به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

بچه‌ها بیایید به موسیقی فکر کنیم...

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 16,155
اعتبار: 226
سپاس کرده: 3,004
سپاس شده: 9,457 در 5,513 موضوع

امتياز: 6,430.12

ارسال: #1
بچه‌ها بیایید به موسیقی فکر کنیم...
بچه‌ها بیایید به موسیقی فکر کنیم... (I)

، آروین صداقت کیش

نگاهی به مجموعه‌ی «موسیقی ما» کاری از «ایمان وزیری»
«موسیقی ما؛ موسیقی دستگاهی ایران برای کودکان» نام یکی از سی‌دی‌های جدیدی است که حوزه‌ی هنری در این دوره‌ی فعالیت اخیر منتشر کرده است. گردآوری این محصول را «ایمان وزیری» انجام داده. موسیقی‌دانی که با این اثر نشان داده گویا می‌خواهد در دیگر گونه‌های موسیقی و رشته‌های هنری هم دستی داشته باشد.

از او پیش‌تر در موسیقی ایرانی و آثاری با سبک و بیان نوگرا و شخصی منتشر شده بود، اما موسیقی دستگاهی برای کودکان آن هم اثری برای آشنایی و آموزش، حدیث دیگری است.

وزیری، چنان که از محتوای این سی‌دی بر می‌آید، آن را برای سال‌های کودکی (نه خردسالی) و ابتدای نوجوانی طراحی کرده است؛ چرا که مفاهیمی در تک گویی‌ها و نمایش موجود در اثر شنیده می‌شود که فهم‌اش برای خردسالان ممکن نیست. این سی‌دی آموزشی با صحبت‌های گوینده‌ (که گویا خود وزیری است) شروع می‌شود.

صدای گوینده نکته‌ی جالبی دارد و شاید یاد صدای گویندگان آثار کودک (داستان، موسیقی ) را زنده می‌کند. دور از لوس بازی‌های مرسوم مجری‌های کودکان و اداهای مخصوص‌شان، با بچه‌ها به زبانی روشن و دور از بچه شدن مصنوعی سخن می‌گوید. احتمالا بچه‌ها (نوجوانان که حتما) هم این را بیشتر می‌پسندند.

گوینده از جایی شروع می‌کند که کمتر در موسیقی برای کودکان یا آموزش، به آن توجه می‌شود؛ یعنی دلیل آوردن برای این‌که چرا کودک موسیقی می‌آموزد. در روش‌های مرسوم آموزش موسیقی به کودکان اگر هم برای این پرسش‌های بنیادی جایی هست در رابطه‌ی میان اولیا و معلمان است؛ کمتر دیده شده برای کودکان توضیح داده شود که هنر چیست؟

شاید در این مرحله خیلی مهم نباشد که این سوال بسیاری از فیلسوفان هم هست و هر یک هم پاسخی متفاوت برای آن دارند. در همان ابتدا صدای گوینده شنیده می‌شود که می‌گوید: «بچه‌های خوبم! هنر زندگی رو زیباتر می‌کنه و باعث می‌شه آدما همدیگه رو بیشتر دوست داشته باشند و بیشتر و درست‌تر فکر کنند» در همین جمله‌ی اول مسائل مهم و نوع هنری که گوینده امیدوار است آن‌را آموزش دهد مشخص است: نوعی هنر انسانی که باعث فکر کردن آدم‌ها می‌شود. این شاید شرحی از همان چیزی باشد که به آن «هنر متفکر» می‌گویند.

جمله‌ی بعدی نیز همین‌طور است؛ «یکی از هنرها موسیقی‌یه. موسیقی هنری‌یه که با صداها سر و کار داره» تعریف موسیقی در گام بعدی، این هم در آموزش موسیقی به کودکان زیاد مرسوم نیست. گوینده در جمله‌ی بعدی سعی می‌کند توانایی را که در نهایت انتظار دارد بچه‌ها به دست آورند برای آن‌ها شرح دهد: «اگر بچه‌های عزیزم درباره‌ی موسیقی چیزهایی رو بدونند بهتر می‌تـونند موسیقی مناسبی رو که دوست دارند و بهشون کمک میکنه که از وقت و هوش و فکرشون بیشتر استفاده کنند، انتخاب کنند» باز هم قضیه‌ی موسیقی و فکر کردن ...

