به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید

تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان / اطلاع رسانی / مناسبت های سالانه / تقویم تاریخ v / تقویم تاریخ 12 اسفند 2 مارس

نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تقویم تاریخ 12 اسفند 2 مارس

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 16,155
اعتبار: 226
سپاس کرده: 3,004
سپاس شده: 9,457 در 5,513 موضوع

امتياز: 6,429.12

ارسال: #1
تقویم تاریخ 12 اسفند 2 مارس
ايران


[b]برخي دلايل پيروزي ايرانيان در جنگ حرّان بر روميان که افسران رومي در سناي اين کشور بيان کرده بودند


يك قسمت از مذاكرات جلسه سوم مارس سال 52 پيش از ميلاد سناي روم حاوي اظهارات چند افسر رومي در باره شكست نظامي از ايران در جنگ كارهه (حرّان) بود كه در بهار سال 53 پيش از ميلاد (حدود 9 ماه قبل از آن) صورت گرفته بود و ضمن آن كراسوس كنسول روم كشته شده بود. اظهارات افسران شکست خورده رومي در سناي اين امپراتوري به اين شرح در تاريخ روم آمده است:
"سپهبد سورنا فرمانده ارتش ايران در اين جنگ از تاكتيك و سلاحهاي تازه استفاده كرد. هر سرباز سوار ايراني با خود مشك كوچكي پر از آب حمل مي كرد و مانند ما دچار تشنگي نمي شد. به پيادگان با مشكهايي كه بر شتر ها بار بود آب و مهمات مي رساندند. سربازان ايراني به نوبت و با تاكتيك خاصي كه براي ما تازگي داشت از ميدان [نبرد] خارج مي شدند و به استراحت مي پرداختند. سواران ايران قادر به تيراندازي از پشت سر هستند كه ما تجربه آن را نداريم. ايرانيان كمانهاي تازه اختراع كرده اند كه با آنها توانستند پاي پيادگان مارا كه باسپرهاي بزرگ در برابر آنان و براي محافظت از سوارانمان قلعه درست كرده بوديم به زمين بدوزند. ايرانيان داراي زوبين هاي دوكي شكل بودند كه با دستگاه كاملا تازه اي تا فاصله دور پرتاب مي شد. شمشيرهاي آنان شكننده نبود. هر واحد تنها از يك نوع سلاح استفاده مي كرد و مانند ما خودرا سنگين نمي كرد. سربازان ايراني حق عقب نشيني و تسليم شدن ندارند و تا آخرين نفس بايد بجنگند. اين بود كه ما شكست خورديم و هفت لژيون را به طور كامل از دست داديم و به چهار لژيون ديگر تلفات سنگين وارد آمد.




كراسوس

دستور ساختن شهر «ايوان كي» در ايالت ري

فرهاد یکم شاه ايران از دودمان اشكاني درمارس سال 178 پيش از ميلاد دستور ساختن «ري» نوين را در غرب شهر ري (منطقه ورامين ـ جنوب شرقي تهران امروز) صادركرد كه بعدا «ايوان كي» خوانده شده است. مورخین يوناني شهر تازه ـ ایوان کی ـ را «گاراكس يا خاراكس Xarhages» نوشته اند. يونانيان «ري» را هم «راگسRhages» مي نوشتند.





انگلستان حاضر به فروش هواپيماي نظامي به ايران نشد


دولت انگلستان سوم مارس 1940 (12 اسفند 1318) درخواست دولت وقت ايران را براي فروش هواپيماي نطامي رد كرد. نيروي هوايي ايران سالها پيش از آن با خريد هواپيما از آلمان و روسیه شوروي تاسيس شده بود. دلخوري انگليسي ها بيشتر از اين بابت بود كه ايران با كمك ايتالياي موسوليني براي خود يك نيروي دريايي كارآمد به وجود آورده بود و در خليج فارس موي دماغ انگلستان شده بود. به علاوه، تمايل به آلمان در بسياري ازمقامات وقت ايران ديده مي شد.





اعتراض دكتر مصدق به شوروي ـ ايرانيان با تجربه از گذشته نمي خواهند که دست نشانده شوند


دكتر مصدق نماينده تهران در مجلس شوراي ملي در جلسه 12 اسفند سال 1324 به شوروي كه حاضر به خارج ساختن نيروهايش از ايران نمي شد اعتراض كرد و سران مسكو را افرادي خواند كه به تعهد خود و ميثاقهاي جهاني و موازين بين المللي كه ضامن رعايت حقوق ملتهاست بي اعتنا هستند و بااين كار خود، حاكميت ملتها و صلح جهاني را به مخاطره مي افكنند و كره زمين را به صورت جنگلي كه قوي ضعيف را پاره مي كند در مي آورند و از اين راه، تمدن بشر راتضعيف و خارج از اخلاقيات مي سازند. وي گفت كه مماشات با رهبران مسكو بر ميزان توقعات آنان مي افزايد؛ جهان حساب و كتاب دارد بايد با سماجت قضيه را دنبال كرد.
دكترمصدق گفته بود كه رهبران مسكو بايد بدانند كه ايران با تاريخ درخشان و مردم وطندوست خود اروپاي شرقي نيست و با تجربه از 140 سال گذشته نمي خواهد که دست نشانده شود.
با انعكاس اين مطالب در رسانه هاي جهان، كمتر از سه هفته بعد ترومن رئيس جمهوري آمريكا به شوروي اخطاركرد كه اگر نيروهايش را از ايران خارج نسازد آمريكا هم نيرو به ايران خواهد فرستاد.



گسترش تظاهرات و اجتماعات براي ملي شدن نفت

اجتماعات تهران با هدف درخواست لغو قرارداد نفت با انگلستان و ملي كردن صنعت نفت در 12 اسفند 1329 (سوم مارس 1951) بيش از روزهاي ديگر بود و چهار روز بعد رزم آرا نخست وزير كه مخالف ملي شدن نفت بود جان خود را بر سر اين مخالفت گذارد. در اين اجتماعات از هرگروهي ــ ملي گرا، مذهبيون و كمونيست ــ ديده مي شد.
دو شنبه ۱۵ اسف ۱۳۹۰ ۱۹:۲۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 16,155
اعتبار: 226
سپاس کرده: 3,004
سپاس شده: 9,457 در 5,513 موضوع

امتياز: 6,429.12

ارسال: #2
RE: تقویم تاریخ 12 اسفند 3 مارس
در قلمرو انديشه






ليمونوف، مردي با فرضيه هاي تازه در آسمان روسيه: ناسيونال بلشويسمNational Bolshevism







