به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید

تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان / اطلاع رسانی / مناسبت های سالانه / تقویم تاریخ v / تقویم تاریخ 11 تیر 2 جولای

نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امیتازات : 4.33
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تقویم تاریخ 11 تیر 2 جولای

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 16,154
اعتبار: 223
سپاس کرده: 3,004
سپاس شده: 9,456 در 5,512 موضوع

امتياز: 6,424.12

ارسال: #1
تقویم تاریخ 11 تیر 2 جولای
ايران



... و به اين سان يك اشتباه دودمان غزنويان را بر باد داد



يك ماه پس از اين كه مسعود غزنوي برادرش محمد را كور كرد تا بدون داشتن رقيب و با خاطري آسوده برجاي پدر (محمود غزنوي) بنشيند، در قلمرو غزنويان ـ ايران خاوري آن زمان (افغانستان و پاكستان كنوني) ـ ميان مردم دو دستگي بروز كرد كه در دراز مدت به تضعيف حكومت غزنويان و پايان كار آنان انجاميد.
«مسعود» اول ژوئيه سال 1030 ميلادي برادرش محمد را كور كرده بود. سلطان محمود غزنوي ـ از تركان غز ـ پيش از اين واقعه در گذشته بود و با اين كه پيش از مرگ، مسعود را به جانشيني خود انتخاب كرده بود، مسعود براي اين كه بدون دغدغه حكومت كند برادر را كور كرده بود. غزنويان، به ويژه سلطان محمود با اين كه زبان آباء - اجدادي شان تركي بود به فرهنگ ايراني و ادب پارسي جذب شده و در اين زمينه کمک فراوان کرده بودند. گسترش دين اسلام در شبه قاره هند ( بعد از فتوحات اوليه اعرابي که در قرن هفتم ميلادي ايران را متصرف شده بودند)،عمدتا در زمان حكومت محمود غزنوي صورت گرفت كه نتيجه اش ايجاد كشور پاكستان در نيمه قرن گذشته، 9 قرن پس از درگذشت سلطان محمود بوده است.
روي گردان شدن مردم از مسعود پس از كوركردن برادرش، ده سال بعد باعث شكست ارتش مسعود از سلجوقيان ـ دسته ديگري از تركان مهاجر ـ شد که قبلا وارد منطقه فرارود شده بودند. سلجوقيان با اجازه غزنويان به نقاط جنوبي تر كوچ كرده بودند. پس از شكست مسعود و عقب نشيني او به غزنه، مردم ناراضي، او را كشتند و برادر كورش محمد را شاه كردند، ولي نابينابودن محمد و افتادن امور در دست افرادي كه به شايستگي برخي از ايشان ترديد بود باعث تضعيف هر چه بيشتر غزنويان و پايان تدريجي كار آنان شد.





نشست اديبان براي نوسازي نثر نويسي، ترجمه و روزنامه نگاري ايران





دهخدا



دوم ژوئيه سال 1946 نشست اديبان و نويسندگان ايران كه از 25 ژوئن (چهارم تير ماه 1325 خورشيدي) براي نوسازي روزنامه نگاري، ترجمه و نثرنويسي و اظهار نظر درباره شعر تشكيل شده بود با صدور قطعنامه (توصيه نامه) اي پايان يافت كه تا سالها الگوي نويسندگي بود.





بهار

در جلسات هفت گانه اين نشست (كنگره) اديبان و نويسندگان از جمله دهخدا، بهار، حكمت، فروزانفر و علي شايگان شركت داشتند و روش هاي روزنامه نگاري و نثر نويسي اروپايي در اين جلسات بررسي شد و سبكهايي براي ترجمه از زبانهاي ديگر مورد موافقت قرار گرفت که رعايت انها به مترجمان توصيه شد.
نوسازي واقعي روزنامه نگاري ايران از سال 1335 و تاسيس نخستين دوره آموزش روزنامه نگاري در ايران و دعوت دو استاد روزنامه نگاري از آمريكا از جمله دكتر ويلسون رئيس وقت گروه روزنامه نگاري دانشگاه يوتا و سپس ايجاد دوره هاي خبرنويسي و اديت در دانشگاه تهران براي روزنامه نگاران شاغل و تدريس استادان و روزنامه نگاران معروف جهان در آنجا آغاز شد.






شايگان

پيش از سال 1335، روزنامه نگاري ايران مطابق استاندارد جهاني نبود و قواعد و اصول معيني را دنبال نمي كرد و چون مطالب ساده، روان، روشن و كامل نوشته نمي شد عادت و اعتياد به روزنامه خواني در طبقه باسواد ايراني به وجود نيامده و روزنامه از نيازمندي هاي زندگي روزمره نشده بود.




زمانی که هزینه دیدار 21 روزه يک ايراني از آمریکا و انگلستان دو هزار دلار بود!



در سال انقلاب (سال 1357 هجری =2537 شاهنشاهی= 1978میلادی) هم روزنامه های تهران پُر از اعلان بنگاههای توریستی بود. تا یک سال پس از انقلاب نیز ایرانیان برای سفر به بسیاری از کشورها ازجمله کشورهای اروپایی نیاز به ویزای ورود نداشتند. گرفتن ویزای چهارساله آمریکا هم بسیار آسان بود. هنگام ورود به آلمان، گذرنامه ایرانیان را حتی مُهر نمی زدند. دلار آمریکا تا چند ماه پس از انقلاب همچنان هفت تومان بود [اینک 1200 تومان و 171 برابر آن زمان]. در صفحه 22 شماره هشتم تیرماه 1357 روزنامه اطلاعات (29 ژوئن 1978) آگهی «پرس توریست» منتشر که در آن هزینه کامل یک دیدار 21 روزه (پرواز، هتل و غذا) در تابستان از آمریکا و انگلستان شامل شهرهای لندن، واشنگتن، نیویورک، سانفرانسیسکو، لس آنجلس و لاس وگاس 14 هزار و 250 تومان (دو هزار دلار) تعیین شده بود.





