به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

شهیار قنبری

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 189
اعتبار: 0
سپاس کرده: 33
سپاس شده: 112 در 50 موضوع

امتياز: 104.00

ارسال: #1
شهیار قنبری
زندگی نامه شهیار قنبری از زبان خودش :
"در تهران به دنیا آمدم. هزار سال زیسته ام اما همچنان هفده ساله ام.
حرف که نه، زندگی ام شعر است و واژه بازی؛ از پانزده سالگی.
در دهه شصت میلادی به بریتانیای نه چندان کبیر می روم.
اوج ترانه ی بیدار را شهادت می دهم.
همه را می بینم ویاد می گیرم. سال1965است. نوجوانی من در موسیقی پاپ گره می خورد. سال1968. سال اعتراض به جنگ ویتنام. در تظاهرات بزرگ لندن شرکت می کنم.همه را می بینم. همه را می خوانم. همه را می شنوم. دیگر تردید ندارم که شاعر خواهم شد. ترانه خواهم نوشت. به ایران بر می گردم و درنشریه های هفتگی می نویسم. برای رادیو تهران، صبح های جمعه برنامه هایی به نام«آوای موسیقی» می سازم. در تلویزیون، گوینده و ترانه نویس برنامه«زنگوله ها» می شوم.
جایی برای کشف استعدادها. صداهای نو.
در هجده سالگی با «ستاره آی ستاره» و «دیگه اشکم واسه من ناز می کنه» به ردای ترانه می رسم.
ترانه، شناسنامه ی من می شود.
نوزده سالگی من،ترانه ی «قصه دو ماهی» است. سرآغاز ترانه نوین ایران زمین.
و از آن پس: اگه بمونی... قصه بره و گرگ... حرف... ننفس... هجرت... جمعه... مردتنها... هفته ی خاکستری... کودکانه... آوار... نجواها... بوی خوب گندم... نفرین نامه... همیشه غایب... نیاز... سقوط... وچند صد ترانه!
در بیست و پنج سالگی فیلم سینمایی «شام آخر» را با بازی «پرویز فنی زاده» می نویسم و کارگردانی می کنم. پیش از آن هم در فیلم«خانه خراب» کار نصرت کریمی بازی کردم.
پیش از هجرت هم فیلم موزیکالی به نام «پاییز، ایستگاه آخر» برای تلویزیون ساختم که هرگز پخش نشد.
در کنار سیمین بهبهانی، فریدون مشیری، ید الله رویایی، و عماد خراسانی؛ عضو شورای ترانه های روز رادیو ایران شدم.
پیش از ترک وطن، یک مجموعه شعر خوانی به نام «یک دهان آواز سرخ» منتشر کردم.
یک مجموعه شعر و ترانه هم به نام «پیشمرگانه» یا «اگر همه شاعر بودند» با صدای خودم در تهران ضبط کردم و در پاریس به بازار فرستادم.
در این سالها دو کتاب منتشر کردم:
- درخت بی زمین –دریا در من
و شش آلبوم دیگر با صدای خودم: قدغن – سفر نامه – برهنگی – صدای درخت – بی زمین – در مهرآباد
بیش از شش سال است که یک برنامه رادیویی به نام «قدغن ها» دارم.
سفری تا بلندای زیبایی آفرینان ایران و جهان.
بیش از همه ترانه نوشته ام؛ نمایش های رادیویی و تلویزیونی ساخته ام.
کاری به عنوان غزلنمایش روی صحنه برده ام. سیزده آگوست 1999 هم به عنوان شاعر-ترانه خوان ایرانی در جشنواره ی جاز «سن خوزه»San Jose Jazz Festival که از مهمترین جشنواره های موسیقی آمریکاست حضور یافتم و چند ترانه به زبانهای فارسی، انگلیسی و فرانسه خواندم که تجربه ی درخشانی ست و پنجره یی دیگر بر منظره های تماشایی تر.
و هنوز همچنان:
-شعر خوردن. شعر نفس کشیدن. شعر بوییدن. شعر نوشیدن. شعر گریستن. شعر خندیدن و شعر خوابیدن، تنها کار من است.
شهیار قنبری-سال 2000"
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۲۲:۵۲ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 189
اعتبار: 0
سپاس کرده: 33
سپاس شده: 112 در 50 موضوع

