به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده ارسال های جدید مشاهده ارسال های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

سرگذشت موسیقی ایران

نویسنده پیام
*
ارسال ها: 11,059
اعتبار: 255
سپاس کرده: 4,919
سپاس شده: 9,018 در 4,910 موضوع

امتياز: 118,842.10

ارسال: #1
سرگذشت موسیقی ایران
روح الله خالقی در سال 1285 خورشیدی در کرمان تولد یافت. موسیقی را با تار آغاز کرد و سپس نزد میرزا رحیم کمانچه کش به فراگیری ویلن پرداخت. مدتی نیز نزد رضا محجوبی تعلیم دید و در سال 1302 وارد مدرسه موسیقی وزیری شد. خالقی در این مدرسهء نوبنیاد، نزد علینقی وزیری که به تازگی از اروپا بازگشته بود به آموختن شیوه صحیح ویلن نوازی و تئوری موسیقی مشغول شد. کمی بعد به عنوان نوازنده ویلن به ارکستر مدرسه پیوست و به پیشنهاد وزیری، علاوه بر مطالعه کتاب های هارمونی ربر و دبوا، از راه نامه نگاری با دانشگاهی در پاریس، آموختن رشته های هارمونی و سازشناسی را فراگرفت. کوشش های پی گیر خالقی برای رفتن به اروپا و آمریکا برای فراگیری جدی این رشته ها به جایی نرسید. خالقی از نوزده سالگی به تدریس ویلن و تئوری موسیقی در مدرسه موسیقی پرداخت و به موازات آن، در دانشسرای عالی تحصیلات خود را تا دریافت لیسانس در رشته ادبیات و پارسی ادامه داد. وی در 1323 با همکاری شماری از دیگر هنرمندان، «انجمن دوستداران موسیقی ملی» را تشکیل داد. این انجمن کنسرت هایی را ترتیب داد که مورد توجه دوستداران موسیقی ایرانی قرار گرفت. خالقی در نهایت در 1328 در زمانی که تدریس موسیقی ایرانی از برنامه کار هنرستان موسیقی حذف شده بود هنرستان موسیقی ملی را بنیان نهاد. «او به مدد یک برنامه ریزی صحیح و منطقی و با تمام نیرو و توانی که داشت کمر به تربیت موسیقی دانان جوان بست و در زمانی نه چندان طولانی موفق شد چهره والایی از موسیقی ملی و تحصیل کرده های آن معرفی کند. گروه کثیری از هنرمندان معاصر موسیقی ایران دانش آموخته همین هنرستان هستند و برای موفقیت بنیانگذار آن، شاهدی زنده اند.»1 «روح الله خالقی تا سال 1338 ریاست هنرستان موسیقی ملی را به عهده داشت و پس از کناره گیری از این سمت، در رادیو به فعالیت های خود ادامه داد. رهبری ارکستر گلها، تهیه و اجرای دو برنامه (یادی از هنرمندان) و (ساز و سخن)، تنظیم آثار نغمه پردازان پیشین مانند: عارف قزوینی، علی اکبر شیدا و ... (به صورت چند صدایی برای ارکستر)، از جمله فعالیت های گسترده خالقی در سازمان رادیو بود. » وی مدیریت مجله های چنگ و پیام نوین را نیز به عهده داشت. «فعالیت اصلی خالقی در موسیقی، آهنگسازی بود. او در آهنگسازی از سبک استادش علینقی وزیری پیروی می کرد و آهنگ های خود را با هماهنگی{هارمونی} برای ارکستر می نوشت. خالقی معتقد بود وزن در موسیقی ایرانی باعث تحرک است و از سوی دیگر اگر قطعه موسیقی به صورت چندصدایی نوشته شود حزن و اندوه و یکنواختی آن کاهش می یابد. خود او با مطالعه در آثار وزیری (پیشگام چندصدایی در موسیقی ایرانی) و تجربیات شخصی روشهایی را برای هماهنگ کردن موسیقی ایرانی یافته بود و به کار می بست. نخستین کتاب اصول هارمونی نیز به کوشش او به زبان پارسی برگردان و منتشر شد.»3 خالقی اظهار می داشت: «فن هماهنگی در موسیقی ما سابقه نداشته و این علم را اروپاییان پس از تجربیات بسیار از روی موازین علمی از طبیعت استخراج کرده و بر لطف و ملاحت موسیقی بسی افزوده اند و به طوری که تجربه شده است با توجه به ویژگی های موسیقی ما که اهل فن از آن بهره دارند کاملا برای موسیقی ایرانی هم مناسب و مفید است. کار ما به مراتب مشکل تر از کسانی است که در کشورهای دیگر این فن را اعمال می کنند زیرا موسیقی هماهنگ در مغرب زمین صدها سال سابقه دارد ولی در کشور ما دوران آن بسیار کوتاه است و هنوز توده ملت که سهل است اشخاص تحصیل کرده نیز متوجه لطف این نکات نیستند. ما باید به تدریج از آنچه مطلوب تر و مطبوع تر است شروع کنیم و در بادی امر خود را تابع موسیقی دانان معاصر اروپا قرار ندهیم بلکه بیشتر باید از موسیقی دانان کلاسیک پیروی کنیم و در اثر گذشت زمان ذوق ها را راهنمایی و مردم را متوجه درک لذت نغمه های هماهنگ نماییم.»4 آثار موسیقایی خالقی را شاید بتوان در سه گروه کارهای باکلام (همچون «می ناب» روی سروده های حافظ، «حالا چرا» روی سروده های شهریار...)، آهنگ های بدون کلام ( «رنگارنگ» ، اتودهای ویلن، رنگ و پیش درآمد...) و سرودها (مانند سرود «ای ایران» با شعر حسین گل گلاب) رده بندی کرد. آثار پژوهشی وی علاوه بر تعداد زیادی مقاله، سه کتاب به نام های «سرگذشت موسیقی ایران» (منبع کلیه تحقیقات تاریخ موسیقی ایران در دوره معاصر)، «نظری به موسیقی»، «موسیقی ایران» و «آموزش ویلن» است. روح الله خالقی در 21 آبان 1344 بر اثر بیماری زخم معده در یکی از بیمارستان های شهر سالزبورگ در اتریش درگذشت.