فشارهاي تازه، که واکنش دولت آمريکا به نخستين مصاحبه احمدي نژاد تلقي شد


دولت آمريكا 29 و 30 ژوئن 2005 فشارهاي سياسي ديگري بر جمهوري اسلامي ايران وارد ساخت. فشارهاي تازه با صدور دستور جورج بوش ـ رئيس جمهور وقت ـ به دادستان كل اين كشور وارد مرحله عمل شد ازجمله اينكه اموال كمپاني هايي را كه با ايران در توليد اسلحه كشتار جمعي همكاري دارند و يا همكاري خواهند داشت توقيف كند.
رئيس جمهور وقت آمريكا همزمان از مصاحبه پنج تن از گروگانهاي سابق از جمله «ويليام دائرتي» مامور بازنشسته «سيا» و سرهنگ بازنشسته «چارلز اسكات» با شبكه هاي تلويزيوني و اين ادعاي آنان كه احمدي نژاد را در نوامبر 1979 ميان دانشجويان تسخير كننده سفارت آمريكا ديده بودند استفاده ضمني كرد و در سي ام ژوئن گفت كه او منتظر دريافت اين جواب است كه آيا احمدي نژاد در آن گروگانگيري شركت داشته است يا نه. اين خواست جورج بوش در حالي اعلام شده بود كه چند تن ديگر از گروگانهاي سابق گفته بودند كه قيافه احمدي نژاد برايشان آشنا نيست و اورا ميان گروگانگيرها نديده بودند. تني چند از دانشجويان گروگانگير نيز شركت احمدي نژاد را در آن واقعه تكذيب كرده بودند. به گزارش نيويورك تايمز (مورخ اول ژوئيه 2005)، احمدي نژاد در تهران در يك گفت و شنود كوتاه با «مايكل سلكمن» خبرنگار اين روزنامه گفته بود كه شايعه مربوط به شركت او در گروگانگيري نوامبر 1979 درست نيست. اين پاسخ را احمدي نژاد در حالي كه در اتومبيل نشسته بود، مقابل خانه اش به پرسش سلكمن داده بود.
در جريان اين فشارهاي سياسي، سي ام ژوئن 2005 «مك كورماك» سخنگوي وقت وزارت امور خارجه آمريكا با تاكيد گفته بود كه دولت متبوع او مصرا خواستار آزادي فوري و غير مشروط «اكبر گنجي» از زندان اوين است زيرا كه نگران سلامت اوست كه در زندان دچار ضعف مزاج شده و از بيماري آسم مزمن رنج مي برد (گنجي بعدا آزاد شد، از ايران خارج ، و وارد آمريکا شد).
در همين روز (سي ام ژوئن 2005)، وزارت امور خارجه آمريكا همچنين به اتباع آمريكا از جمله ايراني تبار هاي آمريكايي تاكيد كرد كه از مسافرت به ايران مگر اين كه ضرورت خاص ايجاب كند خودداري ورزند زيرا كه خطر ربوده شدن و ارعاب آنان وجود دارد.
احمدي نژاد در نخستين مصاحبه عمومي خود به عنوان رئيس جمهور منتخب كه 26 ژوئن برگزار شده بود گفته بود كه ايران براي توسعه و امور خود نياز چندان به آمريكا ندارد. جورج بوش رئيس جمهوري ايالات متحده چند سال پيش از اين، در سخنراني سالانه خود در جلسه مشترك كنگره اين كشور، «عراق ـ ايران و كره شمالي» را محور شرارت خوانده و به اصطلاح، برايشان خط نشان كشيده بود و ....



قانون شدن مصوبه ژوئن 2010 کنگره آمريکا مبنی بر تشدید تحریم ایران



باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا یکم جولای 2010 (12 تیرماه 1989) موارد تازه تحریم ایران را که چند روز پیش از آن به تصویب کنگره (قوه مقننه آن کشور) رسیده بود امضا کرد که قانون و لازم الاجرا شده اند. طبق این مصوبه، دولت آمریکا برای نخستین بار فروش فرآورده های نفتی به ایران (بنزین، گازوئیل و سوخت جت) را تحریم کرده است. طبق این مصوبه، هر شرکتی که از طریق فروش «فرآورده های نفتی» به ایران درآمدی معادل یک میلیون دلار و یا بیشتر کسب کند و یا در طول یک سال (به دفعات) بیش از پنج میلیون دلار از این فرآورده ها را به ایران بفروشد مشمول تحریم های آمریکا قرار خواهدگرفت. چنین شرکت هایی اجازه فعالیت در بخش های معاملات مالی، بانکی و یا بازارهای سهام آمریکا را از دست خواهند داد. این مصوبه در مورد شرکتهای متعلق به دولتهای دوست و هماهنگ آمریکا از 12 ماه بعد اجرا خواهد شد.
این قانون به دولت آمریکا (قوای سه گانه حکومتی) اجازه می دهد اشخاص حقیقی یا حقوقی، اعم از شرکت های نفتی، بیمه، موسسه های اعتباری یا بانک هایی را که به هر شکل در سال بیش از بیست میلیون دلار در «منابع نفتی ایران» سرمایه گذاری کنند تحریم کند. همچنین شرکت هایی که ابزار و تجهیزات قابل استفاده علیه آزادی اطلاع رسانی ازجمله امکانات فیلترینگ اینترنت و شنود مکالمات تلفنی را به ایران بفروشند مشمول تحریم های تازه هستند.
قانون تازه همچنین اختیاراتی در مورد مسدود کردن دارایی های دیپلمات های ایرانی و مقام ها و یا شرکت های وابسته به سپاه پاسداران را به رئیس جمهور آمریکا داده است.
شرکت های خارجی که طبق قانون تازه تحریم خواهند شد با محدودیت در عقد قراردادهای عمده دولتی و دسترسی به امکانات مالی موسسات آمریکایی رو به رو خواهند شد.
قانون تازه میزان جریمه نقدی اشخاص حقیقی که تحریم ایران را نقض کنند از ده هزار دلار به یک میلیون دلار، و مجازات چنین اقدامی را از حداکثر ده سال به حداکثر بیست سال زندان افزایش داده است.
رئیس جمهور آمریکا مکلّف شده است که از تاریخ قانون شدن مصوبه (یکم جولای 2010) ظرف سه ماه، گزارشی درباره روابط تجاری و نفتی ایران با کشورهای گروه بیست به کنگره آن کشور بدهد.
قانون تازه دولت آمریکارا مکلف کرده است که برای مقام های ایران که ناقض جدّی حقوق بشر تشخیص داده می شوند ویزای ورود به آمریکا صادر نکند و در صورت امکان، به مسدود کردن دارایی های آنها اقدام کند. همچنین رئیس جمهوری آمریکا موظّف شده است که ظرف نود روز اسامی مقام ها و یا افرادی در ایران را که مسوول صدور دستور، اجرا یا هدایت اقداماتی درنقض جدّی حقوق بشر ـ پس از انتخابات ژوئن 2009 (خرداد 1388) بوده اند به کنگره اطلاع دهد و این اسامی را جهت اطلاع عموم منتشر سازد.
قوه مقننه آمریکا ضمن تصویب قانون تحریم های تازه ایران، از دولت این کشور خواسته است که برای کار اطلاع رسانی بیشتر درزمینه وضعیت حقوق بشر در ایران بودجه بیشتری اختصاص دهد.
وزیر خزانه داری آمریکا در پی قانون شدن مصوبه کنگره گفت که این قانون به او اختیارات تازه و موثر برای تحریم بانک هایی در سراسر جهان را می دهد که آگاهانه خدمات مالی به برنامه های اتمی ایران، سپاه پاسداران و یا شرکت های وابسته به آن می دهند.
تحریم ایران توسط آمریکا از سال 1980 و در پی گروگانگیری اعضای سفارت این کشور در تهران آغاز شده و بر شدت آن تاکنون چندبار افزوده شده است.

امضا كاربر
(آخرین ویرایش در این ارسال: يك شنبه ۲۶ شهر ۱۳۹۱ ۱۲:۱۶ عصر، توسط صحرا.)
يك شنبه ۲۶ شهر ۱۳۹۱ ۱۱:۳۳ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 16,154
اعتبار: 223
سپاس کرده: 3,004
سپاس شده: 9,456 در 5,512 موضوع

امتياز: 6,424.12

ارسال: #2
RE: تقویم تاریخ 11 تیر 2 جولای

در دنياي داستان نويسي




روزي که «همينگوي» خودکشي کرد





Ernest Hemingvay

دوم ژوئيه سال 1961 ارنست همينگوي Ernest Hemingvay داستان نگار بلند آوازه آمريکايي در خانه اش در منطقه كوهستاني كچوم واقع در ايالت «آيداهو» آن کشور با گلوله تفنگ شکاري خودکشي کرد. وي هنگام مرگ 62 ساله بود. همينگوي كه در 21 ژوئيه سال 1899 به دنيا آمده بود، در سال 1955 برنده جايزه نوبل درادبيات شده بود و به خاطر داستان «پير مرد و دريا» جايزه پوليتزر به دست آورده بود. همينگوي نويسنده داستانهاي «نيروي عاطفه»، «خورشيد هميشه مي درخشد»، «پير مرد و دريا»، «زنگها براي كه به صدا در مي آيند؟» و ... ظاهرا از فرارسيدن پيري، روزهاي سخت سالخوردگي و از كارافتادگي که در آستانه اش قرار گرفته بود نگران بود كه تحت تاثير همين ترس، سرانجام دست به خودكشي زد. پدر او هم در آغاز سالخوردگي خودكشي كرده بود. همينگوي مردي شجاع بود و در جريان جنگ جهاني اول كه در جبهه هاي اروپا خبرنگار نظامي بود خطرات متعدد از سر گذرانيده بود و از دو سانحه هوائي جان سالم به در برده بود. وي سالهاي سال در كوبا زندگي مي كرد و به اين كشور علاقه عاطفي خاص داشت. خانه همينگوي در كوبا به صورت موزه درآمده است.

