به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



 
امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امیتازات : 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

*مشاعره يادگاري جزيره اف دي ال *

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 593
اعتبار: 160
سپاس کرده: 12,301
سپاس شده: 20,058 در 8,652 موضوع

امتياز: 58,174.41

ارسال: #1
*مشاعره يادگاري جزيره اف دي ال *
سلام بچه ها Cam
تو اين تاپيك كه از اسمش هم مشخصه قرار شعر بذاريم .... Car
تو جزيره بيكاريم گفتيم براي هم ديگه دور هم شعر بخونيم Abm
قشنگترين شعرهايي كه به نظرتون مي رسه رو تو اين تاپيك گلچين كنين تا به عنوان يادگاري بمونه Abu

این تایپیک رو تقدیم میکنم به گلهاي اف دي ال.....


امضا كاربر
(آخرین ویرایش در این ارسال: چهار شنبه ۴ آبا ۱۳۹۰ ۲۲:۵۹ عصر، توسط nazanin.)
چهار شنبه ۴ آبا ۱۳۹۰ ۲۲:۴۶ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس
9 کاربر به دلیل این ارسال از nazanin سپاسگزاری کرده اند. mojtaba, alizadeh, aftabi, نیمـا, saghiii, negin, uhana, matin58, jefreng
*
ارسال ها: 650
اعتبار: 60
سپاس کرده: 20,533
سپاس شده: 13,934 در 5,928 موضوع

امتياز: 304.80

ارسال: #2
RE: *مشاعره يادگاري جزيره اف دي ال *
دستمال کاغذی و اشک
دستمال كاغذی به اشك گفت:
قطره قطره ات طلاست
یك كم از طلای خود حراج میكنی؟
عاشقم
با من ازدواج میكنی؟



اشك گفت:
ازدواج اشك و دستمالِ كاغذی!
تو چقدر ساده ای
خوش خیال كاغذی!
توی ازدواج ما
تو مچاله میشوی
چرك میشوی و تكه ای زباله میشوی
پس برو و بیخیال باش
عاشقی كجاست!
تو فقط
دستمال باش!



دستمال كاغذی، دلش شكست
گوشهای كنار جعبه اش نشست
گریه كرد و گریه كرد و گریه كرد
در تن سفید و نازكش دوید
خونِ درد



آخرش، دستمال كاغذی مچاله شد
مثل تكهای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد
چرك و زشت مثل این و آن نشد
رفت اگرچه توی سطل آشغال
پاك بود و عاشق و زلال



او
با تمام دستمال های كاغذی
فرق داشت
چون كه در میان قلب خود
دانه های اشك كاشت
چهار شنبه ۴ آبا ۱۳۹۰ ۲۲:۴۸ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس
4 کاربر به دلیل این ارسال از mojtaba سپاسگزاری کرده اند. nazanin, alizadeh, matin58, matilda2
*
ارسال ها: 650
اعتبار: 60
سپاس کرده: 20,533
سپاس شده: 13,934 در 5,928 موضوع

امتياز: 304.80

ارسال: #3
RE: *مشاعره يادگاري جزيره اف دي ال *
زخم شب می شد کبود.
در بیابانی که من بودم
نه پر مرغی هوای صاف را می سود
نه صدای پای من همچون دگر شب ها
ضربه ای بر ضربه می افزود.

تا بسازم گرد خود دیواره ای سر سخت و پا برجای،
با خود آوردم ز راهی دور
سنگ های سخت و سنگین را برهنه ای.
ساختم دیوار سنگین بلندی تا بپوشاند
از نگاهم هر چه می آید به چشمان پست
و ببندد راه را بر حمله غولان
که خیالم رنگ هستی را به پیکرهایشان می بست.

روز و شب ها رفت.
من بجا ماندم در این سو ، شسته دیگر دست از کارم.
نه مرا حسرت به رگ ها می دوانید آرزویی خوش
نه خیال رفته ها می داد آزارم.
لیک پندارم، پس دیوار
نقش های تیره می انگیخت
و به رنگ دود
طرح ها از اهرمن می ریخت.