Eduard Limonov

ادوارد ساونكو (ليمونوف) شاعر و نويسنده روس و صاحب يك فرضيه «ناسيونال سوسياليسم» تازه، موسس حزب «ناسيوناليست بلشويكز = ناسيونال بلشويسم» و منادي انقلابي از نوع جديد كه از آغاز فعاليت هاي انتخاباتي روسيه شهرت بيشتري يافته 22 فوريه 1943 (درست 65 سال پيش) به دنيا آمده است. ليمونوف نام مستعار و قلمي اوست، زيرا كه پوستش كمرنگ و اصطلاحا ليمويي است و دوستانش از نوجواني اورا با اين نام خطاب مي كردهند. وي كه هشت سال (از 1974 تا 1982) در آمريكا اقامت اجباري داشت و يكي از كتابهايش را كه «اين من هستم؛ ادي!» عنوان دارد در آنجا منتشر ساخت كه بعدا به روسي، آلماني، و ... هم ترجمه شد و بيش از يك ميليون نسخه فروش داشت مي گويد كه «آمريكائيسم» از «كاپيتاليسم» جداست، هردو به حال جهان زيان آورند و بر مردم آمريكاست كه دولتشان را مجبور به ترك و يا تعديل اين دو روش كنند كه توجه جوانان آمريكايي به تعيين نامزدها در مسابقه هاي انتخاباتي جاري نشان داد كه درصدد آن تغيير برآمده اند.
وقتي كه از ليمونوف سئوال مي شود؛ او كه هشت سال از كمكهاي رفاهي (ولفر) آمريكا استفاده كرده بود چرا با سياستهاي آن كشور تا اين حد مخالف است؛ مي گويد كه آمريكا دنيا را مي چاپد، و اين پول از خود آن نيست و به علاوه، كمك معيشتي به پناهندگان سياسي را به خاطر تبليغ سياسي عليه دولتهاي بخصوصي مي دهد. اگر دولت آمريكا وارد جنگ سرد با شوروي نشده بود، دولت مسكو آن همه مامور اطلاعاتي نداشت كه به من (در آن زمان يك جوان) اشاره كنند: از عقيده ات (سوسياليسم ملي) دست بردار و يا از كشور (وطن خود) برو، و گرنه جاي تو سيبري خواهد بود كه من مجبور شدم به آمريكا بروم و چون بيكار بودم نان آنان را بخورم. ليمونوف كه به روسي، انگليسي و فرانسه تكلم مي كند گفته است كه 44 كتاب نوشته از جمله 15 داستان و به نوشتن كتاب و مقاله ادامه مي دهد.
ليمونوف كه پس از خروج اجباري در سال 1974 از وطن به ترتيب در اتريش، ايتاليا، آمريكا و فرانسه زندگي مي كرد در سال 1991 به وطن بازگشت و به انتشار نشريه «ليمونكا» دست زد كه هنوز چاپ مي شود. مقامات روسيه فدراتيو بعدا او را به دادگاه بردند كه «ليمونكا» در اذهان يك مفهوم ديگر هم دارد و آن «نارنجك دستي كوچك، شبيه ليمو» است و اين نام درحقيقت تهديدكردن دولت است كه دادگاه اين اتهام را نپذيرفت.
فرضيه هاي ليمونوف كه هركدام در يك كتاب قرارداده شده اند متعددند. فرضيه هاي شماره يك و دو او عبارتند از:
تمدن نوين. وي معتقد است كه كار بشر با اين تمدن به جايي نمي رسد و اين «بن بست» در طول تاريخ بارها و به دفعات به اثبات رسيده است. ، اين تمدن فسادآفرين شده و مقام انساني را تنزل داده و به انحطاط مي كشاند. در اين تمدن، مردم آنچه را كه مي گويند عمل نمي كنند و يا عكس آن را انجام مي دهند، آزمند، بيرحم و خودخواه شده اند و به خاطر پول يكديگر را پاره مي كنند. اين تمدن را نمي توان اصلاح كرد، جز با انقلاب ـ انقلابي از نوع فرهنگي، و تا چنين انقلابي روي ندهد؛ بشر آرامش و سعادتي را كه در جستجويش است به دست نخواهد آورد.
روسيه اي ديگر؛ به باور ليمونوف، ساختار اجتماعي ـ انساني روسيه بايد تغيير كند زيرا كه در اين ساختار، آزمايش دو نظام فئودالي و سوسياليستي با شكست رو به رو شد و بنابراين بايد نخست روانشناسي روسها را تغيير داد، بايد آينده نگر باشند، نه «روزگذر و نزديك بين» و .... فكر فساد بايد از ذهن روس ها پاك شود به گونه اي كه به محض مشاهده اثري از آن، جملگي بپاخيزند و در نطفه خفه اش كنند. او مي گويد كه لنين فرضيه اقتصاد ماركسيستي را تعديل كرد و اجازه داد كه فعاليت خصوصي محدود ادامه داشته باشد كه پس از مرگش زير اين تعديل زدند و شكست از همين جا آغاز شد و ادامه يافت. دمكراسي شورايي كه بهترين راه حل براي مسئله حكومت و تحقق حكومت مردم بر مردم است و لنين انتظارش را داشت در شوروي عملي نشد و مردم نمايشي از آن را مي ديدند.
ليمونوف درعين حال كه ملي فكر مي كند و خواهان اجراي فرضيه هايش در روسيه است؛ از ايجاد اتحاديه اي از ملل «اوراسياEurasia» كه از منافع بين المللي اين ملل دفاع كند و به تحكيم همبستگي هاي اقتصادي و فرهنگي ملل منطقه بپردازد جانبداري مي كند و بنابراين در اين راستا از پيروان عقيده «هگلHegel» مبني بر همكاري و همبستگي منطقه اي است كه نزديك به دو قرن پيش آن را اعلام داشت. با وجود اين، ليمونوف مي خواهد كه روسيه در كانون «اوراسيا» قرارداشته باشد.
ليمونوف كه براي عملي ساختن انديشه هايش، حزب «ناسيوناليست بلشويكز = ناسيونال بولشويسم» را در سال 1993 تاسيس كرده است فاشيسم را رد مي كند و مي گويد كه آن دو كلمه (ناسيوناليسم و بلشويسم) يعني عشق به وطن و هموطنان. «سوسياليسم محدود و ملي - داخلي» وطن را نيرومند و هموطنان را سعادتمند و فارغ از رنج و تعب خواهد كرد. تحقق سوسياليسم جهاني كه كمونيستها پيرو آن هستند به علت تفاوت فرهنگها و شرايط اجتماعي ـ اقتصادي ملل، اگر محال نباشد بسيار دشوار خواهد بود و به علاوه، نيروهايي هستند كه مانع خواهند شد و سد ايجادخواهند كرد بمانند ايستادگي آمريكا در برابر شوروي سابق كه به شكست انترناسيوناليسم انجاميد، ولي نيرويي وجود ندارد كه با منطق قوي بگويد براي وطن و هموطنان فداكاري نكن.
ليمونوف مي گويد: استدلال دولت روسيه كه حزب اورا قانوني نمي داند يكي مشابهت نام آن با حزب ناسيول سوسياليست آلمان (نازي) است و يكي ديگر اينكه چرا اعضاي حزب عمدتا جوانان هستند و يا اينكه چرا من «پريده رنگ» لباس مشكي مي پوشم و عكس ميخائيل ياكونينMikhail Bakunin (آناركيست روس) در يكي از اطاقهاي حزب ديده شده است و ...، پس افراطي است و افراطي گري (اكستريميسم) را تبليغ خواهد كرد.
ليمونوف مي گويد: چند سال پيش پس از خريد يك تفنگ كالاشنيكوف مرا دستگير و اتهام تروريسم و اينكه مي خواهم دسته مسلح تشكيل و معادن طلاي كزاخستان «قزاقستان» را تصرف كنم و به روسيه بازگردانم وارد ساختند كه دادگاه جز اتهام خريد تفنگ ـ پيش از دريافت پروانه، اتهامات ديگر را نپذيرفت و دو سال در زندان بودم و در اين مدت هشت كتاب نوشتم كه زمينه آنها خاطرات خود من از شوروي، از آمريكا، از دوران دوري از ميهن و ... بود.
كتاب هاي داستاني معروف ليمونوف عبارتند از: «مرخصي آمريكايي»، ارقه (ناكس)، آناتومي يك قهرمان، وحشيان هم ...، زنداني مرد مرده، عشق عشقها (مادر همه علاقه مندي ها) و ....
ليمونوف كه بزرگترين عشق را علاقه به مردم و وطن مي داند براي نامزد شدن در انتخابات دوم مارس 2008 دو ميليون امضاء جمع آوري كرده بود، و ديگر معلوم نشد كه چرا نام او در ميان نامزدهاي احراز مقام رياست جمهوري نبود.
دو شنبه ۱۵ اسف ۱۳۹۰ ۱۹:۳۴ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 16,155
اعتبار: 226
سپاس کرده: 3,004
سپاس شده: 9,457 در 5,513 موضوع