امضا كاربر
(آخرین ویرایش در این ارسال: يك شنبه ۲۶ شهر ۱۳۹۱ ۱۲:۱۸ عصر، توسط صحرا.)
يك شنبه ۲۶ شهر ۱۳۹۱ ۱۱:۳۵ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 16,154
اعتبار: 223
سپاس کرده: 3,004
سپاس شده: 9,456 در 5,512 موضوع

امتياز: 6,424.12

ارسال: #3
RE: تقویم تاریخ 11 تیر 2 جولای
در قلمرو رسانه‌ها




تازه شدن داغ دل مولف اين سايت - چرا يک روزنامه نگار حرفه اي حق داشتن نشريه براي خدمت به وطن را نداشته باشد؟



مدتها بود كه اين نگارنده، گزارش مجوزهاي تازه اي را كه از سوي هيات نظارت بر مطبوعات (وزارت ارشاد) براي انتشار نشريه تصويب مي شود نديده بود تا داغ دلش تازه شود. روزنامه هاي تهران نهم تيرماه 1384 = 30 ژوئن2005 خود با ذكر عنوان نشريات تازه و نام ناشران آنها، گزارش كرده بودند كه آن هيات در بيست و پنجمين جلسه از دهمين دوره فعاليت خود با انتشار 67 نشريه از جمله 4 روزنامه، 21 هفته نامه، 2 دوهفته نامه، 14 ماهنامه، 24 فصلنامه، يك دوفصلنامه و يك سالنامه موافقت كرده است و باز نامي از «سپيده دم» در ميان آنها نبود كه نگارنده از 12 سال پيش از آن در انتظار دريافت يك پاسخ كوتاه از آن هيات و آن وزارت بود كه چرا صلاحيت او به داشتن يك نشريه از آن خود پس از نيم قرن روزنامه نگاري رد شده است. پروانه سپيده دم در تيرماه 1359 صادره شده است و نگارنده در سال 1371 درخواست تجديد پروانه را کرده بود (که قانون مطبوعات مصوب 1364 تاکيد به آن کرده است) که بدون ذکر دليل موافقت نشد و تلاش مولف اين سايت که مطالب او از آن زمان منظما در مطبوعات تهران منتشر مي شود براي اطلاع از علت مخالفت به جايي نرسيده است!.
در ميان اسامي 67 تن کساني که براي انتشار نشريه، در جلسه بيست و پنجم دوره دهم فعاليت هيات نظارت مورد تاييد قرارگرفته بودند نامي از روزنامه نگاران حرفه اي آشنا به چشم نخورد. ديدن اين آمار اين نگارنده را عميقا مايوس کرد زيرا برايش منطقي و قابل قبول نبوده است كه چرا صلاحيت نوشتن براي ديگران را دارد ولي براي خودش را ندارد؟!. به راه اندازي روزنامه هاي ديگران کمک کند اما صلاحيت اين کاررا براي خودش نداشته باشد. اين، منطقي نيست که پيش از ارتكاب خطا، فرد را مجازات کنند. پروانه نشريه را که حق يک روزنامه نگار است بدون تبعيض بدهيد و اگر دارنده آن در عمل مرتكب خطا شود اورا مجازات و پروانه را لغو كنيد. نمي شود مانع صدور پروانه كارخانه مثلا تيشه سازي شد به اين حساب كه با تيشه هم مي شود آدم كشت. وقتي كه مي گوييم منطقي نيست كه برخي دولتها بگويند پژوهشهاي اتمي مقدمه ساخت سلاح هسته اي است، پذيرفتني هم نيست كه بگوييم به فلان روزنامه نگار كه مي خواهد نشريه داشته باشد، به وطن خدمت کند و به آرزوي ديرين خود ـ آن هم در سالهاي آخر عمر برسد پروانه نمي دهيم!. او از اتباع كشور است و حق دارد ـ حقي سلب نشدني. تبعيض و نقض حق عملي مايوس كننده و دردناك است. ديده شده است که يک نشريه (در افواه؛ اجاره رفته) را چندبار بسته و دايرکرده اند ولي صلاحيت فردي را که هنوز به نوشته هاي او ايراد وارد نشده است ردّ مي کنند. اين رفتار بعدا وارد تاريخ خواهد شد و قضاوت تاريخ پاک شدني نيست.
دولت «اصلاح طلبان!» در طول هشت سال زمامداري خود در اين زمينه کاري نکرد و روي عبارت «صلاحيت ندارد» ايستاد بدون اينکه روشن سازد؛ چرا صلاحيت ندارد، و دليل اثبات شده آن چيست؟. ما در قرن 21 زندگي مي کنيم، و از زمان انحلال ساواک (به اتهام پرونده سازي براي اتباع و دادن گزارش هاي مغرضانه و خلاف واقع) بيش از سه دهه گذشته است. وضعيت موجود افراد بايد ملاک قضاوت باشد.






روزنامه «هم ميهن» بارديگر توقيف موقت شد!: نامه دادستان تهران - مطالب وکيل روزنامه - اظهارات رئيس دادگاه و ...




سعيد مرتضوي دادستان وقت


12 تير ماه 1386 (سوم ژوئيه 2007) روزنامه هاي تهران، اسوشيتدپرس (خبرگزاري غير انتفاعي روزنامه هاي آمريكا)، شبكه تلويزيوني سي بي اس، سرويس هاي خبري بي.بي.سي، لس آنجلس تايمز و چند رسانه ديگر به طور غير منتظره خبر از توقيف مجدد روزنامه «هم ميهن» چاپ تهران دادند. اين روزنامه كه ناشر آن غلامحسين كرباسچي، سردبير كل آن محمد عطريانفر و سردبير اجرايي اش محمد قوچاني بود در دور تازه انتشار خود تنها 43 شماره منتشره كرده بود. اين روزنامه در سال 2000 (سال 1379 هجري) نيز توقيف موقت شده بود. پرونده توقيف موقت سال 1379 چهارماه پيش از توقيف مجدد به صدور حكم و رفع توقيف انجاميده بود و اين روزنامه دو ماه پيش از توقيف دوباره با تحريريه اي تازه كار خودرا آغاز كرده بود. كرباسچي شهردار اسبق تهران قبلا روزنامه همشهري را براي شهرداري پايتخت تاسيس كرده بود كه اينك از نظر تيراژ و آگهي، روزنامه رديف اول ايران است. «هم ميهن» در عمر كوتاه خود موفق شده بود كه مخاطبان فراوان جلب كند و خودرا به صدر روزنامه هاي غير دولتي و حرفه اي تهران برساند. [اصحاب نظر کرباسچي را مديري لايق توصيف کرده اند که راه امير کبير را دنبال مي کرد و ....].
مطالبي كه در زير مي آيد از شماره هاي 12 و 13 تيرماه 1386 روزنامه غير دولتي اعتماد چاپ تهران، و عكسها از اسوشيتدپرس و بي بي سي نقل مي شود:
به گزارش روزنامه اعتماد، روزنامه «هم ميهن» به مديرمسوولي غلامحسين کرباسچي توقيف موقت شد. دادسراي تهران با ارسال نامه يي به کرباسچي اعلام کرد اين روزنامه ديگر اجازه انتشار ندارد. روزنامه هم ميهن در دوره جديد فعاليت خود 43 شماره منتشر کرده بود. سعيد مرتضوي دادستان وقت تهران در نامه يي به صفار هرندي، وزير فرهنگ وقت ارشاد اسلامي [که خود يک روزنامه نگار بنام است]، توقيف روزنامه «هم ميهن» و دلايل توقيف آن را اعلام کرده است [کرده بود]. متن نامه دادستان تهران به اين شرح است (بود): "احتراماً به استحضار مي رساند شعبه 1083 دادگاه عمومي جزايي تهران در تاريخ 29/11/1385 مبادرت به برگزاري جلسه محاکمه مدير مسوول روزنامه «هم ميهن» كرد. متعاقب آن، طي دادنامه شماره 261 مورخ 20/12/1385 نسبت به محکوميت مدير مسوول آن روزنامه اقدام و راي صادره در تاريخ 16/2/1386 مورد اعتراض وکيل متهم قرار گرفت. در تاريخ 11/4/1386 پرونده به اين دادسرا (دادسراي تهران) ارسال، که با ملاحظه صورتجلسه محاکمه علني و مجموع اوراق پرونده موارد زير به عنوان ايراد بين قانوني مشهود است:

