به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید

تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان / اطلاع رسانی / مناسبت های سالانه / تقویم تاریخ v / تقویم تاریخ 24 فروردین 13 آوريل

نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تقویم تاریخ 24 فروردین 13 آوريل

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 16,155
اعتبار: 226
سپاس کرده: 3,004
سپاس شده: 9,457 در 5,513 موضوع

امتياز: 6,429.12

ارسال: #1
تقویم تاریخ 24 فروردین 13 آوريل
ايران



ايرانيان و اسب سواری




هانس آدولف ادوارد Hans Adolf Eduard Driesch جانورشناس، فیلسوف و پژوهشگر آلماني 13 اپریل 1896 با انتشار رساله ای درباره اسب و تکامل آن نظرداد كه ايرانيان نخستين مردمي بوده اند كه اسب (اسپ) را به كار سواري گرفتند و در جنگ بكار بردند. از تحقيقات هانس ادوارد که در دانشگاههای آلمان و چین نیز تدریس می کرد و چند تالیف درباره حیات و تولید نسل دارد چنین برمی آید که هر سه طايفه ايراني (آرین های جنوبی) از هشتصد سال پيش از ميلاد قادر به جنگ سواره بودند. قبلا گمان مي رفت كه اسب، نخست در غرب سيبري اهلي شده بود زیراکه در اكتشافات باستانشناسي مناطق غربي سيبري، گورهاي قديمي به دست آمده بود كه مردگان را با اسبهايشان دفن كرده بودند. اين كشف سبب شده بود كه تصور شود كه آنان، نخستين اسب سواران جهان بودند.
به نوشته مورخان تاریخ قرون قدیم، علاقه ایرانیان باستان به اسب به حدّی بود که از این حیوان استفاده بارکشی نمی کردند و قاطر را که از نطفه خر و اسب است برای بارکشی مخصوصا در کوهستان بکار می بردند و به احتمال زیاد روش تولید قاطر نیز از ایرانیان است. هانس ادوارد این احتمال را تایید کرده است. وی درباره امبریولوژی Embryology وسیعا تحقیق کرده و یک قرن پیش انجام کلونینگCloning را پیش بینی کرده بود.
علاقه به اسب در میان ایرانیان عهد باستان بقدری زیاد بود که برحسب چگونگی و شکل اسبشان برای خود لقب ساخته بودند مثلا گشتاسپ، لهراسپ و ... که پسوند «اسپ» دارند. به دلیل نبودن حرف «پ» در زبان عربی، تلفظ اسپ و نوشتن آن در ایران به تدریج به «اسب» تبدیل شده است.
انتشار نتیجه بررسی باشگاه جهانی سوارکاران در سپتامبر 1956، ایران معاصررا کشور ردیف چهل و سوم در توجه به سوارکاری نشان داده بود! که دولت وقت برای جبران آن [بی توجهی] دست به چند تلاش ناموفق زد.



ماجراي خونين دستگيري صارم الدوله


23 و 24 فروردين 1300 در كرمانشاه ميان نيروي ژاندارم كه مامور اجراي دستورهاي تهران بود و قواي محلي زدو خورد شديد درجريان بود كه ضمن آن شماري كشته شدند. زد وخورد هنگامي آغاز شد كه ژاندارمها در صدد دستگيري صارم الدوله والي (استاندار) كرمانشاه برآمده بودند. سيد ضياء نخست وزير وقت از نيروي ژاندارم خواسته بود كه صارم الدوله را دستگير و به تهران بياورد. طبق گزارشهاي رسمي، جمع مقتولان دو طرف از 15 تن متجاوز بود و شمار مجروحين افزون بر يكصد تن بود.




روزي كه ايران داراي قانون قانون دادرسی و كيفرعمومي به سبك فرانسه شد ـ دادرسی سبک فرانسه و روش انگلوساکسون



ناپلئون
نخستین قانون كيفر عمومي و آئين دادرسي کیفری ايران كه بيش از 5 دهه رعايت شد از 24 فروردين 1305 (13 آوريل 1926) به اجرا درآمد. این قانون ترجمه قانون آئين دادرسي سال 1804 فرانسه بود كه هنوز هم در ممالك فرانسوي زبان ازجمله بلژيك اجرا مي شود. قانون دادرسي كيفري فرانسه نيز در آوريل 1804به امضاي ناپلئون بناپارت رهبر وقت آن كشور رسيده بود و از 13 آوريل لازم الاجرا شده بود که ایران درست 122 سال بعد آن را اقتباس کرد. طبق اين روش، برخلاف طريقه انگليسي كه دادگاههاي كيفري بايد با حضور هيات منصفه تشكيل جلسه دهند و تشخيص مجرم و يا بي گناه بودن او، با اين هيات مركب از مردم معمولی است، اتخاذ هرگونه تصميم به قاضي سپرده شده است و احكام دادگاههاي بدوي، استيناف و پژوهش پذير هستند. در نظام فرانسوی، بازپرس و دادیار با توجه به اسناد به دست آمده، قرار مجرمیت و کیفرخواست صادرمی کنند و معامله ای با متهم صورت نمی گیرد تا در برابر قول به تخفیف مجازات، اعتراف کند (و گاهی اعتراف خلاف حقیقت) و به این عمل که در نظام دادرسی انگلوساکسون (و ازجمله در آمریکا) مرسوم و سالها مورد انتقاد است «Plea Bargain پلی بارگین» می گویند.
طبق روش فرانسوي، جرائم از سه درجه اند: خلاف، جنحه و جنايت كه پرونده هاي جنايات در دادگاه جنايي رسيدگي مي شود كه داراي سه قاضي است و حكم بر پايه راي اكثريت داده مي شود و همه دادگاهها جز محاكم اطفال بزهكار و جرائم خانوادگي و ناموسی به صورت علني تشكيل جلسه مي دهند. در اين روش، دستگاه قضايي شامل دادسرا و دادگاه است و قضات دادسرا كه قاضي تحقيق هستند و زير نظر دادستان (مدعي العموم) عمل مي كنند «قاضي ايستاده (قابل تغيير ـ غيردائمي)» خوانده مي شوند، حال آن كه قضات دادگاهها «نشسته» عنوان دارند و قابل تغيير نيستند مگر پس از ارتكاب تخلف و يا به رضايت خودشان. در سیستم انگوساکسون نیز سمت قاضی دادگاه (قاضی نشسته) مادام العمر است. قضات ايستاده دو گروهند؛ يك گروه عبارتند از بازپرس ها و كارشان تحقيق تا صدور قرار مجرميت و يا منع تعقيب است و گروه ديگر «دادیاران» که کارشان صدور كيفرخواست برپايه قرار مجرميت گروه اول است كه پس از آن پرونده از طريق دادستان به دادگاه فرستاده مي شود و صادر كننده كيفرخواست و يا نماينده او بايد در جلسات دادگاه از كيفرخواست (مجرميت متهم) دفاع كند. در هر دو سیستم، اختيارات قاضي دادگاه در تعليق مجازات و تخفيف آن زياد است.
جامعه شناسان روش دادرسی در سیستم فرانسوی را دقيقتر از روش انگليسي مي دانند زيرا كه قاضي كمتر از اعضاي هيات منصفه (که از میان مردم معمولی شهر انتخاب می شوند) تحت تاثير احساسات عاطفي قرار مي گيرد. در نظام قضایی آمریکا، دادیار و بازپرس قاضي بشمار نمی آیند، بلكه دنباله پليس و از كاركنان قوه مجريه هستند. بسیار دیده شده است که یک وکیل قضایی بکارگرفته شده است تا در نقش دادیار و بازپرس مجرمیت یک متهم و یا فرد مورد سوء ظن را ثابت کند و متهم را به صورت مجرم تحویل دادگاه دهد تا دفعات بعد هم از او برای دادیاری و بازپرسی دعوت شود (و بیکار نماند) و در اینجاست که موضوع «Plea Bargain پلی بارگین» به میان می آید و ای بسا فردی که گناهی مرتکب نشده برای خلاص کردن خود از مجازات سنگین تسلیم نظر دادیار شود و در برابر وعده تخفیف مجازات و یا تعلیق آن اتهام را بپذیرد (اعتراف کند)!.