امضا كاربر


سه شنبه ۲۸ خرد ۱۳۹۲ ۰۹:۴۲ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 11,059
اعتبار: 255
سپاس کرده: 4,919
سپاس شده: 9,018 در 4,910 موضوع

امتياز: 118,842.10

ارسال: #2
RE: سرگذشت موسیقی ایران
مقدمه تاریخی
نظری به گذشته
چنانکه اشاره شد آغاز این سر گذشت از دوره مشروطه است ولی چون ممکن است نام بعضی از نوازندگانی به میان آید که قبل از دوره زندگانی می کرده اند و ردیف موسیقی و سبک آنها در زمانی که داستانش را می نویسم بی اثر بوده است به این جهت بی فایده نخواهد بود اگر پیش از شروع سرگذشت ، یک نظر اجمالی هم به وضع موسیقی ایران در سالهای قبل از 1285 بیفکنیم.
بیشتر مطالب این فصل ، اقتباس از کتابهائیست که راجع به آن زمان نوشته شده و مولفان آن کتب ، شرح مشاهدات و نظریات خود را داده اند.ضمنا این نکته را نیز متذکر می شوم که از نظر نویسندگان ایرانی ، موسیقی را آن ارزش و اعتبار نبوده است که در نوشته های خود ازین فن چیزی بنویسند ولی ضمن مطالعه گاه ، به اشاراتی می رسیم که تا اندازه ای ما را به وضع موسیقی آن زمان آشنا می کند.اما نویسندگان اروپائی بیشتر از اوضاع سیاسی گفتگو کرده اند و در ضمن بحث امور اجتماعی چون اهل موسیقی نبوده اند ، توجه زیادی به این قسمت نداشته اند ، ولی به هر حال نکات کوچکی را از لحاظ این هنر تذکر داده اند که مورد توجه می باشد.برای مثال متذکر می شوم که در موقع خواندن یک کتاب سیصد صفحه ای ، شاید بتوان نکته ای راجع به موسیقی پیدا کرد ، بنابر این اگر می خواستم کاملا به این قسمت وارد شوم باید سالها مطالعه و تجسس نمایم تا بتوانم هر چه درین موضوع نگاشته شده جمع آوری کنم ، ولی چون درین جا مقصودم یک نظر اجمالیست ، مطالعات فعلی من درین قسمت شاید کافی باشد.البته حال که به این میدان وسیع قدم گذارده ام تفحصات خود را تعقیب خواهم نمود ، شاید بتوان بعدها رساله کاملتری راجع به موسیقی آن دوره نگاشت.
ارزش موسیقی این دوره - آنچه مسلم است موسیقی ما تا اواسط قرن نهم هجری جنبه ی علمی داشته است ، چنانکه کتابهائی تا آن زمان در دست ما می باشد مانند نوشته های فارابی - ابن سینا - صفی الدین ارموی - قطب الدین شیرازی و عبدالقادر مراغه ای.ولی از آن به بعد نه تنها کتابی درموسیقی نظری نوشته نشده ، از لحاظ عملی هم به واسطه ی مساعد نبودن اوضاع اجتماعی و موانع مذهبی ، تشویقی از اهل این هنر به عمل نیامده و به تدریج هنرمندان واقعی ، دلسرد و افسرده شده و کمتر کسی به فرا گرفتن این فن رغبت یافته است.در نتیجه موسیقی ما به دست مردم بی سواد نادان افتاده که از آن استفاده ی مطربی کرده اند.هر چند گاه بیگاه کسانی پدید آمده اند که علاقه ای به این هنر داشته اند ولی تا آنجا که تاریخ نشان می دهد ، مخصوصا از آغاز صفویه که توجه سلاطین بیشتر معطوف به تحکیم پایه های استقلال ایران بوده است و از مبانی مذهبی برای انجام نیات خود استفاده کرده اند و در اسلام هم موسیقی را در خور مقامی نمی دانستند ؛ سهل است آن را نیز حرام تصور می نمودند ، این هنر رو به ضعف نهاد ، چنانکه تالیفات شایسته ی ذکری درین باب نشد.تنها برخی اهل عمل بوده و نوازندگی می کرده اند ، آنهم در خفا که مورد تکفیر واقع نشوند و این بزرگترین لطمه ایست که به موسیقی ما رسیده و جلوی پیشرفت آنرا گرفته است.ادوارد براون انگلیسی می نویسد:
سلطان ابراهیم میرزا شاعر و صنعتگر و موسیقی دان و خوشنویس بوده که به دست برادر خود شاه اسماعیل دوم صفوی در سال 984 قمری (984) کشته شده است