امتياز: 6,429.12

ارسال: #3
RE: تقویم تاریخ 12 اسفند 3 مارس
در دنياي داستان نويسي


نظرات و انتقادهای نویسنده ممنوع القلم شوروی ـ اگر کرملین به اندرزها و هشدارهای این نویسنده کمونیست گوش فراداده بود، شوروی فروپاشی نمی کرد



فیودور ابراموفFyodor Abramov یک روستازاده روس بود که 29 فوریه 1920 به دنیا آمده بود. وی که سختی ها را دیده بود در جوانی و با اشتیاق کمونیست شده و به دانشگاه رفته بود. آتش جنگ جهانی دوم که به لنینگراد (سن پترزبورگ) ـ شهر محل اقامت او رسید، لباس سربازی برتن کرد و به دفاع از وطن برخاست. پس از جنگ و تکمیل تحصیلات، مدرّس دانشگاه شد. وی که مشکلات جامعه را لمس و آنهارا ناشی از سوء مدیریت دستگاهها دیده بود به نوشتن مقاله و انتقاد پرداخت. انتقادهای او، کمیته مرکزی حزب کمونیست را خشمگین ساخت بگونه ای که وی را ممنوع القلم کرد و نشریات از چاپ نوشته ها و نظرات او منع شدند. ابراموف که چنین دید به نوشتن داستان روی آورد ـ کاری که در چنین شرایط از زمان نوشته شدن داستان هندی «کلیله و دمنه» رواج داشت. وی ناله های خود در قالب داستان سر می داد و ضمن بیان مشکل و تشریح آن، راه حل نیز نشان می داد. ولی، جز دو سه داستان نخست، توزیع کتاب های او ممنوع شد. وی در این زمینه و انتقاد از اين وضعيت نوشته ای معروف دارد که نخستین پاراگراف آن (پاراگراف لید) از این قرار است: نویسنده در دوران ممنوعیت و حتی در زندان می تواند بهتر بیاندیشد و بهتر بنویسد.
چند داستان دیگر ابراموف بعدا و در زمان حکومت خروشچف [اصطلاحا دوره اصلاحات و به قول مائو، دوره تجديد نظر طلبي] به چاپ رسید و چاپ و ترجمه آنها به زبان انگلیسی، آلمانی و اسپانیایی از اواخر دهه 1970 آزاد و جهانی شد.
از نوشته های ابراموف که چهاردهم ماه می 1983 در 63 سالگی درگذشت چنین برمی آید که بلشویکهای روسیه از همان نخستین روز پیروزی انقلاب (اکتبر 1917) به بیراهه افتادند. رهبری انقلاب، و احتمالا از روی ناچاری و فشار، اداره امور کشوررا به کسانی سپرد که رموز مدیریت را نمی دانستند، باهم مبارزه و رقابت داشتند، از جزئيات فرضیه مارکس و تفسیرهای آن و هدف هاي انقلاب بخوبی و آنطور که بايد آگاه نبودند، نسبت به آنها و منافع جامعه دلبستگي و دلسوزي قلبي نداشتند و تنها به رفاه، جاه و مقام خود مي انديشيدند و با این روحیه به تدریج از مردم و انتظار و نیاز آنان فاصله گرفتند که بازگشتی عملی به روش هاي اداري عهد تزارها بود. با اين تفاوت که این جماعت خودرا در پناه دیوار بلند سوسیالیسم پنهان کرده بودند و واقعیت هارا نمی دیدند.
به باور مفسران مشاهدات ابراموف و نقدنگاران نوشته هایش، وی از نيمه دهه 1950 فروپاشی شوروی و سوسیالیسم آن را پیش بینی کرده و هشدار داده بود.
داستانهای اخیر ابراموف به فساد اداری و لوکس گرايي مديران و مقامات هم اشاره دارد که به بیماری خوره یک سیستم و رژیم تعبیر شده است.
ابراموف در کتاب نرمش و انعطاف [عنوان ترجمه انگلیسی آن را «اکثریت ساکت» گذارده اند] نوشته است که کرملین نباید سکوت مردم را حمل بر رضا کند [می کرد] و بی خیال بنشیند [می نشست].
نخستین داستان ابراموف زندگی در کلخوز ـ پس از جنگ [جنگ جهانی دوم] عنوان دارد که مشکلات بويژه سختي هاي کار و زندگاني کشاورزان را به دست داده ازجمله نارضایتی از منع انتقال (مهاجرت) از یک کلخوز (مزارع اشتراکی) به کلخوز دیگر، ترک کار کشاورزي و پرداختن به کاري ديگر ـ اشتغال مورد علاقه، و نيز انتقاد از مطبوعات وقت که از هر چیز چهره زیبا ترسیم می کنند تا سران حزب و مدیران دولتی را راضی سازند.
ابراموف در کتاب «راه و چهار راه» از ضعف و سوء مدیریت در شوروی که اسما یک جامعه ایدئولوژیک بود نالیده و در عین حال راه حلهایی را که به نظرش می آمده ارائه کرده است.
ابراموف در داستان تحت عنوان «خوانده نشده» نشان داده است که بخشنامه های حزب [حزب حاکم، حزب کمونیست] و نطق ها و توصیه های عمومی سران حزب و دولت خوانده نمی شوند [نمی شدند] و بسیاری از مدیران اصول سوسیالیسم و فرضیه مارکسیسم ـ لنینیسم را کاملا نخوانده و به رعایت آن اعتناء ندارند [نداشتند] و ....
وی در داستان تحت عنوان کتاب تمیز [کتابی که ورق نخورده تا دست مالی و کثیف شود] اشاره کرده است که کتابهای آموزشی حزب حتی از سوی مسئولان خوانده نمی شوند و همچنان کاملا نو و تمیز باقی می مانند. داستان هاي دیگر او ازجمله «دو زمستان و سه تابستان»، «خانه»، «برادران و خواهران»، «زندگانی نو»، «پرواز قوها» و ... همه اش در انعکاس وجود تبعیض، فاصله مقامات و بزرگان از توده مردم و دشواری ها در جامعه شوروی وقت بوده است.
فروپاشی شوروی از درون و تفسیر نظرات ابراموف که در قالب داستان بیان شده است وی را در عداد نویسندگان و اندیشمندان بزرگ قرارداده است.