1- از آقاي غلامحسين کرباسچي قبل از برگزاري جلسه علني محاکمه، هيچ گونه تاميني اخذ نشده و قرار تامين کيفري در رابطه با وکيل متهم صادر گرديده و وكيل متهم آن را امضا کرده است که اساساً صدور قرار تامين کيفري براي وکيل مدافع به جاي متهم، خلاف قانون و موازين آيين دادرسي کيفري است.

2- مطابق اصل 168 قانون اساسي، جلسه محاکمه مطبوعاتي مي بايست در حضور اعضاي محترم هيات منصفه و به صورت علني باشد و مديرمسوول مطابق مسووليتي که در تبصره 4 و 7 ماده 9 قانون مطبوعات بر عهده شخص وي قرار گرفته، در حضور اعضاي هيات منصفه محاکمه گردد. در مانحن في اساساً مدير مسوول در جلسه محاکمه، حاضر نشده و عذر موجهي نيز اعلام نکرده و به رغم اين موضوع، دادگاه به جاي مديرمسوول که متهم پرونده است، وکيل وي را محاکمه و از وي بدون حضور متهم، آخرين دفاع نيز اخذ و پس از اعلام نيز هيات محترم منصفه مبادرت به محکوميت متهم به جزاي نقدي كرده است که مراتب محاکمه، و صدور راي به نحوي که در اعتراضيه اين دادستاني خطاب به دادگاه محترم تجديدنظر استان تهران آمده، خلاف موازين آمره قانون آيين دادرسي کيفري اقدام گرديده است لذا محاکمه به نحو مذکور فاقد رسميت قانوني و راي صادره نيز نافذ نيست. علي هذا با توجه به اصرار مدير مسوول روزنامه «هم ميهن» پس از رفع توقيف طي دادنامه مخدوش و غيرقطعي فوق، به ارتکاب جرايم مذکور در ماده 6 قانون مطبوعات به شرح پرونده هاي متشکله در دادسراي کارکنان دولت و رسانه ها، قرار توقيف موقت اين روزنامه تا زمان رسيدگي مجدد به پرونده هاي مذکور صادر و اعلام گرديد. بنا به مراتب فوق، مقرر است از ادامه انتشار اين روزنامه جلوگيري به عمل آيد.






غلامحسين کرباسچي ناشر

روزنامه اعتماد پس از چاپ متن نامه دادستان، چنين افزوده است: غلامحسين کرباسچي، مديرمسوول و صاحب امتياز روزنامه هم ميهن درباره توقيف روزنامه گفت دادسرا طي يک ابلاغيه کتبي به ما گفته که ديگر روزنامه منتشر نشود. گفته اند که مراحل دادرسي اشکال داشته است بنابراين روزنامه نبايد منتشر شود.
كرباسچي درباره اينکه آيا موارد جديدي به عنوان شکايت مطرح شده است، گفت: شکايتي به ما ابلاغ نشده است، البته در حکم اشاره شده که بعد از توقيف هم مواردي به عنوان تخلف وجود دارد که پرونده يي در اين باره تشکيل شده است.

اعتماد نوشته است:
محمود عليزاده طباطبايي وکيل روزنامه «هم ميهن» پس از توقيف اين روزنامه درباره دلايل دادستاني تهران براي توقيف هم ميهن گفت: در خصوص قرار تامين طبق ماده 132 قانون آيين دادرسي کيفري، دادگاه به منظور دسترسي به متهم و حضور به موقع وي در موارد لزوم قرار صادر مي کند؛ در مورد اين پرونده دادگاه ضرورتي به صدور قرار نديده است (با توجه به شخصيت اجتماعي كرباسچي كه احتمال فرار و تباني او نمي رفته).
عليزاده طباطبايي با اشاره به صدور قرار التزام با شرط شرف براي مدير مسوول «هم ميهن» از سوي دادگاه اظهار داشت؛ دادگاه تکليفي ندارد که حتماً قرار صادر کند و دادگاه در مورد متهمي که احتمال تباني يا فرار وي وجود داشته باشد، قرار صادر مي کند.
وکيل روزنامه «هم ميهن» در رابطه با ايراد دوم دادستاني تهران مبني بر عدم حضور مدير مسوول اين روزنامه در جلسه دادگاه اظهار داشت: طبق ماده 181 قانون آيين دادرسي کيفري، هر گاه متهم بدون عذر در دادگاه حاضر نشود و وکيلي نيز حضور نيابد «دادگاه» مي تواند حکم جلب متهم را صادر کند.
وي در ادامه با اشاره به روند رسيدگي به پرونده «هم ميهن» اظهار داشت که تشخيص لزوم يا عدم لزوم حضور متهم در جلسه، به صراحت قانون بر عهده «دادگاه» است (نه، دادسرا).
عليزاده طباطبايي همچنين با بيان اين که با صدور راي دادگاه رسيدگي کننده به پرونده روزنامه «هم ميهن»، توقيف اين روزنامه منتفي شد، نامه دادستاني تهران و موارد ذکر شده در اين نامه را داراي مبناي قانوني ندانست و اظهار داشت: از قوانين موجود چنين استنباط نمي کنم که دادستاني (دادسرا) بتواند جلوي راي (حكم دادگاه) را بگيرد.





«قوچاني» اشكش را پاك مي كند

عليزاده طباطبايي درباره بخشي از اين نامه که به پرونده هاي متشکّله در دادسراي کارکنان دولت اشاره دارد، گفت که تاکنون هيچ اخطاري براي وکيل و روزنامه نيامده است و ما از تشکيل پرونده و يا پرونده هاي تازه در دادسراي کارکنان دولت خبر نداريم و به فرض که پرونده يي هم وجود داشته باشد بايد سير رسيدگي آن طي شود. وي با بيان اينکه تا وقتي شکايت به ما اعلام نشده و ما از خود دفاع نکرده ايم و مرجع صالح قضايي در اين زمينه تصميم گيري نکرده، نمي تواند موضوع مستندي براي توقيف روزنامه باشد افزود که قانون مطبوعات موارد توقيف را اعلام کرده اما هيچ يک از آنها در اين مورد ديده نمي شود.
وي با اشاره به صدور حکم جزاي نقدي براي مدير مسوول روزنامه «هم ميهن» از سوي دادگاه، گفت: ما نسبت به اين راي تجديد نظرخواهي کرديم و تا جايي که ما اطلاع داشتيم دادستاني اعتراض نکرده بود؛ البته من زمان ابلاغ راي به آنها را نمي دانم.