امضا كاربر


سه شنبه ۲۸ خرد ۱۳۹۲ ۰۹:۴۲ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 11,059
اعتبار: 255
سپاس کرده: 4,919
سپاس شده: 9,018 در 4,910 موضوع

امتياز: 118,842.10

ارسال: #3
RE: سرگذشت موسیقی ایران
نوازندگان دوره ی صفویه این اشخاص را نام می برند : حافظ احمد قزوینی - حافظ جلاجل باخرزی - حافظ مظفرقمی - حافظ هاشم قزوینی میرزا محمد کمانچه ای - استاد محمد مومن - استاد شهسوارچهارتاری - استاد شمس شتر غوهی ورامینی - استاد معصوم کمانچه ای - استاد سلطان محمد طنبوره ای - میرزا حسین طنبوره ای - استاد سلطان محمد چنگی.[/size][/size][/font]
در زمان کریم خان زند شخصی به نام پریخان و در سلطنت فتحعلی شاه قاجار نوازنده ای مرسوم به چالانچی خان و در دوره ی محمد شاه قاجار دو استاد بنام زهره و مینا همچنین فتح الله میرزای شعاع السلطنه ، فیروزه میرزای نصرت الدوله در کمانچه و عبدالعلی معتمد الدوله در تار دست داشته اند.



بنابر نوشته ی مولف تاریخ عضدی استاد مینا زن مصطفی خان عمو و شاگرد مهراب ارمنی اصفهانی بود و استاد زهره زوجه ی جعفر قلی خان عمو و شاگرد رستم یهودی شیرازی است و هر یک ازین دو زن در علم موسیقی بی نظیر بودند و مهراب و رستم استاد آنها از معارف اهل این فن به شمارمی آیند و بر آقا محمد رضا و رجبعلی خان و چالانچی خان مغنیان آن عمر سمت استادی داشتند.بازیگرها که به حسب تعداد متجاوز از پنجاه بودند سپرده به استاد مینا و استاد زهره بود و در حقیقت دو دسته بودند که با تمام اسباب طرب از تار و سه تار و کمانچه و سنتور و ضرب و خوانندگان و رقاصان نصف در دسته ی مینا و نصف دیگر در دسته ی زهره خوانده می شدند.صبح ها آثا محمدرضا و رجبعلی خان و چالانچی خان به معلم خانه می آمدند..خواجها می نشستند و شاگردان مدتی پیش استاد مردانه می کردند.بعد از آمدن منزل ... استاد مینا و استاد زهره هر یک مشغول تعلیم دسته ی خود می شدند.
همچنین می نویسد: حاجی علی محمد لله حضور خوش آواز بود و تمام نکات و مقامات و الحان را بکار می برد و در علم موسیقی



مهارتش به اعلی درجه بود ولی جز اوقاتی که خیلی خلوت بود این هنر خود را در خدمت خاقان (مقصود فتحعلی شاه است) جلوه نمی داد گویا کمتر کس می دانست که حاجی علی محمد به علاوه ی سایر کمالات دارای این فن شریف نیز هست

امضا كاربر


سه شنبه ۲۸ خرد ۱۳۹۲ ۰۹:۴۳ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 11,059
اعتبار: 255
سپاس کرده: 4,919
سپاس شده: 9,018 در 4,910 موضوع

امتياز: 118,842.10

ارسال: #4
RE: سرگذشت موسیقی ایران
شاعر قصیده سرای دوره ی محمد شاه و اوائل ناصر الدین شاه ، قصیده ی شیوائی در مدح محمد شاه دارد که در آن نام چند نوازنده را ذکر می کند.شرح قصیده اینست که شاعر از دل خود که روزی به بازار رفته و دلبری به چنگ آورده است گفتگو می کند:[/size][/size][/font]
دلکی هست مرا شیفته و هر جائی عملش عشق پرستی هنرش شیدائی
پیشه اش روز به دنبال نکویان رفتن شب چه پنهان زتو تا صبح قدح پیمائی
قصه ها دارم ازین دل که اگر شرح دهم همه گویند شگفتا که نمی فرسائی
همه بگذار یکی تازه حکایت دارم که اگر بشنوی انگشت تحیر خائی
من و دل هر دو درین هفته به بازار شدیم دلبری دید دلم رشک گل از رعنائی
دل ندانم به چه مکرش بسوی خانه کشید میکی پیش نهادش چون گل از حمرائی
من نشستم به کناری دل و او مست شدند مستی آغاز نهادند به صد رسوائی
دل سر آورد به گوشم که به جان و سرشاه که مرا در بر این ترک خجل ننمائی
این سخن گفت و زجاجست و به کرسی بنشست رو به من کرد که کوچنگی و چون شدنائی
تار زن زاغی و ریحان و ملیخای یهود ضرب گیر اکبری و احمدی و بابائی
حالا معلوم نیست که زاغی تارزن و ریحان و ملیخای یهود همچنین اکبری و احمدی و بابائی ضرب گیر از مطربان دوره گرد بازاری بوده یا به راستی در نوازندگی هنری داشته اند.
در دوره ی ناصرالدین شاه ، ملاعبدالجواد خراسانی ریاضیدان معروف که محل اقامتش اصفهان بوده و عده ی زیادی شاگرد و مرید داشته در موسیقی خیلی ورزیده بوده و تار را خوب می زده است ولی نظر به اینکه زدن تار در مذهب اسلام حرام بوده ، تار او را کسی نشنیده است.
بنا به گفته ی گوبینو : آخوند ملاعلی محمد یکی دیگر از ریاضی دان های معروف این دوره است که در موسیقی نظری (نه عملی) خیلی استاد بوده ولی هیچ یک از ادوات موسیقی را نمی نواخته.گوبینو می نویسد:به طور کلی در ایران آنهائی که تار می زنند و در موسیقی استاد هستند ، غیر از طبقه ی اول و دوم می باشند و نجبا و اشراف ایرانی تار زدن را یک نوع عیب می دانند و یا اقلا باعث سبکی خود می شمارند.
اوژن فلاندن که در زمان محمد شاه قاجار به ایران آمده است در سفر نامه ی خود می نویسد: ایرانیانی که بسیار دولتمندند به سر نهار، دوسه مطرب می آورند.یکی از آنها خواننده است که پیوسته آوازهای یکنواخت می خواند و اشعارش بیشتر از عشق ، شراب و شجاعت صحبت می دارد.سازهائی که با این آواز همراهست یک دایره زنگی است ، یک چنگ و یک نوع ویولن که آنرا کمانچه می گویند.کنسرتی که این سازها تشکیل می دهند زیاد خوش آهنگ نیست.موسیقی ایران بسیار عقب است و دو دلیل دارد یکی اینکه موسیقی مانند نقاشی صنعتی تقلیدی نیست بلکه علمی است.دیگر اینکه موسیقی ایرانی به دست لوطیان و اشخاص بی سرو پا افتاده که کار دیگری از دستشان برنمی آید.به این جهت قدر و قیمت موسیقی به کلی در ایران از بین رفته است.به ندرت اشخاص اسم و رسم داری یافت می شوند که با موسیقی آشنائی داشته باشند