تا شبی مانند شب های دگر خاموش
بی صدا از پا در آمد پیکر دیوار:
چهار شنبه ۴ آبا ۱۳۹۰ ۲۲:۴۹ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس
3 کاربر به دلیل این ارسال از mojtaba سپاسگزاری کرده اند. alizadeh, nazanin, matin58
*
ارسال ها: 650
اعتبار: 60
سپاس کرده: 20,533
سپاس شده: 13,934 در 5,928 موضوع

امتياز: 304.80

ارسال: #4
RE: *مشاعره يادگاري جزيره اف دي ال *
کاش می دیدم چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است
آه وقتی که تو لبخند نگاهت را
می تابانی
بال مژگان بلندت را
می خوابانی
آه وقتی که
توچشمانت
آن جام لبالب از جاندارو را
سوی این شتنه جان سوخته می گردانی
موج موسیقی عشق
از دلم می گذرد
روح گلرنگ شراب
در تنم می گردد
دست ویرانگر شوق
پرپرم می کند ای غنچه رنگین پر پر
من در آن لحظه که چشم تو به من می نگرد
برگ خشکیده ایمان
را
در پنجه باد
رقص شیطان خواهش را
در آتش سبز
نور پنهانی بخشش را
در چشمه مهر
اهتزاز ابدیت را می بینم
بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست
اهتزاز ابدیت را یارای تماشایم نیست
کاش می گفتی چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است
چهار شنبه ۴ آبا ۱۳۹۰ ۲۲:۴۹ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس
3 کاربر به دلیل این ارسال از mojtaba سپاسگزاری کرده اند. alizadeh, nazanin, matin58
*
ارسال ها: 650
اعتبار: 60
سپاس کرده: 20,533
سپاس شده: 13,934 در 5,928 موضوع

امتياز: 304.80

ارسال: #5
RE: *مشاعره يادگاري جزيره اف دي ال *
قدم در وادی عشقت نهادم
شده پیچک که می پیچد به سویی
شدم همسایه لیلا و مجنون
شدم باران که می بارد به جویی
به بامم ماه در پیراهن ابر
به دستم نور سرخ و زرد و آبی
شکوفه می کند یادت همیشه
اتاقم پر شده از یادگاری
ستاره می درخشد در شب من
نشسته ایه های عاشقانه
به آوازی که خفته بر لب من
شبی دیدم به دستت یک دریچه
در این کوچه ، در این بن بست مرموز
سوالی نقش بسته بر لب من
جوابم را ندادی تا به امروز...
تو ای باران شبهای بهاری
دریچه را به رویم می گشایی؟
و از آغوش باز این دریچه
سلامم را به گل ها می رسانی؟
چهار شنبه ۴ آبا ۱۳۹۰ ۲۲:۵۲ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس
3 کاربر به دلیل این ارسال از mojtaba سپاسگزاری کرده اند. alizadeh, nazanin, matin58
*
ارسال ها: 650
اعتبار: 60
سپاس کرده: 20,533
سپاس شده: 13,934 در 5,928 موضوع

امتياز: 304.80

ارسال: #6
RE: *مشاعره يادگاري جزيره اف دي ال *
ی کاش که در نیمه ی این راه
فریاد نمی زدی که برگرد...
ای کاش که این قصه نمی شد

ای کاش شبانگاه که می شد
این پنجره تا صبح سحر باز نمی ماند
حسرت زده ای بر لب این پنجره ای کاش
با یاد دو چشمان تو آواز نمی خواند

ای کاش کلاغی که فرورفت در افاق
در باغچه کوچک تو باز نشیند
تا از طرف من ،سر فرصت دوسه باری
آشفتگی حال تو را خوب ببیند

ای کاش که این ابر که مهمان شده در شهر
تا شهر تو رقصنده و طناز بیاید
هر گاه که تو خیره شوی بر دل این ابر
باران وفاداری من بر تو ببارد

ای کاش دوباره برسد لحظه دیدار
ویرانه شود این همه آشفتگی و درد
ای کاش...
فریاد نمی زدی که برگرد...
چهار شنبه ۴ آبا ۱۳۹۰ ۲۲:۵۲ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس
3 کاربر به دلیل این ارسال از mojtaba سپاسگزاری کرده اند. alizadeh, nazanin, matin58
*
ارسال ها: 650
اعتبار: 60
سپاس کرده: 20,533
سپاس شده: 13,934 در 5,928 موضوع

امتياز: 304.80

ارسال: #7
RE: *مشاعره يادگاري جزيره اف دي ال *
از کنار نیمکت خاطره ها میگذرم
سکوت می نوازد
و درخت شاهد باران عشقم
با ترانه باد می خواند
دستم گم کرده راهش را
بی جهت در جیبم می خزد