روزنامه اعتماد ادامه داده است (داده بود): سيد حسين حسينيان رئيس شعبه 1083 دادگاه عمومي تهران (قاضي محاكمه كننده مدير هم ميهن) درباره توقيف دوباره روزنامه هم ميهن از سوي دادسرا، گفت: روند دادرسي و دادگاه هيچ اشکالي نداشته و پاسخ ايرادات به مراجع مافوق و دادگاه تجديدنظر اعلام مي شود.
رئيس شعبه 1083 دادگاه عمومي با بيان اينکه روند دادرسي و دادگاه هيچ اشکالي نداشته افزود كه پاسخ ايرادات طي 15 بند تبظيم شده كه به مراجع مافوق و دادگاه تجديدنظر اعلام مي شود. وي گفت: ما منتظر رسيدگي دادگاه تجديدنظر مي مانيم.

بي.بي. سي. در گزارش خود توقيف «هم ميهن» را بي ارتباط با دو سه مطالب اخير اين روزنامه نمي داند، گرچه در نامه دادستاني به چنين مواردي اشاره نشده است. به ظنّ «بي بي سي»، يكي از اين موارد تيتر و عكس «هم ميهن» درباره غلامحسين الهام است كه اخيرا داراي مقام پنجم شده است و مورد ديگر، درباره اشاره آيت الله جنتي به خواب يك راننده تاكسي بوده كه مادرش در خواب به او گفته كه برود و به احمدي نژاد راي بدهد. «بي بي سي» عكس هاي چاپ شده از اين دو مطلب را در سرويس هاي خود نقل كرده است.




محمد قوچاني سردبير محمد قوچاني سردبير اجرايي «هم ميهن» و مهران كرمي معاونش غرق در اندوه (اسوشيتد پرس)


مريم شباني و مسيح علي نژاد دو نويسنده «هم ميهن» اشک ريزان


دو عکس و مطلبي که به ظن «بي بي سي» ممکن است بي ارتباط با توقيف موقت نباشند



ترور يازدهمين روزنامه نگار روس!




واريسوف

بيست و هشتم ژوئن 2005 «واريسوفVarisov» روزنامه نگار روس كه شهرت داشت كارشناس امور قفقاز است در داغستان هدف گلوله قرارگرفت و كشته شد و قتل او صداي اعتراض روزنامه نگاران را در گوشه و كنار جهان بلند كرد و انجمن هاي مختلف از جمله «كميته محافظت از روزنامه نگاران» قتل وارسيوف را محكوم كرده و درخواست اعلام انگيزه قتل و دستگري و مجازات عاملان آن شده است كه گفته اند كار باند تبهكاران سازمان يافته بوده است.
وي يازدهمين روزنامه نگار روس است كه از سال 2000 ، به همين صورت كشته شده اند. واريسوف اخيرا مقاله اي به قلم خود برضد تبه كاري، تبه كاران سازمان يافته و تروريسم نوشته بود و گفته بود كه تا تبه كاران سازمان يافته كه در پي فروپاشي شوروي از زمين سبز شده اند از ميان برداشته نشوند نمي توان به برقراري حكومت قانون و نظم در روسيه اميدوار بود.
وي در داخل اتومبيلش هدف گلوله هاي يك تفنگ خودكار قرار گرفته بود. واريسوف در نشريه «نووويه دلو» داراي يك صفحه تحليل سياسي بود كه خبرگزاري ها برخي اوقات مطالب آن را نقل و رسانه هاي ساير كشورها در صورت تمايل منتشر مي كردند.

امضا كاربر
(آخرین ویرایش در این ارسال: يك شنبه ۲۶ شهر ۱۳۹۱ ۱۲:۳۴ عصر، توسط صحرا.)
يك شنبه ۲۶ شهر ۱۳۹۱ ۱۱:۳۶ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 16,154
اعتبار: 223
سپاس کرده: 3,004
سپاس شده: 9,456 در 5,512 موضوع

امتياز: 6,424.12

ارسال: #4
RE: تقویم تاریخ 11 تیر 2 جولای
ساير ملل




«امیلیا ارهارت» هوانورد، نویسنده و از فعالان مبارزه برای حقوق بانوان





Amelia Earhart

دوم ژوئیه (جولای) 1937 بانو «اميليا ارهارت Amelia Earhart» هوانورد آمريکايي و از فعلان حقوق بانوان در جريان پرواز دور دنيا بر فراز خط استوا، در آسمان اقيانوس آرام ناپديد شد و تلاش جستجوگران برای یافتن لاشه هواپیما به جایی نرسید. وي نخستين خلبان زن بود که قبلا عرض اقيانوس اطلس را با هواپيما پيموده بود. امیلیا بود که کمک کرد اتحادیه خلبانان زن ایجاد و این حرفه برای بانوان نیز برسمیت شناخته شود. وی که در عین حال یک نویسنده و از فعلان تامین حقوق زن در جامعه آمریکا بود همچنین کمک کرد که بسیاری از محدودیت های سیاسی برطرف شود. امیلیا که یک دارای شوهر بود هنگام مرگ 40 ساله بود.






نخستين رئيس جمهور زن درقاره آمريكا كه متهم به اختفاء جرم است





ايزابل پرون

بانو «ايزابل پرون» يكم ژوئيه 1974 برجاي شوهرش «خوان پرون» نشست و رئيس جمهور آرژانتين شد. وي كه 43 ساله بود دو روز پيش از آن و پس از اينكه پزشكان از درمان پرون ابراز ياس كردند سوگند ياد كرده بود ولي تا شوهرش زنده بود بر صندلي او ننشست. ايزابل كه نخستين رئيس جمهور زن در قاره آمريكا بشمار مي آيد قبلا منشي پرون و در جواني يك دانسر بود. آخرين سمت او پيش از رياست جمهوري، معاونت خوان پرون بود. وي سومين زن پرون بود. پرون كه هنوز حزب او (عدالت گستر) حكومت آرژانتين را به دست دارد يك ناسيونال سوسياليست بود.
ايزابل تا 24 مارس 1976 بر آرژانتين حكومت كرد و چون مديريت كافي نداشت و فساد اداري رو به گسترش بود، ارتش با يك كودتاي بدون خونريزي اورا بركنار و به اسپانيا تبعيد كرد. دو سال پيش سندي به دست آمد كه معلوم شد ايزابل در دوران حكومت خود از موضوع سر به نيست شدن يك مخالف دولت توسط ماموران در سال 1976 خبر داشته و موضوع را به دستگاه قضايي اطلاع نداده است. يك دادگاه آرژانتين به اين كار رسيدگي كرد و در فوريه 2007 (31 سال پس از وقوع ماجرا) وي را متهم به اختفاء جرم كرد و از دستگاه قضايي اسپانيا خواست كه او را جهت محاكمه مسترد دارد. پليس اسپانيا ايزابل را توقيف خانگي كرد و يك دادگاه اين كشور در مارس 2008 درخواست استرداد را به اين دليل كه دولت آرژانتين اسناد مربوط را ارسال نداشته و در اين كار تعلل مي كند رد كرد. به نوشته رسانه ها، تعقيب قضايي ايزابل پس از سه دهه دست كم اين نتيجه را داشته است كه مقامات دولتي متوجه شوند كه در دوران معاصر فرار از كيفر قانون شكني دشوار است حتي اگر به كشوري ديگر رفته باشند.





