به انجمن های تخصصی دانلود رایگان خوش آمدید
نام کاربری یا ایمیل:  
پسورد:     
ثبت نام | بازیابی پسورد
ثبت نام راهنما لیست اعضا مشاهده‌ی ارسال‌های تازه‌ مشاهده‌ی ارسال‌های امروز
X اطلاعات تالار نشان میدهد که شما عضو نیستید. لطفا از این لینک در کمتر از 1 دقیقه ثبت نام کنید


متن ترانه های همای مستان
زمان کنونی: شنبه ۳ آبا ۱۳۹۳, ۲۰:۲۰ عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: aftabi
آخرین ارسال: aftabi
پاسخ: 43
بازدید: 1748



ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 1
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

متن ترانه های همای مستان

نویسنده پیام
*
ارسال‌ها: 15,593
اعتبار: 249
سپاس کرده: 7,697
سپاس شده: 12,249 در 5,128 موضوع

امتياز: 1,161,007.79

ارسال: #1
متن ترانه های همای مستان
[تصویر:  21ti917.jpg]




توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید

میخانه ها را وا کنید ای بـــاده خـــواران


پیمانـه را احیــا کنیـد ای مــل گســاران


باده ساغـر کنیـد ، توبـه ای دیگـر کنیـد


خرقه از تن برکنید ، توبه ها را بشکنید

توبـــه هــا را بشکنیـــد آمــــد بهــــاران

یادی از آئین مستانی کنید ، مست پنهانی کنید

تا سحر پیمانه گردانی کنید ، مست پنهانی کنید


روز و شب معشوقــه بـــازی های عــرفــانی کنید


مــست پنهـــــانی کنیــد ، مست پنهــــانی کنید

همچـون خمـــاران توبــه ها را بشکنید


توبـــه هــا را بشکنیـــد آمــــد بهــــاران

عاشقان غوغا کنید

بــر دل شیـــدا کنید


یک نفس گر میتوان ساغر زدن

پس چــرا اندیشـــه فـــردا کنیم

غصه از سر وا کنیم

پیمانه را احیا کنیم


ای بی قـراران ، ای بی قـراران

توبـــه هــا را بشکنیـــد آمــــد بهــــاران

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
شنبه ۹ شهر ۱۳۹۲ ۱۷:۳۴ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
2 کاربر به دلیل این ارسال از aftabi سپاسگزاری کرده اند.
!fand0q!, baran2011
*
ارسال‌ها: 15,593
اعتبار: 249
سپاس کرده: 7,697
سپاس شده: 12,249 در 5,128 موضوع

امتياز: 1,161,007.79

ارسال: #2
RE: متن ترانه های همای مستان
آن دم که مــــرا مــــی زده بـر خـــاک سپــارید

زیـــــر کفنــــــم خمــــــره ای از بـــــاده گذاریـد


تــــا در سفـــــر دوزخ از ایــن بــــــاده بنوشـــم



بـــــر خــاک مـن از ساقــــه انگـــــور بکــاریــــد

آن لحظـــه کــه بـا دوزخیــــان کنـــــم مـــلاقات

یک خمـــره شـــراب ارغـــوان بــرم به سوغات


هرقدر که در خاک ننوشیدم از این باده صافی

بنشینـــــم و بــــا دوزخیـــــــان کنـــم تــــلافی


جــز ساغـــر و پیمانــــه و ساقـــی نشنـاسـم

بــر پــایـــه پیمانــه و شـادی است اســـاسـم


گر همچــو همــــای از عـطش عشق بسـوزم

از آتــــــــش دوزخ نــــهراســــــم نــــهراســـــم

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
شنبه ۹ شهر ۱۳۹۲ ۱۷:۳۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
2 کاربر به دلیل این ارسال از aftabi سپاسگزاری کرده اند.
!fand0q!, baran2011
*
ارسال‌ها: 15,593
اعتبار: 249
سپاس کرده: 7,697
سپاس شده: 12,249 در 5,128 موضوع

