به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

مرثيه ای فني براي يک سنتورنواز

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 16,155
اعتبار: 226
سپاس کرده: 3,004
سپاس شده: 9,457 در 5,513 موضوع

امتياز: 6,430.12

ارسال: #1
مرثيه ای فني براي يک سنتورنواز
مرثيه ای فني براي يک سنتورنواز
در سپيده دم قرن حاضر، پس از دوره قاجار، آن هنگام که سنتورنوازان بزرگ سر بر بالين نهادند بيم آن بود که صداي شيشه گون سنتور براي مدتي مديد خاموش شود. اما چنين نشد، بلکه در سه برهه زماني سنتور بر تارک سازهاي موسيقي ايراني درخشيدن گرفت. شگفت آنکه هر سه بار عصر، عصر نوازندگاني ديگر بود و ايام به کام سازي ديگر.

هر بار که سنتورنوازي چنين افسر ديده شنوندگان شد و خوش در گوش شنوندگان نشست، روزگار دگرديسي رسانه يي بود و جابه جايي ابزار انتقال.
نخست بار کسي از سلاله آن که در حضور يار به رقص در مي آمد؛ هم او که نواي مضرابش سماع حضور بود. حبيب سماعي که از مضرابش نغمه ها مي ريخت، تر، از دهان راديو آن سروش عصر نو گوش و دل آدميان را مسخر خود ساخت. بيسيم تهران چالاکي مضرابش را و زينت کارانه نواهايش را از بلنداي خود در گوش مردم زمزمه مي کرد.
پس چند سالي سنتور مردم را به شعف آورد و مي گداخت شان، سال هايي که از آن تارنوازان بزرگ بود و ويولن آن ساز نورسيده. چنان که صبا نقل مي کند در آن روزگاران از مردمي که مي شتافتند تا قادر شوند بر سنتور که مسحورشان کرده بود، غافل از اينکه سحر او کار مي کرد.
دوم بار پايوري، برآمده از خاندان صورتگران و آموخته صبا آن نسيم شîمال موسيقي ايران، به نظم و نسق خويش و پايمردي اش در گستردن صداي ساز ميان خلق و اين بار بر بال تصوير، چرا که دور با جام جهان نما بود و روزگار اجرا در جوار حافظ و سعدي و عطار. با پشتکاري تمام، نواخت، ساخت و گنجينه يي از قطعات براي سنتور به يادگار نهاد
اينچنين دگر بار 10، 15 سالي از ميانه قرن به سنتور گذشت و عجب آنکه او زماني در اوج بود و سازش بر دل مي نشست که تمام گوش ها را شميم نواي ويولن آکنده بود. از آن شهاب ثاقب «رضا ورزنده» - که بس زود سنتور را تنها گذاشت- که چشم بپوشيم سال هاي نيمه دهه 40 تا نيمه دهه 50 را سنتورنوازي شيرين و کوشش طاقت فرساي وي براي بنياد نهادن روشي آموزشي پر کرده بود.سوم بار را اجرايي در چهارگاه نويد داد، هنوز جوار حافظ و مزار سعدي موسيقاييان را به خود مي خواند که جواني از خاک خيام به سلامي شب را اخگرباران کرد.
گوش فرا ده، چه پايورانه مي نوازد پرويز مشکاتيان جوان، اما انگار از همان وقت مقدر بود که سنتور دوباره به حکايت شيرين شنيدار ظريف طبعان اين خاک تبديل شود. واژه از پس واژه از مضرابش مي باريد، پايورانه بود در شيوه اما چيزي در فراز و فرود نواها و عبارت گشايي از خويش داشت.
اما زود طغيان کرد بر اين شباهت که روز، روز طغيان بود. بند و زندان شکستن و رسانه ديگر حتي جام جم هم نبود، جام جمشيد به کيفر نانمودن آنچه مي گذشت و از بيم همکار شدن با ضحاک که تازيانه از گرده زمين مي کشيد، به کناري نهاده شد و کاست شد سروش، چاووش، چاووش آنچه نرسيده بود هنوز.
مي انديشي که مشکاتيان از همان اجراي شيرازش پا به عرصه سومين اخگرپراکني سنتور در سده حاضر نهاد، پس بگذار تا به ياد آوريم داستان او بر مزار ديرين سال عطار را، که چه راست باشد چه خيال، آدمي را تکان مي دهد. کودکي خرد و خيال تشت داغ بر بدن بي سر شاعري که مي رود و مي رود تا خود شعر، تا... مرگ.
سنتور او آبستن، باردار همه اينها بود يکباره چون خلق در رقص آمد و چالاک شد. دو ديگر از شهسواران سنتور که ذکرشان رفت، هر يکي شيوه يي جداگانه از خود بر جا گذاشتند چنان که اندک رنگ و بويي از آن، نام شان را در مخيله شنونده زنده مي کرد. شيوش صداي ساز هر يک يگانه بود و صاحب شخصيتي ممتاز. پيش از پرويز دو صدا بود که به راه بدل شد؛ سماعي و پايور و صداي ورزنده که چنان شخصي و منفرد بود که هنوز هم کسي را ياراي آن نيست به آن دست يازد بي آنکه در دام تقليد صرف بيفتد و نسخه دست دوم وي شود.
آروین صداقت کیش
پنج شنبه ۵ آبا ۱۳۹۰ ۰۹:۱۵ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.