اظهاراتي که در تاريخ ثبت خواهد شد - در مراسم تفهيم، صدام اتهامات وارده! به خودرا شنيد و واكنش نشان داد ـ من رئيس جمهور عراق هستم


صحنه هايي از جلسه تفهيم اتهامات به صدام و تيتر واشنگتن پُست که صدام خودرا به قاضي رئس جمهور معرفي کرد ـ صدام را با دستبند و پابند تا دادگاه آورده بودند و پيش از ورود به جلسه آنهارا بازکردند



يکم ژوئيه 2004 ، طبق برنامه اعلام شده از قبل، صدام حسين و 11 تن دستيارانش را با هلي كوپتر از محلي نامعلوم به نقطه اي نزديكتر منتقل كردند و سپس با اتوبوس زره پوش و اسكورت نظامي به ساختماني در «كمپ ويكتوري» واقع در استراحتگاه ييلاقي پيشين رياست جمهوري عراق در حاشيه غربي بغداد که قرار بود در آنجا اتهامات وارده به آنان تفهيم شود منتقل ساختند. از اين محل تا دسامبر 2011 نظاميان آمريكايي به عنوان قرارگاه استفاده مي کردند و دفاتر دادگاههاي نظامي آمريكا نيز در آنجا استقرار داشت. [در سال 2012 برخي از اعضاي گروه مجاهدين خلق از اردوگاه اشرف به آنجا ـ کمپ ويکتوري ـ منتقل شده اند تا سازمان ملل ترتيب انتقال آن را به کشوري ديگر بدهد].
طبق روال معمول در زندانهاي آمريكا، به صدام و دستيارانش دستبند و پابند زده بودند. آنان لباسي را كه در زندان مي پوشيدند بر تن داشتند. در راهرو ساختمان، كت و شلوار و پيراهني را كه همان روز از يك مغازه معمولي بغداد خريداري شده بود بر تن صدام پوشاندند؛ دستبند و پابند او را بازكردند و وارد اطاق تفهيم اتهام ساختند. صدام روي صندلي كه برايش تعيين شده بود نشست و آماده شنيدن پرسشهاي متصدي جلسه اصطلاحا «هيرينگ» شد که مردي جوان بود و اورا قاضي جلسه مقدماتي صدا مي کردند.
در اين جلسه، متهم رديف يکم خودرا صدام حسين عبدالمجيد رئيس جمهوري عراق معرفي كرد و كاخ سفيد واشنگتن را متهم كرد كه اين تئاتر را ترتيب و «هيرينگ» را تشكيل داده است.
صدام افزود: "شما مي دانيد كه همه اين، نمايشي است كه بوشِ ... ترتيب داده تا به او در انتخابات قريب الوقوع (نوامبر 2004) كمك تبليغاتي كند. بوش دستور حمله نظامي و اشغال عراق را به نيروهايش داد و او (بوش) و همدستانش متهمند كه عراقي ها را به اين روز سياه انداخته اند، نه من و همکارانم.".
صدام همچنين گفت: "نيروهايي كه به اين صورت عراق را اشغال كرده اند حق بركناري رئيس جمهوري قانوني آن را ندارند كه از سوي مردم انتخاب شده است. من به عنوان رئيس جمهوري عراق مصونيت از تعقيب قضايي دارم، مگر اين که طبق قانون اساسي عراق اين مصونيت سلب شود.".
صدام که از همان آغاز پرسش و پاسخ به نظر مي آمد کنترل کار را به دست گرفته به متصدي جوان جلسه «هيرينگ» كه از او خواسته بود خودرا معرفي كند گفت كه بايد اورا رئيس جمهوري عراق خطاب كند زيرا كه به اراده مردم عراق به اين مقام دست يافته و به احترام ملت بايد اورا اين گونه خطاب كنند. صدام گفت كه هرگونه رسيدگي قضايي بايد طبق قوانين عراق (قوانين دوران حكومت وي) باشد نه دستورات نيروهاي اشغالگر و دست نشاندگان آنان.
صدام در اينجا به جاي مخاطب، پرسشگر شد و از متصدي هيرينگ (مسئول قضايي تفهيم اتهامات) پرسيد: آيا شما يک عراقي هستيد که در اينجا نمايندگي نيروهاي اشغالگر را برعهده گرفته ايد؟. متصدي هيرينگ پاسخ داد که نماينده دستگاه قضايي عراق است. صدام گفت که نظام قضايي عراق هميشه نماينده اراده ملت بود؛ شما نبايد طبق اراده و ضوابط و دستورالعمل نيروهاي متجاوز عمل کنيد، آنان به وطن ما تعرض کرده اند.
سپس هفت اتهام وارده به صدام حسين خوانده شد از جمله، قتل رهبران مذهبي در سال 1974، قتل كُردهاي بارزاني در 1983، بمباران شيميايي كُردها در حلبچه در 1988 ، قتل مخالفان سياسي در طول 30 سال قدرت، تصرف كويت در سال 1990، سركوب خونين كُردها و شيعيان در 1991. اتهام صدام در مورد جنگ هشت ساله با ايران حذف شده بود.
صدام در مورد تصرف كويت به دفاع از بازگرداندن افتخارات و احياء حقوق تاريخي عراق و پس گرفتن آنها از؛ به گفته او «سگ ها» پرداخت و گفت كه نيروهاي مسلح عراق طبق تكاليفي كه در قانون اساسي بر عهده آنان گذارده شده بود كويت را پس گرفتند. تعجب مي کنم در حالي که همه مي دانند کويت بخشي از عراق است، شما به عنوان يک عراقي مرا متهم به باز گرداندن کويت مي کنيد. نبايد يك عراقي (اشاره به فردي كه به او تفهيم اتهام مي كرد) چنين سئوالي را از من بكند. باز گرداندن كويت به قلمرو عراق جنايت نبوده است؛ كويت گوشه اي از خاك عراق است و نيروهاي ما در خاك خودشان عمل كردند و تجاوزي در كار نبود. متصدي هيرينگ به او تذكر داد كه در يك سازمان قضايي به ديگران (سران كويت كه صدام آنان را «سگ ها» خطاب كرده بود) اهانت نكند و اضافه کرد که او مراحل قضايي کار را طبق قانون انجام مي دهد که صدام با صدايي رعد آسا گفت: قانون، کدام قانون؟، اتهام خيانت به من «مسخره» است.
صدام در مقابل اتهام حمله شيميايي به حلبچه گفت كه او از طريق جرايد از اين عمل آگاه شد (جزئيات عمليات جبهه در دست رئيس جمهوري نيست، در دست افسران عملياتي است).
صدام (در آن زمان 67 ساله) در طول «هيرينگ» كه كمتر از نيم ساعت بود مانند سابق استوار و پرخاشگر بود. وي در پايان كار، اوراق حاوي اتهامات را امضاء نكرد و مودبانه گفت كه با اجازه شما، تا وكيلان و مشاوران قضايي ام حضور نداشته باشند و به من نگويند، چيزي را امضاء نخواهم كرد. (بايد دانست كه صدام در جواني در مصر تحصيل علم حقوق كرده بود.).
متصدي هيرينگ از صدام پرسيد كه آيا استطاعت گرفتن وكيل قضايي براي خود را دارد؟. صدام پاسخ داد: آمريكائيان گفته اند كه من ميليونها دلار در بانكهاي سويس پنهان كرده ام. با اين گفته، چرا بايد پول لازم براي گرفتن يك وكيل را نداشته باشم؟!.
در شهر امان، زياد الخساونه وكيلي كه بانو ساجده همسر صدام براي او تعيين كرده است گفت كه اشغالگران عراق و منصوبانشان حتي اجازه ندادند كه او ـ وكيل صدام ـ در هيرينگ حضور داشته باشد كه يک حق اساسي بوده است. زياد الخساونه گفت دستگاه هيرينگ بغداد غير قانوني بود؛ زيرا كه بوسيله كساني ترتيب يافته بود كه مخلوق نيروهاي اشغال كننده عراق هستند.
به اظهار «دن راذر» گزارشگر ارشد وقت شبكه آمريكايي «سي بي اس» كه به عراق دعوت شده بود و ناظر بر اين هيرينگ بود، مقامات مربوط (آمريكايي ـ عراقي) مانع برداشتن عكس و فيلم توسط روزنامه نگاران از صدام، هنگام انتقال با لباس مورد استفاده در زندان و دستبند و پابند در راهرو ساختمان شده بودند و اگر هم عكسي بود سانسور كردند.
شمار مشخصي از خبرنگاران اجازه ورود به محل هيرينگ يافته بودند و در ميان آنان تنها يك خبرنگار عراقي به نام صادق رحمان (روزنامه الزمان) بود كه اورا هم پيش از ورود صدام، از اطاق بيرون كردند، ولي يك عراقي كه براي روزنامه شرق الاوسط لندن كار مي كرد در اطاق باقي مانده بود!.