امضا كاربر


سه شنبه ۲۸ خرد ۱۳۹۲ ۰۹:۴۳ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 11,059
اعتبار: 255
سپاس کرده: 4,919
سپاس شده: 9,018 در 4,910 موضوع

امتياز: 118,842.10

ارسال: #5
RE: سرگذشت موسیقی ایران
گوبینو می نویسد : کولاک شدید سبب شد که ما دو روز در میانه توقف کردیم لیکن در این دو روز به من بد نگذشت برای اینکه در این قصه سازندگان و نوازندگانی هستند که از قبیله ی (شکاری) می باشند و نسبتا خوب ساز می زنند.افراد این قبیله هر نوع حرفه را قبول می نمایند.بعضی از آنها چاوش می شوند و یک دسته ی دیگر عهده دار حمل جنازه به ا ماکن مقدسه می گردند و یک دسته هم سازندگی و نوازندگی را پیشه می نمایند.در فصول خوش سال ، افراد قبیله ی شکاری در اطراف ایران و کشورهای مجاور پراکنده هستند لیکن همین که هوا روبه سردی گذاشت به مسقط الراس خود که همین حدود است بازگشت می نمایند.[/size][/font]
یکی دیگر از اروپائیان چنین می نگارد:
صنعت و حرفه ی موسیقی و رقص و آواز هم در این مملکت به طور انحصار در دست یهودیها واقع گردیده ، مشهور است که ملل شرقی اشتغال بدین قبیل حرف و صنایع را برای خود پست و حقیر دانسته و بطور انحصار آنرا به ملل سائره واگذار کرده اند.ایرانیها هم دارای همین نظریه هستند و از اشتغال به صنایع موسیقی و آواز و رقص عار دارند.
براون می نویسد : میزبان ، میهمانی را که از حیث شخصیت و مقام بزرگتر از دیگران است در صدر سفره می نشاند.موسیقی دان ها و خوانندگان و رقاصان هم پای سفره می نشینند.
این بود چند جمله از نوشته های خارجی ها.حالا ببینیم موسیقی دان ها از نظر خودمان چه قدر و منزلتی داشته اند: در دوره ی ناصرالدین شاه ، نوازندگان را عمله ی طرب می نامیدند.واقعا زهی تاسف که هنرمند هم ردیف عمله باشد : البته باید دانست که نوازندگان درباری که در بارگاه شاه حق جلوس و نواختن داشتند ، به این لقب پرافتخار نائل آمده بودند و آنها را عمله ی طرب خاصه می نامیدند.اینها کسانی بودند که از طرف شاه وظیفه و مقرری داشته اند و گرنه نوازندگان عادی را مطرب می گفتند.
محمد حسن خان اعتماد السلطنه وزیر انطباعات ، رئیس دارالترجمه و رئیس اداره ی روزنامه ی دولتی و پیش خدمت مخصوص و روزنامه خوان دربار ناصری که چند سال هم در پاریس تحصیل کرده و مرد متجددی بوده وقایع روزانه ی دربار ناصر الدین شاه را در پانزده سال آخر عمرش نوشته که یادداشت های سه سالش به نام (وقایع دربار) به چاپ رسیده و در این یادداشت ها مکرر از عمله ی طرب یاد شده است.از جمله می نویسد: در قصر قاجار بعد از ناهار ، شاه ما را خواست ، وارد باغ شدیم ، عمله ی طرب بودند.درجای دیگر می نویسد: شش به غروب مانده وارد سلطنت آباد شدیم ، در سرقنات ، آفتاب گردان زده بودند ، شاه ناهار خوردند.عمله ی طرب خبر کرده بودند از شهر آمدند.زیر درختهای آلوبالو که تازه شکوفه کرده بود شاه نشست ، قدری ساز زدند... امروز هم شاه سوار شدند می خواستند میان جنگل رفته آنجا نهار صرف فرمایند و عمله ی طرب هم خبر کردند...در شهرستانک آش پزان بود ، عمله ی طرب هم بودند...درب خانه رفتم ، دیگ زیاد و اقسام لحوم و ادویه و سبزی آلات! حبوبات ، قند و شکر و غیره و غیره حاضر بود عمله ی طرب خاصه طرفی نشسته و ساز می زدند.عمله ی خلوت از ناظر و امین الملک و غیرها طرفی نشسته سبزی و بادنجان پاک می کردند.خود پادشاه هم گوشه ای خزیده و تماشا می فرمودند مجلس خالی از شکوه و تماشا نبود.
عبدالله مستوفی می نویسد : چون اکثر این آش پزان در ماه مهر بود و ماه عزاداری نبود ، عمله ی طرب درباری هم یک قسمت این محوطه را اشغال کرده با آلات خود حاضر بودند.شاه بر صندلی خود جلوس کرده عملیات آشپزان با نوای موسیقی شروع می گشت

