به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

داستان آسانسور

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 119
اعتبار: 9
سپاس کرده: 32
سپاس شده: 99 در 56 موضوع

امتياز: 1,252.12

ارسال: #1
داستان آسانسور
سال ها قبل یک پدر روستایی با پسرش وارد یک مرکز تجاری شدند.پسر متوجه شد دو دیوار براق نقره ای رنگ که به شکل کشویی از هم جدا می شدند و دوباره به هم می چسبیدند , پسر از پدر پرسید:این چیست؟ پدر-که در عمرش آسانسور ندیده بود-گفت:پسرم , من تا به حال چنین چیزی ندیدم و نمی دانم چیست.***درهمین زمان زنی بسیار چاق با صندلی چرخدار به آن دیوار نقره ای نزدیک شد و با انگشتش دکمه ای را روی دیوار فشار داد و دیوار براق از هم جدا شد , آن زن خود را به زحمت وارد اطاقک کرد , دیوار بسته شد . پدر و پسر هر دو چشمشان به شماره های بالای آسانسور افتاد که از یک شروع و به تدریج تا سی ادامه می یافتند , که ناگهان شماره ها به طور معکوس و به سرعت کم شدند تا به یک رسیدند . در این زمان دیوار نقره ای باز شد , و آن ها حیرت زده دیدند که دختری جوان از اطاقک خارج شد . پدر در حالی که تماشا می کرد به پسرش گفت:پسرم , این اتاقک انسان های پیر را جوان می کند.

امضا كاربر
شنبه ۷ آبا ۱۳۹۰ ۱۶:۴۱ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از n sadeghi سپاسگزاری کرده است. tina_200421
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.