امتياز: 1,161,007.79

ارسال: #3
RE: متن ترانه های همای مستان
بـه گـرد کعبـه می گـردی پریشان


کـه وی خود را در آنجا کرده پنهان


اگــر در کعبــه می گـــردد نمـایـان


پس بگرد تا بگردی بگرد تا بگردی



در اینجا باده مینوشی ، در آنجا خرقه می پوشی ،


چرا بیهوده میکوشی


در اینجا مـــــردم آزاری ، در آنجا از گنـــــــــــــه آری ،


نمی دانم چه پنداری

در اینجــا همـــدم و همسایــــه است در رنــج و بیمــاری


تو آنجا در پی یاری




چــه پنـــداری کجــــا وی از تـــو می خواهـد چنین کــاری

چه پیغــامـــی که جــز بــا یــک زبــــان گفتـــن نمی داند


چه ســلطانی که جــز در خـــانـــه اش خفتــن نمی داند


چه دیداری که جز دینار و درهم از شما سفتن نمی داند

به دنبال چه می گردی که حیرانی


خـرد گم کرده ای شاید نمی دانی



همـــای از جــــان خـــود سیری


کـــه خـــامـــوشی نمی گیـــری


لبت را چون لبــــان فرخی دوزند


تو را در آتش اندیشه ات سوزند


هــــــــزاران فتنـــــــه انگیـــــــزند



تــــو را بـــر سر در میخانه آویزند

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
شنبه ۹ شهر ۱۳۹۲ ۱۷:۳۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
2 کاربر به دلیل این ارسال از aftabi سپاسگزاری کرده اند.
!fand0q!, baran2011
*
ارسال‌ها: 15,593
اعتبار: 249
سپاس کرده: 7,697
سپاس شده: 12,249 در 5,128 موضوع

امتياز: 1,161,007.79

ارسال: #4
RE: متن ترانه های همای مستان
بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست
باور کنید که پاسخ آیینه سنگ نیست
سوگند می برم به مرام پرندگان
در شهر ما سزای پریدن تفنگ نیست
در کارگاه رنگرزان دیار ما
رنگی برای پوشش آثار ننگ نیست
دارد بهار می گذرد با شتاب عمر
فکری کنید
فرصت پلکی در نگ نیست
تنها یک نفر به قله تاریخ می رسد
هر مرد پا شکسته که تیمور لنگ نیست

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
شنبه ۹ شهر ۱۳۹۲ ۱۷:۳۷ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از aftabi سپاسگزاری کرده است.
!fand0q!
*
ارسال‌ها: 15,593
اعتبار: 249
سپاس کرده: 7,697
سپاس شده: 12,249 در 5,128 موضوع

امتياز: 1,161,007.79

ارسال: #5
RE: متن ترانه های همای مستان
این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت
هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت
دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود
دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود
گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت.

این چه جهانیست؟!
این چه بهشتیست؟!
این چه جهانیست که نوشیدن می نارواست؟!
این چه جهانیست؟
این چه بهشتیست , در آن خوردن گندم خطاست؟!
این چه بهشتیست؟
آی رفیق این ره انصاف نیست
آی رفیق این ره انصاف نیست
این جفاست.
راست بگو راست بگو راست
فردوس برینت کجاست؟
راست بگو راست بگو راست
فردوس برینت کجاست؟

راستی آنجا هم
راستی آنجا هم
هرکس و ناکس خداست؟
راست بگو راست بگو راست
فردوس برینت کجاست؟