جمله‌ی بعدی نوع آموزش را بیشتر مشخص می‌کند: «دونستن راجع به موسیقی از اطلاعات عمومی آدمه یعنی دانستنی‌هایی که در زندگی روزمره به آدم کمک می‌کنند» پس قرار است آشنایی شنیداری و شناختی با موسیقی آموزش داده شود. این نوع گرایش به تربیت ذائقه‌ی شنیداری چندی است که در میان آموزش‌های موسیقی در ایران نیز جایی برای خود یافته است.

افزایش آگاهی عمومی فرد و ارائه‌ی قدرت انتخاب به او مهم‌ترین اهداف‌ چنین برنامه‌هایی است. در این روش، موسیقی هم به عنوان یکی از عناصر فرهنگی نیاز به آموختن دارد. همان‌طور که فردی آگاه از تاریخ، ادبیات، جغرافیا (به شرطی که هیچ‌یک از آن‌ها رشته‌ی تخصصی‌اش نباشد) را آدمی با اطلاعات عمومی زیاد (یا گاهی آدمی بافرهنگ!) می‌خوانند، آدمی آگاه به موسیقی را نیز باید جزو همین دسته به حساب آورد.

این دسته‌بندی اگر چه در قدیم به طور اعلام نشده و با آموزش ضمنی در فرهنگ ما وجود داشته، اما دست‌کم در سال‌های گذشته به شکل رسمی از همه‌ی رسانه‌های آموزشی حذف شده است.

کافی است به کتاب‌های درس هنر در مقاطع مختلف نگاهی گذرا بیاندازیم؛ از تمامی هنرها در آن چیزی یافت می‌شود جز موسیقی. در حالی که در آنجا مانند خیلی از درس‌های دیگر افزایش اطلاعات عمومی دانش‌آموزان مد نظر بوده است. ‌می‌توان دو نتیجه گرفت: یا موسیقی هنر نیست یا اگر هست آشنایی با آن بر اطلاعات عمومی نمی‌افزاید.

در جمله‌ی بعد گوینده به شکلی که از خود بزرگ‌ بینی و غرور معمول به دور است به گونه‌ای نسبتا ساده شرح می‌دهد که چرا بچه‌ها باید موسیقی کشورشان (ملی‌شان) را بیاموزند (1): «همونطور که هر کشوری زبان خودشو داره و مردم هر کشور زبون خودشونو که بهش می‌گن زبان مادری بهتر می‌فهمن هر کشوری یک موسیقی مخصوص به خودش هم داره و موسیقی همه‌ی کشورها برای مردم آن کشورها زیباست و می‌تونه برای ما هم زیبا باشه اما موسیقی کشور خود آدم برای آدم آشناتره و بیشتر وقتا دوست داشتنی‌تر هم هست» درست در همین لحظه «عمو جان» وارد معرکه می‌شود؛ شخصیتی پر فیس و افاده و مغرور و البته به همان اندازه درباره‌ی موسیقی نادان! به جای شخصیت دوم هم احتمالا ایمان وزیری صحبت کرده و تونایی‌اش را در زمینه‌ی دوبلاژ و اجرای تئاتر رادیویی به نمایش گذاشته است.

پا نوشت:
1- شاید برای موثر واقع شدن این استدلال وزیری کمی دیر شده باشد؛ اگر بچه‌ای را در نظر آوریم که گوش‌اش از انواع موسیقی‌هایی که بیشترشان ایرانی هم نیست پر است. آن‌ وقت این دلیل که موسیقی هر کشوری مانند زبان‌اش مخصوص به خود آن کشور است و مردم آن کشور موسیقی خود را نیز مانند زبان‌شان از دیگر موسیقی بیشتر دوست دارند چندان هم موثر واقع نمی‌شود.
پنج شنبه ۵ آبا ۱۳۹۰ ۰۴:۵۲ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 16,155
اعتبار: 226
سپاس کرده: 3,004
سپاس شده: 9,457 در 5,513 موضوع

