به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

لیلی ومجنون

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 7,099
اعتبار: 174
سپاس کرده: 2,616
سپاس شده: 8,157 در 3,660 موضوع

امتياز: -7.00

ارسال: #1
لیلی ومجنون
من خاک توام به این خرابی
تواب که ای که روشن ابی
من در قدم تو میشوم پست
تودرکمرکه میزنی دست؟
ای تاج ولی نه برسر من
تاراج ولی نه در برمن
ای درکنف دگر خزیده
جفتی بمراد خود گزیده
روزم چوشب سیاه کردی
هم زخم زدی هم اه کردی
گرعاشقی اه صادقت کو؟
بامن نفس موافقت کو؟
شوریده ترم ازانچه دیدی
مجنون ترازانچه میشنیدی
گرباتوهزارشب نشینم
ازرشک تو درتوهم نبینم
چون عشق تودرمن استوار است
باصورت تومرا چکار است
با زخم توارچه مرحمی نیست
چون توبسلامتی غمی نیست..
برگزیده ای از کتاب لیلی ومجنون
سه شنبه ۱۵ فرو ۱۳۹۱ ۱۴:۵۳ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 7,099
اعتبار: 174
سپاس کرده: 2,616
سپاس شده: 8,157 در 3,660 موضوع

امتياز: -7.00

ارسال: #2
RE: لیلی ومجنون
درد عاشقی را دوایی بهتراز مجنون نبود
شربت بیماری فرهاد را شیرین کنید...
اگربامن نبودش هیچ میلی چراظرف مرا بشکت لیلی؟؟؟
سه شنبه ۱۵ فرو ۱۳۹۱ ۱۴:۵۴ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 7,099
اعتبار: 174
سپاس کرده: 2,616
سپاس شده: 8,157 در 3,660 موضوع

امتياز: -7.00

ارسال: #3
RE: لیلی ومجنون
بی تو من بسان مجنون بیابان پرور دشت جنونم
ای که از کوچه ئ دربدری شهرغمم میگذری
نظری براین عاشق سرگشته نما
توچه سان ازادی
من چقدرغمگینم
واسیرقفسی تنگ به اندازه ئ قلبم که پراست از اندوه نبودن
کاش میدانستی مجنون بودن چه سخت است اگر لیلی تو باشی...
سه شنبه ۱۵ فرو ۱۳۹۱ ۱۴:۵۴ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 7,099
اعتبار: 174
سپاس کرده: 2,616
سپاس شده: 8,157 در 3,660 موضوع

امتياز: -7.00

ارسال: #4
RE: لیلی ومجنون
ردپایت را گرفتم
تا به شالیزارسبز خنده هایت رسیدم
ازانجا
که بوی چشمانت
پروانه ام کرد...
سه شنبه ۱۵ فرو ۱۳۹۱ ۱۴:۵۴ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 7,099
اعتبار: 174
سپاس کرده: 2,616
سپاس شده: 8,157 در 3,660 موضوع

امتياز: -7.00

ارسال: #5
RE: لیلی ومجنون
یادته روز اول اشناییمون؟
برام قصه ئ غربت مجنون رو تعریف کردی گفتی اینا هم مثل باقی عاشق ها
بهم نرسیدن
گفتی اصلا قشنگی عشق به همین نرسیدنه
اینکه مسیر وصال رو طی کنی
اینکه تو نرسیدن به عشقت بها بدی
وخیلی حرفای قشنگ دیگه...
اما یکی نبود بهت بگه
مسیر وصال همسفر می خواست
تنهایی من بجایی نمیرسم
کاش رهایم نمیکردی تا من
اینطور به عشق مجنونها شک نکنم...
سه شنبه ۱۵ فرو ۱۳۹۱ ۱۴:۵۴ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 7,099
اعتبار: 174
سپاس کرده: 2,616
سپاس شده: 8,157 در 3,660 موضوع

امتياز: -7.00

ارسال: #6
RE: لیلی ومجنون
پروازت چقدر طولاني شد؟
گفتي ميروي انسوي پاييزکوچه ها
تا براي گنجشکهاي اواره لانه بسازی
گفتی میروی تا نگذاری اشک سپید زمستان
خوابهای نقره ای پرنده ها رابه هم بریزد
می خواستی منتظر بمانی تا لبخند گلهای وانشده را بچینی
وبرایم هدیه بیاوری...
اما نمیدانم چرا به سمت پنجره ئ پرسه های غروب بازنگشتی؟
شایدزخمی شدی انسوی دلتنگی
شاید می خواستی قفس طلاییت را ببخشی به قناری ان طرف باغ
نمی دانم...
شاید دلت گرفت کنج این شب زدگی
دراین روزها به نوای کدامین نگاه دل بسته ای
که صدای مرا ازپشت دلتنگی پنجره نمی شنوی؟
به ان حوالی بغض چه کسی میشکند برایت؟
من که دربرزخ این شبهااسیر وهم برگشتن توام
اینجا پراست ازماتم غبارالودتو
تونمی خواهی این اطراف به دستهای کسی برسی که غم تورانمی خواهد
پرنده ئ کوچک من
به پنجره ئ اینسوی باران نیز نگاهی بینداز...
سه شنبه ۱۵ فرو ۱۳۹۱ ۱۴:۵۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 7,099
اعتبار: 174
سپاس کرده: 2,616
سپاس شده: 8,157 در 3,660 موضوع