نيكسون بانو گاندي را «عفريته»، و كيسينجر هنديان را «حرامزاده» خوانده بود!


سي ام ژوئن 2005 در آمريكا برخي از اسناد تازه اي كه از طبقه بندي خارج شده اند انتشار يافتند. يكي از اين اسناد، عين (متن) گفت و گوي 5 نوامبر 1971 نيكسون رئيس جمهور وقت با مشاور ويژه اش هنري كيسينجر است. اين مشاوره كه در پي مكالمه بانو گاندي نخست وزير وقت هند و نيكسون صورت گرفته بود و طبق معمول، توسط كاخ سفيد ضبط شده بود خشم نيكسون و كيسينجر را نسبت به بانو گاندي نشان مي دهد.
طبق اين نوار، نيكسون بانو گاندي را «عفريته» خوانده بود و كيسينجر گفته بود كه هنديها از آن «حرامزاده» ها هستند!.
اين دو مقام آمريكايي گفته بودند كه نمي دانند چرا حزب كنگره هند مسكو را رها نمي كند و تا دنباله رو مسكو باشد، در جناح متخاصم با ما (آمريكا) قرار دارد و ما بايد هميشه خطر حمله هند به پاكستان را در نظر داشته باشيم كه از دست دادن پاكستان خسران بزرگي براي آمريكا خواهد بود.




ويتنام: وحدت و غرور ـ کاري که دولت ويتنام کرد بايد سرمشق شود



دوم ژوئيه 1976كارهاي مربوط به تامين عملي وحدت ويتنام که از يک سال پيش از آن و پس از سقوط سايگون آغاز شده بود رسما به پايان رسيد و دو بخش شمال و جنوب ويتنام كه طبق قرارداد 1954 ژنو موقتا از هم جدا شده بودند رسما به صورت يكپارچه درآمدند و جمهوري سوسياليستي ويتنام را ساختند. ويتنامي ها براي تامين وحدت وطن و استقلال خود مجبور به جنگ و درآويختن يکي پس از ديگري با سه قدرت وقت جهان؛ ژاپن، فرانسه و آمريكا شده بودند. آنان در اين راه از دادن تلفات سنگين نهراسيدند، پيروز شدند و اين پيروزي، ويتنام را در سطح جهان به صورت قهرمان و ملتي شاخص درآورده و به اين ملت غرور ويژه داده است. رهبران ويتنام واحد با مديريت خوب و در پيش گرفتن يک سياست خردمندانه، هيچ مخالفي را مجازات آنچناني نکردند، کسي اعدام نشد، سران قبلي ازجمله ژنرال کائوکي بدون واهمه به وطن بازگشتند. دولت ويتنام واحد با هر کشوري که با ويتنام جنگ داشت روابط دوستانه برقرار کرد و در رسانه هاي اين سه کشور مطلقا به بدي از ويتنام و ويتنامي ها نام برده نمي شود. ويتنام اينک در رديف دوستان آمريکا، فرانسه و ژاپن قراردارد که بايد يک سرمشق شود.






بزرگترین تظاهرات ضد رژیم پکن در هنگ کنگ ـ هنگ کنگ یک مسئله و ضعف برای دولت پکن ـ نگاهی به این مسئله


هرسال در يکم ژوئيه در هنگ کنگ برضد روش انتخاب حکمران اين سرزمين يک هزار و 104 کيلومتري 7 ميليوني (که بي شباهت به انتخابات پارلماني ايران در عهد قارجاريه يعني انتخاب توسط شماري معيّن از چند طبقه خاص نيست) تظاهرات و اعتراض صورت گرفته است ولي تظاهرات يکم ژوئيه 2012 (پانزدهمين سال رهایی این سرزمین از دست دولت لندن) وسيع تراز گذشته بود و نوعی هشدار و گوشزد. گزارشها ارقام متفاوتي از شمار تظاهر کنندگان داده اند و اين شمار را از 82 هزار تا چهارصد هزار نوشته اند که تا اين زمان، بي سابقه بوده است. معترضين همچنين نسبت به نبود دمکراسي و آزادي هاي مدني و نيز عدم رعايت حقوق بشر در چين اعتراض داشتند. آنان شعار مي دادند که چرا 400 تا 1200 کاسبکار هوادار رژيم پکن بايد برايشان حکمران تعيين کنند؟. دمکراسي يعني انتخابات عمومي با مشارکت همه، چرا ما بايد ضميمه چين باشيم، چرا انگلستان ما را به چين داد؟ و .... به این ترتیب و به باور اصحاب نظر، هنگ کنگ در آینده برای رژیم پکن یک مسئله خواهد بود و قدرت های رقیب و احیانا معاند از این مسئله برای وارد ساختن فشار بر پکنی ها استفاده خواهند کرد. امپراتوری ژاپن ـ متحد کنونی آمریکا ـ در سال 1941 با توسل به چنین دستاویزهایی هنگ کنگ را در 25 دسامبر این سال متصرف شد و تا 15 آگوست 1945 حفظ کرد. بسیاری از هنگ کنگی ها به ژاپنی ها بر ضد دولت لندن کمک کرده بودند. رژیم پکن به نام خرید و فروش کالا دارد وارد صحنه می شود و وقوع معارضه قدرت ها قابل پیش بینی است. چین بمانند آلمان فاقد مواد خام لازم بویژه نفت است و لذا در معارضات پیروزی نخواهد داشت، قطع ورود این مواد آسان است. هیتلر در جنگ شکست خورد زیراکه نفت و مواد خام مورد نیاز صنعت خودرا نداشت و بازارهایش را از دست داده بود. پکن نمی تواند روی حرف و وعده روس ها حساب کند. تاریخ نشان داده است که آنان اهل زد و بند هستند. [دیدید که چگونه میلوشویچ Milosevic، قذافی و صدام را رها کردند و به قولی؛ فروختند و استقرار غرب در افغانستان را که این سرزمین دوست و متحد صد ساله آنان بود تحمل کردند و دم نزدند.]. هنگ کنگ «تبّت» نیست که به دریا راه نداشته باشد. آمریکا که پیش بین ها بسیار آگاه دارد مِن باب احتیاط دست به تمرکز نیرو در خاور دور و اقیانوسیه زده است. هند دارد قدرت می شود ـ چه قدرتی ـ و بمانند چین نیاز به مواد خام و نفت دارد. صادرات مهم آن به کشورهای دیگر، اینک مغز است از دانشمند و پزشک تا اندیشمند. فراموش نکنیم؛ این نظامیان هندی ارتش انگلستان بودند که رومل ـ بهترین مارشال آلمان را در العلمین شکست دادند. هند دیگر آن پسیمیست Pessimist نیست که در لاداخ شکست خورد.
دولت لندن در 1984 موافقت كرده بود كه در پايان ژوئن 1997 و پس از 156 سال دست از هنگ كنگ بکشد. در اجرای این وعده، انگلستان در نخستين دقيقه يكم ژوئيه 1997 هنگ کنگ را رها ساخت. هنگ كنگ پس از شكست نظامي چين سلطنتي از انگلستان در نخستين «جنگ ترياك»، از دسامبر 1841 به تصرف انگلستان درآمده بود، از 29 آگوست 1842 (طبق قرارداد نانكينگ) يك كلني انگليسي شده و از سال 1898، اين اشغال نظامي «اجاره 99 ساله» عنوان گرفته بود. جنگ ترياك در پي مخالفت چينيان با ورود ترياك محصول هند توسط انگليسي ها به آن كشور و معتاد شدن مردم چين آغاز شده بود (كاري كه در آن زمان ايرانيان نكردند). چين در نخستين جنگ ترياك شكست خورده بود و همچنين در دومين جنگ ترياك (سال 1860).
بسیاری از مورخان عمل دولت لندن در تسلیم کردن مشروط هنگ کنگ به رژیم پکن را عملی بی سابقه می دانند زیراکه جز در مورد ماکائو، استعمارگران اروپایی بعدا (و در نیمه دوم قرن 20) به سرزمین های متصرفی خود استقلال دادند نه اینکه بدون برگزاری رفراندم به دولت قدیم بازگردانند. اگر این عمل سابقه داشت باید پس از انحلال شوروی، قفقاز و آسیای میانه هم به ایران بازگردانده می شدند زیراکه یک طرف قرارداد (قراردادهای ترکمن چای، گلستان، سرخس و ...) یعنی امپراتوری روسیه دیگر وجود نداشت. همچنین بلوچستان بزرگتر و افغانستان و ....