امتياز: 6,430.12

ارسال: #2
RE: بچه‌ها بیایید به موسیقی فکر کنیم...
بچه‌ها بیایید به موسیقی فکر کنیم... (II)



عمو جان به دنبال عنصری می‌گردد که ثابت کند «هنر نزد ایرانیان است و بس» و به بیان خودش موسیقی ما از همه «سَرتر و روکم کُنی‌تر» است. اما گویا این برادرزاده‌ی عمو جان خیال باج دادن ندارد، می‌گوید: «اصلا موسیقی خوبیش اینه که توش روکم کنی و اینجور چیزا نداره». برخی ویژگی‌های موسیقی هم که دست‌آویز این نوع برتری‌جویی‌ها قرار می‌گیرد معرفی شده مانند: «پیچیده/ساده، قدیمی/جدیدتر» و تکلیف آن‌ها با این جمله که «موسیقی هیچ جا از جای دیگه بهتر نیست» روشن شده است(2). خلاصه در همین شیار اول لوح فشرده، تصویری انسانی، انسان‌مدار و فرهنگی و تا حدودی هم آرمان‌گرایانه از هنر و موسیقی به شنونده ارائه می‌شود. باید امیدوار بود بچه‌هایی که این لوح را برای شنیدن انتخاب می‌کنند (یا برای‌شان انتخاب می‌شود) بتوانند با این مفاهیم ارتباط برقرار و آن‌ها را درونی کنند.

تازه این جا است که نام ازموسیقی و کشور ایران به میان می‌آید «موسیقی کشور ما ایران عزیز هم، هم زیباست هم قدیمی هم کمی پیچیده یعنی بچه‌های باهوش من می‌تونن یادش بگیرن...» در این‌جا هم از غول ساختن و ترساندن شنونده جلوگیری شده، چرا که در غیر این صورت بچه‌ها از همان اول از مواجه شدن با چیزی آن‌قدر دشوار و پیچیده می‌ترسند و قصد اصلی ناکام می‌ماند.

برای این‌که بچه‌ها بتوانند احساس کنند که موسیقی کشورشان برای آن‌ها آشناتر است، نمونه‌هایی از موسیقی ژاپن، چین و هند و در آخر ایران پخش می‌شود (3) و گوینده باز هم دست به کار می‌شود تا یادآوری کند که موسیقی هر کشور برای مردم‌اش آشناتر و دوست داشتنی‌تر است.

همچنین او فراموش نمی‌کند که در جمله‌های بعدی زیبایی‌و لذت گوش کردن به موسیقی و شناخت فرهنگ دیگر کشورها را به بچه‌ها گوشزد کند. در این دو شیار اول تمام سعی گوینده بر این است که فضایی عاری از تعصب در ذهن بچه‌ها به وجود بیاورد و شنونده را به این‌جا برساند که: اگر نمی‌توان همه‌ی موسیقی‌ها را یک‌جا فراگرفت اما در عوض مسائل پایه‌ای وجود دارد که در همه‌ی موسیقی‌ها هست. نکته‌ی قابل توجه در انتخاب نمونه‌های شیار 2 این است که تمام نمونه‌ها آسیایی است. شاید گوینده از این طریق سعی دارد احساس نزدیکی بیشتر ایران را با هم قاره‌ها در ذهن بچه‌ها شکل دهد.

مسائلی که به عنوان اشتراک انواع موسیقی‌ مطرح می‌شود؛ کوک کردن، بلندی صدا «محکم و آرام»، بم و زیر، تند و کند، پیوسته یا مقطع بودن و کوتاه یا طولانی است. همه‌ی این مسائل با مثال‌هایی از صدای تار ایمان وزیری نشان داده می‌شود. در آغاز شیار 4 و پس از معرفی این ویژگی‌های اولیه است که گوینده پیشنهاد می‌کند بچه‌ها برای این‌که متوجه شوند که چیزهایی را واقعا یاد گرفته‌اند تمرین‌هایی را در کتابچه‌ی خود حل کنند.