... و این بار 22 کمپانی نفتی غرب جای «بی پی» را در بلعیدن نفت ایران گرفتند



در اين روز در سال 1333 (13 اپریل 1954) كنسرسيوم شركتهاي عامل نفت ايران مركب از22 كمپاني آمريكايي، انگليسي، فرانسوي و هلندي تاسيس خودرا رسما اعلام داشت. پيش از سال 1330، نفت ايران در انحصار انگلستان بود. نفت ايران در پي مبارزات پيگير ملت، طبق قانون 29 اسفند 1329 ملي شد كه دولت انگلستان دست به تحريم اقتصادي و محاصره دريايي ايران زد و به مدت 30 ماه مانع صدور نفت ما شد و سرانجام هم با كمك دولت آمريكا و جمعي از عوامل داخلي، كودتاي 28 امرداد سال 1332 را براه انداخت و دولت ملي دكتر مصدق را که منتخب مردم بود بركنار و همه رشته ها را پنبه كرد.
به باور مورخان، اگر قرارداد دوجانبه سال 1921 تهران و مسکو نبود، دولت لندن که نیروی نظامی (زمینی ـ هوایی) به عراق و کشتی جنگی اضافی به خلیج فارس فرستاده بود در سال 1330 (1951 میلادی) با هدف تصرف خوزستان، دست به تعرض نظامی به ایران می زد ـ همین برنامه ای که [با استفاده از غیبت شوروی ـ ابرقدرت دیگر] اجرای آن را در مارس 2011 به شکلی تازه در لیبی آغاز کرده اند و این بار از ابزار رسانه ها برای تلقین و آماده سازی زمینه به صورتی کامل استفاده شد که فصل تازه ای از ژورنالیسم «انحراف یافته و از اصول خود خارج شده» را تشکیل می دهد. در سال 1951، دولت واشنگتن به دو دلیل حاضر به همکاری لندن برضد ایران نشد؛ درگیر بودن در جنگ کره و نگرانی از ورود ارتش سرخ به ایران به استناد مفاد قرارداد 1921، که اگر روسها وارد می شدند تمامی خاورمیانه و بخش باختری آسیای جنوبی از دست غرب خارج می شد، تاریخ جهان در مسیری دیگر قرار می گرفت ـ مسیری که به جای شوروی به فروپاشی بلوک غرب منتهی می شد.






روزي كه ايران داراي جت جنگنده شد ـ توصیف میهندوستی و مهارت خلبانان ایرانی در گزارش مستشاران نظامي آمريکا




یک جنگده اف ـ 86

در رابطه با پيمان بغداد ــ يكي از اتحاديه هاي نظامي غرب پيرامون شوروي ــ دولت آمريكا 24 فروردين 1339 (13 اپریل 1960) و در جريان اجلاس سران آن اتحادیه در تهران که پس از کناره گیری عراق به سنتو (سازمان پیمان مرکزی) تغییر نام داده بود، به نيروي هوايي ايران جت جنگده از نوع «اف ــ 86» تحويل داد و به اين ترتيب، ايران براي نخستين بار داراي جنگنده جت شد. جنگنده اف ـ 86 در سال 1946 و درجریان رقابت های نظامی واشنگتن با مسکو ساخته و در سال 1949 به نیروهای هوایی آمریکا تحویل شده بود، زیرا که روسها جنگده میگ ـ 15 وارد نیروی هوایی خود کرده بودند. این دو نوع جنگنده در جریان جنگ کره به مصاف هم شتافتند و در آسمان شبه جزیره کره به جان هم افتادند.
مستشاران نظامي آمریکا در ایران در گزارشها و خاطرات خود که به صورت کتاب انتشار یافته است از مهارت خلبابان ايراني در بكار بردن جت هاي جنگنده به ويژه در عمليات آكروبات ابراز شگفتي كرده اند. اين مستشاران نوشته اند که اين استعداد ايراني را قبلا نمي توانستند باور كنند. در يادداشت هاي يكي از اين مستشاران (که در خاطرات دولتمردان آمريکايي نیز مورد استناد قرارگرفته است) به ميهندوستي خلبانان نيروي هوايي ايران اشاره شده و چنين آمده است: در چند مورد كه هواپيما (جت جنگنده) در حال سقوط بود خلبان ايراني با اينكه مي توانست بيرون بجهد و جان خود را نجات دهد در كابين باقي مانده بود تا آخرين تلاش را جهت نجات جنگنده كه براي وطنش ذيقيمت و كمياب بود بكار برد و جانش را بر سر اين احساس كه جز وطندوستي نام ديگري ندارد از دست داد.
دولت ايران پنج سال پس از دریافت جت اف ـ 86 از آمریکا، و در جريان جنگ پاكستان و هند، تعدادي از اين جنگنده ها را (به صورتي محرمانه و احتمالا به اشاره واشنگتن) در اختيار پاكستان قرارداد.
ايران از خرداد 1303 (87 سال پیش) داراي نيروي هوايي است. اين نيرو در شهريور 1320 برغم تسليم شدن نيروي زميني (در نتيجه خيانت چند افسر ارشد)، تا آخرين قطره بنزين از آسمان وطن دفاع جانانه کرد.
چهار شنبه ۲۳ فرو ۱۳۹۱ ۱۱:۵۲ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 16,155
اعتبار: 226
سپاس کرده: 3,004
سپاس شده: 9,457 در 5,513 موضوع