نویسنده ای که 61 داستان و 27 کتاب دیگر نوشت!



Edward F. Benson

ادوارد بنسون Edward F. Benson نویسنده انگلیسی 29 فوریه 1940 در 73 سالگی درگذشت. وی داستان نگار، شرح حال نویس (بیوگرافر) و تاریخنگار بود.
بنسون در طول عمر نویسندگی 61 ناول (داستان) و 13 داستان کوتاه (شورت ستوری) نوشت. داستانهای کوتاه او که رویداد واقعی بودند نخست به صورت پاورق در مجلات به چاپ می رسیدند. بنسون 11 تاریخچه به سبکی خاص که بی شباهت به «شرح حال = بيوگرافي» نیستند نوشته است ازجمله کتاب های «فردیناند ماژلان»، «فرانسیس دریک»، «دختران ملکه ویکتوریا» و قیصر [قیصر آلمان] و بستگان انگلیسی اش [خاندان سلطنتی انگلستان] که قسمتی از تاریخ جنگ جهانی اول است [دو خانواده سلطنتی که بستگان یکدیگر بودند برضد هم وارد جنگ شدند و پس از آغاز جنگ خانواده سلطنتی انگلستان از ترس انگلیسی ها نام خانوادگی خودرا تغییر داد]. «تاریخ اجتماعی انگلستان» مهمترین کار تاریخنگاری بنسون است. وی خاطرات و اتوبیوگرافی اش را در سه جلد منتشر کرده است.
معروفترین و تاثیرگذارترین داستانهای بنسون عبارتند از: زندگانی مخفی، اطاقی در برج، میراث خور، از امور خانوادگی، آنطور که بودیم، مردی که نمی اندیشید، پا در هوا و شهر بی قانون.
دو شنبه ۱۵ اسف ۱۳۹۰ ۱۹:۳۶ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 16,155
اعتبار: 226
سپاس کرده: 3,004
سپاس شده: 9,457 در 5,513 موضوع

امتياز: 6,429.12

ارسال: #4
RE: تقویم تاریخ 12 اسفند 3 مارس
دنياي ورزش



سازماندهي "هاکي روي يخ Ice Hockey"




Arthur Hockey

برای نخستین بار در تاریخ ورزش، سوم مارس 1875 و در مونترآل کانادا هاکی روی یخ Ice Hockey (نوعی بازی چوگان روی یخ) سازمان داده شد. سرگرمی انفرادی سریدن و لیزخوردن روی یخ سابقه هزاران ساله دارد ولی از این تاریخ دارای سازمان، تیم، قواعد و اصول شده است. قواعد این بازی ازجمله شمار بازیکنان هرتیم که شش نفر باید باشند، دیسک بازی و گلر (گلی) و نوع کفش (اسکیت) در نشریه مونترآل گازت انتشار یافت. به علت طبیعت یخ، این بازی باید در سالن سرپوشیده انجام شود. هاکی روی یخ از سال 1920 بر بازیهای المپیک (زمستانی) اضافه شده است. هم اکنون 69 کشور دارای تیم های هاکی روی یخ هستند.
تاریخ ورزش از آرتور هاکیArthur Hockey ـ اشراف زاده انگلیسی به عنوان تنظیم کننده و مدرنیزه کننده بازی هاکی یاد کرده است که عنوان این بازی از نام او گرفته شده است. وی در قرن هفدهم می زیست و ظاهرا در سال 1614 اصلاحات خودرا درباره بازی قدیمی هاکی (چوگان) منتشر کرد و تعمیم داد.






Ice Hockey
دو شنبه ۱۵ اسف ۱۳۹۰ ۱۹:۳۹ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 16,155
اعتبار: 226
سپاس کرده: 3,004
سپاس شده: 9,457 در 5,513 موضوع

امتياز: 6,429.12

ارسال: #5
RE: تقویم تاریخ 12 اسفند 3 مارس
در قلمرو رسانه‌ها


روزنامه نگار، تاریخنگار و سردبیر دائرة المعارف بریتانیکا ـ اشاره اي به اصل «اعتياد به روزنامه نگاري»




Walter Yust

29 فوریه سالمرگ والتر یوست Walter Yust روزنامه نگار و تاریخنگار آمریکایی است که در سال 1960 و در 66 سالگی درگذشت.
یوست از 23 سالگی و پس از اتمام تحصیل در دانشگاه پنسیلوانیا به کار «خبر و نظر» پرداخت و برغم سردبیری دائرة المعارف بریتانیکا و تالیف کتاب، تا آخرین روز حیات از آن دست نکشید. وی که 22 سال سردبیری بریتانیکا در آمریکارا بر عهده داشت در کتاب خاطرات و اندرزهای خود نوشته است: " روزنامه نگاری یک اعتیاد ترک نشدنی است. کسانی که بخواهند گام به این حرفه بگذارند باید این واقعیت را بدانند. ترک این حرفه به مرگ زودرس روزنامه نگار منجر می شود. من این واقعیت را از مطالعه سرگذشت دهها روزنامه نگار به دست آورده ام. روزنامه نگار عاشق مردم است و خواهان رفاه، سعادت و شادزیستن آنان. خبر و نظر رسانی حرفه ای (بی طرفانه و کامل) از بزرگترین خدمات به بشریت است. بشر نیاز به اندرز دارد و اندرز با طرح مشکلات و اشتباهات دیگران داده می شود که کار روزنامه نگار است.".
یوست علاوه بر نوشتن هزاران مقاله و سردبیری بریتانیکا، چندین کتاب که همگی زمینه تاریخی دارند تالیف کرده است. مرگ نسبتا زودرس اورا افراط در کار و کمبود خواب و استراحت و بیماری های ناشی از آن اعلام کرده اند.
دو شنبه ۱۵ اسف ۱۳۹۰ ۱۹:۴۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 16,155
اعتبار: 226
سپاس کرده: 3,004
سپاس شده: 9,457 در 5,513 موضوع

امتياز: 6,429.12

ارسال: #6
RE: تقویم تاریخ 12 اسفند 3 مارس
ساير ملل



جنگ دوم ترياک با چين - قدرتهای وقت چین را مجبور به خرید تریاک کردند!



