به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تلفن

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 7,099
اعتبار: 174
سپاس کرده: 2,616
سپاس شده: 8,157 در 3,660 موضوع

امتياز: -7.00

ارسال: #1
تلفن
تلفن زنگ زد

الو... الو؟ گوشی رو قطع کردم

دوباره زنگ زد

الو؟ چرا حرف نمی زنی؟ ... گوشی رو قطع کردم

دوباره زنگ زد

الو؟ می دونم که تویی مرجان نکنه خجالت می کشی؟ها؟ تازه فهمیدی صبح چه حرفهای چرندی زدی ،آهان؟ ... الو ! یه چیزی بگو دیگه چند لحظه مکث کردم ، گوشی را گذاشتم.

دوباره زنگ زد

اشکال نداره خونه زنگ زدی، از شانست زن و بچه ام نیستن... ببین مرجان مطمئن باش هیچ کس از ازدواجمون با خبر نمی شه نمی ذارم کتایون و فریما بفهمن! ببین به خدا کتایون اصلا فکرشم نمی کنه ! الو ! اذیت نکن. می دونی من حوصله این بچه بازیها رو ندارم. الو... گوشی رو گذاشتم.

سرمو گرفتم بین دو تا دستام و یه نفس عمیق! به تلفن خیره موندم. منتظر بودم دوباره زنگ بزنه.

صدای انداختن کلید تو قفل و باز شدن در اومد.

کتایون!

چیه ؟ کنار تلفنی؟! هیچی چطور زود اومدی؟ لبخند زد و گفت ای کلک تو نمی دونی؟

چی رو؟ حالا ولش، خلاصه می فهمی!

تلفن زنگ رد.

دستم رو گوشی مونده بود . کتایون گفت بردار دیگه . تنم سرد شده بود . الو؟

صدای فریما بود آرامشمو به دست آوردم ،کیه؟ فریما. کتایون تلفن رو گذاشت رو من بلند گفت 1،2،3، حالا تولدت مبارک.

کتایون خندید و گفت حالا فهمیدی ؟ بهش فحشی که ندادی؟ فریما گفت کاش فحش می داد اما بابا صبور تر از این حرفاست!

کتایون خندید از شیطونیهای فریماه است دیگه. چی؟ همین تلفن بازیها دیگه!

فریما تلفن رو قطع کرده بود!

صدای بوق آزاد تلفن فضای اتاق و پر کرده بود
پنج شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۰ ۰۴:۳۵ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1396.