به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

قصه ای در شب

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 11,438
اعتبار: 229
سپاس کرده: 3,621
سپاس شده: 4,533 در 2,255 موضوع

امتياز: 1,154,086.33

ارسال: #1
قصه ای در شب
چون نگهباني کهدر کف مشعلي دارد

مي خرامد شب ميان شهر خواب الود

خانه ها با روشنايي هاي رويايي

يک به يک در گير و داربوسه بدرود

ناودانها ناله سر داده در ظلمت

در خروش از ضربه هاي دلکش باران

مي خزد بر سنگفرش کوچه هاي دور

نور محوي از پي فانوس شبگردان

دست زيبايي دري را مي گشايد نرم

مي دود در کوچه برق چشم تبداري

کوچه خاموشست و در ظلمت نمي پيچد

بانگ پاي رهروي از پشت ديواري

باد از ره مي رسد عريان و عطر الود

خيس باران مي کشد تن بر تن دهليز

در سکوت خانه مي پيچد نفس هاشان

ناله هاي شو قشان لرزان وهم انگيز

چشمها در ظلمت شب خيره بر راهست

جوي مي نالد که ايا کيست دلدارش؟

شاخه ها نجوا کنان در گوش يکديگر

اي دريغا... در کنارش نيست دلدارش

کوچه خاموشست و در ظلمت نمي پيچد

بانگ پاي رهروي از پشت ديواري

مي خزد در اسمان خاطري غمگين

نرم نرمک ابر دود الود پنداري

برکه مي خندد چشمش اي افسوس

وز کدامين لب لبانش بوسه مي جويد؟

پنجه اش در حلقه موي که مي لغزد؟

با که در خلوت به مستي قصه مي گويد؟

تيرگيها را به دنبال چه مي کاوم؟

پس چرا در انتظارش باز بيدارم؟

در دل مردان کدامين مهر جاويد است؟

نه دگر هرگزنمي ايدبه ديدارم

پيکري گم مي شود در ظلمت دهليز

باد در را با صدايي خشک مي بندد

مردهاي گويي درون حفره گوري

بر اميدي سست وبي بنياد مي خندد
يك شنبه ۸ آبا ۱۳۹۰ ۱۶:۱۸ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.