امتياز: 104.00

ارسال: #2
RE: شهیار قنبری
برای تمام نفس های من شعر گفت
مرا از ته خاک بیدار کرد
مرا شست و شو داد، آغاز کرد
مرا خط به خط خواند، تکرار کرد
شکار همه ی لحظه ها را به من یاد داد
برای من از شاخه برگی برگی جدا کرد و گفت:
جنگل شو شاعر
من از ارتفاع تر کاغذ و جوهر و عشق جاری شدم
شبی کفشم از گنگ، تر شد
به من یاد داد ارتفاع تر گنگ را در ته خواب گُنگِ سفر گم کنم
به من گفت:گم باش و پیدا که از سایه ها آفتابی تری

من و سایه را دوخت بر لاله
با لاله های گلایه
من و سایه را برد تا پشت رمز و کنایه
من و سایه رابرد تا آفتابی ترین من
مرا در تمام نفس های خود شیر داد
مرا ئر تنش غسل تعمید داد
به من اسم شب، اسم خورشید داد
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۲۲:۵۳ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 189
اعتبار: 0
سپاس کرده: 33
سپاس شده: 112 در 50 موضوع

امتياز: 104.00

ارسال: #3
RE: شهیار قنبری
اولین بار

اولین بار، اولین بار
اولین دل دل دیدار
اولین تب، اولین شب
سرفه های خشک سیگار
زنگ آخر، زنگ غیبت
وقت خوب سینما بود
زنگ نور و زنگ سایه
امتحان بوسه ها بود

کشف طعم بوسه ی تو
مثل کشف یخ و آتش
کشف بی مرگی و ایثار
کشف گستاخی آرش
اولین دروغ ساده
اولین شک بی اراده
وحشت سر رفتن از عشق
گریه های سر نداده

اولین نامه ی کوتاه
در شبی ساکت و سیاه
خطی از دلواپسی ها
از من و تو تا خود ماه
اولین بغض حسادت
کنج دنج شب عادت
بستری از درد و هزیان
تا ضیافت، تا عیادت
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۲۲:۵۴ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 189
اعتبار: 0
سپاس کرده: 33
سپاس شده: 112 در 50 موضوع

امتياز: 104.00

ارسال: #4
RE: شهیار قنبری
قدغن


آبی دریا، قدغن
شوغ تماشا، قدغن
عشق دو ماهی، قدغن
با هم و تنها، قدغن

پچ پچ و نجوا، قدغن
رقص سایه ها، قدغن
کشف بوسه ی بی هوا
به وقت رویا، قدغن

در این غربت خانگی
بگو هر چی باید بگی
غزل بگو به سادگی
بگو زنده باد زندگی

از تو نوشتن، قدغن
گلایه کردن، قدغن
عطر خوش زن، قدغن
تو قدغن، من قدغن
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۲۲:۵۴ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 189
اعتبار: 0
سپاس کرده: 33
سپاس شده: 112 در 50 موضوع

امتياز: 104.00

ارسال: #5
RE: شهیار قنبری
بغلم کن
به رسم مرغ دریایی
پر از پر تماشایی
به سوز و ساز تنهایی
در این سبلاب زیبایی؛
برقص
به پیچ و تاب یک پیچک
به شکل آخرین میخک
به یاد شمعی در رگبار
دو سایه در هم، بر دیوار
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۲۲:۵۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 189
اعتبار: 0
سپاس کرده: 33
سپاس شده: 112 در 50 موضوع

امتياز: 104.00

ارسال: #6
RE: شهیار قنبری
باز هم این ترانه را عشق است
رخش سرخ ِ بادپا را عشق است
عشق در گیر غروب درد است
باز هم طلوع ما را عشق است
آی از خانه ی زخم و گریه
غربت بغض گشا را عشق است
آی از آب و هوای بی عشق
باد بان نا خدا را عشق است
اهل بی مرزترین دریا باش
آی، اهل همه جا را عشق است
از غزل با ختگان می ترسم
شعر های بی هوا را عشق است
ای قشنگ ترین سازها، آوازها
رو های بی عزا را عشق است
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۲۲:۵۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 189
اعتبار: 0
سپاس کرده: 33
سپاس شده: 112 در 50 موضوع

امتياز: 104.00

ارسال: #7
RE: شهیار قنبری
ناب

تو ای نا یاب، ای ناب
مرا دریاب دریاب
منم بی نام، بی بام
مرا دریاب تا خواب

مرا دریاب تا خانه
مرا دریاب مستانه
مراقب باش تا بوسه
مرا دریاب بر شانه

مرا دریاب من خوبم
هنوزم آب می کوبم
هنوزم شعر می ریسم
هنوزم باد می روبم

مرا دریاب در سرما
مرا دریاب تا فردا
مرا دریاب تا رفتن
مرا دریاب تا اینجا

مرا دریاب تا باور
مرا دریاب تا آخر
مرا دریاب تا پارو
مرا دریاب تا بندر.
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۲۲:۵۶ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 189
اعتبار: 0
سپاس کرده: 33
سپاس شده: 112 در 50 موضوع