سوم مارس 1857 انگلستان و فرانسه به چین اعلان جنگ دادند و جنگ دوم تریاک آغاز شد که تا سال 1860 ادامه یافت و به شکست نظامی چین انجامید. در جریان این جنگ، قدرت های جهانی دیگر به انگلستان و فرانسه پیوسته بودند. طبق قراردادهای پایانی این جنگ، دولت وقت چین که از توان نظامی کافی برخوردار نبود قبول کرد که تجارت تریاک انگلستان با چین قانونی شود که نتیجه اش اعتیاد چینی ها بود. طبق این قراردادها، دولت چین موافقت کرد که بنادر خودرا به روی قدرت های وقت بازبگذارد، از واردات این کشورها عوارض گمرکی نگیرد، مانع مهاجرت کارگران «پرکار و ارزان مزد» چینی به آمریکای شمالی (کانادا و ایالات متحده) و مستعمرات قدرتها نشود، کشتی های نظامی آنان بتوانند وارد بنادر چین شوند، مانع فعالیت مروجّین مسیحیت نشود و هرگونه قرارداد به زبان انگلیسی نوشته شود. مورخین معاصر نوشته اند که تسلیم چین به این شرایط باعث رشد امپریالیسم شد، به همانگونه که پس از فروپاشی شوروی نیز فعالیت های امپریالیستی شدت گرفت. نخستین جنگ تریاک، تنها میان چین و انگلستان روی داده بود زیرا که چینی ها تریاک ها انگلیسی ها را که از هند به چین صادر می شد به دریا ریخته بودند. در این جنگ «هنگ کنگ» چین به تصرف انگلستان درآمده بود.






پيمان «سن استفانو» و قرارگرفتن مسکو و لندن در برابر یکدیگر در بالکان

سوم مارس 1878 برغم مخالفت انگلستان، قرارداد پايان جنگ روسيه و عثماني معروف به پيمان «سن استفانو» ميان دو دولت امضاء شد. روسيه از اين جنگ كه تا دروازه هاي استانبول گسترش يافته بود، دو هدف داشت؛ يكي اجباركردن عثماني به تاييد استقلال صربستان، مونته نگرو، مقدونيه و بلغارستان بود كه اكثريت جمعيت اين منطقه اسلاو و همنژاد روسها هستند و ديگري بسط نفوذ خود از طريق اين اسلاوها (اسلاوهاي جنوبي) تا مديترانه. انگلستان رقيب قديمي استعماری روسيه مايل به اين کار نبود، مخصوصا نمي خواست كه بلغارستان به درياي سياه و درياي اژه راه یابد.
با اين كه انگلستان براي ادامه جنگ با روسيه به كمك عثماني كشتي جنگي فرستاده بود و اين كشتي ها به تنگه «بسفور» (منطقه استانبول) رسيده بودند، سران عثماني ترجيح دادند كه با روسيه سازش كنند، زيرا مي دانستند كه انگلستان تنها به منافع خودش مي انديشد. عثماني با امضاي پيمان «سن استفانو» درعین حال روسيه و انگلستان را در برابر يكديگر قرارداد.
در واکنش به این پیمان، انگلستان به تحریک صربستان و بلغارستان برضد یکدیگر پرداخت و ایندو را به جان هم انداخت و هنگامي كه روسيه براي پايان دادن به جنگ اين دو كشور همسايه به مياجيگري پرداخت انگلستان نيز وارد مذاكرات شد كه از سوم مارس 1886 در بوخارست آغاز گرديده بود. مذاكرات بوخارست موفق به برقراراي صلح ميان صربها و بلغارها شد ولي، ديگر انگلستان از منطقه بالكان خارج نشد و اثر انگشتش همه جا در رويدادهاي بعدي بالكان مشاهده مي شد.




سياست خارجي آلمان، 7 سال پس از وحدت و امپراتوري شدن ـ سياست تقسيم مسالمت آميز جهان ميان اروپاييان!



ديسرائيلي --------------------- بيسمارک

دولت آلمان به صدر اعظمي بيسمارک هفت سال پس ازاينکه موفق شد آلماني هارا به زير يک پرچم بياورد و امپراتوري اعلام کند از مارس 1878 سياست خارجي تازه اي در پيش گرفت و اين سياست پايه استعماري و سهم خواهي داشت ولي بدون درگيري بارقيبان. اجراي اين سياست نياز به اين داشت که ميان قدرتهاي اروپايي به جاي معارضه سازش بر قرار باشد. با همين هدف، دولت آلمان کنگره برلن را در 13 ژوئيه 1878 براي حل اختلاف مستعمراتي اروپائيان و تصاحب مسالمت آميز ساير سرزمين ها، ايجاد تفاهم ميان قدرتهاي اروپايي و در همين راستا رفع بحران تازه روابط انگلستان و روسيه و تشكيل داد. دراين كنگره بود كه تمامي قفقاز به روسيه، بوسني ــ هرزگوين به اتريش، قبرس به انگلستان و کنگو به بلژزيک داده شد و ميان اروپاييان برسر تقسيم آفريقا توافق بعمل آمد و .... همچنين قرارشد كه بلغارستان، مقدونيه و آلباني با حفظ استقلال خود؛ اسما ( و تشريفاتي) جزيي از امپراتوري عثماني به شمار آيند.
در كنگره برلن ديسراييلي نخست وزير يهودي انگلستان از فرصت استفاده كرد و انديشه روسيه از ايجاد يك اتحاديه سراسري «پان اسلاو» از خاوردور تا درياي آدرياتيك را افشاء كرد. اما، اين افشا گري با مداخله بيسمارك به حمايت از روسيه به جايي نرسيد.
انگلستان به تحريكات خود در خارج از جلسات كنگره ادامه داد و صربستان و بلغارستان را به جان هم انداخت و هنگامي كه روسيه براي پايان دادن به جنگ اين دو كشور همسايه به مياجيگري پرداخت انگلستان نيز وارد مذاكرات شد كه از سوم مارس 1886 در بوخارست آغاز گرديده بود.