بر همه گویند که هشیار باش
بر همه گویند که هشیار باش
بر در فردوس نشیند کسی
تا که به درگاه قیامت رسی
از تو بپرسند که در راه عشق
پیرو زرتشت بدی یا مسییح؟
پیرو زرتشت بدی یا مسییح؟
دوزخ ما چشم به راه شماست
دوزخ ما چشم به راه شماست
راست بگو راست بگو راست
آنجا نیز
باز همین ماجراست؟!؟!
راست بگو راست بگو راست
فردوس برینت کجاست؟!
این همه تکرار مکن ای همای
کفر مگو شکوه مکن بر خدای
پای از این در که که نهادی برون
در غل و زنجیر برندت بهشت
بهشت همان ناکجاست
وای به حالت همای
وای به حالت
وای به حالت همای
وای به حالت
این سر سنگین تو از تن جداست
نه , نه, نه
توبه کنم باز حق با شماست
نه ,نه, نه
توبه کنم بازحق با شماست

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
شنبه ۹ شهر ۱۳۹۲ ۱۷:۳۷ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
2 کاربر به دلیل این ارسال از aftabi سپاسگزاری کرده اند.
!fand0q!, baran2011
*
ارسال‌ها: 15,593
اعتبار: 249
سپاس کرده: 7,697
سپاس شده: 12,249 در 5,128 موضوع

امتياز: 1,161,007.79

ارسال: #6
RE: متن ترانه های همای مستان
کودکی بودم و دنبال خدا
در بیابان در دشت در دل جنگل سبز همه جا می‌گشتم

کلبه‌ای در گذرم بود پر از نور که خورشید دگرگونه بر آن می‌تابید

پیرمردی دیدم که پس از خوردن یک جرعه شراب به خدا گفت : سپاس

آری احساس من این بود خدا آنجا بود من خدا را دیدم من شنیدم که خدا گفت : بنوش گوارای وجود

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
شنبه ۹ شهر ۱۳۹۲ ۱۷:۳۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
2 کاربر به دلیل این ارسال از aftabi سپاسگزاری کرده اند.
!fand0q!, baran2011
*
ارسال‌ها: 15,593
اعتبار: 249
سپاس کرده: 7,697
سپاس شده: 12,249 در 5,128 موضوع

امتياز: 1,161,007.79

ارسال: #7
RE: متن ترانه های همای مستان

" ای شاه "


ای شاه بی خیال مست



با توام آیا با منه مسکین حواست هست


روزگاری دامنت میگیرد آه این فقیران تهی دست


تا کنون آیا کنار کودکانت نیمه شب آشفته خفتستی


نه نه تو بی غم و مستی


تا کنون حتی برای تکه نانی پیش فرزندان خود شرمنده بودستی


نه نه تو بی غم و مستی



کجا پای تو تا زانو به گل بودست


کجا چشمانت از بار گناهانت خجل بودست


صدای ناله ي دهقان پیری را که می گرید شنیدستی


نه نه تو بی غم و مستی


ای شاه بی خیال مست


با توام آیا با منه مسکین حواست هست


روزگاری دامنت میگیرد آه این فقیران تهی دست

[تصویر:  shargh1.jpg]

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
شنبه ۹ شهر ۱۳۹۲ ۱۷:۴۰ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
2 کاربر به دلیل این ارسال از aftabi سپاسگزاری کرده اند.
!fand0q!, baran2011
*
ارسال‌ها: 15,593
اعتبار: 249
سپاس کرده: 7,697
سپاس شده: 12,249 در 5,128 موضوع

امتياز: 1,161,007.79

ارسال: #8
RE: متن ترانه های همای مستان
محتسب مستی به ره دیدو گریبانش گرفت

مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست

گفت مستی زان سبب افتان و خیزان میروی

گفت جرم راه رفتن نیستره هموار نیست
گفت می باید تو را تاخانه قاضی برم

گفت رو صبح ای قاضی نیمه شب بیدار نیست
گفت تا داروغه راگوییم در مسجد بخواب

گفت مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست
گفت دیناری بده پنهانو خود را وا رهان