امتياز: 104.00

ارسال: #8
RE: شهیار قنبری
هفته ی خاکستری

شنبه روز بدی بود
روز بی حوصلگی
وقت خوبی که می شد
غزلی تازه بگی
ظهر یکشنبه ی من
جدول نیمه تموم
همه خونه هاش سیاه
روی خونه جغد شوم

صفحه ی کهنه یادداشت های من
گفت دوشنبه روز میلاد منه
اما تو میگه که چشم من
تو نخ ابره که بارون بزنه

غروب سه شنبه خاکستری بود
همه انگار نوک کوه رفته بودن
به خودم هی زدم، از اینجا برو
اما موش خورده شناسنامه ی من
عصر چهارشنبه ی من
عصر خوشبختی ی ما
فصل گندیدن من
فصل جون سختی ی ما

روز پنج شنبه اومد
مثل سقاهک پیر
رو نوکش یه چیکه آب
گفت به من: بگیر بگیر!

جمعه حرف تازه ای برام نداشت
هر چی بود، پیش تر از این ها گفته بود...
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۲۲:۵۷ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 189
اعتبار: 0
سپاس کرده: 33
سپاس شده: 112 در 50 موضوع

امتياز: 104.00

ارسال: #9
RE: شهیار قنبری
برمی گردم، صدایم را بردارم
برمی گردم، دستهایم را بردارم

برمی گردم خواهرم را ببویم
برمی گردم ایوانم را بشویم

ته چمدانم پر از شمع روشن
چند تا برگ سوخته، گذرنامه ی من
دم آستین من، خیس از بغض رامسر
ته کفش من، پر از گل های پرپر

برمیگردم، دیروزم را بردارم
برمی گردم، هنوزم را بردارم
بی سایه ام، درخت بی زمینم
برمی گردم، میوه ام را ببینم

بر میگردم. برمی گردم...
بگذارید، برگردم
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۲۲:۵۷ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 189
اعتبار: 0
سپاس کرده: 33
سپاس شده: 112 در 50 موضوع

امتياز: 104.00

ارسال: #10
RE: شهیار قنبری
لالا لالا دیگه بس گل لاله
بهار سرخ امسال مثل هر ساله
هنوزم تیر و ترکش قلب رو می شناسه
هنوزم شب زیر سرب و چکمه می ناله
نخواب آروم گل بی خار و بی کینه
نمی بینی نشسته گلوله تو سینه
آخه بارون که نیست، رگبار باروته
سزای عاشقای خوب ما اینه
نترس از گلوله ی دشمن گل لادن
که پوست شیره، پوست سرزمینه من
اجاق گرم سرمای شب سنگر
دلیل تا سپیده رفتن و رفتن

نخواب آروم گل بادوم نابارور
گل دلنازک خسته، گل پرپر
نگو باد فنایت پرپرت کرده
دلاور قد کشیدن رو بگیر از سر
دوباره قد بکش تا اوج فواره
نگو این ابر بی بارون نمی زاره
مثل یار دلاور نشکن از دشمن
ببین سر میشکنه، تا وقتی سر داره
نذاشتن همصدایی رو بلد باشیم
نذاشتن حتی با همدیگه بد باشیم
کتابای سفید رو دوره می کردیم
که فکر شب، کلاهی از نمد باشیم

نگو رفت تا هزار آفتاب، هزار مهتاب
نگو کو تا دوباره بپریم از خواب
بخون با من، تنرس از گلوله ی دشمن
بیا بیرون، بیا بیرون از این مرداب
نگو تقوای ما تسلیم و ایثار
نگو تقدیر ما، صد تا گره داره
به پیغام کلاغای سیاه شک کن
که شب جز تیرگی چیزی نمیاره

نخواب وقتی که هم بغضت به زنجیره
نخواب وقتی که خون از شب سرازیره
بخون وقتی که خوندن معصیت داره
بخون با من، بیا تا من، نگو دیره
سکوت شیشه های شب غمی داره
ولی خشم تو مشت محکمی داره
عزیز جمعه های عشق و آزادی
کلاغ پر بازی با تو عالمی داره

نخواب ای حسرت سفره، گل گندم
نباش تو دالان های قصه سردرگم
نخواب رو بالش پرهای پروانه
که فریاد تو رو کم داره این مردم
سه شنبه ۱۵ شهر ۱۳۹۰ ۲۲:۵۸ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.