امتياز: 6,429.12

ارسال: #2
RE: تقویم تاریخ 24 فروردین 13 آوريل
ساير ملل



13 اپریل یادآور سه قتل عام در قرن بیستم



ــ 13 اپریل 1873 (24 فروردین) و در جریان انتخابات ایالتی لوئیزیانای آمریکا، گروهی سفیدپوست در شهر «کول فکس» واقع در مرکز این ایالت به سوی سیاهپوستان که امکان یافته بودند برای نخستین بار در رای دادن شرکت کنند آتش گشودند و شماری را کشتند و عده ای را مجروح کردند. طبق گزارش دولت و با ذکر نام مقتولین، در این قتل عام 81 تن کشته شده بودند ولی مورّخان شمار مقتولین را 105 تا 150 تن نوشته اند. مهاجمین اجساد بسیاری از مقتولین سیاه را به رودخانه انداخته بودند. با اینکه در انتخابات آن سال تنها سیاهپوستانی که معلومات سیاسی متعارف (اینتلکچوال فیتنس) داشتند و مالیات پرداخت کرده بودند می توانستند رای بدهند، سفیدپوستان این محدودیت را هم زیاد می دانستند و مخالف هرگونه رای دادن سیاهان بودند. از ژانویه 2009 که ایالات متحده دارای رئیس جمهور سیاهپوست شده است باردیگر از این زمزمه ها مخصوصا از ناحیه جناح «تی پارتی» به گوش می رسد. از اشاراتی که در گزارش های رسانه ای به چشم می خورد چنین برمی آید که گروههای میلیشیایی سفید پوست در برخی از ایالت های آمریکا چند برابر شده اند.
ــ 13 اپریل 1919 در شهر امریتسار (امریتسر) پنجاب، به دستور ژنرال انگلیسی «رجینال دایر» بسوی معترضین هندی به گران شدن اجناس تیراندازی شد و در این تیراندازی که تا تمام شدن فشنگ نظامیان انگلیسی ادامه داشت 379 هندی (مرد، زن و کودک) کشته و 1526 تن دیگر مجروح شدند. نظامیان هندی در بازگشت از جبهه های جنگ جهانی اول مطالب متعدد از ضعف و زبونی انگلیسی ها برای بستگان و دوستان خود بیان می داشتند و هندیان با شنیدن این واقعیت ها از زبان آنان، دیگر حاضر به تحمل آقایی دولت لندن بر شبه قاره هند نبودند و از هر فرصت برای اعتراض و شورش استفاده می کردند و تظاهرات خیابانی امریتسار در همین راستا بود. نظامیان هندی زیر فرمان افسران انگلیسی در جنگ جهانی اول ـ در جبهه های اروپا و خاورمیانه شرکت کرده بودند. هندوستان (تمامی شبه قاره) تا سال 1947 مستعمره دولت لندن بود.
ــ 13 اپریل 1975 و در پی تیراندازی پراکنده به یک کلیسا در محله مارونی های بیروت، میلیشیای مسیحی (فالانژهای عضو حزب کتائب به رهبری پیر جمایل) آن تیراندازی را کار آوارگان فلسطینی وانمود کرد و به سوی یک اتوبوس حامل اعضای سازمان آزادی فلسطین که برای شرکت در یک گردهمایی عازم اردوگاه تل الزعتر بود آتش گشود و 26 تن از سرنشینان اتوبوس را کشت که نتیجه اش جنگ داخلی 15 ساله لبنان بود.








تقسيم سرزمین ها و تعیین سرنوشت ملل در نشست های لندن!



دولتهای استعمارگر اروپایی که پس از ساخت توپ و تفنگ و قطب نما [برپایه روش چینیان در ساخت باروت و قطب نما که مارکو پولو در سفرنامه خود شرح داده بود] و یافتن راههای دریایی، از اواخر قرن پانزدهم با هدف بلعیدن سرزمین های دوردست و از چنگ یکدیگر خارج ساختن آنها وارد یک رشته رقابت های خونین شدند که از قرن نوزدهم این رقابت مسلحانه به مذاکره و تقسیم مسالمت آمیز ملل [و اینک در چارچوب ناتو] تبدیل شد و محل این مذاکرات، عمدتا شهر لندن و در چند مورد پایتخت های دیگر اروپایی ازجمله شهر برلین بود. گاهی هم در این سازش ها دست به دغل ـ کاری می زدند، ازجمله دغل زدن در تقسیم آفریقای مرکزی.
13 اپریل 1894 دولتهاي انگلستان و بلژيك در يك جلسه محرمانه در لندن [و بدون اطلاع فرانسه و آلمان] افريقاي مركزي را ميان خود قسمت كردند! كه نقض قرارداد برلین بود. كنگره برلین كه به ابتكار بيسمارك تشكيل شده بود، قبلا ترتيب تقسيم آفريقا ميان اروپائيان را داده بود تا سهمي هم به آلمان برسد. همان كنگره كشور پهناور كنگورا به بلژيك بخشيده بود!.
این نشست ها همچنان ادامه دارند و آخرین آنها در 29 مارس 2011 (9 فروردین 1390) در لندن و با هدف نهایی خوردن نفت لیبی و احتمالا تجزیه آن صورت گرفت. این نشست تصمیماتی گرفت که مغایر همه اصول و میثاقهای جهانی بود ازجمله تغییر رژیم لیبی!، برسمیت شناختن مخالفان قذافی به عنوان دولت انتقال! و ادامه حمایت نظامی از آنها! [صدور مجوّز مداخله رسمی در امور یک کشور مستقل عضو سازمان ملل ـ سازمانی که ظاهرا برای جلوگیری از این دخالت ها و جنگ بوجود آمده است]. بلوک غرب [ناتو] که با کنار رفتن کامل روسیه از میدان رقابت، یکه تاز میدان شده است در جریان کنفرانس لندن به نظر مقاله نگاران که بالا بردن مصنوعی بهای بنزین بس است مردم قانع شدند که قذافی! عامل آن بوده، آن را [که در آمریکا دو برابر شده و هرگالن کمتر از چهار لیتر به 4 دلار رسیده است] تعدیل کنید توجه نکردند.
به چند نشست لندن از این دست اشاره می شود: نشست سال 1832 و انتخاب یک شاهزاده آلمانی! از ایالت «باویر» به پادشاهی یونان جدید الاستقلال و ولیعهد دانمارکی! قراردادن برای این پادشاه، نشست سال 1839 و دادن استقلال به آلمانی زبانهای لوکزمبورگ، و تضمین استقلال و بی طرفی بلژیک [که نقض آن از سوی آلمان از عوامل دو جنگ جهانی بشمار می رود]، نشست سال 1866 و تبدیل کانادا به یک کنفدراسیون وابسته به انگلستان، نشست 1913 و دادن استقلال به آلبانی و بذل و بخشش اراضی آزادشده بالکان از دست عثمانی، نشست سال 1953 و دادن نفت ایران به کمپانی های نفتی غرب [که چند ماه بعد میان خود تشکیل کنسرسیوم دادند]،نشست سال 1954 و تعیین وضعیت آلمان غربی و سرنوشت منطقه سارلند (زارلند)، نشست سال 2006 و سازش برسر غربی کردن عملیات نظامی افغانستان و ورود «ناتو» به این سرزمین.