امضا كاربر


سه شنبه ۲۸ خرد ۱۳۹۲ ۰۹:۴۴ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 11,059
اعتبار: 255
سپاس کرده: 4,919
سپاس شده: 9,018 در 4,910 موضوع

امتياز: 118,842.10

ارسال: #6
RE: سرگذشت موسیقی ایران
معیرالممالک می نویسد: در روز آش پزان ، میان سفره تنی چند از خواص نوازندگان جا می گرفتند و بعضی از دلقک ها و بذله گویان از قبیل حاجی لره و حسن کماجی و غیره در گوشه و کنار ایستاده و گاه به حرکتی خوش بالطیفه ای مناسب حضار را به سرور و انبساط می آوردند...ملک الشعرا بیتی چند ... خوانده ... آنگاه نوازندگان آهنگ عراق و حجاز کرده به اصفهان بازمی گشتند.[/size][/size][/font]
موسیقی مجالس عروسی و مهمانی - هر چند موسیقی را در اسلام تحریم کردند ولی در دو مورد به کار بردنش مانعی نداشته است یکی در جنگ و دیگری در عروسی.
موضوع موسیقی جنگی داستان دیگری دارد که مربوط به موزیک نظام است و در جای خود اشاره خواهد شد.در مجالس عروسی هم چنانکه هنوز معمولست مطرب دعوت می کرده اند.
مطابق نوشته ی اوژن فلاندن ، درموقعی که وی در تخت جمشید مشغول نقشه کشی و طراحی بوده ، شاهزاده ی فرهاد میرزا برادر پادشاه و والی فارس ، از شیراز به تماشای تخت آمده و از کارهای او تمجید نموده است.پس از مراجعت والی ، در آن حوالی جشن عروسی بوده که منظره ی آن را چنین وصف کرده : در این وقت سرور و شادی از خیمه های سیاه به اطراف پراکنده می گشت و مرد و زن و بچه همه خوشحال و بشاش بودند.چون ما عیسوی بودیم خوش نداشتند ما را دعوت کنند.ما هم به خوشی آنها خوش بودیم و از صدای نی لبک و تمبور و سایر سازهایشان استفاده بردیم.این شادی ، دو شبانه روز ادامه داشت بدون اینکه سر سوزنی از سر و صدا کاسته شود یا دقیقه ای صدای سازشان قطع گردد.ساعت عروسی در رسید ، در جلو ، مطربان و سپس عروس و داماد به حمام دهستان مجاور می رفتند.مطربان پیوسته در سازهای خود می کوبیدند.پشت سر داماد ، پدرش فلوت (مقصود نی است) می زد و سپس عروس که بر سرش چارقدی انداخته و بر الاغی سوارش کرده بودند ؛ در اطرافش زن و مرد رقص کنان حرکت می کردند.
دیگری می نویسد : در مجلس عروسی کمتر اتفاق می افتد مطرب دعوت نشود و گاهی آواز خوان هم دعوت می کنند.در مجلس عروسی بزن و بکوب و ساز و آواز و رقص دائما مهمانان را مشغول می کند.درین بحبوحه صدای دنبک و آواز لوطی هم بلند است.



اعتماد السلطنته می نویسد : امشب امین الملک سفر را دعوت کرده است ، من هم بودم.خیلی مهمانی ظریف و خوبی بود.مطرب ایرانی هم بود.رقاصی داشت که چنگی بدل می زد... آقا علی تارزن کاشی آمد تار زد و آواز خواند.کجا دل فسرده ی کسل ما درک این عوامل را می کند ؟ ده تومان انعام دادم ، صبح رفت

امضا كاربر


سه شنبه ۲۸ خرد ۱۳۹۲ ۰۹:۴۴ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 11,059
اعتبار: 255
سپاس کرده: 4,919
سپاس شده: 9,018 در 4,910 موضوع