ادامه و تشديد دامنه اعتراضات روسيه برغم کوتاه آمدن تزار نيکلاي دوم



نيکلاي دوم


سوم مارس 1905 نیکلای دوم تزار روسیه که با تظاهرات و ناآرامی رو به رو شده بود با ایجاد مجلسی مرکب از نمایندگان منتخب به نام «دوما» موافقت کرد. ناآرامی و اعتراض عمدتا به سبب فقر توده ها و نظام ارباب و رعیتی و زورگویی اعیان ـ اشراف روسیه بود. این اقدام تزار معترضان روس را راضی نکرد و ناآرامی ها ادامه و شدّت یافت و مدیریت تظاهرات به تدریج به دست کسانی افتاد که ادامه عمر نظام تزاری را مانع و سدِ به قدرت رسیدن خود می پنداشتند و رنگ دمکراسی خواهی به آن زدند و .... دولت های استعماری رقیب روسیه هم کمک کردند و تزار به توصیه اطرافیان ناچارشد دوم مارس 1917 تفویض اختیارات کند شاید که اوضاع آرام شود که بازهم بی نتیجه بود. با کنار رفتن تزار وقت [گرچه ظاهری]، سوسیال دمکراتهای روسیه منشعب و به دو گروه بُلشویک (اکثریون) و مِنشویک (اقلیت ـ اعتدالیون) تقسیم شدند. بلشویکها با عبور از دمکراسی طلبان و سوسیال دمکراتها، خود میداندار شدند و در اکتبر آن سال [طبق تقویم قدیم ـ ژولیان؛ ماه نوامبر1917] انقلاب بلشویکی همه چیزرا در آن امپراتوری زیر و رو کرد. تزار نیکلای دوم و افراد خانواده اش 17 جولای 1918 در تبعیدگاه و بدون محاکمه، به تصمیم یک کمیته محلی انقلاب کشته شدند و ....






انگلستان به دنبال نفت و سلطه بر آسياي غربي، «بغداد» را تصرف كرد


نقشه بغداد
نيروهاي انگليسي كه با هدف بيرون آوردن بین النهرین از دست عثماني وارد اين سرزمين شده بودند از سوم مارس 1917 حمله به شهر بغداد را آغاز كردند و این شهر هشت روز بعد (11 مارس) به تصرف آنان درآمد. از نظر انگليسي ها بغداد كليد تصاحب نفت عراق و سلطه بر سرزمين هاي عربي و کلید آسیای غربی بشمار مي رود. منطقه بغداد از زمان تاسيس تيسفون و استقرار پايتخت ايران در آنجا در سال 135 پيش از ميلاد مركز قدرت در شرق بوده است. پس از اشكانيان و ساسانيان، عباسيان آنجا را پايتخت خود قرار دادند و دولت عثماني با دادن امتيازات فراوان به ایران، بغدادرا از آن خود کرده بود و سلطان عثمانی پس از استقرار در بغداد بود که خودرا خلیفه مسلمین سنّی اعلام کرد. عثمانی عملا از بغداد بود که بر مناطق عربي شرق مصر حكومت مي كرد. در جریان جنگ انگلستان با عثمانی برسر عراق، نیروهای عثمانی شدیدا مقاومت کردند و در چند نبرد ازجمله زد و خورد مدائن (نه چندان دور از طاق کسری) واحدهای انگلیسی را به عقب رانده بودند. حكومت انگليسي ها بر بغداد آسان نبود و دائما گرفتار بپاخیزی، شورش و زد و خورد بودند. انگلیسی ها بودند که عراق را از سه ایالت مختلف المذهب و نژاد بوجود آوردند، مرزهایش را طبق سیاست خود ترسیم و نام قدیمی ایرانی آن (اراک = ایراک) را برآن نهادند. در دوران ساسانیان، ایالتی که تیسفون (پایتخت) در آن واقع شده بود و تا کویت امروز امتدادداشت «اراک، به کسر الف» خوانده می شد.


کشف نفت در کشور سعودي و نگاهي کوتاه به سير تحول آن


سوم مارس 1938 کمپانی آمریکایی «استاندارد اویل کالیفرنیا» و شریک آن کمپانی «تکزاس اویل» در منطقه دمام واقع در جنوب شرقي کشور سعودی (نه چندان دور از شهر ظهران و خليج فارس) نفت کشف کردند. شهر الدمام Ad Dammam حاکم نشين ايالت جنوب شرقي کشور سعودي اينک سومين شهر اين کشور پس از جده و رياض است.
کمپانی استاندارد اویل 29 ماه مه 1933 از پادشاه وقت کشور سعودی امتیاز اکتشاف نفت گرفته بود که نزدیک به پنج سال بعد موفق به کشف آن شد. یک سال پس از کشف نفت در بحرین بود که این کمپانی تلاش کرد تا از پادشاه سعودی امتیاز اکتشاف و استخراج نفت بگیرد زیرا که متوجه شده بود که سراسر منطقه دارای ذخایر نفت خام است. این ماده چند دهه قبل از آن در ایران و بعدا در عراق کشف و استخراج آن آغاز شده بود. کمپانی استاندارد اویل در سال 1944 بر شعبه خود در کشور سعودی نام آرامکو = Arabian American oil Company گذارد. در سال 1950 و در جریان مبارزات ملت ایران به ملی کردن نفت خود، عبدالعزیز ابن سعود پادشاه وقت کشور سعودی نیز با تهدید به ملی کردن، از کمپانی آمریکایی خواست که قسمتی از سهام آرامکو و سهم بیشتری از درآمد نفت را به آن دولت بدهد. پس از یک رشته تحولات دیگر، آرامکو از 1988 به «سعودی آرامکو» تغییر نام داده است. کشور سعودی اینک بزرگترین صادرکننده نفت درجهان است و ذخایر نفتی آن نیز بیش از سایر کشورهاست و هرسال حدود 3 میلیارد بشکه نفت استخراج می کند.