روزي که شهر وين به دست ارتش شوروي افتاد - فريب روس ها از غرب و اعتراف به آن




سربازان شوروي در خيابانهاي شهر وين



13 اپریل سال 1945 ارتش شوروي شهر وين را تصرف كرد و 90 هزار تن از سربازان هيتلر را به اسارت گرفت. اتريش (سرزمين ژرمن نشين) در سال 1938 به آلمان پيوسته و يكي از ايالات آلمان (رايش سوم) شده بود.
شوروي در جريان جنگ جهاني دوم، از زمان حمله ارتش هيتلر به آن كشور در 1941 تا تصرف برلين در 1945، نزديك به 27 ميليون كشته، تلفات داد؛ حال آن كه جمع كل تلفات آمريكا در دو جبهه اروپا و اسيا به نيم ميليون نفر هم نرسيد. اواخر دهه 1980 غرب موفق به فریب دادن گورباچف و دستیارنش شد و هر آنچه را که شوروی از شکست هیتلر به دست آورده بود داوطلبانه از دست داد!.
دولتهاي غرب مدعي هستند که نگراني آنها از ارتش سرخ پس از شكست هيتلر و استقرار آن در اروپاي شرقي و مرکزي بود که سبب عملي شدن طرح تاسيس اتحاديه نظامي اتلانتيك شمالي (ناتو) شد.
پس از تاسيس ناتو، دولت مسكو به نوبه خود تلاش كرد در كشورهاي اروپايي متحد خود كه آنها را از دست ارتش آلمان خارج ساخته بود، جز يوگوسلاوي، يك پيمان دوستي و عملا نظامي به وجود آورد كه به پيمان ورشو معروف شد. اين كشور ها در اين چارچوب يك اتحاديه اقتصادي هم به وجود آوردند.
دولت وقت مسكو (گورباچف) اواخر دهه 1980 داوطلبانه با انحلال پيمان ورشو موافقت كرد به اين اميد كه ناتو هم منحل شود كه برخلاف انتظار مسكو، پس از فروپاشي اسرار آميز شوروي، ناتو نه تنها منحل نشد بلكه گسترش يافت و به مرزهاي سابق شوروي رسيد و از اپریل 2004 به ليتواني، لتوني و استوني - سه کشور از کشورهاي سابق شوروي وارد شده و در همان پایگاههایی که با پول روسها در اين سه کشور بالتیک شوروی ساخته شده اند مستقر شده است. وزير دفاع روسيه در اپریل 2007 و 16 سال پس از فروپاشي شوروي، براي نخستين بار اظهارداشت که در نيمه دوم دهه 1980 روس ها فريب غرب را خوردند (که با ابطال پيمان ورشو و تخليه اروپاي شرقي از نيروهاي خود موافقت کردند که دنباله آن فروپاشي شوروي بود). اين مطلب را وزير دفاع روسيه در جريان اعتراض به تصميم آمريکا داير بر استقرار موشک ضد موشک در لهستان بيان داشته بود. يک مفسر بي طرف در تفسير اظهارات وزير دفاع روسيه چنين نوشته بود:
«دولتهاي غرب (متحدين غربي) بعد از جنگ جهاني دوم مدعي شدند که نگران يک تعرض ناگهاني ارتش سرخ هستند و اين نگراني را آنقدر تكرار كردند تا به تاسيس اتحاديه نظامي اتلانتيك شمالي (ناتو) انجاميد. ولي با اينكه كه بلوك شرق منحل شده، شوروي فروپاشيده و ديگر نامي از ارتش سرخ نيست؛ ناتو همچنان خود را گسترش مي دهد و مي خواهد ماموريتش خرا جهاني کند و به هر بهانه اي به گوشه و كنار جهان نيرو بفرستد؛ غافل از اينكه همين عمل، در ملل ديگر ايجاد تفكر مقاومت مي كند. بشر دنياي قرن 21 انسان جهان دهه هاي 1940 و 1950 نيست و ....».
چند صاحب نظر در تفسیر توافق هفتم اپریل 2010 سران آمریکا و روسیه به کاهش دادن و مساوی کردن سلاحهای هسته ای دوکشور و وسائل انتقال آنها گفته بودند که به نظر می رسد که روسها یک بار دیگر فریب خورده اند زیرا که روسیه دارای 12 هزار و آمریکا 8 هزار سلاح اتمی است و تولید چهار هزار بمب و کلاهک شوخی نیست. اینها متعلق به همه اتباع شوروی سابق هستند نه روسها. چرا آمریکا با روسیه بر سر عضویت دولت مسکو در سازمان جهانی تجارت موافقت نمی کند؟، چرا از این کشور کالا وارد نمی کند و هزاران چرای دیگر.




