن، به‏جا آورد و از احرام محلّ شود و اگر گوسفند همراه داشته باشد احتياطاً ذبح كند و بايد سال ديگر حج به‏جا آورد، اگر شرايط استطاعت را دارا باشد، در صورتى كه درك نكردن موقف به‌واسطه عذر باشد.
□ [988] م ـ اگر درك نكردن دو موقف كه ذكر شد، از روى تقصير بوده حج بر او مستقر مى‏شود و بايد سال ديگر چه شرايط باشد يا نباشد به حج برود.
[989] م ـ احتياط مستحب آن است كه اين شخص كه حج او باطل شد و بايد عمره به‌جا آورد نيت عدول به عمره مفرده بكند.
سوم ـ آن‌كه درك كند اختيارى عرفه را با اضطرارى مشعر در روز؛ يعنى اضطرارى نهارى مشعر را، پس اگر اختيارى مشعر را عمدا ترك كرده باشد حج او باطل است و الّا صحيح است.
چهارم ـ آن‌كه درك كرده باشد اختيارى مشعر را با اضطرارى عرفه، پس اگر اختيارى عرفه را عمداً ترك كرده، حج او باطل است و الّا صحيح است.
□ پنجم ـ آن‌كه درك كرده باشد اختيارى عرفه را با اضطرارى شب مشعر؛ يعنى قبل از طلوع صبح، پس اگر اختيارى مشعر را با عذر ترك كرده است، چنانچه گفته شد، حج او صحيح است و الّا باطل است بنا بر احتياط واجب.
□ ششم ـ آن‌كه درك كرده باشد اضطرارى ليلى مشعر و اضطرارى عرفه را، پس اگر صاحب عذر باشد و اختيارى عرفه را عمداً ترك نكرده باشد ظاهراً حج او صحيح است و غير صاحب عذر اگر اختيارى يكى را عمداً ترك كرده باشد حجش باطل است بنابر اقوى در يكى، و بنا بر احتياط در ديگرى كه اختيارى مشعر باشد، و اگر به غير عمد باشد احتياط واجب در بطلان است.
هفتم ـ آن‌كه درك كرده باشد اضطرارى عرفه و اضطرارى يومى مشعر را، پس اگر ترك يكى از دو اختيارى را عمداً كرده باشد حج او باطل و اِلّا صحت بعيد نيست، گرچه احتياط اعاده است در سال بعد، با حاصل بودن شرايط وجوب.
□ هشتم ـ آن‌كه درك كند اختيارى عرفه را فقط، احتياط واجب در اين صورت اتمام و اعاده است اگر اختيارى مشعر را عمداً ترك نكرده باشد و الّا حج او باطل است.
نهم ـ آن‌كه درك كند اضطرارى عرفه را فقط، در اين صورت حج او باطل است.
دهم ـ آن‌كه درك كند اختيارى مشعر را، در اين صورت حج او صحيح است اگر وقوف عرفه را عمداً ترك نكرده باشد و الّا حج او باطل است.
□ يازدهم ـ آن‌كه درك كند اضطرارى روز مشعر را فقط، در اين صورت حج او باطل است.
□ دوازدهم ـ آن‌كه درك كند اضطرارى ليلى مشعر را فقط، در اين صورت اگر وقوف عرفات را عمداً ترك نكرده باشد و از صاحبان عذر باشد، ظاهراً حج او صحيح است و الّا باطل ‏است.

406. اين احتياط واجب نيست. (مناسک حج، م339)
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۵۵ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #8
RE: اعمال حج تمتّع‏
استفتائات وقوف به مشعرالحرام‏

□ [990] س ـ عده‏اى در شب دهم ذى‏حجه عازم مَشْعَر بودند، از افرادى كه آن‌جا بودند سؤال نمودند مشعر كجا است؟ جواب دادند اين‌جا است، اطمينان پيدا كردند كه مشعر است، نيت بيتوته و قصد وقوف كردند، بعد كه وقت اضطرارى مشعر هم گذشته بود، معلوم شد مشعر نبوده، آيا نسبت به باقى اعمال حج و سال آينده وظيفه چيست؟
ج ـ احتياطاً اين حج را اتمام كنند و بعد از آن، اعمال عمره مفرده انجام دهند و در صورت استقرار حج يا بقاى استطاعت، سال بعد حج را اعاده كنند.

[991] س ـ اگر به گفته مدير گروه كه مى‏گويد درك وقوف اختيارى مشعر براى او مشكل است و نمى‏تواند آن را درك نمايد، اعتماد كند و وقوف اختيارى را ترك نمايد آيا اشكالى‏ ندارد؟
ج ـ اگر براى خود شخص عذر حاصل شده، كفايت مى‏كند.