پاهایم سنگین اند
بار غمی به دوش دارم
با هر گامم
زیر پاهایم صدای خش خش رنج پاییز را میشنوم
و اشک هایم را پشت سر می گذارم

در بدنم جریان دارد حضورش
اما با چشمم چیزی جز فاصله نیست
با خودم می گویم
به کجا می روم
آن چه اینجا می جویم چیست؟
در فکر هستم
من و او اینجا و ناگهان
با هق هقم دیگر نواختنی نیست

هوا سرد است تنها میگریم
به یاد شبی که با او خندیدم
آه من در کنار او و حضورش
عاشقانه زیر باران رقصیدم
و عطر نابش را بوییدم
خندیدم...
از غم چشمهایش رنجیدم...
همه را پوستم گواه می دهد...

عاشقانه،بی ترس،بی لرز
زیر بوسه های آسمان
دست هایم را گرفت
محو گرمای وجودش بودم که
در دلم عشقی جاویدان را نوشت

جلوی این نیمکت
به درخت شاهد چشم می دوزم
تنهایم اما امروز...
تکرار میکنم بودنش را
و از نبودنش این جا تنها می سوزم

باد سردی می وزد
دست هایم گم می شوند در جیبم
تنها به تنهایش و تنهاییم می اندیشم
چشم های خیسم را می بندم
چهار شنبه ۴ آبا ۱۳۹۰ ۲۲:۵۲ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس
3 کاربر به دلیل این ارسال از mojtaba سپاسگزاری کرده اند. alizadeh, nazanin, matin58
*
ارسال ها: 650
اعتبار: 60
سپاس کرده: 20,533
سپاس شده: 13,934 در 5,928 موضوع

امتياز: 304.80

ارسال: #8
RE: *مشاعره يادگاري جزيره اف دي ال *
لمسِ تن تو ، شهوت است و گناه
حتی اگر خدا عقدمان را ببندد

داغیِ لبت ، جهنم من است
حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند

هم آغوشی با تو ، هم خوابگیِ چرک آلودی ست
حتی اگر خانه ی خدا خوابگاهمان باشد

فرزندمان، حرام نطفه ترین کودک زمین است
حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس

خاتون من!
حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم ،
یک بوسه
ـ یک نگاه حتی ـ، حرامم باد
اگر تو عاشق من نباشی
چهار شنبه ۴ آبا ۱۳۹۰ ۲۲:۵۴ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس
3 کاربر به دلیل این ارسال از mojtaba سپاسگزاری کرده اند. alizadeh, nazanin, matin58
*
ارسال ها: 593
اعتبار: 160
سپاس کرده: 12,301
سپاس شده: 20,058 در 8,652 موضوع

امتياز: 58,174.41

ارسال: #9
RE: *مشاعره يادگاري جزيره اف دي ال *
من آرامم هم جنس نگاهت هم رنگ دستهایت ...

گاه سرخ و گاه گاهی سبز

مهم نیست که شانه هایت پوشالی ست و ...

آغوشت خیال

دستهایت اینجاست ...

نگاهت ... صدایت !

خنده ات

دیگر چه می خواهم !

هیچ !

دستهایت را دردستهایم جا گذاشته ای ،

نگاهت را درنگاهم ...

و خیالت را درخیالم ،

و من ! آرامم ...

آرامترازهمیشه AbuAbuAbu

امضا كاربر
چهار شنبه ۴ آبا ۱۳۹۰ ۲۲:۵۶ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس
2 کاربر به دلیل این ارسال از nazanin سپاسگزاری کرده اند. alizadeh, matin58
*
ارسال ها: 593
اعتبار: 160
سپاس کرده: 12,301
سپاس شده: 20,058 در 8,652 موضوع

امتياز: 58,174.41

ارسال: #10
RE: *مشاعره يادگاري جزيره اف دي ال *
بیا حواسمان را پرت کنیم

مال هر کس دورتر افتاد

عاشق تر است...

اول من...

حواسم را بده تا پرت کنم!!!




امضا كاربر
چهار شنبه ۴ آبا ۱۳۹۰ ۲۳:۰۳ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس
3 کاربر به دلیل این ارسال از nazanin سپاسگزاری کرده اند. alizadeh, mojtaba, matin58






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.