در اهميت به ياد داشتن تاريخ: تكرار استفاده سياسي از المپيك پس از 28 سال



دوازدهم اپریل 1980 (23 فروردين در سال 1359) آمريكا با هدف اعتراض به عمليات نيروهاي شوروي در افغانستان بازيهاي المپيك مسكو را تحريم كرد. درپي اين اقدام واشنگتن، بيشتر دولت هاي بلوك غرب و دوستانشان دست به تحريم مسابقه هاي ورزشي مسكو زدند كه در تابستان آن سال انجام شد. اين تحريم، سياست را علني تر از هميشه وارد مسابقه هاي جهاني المپيك كرد كه بايد جرياني غير سياسي باشد و قراربود به دور از بازي هاي سياسي و هرگونه ارعاب دولتي و بهره برداري ـ به صورت تغيير افكار عمومي انجام شود.
استفاده غرب از المپيك سال 1980 مسكو براي تبليغات و بكاربردن «PR = روابط عمومي» نيرومند خود جهت منفي سازي اذهان جهانيان عليه شوروي و هموار ساختن راه براي اجراي مقاصد سياسي اش، سران مسكو را تقريبا غافلگير كرده بود زيرا كه به فرضيه «مسالمت آميز و خارج از سياست ها و گرو كشي بودن مسابقه هاي جهاني ورزش» دلخوش كرده و نظر چند مفسر كه قبلا و غيرمستقيم به آنان چنان هشداري را داده بودند؛ يا باور نكرده بودند و يا اينكه آن را به اطلاعشان نرسانيده بودند!. سران مسكو همچنان تكرار مي كردند كه به خواست دولت كابل نيرو به افغانستان فرستاده و قصد ديگري از اين كار نداشته اند و هر زمان كه كابل بگويد؛ اين نيروها را خارج خواهند ساخت. ديديم كه شوروي چند سال بعد از افغانستان خارج شد و غرب اينك به همان صورت جايش را گرفته و افغانها كشتار مي شوند و امنيت آن زمان را هم ندارند.
چين تكرار تجربه سال 1980 شوروي را در مورد خود باور نداشت زيرا كه اگر باور داشت مراقبت امنيتي از تبت در آستانه انجام مسابقه ها را افزايش مي داد. هدف چين از اصرار به انجام بازي هاي المپيك در پكن نشان دادن هرچه بيشتر چهره مسالمت آميز خود به جهانيان، جلب اطمينان آنان و گسترش مراودات بود كه با جنجال «دالايي لاما» رو به رو شد كه غرب بسياري چيزهاي ديگر از جمله نامطئمن بودن كالاي چيني را به آن ژيوند زد و منفي سازي کرد.






بانکي مون


«بانكي مون» دبيركل كره اي سازمان ملل با دراز كردن پاي خود به ماجراي ارتباط دادن مسئله تبت با المپيك پكن، ضربه تازه اي به اين سازمان «ساخت فاتحان جنگ جهاني دوم» بي خاصيت شده زد. وي كه در وابسته بودنش به بلوك غرب ترديد نيست گفته بود كه او هم در گشايش بازي هاي المپيك پكن شركت نخواهد كرد!. «تاريخ» مي داند كه چه دولتي و با چه هدف، كره جنوبي را در پايان جنگ جهاني دوم به وجود آورده است. مداخله «بانكي مون» در المپيك پكن بايد درسي براي دولت ها باشد تا در مجمع عمومي سازمان ملل، به هنگام انتخاب دبيركل به افرادي كه وابستگي دارند راي ندهند. چين به اين فرد راي مثبت داده بود.
دالايي لاما كه اينك (براي استفاده از او در مبارزه با چين) محبوب سران برخي از كشورها شده است در بهار 1959 از تبّت به هند گريخت. دولت هاي معاند چين تاكنون بيش از شخص دالايي لاما و پيروانش، از اين تبعيد نيم قرني او استفاده سياسي برده اند. در پي ورود دالايي لاما به هند، دولت چين «پانچن لاما» را برجاي او نشانيد ولي پرونده او در غرب هنوز بسته نشده و مروري بر تاريخچه نيم قرن گذشته ـ از ملاقاتهاي دالايي لاما با سران غرب تا دريافت جايزه صلح نوبل، گوشه اي از وضعيت مبارزات سياسي و عمدتا تبليغاتي دوران معاصر را به دست مي دهد و درعين حال درستي توصيه انديشمندان را ثابت مي كند كه تجربه گذشته (تاريخ) را نبايد فراموش كرد تا تكرار نشود.





دفاع نوه از پدر بزرگ ـ نوه "هيدکي توجو" براي دفاع از او يک کتاب نوشت و يک فيلم سينمايي توليد کرد





توجو


درست نيم قرن پس از اعدام « هيدكي توجو Hideki Tojo» نخست وزير ژاپن در زمان جنگ جهاني دوم، نوه او بانو «يوكو ايوانامي» با تالیف كتاب و تولید فيلمي كه همزمان 13 اپریل 1998 به توزیع داده شدند به دفاع از پدربزرگ خود پرداخت و اورا به صورت يك قهرمان ملي ژاپني ها معرفي كرد تا ژاپني هاي نسل تازه از نو «توجو» را بشناسند.
« توجو » در نوامبر 1948 سه سال و چند ماه پس از تسليم ژاپن و اشغال اين كشور توسط نيروهاي نظامي آمريكا اعدام شد. یوکو همچنین ثابت کرده است که پس از بمباران اتمی و اشغال نظامی ژاپن و بازداشت «توجو» قلمها بر ضد او به كار افتاده بود و نوشته هاي دهه هاي بعدي نيز كه به نقل از مطالب دو دهه اول پس از جنگ بود كمكي به تجديد حيثيت «توجو» نكرد. «يوكو» نوه «توجو» كه مي دانست قلم ها در خدمت فاتح است در صدد دفاع از پدر بزرگش بر آمد كه هنگام اعدام او ده سال بيشتر نداشت.
يوكو كه قضاوت درباره كارهاي پدر بزرگش را غير منصفانه و يكجانبه مي ديد از دوران تحصيل در دانشگاه به تهيه اسناد و مدارك درباره كارها، افكار و آرزوهاي پدر بزرگ پرداخته بود و پس از اين كه زمان را مناسب ديد به نوشتن كتاب و همزمان تهيه يك فيلم سينمايي از كارهاي توجو پرداخت. زيرا، به نظر «يوكو» فيلم سينمايي به عنوان يك رسانه نافذ در ذهن مردم عادي كه از پشت پرده سياست بي خبرند تاثير بيشتر و آني مي گذارد. وي همزمان فيلم و كتاب را آماده ساخت.
فيلم طوري تهيه شده بود كه نخست، افكار و كارهاي توجو را منعكس مي ساخت و سپس نوبت به دستگيري، اقدام وي به خودكشي در زندان، محاكمه و اعدام او مي رسيد و بيننده را متاثر مي ساخت. دراين فيلم وسايل شخصي توجو در زندان نشان داده شد كه اينك در موزه قرار گرفته است.
با اين فيلم و اين كتاب، يوكو موفق شد كه بارديگر پدربزرگش را به ويژه نزد نسل تازه ژاپن به صورت يک مظهر غرور ملي در آورد. یوکو ثابت کرده است که هدف ژاپن از توسل به جنگ، بيرون راندن غرب از مشرق زمین و منطقه اقیانوس آرام بود و طرح نقشه حمله غافلگيرانه به ناوگان آمريكا در پرل هاربور، آزادی هاوایی بود که قرنها یک کشور پادشاهی مستقل بود و آمریکایی ها با هزار دوز و کلک و به راه انداختن اعتصاب، ناآرامی و برخورد داخلی آنجا را تصاحب کردند
مورخاني كه فيلم و كتاب يوكو را ديده اند آن را تاريخ واقعي «توجو» مي دانند.
عمل يوكو در عين حال باعث شد كه در سراسر جهان علاقه كهن و قلبي بين نوه و پدربزرگ بيش از پيش تقويت شود.