[992] س ـ خدمه‏اى كه با زن‌ها، قبل از طلوع فجر، به منى‏ مى‏روند ولى خود را قبل از طلوع آفتاب به ‏مشعر مى‏رسانند و وقوف ركنى مشعر را درك مى‏كنند، آيا نيابت آنان صحيح است يا نه؟
ج ـ اگر از ذوى‌الأعذار نبوده‏اند كه نيابت آنها صحيح است در فرض مرقوم حجشان نيابتاً صحيح است؛ هرچند مرتكب حرام شده‏اند.

[993] س ـ كسى كه نمى‏دانسته وقوف اختيارى مشعر، بين طلوعين است، پس از آن وقوف اضطرارى را درك كرده، وظيفه او چيست؟
ج ـ اگر جهل او قصورى و عذرى باشد، نه تقصيرى و ترك وقوف اختيارى از روى عذر شده باشد، مانع ندارد.

□ [994] س ـ شخصى وقوف عرفات و مقدارى از وقوفِ لَيْلى مشعر را درك كرده و عمداً قبل از طلوع فجر رفته است به منى‏، براى بردن اثاث و كار ديگرى، و قصد داشته است كه مجدداً به مشعر برگردد ولى در منى‏ خوابش برده، وظيفه چنين حاجى‏اى چيست؟
ج ـ با فرض اينكه ترك اختيارى مشعر عمدى نبوده، در فرض مرقوم، اضطرارى كافى است، ولى اگر شب نيت وقوف نداشته، بايد اضطرارى روز را درك كند، ولى اگرنايب است كافى نيست.
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۵۵ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #9
RE: اعمال حج تمتّع‏


مستحبّات وقوف به مشعرالحرام‏




[995] م ـ بدان كه مستحب است با تن و دلى آرام از عرفات به سوى مشعرالحرام متوجه شده و استغفار نمايد و همين كه از طرف دست راست به تلّ سرخ رسيد بگويد:
«اللّهُمّ ارْحَمْ تَوَقّفِي وَزِدْهُ في عَمَلي وَسَلّمْ لِي دِيني وَتَقَبّلْ مَناسِكي».
و در راه رفتن ميانه‏روى نمايد و كسى را آزار ندهد و مستحب است نماز شام و خفتن را تا مزدلفه به تأخير اندازد اگرچه ثلث شب نيز بگذرد و ميان هر دو نماز به يك اذان و دو اقامه جمع كند و نوافل مغرب را بعد از نماز عشا به‌جا آورد و در صورتى كه از رسيدن به مزدلفه پيش از نصف شب مانعى رسيد، بايد نماز مغرب و عشا را به تأخير نيندازد و در ميان راه بخواند و مستحب است كه در وسط وادى، از طرف راست راه نزول نمايد و اگر حاجى صروره باشد مستحب است كه در مشعرالحرام قدم بگذارد و مستحب است كه آن شب را به هر مقدار كه ميسور باشد به عبادت و اطاعت الهى به سر برد و اين دعا را بخواند:
«أللّهُمّ هذِهِ جُمَعُ، اللّهُمّ اِنّي أسْأَلُكَ أنْ تَجْمَعَ لِي فِيها جَوامِعَ الْخَيْرِ، اللّهُمّ لا تُؤْيِسْني مِنَ الْخَيْرِ الّذي سَأَلْتُكَ أنْ تَجْمَعَهُ لِي في قَلْبي وَأطْلُبُ اِلَيْكَ أنْ تُعَرّفَني ما عَرّفْتَ أوْلِياءَكَ في مَنْزِلِي هذا وَأنْ تَقِيَني جَوامِعَ الشّرّ».
و مستحب است بعد از نماز صبح با طهارت حمد و ثناى الهى را به‌جا آورد و به هر مقدارى كه ميسور باشد از نعم و تفضلات حضرت حق ذكر كند و بر محمد و آل‏محمد صلوات بفرستد آنگاه دعا نمايد و اين دعا را نيز بخواند:
«أللّهُمّ رَبّ الْمشعرالحرام فُكّ رَقَبَتي مِنَ النّارِ وَأوْسِعْ عَلَيّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ وَادْرَأْ عَنّي شَرّ فَسَقَةِ الْجِنّ وَالْاِنْس، أللّهُمّ أَنْتَ خَيْرُ مَطْلُوبٍ اِلَيْهِ وَخَيْرُ مَدْعُوّ وَخَيْرُ مَسْؤُولٍ وَلِكُلّ وافِدٍ جائِزَةٌ فَاجْعَلْ جائِزَتي في مَوْطِني هذا أنْ تُقِيلَني عَثْرَتي وَتَقْبَلَ مَعْذِرَتي وَأنْ تُجاوِزَ عَنْ خَطِيئَتي ثُمّ اجْعَلِ التّقْوى‏ مِنَ الدّنيا زادِي».