گفت کار شرع کار درهمو دینار نیست
گفت اگه نیستی کز سردر افتادت کلاه

گفت در سر عقل باید بیکلاهی عار نیست
گفت باید حد زند هشیارمردم مست را

گفت هشیاری بیار اینجاکسی هشیار نیست
شعر از پروین اعتصامی

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
شنبه ۹ شهر ۱۳۹۲ ۱۷:۴۵ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از aftabi سپاسگزاری کرده است.
!fand0q!
*
ارسال‌ها: 15,593
اعتبار: 249
سپاس کرده: 7,697
سپاس شده: 12,249 در 5,128 موضوع

امتياز: 1,161,007.79

ارسال: #9
RE: متن ترانه های همای مستان
« مدارا کن »
بيـا بنشين و بـا مـردم مــدارا کن
گـــره از کــار اين افتادگـان وا کن
بترس از شعله هاي زير خاکستر
بيــا انديشـــه انــــدوه فـــردا کن

هزاران تـــاج سلطاني
دو صد تخت سليماني
فلک بستاند از دستت به آساني

که اين تخت بلند جم
نه بر شاهان ساماني وفا کرد و نه بر پرويز ساساني

که اين رسم فلک باشد
نه شاهنشاه بشناسد نه روحاني
مبـاد آن دم که چنگیزی بپا خیزد
کشـانــد آشیـانـت را بـه ویــرانی
همای از خواندن این فتنه پروا کن
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
شنبه ۹ شهر ۱۳۹۲ ۱۷:۴۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
2 کاربر به دلیل این ارسال از aftabi سپاسگزاری کرده اند.
!fand0q!, baran2011
*
ارسال‌ها: 15,593
اعتبار: 249
سپاس کرده: 7,697
سپاس شده: 12,249 در 5,128 موضوع

امتياز: 1,161,007.79

ارسال: #10
RE: متن ترانه های همای مستان
ای مفتــــــــی شهـــــــــــر از تــــــو بیــدارتـــــریــــم
بــا ایـــــن همـــــه مستی ز تــــو هشیارتـــــریــــم
تـــو خـــون کســــــان نوشـــــی و مــــا خـــون رزان
انصـــــــــــاف بـــــــــــده کــــــــــــدام خونخــــوارتریم

گوینـــد کـــــه دوزخـی بـــــود عــــــــاشـق و مـست
گوینـــد کـــــه دوزخـی بـــــود عــــــــاشـق و مـست گوینـــد کســـان بهشت بـا حــــــــــور خــوش است
مــن می گویـــــــــم کــه آب انگــــــور خــوش است
ایـــن نقـــــــد بگیــــــر و دست از آن نسیـــه بـــــدار
کـــــــآواز دهـــــــــل شنیــــــدن از دور خــوش است
این می چه حرامیست که عالم همه زان میجوشد
یــــک دستــــه بـه نــــــابــــودی نــــامش کوشنــــد
آنـــــان کـه بـــــر عاشقــــــان حــــــرامـش کردنــــــد
خــــود خلــــــوت از آن پیـالـــــه هـــا مـی نوشنــــد
آن عاشق دیوانه کـه این خمار مستـــی را سـاخت
معشــــوق و شـــراب و مــــی پرستـــی را سـاخت
بـــی شـــک قـــــدحــی شــــراب نوشیـــــد و از آن
سـر مـست شــد ایــن جهــان هستــی را سـاخت
گوینـــد کـــــه دوزخـی بـــــود عــــــــاشـق و مـستگوینـــد کـــــه دوزخـی بـــــود عــــــــاشـق و مـست

امضا كاربر
آنکه دنبال حیات ابدی می گردید

کاش یک تا دو قدم

به سوی ظلمت چشم تو قدم بر می داشت

و به یک جرعه ی آن

ابدی می گردید.
شنبه ۹ شهر ۱۳۹۲ ۱۷:۴۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر سپاس نقل قول این ارسال در یک پاسخ
1 کاربر به دلیل این ارسال از aftabi سپاسگزاری کرده است.
baran2011
ارسال موضوع  ارسال پاسخ 






تالار گفتمان اف دی ال - انجمن تخصصی دانلود رایگان - تالار گفتگوی ایرانیان © 1393.