دو صد گفته را نيم كردار نيست - اخطارهاي سال 2003 سران روسيه، آلمان و فرانسه درباره عراق؛ همه اش حرف بود!


سران وقت سه قدرت اروپايي ــ روسيه، آلمان و فرانسه ــ كه جز در نخستين روز حمله نظامي آمريكا و انگلستان به عراق به سكوت خود ادامه داده بودند در نشست دو روزه (11و 12 اپریل 2003) در سن پترزبورگ متفقا تصميم گرفتند كه نوسازي عراق تنها در چارچوب سازمان ملل و زير نظر اين سازمان صورت گيرد زيرا كه فقط در اين صورت مشروعيت خواهد داشت و قابل قبول خواهد بود و به اين ترتيب نظري متفاوت از آمريكا و انگلستان ابراز داشتند و نشان دادند كه از موضع سابق عدول نكرده اند.
در پايان مذاكرات، شيراك و شرودر (سران وقت فرانسه و آلمان كه كنار رفته اند) گفتند كه فقط سازمان ملل حق دارد «زندگي مدني» را به عراق بازگرداند و تجديد بناي عراق وقتي قانوني و مشروع است كه زير چتر سازمان ملل صورت گيرد. شيراك غارت ادارات و منازل را در عراق، كوتاهي آمريكا و انگلستان اعلام داشت. پوتين كمي تندتر رفت و گفت كه اگر بازهم سازمان ملل دور زده شود هدف مورد نظر كه جلوگيري از برهم خوردن نظم جامعه بين المللي است تامين نخواهد شد و اضافه كرد كه نبايد كاپيتاليسم و نظاير آن به عراق صادر شود كه به آرامش منجر نخواهد شد و ما اجازه اين كار را نمي دهيم و همين طور اجازه مداخله در سوريه را هم نخواهيم داد.
مرور زمان نشان داد كه اين اظهارات كه نظاير بسيار داشته مصداق اين ضرب المثل ايراني است «دو صد گفته چون نيم كردار نيست».




«رابطه و تحولات اجتماعي» دهه اول قرن21 : افسر نيروي دريايي و دبير دبيرستان و بيزنس «كال ـ گرل Callgirl»



اليوت سپيتسر فرماندار مستعفي (سمت راست) ـ كريستن (سمت چپ) كارل گرل او



ديويد پترسون (فرماندار بعدي و تقريبا نابيناي ايالت نيويورک) و زنش هنگام اعتراف

درپي اعلام مشتري شماره يك مركز تامين «كال ـ گرل Callgirl» بودن اليوت سپيتسر فرماندار وقت ايالت 19 ميليوني نيويورك [اينک از مجريان شبکه تلويزيوني سي ان ان] و كناره گيري او در نيمه مارس 2008 و پيگيري شدن اين موضوع، و نيز حضور ديويد پترسون فرماندار بعدي (جانشين اليوت) و زنش در برابر دوربين شبكه هاي تلويزيوني و اعتراف به اينكه درگذشته (اين زن و شوهر) هم به يكديگر خيانت مي كردند!، در هفته اي كه به 12 اپریل 2008 ختم شد سه موضوع ديگر از اين دست، خبر صفحات اول روزنامه هاي آمريكا قرار گرفته بود:





Rebecca C. Dickinson

ـ گزارش مربوط به يك «لوتنانت ـ كامندر = .Lt.Cmdr» نيروي دريايي آمريكا به نام بانو «ربكا ديكينسونRebecca C. Dickinson» سي و هشتساله. طبق اين گزارش، اين افسر نيروي دريايي كه داراي شش مدال نظامي است براي مدتي، در ساعات فراغت از خدمت نظامي، در يك موسسه «كال ـ گرل و اصطلاحا اسكورت سرويس» منطقه شهر واشنگتن هم فعاليت داشته است!. اين افسر نيروي دريايي كه در دپارتمان مديريت و رابطه آن با اخلاق و قانون، فنون «مديريت» را هم تدريس مي كرد به مدت سه سال در آكادمي نيروي دريايي آمريكا در «اناپوليس» يك سمت مديريت (مديريت تامين غذا براي افراد و دانشجويان) داشت. در اين گزارش آمده بود كه در جريان فعاليت به عنوان «كال ـ گرل»، بانو ديكينسون «رني = رنه Renee» خطاب مي شد. از گزارش رسانه ها چنين بر مي آيد كه بانو ديكينسون منكر گزارش نشده است. وي و چندين زن ديگر، در جريان تحقيقات قضايي درباره موسسه «اسكورت سرويس» بانو دبورا پالفري معروف به «مادام منطقه دي. سي.» افشاء شده بود، به علاوه چند مقام مهم دولتي و كنگره. عكس ديكينسون نيز در نشريات منتشر شده كه در اينجا كاپي شده است.