امتياز: -7.00

ارسال: #7
RE: لیلی ومجنون
دیگردوست داشتنت برایم عادی شد...
وخیالت اماهمیشه مرابه بی خیالی میزند
دیگرباورم شده که نیستی ونبودنت
لحظه های تنهاییم را به سخره نمیگیرد
میدانم برایت حکایت ان البوم قدیمی را دارم
که در پستوی خانه قلبت مدتهاست خاک میخورد
من نیز چون تو تهی گشته ام از هرچه باتو بودنست
گویی زنجیرهای نامرئی مرا به اسارت کشیده اند
وروحم را ازیاداوری خاطرات باهم بودنمان زنگارمیدهند...
دیگرانقدر در تنهاییهایم به نبودنت وبه بی وفائیت فکرکرده ام
که گاه وبیگاه ازاین همه حماقت درون که روزی تورا
تنها تکیه گاه میدانستم فارغ گشته ام
واینک بعداز این همه روزهای فراغ
دیگرنقش خاطرت درخیالم کم رنگ شده
چون تو باعث شدی که من
به جرم باتوبودنم
به ناکجااباد تبعید شوم...
سه شنبه ۱۵ فرو ۱۳۹۱ ۱۴:۵۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 7,099
اعتبار: 174
سپاس کرده: 2,616
سپاس شده: 8,157 در 3,660 موضوع

امتياز: -7.00

ارسال: #8
RE: لیلی ومجنون
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
سه شنبه ۱۵ فرو ۱۳۹۱ ۱۴:۵۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 7,099
اعتبار: 174
سپاس کرده: 2,616
سپاس شده: 8,157 در 3,660 موضوع

امتياز: -7.00

ارسال: #9
RE: لیلی ومجنون
چشمانم در نگاهش ساعتها خیره ماند


حرفی برای هم نداشتیم


زیرا قلبهایمان در حال نجوا بودند


نمیخواستم خلوتشان را بر هم زنم


سكوت را ترجیح دادم


تا قلبهایمان درد و دل كنند


چشمهایش عمق عشق را فریاد میزد


هوس بوسیدن لبهایش آزارم میداد


عشق مقدسمان را با هوسی زودگذر آلوده نكردم


اما چشمانم با اندامش عشق بازی می كرد


چه عاشقانه بود دیروزم...


چه تاریکست امروزم...


به آتش می کشم خود را

اگر فردا چنین باشد
...
سه شنبه ۱۵ فرو ۱۳۹۱ ۱۴:۵۶ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 7,099
اعتبار: 174
سپاس کرده: 2,616
سپاس شده: 8,157 در 3,660 موضوع

امتياز: -7.00

ارسال: #10
RE: لیلی ومجنون
عاشق تر از این بودم اگر لحظه ی پرواز

در دست نجیب تو کلید قفسم بود
عاشق تر از این بودم اگر عطر نفسهات
در لحظه ی بی همنفسی ‚ همنفسم بود
عاشق تر از این بودم اگر فاصله ها را
این اینه ی شب زده تکرار نمی کرد
عاشق تر از این بودم اگر هق هق ما را
این سایه ی سرمازده انکار نمی کرد
با تو بهترین بودم ‚ همسایه ی خورشیدی
تو نقش تبسم را ‚ از اینه دزدیدی
عاشق تر از این بودم اگر در شب وحشت
مثل تپش زنجره نایاب نبودی
عاشق تر از این بودم اگر وقت عبورم
آنسوی سکوت پنجره خواب نبودی
عاشق تر از این بودی اگر ثانیه ها را
اندوه فراموشی من تار نمی کرد
عاشق تر از این بودی اگر این دل ساده
اسرار مرا پیش تو اقرار نمی کرد
با تو بهترین بودم ‚ همسایه ی خورشیدی
تو نقش تبسم را ‚ از اینه دزدیدی
سه شنبه ۱۵ فرو ۱۳۹۱ ۱۴:۵۶ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.