چند تلاش بي اثر با هدف جلوگيري از تعرض نظامي آمريکا به عراق در مارس 2003


چند تلاش بي اثر در سطح جهان با هدف جلوگيري از تعرض نظامي آمريکا به عراق در يکم و دوم مارس 2003 بعمل آمده بود که ظاهري از اين قرارداشت:
ــ اعلاميه نشست سران عرب در شرم الشيخ مصر. اين نشست اين استدلال آمريکا را که توسل به نيروي نظامي براي عاري ساختن عراق از اسلحه کشتار جمعي لازم و ضروري است رد کرده و خواسته بود که مسئله عراق از راههاي مسالمت آميز و درچارچوب سازمانها و قوانين بين المللي حل شود. اين نشست همچنين كشور هاي عربي را از شركت در مساعي جنگي عليه عراق و يا هر كشور عربي ديگر را منع و تاکيد کرده بود كه اگر قرارست منطقه از وجود سلاحهاي كشتار جمعي پاك شود اسراييل هم بايد عاري از اين نوع سلاحها گردد. [مرور زمان نشان داد که هيچيک از موارد اين اعلاميه رعايت نشد و به صورت سطوري بر کاغذ باقي ماند].
ــ دولت روسيه ملاحظات را كنار گذارد و رسما گفت كه آماده است به خاطر حفظ ثبات جهان، در شوراي امنيت از «وتو» استفاده كند و مانع جنگ آمريکا با عراق شود. كمونيستهاي روسيه در روز «مدافعان وطن» از پونين خواسته بودند كه با ايستادگي در برابر عزم آمريكا به جنگ، اراده و شخصيت خود را نشان دهد. [مرور زمان نشان داد که آمريکا شوراي امنيت را دور زد و بدون مجوز آن، عراق را اشغال نظامي کرد].
ــ شيراك رئيس جمهور [وقت] فرانسه به مخالفت با حمله نظامي به عراق ادامه داد و دستگاههاي سنجش افكار گزارش كرده بودند كه وي با اين عمل براي خود و فرانسه در سطح جهان پرستيژ ويژه كسب كرده است. ــ پارلمان تركيه هم با استقرار نيروهاي زميني آمريكا در آن كشور و حمله از خاك تركيه به عراق موافقت نكرد.
ــ مخالفان توني بلر نخست وزير [وقت] انگلستان روش او در قبال عراق را مشابه سياست و ژست هاي هيتلر در اواخر دهه 1930اعلام و دست اورا رو کردند.
ـــ تظاهرات ضد جنگ در سراسر جهان ادامه داشت و در كشور شيلي براي جلب توجه افكار عمومي، صدها تن از تظاهر كنندگان به حالت برهنه در خيابان راهپيمايي كردند.





سانحه هوایی با 346 کشته ـ «دی. سی.» هاي سه موتوره از بیشتر خطوط مسافری حذف شده اند ولي نه در خط آمستردام ـ تهران!


سوم مارس 1974 یک هواپیمای مسافربر شرکت هواپیمایی ترکیه از نوع «دی. سی ـ 10» در سر راه خود از پاریس به لندن در خاک فرانسه سرنگون شد که 346 تن کشته شدند. این مرگبارترین سانحه هوایی تا آن زمان بود. هواپیماهای سه موتوره «دی. سی ـ 10» در پی چند حادثه پرتلفات از بیشتر خطوط مسافری حذف و به قسمت باربری منتقل شده اند، ولی نه در خط هوایی [ک. ال. ام] آمستردام ـ تهران!.




رسانه هايي که اين عکس را منتشر کرده اند نوشته اند که تصوير چند لحظه پيش از برخورد هواپيماي ترکيه به زمين از آن
برداشته شده است



دميتري مدوديف برنده انتخابات دوم مارس 2008 روسيه - راهي که پوتين براي انتخاب شدن خود در مارس 2012 باز کرد



سوم مارس 2008 نتيجه انتخابات ریاست جمهوری روسيه فدراتيو که روز پیش از آن انجام شده بود به اين شرح اعلام شد:
ــ دميتري مدودیف (سنتريست و نامزد حزب روسیه متحد به رهبری پوتین): 2ر70 درصد آراء
ــ ژيرينوفسكي (ناسيوناليست): 4ر9 درصد آراء
ــ زيوگانوف (كمونيست): 17ر8 درصد آراء
ــ بوگادوف (لیبرال دمكرات): 3ر1 درصد آراء
این «درصدها» در عین حال تغییرات ایدئولوژیک (تفکر سیاسی) روسها را در دهه یکم قرن 21 نشان می داد. مدودیف برغم قولی که در مسابقه های انتخاباتی داده و گفته بود که با مصرف الکل که عامل «بی خیال شدن» روسهاست مبارزه خواهد کرد برنده شد. اصحاب نظر گفته بودند که در انتخابات مارس 2012 ولادیمیر پوتین قدرت اصلی پشت پرده بود که از 2000 تا 2008 بر روسیه رياست داشت و چون قانونا نمي توانست متواليا براي بار سوم نامزد این مقام شود مدوديف را نامزد کرد تا چهار سال بعد خود دوباره نامزد شود و بر کرسي رياست جمهوري بنشيند. مدودیف قبلا رئیس دفتر پوتین بود.
مدوديف رئيس جمهور منتخب از هفتم ماه مي 2008 كار خودرا به عنوان سومين رئيس جمهوري روسيه پس از فروپاشي شوروي آغاز كرد. وي كه هنگام آغاز بکار در سمت رئيس جمهور 42 ساله بود، جوانترين رئيس جمهوري روسيه در طول تاريخ جمهوريت اين کشور بشمار مي رود. وي كه هنگام فروپاشي شوروي 25 ساله بود از نسل پس از اين رويداد (معمّاگونه) بشمار آورده شده است.
دميتري مدوديف (متولد 14 سپتامبر 1965) در جريان فعاليتهاي انتخاباتي، ضمن ارائه برنامه هايش گفته بود كه تلاش خواهد كرد مصرف الكل را در روسيه كاهش دهد. به باور وي، بسياري از مشكلات اجتماعي ـ اقتصادي روسيه، افراط روس ها درمصرف الكل بوده که اين كار عادت آنان شده است.
ولاديمير پوتين در جريان تبليغات انتخابات سال 2008 روسيه تاکيد کرده بود که امور دولتي روسيه را ترک نخواهد کرد و برنامه هايي را که از آغاز قرن 21 به اجراي درآورده است در مقامي ديگر (نخست وزير) ادامه خواهد داد، ازجمله مبارزه با فساد اداري ـ اقتصادي را تا پاك كردن سازمانها و افراد دنبال خواهد کرد، زيراکه ريشه مسائل روسيه هستند.
يكي از وعده هاي پيش از انتخابات مدوديف هم اين بود كه تلاش خواهد كرد ولاديمير پوتين (در آن زمان 55 ساله) سمت رياست دولت (نخست وزيري ـ رياست شوراي وزيران) را بپذيرد تا از انديشه و تجربه او همچنان استفاده شود. اين وعده (که به تعبير مفسران غرب؛ يک سازش قبلي بود) عملي شد و بعدا با اصلاح قانون راه بر انتخاب مجدد پوتين براي احراز مقام رياست جمهوري در انتخابات مارس سال 2012 باز شد و مي تواند دو دوره ديگر رئيس جمهور روسيه فدراتيو باشد.
پس از اعلام نتايج انتخابات، مدوديف بامداد سوم مارس 2008 در نطقي گفته بود: ما تصميم گرفته ايم که باهم (با پوتين) به راهي كه روسيه از آغاز قرن 21 گام در آن نهاده است ادامه دهيم. ما باهم پيش خواهيم رفت، پيشروي بيشتري خواهيم داشت و پيروز خواهيم بود.
چهار نامزد رقيب که در انتخابات دوم مارس 2008 روسيه شرکت کرده بودند:






Boganov_Zhirinovsky_Zyuganov_Medvedev



گسترش انفجارهاي انتحاري مرگبار به عنوان يک روش مبارزه!