Michelle Droelle

ــ شوراي آموزش و پرورش شهر «ويرجينا بيچ Virginia Beach» آمريكا كه اداره مدارس شهر را بر عهده دارد با كناره گيري بانو «Michelle Droelle ميشل درول» 33 ساله دبير دروس علوم اجتماعي دبيرستان دولتي «كلامKellam» اين شهر از كار تدريس موافقت كرد. يك روزنامه محلي در روزهاي نهم و دهم آوريل 2008 خود افشاء كرده بود كه بانو ميشل يك موسسه تامين اسكورت (كال ـ گرل) را اداره مي كند و آگهي تبليغ براي آن را هم به چاپ رسانده و تلفن آن موسسه به نام خودش است. بانو ميشل در پي انتشار اين موضوع از كار تدريس در دبيرستان كناره گيري كرد. عكس «ميشل» هم با تفصيل اين خبر، در صفحه اول روزنامه به چاپ رسيده بود!.
ــ در نخستين هفته آوريل 2008 گروهي از دانشجويان دختر و پسر يك دانشگاه غيردولتي معروف و قديمي ايالت ويرجينياي آمريكا با استاد راهنما به عنوان گردش علمي (Field Trip) به ايالت نوادا (به فاصله 3 هزار مايلي از دانشگاه) رفته و در اينجا در يك براثلBrothel (فاحشه خانه) به نام «چيكن رانچ» پاي سخنراني زنان اين «براثل» نشستند. اين زنان درباره تجربه خود از بيزنس رابطه و سبب كشانيده شدن به اين راه و آرزويشان براي آينده برايشان سخن گفتند!. عكس هاي متعدد از اين جلسه سخنراني و پرسش و پاسخ هم در روزنامه ها به چاپ رسيده است (تصور ادغام شده زير).
اين مطالب، مواردي از «وضعيت اجتماعي» از قبيل بيزنس رابطه و تحولات اجتماعي مربوط را در دهه اول قرن21 در اين قسمت از جهان نشان مي دهد.







قسمت بالاي تصوير: دانشجويان دانشگاه راندولف به سخنان يك زن خودفروش گوش مي دهند و يادداشت بر مي دارند.
قسمت پايين: دو دانشجوي زن (در سمت راست) اظهارات يكي از زنان براثل«چيكن رانچ» را مي شنوند
چهار شنبه ۲۳ فرو ۱۳۹۱ ۱۱:۵۹ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 16,155
اعتبار: 226
سپاس کرده: 3,004
سپاس شده: 9,457 در 5,513 موضوع

امتياز: 6,429.12

ارسال: #3
RE: تقویم تاریخ 24 فروردین 13 آوريل
برخي ديگر از رويدادهاي 13 آوريل




1241: مغولها « كراكو » را در لهستان تصرف كردند.
1401: شهر دمشق به تصرف ارتش امير تيمور در آمد وغارت شد.
1598: فرمان « نانت » مبني بر آزادي مذهب در فرانسه امضاء شد.
1742: توماس جفرسون انديشمند و دولتمرد آمريكايي به دنيا آمد .
1906: فرضيه نسبيت انشتين انتشار يافت.
1941: ميان شوروي و ژاپن يك قرارداد عدم تعرض امضاء شد.
1945: در پي درگذشت فرانكلين روزولت تنها فردي كه سه دوره رئيس جمهوري آمريكا بود بر اثر خونريزي مغزي، هري ترومن معاونش جاي او را گرفت و رئيس جمهور ايالات متحده شد. ترومن بود كه چهار ماه بعد دستود بمباران اتمي ژاپن را داد.
1960: فرانسه چهارمين كشور اتمي جهان شد.
چهار شنبه ۲۳ فرو ۱۳۹۱ ۱۲:۰۱ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 16,155
اعتبار: 226
سپاس کرده: 3,004
سپاس شده: 9,457 در 5,513 موضوع

امتياز: 6,429.12

ارسال: #4
RE: تقویم تاریخ 24 فروردین 13 آوريل
چشم انداز مولف




استقرار فرانسه درخلیج فارس!