و مستحب است سنگ‌ريزه‏هايى را كه در منى‏ رَمْى خواهد نمود، از مزدلفه بردارد و مجموع آنها هفتاد دانه است و مستحب است وقتى كه از مزدلفه به سوى منى‏ رفته و به وادى محسّر رسيد، به مقدار صد قدم مانند شتر تند رود و اگر سواره است سوارى خود را حركت دهد و بگويد:
«أللّهُمّ سَلّمْ لي عَهْدي وَاقْبَلْ تَوْبَتي وَأجِبْ دَعْوَتي وَاخْلُفْني فِيمَنْ تَرَكْتُ بَعْدي».
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۵۶ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 85
اعتبار: 186
سپاس کرده: 12,792
سپاس شده: 13,341 در 5,770 موضوع

امتياز: -26,232.00

ارسال: #10
RE: اعمال حج تمتّع‏
فصل چهارم




اول ـ رَمْى جمره عقبه‏




يعنى ريگ انداختن به جمره، كه نام محلى است در منى‏.
[996] م ـ شرط است در سنگى كه مى‏خواهد بيندازد به آن، «حصى» يعنى ريگ گفته شود، پس اگر آن‌قدر ريز باشد كه ريگ به آن گفته نشود مثل «شن» كافى نيست و اگر خيلى بزرگ باشد نيز كافى نيست، چنانچه به غير ريگ مثل كلوخ و خزف و اقسام جواهرات نيز جايز نيست و اما اقسام سنگ‌ها حتى سنگ مرمر مانع ندارد.
[997] م ـ شرط است كه سنگ‌ها از حرم باشد و سنگ خارج حرم كافى نيست و در حرم از هر موضعى كه مباح باشد مى‏تواند بردارد مگر مسجدالحرام و مسجد خِيف بلكه ساير مساجد بنابر احوط و مستحب است از مشعر بردارد.
[998] م ـ شرط است كه سنگ‌ها بكر باشند؛ يعنى آنها را خودش يا كس ديگرى به وجه صحيح نينداخته باشد، اگر چه در سال‌هاى قبل.
[999] م ـ شرط است كه مباح باشد، پس با سنگ غصبى يا آنچه كه ديگرى براى خودش حيازت كرده كافى نيست.
[1000] م ـ وقت انداختن سنگ از طلوع آفتاب روز عيد است تا غروب آن و اگر فراموش كرد، تا روز سيزدهم مى‏تواند به‌جا آورد و اگر تا آن وقت متذكر نشد احتياطاً(
407
) در سال ديگر خودش يا نايبش بيندازد.
[1001] م ـ واجب است در انداختن سنگ‌ها چند امر:
اول ـ نيت، با قصد خالص، بدون ريا و نمايش دادنِ عمل به ‏غير، كه ‏موجب‏ بطلان مى‏شود.
دوم ـ آن‌كه آنها را بيندازد، پس اگر برود نزديك و با دست بگذارد به جمره، كافى‏ نيست.
سوم ـ آن‌كه به انداختن، به جمره برسد. پس اگر سنگ را انداخت و سنگ ديگران به آن خورد و به‌واسطه آن يا كمك آن به جمره رسيد كافى نيست، لكن اگر سنگ به جايى بخورد و كمانه كند و به جمره برسد كافى است ظاهراً.
(
408
)