انفجارهاي انتحاري كه از عراق آغاز شده بود، بعدا به افغانستان و سپس پاكستان گسترش يافته است. اين روش مبارزه که در اين گوشه از جهان به صورت امري روزمره درآمده و به همين سبب پيشگيري از آن هم بسيار دشوار شده است، به باور صاحبنظران مي رود که جهاني شود!.
دوم مارس 2008 پاكستان شاهد يكي از اين انفجارها بود، و تا آن زمان پرتلفات تر از همه. در اين روز يك نفر كه مواد منفجره بربدنش بسته بود در اجتماعي از ريش سفيدان منطقه «درّه آدم خيل» در شمال غربي پاكستان كه طبق معمول در يك زمين باز برپا شده بود خودرا منفجر كرد و باعث مرگ 80 نفر و جرح بيش از يكصد تن ديگر شد. عكس هاي زير يك مجروح اين رويداد مرگبار، قسمتي از بقاياي اجساد سوخته، و زمين خون آلود را پس از جمع آوري اجساد نشان مي دهد:



دو شنبه ۱۵ اسف ۱۳۹۰ ۱۹:۵۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 16,155
اعتبار: 226
سپاس کرده: 3,004
سپاس شده: 9,457 در 5,513 موضوع

امتياز: 6,429.12

ارسال: #7
RE: تقویم تاریخ 12 اسفند 3 مارس
تاريخ از نگاهي به تصوير



ديدار از عراق


محمود احمدي نژاد در دور اول رياست جمهوري اش دوم مارس 2008 براي يك ديدار دو روزه از عراق وارد بغداد شده بود. به دلايل متعدد، رسانه ها در گوشه و کنار جهان به اين ديدار توجه ويژه کرده بودند.
عكس هاي زير، از ديدار احمدي نژاد و وزير امور خارجه وقت کابينه اش از عراق در مارس 2008 و ملاقات با رئيس جمهور و نخست وزير اين کشور برداشته شده و در رسانه ها انتشار يافته بود:



دو شنبه ۱۵ اسف ۱۳۹۰ ۱۹:۵۳ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 16,155
اعتبار: 226
سپاس کرده: 3,004
سپاس شده: 9,457 در 5,513 موضوع

امتياز: 6,429.12

ارسال: #8
RE: تقویم تاریخ 12 اسفند 3 مارس
برخي ديگر از رويدادهاي 3 مارس



1193: صلاح الدين ايوبي حاكم كرد مصر و سوريه و مدافع جهان اسلام در برابر هجوم صليبيون اروپايي در گذشت.
1259: هلاكوخان ايلخان مغول ايران دمشق را تصرف كرد. وي 10 فوريه 1258 بغداد را متصرف شده بود و آخرين خليفه عباسي را كشته بود.
1837: دولت واشنگتن استقلال جمهوري تكزاس را برسميت شناخت.
1847: الكساندر گراهام بل اسكاتلندي مخترع تلفن به دنيا آمد.
1861: الکساندر دوم تزار روسیه در سالروز سلطنت خود با صدور اعلامیه ای به سرفدم در روسیه پایان داد (Serfdom خرید اراضی زراعی با کشاورزان ـ کشاورزان وابسته به زمین زراعی که هشتاد درصد نفوس آن زمان روسیه را تشکیل می دادند). الکساندر دوم سوم مارس 1855 تزار روسیه شده بود. وی در سال 1881 ترور شد.
1871: كنگره آمريكا با وضع يك قانون به استقلال سرخپوستان ( بوميان ) اين كشور در اراضي محصور خود پايان داد.
1815: دولت آمريكا به الجزاير كه كشتي ها و اتباع اين كشور را بازداشت كرده بود اعلان جنگ داد.
1904: ویلهلم دوم امپراتور (قیصر) آلمان نخستین رهبر یک کشور بود که پیام رسمی خودرا در صفحه گرامافون (طریقه ادیسون) ضبط کرد. دهها سال طول کشید تا نوار ضبط صوت ساخته شود.
1917: نيكلاي اول تزار روسيه تفويض اختيار كرد و دولت موقت قدرت را به دست گرفت كه هشت ماه بعد انقلاب بلشويكي اين دولت موقت را بركنار ساخت.
1923: مجله هفتگی خبری تایم با ماهیت محافظه کارانه (راستگرایی و ضد کمونیسم) انتشار خودرا آغاز کرد. اين مجله توسط دو روزنامه نگار؛ Henry Luce و Briton Hadden انتشار يافت که Hadden شش سال بعد درگذشت. Henry Luce يک آمريکايي متولد چين بود. والدين او در چين مروّج يک فرقه مسيحيت بودند که وي به دنيا آمد. مجله تايم همزمان با آمريکا در لندن، هنگ کنگ و سيدني نيز طبع و منتشر مي شود، البته با مطالب کمي متفاوت. تيراژ اين مجله در فوريه 2010 جمعا سه ميليون و چهارصد هزار بود.
1928: نيروي هوايي انگلستا ن وهابيون مسلح را كه از كشور سعودي به مرزهاي عراق و كويت رخنه كرده بودند بمباران كرد . در آن زمان عراق و كويت تحت الحمايه انگلستان بودند.
1942: یک اسکادران بمب افکن ژاپنی به شهر بروم Broome استرالیا حمله برد و در این بمباران بیش از یکصد استرالیایی کشته شدند. "بروم" که شهري ساحلي در منطقه کيمبرلي است در غرب استراليا واقع شده است و قبل از مهاجرت انگليسي ها، مسکن قبيله ياوورو Yawuru بود. مهاجران انگليسي بسيار از بوميان استراليا ازجمله ياووروها را نابودکردند و برجايشان نشستند. امپراتوری ژاپن می گفت که آسیا مال آسیایی هاست و مهاجران اروپایی که به حالت تعرض وارد استرالیا و ... شده اند باید حکومت را به بومیان بسپارند. جغرافيون آسيايي از ديرزمان، خواندن استراليا به عنوان اقيانوسيه (اشاره به قاره اي جدا از آسيا)را بخشي از توطئه استعمارگران اروپايي بيان کرده اند که به این ترتیب خواسته اند برای آن سرزمین ماهيّت جداگانه بتراشند تا اعتراض آسياييان به مهاجرنشين انگليسي ساختن آن را عملا ردّ کرده باشند.
دو شنبه ۱۵ اسف ۱۳۹۰ ۱۹:۵۷ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.