دکتر بهروز بهزادي و کوشنر وزير امور خارجه فرانسه در پايان مصاحبه



انتشار متن مصاحبه «برنار کوشنر» وزیر امور خارجه فرانسه در پاریس با دکتر بهروز بهزادی روزنامه نگار قديمي و سردبیر که به پیشنهاد بهروز صورت گرفته بود 23 فروردین 1388 (13 اپریل 2009) انتشار يافت و یک بار دیگر ثابت کرد که کوشش مداخله گرایانه دیرین فرانسه در امور ایران و نقض حاکمیت ملی ایرانیان ادامه دارد. به علاوه، فرانسه می خواهد در خلیج فارس ـ در ابوظبی ـ و نه چندان دور از آبهای ایران پایگاه نظامی ایجاد کند و چنین اقدامی جز بمبارزه طلبیدن ایران و ایجاد سدّ در برابر ورود اقتصادی چین، هند و برزيل به منطقه و هشدار به روسیه که مبادا به اندیشه بازگشت به خاورمیانه افتد دلیل دیگری نمی تواند داشته باشد. امارات عربی که فرانسه می خواهد در آنجا پایگاه نظامی بسازد مدعی مالکیت سه جزیره ایرانی هستند و استقرار فرانسه در خاک مدعیان یعنی آماده بودن برای قبول مخاطره و درگیری. این نخستین بار در طول تاریخ است که فرانسویان از آن سوی جهان درصدد داشتن پایگاه در خلیج فارس برآمده اند. فرانسه در طول تردّد پرتغالی ها، هلندی ها، اسپانیایی ها و انگلیسی ها در خلیج فارس چنین ادعایی نکرده بود. این اقدام فرانسه درعین حال یک تودهنی به معترضان به استقرار نظامی آمریکا در خلیج فارس است که بحرین را پایگاه ناوگان پنجم خود قرارداده است. این نخستین دشمنی فرانسه با ایرانیان نیست. با میانجگیری فرانسه و پادرمیانی این دولت بود که توافقنامه آگوست 1907 میان روسیه و انگلستان در سن پترزبورگ امضاء شد و این دو دولت وطن مارا که به اظهار «برنار کوشنر» تاریخی فوق العاده دارد و گهواره تمدن بوده است میان خود به دو منطقه نفوذ قسمت کردند و چه به روز ایرانیان که نیاوردند. همین فرانسه بود که در دو دهه اول قرن نوزدهم ایران را برضد روسیه تحریک کرد، مستشار نظامی فرستاد و سپس با گرفتن امتیاز از تزار روس در لهستان، ایران را رها ساخت تا جنگ را به روسیه ببازد و قفقاز خودرا از دست بدهد. فرانسه در دهه يکم قرن 21 تلاش کرده است که در هر طرح نظامي غرب در آسياي غربي و جنوبي مشارکت داشته باشد که بنظر مي رسد به نوعي آغاز محاصره دوباره روسيه است. هدف غرب از عملیات نظامی در افغانستان، اخراج چند پابرهنه معروف به القاعده نیست که دست ساخت آمریکا در دهه های 1980 و 1990 (و در آغاز کار برضد دولت مسکو) هستند (طرح برژینسکی)، بلکه منطقه فرارود، ایران و ... است.
مصاحبه دکتر بهزادی که چهل سال تجربه روزنامه نگاری و عمدتا سردبیری دارد با کوشنر باید نه تنها به عنوان یک سند در تاریخ ایران بلکه در تاریخ عمومی ثبت شود. کوشنر گفته است: ما نمی خواهیم که در منطقه [خاور میانه] جنگ باشد ما در ابوظبی پایگاه خواهیم داشت ما به مردم خلیج فارس نزدیک هستیم ما با اماراتی ها دوست هستیم.
کدام مردم خلیج فارس شمارا دعوت کرده اند؟. چند صد هزار اماراتی یا دهها میلیون ایرانی؟. آیا فرانسه به خلیج فارس نزدیک تر است یا روسیه و هند و یا چین؟. چطور شده است که پنج قرن و اندی پس از پرتغالی ها، تازه فرانسه به فکر استقرار در خلیج فارس افتاده است؟. در آن زمان ایران کشتی توپدار نداشت. در همان زمان هم دیدید که چگونه پرتغالی ها را از خلیج فارس بیرون انداخت. ایجاد پایگاه ـ هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای جغرافیایی یعنی به فکر امپراتوری افتادن، که مردم قرن 21 چنین وضعيتي را نمی توانند تحمل کنند و .... همین تفکّر امپراتوری است که بیم از آن دارید یک ملت دیگر اتمی شود و آقایی برخی ها پایان یابد. شما می گویید که نمی خواهید در منطقه، جنگ باشد؛ حال آنکه عملیات نظامی در افغانستان را گسترش می دهید.
کوشنر در این مصاحبه بدون شرم کردن از تاریخ و میلیاردها انسان روشن به حقایق و اصول و دارای شعور و وجدان می گوید: ایرانیان سالهاست که به پرسش های ما پاسخ نداده اند. شما که بازپرس و ژاندارم جهان نیستید که به بازجویی تان پاسخ بدهند. سازمان ملل و آژانس های وابسته به آن را هم خودتان به وجود آورده اید تا حافظ منافع و امتیازاتتان باشد. مردم قرن 21، مردم جنگزده و گرسنه دهه پنجم قرن بیستم نیستند که در برابرتان سکوت کنند و این سکوت را حمل بر «تایید» کنید. آیا شما معنای استقلال و حاکمیت ملی را می دانید؟. با این طرز سخن گفتن فرانسه ـ بانی اعلامیه حقوق بشر و کشور انقلاب کبیر را کوچک نکنید. این فرانسه روزگاری قدرت بود، کشور ناپلئون و دوگل بود. این ملت بزرگ با آن پیشینه درخشان فرهنگی و اندیشه را به حقارت نکشانید. اگر فرانسه نبود و به خاطر خصومت با دولت لندن به مهاجران استقلال طلب کمک نظامی نمی کرد و ناوگان نمی فرستاد که ایالات متحده بوجود نمی آمد. ملت فرانسه غفلت کرد یک اسرائیلی نژاد کاتولیک شده مجارستانی را به ریاست کشور انتخاب کرد که می خواهد (به دلایلی) به روح دوگل پشت پا زند و فرانسه را به فعالیت های نظامی «ناتو» بازگرداند و خطر ناشی از این کاررا متوجه فرانسویان سازد. اینقدر روی اتحادیه اروپا حساب نکنید. «فرهنگ مشترک» اتحادیه بوجود می آورد نه سیاست و منافع زودگذر اقتصادی ـ اجتماعی. تردید نیست که نگاهی به «تاریخ» انداخته اید و می دانید که متحدان اروپایی امروز در طول تاریخ وارد چه کشتارهایی که علیه یکدیگر نشدند. یک محاسبه سرانگشتی نشان می دهد که فرانسه و انگلستان 151 بار با هم وارد جنگ شدند. فرانسویان که بفرماندهی ویلیام [ویلیام فاتح] انگلستان تصرف کردند بیش از یک قرن در آنجا ماندند ولی نتوانستند فرهنگ خودرا به انگلیسی ها بقبولانند. این اتحادیه ناهمگون اروپایی هم زود و یا دیر به دنبال دهها اتحادیه سابق از زمان رومی ها تاکنون خواهد رفت. خرس روس که شما حتی راهش به سازمان جهانی تجارت نمی دهید دارد از خواب زمستانه بیدار می شود، هندیان که روزگاری انگلیسی هارا «صاحب» خطاب می کردند دارند قدرتی بزرگ می شوند، چین که زمانی شما آن را میان خود تقسیم می کردید ابرقدرت شده است و .... برای شما می ماند چند سلاح هسته ای و بس که نمی خواهید دیگران آن را داشته باشند و سرشان جیغ می کشید که اعمال تبعیض میان ملت ها است. اگر سازمان ملل دست ساخت شما فاتحان آلمان نبود که اجازه نمی داد میان ملل و به قول شما یکی از آنها ملت بزرگی چون ایرانیان که 12 قرن یکی از دو ابرقدرت جهان بودند تبعیض روا داشته شود. ایرانیان امروز فرزندان همان هایی هستند که جبر و مقابله، فضاشناسی، علم شیمی، پزشکی، فلسفه و ادبیات، سوسیالیسم و در عین حال اخلاقیات و معنویت را به وجود آوردند و به جهانیان عرضه داشتند و درعین حال فرزندان فردوسی، داریوش، خشایارشا، سورنا، اردشیر، شاپور و نادرشاه.
چهار شنبه ۲۳ فرو ۱۳۹۱ ۱۲:۰۸ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1397.