دو صحنه از تظاهرات وسيع ضد رژيم پکن در هنگ کنگ ـ يکم ژوئيه 2012

يکم ژوئيه 2012 پليس دارد يک هنگ کنگي مخالف حاکميت چين را در جريان حمله به هتل محل اقامت «هو جينتائو» مقام ارشد رژيم پکن دستگير مي کند. در جريان سخنراني «هو» نيز صداي اعتراض بلند شد و نطق اورا قطع کرد ـ عملي که بي سابقه توصيف شده است

امضا كاربر
(آخرین ویرایش در این ارسال: يك شنبه ۲۶ شهر ۱۳۹۱ ۱۳:۲۹ عصر، توسط صحرا.)
يك شنبه ۲۶ شهر ۱۳۹۱ ۱۱:۳۷ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 16,154
اعتبار: 223
سپاس کرده: 3,004
سپاس شده: 9,456 در 5,512 موضوع

امتياز: 6,424.12

ارسال: #5
RE: تقویم تاریخ 11 تیر 2 جولای
تاريخ از نگاهي به تصوير

دو چهره متضاد از چین امروز: مرسدس و آسمان خراش در چند شهر و فقر سیاه و ناامنی در نقاط دیگر ـ نابرابریها در جمهوری خلق!! یکم و دوم ژوئیه 2012 و به مناسبت 91 ساله شدن حزب حاکم بر چین که با وجود سیاست کاپیتالیستی دولت، عنوان حزب کمونیست را حفظ کرده است تا مانع تشکیل احزاب دیگر شود و دولت و اختیارات حکومتی را از دست ندهد، رسانه ها از گسترش فقر در روستاها و شهرک ها چین و گسترش نابرابری ساکنان چند شهر مشخص با بقیه نقاط چین، نا امنی و افزایش ارتکاب جرم و بزهکاری سخن گفته و از فقر و جرم عکس و فیلم به عنوان سند ارائه کرده بودند که نمونه هایی از آنهارا در زیر می آوریم تا در تاریخ بماند. برخی از این رسانه ها به جمهوری واقعی بودن چین هم تردید کرده بودند. عناوین این مطالب عبارت بود از: دو چهره متضاد از جمهوری خلق!، برجهای بلند و مرسدس سوار و میلیاردر در چند شهر و فقر و عقب ماندگی در نقاط دیگر. چین با روش کشاورزی ماقبل تاریخ صادرکننده سیر و رب گوجه فرنگی است!. آیا پکن نشینان از وضعیت کشاورزان و عقب ماندگی ها خبر دارند. جمهوری خلق (توده ها) و نابرابری از زمین تا آسمان و ....
[/
کشاورزی و زندگی در روستا به سبک قرون قدیم، ولی صادرکننده سیر و ... با این کشاورزی!


[
کودکان چینی در فقر و عقب ماندگی در روستا، آسمان خراش در چند شهر ـ همین شهرهارا به مقامات کشورها نشان می دهند و آنان را به خرید کالا و خدمات تشویق می کنند ـ گدايي در جمهوري توده اي؟!!




در این میان، خبرگزاری دولتی چین به جای انتشار تصاویر فقر در وبسایت خود تا پکن نشینان ببینند و به خود آیند و راه حل بیابند، عکس عریان بازیگران فیلم و زنان زیبای سایر کشورهارا منعکس می کند. در زیر یک عکس منتشره این خبرگزاری را که تبلیغ برای کرست زنانه و ... به عنوان مثال می آوریم . آن را خودمان مخدوش کرده ایم تا زننده نباشد.




امضا كاربر
(آخرین ویرایش در این ارسال: يك شنبه ۲۶ شهر ۱۳۹۱ ۱۳:۳۲ عصر، توسط صحرا.)
يك شنبه ۲۶ شهر ۱۳۹۱ ۱۱:۳۸ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 16,154
اعتبار: 223
سپاس کرده: 3,004
سپاس شده: 9,456 در 5,512 موضوع

امتياز: 6,424.12

ارسال: #6
RE: تقویم تاریخ 11 تیر 2 جولای
برخي ديگر از رويدادهاي 2 جولای



419: والنتينيان که از سال 425 تا 455 امپراتور روم بود به دنيا آمد.
1566: نستروداموس nostrodamus استرالوجر( ستاره خوان - طالع بين ) و پزشگ فرانسوي که پيش گويي ها براي جهان کرده است درگذشت.
1778: ژان ژاك روسو فيلسوف عصر روشنگري اروپا كه 28 ژوئن 1712 به دنيا آمده بود درگذشت.
1881: جيمز گارفيلد رئيس جمهوري وقت آمريکا به دست يک وکيل قضايي که از او تقاضاي پست سفارت کرده بود گلوله خورد و مجروح شد. وي بعدا بر اثر اين جراحت درگذشت.
1890: قانون ضد تراست به تصويب کنگره آمريکا رسيد.
1917: در شورش نژادي در شهر سن لوئي آمريكا 48 تن كشته شدند. سياهپوستاني كه خواهان برابر شدن دستمزد كارگران سياه و سفيد بودند كه كار معيني را انجام مي دادند آن را آغاز كرده بودند.
1957: در آمريکا طرح نخستين زير دريايي که مجهز به موشک هدايت شونده بايد مي بود آماده شد و اين زير دريايي بعدا «گري بک» ناميده شد.

امضا كاربر
(آخرین ویرایش در این ارسال: يك شنبه ۲۶ شهر ۱۳۹۱ ۱۳:۳۸ عصر، توسط صحرا.)
يك شنبه ۲۶ شهر ۱۳۹۱ ۱۱:۴۸ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1396.