به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

«حسین فهمیده»

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 7,099
اعتبار: 174
سپاس کرده: 2,616
سپاس شده: 8,157 در 3,660 موضوع

امتياز: -6.50

ارسال: #1
«حسین فهمیده»
هشتم آبان ماه روز "نوجوان" است. این روز به یاد شهادت یك نوجوان سیزده ساله در اوّلین ماه های جنگ تحمیلی، روز نوجوان نامیده شده است. در هشت آبان 1359، «حسین فهمیده» سیزده ساله به شهادت رسید. او یكی از 36 هزار دانش آموز شهید ایرانی است.
حسین فهمیده در سال 1346 در روستای سراجه شهر قم به دنیا آمد. در بحبوحه انقلاب، حسین یازده ساله، از قم اعلامیّه می آورد و در روستا پخش می كرد. حتّی چندبار ضد انقلاب ها كتكش زده بودند تا دست از این كارها بردارد امّا او منصرف نشده بود.
مدّتی بعد، ضدّ انقلاب اوضاع كردستان را به هم ریخت. حسین از طریق بسیج، خودش را به كردستان رساند، امّا به خاطر كمی سنّ و كوتاهی قد، بچه های سپاه برش گرداندند و از خانواده اش تعهّد گرفتند تا دیگر به كردستان نرود.
وقتی كه رژیم بعثی عراق در 31 شهریور 59 به ایران حمله كرد، حسین در خانه بند نشد. زود خودش را به خوزستان رساند. آن جا آن قدر اصرار كرد تا قبول كردند بماند. مدتّی بعد با دوستش محمّدرضا شمس زخمی شدند. آن ها را به بیمارستان ماهشهر بردند. حسین و محمدرضا تا حالشان خوب شد، دوباره به جبهه برگشتند. امّا اینبار فرمانده اجازه نمی داد حسین به خط مقدم نبرد برود.چند روز بعد، حسین با كلی لباس و اسلحه عراقیها پیش فرمانده شان آمد. فرمانده با كمال تعجب فهمید كه او اینها را با دست خالی از عراقیها غنیمت گرفته است. همین شد كه به حسین اجازه داد تا دوباره به خط مقدم برگردد.
روز هشتم آبان 1359، حسین فهمیده و محمدرضا شمس، در نزدیك ترین سنگرها به دشمن، كنار هم بودند. محمّدرضا مجروح شده بود و حسین، با سختی ، دوستش را به عقب رساند تا مداوا شود.
امّا حسین فهمیده در پشت خط نماند. دلش رضا نمی داد كه سنگرشان را خالی بگذارد. او وقتی به سنگر رسید كه پنج تانك عراقی، مغرورانه رجز می خواندند و پیش می آمدند تا رزمندگان ایرانی را محاصره كنند و بعد همه شان را به قتل برسانند. تنها راه پیش روی حسین فهمیده، فداكردن خودش برای نجات همرزمانش بود. حسین سیزده ساله، آخرین نارنجك های باقی مانده را به خود بست و به سمت تانك ها حركت كرد. در همین فاصله، تیری به پای حسین خورد امّا او كوتاه نیامد. با همان پای زخمی، كشان كشان خودش را به اوّلین تانك رساند و ضامن نارنجك ها را كشید.با صدای انفجار تانك جلویی، چهار تانك دیگر ، با این خیال كه رزمندگان اسلام حمله كرده اند، فرار را برقرار ترجیح دادند. بقیّه رزمنده ها تازه متوجّه نقشه دشمن برای محاصره شان شدند. آن ها با فكر این كه نیروی كمكی آمده، جان تازه ای گرفتند و چهار تانك درحال فرار را هم نابود كردند. یكی از همان روزهای سرد پاییزی، ساعت هشت صبح، رادیو برنامه های عادی اش را قطع كرد و خبر عملیّات شهادت طلبانه یك دانش آموز سیزده ساله را پخش نمود. پشت آن، پیام حضرت امّام خمینی (ره)را خواند: «رهبر ما آن طفل سیزده ساله‌ای است كه با قلب كوچك خود ـ كه ارزشش از صدها زبان و قلم‌ ما بزرگ تر است با نارنجك، خود را زیر تانك دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید.»
حتّی تلویزیون هم، شب همین خبر را اعلام كرد. همان موقع مادر حسین گفت: «به خدا این دانش آموز حسین بوده است.» پدر باور نمی كرد امّا مادر باز قسم می خورد. یكی، دو هفته بعد برادر محمّدرضا شمس به در خانه شهید حسین فهمیده رفت و كلّ ماجرا را برایشان تعریف كرد و به آن ها قول داد تا تكه های باقیمانده از پیكر حسین را بازگرداند تا آن را دفن كنند.
حسین فهمیده تنها شهید دانش آموز سیزده ساله ما نیست. «بهنام محمدی» هم یك دانش آموز دوازده ساله خرمشهری بود كه در كوچه پس كوچه های شهرش آنقدر جنگید تا به شهادت رسید. «سحاب خیّام» هم بود. دختر دانش آموز دوازده ساله سوسنگردی‌ای كه آنقدر با دست خالی با بعثی ها جنگید تا آن ها را عاجز كرد و بعد به شهادت رسید
يك شنبه ۸ آبا ۱۳۹۰ ۱۴:۳۴ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 7,099
اعتبار: 174
سپاس کرده: 2,616
سپاس شده: 8,157 در 3,660 موضوع