این تمرین‌ها در کتابچه‌ی سی‌دی چاپ شده و بچه‌ها می‌توانند آن‌ها در همان جا جواب بدهند. نکته‌ی جالب در انتخاب مثال‌ها و چیدمان این مطالب این است که وزیری سعی کرده با کنار هم آوردن برخی از چیزهای مشابه به بچه‌ها پیام بدهد که آن‌ها یکی نیستند؛ برای مثال: مقطع و پیوسته بودن یا صداهای کوتاه و طولانی، چیزی که خیلی اوقات بزرگ‌ترها هم به سادگی با هم اشتباه می‌گیرند.

سپس در شیار 5 سازهای ایرانی معرفی می‌شود. وزیری در این قسمت نمونه‌هایی از آثار استادان بزرگ موسیقی ایرانی را گنجانده و سعی می‌کند تا آن‌جا که بدون تصویر ممکن است، شنوندگان‌اش را با نحوه‌ی نواختن هر یک از سازها آشنا کند.

در کتابچه‌ی همراه سی‌دی هم تصویر سازها و نوازندگان آن‌ها چاپ شده است. در پایان همین شیار، تمرین‌هایی برای شناخت صدای سازها آمده که از شنونده می‌خواهد با شنیدن صدا تشخیص دهد کدام ساز است. البته در این تمرین‌ صداهایی که خیلی شبیه است در کنار هم نیامده تا بچه‌ها راحت‌تر بتوانند آن را بشناسند.

بعد از این در شیار 6 و شیارهای بعدی وزیری دست به‌کار می‌شود تا به مهم‌ترین مقوله‌ی موجود در موسیقی ایرانی یعنی دستگاه بپردازد. این موضوعی است که تعریف‌اش برای بزرگسالان نیز دشوار است. او سعی می‌کند بدون نام بردن مفهوم گوشه‌ و مفهوم مدال دستگاه را به بچه‌ها توضیح بدهد و با تشبیه دستگاه به رنگ‌ها از دشواری فهم مطلب می‌کاهد.

مثال می‌زند که «کلاه ممکن است سبز یا ... باشد پس یک آهنگ هم ممکن است در یکی از دستگاه‌ها باشد». نام دستگاه‌ را می‌آورد و در همین میان فراموش نمی‌کند به نحو ظریفی بگوید «آوازها هم مانند دستگاه‌اند و اصلا ما آن‌ها را هم دستگاه فرض می‌کنیم». اما به قول خودش دستگاه‌ها را فقط می توان بعد از مدتی به دقت به موسیقی گوش دادن (یعنی حسابی موسیقی گوش دادن) شناخت.

پا نوشت:
2- شاید گوینده قصد داشته نوعی دموکراسی موسیقایی را در ذهن بچه‌ها جا بیاندازد.
3- هر چند هنوز هم در این مورد شک وجود دارد که بچه‌ها صدای کمانچه‌ی اصغر بهاری را آشناتر از موسیقی هند و ... بیابند.
پنج شنبه ۵ آبا ۱۳۹۰ ۰۴:۵۳ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 16,155
اعتبار: 226
سپاس کرده: 3,004
سپاس شده: 9,457 در 5,513 موضوع

امتياز: 6,430.12

ارسال: #3
RE: بچه‌ها بیایید به موسیقی فکر کنیم...
بچه‌ها بیایید به موسیقی فکر کنیم... (III)

، آروین صداقت کیش

آموختن دستگاه‌ها از شناسایی نام‌ها آغاز می‌شود. گوینده نام‌ها را یک به یک می‌گوید و سپس مانند قبل، با پرسش‌هایی به بچه‌ها کمک می‌کند یادگیری خود را بیازمایند. جالب این است که نام‌های نادرست دستگاه‌ها همگی نام‌‌هایی است که در کاربردهای دیگر درست است؛ مانند: ابوموسی، هما و ... در شیار 8 اشارات کوتاهی به فرم در موسیقی دیده می‌شود.