امتياز: 118,842.10

ارسال: #7
RE: سرگذشت موسیقی ایران
باید گفت عجب مرد بذال و بخشنده ای بوده است زیرا ده تومان هفتاد سال پیش ، ارزش چهار صد تومان امروز را داشته که اعتماد السلطنه در یک شب به تار زنی که به منزلش دعوت کرده ، داده است.[/size][/font]
مستوفی می نویسد ، یک دسته مطرب دهاتی خبر کرده بودند که گذشته از آوازه خوان و کمانچه کش و ضرب گیر و رقاص ، طبال و با طبل بزرگ و سرناچی هم داشتند تا برای موقع حمام رفتن داماد و آوردن عروس هم به اصطلاح محلی (سازنده) داشته باشند... مطربها یا به قول محلی ها سازنده ها با دهل و طبل گنده و سرنای خود جلوس عروس می رفتند و این عروسی در یکی از دهات بوده است.
ادوارد براون می نویسد : میزبان برای سرگرمی مهمانها هیئت ارکستر هم می آورد و این هیئت جز در مهمانیهای بزرگ درباری مرکب از سه نفر است که یکی از آنها تازمی زند و دیگری طبلی موسوم به دنبک را می نوازد و سومی آواز می خواند ... گاهی علاوه بر این سه نفر ، پسران رقاص هم در مجلس حضور می رسانند و ایرانیها از رقص آنها خیلی لذت می برند و آنچه بیشتر آنها را محفوظ می کند عملیات آکروباسی رقاصهاست نه زیبائی خود رقص.شیرازیها بیش از اهالی تهران به پسران رقاص علاقمند هستند و گاهی خواننده ی هیئت ارکستر نیز یک پسر است و هر گاه صدائی دلپذیر و وضعی خوب داشته باشد ، بیشتر موفقیت حاصل می کند و در یکی ازین مجالس که من حضور داشتم میهمانان از آواز آن پسر به طوری محفوظ شدند که همه از جا برخاستند و در اطراف آن پسر دائره ای بوجود آوردند و شروع به رقص کردند و هنگام رقص مرتبا به آهنگ مخصوص می گفتند : (بارک الله کوچولو) و این آهنگ و رقص دسته جمعی به قدری ادامه داشت تاتمام آنها خسته شدند و از حرکت باز ایستادند.



در همان کتاب از یک مجلس میهمانی دیگر در شیراز صحبت می کند که دو نوازنده ی یهودی که در شغل خود معروفیت و مهارت داشتند و یکی از آنها موسوم به ارزانی بود ، ساز می زده و پسر رقاص ده ساله ای می رقصیده.بعد می نویسد : رقاص پایه ی گیلاس شرابخواری را به دندان می گرفت و بعد آهسته به هر یک از مهمانان نزدیک می شد و از پشت ، کمر را خم می کرد بطوری که گیلاس شراب که در وسط دندانهای او بود تا به نزدیک لب مهیمانان می رسید بدون اینکه شراب بآنها داده شود و درین نمایش چیزی که تولید حیرت می کرد ، نرمی استخوانهای کمر او بود.بعضی از میهمانها ازین حرکت آکروباسی چنان به وجد می آمدند که پیشانی او را می بوسیدند

امضا كاربر


سه شنبه ۲۸ خرد ۱۳۹۲ ۰۹:۴۴ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 11,059
اعتبار: 255
سپاس کرده: 4,919
سپاس شده: 9,018 در 4,910 موضوع

امتياز: 118,842.10

ارسال: #8
RE: سرگذشت موسیقی ایران
براون از آن صحبت می کند در میان رقاصان دسته های مطربها معمول بود و من به یاد دارم که در قدیم که برای مجالس عروسی ، مطرب دعوت می کردند ، علاوه بر کار نوازندگی و خوانندگی و رقص ، مطربها نمایش هم می دانند و صندوقی داشتند که همراه می آوردند و درموقع نمایش ، لباس های مختلف می پوشیدند و صورت خود را با رنگ ها تغییر می دادند و به اصطلاح امروز (گریم) می کردند و چون دسته های مطرب که به مجالس مردانه می آمدند فقط از مردان تشکیل می شد رقص بر عهده ی پسران کم سالی بودکه برای همین کار تربیت می شدند.هنوز هم از این دسته ها در شهرها حتی در تهران هم وجود دارد.[/size][/font]
بنا به نوشته ی معیرالممالک در اواخر دوره ی ناصرالدین شاه دو دسته مطرب بوده اند که یکی را دسته ی کورها و دیگری را دسته ی مومن می نامیدند دسته ی کورها مرکب بود از چهار مرد و دو زن.رئیس آنها کریم نام داشت و تار و کمانچه می زد.سه مرد دیگر یکی ضرب می گرفت و دو تن دف می زدند دختر کریم کمانچه می کشید ، زن دیگر هم می خواند.در دسته ی مومن ، خود مومن دایره می زند و می خواند و در علم موسیقی و درست خواندن مهارت داشت.او را دو دختر بود که یکی ارگ دستی می نواخت و دیگری می رقصید.مادرشان هم ضرب می گرفت.
از قرار معلوم یک دسته نوازنده هم از کشمیر آمده بودند که معیرالممالک شرح ذیل را درباره ی آنها نوشته است:
فردا مادرم به اندرون رفت و عصر همان روز بساط بزم در اطاق برلیان ساز گشت.مطربها دوازده نفر بودند و میان آنها دو مرد قوی هیکل ... تنبک دو سری به گردن آویخته بودند و در حین رقص و چرخیدن با حالتی تماشائی ضرب می گرفتند...پسرکی سیه چرده به سن 15 الی 16 سال مشتی سوزن به زمین می پاشید ودربین رقص خم شده با پلک چشم آنها را یک یک بر می چید... انواع سازهای عجیب خوش صدا داشتند و نواهای پسندیده می خواندند که بسیار دلنشین بود.
معیرالممالک از چند دسته نوازندگان زنانه ی دیگر هم صحبت می کند به نام دسته ی گل رشتی - دسته ی طاووس و دسته ی ماشاءالله که آنها نیز در اواسط بهار روزی که شاه با زنها و دختران و خانمهای شاهزادگان در قصر قاجار بودند و آش رشته می پختند ، نوازندگی می گردند.
دیگری می نویسد: شب نشینی به طرز خوشی بر گذارمی شد.عده ی زیادی می آمدند و با ارکستر ایرانی سر گرم بودند.ارکستر را حکومت از روی لطف و صمیمیت برای ما فراهم می کرد.مطربها نیز با رغبت مشغول کار شده حضار را مشغول می کردند و ما هم از آنها اظهار امتنان می کردیم.
نویسنده ی مزبور در چند صفحه ی دیگر می نویسد : شب هم باید در مجلس پذیرائی حکومت حضور یافت که اسباب سرگرمی از هر حیث فراهم است از قبیل مطرب و مشروب و مأکول و مخصوصاً آتش بازی که ایرانیان در فراهم کردن آن مهارت فوق العاده ای دارند.مطربان به نواختن تار و تنبک و سایرآلات موسیقی مشغولند و پسرهای کوچک به تقلید دختران ، گیسوان بلندی دارند و با آهنگ سازمی رقصند.این سرگرمی ها در نظر ما غربی ها یکنواخت است اما اگر زبان فارسی را بدانیم کسل نمی شویم.
تشخیص موسیقی و تأثیر آن - موسیقی ایرانی خواصی دارد که تشخیص آن برای کسانی که عادت ندارند مشکل است بنابراین اروپائیانی که به ایران آمده اند حق داشته اند اگر نوشته اند ما از موسیقی ایرانی لذت کامل نبردیم.عکس مطلب نیز صحیح است چنانکه ایرانیان هم از موسیقی اروپائی نمی توانستند استفاده ی روحی کنند و لذت برند چون به آن نوع موسیقی مأنوس نبودند