چهارم ـ عدد سنگ ريزه‏ها بايد هفت باشد.
پنجم ـ بايد به تدريج يكى يكى عقب هم بيندازد و در اين صورت، اگر با هم به جمره بخورد مانع ندارد ولى اگر همه را يا چند عدد را با هم بيندازد كافى نيست اگر چه با هم به جمره نرسد و دنبال هم برسد.
[1002] م ـ اگر شك كند كه سنگ را ديگرى استعمال كرده يا نه جايز است به آن بيندازد.
[1003] م ـ اگر سنگى را كه در حرم است احتمال بدهد از خارج آورده‏اند، اعتنا نكند.
[1004] م ـ اگر شك كند به سنگى كه مى‏خواهد بيندازد «حصى»؛ يعنى ريگ گفته مى‏شود، بايد به آن اكتفا نكند.
[1005] م ـ اگر شك كند در عدد انداختن، در وقتى كه مشغول عمل است، بايد چندان بيندازد تا علم به عدد پيدا كند و همچنين اگر شك كند كه سنگى كه انداخت خورد به جمره يا نه، بايد بيندازد تا علم به رسيدن پيدا كند.
[1006] م ـ اگر سنگى را كه انداخت به جمره نرسيد، بايد دو مرتبه بيندازد، اگر چه در وقت رَمْى گمانش آن بود كه رسيده است. پس اگر پهلوى جمره چيزهاى ديگرى نصب شده و اشتباهاً به آنها رَمْى كرده، كافى نيست و بايد اعاده كند، اگر چه در سال ديگر به وسيله نايبش.
[1007] م ـ اگر چند سنگ را با هم بيندازد مانع ندارد لكن يكى حساب مى‏شود؛ چه يكى از آنها به محل بخورد يا همه.
[1008] م ـ جايز است سواره و پياده سنگ بيندازد.
□ [1009] م ـ بايد سنگ را با دست بيندازد، اگر با پا يا دهان بيندازد كافى نيست، ولى بعيد نيست با «فلاخن» كافى باشد.
[1010] م ـ اگر بعد از آن‌كه سنگ را انداخت و از محل منصرف شد، شك كند در عدد سنگ‌ها، اگر شك در نقيصه كند، احتياط آن است كه برگردد و نقيصه را تمام كند و درشك در زياده اعتنا نكند.
[1011] م ـ اگر بعد از ذبح يا سر تراشيدن شك كند در انداختن سنگ يا در عدد آن، اعتنانكند.
□ [1012] م ـ اگر بعد از فارغ‌شدن شك كند در اينكه درست انداخته يا نه، بنابر صحت بگذارد، بلى اگر در رسيدن سنگ آخرى به محل شك كند بايد اعاده كند، ولى اگر رسيدن را دانست و احتمال داد كه با پا انداخته باشد يا سنگ مستعمل انداخته باشد، اعتنا نكند.
[1013] م ـ ظن به رسيدن سنگ و عدد آن اعتبار ندارد.
[1014] م ـ در انداختن سنگ‌ها شرط نيست طهارت از حدث يا خبث و در خود سنگ‌ها نيز طهارت شرط نيست.
[1015] م ـ از بچه‏ها و مريضها و كسانى كه نمى‏توانند به واسطه عذرى ـ مثل اغما ـ خودشان رَمْى كنند، كسى ديگر نيابت كند.
[1016] م ـ مستحب است بلكه موافق احتياط است كه اگر بشود مريض را حمل كنند و ببرند نزد جمره و در حضور او سنگ بيندازند.
[1017] م ـ اگر مريض خوب شد و بيهوش به هوش آمد، بعد از آن‌كه نايب سنگ‌ها را انداخت، لازم نيست خودش اعاده كند و اگر در بين سنگ انداختن خوب شد يا به هوش آمد، بايد خودش از سر، سنگ بيندازد و كفايت كردن به مقدارى كه نايب عمل كرده مشكل است. (

409
)


[1018] م ـ كسانى كه عذر دارند از اينكه روز رَمْى كنند، مى‏توانند شب عمل كنند هر وقت شب كه باشد.
(
410
)

407. اگر از مكّه بيرون نرفته احتياط واجب آن است كه به منى‏ رفته رَمْى نمايد و در سال ديگر نيز خودش يا نايبش قضا كند و اگر از مكّه خارج شده احتياط واجب آن است كه در سال بعد خود يا نايبش رَمْى كند. (مناسک حج، م388)
408. چهارم آن كه ريگ‌ها به جمره برخورد كند، بنا بر اين اگر برخورد نكند يا گمان كند كه اصابت كرده، كافى نيست و بايد ريگ ديگرى را به جاى آن بزند، و رسيدن ريگ‌ها به دايره‌ى پيرامون جمره، بدون برخورد با آن، كافى نيست. (مناسک حج، م340)
409. كسى كه از انجام رَمْى معذور است، اگر نايب بگيرد و نايب او رَمْى را انجام دهد و سپس پيش از گذشتن وقت رمى، عذرش برطرف شود، اگر در زمان گرفتن نايب نسبت به برطرف شدن عذرش اميد نداشته و نايب به جاى او رَمْى كرده، همان رَمْى كفايت مى‌كند و نيازى نيست كه خودش آن را تكرار كند، اما اگر نسبت به برطرف شدن عذر نااميد نبوده، هرچند گرفتن نايب در هنگام پديد آمدن عذر جايز بوده است، ولى بايد پس از برطرف شدن عذر، خودش رَمْى را تكرار كند. (مناسک حج، م385)
410. كسانى كه از انجام رَمْى در روز عيد معذورند، مى‌توانند در شب عيد يا شب پس از آن رَمْى كنند، همچنين كسانى كه از انجام رَمْى در روز يازدهم يا دوازدهم ذى‌حجه معذورند، مى‌‌توانند شب‌ قبل‌ يا شب‌ بعد از آن رَمْى كنند. (مناسک حج، م346)
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۱۱:۵۷ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.