امتياز: -6.50

ارسال: #2
RE: «حسین فهمیده»
محمدحسین فهمیده ، عاشق و شیفته ی حضرت امام بود .همیشه می گفت: امام هرچه اراده کند ، همان را انجام خواهم داد و من تسلیم او هستم .
محمدحسین فقط یکبار توانسته بود امام را زیارت کند . آن هم زمانی بود که حضرت امام در قم سکونت داشتند . فهمیده 12 ساله بود که حوادث کردستان شروع شد . او که مطیع زمان امام بود ، هرطور که بود خود را به کردستان رساند اما او را به دلیل کمی سن باز گرداندند . با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه کشورمان ، محمدحسین تصمیم گرفت که به جبهه برود.
اما می دانست که باز هم او را به دلیل کمی سن از جبهه باز می گردانند . محمدحسین تصمیم خود را گرفته بود . خود را به یکی از بیمارستانهای کرج که شهر محل زندگی خود بود رساند و به دوستش که در آنجا بستری بود ، قصد خود را برای رفتن به جبهه گفت . او به دوستش گفت که به بهانه ی خرید نان از خانه خارج شده است اما می خواهد به جبهه و جنگ برود . محمدحسین 50 تومان پول نان را به دوستش می دهد و از او می خواهد که نانی که به مادرش قول داده ، او بخرد و به منزل آنها ببرد . اما موضوع رفتنش به جبهه را سه روز بعد به خانه ی آنها اطلاع دهد تا پدر و مادر مانع رفتن او نشوند . دوست او ، یکی دو روز بعد این پیغام را به خانه ی محمدحسین می برد : من رفتم جبهه ، نگران من نباشید
در جبهه ، فرماندهان سپاه با صحبت سعی می کنداو را از تصمیم خود برای جنگیدن منصرف کنند ، اما موفق نمی شوند . محمدحسین فرما نده ی خود را قانع می کند که برای یک هفته او را به خرمشهر ببرد . در این مدت کوتاه او سعی می کند قا بلیت و استعداد خود را به همه ثابت کند . در هر کاری که پیش می آید حسین پیشقدم می شود . یکبار ، به تنهایی به میان عراقی ها می رود و لباس و اسلحه ای از آنها به دست می آورد و می پوشد . سپس آرام آرام خود را به خطوط رزمندگان اسلام نزدیک می کند . رزمندگان مشاهده می کنند که یک عراقی کوچک به طرف آنان می آید ! و می خواهند به او شلیک کنند که متوجه می شوند او محمدحسین فهمیده است که خواسته ، توانایی و لیاقت خود را ثابت کند
چندی بعد ، صدای جمهوری اسلامی ایران با قطع برنامه های خود اعلام کردکه نوجوانی 13 ساله با فداکاری زیر تانک عراقی ها رفته و آن را منفجر کرده و خود نیز به شهادت رسیده است
حضرت امام با شنیدن این خبر ، در پیامی فرمودند :
رهبر ما آن طفل 13 ساله ای است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم بزرگ تر است . با نارنجک ، خود را زیر تانک دشمن انداخت وآن را منهدم نمود وخود نیز شربت شهادت نوشید .
بقایای پیکر شهید محمد حسین فهمیده ، اینک در بهشت زهرا ، قطعه 24 ، ردیف 44 ، شماره 11 آرمیده است .
يك شنبه ۸ آبا ۱۳۹۰ ۱۴:۴۲ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.