امضا كاربر


سه شنبه ۲۸ خرد ۱۳۹۲ ۰۹:۴۶ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 11,059
اعتبار: 255
سپاس کرده: 4,919
سپاس شده: 9,018 در 4,910 موضوع

امتياز: 118,842.10

ارسال: #9
RE: سرگذشت موسیقی ایران
ی خود شرحی راجع به حاکم کاشان که برای دیدن او به منزل رئیس تلگرافخانه آمده می نویسد که خالی از تفریح نیست: برادرزن شاه به محض ورود ، روی صندلی نشست و در حال بلعیدن چای به ارگ کوچکی که در کنار اطاق بود ، به دقت نگاه کرد و بالاخره پرسید که این چیست و چون به او گفتم که این یکی از آلات موسیقی است باحرارت زیادی گفت من خیلی میل دارم که صدای آن را بشنوم.رئیس تلگرافخانه معذرت خواست که مبتدی است و نزد استاد مشق نکرده است و نمی تواند آهنگی که قابل شنیدن باشد ، بنوازد ولی حاکم گفت نمی شود حتماً باید من صدای آن را بشنوم خلاصه بنابر خواهش میزبان مهربان ، من در مقابل ارگ نشستم و درین فکر بودم که چه آهنگی را شروع کنم زیرا که اولا مستعمین من به آهنگ های اروپائی آشنا نبودند و ثانیاً من از سرودها و آوازهای ایرانی اطلاع نداشتم.پس از مدتی فکر و سرگردانی بالاخره دل به دریا زده و یک آهنگ اروپائی را شروع کردم.حاکم گفت:[/size][/size][/font]
این آهنگ بسیار خوب است ولی شما تند می زنید خواهش می کنم قدری آرامتر بزنید.بنابراین من از قاعده خارج شده و آهسته تر آهنگهای بی ربطی می زدم ولی برعکس دیدم نشاطی در او پیدا شد و سر را بالا و پائین می انداخت که علامت تحسین و تمجید بود!(این حاکم ، به وسیله ی خواهر خود انیس الدوله یکی از زنان سو گلی ناصرالدین شاه به این مقام رسیده است) ... در جای دیگر وقتی از یک جشن عروسی در جلفای اصفهان صحبت می کند ، چنین می نویسد : یک نفر آمد و جعبه ای چوبی که آنرا سنتور می گویند در جلوی خود گذارد و با مضرابهای چوبی شروع به زدن آن کرد.این هنرمند ماهر برای نشان دادن استادی خود با کمال تندی مضراب را روی سیم فرود می اورد.من مدتی تماشا کردم ولی نتوانستم آن را با پیانو یا ساز دیگری که نغمات خوش آهنگی از آن شنیده می شود تشبیه کنم.البته معلومات دقیقی لازم است تا بتوان ارزش واقعی این موسیقی سحرانگیز را درک کرد و از استماع آن لذت برد ولی من با کمال خجلت اعتراف می کنم که از آن چیزی نفهمیدم و از لذت این نغمات دلکش محروم ماندم.
به قرار نوشته ی ادوارد براون ، (آلمااسترتل) که ترجمه ی تصنیف های ایرانی مرتب شده ی توسط (بلیرفیرچایلد) را به عهده داشته به قدری فریفته ی لذت و تاثیر وصف نشدنی آواز مطربان ایرانی بوده است که این جملات را در دیباچه ی آن جزوه نوشته است:
اما برای اینکه شخص کاملا بداند که این تصنیف ها چیست ، باید در مشرق زمین اقامت گزیند : شب گرم و روشن ایران ، شعاع چراغهایی که بر لباس براق و رنگارنگ حضار افتاده ، تاریکی اطراف که شبح های تیره فام در آن پرواز و رقص می کنند ، نوای عجیب موسیقی ، آهنگ هائی که گاهی بسیار دلپذیر است و با تشابه و تکرار دائمی اوج گرفته و فرود می آیند.تمام این ها قابل ترجمه نیست اما تاثیری که در شخص می کند به قدری زنده و محسوس و به اندازه ای سحار و فتان است که شخص آرزو می کند به هر شکلی هست آنرا ثابت و پایدار نماید.
گوبینو می نویسد: یک شب ما در یک مجلس شام دعوت داشتیم و جمعی از نجبای ایرانی از جمله میرزا تقی لسان الملک معروف به سپهر حاضر بود لسان سپهر گفت نکته ی دیگری که موجب حیرت من شده موسیقی اروپائیان است و تعجب می کنم ملل اروپائی با این هوش سرشار چرا موسیقی دلچسبی ندارند که شخص از آهنگ آن محفوظ شود.در پاسخ گفتم برخلاف تصور شما اروپائیان موسیقی خوب و جالب توجهی دارند.لسان سپهر پرسید آیا موسیقی اروپائی در شنوندگان تأثیر می نماید؟ گفتم بدیهی است.لسان الملک گفت مقصود شما ازین تأثیر چیست؟ گفتم مقصود اینست که موسیقی اروپائی گاهی چنان انسان را متأثر و محزون می کند که اشک از دیدگان سرازیر می گردد و زمانی چنان به نشاط می آید که بی اختیار از جا برخاسته و برقص می افتد.حاصل اینکه تأثیر موسیقی اروپائی به قدری است که حتی وقایع حقیقی زندگی هم نمی تواند چنین اثراتی بوجود آورد