در این‌جا گوینده که در معرفی سازها گویا به عمد تمبک را فراموش کرده بود آن را معرفی می‌کند و از آن کمک می‌گیرد تا به شنوندگان تفاوت میان ضربی و غیر ضربی را بفهماند.

همچنین از آهنگ مشهور «مبارک باد» استفاده می‌کند تا همه‌ی مطالب گفته شده را ترکیب کند و بعد از بچه‌ها بخواهد، سعی کنند چهارگاه را از میان دیگر دستگاه‌ها تشخیص دهند.

در پایان هم داستانی به نام «آقا خرسه شکمو و بز تارزن» برای علامت گذاری و شناسایی دستگاه‌ چهارگاه تعریف می‌کند. در این داستان هم مانند گذشته با ظرافت بر مسائل کلیدی موسیقی ایرانی تاکید کرده و سعی می‌کند بدون مستقیم شعار دادن، بعضی از آن‌ها را در ناخودآگاه شنونده ثبت کند.

برای مثال: زمانی که خرس می‌خواهد شروع به خواندن کند تاکید می‌کند که «چون شعر بلد نبوده یه شعر بی معنی رو می‌خونه» در این‌جا اشاره‌ی کوچکی به اهمیت سواد خواننده که منظور از آن شناخت شعر است می‌شود و کیست که اهمیت این موضوع را نزد خوانندگان موسیقی دستگاهی نداند. یا این‌که در تعریف‌اش «بزه چون می‌خواسته تنها باشه تارشو ورداشته بوده و اومده بوده اینور تپه تا یه خورده خلوت کنه و یه کمی به آسمون نگاه کنه شایدم یه تکه تاری برای خودش بزنه»؛ این تصویر بی‌شباهت با عادت‌های نوازندگان ایرانی نیست.

در ضمن همین داستان ترتیب منطقی دستگاه هم رعایت شده و نام گوشه‌ها (درآمد و ...) گفته می‌شود تا بچه‌ها با آن‌ها آشنا شده و دست‌کم یادشان باشد که دستگاه با درآمد شروع می‌شود. برای توضیح دادن اوج هم از یکی از اتفاقات داستان بهره می‌گیرد و بز را وا می‌دارد با زیرکی تمام خواننده را به اوج چهارگاه بکشاند تا چوپان صدای بلندش را بشنود و برای کمک بشتابد...

سی‌دی «موسیقی دستگاهی ایران برای کودکان 1» که از اسم‌اش بر می‌آید بخشی از یک مجموعه‌ی دنباله‌دار باشد، تاکید زیادی بر مسائل انسانی و پایه‌ای موسیقی دارد. مسائلی که گاه بزرگسالان هم از نزدیک شدن به آن‌ها خودداری می‌کنند.

ارزش آن هم درست در همین جهت‌گیری نهفته است، یعنی آموزش مبتنی بر شناخت پایه‌های فرهنگی بدون آن‌که انتظار بازده (نوازندگی و خوانندگی و نمایش داده شدن) در بین باشد. هنوز زود است این مجموعه را روشی برای آموزش شناخت موسیقی دستگاهی به کودکان به حساب آورد (به‌ویژه که سی‌دی‌های دیگرش هم هنوز منتشر نشده است) اما امید می‌رود که در ادامه بتواند به چنین روشی تبدیل شود(4).

پا نوشت:
4- تمامی مسائلی که به آن‌ها اشاره شد تفسیرهایی است که حاصل درک آدم‌های بزرگسال و آشنا به موسیقی ایرانی است. در این مرحله به سختی می‌توان ادعا کرد که بچه‌ها (با پیش زمینه‌های فرهنگی متفاوت) هم لزوما همین چیزها را از این روش دریافت می‌کنند. فقط باید آزمود و امیداوار بود که همین‌طور خواهد شد. و اگر نشد شجاعانه پذیرفت و اصلاح کرد.

فرهنگ و آهنگ شماره‌ 18
پنج شنبه ۵ آبا ۱۳۹۰ ۰۴:۵۴ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.