امضا كاربر


سه شنبه ۲۸ خرد ۱۳۹۲ ۰۹:۴۷ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
*
ارسال ها: 11,059
اعتبار: 255
سپاس کرده: 4,919
سپاس شده: 9,018 در 4,910 موضوع

امتياز: 118,842.10

ارسال: #10
RE: سرگذشت موسیقی ایران
لسان الملک گفت با این وصف موسیقی ایرانی تأثیرش خیلی زیادتراز موسیقی اروپائیست واگرموسیقی شما فقط در انسانها اثر می نماید موسیقی ما در حیوانات هم تأثیر میکند مثلا من دوستی داشتم که چندین قطار شتر داشت و شتران خود را برای بار کشی کرایه می داد.این شخص خیلی خوب نی میزد و به قدری در نی زدن مهارت داشت ک به وصف درنمی آید و برای اینکه هنر خود را نشان بدهد شتران خود را سه روز تمام در کاروانسرا نگاه می داشت و مانع از خروج آنها می شد به طوری که شتران از شدت تشنگی بی تاب می شدند و روز چهارم در کاروانسرا را می گشود و شتران را رها می کرد که به طرف جوی رفته آب بیاشامند.بدیهی است شتران تشنه با شتاب زیاد خود را به آب می رسانیدند ولی هنوز شروع به آشامیدن نکرده بودند که دوست من نی خود را بیرون می آورد و شروع به نی زدن می کرد.آن وقت شتران از آب خوردن صرف نظر کرده و مراجعت می نمودند و اطراف دوست مرا می گرفتند و گردن ها را می کشیدند و مثل این بود که از شنیدن آهنگ نی لذت می برند و همین که دوست من از نی زدن باز می ایستاد شتران مجدداً به طرف جوی آب می رفتند و رفع عطش می نمودند... بعد گوبینو می نویسید : در این که موسیقی در حیوانات تأثیر می نماید تردیدی نیست ولی لسان الملک مبالغه گوئی می کرد و از شخصی مثل اوبعید بود که اغراق بگوید.
اوژن فلاندن در کتاب خود شرح مبسوطی راجع به ملاقات با ملک قاسم میرزا فرزند فتحعلی شاه که او را یکی از مردان بزرگ مشرق زمین می داند ، نوشته است.چون قصه ی شیرینیست و نکاتی راجع به موسیقی دارد به طور خلاصه به آن اشاره می کنم.می نویسد: این شاهزاده در کشور فرانسه تربیت شده و زبانهای متعدد از جمله فرانسه و انگلیسی و روسی را خوب می دانسته و بسیار روشن فکر بوده و نقاشی را زیاد دوست می داشته است.اوژن مایل بوده است صورت زنی را بکشد ولی چون خانمها حجاب داشته اند مقصودش حاصل نشده تا اینکه از شاهزاده یاری می طلبد و او هم وعده می دهد که به زودی منظور نقاش را برآورد.بعد از چند شب ، مستخدم مخصوص ملک قاسم میرزا ، او را مخفیانه به اندرون شاهزاده می برد و پس از گذشتن از راههای پرپیچ و خم وارد قصر می شود.

امضا كاربر


سه شنبه ۲۸ خرد ۱۳۹۲ ۰۹:۴۷ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1396.